این بار، سه عضو پیمان دفاعی مکه به کشوری رفتند که جنگ آن با آمریکا و اسرائیل و پیامدهای منطقهایاش، از محورهای اصلی رایزنیهای سه روز پیش آنها در استانبول بود.
سفر تهران را میتوان ادامه تلاش دیپلماتیکی دانست که در نشست استانبول برای جلوگیری از گسترش جنگ بر آن تاکید شده بود. سه عضو پیمان مکه، همزمان با تقویت همکاری دفاعی برای حفاظت از عربستان، میکوشند از طریق گفتوگو با جمهوری اسلامی راهی برای کاهش تنش منطقهای پیدا کنند.
این دو مسیر از نگرانی مشترک آنها درباره جنگی گستردهتر حکایت دارد؛ جنگی که برای جلوگیری از آن رایزنی میکنند و برای پیامدهایش نیز آماده میشوند. از این منظر، نشست تهران را میتوان یکی از آخرین تلاشها برای یافتن راهی میانه پیش از وقوع جنگی گستردهتر دانست.
از استانبول تا تهران؛ دو مسیر همزمان
در نشست اول آبان استانبول، ترکیه، مصر، پاکستان و عربستان سعودی، در قالب گروه آر۴ (R4)، با بریتانیا، فرانسه، آلمان و ایتالیا گفتوگو کردند. اطلاعیه مشترک هشت کشور بر ضرورت حل منازعات از طریق گفتوگو و کاهش تنش تاکید داشت. حضور ایتالیا، ترکیب اولیه هفتکشوری را به هشت کشور گسترش داد و شرکتکنندگان درباره ادامه این قالب رایزنی توافق کردند.
حالا در تهران، سه بازیگر همان نشست با یکی از طرفهای اصلی بحران وارد تماس مستقیم شدهاند تا بر پایبندی به دیپلماسی تاکید کنند اما مشخص نیست دقیقا چه کسانی در حکومت ایران از این نشست استقبال کردهاند؛ عدهای آن را «درایت» رییسجمهوری و عدهای دیگر خواستِ دبیر شورای عالی امنیت دانستهاند.
خبرگزاری ایرنا نیز بهنقل از شورای عالی امنیت ملی گزارش داد که این نشست به پیشنهاد پاکستان و با همراهی ایران برگزار شده است. با وجود این ابهام درباره نحوه برگزاری این دیدار، میتوان گفت جمهوری اسلامی درباره خروجی این دیدار هم چندان خوش بین نیست چراکه عملا کسی مسئولیت این نشست را بر عهده نگرفته است.
این تلاش دیپلماتیک همزمان با آمادهسازی برای دفاع نظامی از عربستان پیش میرود.
سه کشور در چارچوب پیمان مکه، حمله به یکی از اعضا را حمله به همه میدانند و برای اجرای این تعهد، زمینه استقرار نیرو و تجهیزات در عربستان را فراهم میکنند. بنابراین، گفتوگو با تهران به معنای توقف همکاری نظامی آنها نیست.
این کشورها میکوشند از طریق دیپلماسی خطر گسترش جنگ را کاهش دهند، اما امنیت عربستان را به نتیجه مذاکرات وابسته نمیکنند. اگر رایزنیها به کاهش تنش نینجامد و حملات ادامه یابد، آمادگی دفاعی میتواند به مشارکت مستقیمتر آنها در درگیری منجر شود؛ زمینهای که در مجلسین کشورها در حال فراهم شدن است.
دفاع از عربستان، بدون استقبال از جنگ
حملات حوثیها به عربستان و ناامنی مسیرهای دریایی، نه تنها این کشور را در معرض هزینههای جدی قرار داده است بلکه کشورهای منطقه و اروپا را متاثر کرده است.
برای ریاض، کاهش تنش با ایران با حفاظت از زیرساختها، تجارت و ثبات اقتصادی پیوند دارد. پاکستان در مسیر میانجیگری حضور یافته و ترکیه نیز هم در همکاری دفاعی و هم در هماهنگی دیپلماتیک با منطقه و اروپا نقش دارد.
مواضع استانبول نشان میدهد مخالفت با حمله به ایران، همراه با مطالبات امنیتی مشخص است. بیانیه چهارجانبه آر۴، در کنار تاکید بر دیپلماسی، حملات حوثیها را محکوم میکند، با عربستان و دولت یمن اعلام همبستگی میکند و خواستار عبور امن و بدون مانع از هرمز میشود. این مواضع، حمایت بیقیدوشرط از تهران نیست.
از این منظر، تماس با جمهوری اسلامی و تقویت دفاع عربستان دو اقدام ناسازگار نیستند. هر دو میتوانند در خدمت کاهش آسیبپذیری کشورهای منطقه باشند. مشکل آنجاست که آمادگی دفاعی، حتی با هدف جلوگیری از گسترش جنگ، ممکن است این کشورها را به درگیری نزدیکتر کند. همان نگرانیای که آنها را به سوی مذاکره سوق میدهد، انگیزه تقویت همکاری نظامی نیز هست.
آیا تقسیم کار همچنان در حال شکلگیری است؟
پیش از نشست استانبول، احتمال شکلگیری نوعی تقسیم کار مطرح بود: فشار مستقیم آمریکا و اسرائیل بر جمهوری اسلامی در یک مسیر و تلاش کشورهای منطقه برای مهار پیامدهای جنگ، بهویژه حملات حوثیها، در مسیری دیگر.
سفر تهران این احتمال را منتفی نمیکند؛ زیرا گفتوگو با جمهوری اسلامی میتواند بخشی از همان تلاش برای جلوگیری از سرایت درگیری باشد.
