هرانا: مختار آلبوشوکه همچنان در سلول انفرادی زندان اراک نگهداری میشود
هرانا گزارش داد مختار آلبوشوکه، زندانی سیاسی محبوس در زندان اراک، همچنان در سلول انفرادی و در شرایط غیربهداشتی نگهداری میشود. او با مشکلات کلیوی و فتق روبهروست و در اعتراض به عملی نشدن وعده انتقال به زندان شیبان اهواز، اعتصاب غذا کرده است.
خبرگزاری هرانا گزارش داد مختار آلبوشوکه، زندانی سیاسی محبوس در زندان اراک، همچنان در سلول انفرادی نگهداری میشود و بیخبری از وضعیت او نگرانی خانواده و نزدیکانش را افزایش داده است.
به نوشته هرانا، آلبوشوکه با بیماریهای مختلف از جمله مشکلات کلیوی و فتق روبهروست و به عمل جراحی نیاز دارد. او پیش از انتقال به سلول انفرادی، در اعتراض به عملی نشدن وعده مسئولان برای بازگرداندنش به زندان شیبان اهواز، اعتصاب غذا کرده بود.
هرانا نوشت آلبوشوکه پیشتر نیز با همین خواسته شش روز اعتصاب کرده و پس از وعده مسئولان به آن پایان داده بود، اما با عملی نشدن این وعده، بار دیگر اعتصاب غذا را آغاز کرد.
بر اساس این گزارش، آلبوشوکه بهمن ۱۴۰۴ پس از ۱۵ سال حبس در زندان شیبان اهواز به زندان اراک منتقل شد. محکومیت حبس ابد او نیز مرداد امسال به ۲۵ سال و یک روز حبس کاهش یافت.
هرانا گزارش داد آلبوشوکه از اعضای موسسه فرهنگی هنری «الحوار» است و سال ۱۳۸۹ بازداشت شد. او ابتدا به اعدام و سپس با تخفیف مجازات به حبس ابد محکوم شده بود.
سازمان عفو بینالملل ضمن هشدار درباره ادامه اعدامها در ایران، خواستار افزایش فشارهای دیپلماتیک بر جمهوری اسلامی برای توقف اعدامها و ارجاع پرونده نقض حقوق بشر در ایران به دیوان کیفری بینالمللی شد.
این سازمان سهشنبه ۲۱ مهر در بیانیهای اعلام کرد پنج نفر از محکومان پروندههای مرتبط با خیزش دیماه، در فاصله هشتم تا ۱۳ مهر پس از «محاکمههایی بهشدت ناعادلانه و همراه با شکنجه» اعدام شدند.
بر اساس بیانیه عفو بینالملل، جمهوری اسلامی تاکنون دستکم ۳۴ نفر را در ارتباط با خیزش دیماه اعدام کرده و دهها نفر دیگر، از جمله مخالفان حکومت و معترضان، همچنان در معرض خطر اعدام با انگیزههای سیاسی قرار دارند.
دیانا الطحاوی، معاون مدیر منطقهای عفو بینالملل در امور خاورمیانه و شمال آفریقا، هشدار داد مقامهای جمهوری اسلامی با استناد به «شرایط جنگی» و تهدیدهای امنیت ملی، سرکوب را تشدید کردهاند.
او تاکید کرد این وضعیت ضرورت اعمال فشار دیپلماتیک هماهنگ بر جمهوری اسلامی برای توقف تمامی اعدامهای برنامهریزیشده را دوچندان کرده است.
الطحاوی با اشاره به «مصونیت ساختاری» مقامهای جمهوری اسلامی از مجازات، خواستار ارجاع پرونده ایران به دیوان کیفری بینالمللی از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد و ایجاد سازوکاری بینالمللی برای رسیدگی کیفری به این جرائم از طریق مجمع عمومی سازمان ملل شد.
حکومت ایران در ماههای اخیر موج جدیدی از سرکوب شهروندان را از طریق احضارها و بازداشتهای گسترده، صدور احکام سنگین حبس و افزایش چشمگیر اجرای احکام اعدام به راه انداخته است.
جینا رومرو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور آزادی تجمعات مسالمتآمیز و تشکل، پیشتر خواستار توقف اعدامها در ایران و تضمین نظارت مستقل بر وضعیت زندانیان در معرض خطر اعدام شد.
