• العربية
  • English
BrandBrand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

کارشناسان سازمان ملل: هیچ‌یک از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه نباید اعدام شوند

۱۷ مهر ۱۴۰۵، ۱۴:۵۶ (‎+۱ گرینویچ)

کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل متحد در بیانیه‌ای اعلام کردند نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ هزاران معترض را کشتند و هیچ‌یک از بازداشت‌شدگان این اعتراضات، صرف‌نظر از اتهام‌های مطرح‌شده علیه آن‌ها، نباید اعدام شوند.

این کارشناسان در بیانیه‌ای که پنج‌شنبه ۱۷ مهر، در آستانه روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام منتشر شد، گفتند: «آنچه رخ داده است قابل بازگشت نیست، اما سرنوشت کسانی که اکنون با خطر اعدام مواجه‌اند، کاملا در اختیار مقامات قرار دارد.»

در این بیانیه آمده است که هیات مستقل بین‌المللی حقیقت‌یاب سازمان ملل، کشتار معترضان در دی‌ماه را «جنایت علیه بشریت» ارزیابی کرده است.

کارشناسان سازمان ملل همچنین اعلام کردند پرونده‌های بازداشت‌شدگان با موارد گسترده نقض حقوق بشر، از جمله شکنجه، ناپدیدسازی قهری، خشونت جنسی، اعترافات اجباری و محرومیت از دسترسی به وکیل انتخابی همراه بوده است.

آنان گفتند: «مجازات اعدام در ایران برای خاموش‌کردن صدای مخالفان به کار گرفته می‌شود» و افزودند اعدام‌ها نه‌تنها به اعتراض‌ها پایان نمی‌دهند، بلکه زمینه شکل‌گیری موج‌های بعدی مخالفت را فراهم می‌کنند.

مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، از جمله امضاکنندگان این بیانیه است.

کارشناسان سازمان ملل از مقام‌های جمهوری اسلامی خواستند اجرای تمام اعدام‌ها را فورا متوقف کنند، احکام اعدام را به مجازات‌های سبک‌تر تبدیل کنند و پرونده‌های محکومان را بر اساس معیارهای دادرسی عادلانه دوباره بررسی کنند.

Banner
Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

آمریکا اعدام عامل تیراندازی «فورت هود» را به‌صورت زنده پخش می‌کند
۱

آمریکا اعدام عامل تیراندازی «فورت هود» را به‌صورت زنده پخش می‌کند

۲

شلیک ۳۶ گلوله جنگی؛ جزییات تازه از کشته شدن دو برادر ۱۵ و ۱۹ ساله در روز مرگ خامنه‌ای

۳

برداشت از ذخایر مشترک؛ آرامکو توسعه میدان نفتی مشترک با ایران را به یک شرکت آمریکایی سپرد

۴
روایت شما

خشم شهروندان از کمک ۲۰۰ میلیون دلاری به حزب‌الله: پول ایران حق مردم ایران است

۵

اوپن‌ای‌آی عملیات نفوذ با هفت هویت جعلی روزنامه‌نگاری از ایران را افشا کرد

انتخاب سردبیر

  • در ستایش بازماندگان دی؛ روایت‌هایی از سوگ، زندگی و امید

    در ستایش بازماندگان دی؛ روایت‌هایی از سوگ، زندگی و امید

  • ناوانتم پیلای، حقوق‌دان اهل آفریقای جنوبی، برنده جایزه نوبل صلح شد

    ناوانتم پیلای، حقوق‌دان اهل آفریقای جنوبی، برنده جایزه نوبل صلح شد

  • ۶۸ درصد پاسخ‌دهندگان به ایران‌اینترنشنال: فشار آمریکا بیشتر به مردم آسیب می‌زند تا حکومت

    ۶۸ درصد پاسخ‌دهندگان به ایران‌اینترنشنال: فشار آمریکا بیشتر به مردم آسیب می‌زند تا حکومت

  • حملات جداگانه به خودروی پلیس و کارکنان ارتش در سیستان و بلوچستان ۲ کشته بر جا گذاشت

    حملات جداگانه به خودروی پلیس و کارکنان ارتش در سیستان و بلوچستان ۲ کشته بر جا گذاشت

  • خشم شهروندان از کمک ۲۰۰ میلیون دلاری به حزب‌الله: پول ایران حق مردم ایران است
    روایت شما

    خشم شهروندان از کمک ۲۰۰ میلیون دلاری به حزب‌الله: پول ایران حق مردم ایران است

•
•
•

مطالب بیشتر

روان جامعه ایران در یک سال گذشته؛ وقتی بحران به زندگی تبدیل می‌شود

۱۷ مهر ۱۴۰۵، ۱۴:۴۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
صبا آلاله
100%

۱۰ اکتبر، روز جهانی سلامت روان، هر سال توجه عمومی و تخصصی را به اهمیت سلامت روان افراد و جوامع جلب می‌کند. این روز یادآور می‌شود سلامت روان فقط به نبود اختلالات روانی محدود نیست و با احساس امنیت، کیفیت روابط، توانایی سازگاری با فشارها و امکان داشتن تصویری از آینده ارتباط دارد.

آیا سلامت روان موضوعی فردی است و فرد باید به‌تنهایی توانایی ساختن و حفظ آن را داشته باشد، یا عوامل دیگری نیز می‌توانند بهزیستی روانی را مختل کنند؟

بهزیستی روانی، اجتماعی و جسمانی در تعامل با یکدیگر شکل می‌گیرند و شرایط زندگی، روابط اجتماعی و محیطی که فرد در آن زندگی می‌کند، می‌توانند بر سلامت او اثر بگذارند.

گاهی جامعه با یک رویداد بحرانی مواجه می‌شود؛ حادثه‌ای که آغاز و پایانی دارد و پس از عبور از آن، امکان بازگشت تدریجی به زندگی عادی فراهم می‌شود.

اما برای جامعه‌ای که بحران در آن تکرار می‌شود، وضعیت متفاوت است. در چنین شرایطی، زندگی روزمره می‌تواند به تجربه‌ای از ناامنی، انتظار و پیش‌بینی تهدید تبدیل شود.

جامعه ما سال‌هاست با بحران‌های پی‌درپی و تجربه‌های دشوار سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و جمعی روبه‌رو بوده است؛ تجربه‌هایی که در طول زمان، ترس، فقدان، ناامنی، بی‌ثباتی و سوگ‌های حل‌نشده متعددی را در حافظه فردی و جمعی جامعه بر جای گذاشته‌اند.

آنچه در یک سال گذشته رخ داده، در امتداد همین زمینه انباشته بوده، اما با تجربه‌هایی با شدت و ابعاد متفاوت همراه شده است.

جنگ و پیامدهای آن، فشارهای اقتصادی و اجتماعی ادامه‌دار و در نهایت اعتراضات و کشتار دی‌ماه، در فاصله‌ای کوتاه بر بستر بحران‌های پیشین قرار گرفتند.

سرکوب دی‌ماه از نظر گستره کشتار و شدت خشونت، به یکی از شدیدترین سرکوب‌های اعتراضات در دهه‌های گذشته تبدیل شد.

اعتراضات دی‌ماه، با توجه به شدت خشونت، خود می‌تواند به‌عنوان یک تجربه جمعی بسیار شدید و آسیب‌زا، احساس امنیت را در سطح گسترده‌ای تحت تاثیر قرار دهد.

