نتانیاهو: همانطور که متفقین نازیها را نابود کردند، باید جمهوری اسلامی را سرنگون کرد
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، با تشبیه حکومت جمهوری اسلامی به نازیها و نئونازیها، گفت تنها راه متوقف کردن آن، سرنگونی حکومت در ایران است. او با اشاره به نابودی حکومت نازی به دست متفقین در جنگ جهانی دوم، تاکید کرد که به این نتیجه رسیده است که راهحل دیگری برای مقابله با جمهوری اسلامی وجود ندارد.
نتانیاهو در جریان کارزار انتخاباتی خود در گفتوگو با شبکه ۷ اسرائیل گفت: «به این نتیجه رسیدم که تنها راهحل قابل تصور در اینجا، بدون تردید، سرنگونی این حکومت متعصب است.»
او در ادامه، اقدام متفقین علیه حکومت آلمان نازی را نمونهای تاریخی برای توضیح موضع خود مطرح کرد و گفت: «همانطور که متفقین رفتند و حکومت نازی را نابود کردند.»
نخستوزیر اسرائیل همچنین با اشاره به تلاش آدولف هیتلر برای دستیابی به سلاح هستهای گفت: «هیتلر تلاش کرد به بمب اتمی دست پیدا کند، اما موفق نشد.»
نتانیاهو در پایان بار دیگر بر ضرورت تغییر حکومت در ایران تاکید کرد و گفت: «تنها راه متوقف کردن این نازیها، یا نئونازیهای امروز ایران، از بین بردن حکومت و سرنگونی آن است.»
ران بوسو، تحلیلگر انرژی، در یادداشتی برای رویترز نوشت با وجود افزایش صادرات نفت خاورمیانه به فراتر از سطح پیش از جنگ ایران، قیمت نفت خام همچنان نزدیک به بالاترین میزان پنج ماه اخیر است؛ وضعیتی که از نگرانی فعالان اقتصادی درباره احتمال وقوع دور تازهای از درگیریها حکایت دارد.
در این تحلیل که پنجشنبه ۳۰ مهر منتشر شد، بازگشت صادرات نفت کشورهای حاشیه خلیج فارس به سطحی بالاتر از پیش از آغاز جنگ ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴، چشمگیر توصیف شده است.
بر اساس دادههای شرکت کپلر، میانگین صادرات نفت خاورمیانه از آغاز اکتبر (۹ مهر) به روزانه ۱۷ میلیون و ۳۰۰ هزار بشکه رسیده است.
این میزان در سپتامبر ۱۶ میلیون و ۴۰۰ هزار بشکه بود. در دو ماه پیش از آغاز جنگ نیز روزانه بهطور میانگین ۱۶ میلیون و ۹۰۰ هزار بشکه نفت از منطقه صادر میشد.
بخش عمده این روند به رشد انتقال نفت از تنگه هرمز مربوط است. حجم نفت عبوری از این گذرگاه راهبردی در اکتبر به روزانه ۱۱ میلیون و ۷۰۰ هزار بشکه رسید، در حالی که این رقم در سپتامبر ۹ میلیون و ۷۵۰ هزار بشکه بود.
با این حال، حجم انتقال نفت از تنگه هرمز همچنان حدود ۸۲ درصد سطح پیش از جنگ است، هرچند در مقایسه با ماههای نخست درگیری، افزایش قابل توجهی داشته است.
دادههای شرکت کپلر حاکی از آن است که حجم نفت عبوری از این مسیر در آوریل، بدون احتساب محمولههای حکومت ایران، به کمتر از روزانه یک میلیون بشکه سقوط کرده بود.
یکی از عوامل اصلی افزایش تردد، استفاده گستردهتر از کاروانهای نفتکش است که تحت حفاظت نیروی دریایی آمریکا و در نزدیکی سواحل عمان از تنگه هرمز میگذرند.
با این حال، دادههای کشتیرانی نشان میدهد حدود یکسوم تردد کشتیها همچنان از مسیر شمالی تنگه هرمز، تحت کنترل جمهوری اسلامی، انجام میشود.
به نوشته بوسو، این ترددها احتمالا با هماهنگی تهران صورت میگیرد، هرچند اطلاعات دقیقی درباره آنها در دست نیست.
ادامه رفتوآمد نفتکشها با وجود تهدیدهای امنیتی، از آمادگی تولیدکنندگان کشورهای حاشیه خلیج فارس و مالکان کشتیها برای پذیرش خطر حملات احتمالی حکایت دارد.