او اعلام کرد ۲۱ مهر در همراهی با کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» دست به اعتصاب غذا زده است.
الطحاوی در بخش دیگری از اظهارات خود گفت اعدام خودسرانه پنج جوان در کمتر از یک هفته بار دیگر نشان میدهد حکومت ایران از مجازات اعدام بهعنوان ابزاری برای سرکوب مخالفان استفاده میکند.
او افزود مقامهای جمهوری اسلامی میکوشند «هزینه اعتراض را چنان بالا ببرند که مردم از ترس وادار به سکوت شوند و از شکلگیری خیزشهای گسترده جدید علیه حکومت سرکوبگری که دههها بر سر کار است، جلوگیری به عمل آید».
الطحاوی همچنین به تکرار الگویی از نقض حقوق متهمان در پروندههای مرتبط با اعتراضات اشاره کرد؛ از جمله محرومیت از دسترسی به وکیل در جریان بازجویی، بیاعتنایی حکومت به گزارشهای شکنجه، متهم کردن بازداشتشدگان به مشارکت در کشتن نیروهای امنیتی، استفاده از اعترافات اجباری بهعنوان مدرک و محاکمه در دادگاههای انقلاب که اساسا فاقد دادرسی عادلانه هستند.
این مقام عفو بینالملل تاکید کرد چنین روندهایی «عدالت را به سخره میگیرند» و بیاعتنایی کامل جمهوری اسلامی به حق حیات را آشکار میکنند.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ۱۷ مهر در گزارشی به مناسبت روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام اعلام کرد طی یک سال گذشته، ۲۰۰۳ نفر در ایران اعدام شدند که دستکم ۶۹ نفر از آنان با اتهامهای سیاسی و امنیتی روبهرو بودند.
عفو بینالملل در بیانیه خود بهطور ویژه به پرونده موسوم به «میدان علیخانی» اصفهان پرداخت که رئیسی و سپاهی از متهمان آن بودند.
بر اساس این بیانیه، رئیسی و سپاهی پس از محاکمهای «بهشدت ناعادلانه» به اعدام محکوم شدند و «اعترافات اجباری» آنان پیش از برگزاری دادگاه، از رسانههای حکومتی پخش شده بود.
عفو بینالملل اعلام کرد ماموران در دوران بازداشت سپاهی را تحت شکنجه و دیگر بدرفتاریها قرار داده بودند؛ از جمله نگهداری طولانیمدت در سلول انفرادی، ضربوشتم و وارد کردن شوک الکتریکی.
با اعدام سپاهی و رئیسی، شمار اعدامشدگان پرونده میدان علیخانی اصفهان به هفت نفر رسید.
عفو بینالملل همچنین به پرونده سه معترض دیگر که در روزهای اخیر اعدام شدند، اشاره کرد و نوشت اعترافات اجباری جمشیدی، نیکاندیش و همتی نیز از رسانههای حکومتی پخش شده و مبنای صدور احکام اعدام آنان قرار گرفته بود.
عفو بینالملل به نقل از سازمان حقوق بشر ایران گزارش داد مجید نیکاندیش در دوران بازداشت تحت شکنجه و بدرفتاری قرار گرفته بود.
به گفته این نهاد حقوق بشری، ماموران نیکاندیش را برای مدتی طولانی در سلول انفرادی نگه داشته و از دستهایش آویزان کرده بودند؛ شکنجهای که به دررفتگی شانه و شکستگی فک او منجر شد.
چهار سال پس از کشتهشدن مهسا ژینا امینی و آغاز خیزش «زن، زندگی، آزادی»، سازمان عفو بینالملل در گزارشی تفصیلی اعلام کرد عاملان سرکوب اعتراضهای ۱۴۰۱ از پاسخگویی قضایی مصون ماندهاند. مصونیتی که به ارزیابی این سازمان، عامدانه در ساختار حقوقی و قضایی جمهوری اسلامی ایجاد شده است.
عفو بینالملل در بررسی مصونیت عاملان سرکوب، چهار محور اصلی را برشمرده است: انکار کشتار در اظهارات مقامهای حکومتی، مجاز بودن شلیک به معترضان بر اساس قوانین، دادگاهها و دادرسیهای غیرعادلانه و تشکیل کمیته حکومتی برای پیگیری اعتراضها.