اهمیت روان‌شناختی این دوره در پیوند میان این تجربه‌های متوالی و تاثیر آنها بر یکدیگر است.

  • فشار سیاسی، مالی و روانی بر خانواده‌های دادخواه؛ زمستانی که پایان ندارد

    فشار سیاسی، مالی و روانی بر خانواده‌های دادخواه؛ زمستانی که پایان ندارد

در برخی افراد، تجربه مستقیم یا غیرمستقیم خشونت و فقدان می‌تواند به‌تنهایی زمینه‌ساز ترس، ناامنی مزمن و نشانه‌های روانی پایدار شود و در عین حال، خاطرات و هیجان‌های مرتبط با تجربه‌های دردناک گذشته را دوباره فعال کند.

در چنین شرایطی، بحران تازه می‌تواند بر آسیب‌های پیشین سوار شود و فرصت پردازش تجربه و بازیابی منابع روانی را بیش از پیش محدود کند.

وقتی یک بحران پس از بحران دیگری می‌آید، فرد ممکن است هنوز در حال پردازش ترس یا فقدان یک رویداد باشد که با تهدید یا حادثه دیگری مواجه شود.

در این شرایط، اضطراب می‌تواند به بخشی از شیوه مواجهه فرد با جهان تبدیل شود و آینده به‌جای آنکه فضایی برای برنامه‌ریزی باشد، به عرصه‌ای برای پیش‌بینی بدترین اتفاق بعدی بدل گردد.

از این منظر، مساله این است که وقتی واقعیت مدام از پیش‌بینی‌های ما درباره بدترین حالت عبور می‌کند، روان انسان چگونه خود را با این وضعیت وفق می‌دهد؟

این پرسش زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که منبع تهدید بخشی از تجربه ناامنی ناشی از خشونت سیاسی، سرکوب، فقدان و بی‌ثباتی اجتماعی باشد.

در چنین شرایطی، حتی پایان یک رویداد الزاما به معنای پایان احساس تهدید نیست. بدن و ذهن ممکن است همچنان در حالت آماده‌باش باقی بمانند؛ فرد ممکن است بیش از گذشته مراقب محیط، اخبار و نشانه‌های خطر باشد، از برنامه‌ریزی بلندمدت فاصله بگیرد یا در روابط اجتماعی با احتیاط بیشتری رفتار کند.

بنابراین پرسش اصلی این مقاله این است که در یک سال گذشته، چه بر سر روان جامعه‌ای آمده است که بحران برای آن دیگر یک حادثه نیست، بلکه به وضعیت زندگی تبدیل شده است؟

برای پاسخ به این پرسش، ابتدا شواهد پژوهشی موجود درباره تجربه‌های جمعی و بحران‌های یک سال گذشته در ایران را بررسی می‌کنیم و سپس با استفاده از پژوهش‌های انجام‌شده در کشورهای دیگر، به پیامدهای روانی خشونت سیاسی، تهدید مداوم و تروماهای تکرارشونده می‌پردازیم.

  • وقتی آینده دیگر قابل تصور نیست؛ رنج، ناامیدی و عوامل مرتبط با خودکشی

    وقتی آینده دیگر قابل تصور نیست؛ رنج، ناامیدی و عوامل مرتبط با خودکشی

پژوهش‌ها و داده‌ها چه می‌گویند؟

در ایران، درباره پیامدهای روانی خشونت سیاسی و سرکوب حکومتی، با خلأ جدی در پژوهش‌های جمعیتی و مستقل مواجهیم.

یکی از دلایل محتمل این خلأ، حساسیت سیاسی، محدودیت‌های دسترسی، ملاحظات امنیتی برای پژوهشگران و مشارکت‌کنندگان و دشواری انجام پژوهش مستقل درباره چنین موضوعاتی است.

در یک سال گذشته، چند پژوهش و گزارش علمی درباره پیامدهای روانی و اجتماعی جنگ و برخی حوادث جمعی انجام شده است، اما این مطالعات محدودند و نمی‌توانند تصویری جامع از وضعیت روانی جامعه ارائه کنند.

برای نمونه، برخی مطالعات درباره جنگ بر پیامدهای روانی و اهمیت حمایت‌های روانی-اجتماعی و خدمات سلامت روان تمرکز کرده‌اند.

یک مرور روایی نیز با بررسی شواهد موجود درباره کودکان در شرایط جنگی، خطر اضطراب، کابوس، تحریک‌پذیری، مشکلات تمرکز و نشانه‌های تروما را مطرح کرده است.

پس از انفجار بندر رجایی هم برنامه‌هایی برای پاسخ روانی-اجتماعی، پایش وضعیت روانی و حمایت از آسیب‌دیدگان اجرا شد.

اما درباره خشونت سیاسی و کشتار دی‌ماه حتی چنین شواهد محدودی نیز در قالب پژوهش مستقیم روان‌شناختی در دسترس نیست.

تاکنون پژوهش جمعیتی یا بالینی مستقیمی پیدا نشده است که پیامدهای روانی خشونت‌های سیاسی و سرکوب‌ها را از نظر اختلال استرس پس از سانحه، افسردگی، اضطراب، سوگ یا احساس ناامنی، اندازه‌گیری کرده باشد.

به همین دلیل، برای فهم پیامدهای بلندمدت خشونت سیاسی، پژوهش‌های انجام‌شده در جوامعی که تجربه سرکوب، جنگ و کشتار داشته‌اند، می‌توانند شواهد مهمی فراهم کنند.

این مطالعات نشان می‌دهند که پیامدهای خشونت می‌توانند از آسیب فردی فراتر بروند و بر احساس امنیت، روابط اجتماعی و زندگی روزمره اثر بگذارند.

  • فرزندآوری در سایه اضطراب آینده؛ نگاهی روان‌شناختی به یک بحران

    فرزندآوری در سایه اضطراب آینده؛ نگاهی روان‌شناختی به یک بحران

خشونت سیاسی؛ پیامدهایی فراتر از آسیب فردی

مرور بیش از ۵۰ پژوهش از کشورهای مختلف نشان داد خشونت سیاسی با افزایش اختلال استرس پس از سانحه، افسردگی و اضطراب همراه است و پیامدهای آن به فرد محدود نمی‌شود.

بر اساس یافته‌ها، خشونت سیاسی می‌تواند عملکرد فرد، روابط و بافت اجتماعی و حتی توانایی نهادهای عمومی را برای ارائه خدمات، تحت تاثیر قرار دهد.

کره جنوبی؛ ماندگاری تروما

در مطالعه‌ای روی قربانیان سرکوب و کشتار گوانگجو در سال ۱۹۸۰، علائم روانی بررسی شد و حدود یک‌چهارم آنها معیارهای اختلال استرس پس از سانحه را داشتند.

در میان افراد دارای این اختلال، افسردگی، اضطراب، اختلال خواب، خشم و کناره‌گیری اجتماعی بیشتر دیده شد.

این یافته حاکی از آن است که پیامدهای روانی خشونت جمعی می‌توانند مدت‌ها پس از پایان رویداد ادامه پیدا کنند و به حوزه‌های مختلف زندگی فرد گسترش یابند.

شیلی؛ وقتی تروما دهه‌ها باقی می‌ماند

در مطالعه‌ای روی قربانیان شکنجه سیاسی دوران دیکتاتوری شیلی، حدود ۴۰ سال پس از تجربه شکنجه، همچنان نشانه‌های اضطراب، افسردگی، اختلال استرس پس از سانحه و خاطرات مزاحم گزارش شد.