هفته گذشته، سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا از ثبت ۱۲ حمله در تنگه هرمز و آبهای اطراف آن خبر داد؛ بالاترین شمار حملات ثبتشده در یک هفته.
این نهاد هشدار داد شمار واقعی حملات احتمالا بیشتر است، زیرا بسیاری از مالکان کشتیها به دلایل تجاری یا امنیتی، حملات را به نهادهای مربوط گزارش نمیکنند.
افزایش سریع صادرات نفت عربستان سعودی از بندر ینبع در دریای سرخ نیز به بهبود صادرات منطقه کمک کرده است.
شهریورماه، شبهنظامیان مورد حمایت جمهوری اسلامی به خط لوله حیاتی انتقال نفت شرق-غرب عربستان سعودی حمله کردند. این اقدام جریان انتقال نفت را برای چند هفته مختل کرد.
با این همه، میانگین صادرات عربستان سعودی از مسیر دریای سرخ در اکتبر به روزانه سه میلیون بشکه رسیده است؛ روندی سریعتر از آنچه انتظار میرفت.
این رقم هنوز از اوج روزانه چهار میلیون و ۳۰۰ هزار بشکه در ژوئن، در جریان جنگ، پایینتر است، اما بازگشت صادرات از این مسیر به رشد عرضه نفت خاورمیانه کمک کرده است.
بوسو در ادامه تحلیل خود تاکید کرد افزایش صادرات و تردد نفتکشها را نباید با بازگشت شرایط به حالت عادی اشتباه گرفت.
نرخ پایه اجاره یک نفتکش حامل دو میلیون بشکه نفت خام در مسیر خاورمیانه به چین همچنان نزدیک به رکورد تاریخی روزانه یک میلیون و ۴۰۰ هزار دلار است؛ رقمی بیش از ۱۲ برابر پیش از جنگ.
در کنار کرایه سنگین حملونقل، هزینه بیمه نفتکشها نیز بهشدت بالا رفته و از حدود سه درصد ارزش محموله پیش از جنگ، به نزدیک ۱۰ درصد رسیده است.
مجموع این هزینههای کمسابقه فشار زیادی بر پالایشگاهها وارد کرده است. تولیدکنندگان نفت خاورمیانه هم برای جبران بخشی از بار مالی خریداران، محمولههای خود را با تخفیفهای چشمگیر عرضه میکنند.
شرکت آرامکوی عربستان سعودی و شرکت ملی نفت ابوظبی برای حفظ مشتریان خود در چین و هند، فروش بخشی از نفت صادراتی را با شرط تحویل در مقصد آغاز کردهاند.
این رویه با شیوه رایج تجارت نفت تفاوت دارد؛ در قراردادهای معمول، محموله هنگام بارگیری به خریدار تحویل داده میشود، اما در روش جدید، فروشنده مسئول رساندن آن به مقصد است.
تولیدکنندگان خلیج فارس حتی حاضرند نفتکشهای حامل محمولههای بیش از ۲۲۰ میلیون دلاری را از آبهای پرخطر عبور دهند.
از نگاه آنان، حفظ درآمد صادراتی و سهم بازار بر هزینههای فزاینده و خطر حملات احتمالی اولویت دارد.
به نوشته بوسو، تولیدکنندگان و مصرفکنندگان نفت بهسرعت خود را با «وضعیت غیرعادی جدید» وفق دادهاند. در نتیجه، جریان انتقال حجم بالایی از نفت خام با وجود ناامنی منطقه، همچنان برقرار مانده است.
با این حال، تداوم این وضعیت به شبکهای پرهزینه و پیچیده وابسته است؛ از جابهجایی محمولهها با چندین کشتی و حفاظت نظامی گرفته تا افزایش حق بیمه، تخفیفهای بزرگ و تغییر شرایط قراردادهای فروش.
افزایش قیمتها در سایه نگرانی از تشدید جنگ
بوسو نوشت این سازگاری، دستکم در ظاهر، موفق بوده است. حجم نفت خام موجود در نفتکشهای جهان در هفته جاری، بر اساس میانگین چهار هفتهای، به حدود ۱۵۷ میلیون بشکه رسید.
این رقم اندکی بالاتر از میزان ثبتشده در مدت مشابه سال گذشته است و از ادامه جریان عرضه نفت در بازار جهانی با وجود محدودیتهای ناشی از جنگ خبر میدهد.
