تازهترین هشدار را محمدرضا عارف، معاون اول رییس دولت، داده است. او پنجم مهر اعلام کرد در پی آسیب به زیرساختهای انرژی در دو جنگ اخیر، ۲۵۰ میلیون مترمکعب گاز از شبکه خارج شده و دولت امیدوار است تا آغاز فصل سرما ۱۰۰ میلیون مترمکعب از آن را بازگرداند. حتی در صورت تحقق کامل این وعده، بخش قابل توجهی از ظرفیت ازدسترفته همچنان به شبکه بازنخواهد گشت.
این کاهش در شرایطی رخ داده که جمهوری اسلامی پیش از جنگ نیز قادر به ایجاد تعادل پایدار میان تولید و مصرف گاز نبود. زمستان گذشته، مصرف گاز در بخش خانگی، تجاری و صنایع کوچک در اوج سرما به رکورد ۷۳۷ میلیون مترمکعب در روز رسید؛ حدود ۸۵ درصد گاز شبکه. همزمان، کمبود گاز در برخی روزهای سرد به حدود ۳۰۰ میلیون مترمکعب در روز رسید.
پنج سال بحران پیاپی
بحران گاز در ایران به زمستان گذشته محدود نمیشود. در پنج سال اخیر، کمبود گاز تقریبا هر زمستان تکرار شده و دولت برای حفظ شبکه، محدودیتها را میان صنایع، نیروگاهها و در مواردی خانوارها جابهجا کرده است.
جواد اوجی، وزیر نفت وقت، کمبود گاز در زمستان ۱۴۰۰ را حدود ۲۳۰ تا ۲۴۰ میلیون مترمکعب در روز اعلام کرده بود. یک سال بعد، در سرمای زمستان ۱۴۰۱، بحران به بخش خانگی نیز رسید و گاز حدود ۱۷ هزار مشترک در تربتجام قطع شد.
در سال ۱۴۰۲ نیز مقامهای شرکت ملی گاز از احتمال رسیدن کمبود فصل سرد به حدود ۲۵۰ میلیون مترمکعب در روز سخن میگفتند. برای زمستان ۱۴۰۳، شرکت ملی گاز کمبود در اوج مصرف را حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰ میلیون مترمکعب اعلام کرد؛ رقمی که در برخی برآوردهای همان دوره حتی بالاتر اعلام شد.
به این ترتیب، کمبود گاز پیش از خسارتهای جنگ اخیر نیز به یک مشکل تکرارشونده تبدیل شده بود؛ تفاوت امسال این است که همین بحران مزمن باید با ظرفیت کمتر و زیرساخت آسیبدیده مدیریت شود.
انتخاب میان خانه، کارخانه و نیروگاه
بحران گاز در ایران فقط به معنای سردشدن خانهها نیست. در عمل، حکومت در روزهای سرد باید درباره تقسیم یک منبع ناکافی میان خانوارها، نیروگاهها، پتروشیمیها، فولاد، سیمان و دیگر صنایع تصمیم بگیرد.
معاون اول مسعود پزشکیان گفته دولت نمیخواهد برق و گاز صنایع قطع شود، زیرا نتیجه آن توقف تولید، بیکاری، رشد اقتصادی منفی و کاهش صادرات خواهد بود. اما در همان سخنان پذیرفت که برای حفظ انرژی بخش تولید، ممکن است برخی خاموشیها اعمال شود. او همچنین از احتمال محاسبه انرژی خانوارهای پرمصرف دهکهای بالاتر با قیمت تمامشده سخن گفت.
این اظهارات عملا نشان میدهد دولت هنوز راهی برای تامین کامل همه بخشها ندارد؛ مساله اصلی بیشتر این است که هزینه کمبود بر دوش کدام بخش قرار گیرد.
تجربه سالهای گذشته نشان داده است که اولویتدادن به گاز خانگی بحران را از بین نمیبرد، بلکه آن را به بخشهای دیگر منتقل میکند. در بسیاری از زمستانهای اخیر، بخش مهمی از فشار به صنایع و نیروگاهها منتقل شده است؛ کارخانهها با محدودیت انرژی روبهرو شدهاند و برای تولید برق، مصرف سوخت مایع افزایش یافته است.
هزینهای که در کارخانه پرداخت میشود
صنایع انرژیبر نخستین قربانیان این شیوه مدیریت کمبود هستند. در صنعت فولاد، گاز فقط برای گرمکردن کوره مصرف نمیشود و بخشی از فرایند تولید است. انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران کاهش ۵.۷ درصدی تولید فولاد خام در سال ۱۴۰۳ را بیشتر به محدودیتهای انرژی نسبت داده است.
پتروشیمی نیز بهطور مستقیم به گاز بهعنوان خوراک وابسته است. در آذر ۱۴۰۴ قطع خوراک، یک واحد پتروشیمی زاگرس و یک فاز پتروشیمی پردیس را متوقف کرد. در صنعت سیمان نیز محدودیت انرژی پیشتر به خاموششدن کوره دهها کارخانه منجر شده بود.