بیش از نیمی از شرکت‌کنندگان نشانه‌های اضطراب و نزدیک به نیمی نشانه‌های افسردگی داشتند و بخشی نیز همچنان علائم اختلال استرس پس از سانحه نشان می‌دادند.

بر پایه یافته‌ها، برخی تجربه‌های خشونت‌آمیز می‌توانند حتی دهه‌ها پس از پایان شرایط سیاسی، در تجربه روانی افراد باقی بمانند.

آلمان شرقی؛ فشار سیاسی می‌تواند آسیب ماندگار ایجاد کند

پژوهش‌های آلمان شرقی نشان داده‌اند حبس به دلایل سیاسی، نظارت، فشار روانی و سایر شکل‌های سرکوب می‌توانند سال‌ها بعد با افسردگی، اضطراب و نشانه‌های تروما همراه باشند.

بر اساس مطالعات جدیدتر، تجربه برخی شکل‌های سرکوب سیاسی که با خشونت فیزیکی مستقیم همراه نبوده‌اند، با پیامدهای روانی ماندگار ارتباط دارد.

در مطالعه‌ای درباره فرزندان زندانیان سیاسی سابق نیز علائم مشکلات رفتاری و تروما بیشتر از گروه‌های مشابه گزارش شد؛ یافته‌ای که انتقال مستقیم تروما را ثابت نمی‌کند، اما بر نقش خانواده و شرایط زندگی در سلامت روان نسل بعد تاکید دارد.

آفریقای جنوبی؛ پیامدهای خشونت سیاسی فراتر از قربانیان مستقیم

در یک مطالعه در آفریقای جنوبی، بیش از یک‌سوم جمعیت تجربه نوعی خشونت را گزارش کردند و ارتباط میان این تجربه‌ها و اختلال استرس پس از سانحه مورد بررسی قرار گرفت.

در میان مردان، بازداشت سیاسی و شکنجه از عواملی بودند که قوی‌ترین ارتباط را با اختلال استرس پس از سانحه داشتند.

این یافته بر اهمیت تجربه خشونت سیاسی در سطح جمعیت و فراتر از قربانیان مستقیم تاکید می‌کند.

رواندا؛ تروما در سطح جامعه

در مطالعه‌ای، ۱۴ سال پس از نسل‌کشی، حدود ۲۶ درصد از شرکت‌کنندگان معیارهای اختلال استرس پس از سانحه را داشتند.

افراد دارای این اختلال، افسردگی بیشتر و کیفیت زندگی پایین‌تری داشتند. طبق این یافته، آثار روانی خشونت جمعی می‌توانند سال‌ها بعد همچنان در سطح جمعیت قابل مشاهده باشند و با شرایط اجتماعی و اقتصادی نیز ارتباط داشته باشند.

مرور پژوهش‌های مربوط به اعتراضات و خشونت‌های سیاسی نشان می‌دهد پیامدهای روانی می‌توانند به افرادی فراتر از قربانیان و شرکت‌کنندگان مستقیم گسترش پیدا کنند.

شدت و نوع خشونت، شرایط اقتصادی و اجتماعی و میزان حمایت اجتماعی، در شدت این پیامدها نقش دارند.

  • کافه‌ها، فضاهای تنفس روانی و اجتماعی در دل بحران

    کافه‌ها، فضاهای تنفس روانی و اجتماعی در دل بحران

از شناخت آسیب تا امکان ترمیم

پاسخ به آسیب‌های بحران‌های جمعی معمولا چندلایه است؛ از تامین نیازهای اولیه، امنیت و ثبات گرفته تا حفظ شبکه‌های خانوادگی و اجتماعی، حمایت‌های روانی اولیه و خدمات تخصصی سلامت روان.

در این رویکرد، روان‌درمانی و روان‌پزشکی بخشی از پاسخ هستند و حمایت اجتماعی، حمایت عملی و امکان بازگشت به روال زندگی روزمره نیز اهمیت دارند.

اثربخشی این حمایت‌ها به شرایط زندگی فرد هم وابسته است. وقتی ناامنی، مشکلات معیشتی، ازهم‌گسیختگی روابط یا اختلال در دسترسی به خدمات ادامه داشته باشد، بخشی از عوامل ترمیم‌کننده خود با بی‌ثباتی روبه‌رو می‌شوند.

بنابراین، امنیت و ثبات نیز در فرایند ترمیم نقش دارند.

این مساله در جامعه ایران پیچیدگی بیشتری پیدا می‌کند. با توجه به سرکوب‌های مکرر، تهدیدهای امنیتی، فشار اقتصادی، ناامنی اجتماعی، بازداشت، اعدام و نگرانی از تکرار بحران‌ها، عوامل مختلف ناامنی در فاصله کوتاهی در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند.

فردی که برای اضطراب، سوگ یا تجربه خشونت به حمایت نیاز دارد، ممکن است هم‌زمان نگران امنیت خود و نزدیکانش، وضعیت اقتصادی، دسترسی به دارو و احتمال وقوع بحران بعدی باشد.

در چنین شرایطی، درمان فردی در محیطی که احساس امنیت و پیش‌بینی‌پذیری کافی ندارد، با محدودیت روبه‌رو می‌شود.

از این منظر، مساله شکاف میان نیاز جامعه و ظرفیت پاسخ‌گویی اهمیت دارد. دسترسی به خدمات تخصصی و دارو، حمایت اقتصادی و اجتماعی، حفظ شبکه‌های خانوادگی، امکان سوگواری و پردازش تجربه، همگی بخشی از این پاسخ هستند.

در شرایطی که بحران به وضعیت مداوم تبدیل شده، حمایت موثر نیازمند مجموعه‌ای از خدمات و منابع است که بتواند هم به نیازهای فوری پاسخ دهد و هم امکان پردازش تدریجی تجربه‌های دشوار را فراهم کند.

آنچه در یک سال گذشته بر جامعه گذشته است، نشان می‌دهد سلامت روان را نمی‌توان جدا از شرایط زندگی فهمید.

جنگ، فشار اقتصادی، ناامنی اجتماعی، سوگ و خشونت سیاسی در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند و دی‌ماه نیز تجربه تهدید، فقدان و نگرانی از آینده را برای بخش بزرگی از جامعه تشدید کرده است.

در چنین شرایطی، فشار روانی را باید در بستر همین مجموعه عوامل درک کرد و نمی‌توان مسئولیت مقابله با پیامدهای آن را صرفا بر عهده فرد گذاشت.

در شرایط بحران مداوم، ترمیم روانی فرایندی تدریجی است و به زمان و ثبات نسبی نیاز دارد. وقتی بحران‌های تازه پیش از پایان یافتن پیامدهای بحران قبلی رخ می‌دهند، فرصت پردازش تجربه و بازیابی منابع روانی محدود می‌شود.

بنابراین، پاسخ به آسیب‌های روانی جامعه علاوه بر خدمات تخصصی، به کاهش عوامل فرساینده و فراهم شدن امکان بازگشت تدریجی به شرایط باثبات‌تر نیاز دارد.