با وجود این، قیمت شاخص نفت خام برنت در روزهای اخیر به حدود ۱۱۰ دلار برای هر بشکه افزایش یافته است؛ بالاترین سطح از ماه مه تاکنون و نزدیک به اوج ۱۱۸ دلاری ماه مارس، در دوران جنگ ایران.
این فاصله میان افزایش عرضه و بالا رفتن قیمتها، به باور بوسو، بازتاب نگرانی معاملهگران درباره آینده صادرات نفت خاورمیانه است.
مساله اصلی برای آنان دیگر میزان نفت موجود در بازار نیست، بلکه پایداری عرضه در صورت تشدید دوباره درگیریهاست.
بر اساس دادههای شرکت تحلیلی هایلو آنالیتیکس، حجم معاملات روزانه قراردادهای اختیار معامله نفت برنت در بورس بینقارهای ۲۸ مهر از یک میلیون قرارداد گذشت و رکورد تازهای ثبت کرد.
افزایش این معاملات حاکی از آن است که تولیدکنندگان و مصرفکنندگان بزرگ نفت، از جمله پالایشگاهها و شرکتهای هواپیمایی، برای کاهش آسیبپذیری خود در برابر نوسان شدید بعدی قیمتها تلاش میکنند.
با توجه به مواضع و پیامهای تهران و واشینگتن، بعید به نظر میرسد تلاشهای دیپلماتیک تازه با میانجیگری پاکستان و قطر در آینده نزدیک به پیشرفتی تعیینکننده منجر شوند.
بوسو در پایان نوشت نظام جهانی انرژی در برابر بحران کنونی بهمراتب مقاومتر از آن ظاهر شده که در دشوارترین روزهای جنگ ایران تصور میشد.
با این همه، سازگاری با شرایط تازه هزینه سنگینی دارد و به نظر میرسد تولیدکنندگان، مصرفکنندگان و سرمایهگذاران انتظار افزایش بیشتر آن را دارند.
یکی از گیفهای پر استفاده کاربران در اشاره به مجتبی خامنهای
پرسش ایراناینترنشنال در اینستاگرام درباره دلیل غیبت مجتبی خامنهای، موجی از پاسخهای طنزآمیز، کنایههای سیاسی و شوخی با سرنوشت او به دنبال داشت. کاربران از «غیبت صغرا»، خیس شدن «مقوا» و «ارور ۴۰۴» گفتند.
ایراناینترنشنال در صفحه اینستاگرام خود از مخاطبان پرسید به نظرشان دلیل غیبت مجتبی خامنهای چیست.
حدود ۱۴ هزار کامنت در بخش نظرات این پست ثبت شد، اما پاسخها بیشتر از آنکه تحلیل سیاسی یا طرح گمانهزنی جدی درباره دلیل غیبت سومین رهبر جمهوری اسلامی باشند، شوخی با زنده بودن و محل اختفایش بود.
گیف مورد استفاده کاربر برای اشاره به مجروح شدن مجتبی خامنهای
مجتبی ایز دد!
پرتکرارترین واکنشها به «مرگ» مجتبی خامنهای اشاره داشت؛ آن هم با لحنی آشنا.
چند کاربر با ادبیاتی مشابه، عبارات «موشتبا ایز دد» و «مقوا ایز دد» را نوشتند.
این جملهها یادآور عبارت معروف دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، است که نهم اسفند، وقتی خبر مرگ علی خامنهای را اعلام میکرد، با تأنی گفت: «آیتالله … خامنهای … ایز دد.»
به نظر میرسد مخاطبان فرمول را حفظ کردهاند و فقط اسم پدر را با پسر عوض کردهاند.
چندین نفر یک میم و کلیپ طنز معروف قدیمی را دستمایه شوخی خود قرار دادند که در آن فردی به زبان گیلکی میگوید: «خونسردی خود را حفظ کنید، … خلبان بمرده.»
برخی با زبان تصویر اشاره کردند مجتبی همان اوایل جنگ همراه با پدرش در حملات آمریکا کشته شد
این دسته از کاربران درباره این غیبت به شکل خلاصه نوشتند: «مجتبی بمرده ….»
پس از معرفی مجتبی خامنهای بهعنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی، غیبت او و منتشر نشدن تصویر یا صدای تازه از او، به گمانهزنیهایی درباره وضعیت جسمیاش دامن زد.
از همان زمان شوخیهایی حتی با موجودیت رهبر جدید شکل گرفت.