عفو بینالملل با بررسی اظهارات مقامها و رسانههای حکومتی، شش روایت سازمانیافته برای انکار کشتار معترضان را شناسایی کرده است: از مقصر دانستن معترضان و نسبت دادن قتلها به عوامل ناشناس تا اعلام بیماری، خودکشی یا تصادف به عنوان علت مرگ.
بر اساس این گزارش، نهادهای حکومتی خانوادههای شماری از کشتهشدگان را تحت فشار قرار دادند تا روایتهای مورد نظر حکومت را بهطور علنی تایید کنند.
به گفته عفو بینالملل، در پرونده زنان و دختران کشتهشده، مقامها برای ارائه این روایتها با سرعت بیشتری عمل کردند تا مانع تبدیل شدن آنها به نماد اعتراضات شوند.
همزمان با انتشار این روایتها، رییس سازمان قضایی نیروهای مسلح گفته بود نرخ جرم در نیروهای مسلح جمهوری اسلامی «پایینترین میزان در جهان» است.
عفو بینالملل حمایت مقامهای عالی قضایی از نیروهای درگیر در سرکوب را نشانه نقض اصل بیطرفی دستگاه قضایی دانسته است.
حلقه دوم؛ قانون بهکارگیری سلاح
به گفته عفو بینالملل قوانین جمهوری اسلامی از پیش زمینه استفاده از نیروی مرگبار علیه معترضان را فراهم کردهاند و تجمعهای اعتراضی میتوانند غیرقانونی تلقی شوند.
بر اساس این گزارش، قانون بهکارگیری سلاح علیه تجمعی که حکومت آن را غیرقانونی تشخیص دهد، امکان شلیک را فراهم میکند و اگر تجمع مسلحانه تشخیص داده شود، حتی صدور مجوز برای شلیک نیز ضروری نیست.
عفو بینالملل تاکید کرده است بر اساس قوانین جاری، ماموری که در چارچوب این مقررات به سوی معترضان شلیک کند ممکن است مسئولیتی برای پرداخت دیه نداشته باشد و دیه از سوی حکومت پرداخت شود.
در مقابل، خودداری مامور از استفاده از سلاح در شرایط تعیینشده در قانون میتواند برای او مسئولیت کیفری و مجازات به همراه داشته باشد.
حلقه سوم؛ دادگاه نظامی
به گفته عفو بینالملل، رسیدگی به پروندههای مربوط به کشتار معترضان در دادگاههای نظامی باعث میشود روند بررسی این پروندهها در ساختار نیروهای مسلح باقی بماند.
بر اساس این گزارش، دستکم نیمی از قضات سازمان قضایی نیروهای مسلح از کارکنان همین سازمان هستند.
به گفته این سازمان، در چنین پروندههایی ابتدا کمیتهای داخلی درباره قانونی بودن شلیک نیروها اظهارنظر میکند و سپس دادگاه نظامی میتواند همان گزارش را مبنای تصمیم خود قرار دهد.
عفو بینالملل ۱۰ پرونده قضایی در هشت استان را بررسی کرده است. چهار پرونده به دلیل آنچه نبود مدرک اعلام شده، بسته شدند. یکی از آنها پرونده عبدالله محمودپور، نوجوان ۱۶ ساله، بوده است که به گفته این سازمان، بازپرس نظر سازمان اطلاعات سپاه پاسداران را درباره «اغتشاشگر» بودن او، پذیرفت.
در دو پرونده دیگر، شلیک نیروها تایید شد، اما عاملان به پرداخت دیه محکوم شدند.
در پرونده مهدی ببرنژاد نیز دادگاه تجدیدنظر در نهایت به پرداخت ۳۰ درصد دیه رای داد.
چهار پرونده دیگر به صدور حکم محکومیت منجر شدند؛ احکامی که عفو بینالملل آنها را نمونهای از مصونیت نیروهای درگیر در سرکوب دانسته است.
محمد جامهبزرگ در خانه خود بر اثر اصابت ساچمه کشته شد و عامل قتل که عضو بسیج بود، ابتدا به قصاص محکوم شد.
بر اساس گزارش عفو بینالملل، پس از درخواست فرمانده سپاه پاسداران، رییس قوه قضاییه قتل را غیرعمد تشخیص داد و حکم عامل قتل به سه سال زندان کاهش یافت.