و در نهایت، در روز جهانی سلامت روان، باید به یاد داشته باشیم برای دوام آوردن در دل بحران، جامعه به چیزی بیش از تاب‌آوری فردی نیاز دارد؛ به امنیت، حمایت، پیوندهای اجتماعی و امکان تصور آینده.

امید قانونی، نوجوان ۱۷ ساله در خوانسار پس از بازداشت و ضرب‌وشتم کشته شد

۱۷ مهر ۱۴۰۵، ۱۴:۴۲ (‎+۱ گرینویچ)
•
پویا جهاندار
100%
امید قانونی، جوان ۱۷ساله در بازداشت جان باخت

امید قانونی، نوجوان ۱۷ ساله اهل روستای ارجنک شهرستان خوانسار در استان اصفهان، کمتر از ۲۴ ساعت پس از بازداشت در دادگستری این شهرستان جان باخت.

یک منبع مطلع به ایران‌اینترنشنال گفت او هنگام بازداشت به‌شدت مورد ضرب‌وشتم قرار گرفت و روز بعد، با وجود درخواست پدرش برای انتقال به بیمارستان، در جریان تحقیقات قضایی جان خود را از دست داد.

بر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، امید قانونی شامگاه دوشنبه ۱۳ مهر ۱۴۰۵، پس از مشاجره لفظی با یکی از نیروهای بسیج بازداشت شد.

یک منبع مطلع به ایران‌اینترنشنال گفت نیروهای بسیجی هنگام بازداشت، این نوجوان را با قنداق اسلحه به‌شدت مورد ضرب‌وشتم قرار دادند و سپس او را به نیروی انتظامی تحویل دادند.

امید شب را در پاسگاه ویست گذراند و صبح سه‌شنبه ۱۴ مهر به دادگستری خوانسار منتقل شد.

درخواست پدر برای انتقال به بیمارستان و مرگ در دادگستری

به‌گفته منبع مطلع، امید هنگام انجام تحقیقات قضایی از درد شدید شکم رنج می‌برد و وضعیت جسمی مناسبی نداشت.

پدر او که در دادگستری حضور داشت، با مشاهده وضعیت فرزندش از مقام‌های قضایی خواست اجازه انتقال او به بیمارستان را بدهند. او حتی اعلام کرد حاضر است به جای پسرش در بازداشت بماند تا امید بتواند تحت درمان قرار گیرد.

با این حال، به‌گفته این منبع، قاضی با درخواست پدر موافقت نکرد و تحقیقات قضایی ادامه یافت.

امید در جریان این تحقیقات، در حالی که روی صندلی نشسته بود، ناگهان به زمین افتاد و در همان دادگستری جان باخت. پیکر او سپس به بیمارستان فاطمیه خوانسار منتقل شد.

100%

اعلام «خون‌ریزی داخلی» به‌عنوان علت مرگ

منبع مطلع به ایران‌اینترنشنال گفت کادر درمان بیمارستان فاطمیه خوانسار، علت مرگ امید را «خون‌ریزی داخلی» اعلام کردند.

به‌گفته این منبع، آثار کبودی گسترده و جراحت بر بدن و صورت این نوجوان مشهود بود.

این منبع همچنین از ایجاد اخلال و کارشکنی در روند ارجاع پیکر امید به پزشکی قانونی خبر داد.

ایران‌اینترنشنال تاکنون به گزارش رسمی پزشکی قانونی یا مدارک پزشکی مستقلی که علت مرگ او را تایید کند، دسترسی نداشته است.

پیکر امید قانونی پنج‌شنبه ۱۶ مهر در زادگاهش، روستای ارجنک، به خاک سپرده شد. به‌گفته منبع مطلع، خانواده او برای سکوت درباره چگونگی جان‌باختنش تحت فشار قرار گرفته‌اند.

اعتراض خانواده؛ «چه بلایی سر پسرم آمده است؟»

جمعه ۱۷ مهر، خانواده امید قانونی مقابل پاسگاه ویست تجمع کردند و خواستار پاسخگویی مسئولان درباره مرگ او شدند.

مادر امید در این تجمع خطاب به ماموران گفت: «ماموران دوشنبه ۱۳ مهر جلوی خانه بازداشتش کردند و سه‌شنبه ۱۴ مهر دادگستری خوانسار جنازه پسرم را به من داد. جواب بدهید چه بلایی سر پسرم آمده است.»

ویدیویی نیز از مراسم تشییع پیکر این نوجوان منتشر شده است.

با گذشت چند روز از مرگ امید قانونی، پرسش‌هایی درباره ضرب‌وشتم او هنگام بازداشت، خودداری از انتقالش به بیمارستان و کارشکنی ادعایی در روند بررسی پزشکی قانونی همچنان بی‌پاسخ مانده است.

تا زمان تنظیم این گزارش، توضیح رسمی مقام‌های قضایی و انتظامی درباره علت مرگ این نوجوان در دسترس نیست.

مرگ‌های مشکوک در بازداشت؛ از اصفهان تا مشهد

مرگ امید قانونی در حالی رخ داده که در ماه‌های اخیر گزارش‌های دیگری نیز از جان‌باختن بازداشت‌شدگان در زندان‌های ایران منتشر شده است.

ایران‌اینترنشنال پیش‌تر در گزارشی از مرگ مشکوک علی هاشمی و اکبر محمدی در زندان دستگرد اصفهان، تقی سلیمی در زندان آمل و آرش طلوع شیخ‌زاده پس از بازداشت و بازجویی در مشهد خبر داده بود.

در این پرونده‌ها، گزارش‌هایی درباره شکنجه، محرومیت از خدمات درمانی و ابهام در علت مرگ منتشر شده است.

در رویدادی جداگانه، پژمان سورانی، شهروند ۳۳ ساله اهل نجف‌آباد اصفهان، ۱۱ مهر پس از درگیری با حامیان حکومت در پمپ‌بنزین امین‌آباد و ضرب‌وشتم به دست نیروهای امنیتی کشته شد.

بر اساس اطلاعات منتشرشده، پزشکی قانونی علت مرگ سورانی را ضربات وارده به سر اعلام کرده است.

عربستان سعودی از پایان حضور حوثی‌ها در تنگه باب‌المندب خبر داد

۱۷ مهر ۱۴۰۵، ۱۴:۲۱ (‎+۱ گرینویچ)
100%
نیروهای وابسته به دولت یمن، استان تعز، ۱۳ مهر

محمد آل‌جابر، سفیر عربستان سعودی در یمن، اعلام کرد تنگه باب‌المندب به‌طور کامل از کنترل حوثی‌ها خارج شده است. پیش‌تر، حملات حوثی‌ها به فرودگاه ریاض سه کشته بر جای گذاشته بود.

آل‌جابر جمعه ۱۷ مهر در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «باب‌المندب از بقایای شبه‌نظامیان تروریست حوثی پاکسازی شد.»

او این رویداد را یک «پیروزی برای همه یمنی‌ها و عرب‌ها» خواند و آن را تبریک گفت.

رسانه‌های عربی، از جمله العربیه و الشرق الاوسط، نیز گزارش دادند نیروهای دولتی یمن پس از پایان «عملیات پاکسازی» تنگه باب‌المندب و جزیره راهبردی میون از حضور حوثی‌ها، کنترل کامل این منطقه را در دست گرفتند و مواضع خود را در ارتفاعات مشرف به این آبراه تثبیت کردند.