در پاسخ به پرسش ایراناینترنشنال برخی نیز کوتاهتر و بیتعارفتر نوشتند که «پودر شده …»، «چون وجود نداره» یا «مگه مجتبی وجود داره؟» ….
یک نفر با اشاره به ترانه داریوش اقبالی گفت «چون اون که رفته، دیگه هیچوقت نمیآد» و دیگری با استفاده از ادبیاتی مذهبی برای اشاره به مرگ افراد نوشت: «انا لله و انا الیه راجعون …»
چندین شهروند از این گیف برای اشاره به مرگ رهبر سوم جمهوری اسلامی استفاده کردند
دیگری سادهتر درباره دلیل غیبت نوشت: «رطوبت شدید هوا.»
بنمایه هر دو شوخی، مرگ احتمالی مجتبی خامنهای و تبلیغات دروغین جمهوری اسلامی درباره موجودیت اوست.
شهروند دیگری نوشت: «رهبرشون رو کشتن/ مقوا جاش گذاشتن.»
آبوهوا تنها تهدید مقوا نبوده و شوخیها هم فقط به مرده بودن مجتبی خامنهای محدود نشده است.
یک کاربر با اشاره به ماهها فاصله بین مرگ و دفن علی خامنهای و شوخی نگهداری او در جای سرد، نوشت «تو فریزره» و دیگری با اشاره به شوخیها درباره تکهتکه شدن بدن قاسم سلیمانی، فرمانده پیشین نیروی قدس سپاه پاسداران، نوشت «کتلت شده».
شهروندان با استفاده از گیف نیز، مجتبی خامنهای را «مقوا» خواندند
موشتبار، موشتباه و رهبر هوش مصنوعی
نامهایی مثل «موشتباه» و «موشتبار» هم در پیامها دیده میشود.
علی خامنهای پیش از جنگ ۴۰ روزه و مرگش، بهخاطر ماندن در پناهگاهی زیرزمینی از سوی منتقدان «موش» خوانده میشد.
مخاطبان حالا این لقب را به پسر او هم دادهاند.
یکی از کاربران ریشه غیبت را در همین توصیف دیده و فقط یک کلمه نوشته است: «ترس.»
گروه دیگری از پیامها به متنهای مکتوب منتسب به مجتبی خامنهای پرداختهاند.
این متنها پیشتر نیز مسخره شدهاند و برخی با توجه به لحن و ادبیاتشان، گفتهاند ساخته هوش مصنوعی هستند.
وقتی مدتی پیامی از او منتشر نشد، شوخی تازهای شکل گرفت: «اشتراکش تموم شده.»
کاربران دیگری هم همین خط را ادامه دادهاند: «داره نسخه جدیدش تولید میشه» یا «ارور ۴۰۴ داده».
ارور ۴۰۴ (Not Found) یعنی صفحه یا نشانی اینترنتی مورد نظر وجود ندارد یا حذف شده است.
یکی از پرطرفدارترین گیفها، با مضمون اینکه خامنهای «پودر شده»
ایراناینترنشنال پنجم شهریور نیز از فراگیر شدن همین شوخی خبر داده بود.
یکی از کاربران، آن زمان پرسیده بود: «یک زمانی مجتبی یک بیانیهای میداد، الان همان هم نمیدهد. اشتراکش تمام شده؟»
اوایل مهر پیام تازهای از سوی مجتبی خامنهای منتشر شد که در آن گفت جمهوری اسلامی بر اساس «محاسبات الهی» قدرت اول جهان است.
همان زمان، شماری از شهروندان او را رهبر هوش مصنوعی و فردی ترسو خواندند که حتی جرات ندارد از زیرزمین و مخفیگاه خود بیرون بیاید.
در واکنش به تداوم این غیبت، کاربری برای ایراناینترنشنال نوشت: «خجالتیه.»
این دسته از پیامها نشان میدهند اگر قرار باشد کسی غایب بماند، دستکم باید «دلیل فنی یا شخصی و شخصیتی» داشته باشد.
پاسخ تصویری به پرسش دلیل غیبت: چون مرده!
غیبت صغرا و رقابت با امام زمان
عدهای هم از ادبیات مذهبی حکومت استفاده کردهاند و غیبت «خامنهای جونیور» را به باورهای مذهبی پیوند زدهاند.
یک نفر نوشت «غیبت صغرا»؛ اشاره به دورهای در باور شیعی که امام دوازدهم از دید عموم پنهان بود و از طریق نایبان خاص با مردم ارتباط داشت.
دیگری نوشت: «میخواد بعد سالها برگرده اعلام کنه امام زمانم.»