بنابراین حتی اگر دولت موفق شود مانند زمستان گذشته جریان گاز اکثر خانهها را حفظ کند، هزینه بحران همچنان از طریق کاهش تولید، خاموشی برق، گرانی و فشار بر اشتغال به خانوارها بازمیگردد.
برق؛ قربانی بعدی کمبود گاز
بحران گاز در ایران همزمان بحران برق نیز هست. حدود ۸۰ درصد تولید برق کشور به گاز وابسته است. در زمستان، زمانی که مصرف خانگی افزایش پیدا میکند، گاز کمتری برای نیروگاهها باقی میماند.
دولت در زمستانهای گذشته برای جلوگیری از خاموشی، تحویل گازوئیل به نیروگاهها را بهشدت افزایش داد. مصرف بیشتر گازوئیل و مازوت علاوه بر هزینه اقتصادی، آلایندگی بیشتری ایجاد میکند و در ماههایی که وارونگی دما نیز آلودگی را در شهرها حبس میکند، فشار مضاعفی بر کیفیت هوا وارد میشود.
به این ترتیب، کمبود گاز میتواند به چرخهای تبدیل شود که از شبکه گاز آغاز میشود، به نیروگاه میرسد و در نهایت به شکل خاموشی یا هوای آلوده به شهروندان بازمیگردد.
کشوری با گاز فراوان و کمبود مزمن
ریشه بحران گاز ایران تنها به جنگ اخیر بازنمیگردد. ایران با وجود برخورداری از دومین ذخایر بزرگ گاز طبیعی جهان، سالهاست با کمبود مزمن روبهرو است. حدود ۷۰ تا ۷۵ درصد گاز کشور از پارس جنوبی تامین میشود؛ میدانی که اکنون افت طبیعی فشار در بخشهایی از آن آغاز شده است.
مدیرعامل شرکت نفت و گاز پارس در اردیبهشت ۱۴۰۴ هشدار داد اقدام برای حفظ تولید این میدان باید سالها زودتر آغاز میشد. برآوردها نشان میدهد اگر طرحهای فشارافزایی بهموقع اجرا نشوند، کاهش تولید از سال ۱۴۰۶ شدت میگیرد و از سال ۱۴۰۸ ممکن است هر سال حدود ۴۲ میلیون مترمکعب در روز از ظرفیت تولید کاسته شود.
برای مقابله با این روند، طرح فشارافزایی پارس جنوبی با ارزشی حدود ۱۷ میلیارد دلار در دستور کار قرار گرفته است؛ اما اجرای آن هنوز در مراحل اولیه قرار دارد و تکمیل بخشهای اصلی آن چند سال زمان میبرد.
همزمان، محدودیت سرمایهگذاری و دسترسی به فناوری، فرسودگی تجهیزات، مصرف بالای انرژی، ساختمانهای کمبازده، مشعلسوزی و ظرفیت محدود ذخیرهسازی، فشار بر شبکه گاز را افزایش دادهاند.
بحران از مرزهای ایران نیز عبور میکند
کاهش عرضه گاز تنها مساله داخلی نیست. عراق برای بخشی از تولید برق خود به گاز ایران وابسته است. پس از حمله به پارس جنوبی در بهار امسال، میزان صادرات ازسرگرفتهشده ایران به عراق حدود پنج میلیون مترمکعب در روز گزارش شد؛ در حالی که حجم قراردادی تا ۵۰ میلیون مترمکعب در روز بود.
محدودشدن توان صادراتی ایران میتواند درآمد ارزی تهران را کاهش دهد و مشتریان منطقهای را به جستوجوی منابع مطمئنتر سوق دهد. این موضوع در بلندمدت موقعیت ایران را در بازار منطقهای انرژی نیز تضعیف میکند.
زمستانی که پیش از آغاز، کسری آن آشکار است
آنچه زمستان پیش رو را متفاوت میکند، نه فقط تکرار یک بحران قدیمی، بلکه آغاز فصل سرما با ظرفیت کمتر و حاشیه اطمینان محدودتر است. سابقه پنج سال گذشته نشان میدهد حتی پیش از خسارتهای جنگ، شبکه گاز در روزهای اوج مصرف توان پاسخگویی کامل به تقاضای خانوارها، صنایع و نیروگاهها را نداشت.
در چنین شرایطی، مساله دیگر فقط تامین گاز خانهها نیست؛ هر کمبود در شبکه میتواند به محدودیت برای نیروگاهها، کارخانهها و صادرات منتقل شود.
حتی اگر دولت بتواند جریان گاز بیشتر خانوارها را حفظ کند، هزینه بحران از بین نمیرود؛ بلکه ممکن است به شکل خاموشی برق، کاهش تولید و اشتغال، مصرف بیشتر سوختهای آلاینده، افت صادرات و افزایش فشار اقتصادی ظاهر شود.
به این ترتیب، تفاوت زمستان امسال با سالهای گذشته در اصل بحران نیست، بلکه در نقطهای است که ایران از آن وارد فصل سرما میشود: یک کمبود چندساله که اینبار با ظرفیت کمتر و زیرساخت آسیبدیده همراه شده است.