به‌گزارش الشرق الاوسط، تیپ‌های «عمالقه»، از نیروهای مخالف حوثی‌ها، و نیروهای «درع الوطن»، مورد حمایت عربستان سعودی، با پشتیبانی هوایی ائتلاف حامی دولت یمن، بر باب‌المندب، جزیره میون، اردوگاه العرضی، مواضع دیده‌بانی گارد ساحلی و ارتفاعات اطراف تنگه مسلط شدند.

این تحولات می‌تواند به تقویت موقعیت نظامی نیروهای حامی دولت یمن در سواحل غربی این کشور کمک کند.

منابع نظامی به الشرق الاوسط گفتند نیروهای دولتی در عملیاتی غافلگیرانه از خطوط مقدم دفاعی حوثی‌ها عبور کردند و خود را به سنگرها و تونل‌های این گروه مورد حمایت جمهوری اسلامی رساندند.

به‌گفته این منابع، ده‌ها تن از نیروهای حوثی در جریان درگیری‌ها کشته و شماری دیگر تسلیم شدند.

پیش‌تر در ۱۳ مهر، معمر الاریانی، وزیر اطلاع‌رسانی دولت یمن، از «تسلط عملی» نیروهای مورد حمایت عربستان سعودی بر تنگه باب‌المندب خبر داده بود، هرچند نبردها در اطراف این گذرگاه همچنان ادامه داشت.

حوثی‌ها ۲۰ شهریور کنترل بخش یمنی باب‌المندب را به دست گرفته بودند.

این تنگه که دریای سرخ را به خلیج عدن و از آنجا به اقیانوس هند متصل می‌کند، یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های تجارت دریایی جهان و مسیرهای انتقال انرژی به شمار می‌رود.

کشته شدن ۳ نفر در حملات حوثی‌ها به فرودگاه ریاض

در هفته‌های اخیر، پیشروی حوثی‌ها در یمن و حملات این گروه به عربستان سعودی، از جمله زیرساخت‌های انرژی آن، به نگرانی‌ها درباره امنیت مسیرهای انتقال انرژی و چشم‌انداز بازار جهانی نفت دامن زده است.

مقام‌های عربستان سعودی جمعه ۱۷ مهر اعلام کردند حملات پنج‌شنبه حوثی‌ها به فرودگاه ریاض سه کشته و چندین زخمی بر جای گذاشت.

شرکت هواپیمایی سعودی تایید کرد یکی از جان‌باختگان از کارکنان این شرکت بوده است.

خبرگزاری رویترز گزارش داد در جریان این حملات، یک فروند هواپیمای شرکت هواپیمایی سعودی آسیب دید و دود غلیظی به فراز فرودگاه برخاست.

حوثی‌ها در روزهای اخیر حملات موشکی خود به عربستان سعودی را تشدید کرده‌اند و می‌کوشند با هدف قرار دادن فرودگاه‌ها، تردد هوایی در این کشور را مختل کنند.

پیش‌تر در ۱۴ و ۱۵ مهر، حملات حوثی‌ها به فرودگاه‌های ریاض و ابها به کشته شدن سه نفر و زخمی شدن ۳۶ تن دیگر انجامیده بود.

در پی حملات اخیر، شماری از شرکت‌های هواپیمایی پروازهای خود به ریاض را لغو کردند.

رسانه‌های پاکستانی گزارش دادند شرکت هواپیمایی بین‌المللی پاکستان (PIA) نیز با اشاره به «وضعیت خاورمیانه»، پروازها به پایتخت عربستان سعودی را به حالت تعلیق درآورده است.

آژانس ایمنی هوانوردی اتحادیه اروپا ۱۷ مهر محدوده هشدار پروازی خود در عربستان سعودی را به بخش دیگری از شمال غرب این کشور گسترش داد.

این نهاد به شرکت‌های هواپیمایی توصیه کرد از پرواز بر فراز بخش‌هایی از عربستان سعودی که در محدوده اطلاعات پرواز جده قرار دارند، خودداری کنند.

اختلال در پروازها در حالی رخ داده که ریاض قرار است از ۱۹ تا ۲۳ مهر میزبان «کنگره جهانی انرژی» با حضور مدیران ارشد صنعت نفت و گاز جهان باشد.

در سوی دیگر، رسانه‌های وابسته به حوثی‌ها گزارش دادند جنگنده‌های عربستان سعودی در طول شب مواضع این گروه را در صنعا بمباران کردند.

این حملات بخشی از عملیات نظامی عربستان سعودی برای عقب راندن حوثی‌ها از مناطق تازه تصرف‌شده، مقابله با تهدیدهای آنان علیه کشتیرانی بین‌المللی و جلوگیری از حملات بیشتر به خاک این کشور است.

هم‌زمان، حوثی‌ها نیروهای دولتی یمن را در تعز، سومین شهر بزرگ این کشور، به محاصره درآورده‌اند.

اورسولا فون در لاین، رییس کمیسیون اروپا، ۱۷ مهر در واکنش به حملات حوثی‌ها به عربستان سعودی، خواستار پایان اقدامات خشونت‌آمیز نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی شد.

او همچنین بر همبستگی اروپا با مردم عربستان سعودی و شرکای این کشور در حوزه خلیج فارس تاکید کرد.

این اظهارات در حالی مطرح می‌شوند که تنش‌ها در تنگه هرمز همچنان ادامه دارد و چشم‌انداز مذاکرات تهران و واشینگتن برای پایان دادن به درگیری‌ها نامشخص است.

بازداشت متهم پرونده آزار جنسی در ارتباط با یک باشگاه فوتبال کودکان در دیواندره

۱۷ مهر ۱۴۰۵، ۱۳:۱۳ (‎+۱ گرینویچ)
100%

رییس کل دادگستری استان کردستان از بازداشت متهم پرونده آزار جنسی در دیواندره خبر داد. این پرونده پس از انتشار گزارش‌هایی درباره آزار جنسی کودکان در یک باشگاه فوتبال این شهرستان مطرح شد و تاکنون پنج نفر از متهم شکایت کرده‌اند.

خبرگزاری میزان، رسانه قوه قضاییه جمهوری اسلامی، جمعه ۱۷ مهر به نقل از محمد جباری، رییس کل دادگستری استان کردستان، گزارش داد متهم پس از احضار به دادگستری دیواندره و تفهیم اتهام‌های «آزار و اذیت جنسی» و «تهیه فیلم و محتویات مستهجن»، روانه زندان شده است.

جباری اعلام کرد پرونده این متهم به دادگاه کیفری یک مرکز استان کردستان ارسال شده و تحقیقات تکمیلی برای روشن شدن ابعاد آن ادامه دارد.

افشار امیراحمدی، دادستان عمومی و انقلاب دیواندره، نیز در واکنش به انتشار گزارش‌هایی درباره آزار جنسی منتسب به یکی از دبیران و مربیان فوتبال این شهرستان، اعلام کرد دستور قضایی برای بازداشت متهم صادر شده است.

او گفت انتشار این گزارش‌ها در فضای مجازی و نگرانی خانواده‌ها باعث شد موضوع از همان ساعات اولیه در دستور کار دستگاه قضایی قرار گیرد.

  • آزار جنسی یک کودک در تبریز، مساله فقط چهار مامور نیست

    آزار جنسی یک کودک در تبریز، مساله فقط چهار مامور نیست

هیات فوتبال دیواندره نیز تایید کرده است فرد بازداشت‌شده از مربیان فوتبال این شهرستان است.