کاربری هم همین مضمون را به این ترتیب توضیح داد: «دلیل غیبت رقابته؛ امام زمان رقیب اصلیشه.»
و دیگری گفت: «… به همون دلیلی که مهدی رو امام زمان اعلام کردن.»
جمعبندی شهروندان این بود که اگر قرار است کسی ناپدید شود، سابقه این کار در سنت خودشان هم هست.
مجتبی خامنهای از زمان معرفی به رهبری در اسفند ۱۴۰۴، در انظار عمومی ظاهر نشده و پیامهای او عمدتا بهصورت مکتوب منتشر شدهاند.
مقامهای جمهوری اسلامی درباره ادامه فعالیت او سخن گفتهاند، اما این توضیحات مانع ادامه شوخیها درباره غیبتش نشده است.
ترکیب میم معروف «مرد هندوانهخور» با «مقوا»
گواهی پزشکی و غیبت موجه
شاید دوستانهترین دسته پیامها مربوط به آنهایی باشد که غیبت را با زبان اداری و مدرسهای توصیف کردهاند.
کاربری نوشت: «گواهی پزشکی برا غیبتش داره.»
دیگری تاکید کرد: «غیبت غیرموجهه! باید گواهی پزشکی بیاره.»
یک کاربر هم در جایگاه والدی که از فرزند دانشآموزش هنگام مواجهه با بازخواست به دلیل غیبت دفاع میکند، گفت: «آقا بار آخرشه، قول میده دیگه تکرار نشه.»
تا این لحظه هیچ مقام رسمیای در ایران درباره دلیل غیبت مجتبی خامنهای توضیحی ارائه نکرده است، اما حتی اگر غیبت رهبر سوم جمهوری اسلامی منطقی جلوه کند یا تصویری مستند از او منتشر شود، باز هم احتمالا نظرات کاربران همچنان همینقدر خلاق و همراه با طنازی خواهد بود.
در شرایطی که وضعیت اقتصادی ایران با بحرانهای معیشتی و نگرانی از تشدید تنشهای نظامی روبهروست، مدیران باشگاه استقلال از امضای تفاهمنامه همکاری با مرکز آکادمی ملی ورزش صربستان خبر دادهاند.
تفاهمی که قرار است زمینه همکاری در حوزه زیرساختهای ورزشی، ساخت ورزشگاه و تبادل مدیران و ورزشکاران را فراهم کند.
این تفاهمنامه با حضور علی تاجرنیا و یاسنیچ، رییس مرکز آکادمی ملی ورزش صربستان، امضا شد. یاسنیچ اعلام کرد که دو طرف در زمینه زیرساختهای ورزشی، از جمله ورزشگاه، و همچنین تبادل مدیران و ورزشکاران همکاری خواهند کرد.
در نگاه نخست، توسعه همکاریهای بینالمللی برای باشگاهی به بزرگی استقلال اتفاق مثبتی است. اما پرسش اصلی اینجاست که چنین توافقی در شرایط کنونی کشور تا چه اندازه عملی، ضروری و متناسب با اولویتهای باشگاه است؟
در حالی که بخش بزرگی از جامعه با مشکلات اقتصادی دستوپنجه نرم میکند و نگرانیها درباره احتمال درگیری دوباره میان آمریکا و جمهوری اسلامی ادامه دارد، مدیران استقلال باید توضیح دهند که این تفاهمنامه دقیقا چه دستاوردی خواهد داشت و اجرای آن چه هزینهای به باشگاه تحمیل میکند.
آیا قرار است ورزشگاهی ساخته شود؟ اگر چنین است، منابع مالی آن از کجا تامین خواهد شد؟ آیا طرف صربستانی تعهد مشخصی برای سرمایهگذاری یا انتقال دانش فنی پذیرفته است؟ تبادل مدیران و ورزشکاران با چه هدفی انجام میشود و چه تاثیری بر عملکرد باشگاه خواهد داشت؟
تا زمانی که پاسخ روشنی به این پرسشها داده نشود، چنین تفاهمنامههایی بیش از آنکه نشانه برنامهریزی بلندمدت باشند، میتوانند به اقدامی تبلیغاتی برای نمایش فعالیت مدیران شباهت پیدا کنند.
این ابهامها زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکنند که عملکرد مالی و مدیریتی استقلال در فصل گذشته نیز مورد توجه قرار گیرد. باشگاهی که میلیونها دلار در فوتبال هزینه کرده، همزمان دامنه فعالیتهای خود را به رشتههای دیگری مانند بسکتبال، کشتی، والیبال و حتی هاکی گسترش داده است.