حکم قصاص عامل قتل سپهر بیرانوند نیز دو بار در دیوان عالی کشور نقض شد و در نهایت به ۱۰ ماه زندان کاهش یافت.
در پرونده جمعه خونین زاهدان نیز ۲۶ متهم ردهپایین محکوم شدند، اما هیچ فرماندهای مجازات نشد.
عفو بینالملل تاکید کرده است الگوی رسیدگی قضایی در این پروندهها شامل نقض احکام، تخفیف اتهامها و جایگزینی مجازات با پرداخت دیه بوده است.
حلقه چهارم؛ کمیته نمایشی
دو روز پیش از رای سازمان ملل به تشکیل هیات حقیقتیاب درباره سرکوب اعتراضات، احمد وحیدی، وزیر کشور وقت، از تشکیل کمیته تحقیق خبر داد.
ابراهیم رئیسی، رییس دولت وقت، نیز کمیته ویژهای تشکیل داد و مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، فعالیت این کمیته را تمدید کرد.
جمهوری اسلامی تشکیل این کمیته را دلیلی برای خودداری از همکاری با هیات حقیقتیاب سازمان ملل اعلام کرد.
به گفته عفو بینالملل، از گزارش ۱۱۰ صفحهای این کمیته، تنها نیم صفحه به کشتهشدگان اختصاص یافته و بخشهایی از گزارش نیز عینا از گزارش نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی گرفته شده است.
این سازمان حقوق بشری در جمعبندی گزارش خود تاکید کرده است خودداری از مجازات عاملان سرکوب در ایران عامدانه است و بدون اصلاحات اساسی در ساختار و نظام حقوقی جمهوری اسلامی، امکان اجرای عدالت وجود نخواهد داشت.
با گذشت نزدیک به یک ماه از آغاز سال تحصیلی، پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از آن است که مسئولان برخی مدارس برای کنترل دانشآموزان و معلمان، دوربینهای مداربسته در کلاسهای درس نصب کردهاند.
برخی دانشآموزان از ضبط صدا و شنود در کلاسهای درس خبر دادهاند. همزمان، پیامهای دیگری از تفتیش کیف و وسایل شخصی، بازرسی بدنی، کنترل پوشش و گزارش دادن صحبتهای دانشآموزان حکایت دارند.
چشم سوم در کلاس درس
روایتهای رسیده از شهرهای مختلف ایران نشان میدهند در برخی مدارس، کنترل دانشآموزان ابعاد گستردهتری پیدا کرده است.
مخاطبی از مدرسه شاملو در تهران نوشت: «درون کلاسهای درسی دوربین مداربسته نصب کردهاند. کلاس درس حریم معلم و دانشآموز است. چرا باید دوربین داشته باشد؟ غیر از این است که میخواهند صحبتهای بین معلم و بچهها را شنود کنند؟»
یک محصل هم از جو امنیتی شدید در مدارس منطقه هشت (نارمک و تهرانپارس) خبر داد و گفت: «علنا دانشآموزها را تهدید میکنند که در کلاسها دوربین مداربسته کار گذاشتهایم.»
محصلی از مدرسه ثنا در قزوین طی پیامی به ایراناینترنشنال نوشت نه تنها در حیاط مدرسه، بلکه در هر کلاس دوربینهای مداربسته با شنود کار گذاشتهاند و رفتوآمد دانشآموزان را رصد میکنند.
برخی دانشآموزان ساکن تربتجام هم ضمن تایید خبر نصب دوربینهای مداربسته در کلاسها، اعلام کردند حتی صدایشان هم شنود میشود و شاگردان هیچ حریمی ندارند.
به گفته او، به همین منظور در دفتر مدیریت این مدرسه نیز یک تلویزیون ۷۰ اینچی قرار دارد.
دانشآموزی از رباطکریم هم گفت مدرسهشان تا ساختمان اطلاعات این شهر فاصله بسیار کمی دارد و دوربینهای نظارتی آن به سمت کلاسهای درسیشان تنظیم شده است.
دانشآموزی از هشتگرد با اشاره به تشدید فضای کنترل مدارس گفت: «اینجا شرایط بسیار وحشتناک است، به نحوی که مدیران مدارس دانشآموزان را به ماموران امنیتی لو میدهند.»