حسین منتظری، فرمانده انتظامی دیواندره، اعلام کرد پلیس از هفته‌های گذشته در جریان موضوع قرار داشته و متهم را «پیش از هر اقدامی» بازداشت کرده است.

او همچنین از تعلیق فعالیت‌های ورزشی متهم خبر داد.

با وجود ثبت پنج شکایت و تفهیم اتهام‌های مرتبط با آزار جنسی، مشخص نیست منظور فرمانده انتظامی دیواندره از بازداشت متهم «پیش از هر اقدامی» چیست.

پیش‌تر نیز موضوع تعرض جنسی به نوجوانان در فضاهای عمومی و محیط‌های ورزشی مطرح شده بود.

رسانه قوه قضاییه دوم مهر گزارش داد برای شش مامور در پرونده ضرب‌وجرح و تعرض جنسی به یک نوجوان در تبریز کیفرخواست صادر شده، اما تعرض جنسی در فهرست اتهام‌های آنان نیامده و این واقعه «برخورد ناپسند» توصیف شده است.

ثبت شکایت در پلیس فتا

رسانه محلی «کوردیا (کُرد نیوز)» پیش‌تر گزارش داده بود حدود ۵۰ کودک و نوجوان در باشگاه فوتبال «ستارگان دیواندره» احتمالا مورد تعرض جنسی قرار گرفته‌اند. با این حال، مقام‌های قضایی تاکنون تنها از شکایت پنج نفر خبر داده‌اند.

هویت فرد بازداشت‌شده نیز از سوی مقام‌های قضایی اعلام نشده است.

بر اساس این گزارش، یکی از شاگردان باشگاه با مراجعه به پلیس فتا شکایت خود را ثبت کرده و پس از آن، شماری دیگر از شاگردان نیز از آزار جنسی شکایت کرده‌اند.

این رسانه همچنین نام دو مربی باشگاه را در گزارش خود مطرح کرد و نوشت برخی از شاگردان گفته‌اند با وعده پیشرفت ورزشی و معرفی به تیم‌های بهتر، مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفته‌اند.

در سال‌های گذشته نیز گزارش‌هایی درباره آزار جنسی کودکان در مدارس فوتبال ایران منتشر شده است.

در پرونده‌ای در تهران، یک مربی فوتبال با شکایت خانواده‌های هشت پسر نوجوان ابتدا به اعدام محکوم شد، اما دیوان عالی کشور حکم را نقض کرد.

اعتمادآنلاین شهریور ۱۴۰۳ گزارش داد این مربی پس از محاکمه دوباره به ۹۹ ضربه شلاق، دو سال تبعید و دو سال محرومیت از مربیگری و فعالیت ورزشی محکوم شد. بر اساس این گزارش، پزشکی قانونی وقوع تجاوز را مطابق تعریف قانونی آن تایید نکرده بود.

ایران‌اینترنشنال بهمن ۱۴۰۱ در گزارشی به پرونده آزار جنسی احتمالی ۱۵ کودک فوتبالیست در مشهد پرداخت و نوشت مربی متهم، با وجود ادامه فعالیت در فوتبال، از دو خبرنگار شکایت کرد.

روزنامه شرق اردیبهشت ۱۳۹۱ از پرونده مردی خبر داد که با وعده پیشرفت در فوتبال، ۱۵ نوجوان اصفهانی را به تهران منتقل کرده و در خوابگاهی اسکان داده بود. شماری از این نوجوانان از آزار جنسی و تهدید به انتشار فیلم شکایت کرده بودند. این فرد به‌عنوان دلال فوتبال فعالیت می‌کرد.

علاوه بر مدارس فوتبال، مواردی از آزار جنسی کودکان در دیگر رشته‌های ورزشی نیز گزارش شده است.

خبرگزاری برنا دی ۱۳۹۸ از بازداشت مربی ورزشی در تهران به اتهام آزار شاگردان خردسال خبر داد.

بر اساس این گزارش، همسر متهم با ارائه تصاویر دوربین خانگی موضوع را افشا کرده بود.

رشته ورزشی و نتیجه رسیدگی قضایی به این پرونده اعلام نشد.

تیر ۱۳۹۷ نیز دادستان وقت شیراز بازداشت یک مربی دفاع شخصی و صدور کیفرخواست علیه او را در پی شکایت از آزار جنسی یک پسر ۹ ساله تایید کرد.

گزارش‌ها از لغو مجوز فعالیت این مربی حکایت داشتند.

دی ۱۳۹۲ نیز خانواده‌های سه دختر هفت تا ۱۱ ساله در مشهد از مربی ۶۰ ساله رشته «آرشیگان» شکایت کردند.

به گفته پلیس، این مربی کودکان را به بهانه تمرین اختصاصی به خانه خود می‌برد و کلاس‌های خانگی او مجوز نداشت.

با وجود انتشار گزارش‌های متعدد درباره آزار جنسی کودکان در محیط‌های ورزشی ایران، سرانجام رسیدگی قضایی به برخی از این پرونده‌ها روشن نیست و در شماری دیگر نیز همه اتهام‌های مطرح‌شده به اثبات نرسیده‌اند.

در ستایش بازماندگان دی؛ روایت‌هایی از سوگ، زندگی و امید

۱۷ مهر ۱۴۰۵، ۱۲:۵۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
فرشید نوروزی
100%

سوگل راهش را عوض می‌کند تا از پل هفت تیر مشهد نگذرد. پرهام هر صبح با آهنگی از خواب برمی‌خیزد که اسامی جاویدنامان دی با آن خوانده شده است. سپهر از زمانی که ساچمه‌ای به نزدیکی چشمش اصابت کرده، بیشتر به مرگ فکر می‌کند؛ به اینکه اگر نباشد، بر سر همسر و فرزندش چه خواهد آمد.

۹ ماه از دی گذشته است، اما آن دو شب هنوز در زندگی این افراد ادامه دارد.

هزاران نفر دیگر هرگز به خانه بازنگشتند. ده‌ها نفر اعدام شده‌اند. هزاران نفر در زندان به سر می‌برند و میلیون‌ها نفر مانده‌اند با خاطره آنچه گذشت؛ با سوگ، خشم، ترس و پرسش‌هایی درباره آینده وطن.

بازماندگان چه چیزی با خود حمل می‌کنند؟ آیا سهمشان از آن دو شب تنها درد بوده است؟ چگونه زندگی می‌کنند؛ وقتی زندگی دیگر شبیه گذشته نیست؟

آنچه می‌خوانید، بازسازی وقایع دی نیست؛ هفت روایت از زندگی پس از آن است؛ روایت‌هایی از گوشه‌وکنار ایران و یکی از غربت؛ صدای کسانی که دیده‌اند، زخم برداشته‌اند یا از دور شاهد فاجعه بوده‌اند و اکنون، پس از ۹ ماه، از حال و آینده می‌گویند.

روایت‌ها به همان اندازه که به یکدیگر شبیه‌اند، متفاوت هستند. در بازگویی آن‌ها تا حد ممکن دخالت نشده تا صدا، صدای بازماندگان بماند.

برخی با بغض سخن گفتند، مصاحبه را نیمه‌کاره رها کردند و دوباره بازگشتند. گفتن آسان نبود، اما گفتند؛ برای آن که فراموش نشود و روایت حکومت، روایت غالب نباشد.