البته تیمداری استقلال در رشتههای مختلف، بهخودیخود اقدامی منفی نیست. باشگاهی با چنین پایگاه هواداری میتواند در توسعه ورزش حرفهای نقش مهمی داشته باشد. اما گسترش فعالیتها زمانی ارزشمند است که بر اساس برنامهای مشخص، منابع مالی پایدار و اهداف قابل اندازهگیری انجام شود.
پرسش این است که آیا برای این تیمها برنامه چندساله وجود دارد؟ هزینههای آنها از چه محلی پرداخت میشود؟ آیا استقلال توان تامین بودجه تمام این فعالیتها را در سالهای آینده دارد یا توسعه شتابزده رشتههای ورزشی ممکن است تعهدات مالی تازهای ایجاد کند؟
تجربه مدیریت باشگاههای ایرانی نشان داده که تغییر مدیران میتواند با تغییر اولویتها همراه باشد. در چنین شرایطی، نگرانی درباره سرنوشت پروژههایی که بدون پشتوانه مالی و برنامه اجرایی روشن آغاز میشوند، قابل چشمپوشی نیست.
خطر اصلی این است که مدیران امروز با اعلام تفاهمنامهها و راهاندازی تیمهای جدید، کارنامهای پر از عنوان و پروژه از خود به جا بگذارند، اما چند سال بعد، با تغییر مدیریت، بدهیها و تعهدات مالی آنها بر دوش مدیران بعدی و باشگاه باقی بماند.
استقلال برای توسعه زیرساخت، همکاری بینالمللی و حضور در رشتههای مختلف ورزشی به برنامه نیاز دارد، نه صرفا مراسم امضا و عکسهای یادگاری.
معیار موفقیت چنین اقداماتی تعداد تفاهمنامههای امضاشده یا رشتههای تازه راهاندازیشده نیست؛ بلکه نتیجه عملی، شفافیت مالی و توانایی باشگاه در ادامه دادن آنهاست.
نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی علی علیپور، پدر دادخواه بابک علیپور، زندانی سیاسی اعدامشده، را در رشت بازداشت کردند. همزمان، دادگاههای انقلاب اصفهان و کرج برای ایلیا بنرشید و همایون شبانکاره، دو زندانی سیاسی، حکم اعدام صادر کردند.
وبسایت حقوق بشری هرانا به نقل از یک منبع مطلع نزدیک به خانواده علیپور خبر داد نیروهای امنیتی ساعت هشت صبح ۲۸ مهر او را در محل سکونتش در رشت بازداشت و به بازداشتگاه موسوم به «شهدای گمنام» منتقل کردند.
به گفته این منبع، ماموران همزمان شماری از وسایل الکترونیکی علیپور و اعضای خانوادهاش را ضبط کردند.
تاکنون اطلاعاتی درباره دلایل بازداشت و اتهامات احتمالی علیه او منتشر نشده است.
بابک علیپور، فرزند او، پاییز ۱۴۰۲ به دست نیروهای امنیتی در تهران بازداشت شد و ۱۱ فروردین سال جاری با اتهام «بغی از طریق عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران» در زندان قزلحصار کرج اعدام شد.
علی علیپور، پدر بابک علیپور، زندانی سیاسی اعدامشده
روزبه علیپور، دیگر فرزند این خانواده، نیز بهمن ۱۴۰۴ بازداشت شد و همچنان بهصورت بلاتکلیف در زندان تهران بزرگ به سر میبرد.
بررسیهای ایراناینترنشنال نشان میدهد از دیماه ۱۴۰۴ تاکنون بیش از ۷۰ زندانی سیاسی در ایران اعدام شدهاند و دستکم ۲۰ نفر دیگر نیز با اتهامهای سیاسی در خطر اعدام هستند.
صدور حکم اعدام برای بنرشید در اصفهان
هرانا گزارش داد ایلیا بنرشید، ۲۲ ساله و از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، از سوی شعبه پنجم دادگاه انقلاب اصفهان به اعدام، حبس و مجازات تکمیلی محکوم شده است.
او با اتهام «محاربه از طریق مشارکت در تخریب اموال عمومی» به اعدام محکوم شده و این حکم چهارشنبه ۲۹ مهر به بنرشید که در زندان دستگرد اصفهان محبوس است، ابلاغ شد.