مخاطب دیگری از بروجرد، ضمن اشاره به جو امنیتی در مدارس این شهر گفت در هر کلاس دو دوربین مداربسته کار گذاشتند.
نصب دو دوربین در شرایطی است که به گفته او، مدرسهشان سیستم گرمایش و سرمایش مناسبی ندارد.
دانشآموزان همچنین از نصب دوربین در مدرسه «شهید کریمی» در رشت خبر دادهاند.
ایراناینترنشنال چهارم مهر گزارش داد در جلسهای برای معلمان مدرسهای در استان بوشهر، از آموزگاران خواسته شده هرگونه سخن سیاسی یا انتقادی کودکان را زیر نظر بگیرند و به مسئولان گزارش کنند.
طبق اطلاعات رسیده، به معلمان هشدار داده شده در صورت گزارش نکردن چنین مواردی، ممکن است خود آنان با خطر بازداشت روبهرو شوند.
از نظارت بر حرفها تا تفتیش وسایل
دامنه نظارت در برخی مدارس تنها به آنچه دانشآموزان در کلاس میگویند و انجام میدهند، محدود نیست و به گفته آنها، کیف، تلفن همراه و وسایل شخصیشان هم مورد تفتیش قرار گرفته است.
ایراناینترنشنال پیشتر گزارش داده بود معاون مدرسهای یک دانشآموز ۱۵ ساله را وادار کرده رمز تلفن همراهش را وارد کند و گالری تصاویرش را مقابل او باز کند.
یک دانشآموز که در مدرسه «حمید نظری» واقع در شهرک ابریشم کرج تحصیل میکند، نوشت: «مدیر و ناظم مدرسه با کمک بسیجیان در زنگ تفریح بدون حضور دانشآموزان، کیف و کتاب و لوازم دانشآموزان را جستوجو کردند.»
معلمی از ایرانشهر هم گفت: «در همه کلاسها دستکم یک دانشآموز را مخبر گذاشتهاند.»
بنا به گفته او، مدیر مدرسه کوچکترین جزییات هر کلاس را میداند و بابت آن تذکر میدهد، اما کاری به کمبود کلاس و برگزاری برخی کلاسها در سالن ندارد.
یک دانشآموز دیگر هم گفت که نیروهای سپاه پاسداران و آموزشوپرورش با حضور در مدرسه و با استفاده از دستگاه ردیاب، از لباس تا کیفهایشان را برای پیدا کردن گوشی جستوجو کردهاند.
بنا به گفته این محصل، آنها پس از پیدا کردن تلفنهای همراه، رمزها را هم پرسیدهاند.
پیامهای تازه از سوی دانشآموزان نشان میدهد در برخی مدارس، تفتیش دانشآموزان با دستدرازی به اندامهای خصوصی و تهدید بر سر حجاب اجباری و ظاهر همراه است.
دانشآموزی از فردیس نوشت: «در هنرستان فضلی، کادر مدرسه برای گشتن دانشآموزها کاملا به اندام خصوصی دانشآموز دست میزنند و هنگامی که مخالفت میکنیم، برخورد بسیار بدتری با ما میشود.»
او همچنین اطلاع داد که خانوادهها در حال پیگیری این مساله از آموزشوپرورش هستند.
مخاطبی ساکن اهواز هم خبر داد با آغاز سال تحصیلی، نیروهای امنیتی مستقر در مقابل مدارس، ضمن تهدید دانشآموزان برای حفظ حجاب اجباری، مقنعههایشان را با زور به سرشان میکشند.
جینا رومرو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور آزادی تجمعات مسالمتآمیز و تشکل
جینا رومرو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور آزادی تجمعات مسالمتآمیز و تشکل، اعلام کرد روز سهشنبه، ۲۱ مهر، در همبستگی با زندانیان در ایران به اعتصاب غذای «سهشنبههای نه به اعدام» میپیوندد. او خواستار توقف اعدامها و تضمین نظارت مستقل بر وضعیت زندانیان در معرض خطر اعدام شد.
رومرو در رشتهپستهایی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که مجازات اعدام در ایران علیه افرادی به کار گرفته میشود که از آزادی تجمع، تشکل و بیان و همچنین حقوق سیاسی خود استفاده کردهاند.