بااینحال، باید میان نتیجه احتمالی اقدامات و قصد مشترک بازیگران تفاوت گذاشت. حفاظت بهتر از عربستان ممکن است بخشی از فشار منطقهای را کاهش دهد، اما اثبات اینکه چنین تحولی منابع آمریکا را برای جنگ با جمهوری اسلامی آزاد میکند، به شواهد بیشتری نیاز دارد. از کنار هم قرارگرفتن اقدامات نیز نمیتوان وجود فرماندهی یا توافق پنهان مشترک را نتیجه گرفت.
نکته مهمتر، تفاوت رویکرد این کشورها با اسرائیل است. مخالفت با گسترش حمله به ایران و ادامه تماس با تهران، نشان میدهد نمیتوان همه این بازیگران را اعضای یک ائتلاف واحد دانست. اما متفاوتبودن اهداف، مانع از آن نیست که برخی اقداماتشان در عمل آثار مکمل داشته باشد. دیپلماسی تهران نیز باید در همین وضعیت پیچیده بررسی شود.
تهران و ریاض؛ دو توضیح برای یک دیدار
با وجود آنکه اعضای کمیسیون امنیت مجلس اعلام کردهاند که تهران نمیخواهد به توافق مکه بپیوندد اما برای عدهای این نشست معنایی فراتر از جلوگیری از جنگ دارد چرا که فکر میکنند این گفتگوها راهی برای خود محور شدن امنیت منطقه است.
علی باقری، معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی، در توضیح این نشست از «امنیت درونزا» در منطقه سخن گفته و الگوی دفاعی جمهوری اسلامی را الگویی موفق برای امنیتسازی معرفی کرده است. او همکاری سه کشور با تهران را به امکان ایجاد امنیت منطقهای و مقابله با دخالت آمریکا و اسرائیل پیوند زند.
در این روایت، حضور هیات به اعتبار تجربه دفاعی و پیشنهاد امنیتی جمهوری اسلامی متصل میشود. تهران میکوشد نشان دهد که با وجود جنگ و فشار، همچنان طرف ضروری گفتوگو درباره آینده منطقه است. اما حضور مهمانان در تهران، بهتنهایی تایید این برداشت نیست؛ همانطور که پذیرش دعوت به مذاکره، به معنای پذیرش پیشنهادهای میزبان نیست.
توضیح وزارت امور خارجه عربستان پیش از نشست، بر کاهش تنش، ترغیب طرفهای بحران به راهکار دیپلماتیک و حمایت از میانجیگری قطر و پاکستان متمرکز است. در این توضیح، پذیرش الگوی امنیتی جمهوری اسلامی یا کنارگذاشتن نقش آمریکا مطرح نشده است.
همچنین عربستان و دیگر کشورهای حاضر در این نشست در ماههای گذشته هیچ تمایلی از خود برای محدود کردن نقش آمریکا در منطقه نشان ندادهاند و آخرین سفر وزیر امور خارجه آمریکا به منطقه نیز دقیقا خلاف این تصور را رقم زده بود. از این نظر، فاصله دو روایت نشان میدهد که طرفها هنوز حتی معنای واحدی از این تماس هم ندارند.
نشستی برای جلوگیری از جنگ، با چشماندازی محدود
اگرچه مسائل منطقهای، بهویژه امنیت عربستان، از موضوعات محوری نشست است، هر سه کشور پیمان مکه پیشتر نیز برای میانجیگری میان جمهوری اسلامی و آمریکا تلاش کردهاند که مهمترین آنها پاکستان است.
به این معنا، نشست تهران تلاشی برای جلوگیری از جنگ نیز خواهد بود. به نظر میرسد سه کشور، در صورت ناکامی در یافتن راهی برای توافق تهران و واشینگتن، بخواهند درباره کنترل پیامدهای منطقهای حمله نیز با تهران گفتوگو کنند.
پاکستان پیشتر همراه قطر در دستیابی به توافق موقت ژوئن نقش داشت؛ توافقی که دیری نپایید. بازگشت این میانجیگران به تهران، آن هم در میانه جدیترین لشکرکشی آمریکا به منطقه و تهدیدات اسرائيل، نشان میدهد که کشورها در حال انجام آخرین تلاشهای خود برای جلوگیری از یک نبرد فراگیرتر هستند. نبردی که طرف ایرانی آن را «آخرالزمانی» تصویر میکند.
آنچه احتمال یک درگیری را جدیتر نیز میکند حضور خالد بن سلمان وزیر دفاع عربستان است. او آخرین بار در ۲۸ فروردین ۱۴۰۴ به تهران سفر کرده بود. کمتر از دو ماه بعد، یعنی در ۲۳ خرداد، حملات گسترده اسرائیل به جمهوری اسلامی آغاز شد، آن روزها این دیدار به عنوان آخرین اولتیماتوم به تهران دانسته شده بود. حضور دوباره او میتواند برای اولتیماتومی دیگر به تهران باشد.
در حالی اعضای پیمان مکه میکوشند بر شعلههای امید بر توافق جمهوری اسلامی و آمریکا بدمند که همزمان برای دفاع از عربستان آماده میشوند و امنیت خود را به موفقیت این میانجیگری گره نمیزنند.
آنها میخواهند حوثیهای یمن را مهار کنند، بخشی از سیاست دفاعی و نظامی خود را برای مهار جمهوری اسلامی در ماههای گذشته تغییر دادهاند و حتی عربستان به دنبال ساخت موشک بالستیک برای مواجهه با تهدیدات تهران است. به این معنا همکاری دفاعی این کشورها میتواند به درگیری مستقیمتر آنها با تهران نیز بینجامد.