100%

فاطمه، ۳۵ ساله، کارشناس خرید

فاطمه در اعتراضات دی برای نخستین بار در زندگی‌اش انسانی را دید که گلوله خورده بود.

او ۹ ماه بعد، از احساسی دوگانه در جامعه می‌گوید؛ ترسی عمیق از جراحت، شکنجه، بازداشت و اعدام، در کنار جسارت و شجاعتی که به باور فاطمه، در ناخودآگاه مردم ریشه دوانده و حتی در رفتارهای روزمره‌شان آشکار می‌شود.

از زنانی می‌گوید که بدون حجاب اجباری به ادارات و بانک‌ها می‌روند و جوانانی که در ایست‌های بازرسی با عوامل سپاه و بسیج بحث می‌کنند و آشکارا آن‌ها را به چالش می‌کشند.

فاطمه تغییر دیگری هم دیده است؛ بسیاری از کسانی که در میان خویشاوندانشان مقام‌های حکومتی، مدیران دولتی یا روحانی دارند، این نسبت را پنهان می‌کنند و حتی در جمع به انتقاد از حکومت می‌پردازند تا اعتبار اجتماعی خود را از دست ندهند.

اما آنچه ذهن فاطمه را بیشتر مشغول کرده، «کرختی» جامعه در برابر مرگ، اعدام و احکام زندان است. ابتدا این موضوع او را سرخورده کرده بوده، اما به‌تدریج به برداشت دیگری رسیده است: «این یک مکانیسم دفاعی برای زنده ماندن است.»

فاطمه این وضعیت را به گرفتار شدن در دریایی متلاطم تشبیه می‌کند: «اگر با هر موج به زیر آب برویم، دیگر فرصتی برای زنده ماندن نخواهیم داشت.»

او تاکید می‌کند: «باید زنده بمانیم؛ برای هدف اصلی‌مان که هنوز محقق نشده است.»

100%

سپهر، ۳۰ ساله، کارمند یک شرکت صنعتی

ساچمه نیروهای سرکوبگر به صورت سپهر اصابت کرد؛ در فاصله‌ای اندک از چشمانش.

او در اعتراضات دی مجروح شدن مردم را به چشم دید. شکم یکی از معترضان در کنارش دریده شد. سپهر او را کشید و به عقب برد.

می‌گوید پیش از دی آدم بی‌خیالی بود؛ غصه چندانی نمی‌خورد و به مرگ فکر نمی‌کرد. اما حالا همه‌چیز عوض شده است: «از دی‌ماه مرگ‌اندیش شدم. به این فکر می‌کنم که اگر نباشم، برای همسر و فرزندم چه اتفاقی می‌افتد. برای این شرایط برنامه‌ریزی می‌کنم و این بار سنگینی به دوش من است.»

با این حال، سپهر می‌گوید دیگر از صدای تیر نمی‌ترسد. به باور او، فروریختن ترس مردم، برگ برنده آن‌ها در برابر حکومت است.

او تغییر را در اطرافیان خود نیز دیده است. دوستی مرفه و صاحب شرکت دارد که پیش‌تر هرگز درباره سیاست حرف نمی‌زد، اما اکنون در اینستاگرام فعال است و آشکارا از خانواده‌های جاویدنامان و معترضان حمایت می‌کند.

سپهر هشدار می‌دهد جمهوری اسلامی برای کسب مشروعیت و همچنین اختلاف‌افکنی میان مخالفانش هزینه‌های سنگینی کرده است.

سپهر خواستار حمایت گسترده از شاهزاده رضا پهلوی است: «او قدرت خود را از مردم کوچه و خیابان می‌گیرد. مردم مسلح نیستند، اما مصمم و شجاع هستند و شاهزاده می‌تواند با همراهی مردم، انقلاب را به پیروزی برساند.»

100%

پرهام، ۳۹ ساله، عضو کادر درمان

چند روز پس از کشتار دی، از شماره‌ای ناشناس در تلگرام پیامی به نویسنده این گزارش رسید. فرستنده پرهام بود؛ آشنایی از سال‌های دور.

چند عکس رادیولوژی از مجروحان فرستاده بود؛ تصاویری پر از گلوله؛ سندهایی از جنایت‌های جمهوری اسلامی.

۹ ماه بعد، پرهام می‌گوید زخم‌های آن روزها فراموش‌شدنی نیستند. از منظر پزشکی، بسیاری از مجروحان سال‌ها و گاه تا پایان عمر با عوارض جراحت‌هایشان زندگی خواهند کرد.

او معتقد است کشته شدن علی خامنه‌ای اندکی از درد خانواده‌های داغدار کاسته، اما هدف نهایی همان سرنگونی جمهوری اسلامی است که باید محقق شود: «انتظار طولانی فرساینده است، اما نمی‌خواهم گذشت زمان آنچه را دیده‌ام از خاطرم ببرد.»

برای همین، آهنگ ویولونی را که هنگام خواندن نام جاویدنامان پخش می‌شد، زنگ بیدارباش تلفن همراهش کرده است: «تا از صبح که بیدار می‌شوم، یادم باشد بر ما چه گذشته است.»

پرهام گذار مسالمت‌آمیز از جمهوری اسلامی را «توهم» می‌داند. به باور او، میان مردم و حکومت دریایی از خون فاصله افتاده و تا تحقق سرنگونی نمی‌توان از پیروزی سخن گفت.

100%

سوگل، ۳۴ ساله، فریلنسر حوزه دیجیتال

سوگل از بازماندگان کشتار بلوار هفت تیر مشهد است و در تمام گفت‌وگو، بغض و اشک همراهش بود: «فراموش نشده. هر ساعت به آن فکر می‌کنم. وسط کار ناگهان غرق می‌شوم و یاد آن دو شب می‌افتم. وسط کتاب خواندن. وسط ورزش کردن.»

می‌گوید زندگی ادامه دارد؛ کار می‌کند، سفر می‌رود، اما غم از نگاهش نرفته است. همچنان کابوس می‌بیند؛ چهره‌های گلوله‌خورده را در خواب می‌بیند.

پس از کشتار، مدت‌ها عذاب وجدان داشته. از خود می‌پرسیده چرا او زنده مانده و هزاران نفر دیگر کشته شده‌اند. چند ماه بعد، در روز تولدش، جوجه‌کبوتری مجروح در کوچه پیدا می‌کند. از او مراقبت می‌کند تا بهبود یابد.

آن اتفاق برایش معنای دیگری پیدا می‌کند: «باید خودم خوب باشم تا بتوانم از بقیه هم مراقبت کنم و در کنار هم ادامه بدهیم.»

سوگل هنوز نمی‌تواند از پل هفت تیر عبور کند؛ مسیرش را تغییر می‌دهد تا آنجا را نبیند. اما به‌تازگی ناچار شده به پزشکی مراجعه کند که مطبش مشرف به همان پل است: «سانت به سانت محل برایم خاطره آن دو شب بود.»

کلانتری هفت تیر، ساختمان آرمیتاژ که به گفته او تک‌تیراندازها بر فراز آن مستقر بودند، و خیابان‌هایی که دیگر برایش فقط خیابان نیستند.

سوگل در عین این رنج، از تغییر عمیق اطرافیانش می‌گوید؛ خانواده‌هایی که پیش‌تر فرزندانشان را از شرکت در اعتراضات منع می‌کردند، اما حالا خود در فعالیت‌های اعتراضی مشارکت دارند.