او گفت در اعتراضات ژانویه گذشته [دی ماه ۱۴۰۴] هزاران معترض کشته شدند و از ماه مارس تاکنون دستکم ۴۶ معترض اعدام شدهاند. رومرو این آمار را بالاترین شمار اعدامهای سیاسی در نزدیک به ۴۰ سال گذشته توصیف کرد.
این گزارشگر سازمان ملل همچنین گفت معترضان بهطور غیرقانونی بازداشت شدهاند و پروندههای آنان با موارد متعدد نقض اصول دادرسی عادلانه و نقض فاحش حقوق بشر همراه بوده است.
به گفته رومرو، اعدام جوانان نشان میدهد چگونه اعتراض و تشکلیابی مسالمتآمیز به جرایمی مستوجب اعدام تبدیل میشوند تا صدای مخالفان خاموش شود. او خواستار توقف اعدامها و صدور احکام اعدام در پی محاکمههای ناعادلانه شد و تاکید کرد مجازات اعدام باید در همه موارد لغو شود، بهویژه زمانی که برای مجازات افراد به دلیل استفاده از حقوق و آزادیهایشان به کار میرود.
رومرو با اشاره به زندانیان نوشت: «آنها پشت میلههای زندان همهچیز خود را به خطر میاندازند. من از بیرون زندان به آنها میپیوندم. آیا شما هم به ما میپیوندید؟»
او همچنین با خانوادههای جوانانی که به گفته او به دلیل شرکت در اعتراضات دیماه گذشته اعدام شدهاند، ابراز همبستگی کرد و از علیرضا سپاهی، ۲۴ ساله؛ علیرضا رئیسی، ۲۱ ساله؛ سیاوش جمشیدی خیرآبادی؛ علی همتی، ۲۱ ساله؛ مجید نیکاندیش، ۲۵ ساله؛ و مهدی خانکی، دانشآموخته ۲۶ ساله حقوق، نام برد.
رومرو در ادامه، محمدجواد وفایی ثانی، قهرمان پیشین و مربی بوکس؛ شروین باقریان، که سن او را ۱۸ یا ۱۹ سال اعلام کرد؛ و حمیدرضا و عبدالرضا فتحی، دو برادر زندانی، را از جمله معترضان جوانی معرفی کرد که اکنون زیر حکم اعدام هستند. او این بخش از پیام خود را با عبارت «اعدامها را متوقف کنید» به پایان رساند.
مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور ایران نیز در پستی در ایکس، با بازنشر پیام گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور آزادی تجمعات مسالمتآمیز و تشکل نوشته رومرو را «پستی مهم» توصیف کرد.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هفته صدوچهلویکم این اقدام در بیانیه ۱۴ مهر، در آستانه روز جهانی علیه مجازات اعدام، این مجازات را نقض حق حیات و ابزاری برای ایجاد وحشت و خاموش کردن اعتراضات دانست و خواستار همبستگی مخالفان اعدام شده بود.
دو شورای سازماندهی اعتراضات کارگران نفت، اجرای حکم شلاق بیش از ۱۰ کارگر پتروپارس هویزه را «گستاخی بیشرمانه» و «وحشیگری و بیشرمی» خواندند و اعلام کردند این اقدام را تحمل نخواهند کرد و با «اعتراضات محکم و گسترده» پاسخ قاطع خواهند داد.
شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت و شورای سازماندهی اعتراضات کارگران غیررسمی نفت (ارکان ثالث) در بیانیهای مشترک که یکشنبه ۱۹ مهر منتشر شد، از کارگران صنعت نفت، دیگر مراکز کارگری و مردم خواستند متحد شوند و حکومت را به عذرخواهی و بازگرداندن کارگران اخراجشده به کار وادار کنند.
آنها خطاب به همکاران خود نوشتند: «همکاران به هوش باشیم. پاسخ شلاق و زندان و اعدام فقط و فقط اتحاد، تشکل و اعتراضات و اعتصابات سراسری ماست. متحد شویم و شلاقچیان را به محاکمه بکشیم!»
این دو شورا تاکید کردند: «شلاق بر بدن همکاران معترض ما در پتروپارس هویزه، شلاق بر بدن همه ما کارگران نفت و تمامی کارگران و مردم در ایران است. مطمئن باشید که این گستاخی شما بیپاسخ نخواهد ماند.»