دادگاه همچنین بابت اتهام «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور» سه سال و شش ماه و یک روز حبس تعزیری و بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام» ۹ ماه و یک روز حبس، با احتساب مدت بازداشت قبلی، برای او تعیین کرده است.
بنرشید علاوه بر این مجازاتها به دو سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شده است.
جلسه رسیدگی به اتهامات او اواسط فروردین در شعبه پنجم دادگاه انقلاب اصفهان برگزار شد.
بنرشید خردادماه نیز در بخش دیگری از پرونده خود، از سوی شعبه ۱۰۲ دادگاه کیفری دو شاهینشهر به شش ماه حبس و ۲۰ ضربه شلاق محکوم شده بود.
او دوم بهمن ۱۴۰۴ در ارتباط با اعتراضات سراسری در شاهینشهر اصفهان بازداشت و به زندان دستگرد اصفهان منتقل شد.
ایلیا بنرشید
صدور حکم اعدام برای شبانکاره در کرج
به گزارش هرانا، همایون شبانکاره، شهروند ۲۲ ساله محبوس در زندان مرکزی کرج، با اتهامات «محاربه» و «جاسوسی» از سوی شعبه دوم دادگاه انقلاب کرج به ریاست مهدی سبزوارنژاد، معروف به سبزواری، به اعدام محکوم شده است.
مهدی رضوی نیز از دیگر قضات مرتبط با این پرونده است.
حکم اعدام شبانکاره ۲۵ مهر به او ابلاغ شد.
شبانکاره ۲۴ اردیبهشت در ارتباط با وقایع مرتبط با جنگ در منزلش بازداشت شد و ماموران وسایل شخصی او را ضبط کردند. او پس از بازداشت ۹۷ روز در سلول انفرادی زندان مرکزی کرج نگهداری شد و سپس به مدت ۱۲ روز به بند عمومی انتقال یافت.
این زندانی سیاسی از هشتم شهریور تا هشتم مهر بار دیگر در سلول انفرادی نگهداری شد و در این مدت دست به اعتصاب زد.
شبانکاره، متولد هشتم اسفند ۱۳۸۲، هنرمند و فعال حقوق حیوانات است و پیش از بازداشت همراه مادرش زندگی میکرد.
همایون شبانکاره
جمهوری اسلامی در سالهای گذشته، بهویژه پس از اعتراضات دیماه، صدور احکام سنگین اعدام، حبس، شلاق و مصادره اموال علیه شهروندان را افزایش داده است.
در یکی از تازهترین نمونهها، حکم اعدام منوچهر فلاح، کارگر ۴۲ ساله و از بازداشتشدگان جنبش «زن، زندگی، آزادی»، بار دیگر در دیوان عالی کشور تایید شد.
این حکم بهدلیل انفجار یک ترقه صوتی مقابل دادگستری گیلان صادر شده که به گفته یک وکیل دادگستری، ۱۵ میلیون تومان خسارت بهدنبال داشته است.
عفو بینالملل ۲۱ مهر شمار اعدامشدگان مرتبط با اعتراضات دیماه را دستکم ۳۴ نفر اعلام کرد و درباره خطر اعدام دهها نفر دیگر هشدار داد.
۴۶ کشور در شورای حقوق بشر سازمان ملل، تشدید اعدامها و استفاده از مجازات مرگ برای سرکوب مخالفان در ایران را محکوم کردند.
نهاد نظارت مالی آلمان (بافین) مجوز فعالیت شعبه بانک صادرات ایران در هامبورگ را لغو و دستور انحلال آن را صادر کرده است. به گفته بافین، این بانک بهدلیل نقض مقررات دیگر اجازه فعالیت در آلمان ندارد.
بافین پنجشنبه ۳۰ مهر در بیانیهای اعلام کرد بانک صادرات ایران از سال ۱۹۶۲ مجوز داشت از طریق شعبههای خود در هامبورگ و فرانکفورت فعالیت بانکی انجام دهد.
این نهاد ۱۴ آبان ۱۴۰۴ مجوز بانک را لغو کرد، زیرا بانک صادرات بهطور مستمر مقررات قانونی را نقض کرده بود و توانایی رفع نواقص شناساییشده را نداشت.
در جریان یک بازرسی ویژه در سال ۲۰۲۳، نارساییهای متعدد و جدی در ساختار سازمانی و مدیریت فعالیتهای این بانک شناسایی شده بود. علاوه بر این، بانک صادرات برای بیش از شش ماه هیچ فعالیت بانکی انجام نداده بود.