حتی بسیاری از مذهبی‌هایی که می‌شناسد، از حکومت روی گردانده‌اند.

خودش نیز می‌گوید دیگر نمی‌تواند مدافعان حکومت را در زندگی‌اش بپذیرد: «همه منتظریم. چیزی فروکش نکرده. منتظر یک جرقه هستیم.»

100%

آناهیتا، ۴۱ ساله، پژوهشگر علوم انسانی

آناهیتا در روزهای اعتراضات دی مخفیانه به یکی از مجروحان کمک کرده است: «ترسیده بودم؛ خیلی هم ترسیده بودم. برای مدت‌ها شب‌ها کابوس می‌دیدم. روزها فکر می‌کردم کسی از گوشه خیابان، از سمت پنجره خانه می‌خواهد به من شلیک کند.»

اما وقتی از پشیمانی می‌پرسم، قاطع پاسخ می‌دهد: «لحظه‌ای پشیمان نشدم.»

این نخستین مواجهه او با سرکوب نبوده است. او پس از خیزش «زن، زندگی، آزادی» به اداره اطلاعات احضار و به بازداشت تهدید شده بود. از آناهیتا تعهد گرفته بودند.

می‌گوید نه آن تهدیدها و نه کشتار دی باعث نشده آرزو کند کاش در اعتراضات شرکت نکرده بود: «فقط هر دفعه خشمگین‌تر و مصمم‌تر شدم.»

آناهیتا دکتری دارد، اما می‌گوید به‌دلیل مواضعش، فرصت استخدام در دانشگاه را از دست داده است. با این حال، مبارزه برایش فقط به خیابان محدود نمانده است.

حجاب اجباری را به کلی از زندگی‌اش کنار گذاشته؛ تصمیمی که ابتدا حتی خانواده‌اش پذیرای آن نبوده‌اند. می‌گوید برای این انتخاب جنگیده و زنان بسیاری را می‌شناسد که همین مسیر را پیموده‌اند.

دایره اطرافیانش نیز کوچک‌تر شده است: «آدم‌هایی که چشمشان را به روی کشتار مردم بستند، از خودم دور کردم.»

حالا دوستان کمتری دارد، اما به گفته خودش، آدم‌های شریف‌تری در کنارش مانده‌اند.

100%

مینا، ۳۳ ساله، مربی یوگا

مینا می‌گوید زندگی متوقف نشده است. مردم هنوز به عروسی می‌روند، قرار عاشقانه می‌گذارند و به کارهای روزمره می‌رسند، اما این ادامه دادن به معنای فراموشی نیست.

از کسانی می‌گوید که شب‌ها، پیش از خواب، فیلم‌های ۱۸ و ۱۹ دی و تصاویر جاویدنامان را تماشا می‌کنند؛ گویی می‌خواهند با این کار در برابر فراموشی مقاومت کنند.

در عین حال، مینا نگران است بزرگی فاجعه دی، توان واکنش جامعه به رنج‌های دیگر را فرسوده باشد؛ از زن‌کشی و آسیب‌های اجتماعی گرفته تا افزایش اعدام‌ها.

به باور او، چیزهایی که روزگاری فاجعه‌ای تکان‌دهنده بودند، اکنون به بخشی از تجربه آشنای زندگی تبدیل شده‌اند: «روان دیگر توان تجربه مداوم وحشت را ندارد.»

مینا این وضعیت را نشانه رشد روانی نمی‌داند و می‌گوید در روانش برای غم، رنج و درماندگی جا باز شده، اما دیگر توان پردازش این حجم از درد را ندارد.

100%

نلی، ۳۸ ساله، پژوهشگر و مدرس دانشگاه، ساکن آلمان

نلی هنگام کشتار دی در ایران نبوده، اما فاصله جغرافیایی نتوانسته است او را از پیامدهای آن دور نگه دارد.

تمرکزش به‌شدت کاهش یافته و شب‌ها بارها از خواب بیدار می‌شود. با این حال، این فاجعه تاثیری متناقض نیز بر زندگی‌اش گذاشته است: انگیزه بیشتر برای زیستن.

نلی می‌گوید:‌ «به خودم می‌گویم من آنجا نبودم، اما الان زنده‌ام و این زنده بودن باید معنایی اضافه داشته باشد.»

او به آبان ۱۳۹۸ بازمی‌گردد؛ زمانی که در ایران بود و سرکوب اعتراضات زندگی‌اش را برای مدتی طولانی در تاریکی فرو برد. از شور زندگی تهی شده بود و حتی دیگر از خودش یا دیگران عکس نمی‌گرفت.

می‌گوید در سال‌های بعد و به‌ویژه در جنبش «زن، زندگی، آزادی»، به‌تدریج آموخته است که زنده ماندن جسم کافی نیست؛ روان نیز باید زنده بماند.

اکنون هنوز گریه می‌کند و شب‌ها کابوس می‌بیند، اما می‌کوشد امیدش را حفظ کند؛ امیدی نه ساده‌لوحانه، بلکه برخاسته از شناخت واقعیت.

نلی معتقد است هنوز برای داوری قطعی درباره سرنوشت اعتراضات دی زود است. جان هزاران انسان از دست رفته، اما تحولات سال‌های اخیر را باید «قطعات پازلی بزرگ‌تر» دید.

از نگاه او، بازماندگان مسئولیتی بزرگ بر دوش دارند: پاسداری از یاد جان‌باختگان و ادامه دادن راهی که ناتمام مانده است: «من پرزورتر به سراغ زندگی می‌روم تا این اتفاقات بیهوده نباشد. یکی از موثرترین راه‌های مبارزه با جمهوری اسلامی، سرپا ماندن و زنده ماندن است؛ سلامت بدن و روان.»

نلی به‌تازگی از سفر به ایران بازگشته است. می‌گوید پس از دی، توان دوست داشتن مردم در او بیشتر شده، صبورتر است و بیشتر لبخند می‌زند. اما جمله آخرش نشان می‌دهد هیچ‌چیز به وضعیت پیشین بازنگشته است: «روان من همچنان در شرایط انقلابی مانده.»

100%

در ستایش امید

واتسلاو هاول، نویسنده و سیاستمدار فقید اهل جمهوری چک، درباره امید گفته بود: «هرچه شرایطی که در آن امید خود را نشان می‌دهیم ناامیدکننده‌تر باشد، عمق آن امید بیشتر است.»

شاید آنچه این هفت روایت را به یکدیگر پیوند می‌دهد، همین امید باشد؛ اصرار بر ادامه دادن حتی زمانی که آینده نامعلوم است.

در روایت بازماندگان، ترس هست، خشم هست، سوگ هست و زخمی که هنوز التیام نیافته. اما در کنار همه اینها، اراده‌ای برای زنده ماندن هم دیده می‌شود؛ برای مراقبت از دیگری، حفظ خاطره جاویدنامان و ساختن آینده‌ای متفاوت.

جامعه ایران به زندگی ادامه می‌دهد، اما دی هنوز تمام نشده است. سه ماه تا سالگرد کشتار باقی مانده و هیچ‌کس نمی‌داند این سه ماه چه در پی خواهد داشت.

آنچه روشن است، این است که بازماندگان هنوز حرف دارند و تا زمانی که روایت می‌کنند، آن دو شب به فراموشی سپرده نخواهد شد.