جزییات محکومیت و اجرای حکم شلاق کارگران پتروپارس
سازمان حقوق بشر کارون ۱۷ مهر گزارش داد احکام شلاق بیش از ۱۰ کارگر متخصص و بومی عرب شرکت پتروپارس هویزه که به اخراج، تمدید نشدن قراردادهای کاری و جایگزینی با نیروهای غیربومی اعتراض کرده بودند، اجرا شده است.
سایت هرانا نیز گزارش داد این کارگران عمدتا دارای مدارک تحصیلی کارشناسی و کارشناسی ارشد هستند.
دو شورا در بیانیه خود مدیریت پتروپارس را «گستاخ» خواندند و نوشتند این مدیریت به جای پاسخگویی به مطالبات کارگران، پس از تجمع آنها مقابل شرکت، با اتهامهایی چون «انسداد مسیر و ایجاد ضرر و زیان» از کارگران شکایت کرد و ماموران نیروی انتظامی نیز آنها را با اعمال خشونت فیزیکی بازداشت کردند.
آنها دادگاه کیفری دو هویزه را «بیدادگاه» و حکم صادرشده را «وحشیانه و قرون وسطایی» توصیف کردند.
بر اساس گزارش هرانا، شعبه ۱۰۱ این دادگاه به ریاست ملکتبار فیروزجانی، ۱۳ تیر سال جاری هر یک از کارگران معترض را به ۷۴ ضربه شلاق و پرداخت ۲۰ میلیون تومان جزای نقدی محکوم کرده بود. احکام شلاق و جزای نقدی نیز اجرا شدهاند.
دو شورا همچنین اعلام کردند کارگران پتروپارس سالها در پروژههای توسعه میدان نفتی آزادگان جنوبی فعالیت کردهاند، اما با وجود مراجعه مکرر به مسئولان محلی، استانی و مقامهای تهران برای بازگشت به کار، همچنان بیکار و در بلاتکلیفی شغلی به سر میبرند.
آنها در این بیانیه، بیکاری بسیاری از کارگران پروژهای را ناشی از «بدتر شدن اوضاع اقتصادی حکومت در نتیجه جنگافروزیهایش» دانستند و گفتند زندگی این کارگران به نابودی کشیده شده است.
هرانا گزارش داد قراردادهای کاری این کارگران پس از پایان پروژهها تمدید نشد و به گفته آنها، نیروهایی از استانهای گیلان و فارس جایگزین کارگران بومی شدند. کارگران نیز بارها مقابل استانداری خوزستان در اهواز، فرمانداری هویزه و دیگر نهادهای مسئول تجمع کردند.
هرانا همچنین گزارش داد این کارگران با وجود اجرای احکام شلاق و جزای نقدی، همچنان هر هفته مقابل شرکت پتروپارس تجمع میکنند و خواستار رسیدگی به مطالبات صنفی و بازگشت به کار هستند.
در دهههای گذشته، احکام شلاق علیه گروههایی از کارگران معترض در ایران صادر شده و در برخی موارد، از جمله علیه ۱۷ کارگر معدن طلای آقدره، به اجرا درآمده است. شماری از هنرمندان، فعالان مدنی و معترضان نیز با احکام مشابه روبهرو شدهاند.
پس از اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ نیز گزارشهایی از تشدید برخوردهای امنیتی و قضایی با معترضان و صدور احکامی از جمله شلاق برای شمار زیادی از بازداشتشدگان منتشر شده که در برخی موارد به اجرا درآمده است.
شوراهای سازماندهی اعتراضات کارگران نفت، اجرای حکم شلاق را اقدامی برای مرعوب کردن شمار زیادی از کارگران بیکار صنعت نفت توصیف کردند و خطاب به حکومت نوشتند: «همکاران ما را شلاق زدید تا به خیال خود جمعیت عظیم همکارانی که در نفت بیکار شدهاند را مرعوب کنید، اما این پایان تحمل ماست.»
آنها هشدار دادند: «وقتی که خشم کارگر نفت فوران کند هیچ نیروی وحشی و سرکوبگری تاب مقاومت نخواهد داشت. دنیا را بر سر شلاقچیان خراب خواهیم کرد. تردیدی نداشته باشید که پشیمانتان میکنیم.»