بافین همچنین توضیح داد بر اساس قوانین آلمان، مدیران موسسات مالی مشمول تحریمها، صرفنظر از اینکه شخصا مرتکب تخلفی شده باشند یا نه، از نظر قانونی فاقد صلاحیت لازم برای اداره این موسسات تلقی میشوند.
پیشتر در ششم مهر، بانک مرکزی ایتالیا اعلام کرد شعبه بانک سپه در رم از حدود یک سال پیش تحت اداره «ارکان فوقالعاده» قرار دارد.
بر اساس این سازوکار، مدیران منصوب بانک سپه در ایران از اداره شعبه کنار گذاشته شدهاند و مسئولیت آن به یک مدیر ویژه و کمیته نظارتی سپرده شده که بانک مرکزی ایتالیا تعیین کرده است.
بافین ۲۱ خرداد دستور انحلال شعبه بانک صادرات ایران در هامبورگ را صادر کرد. این بانک ابتدا به تصمیم نهاد نظارتی اعتراض کرد، اما اول مهر اعتراض حقوقی خود را پس گرفت.
در پی این اقدام، دادگاه محلی هامبورگ هشتم مهر شرکتی مستقر در برلین را مسئول رسیدگی به امور انحلال بانک کرد.
بر اساس بیانیه بافین، مجموع داراییهای بانک صادرات در آلمان در پایان سال ۲۰۲۵ به ۶۲ میلیون و ۴۰۰ هزار یورو میرسید و این موسسه در آخرین دوره فعالیت خود ۱۳ کارمند داشت.
بافین تاکید کرد لغو مجوز تاثیری مستقیم بر سپردههای مشتریان، به ارزش مجموعا حدود ۲۰۰ هزار یورو، ندارد و تسویه این وجوه در چارچوب فرایند انحلال انجام خواهد شد.
با این حال، بهدلیل قرار داشتن بانک صادرات در فهرست تحریمهای اتحادیه اروپا، برداشت از حسابها با محدودیت همراه است و شرکت مسئول انحلال تنها در صورت دریافت مجوز از مرکز خدمات تحریمهای مالی بانک مرکزی آلمان میتواند وجوه را به صاحبان حسابها پرداخت کند.
پیشتر رسانههای آلمان از تیراندازی به ساختمان بانک صادرات در هامبورگ خبر داده بودند. بامداد ۱۳ مهر، افراد ناشناس چندین گلوله به در ورودی ساختمان این بانک در مرکز شهر شلیک کردند.
بیانیه اخیر نهاد نظارت مالی آلمان در حالی منتشر میشود که همزمان با ادامه کارزار «طرد اقتصادی» دولت دونالد ترامپ، فشارهای بینالمللی بر شبکه بانکی مرتبط با جمهوری اسلامی افزایش یافته است.
۲۳ مهر، کریم سعید، رییس بانک مرکزی لبنان، اعلام کرد مجوز فعالیت بانک صادرات ایران در این کشور لغو شده است.
او گفت این اقدام در ادامه تصمیمهای بانکهای مرکزی دیگر کشورهای منطقه، از جمله امارات متحده عربی و ترکیه، برای تشدید محدودیتها علیه نظام مالی ایران صورت گرفته است.
دولت ترامپ از زمان آغاز کارزار «طرد اقتصادی»، بستههای تحریمی متعددی علیه جمهوری اسلامی به اجرا گذاشته است.
هدف از این اقدامات محدود کردن منابع مالی حکومت ایران، مختل کردن مسیرهای جابهجایی درآمدهای نفتی و جلوگیری از تامین مالی گروههای نیابتی جمهوری اسلامی در منطقه اعلام شده است.
وزارت خزانهداری آمریکا ۲۹ مهر در بستهای تازه، پنج فرد، چهار شرکت و ۹ شناور را در ارتباط با شبکه کشتیرانی سایه و دور زدن تحریمهای جمهوری اسلامی هدف قرار داد.
این اقدام یک شرکت حقوقی، شرکتهای خدمات دریایی و شناورهای باری و پشتیبانی را در بر میگیرد.
این وزارتخانه ۲۳ مهر نیز ۱۶ شهروند ایرانی و ۱۰ نهاد مرتبط با جمهوری اسلامی، از جمله سه بانک، چند صرافی و شرکت تجاری را تحریم کرد. این شبکهها در تامین دلار، انتقال درآمدهای نفتی و دور زدن تحریمها، نقش داشتهاند.