بیمه و یارانهام را بهدلیل تراکنش بانکی برای خرید دارو قطع کردند

یکی از مخاطبان ایراناینترنشنال که میگوید دارای معلولیت شدید و بیماری صعبالعلاج است، در پیامی از هزینه بالای دارو و قطع بیمه و یارانه خود خبر داد.

یکی از مخاطبان ایراناینترنشنال که میگوید دارای معلولیت شدید و بیماری صعبالعلاج است، در پیامی از هزینه بالای دارو و قطع بیمه و یارانه خود خبر داد.
او گفت برای شش آمپول و سه ورق قرص دو میلیون تومان پرداخت کرده و ناچار است هفتهای چهار بار دارو تهیه کند که هزینه هر بار بین دو تا چهار میلیون تومان است.
این مخاطب افزود با وجود نداشتن درآمد، بیمه و یارانهاش به دلیل «بالا بودن تراکنشهای بانکی» قطع شده، در حالی که به گفته او این تراکنشها صرف خرید دارو میشود.






با وجود تعهدات بینالمللی ایران در مورد منع استفاده از کودکان در امور نظامی، اقدامات حکومت برای نظامیسازی و امنیتی کردن فضای مدارس در آستانه آغاز سال تحصیلی جدید تشدید شده است.
این اقدامات از استفاده از پلاکهای شناسایی مشابه پلاکهای جنگی تا گسترش فعالیتهای بسیج دانشآموزی در مدارس را در بر میگیرد.
منابع آگاه به ایراناینترنشنال گفتند مسئولان برخی مدارس در بندرعباس به خانوادهها اعلام کردهاند دانشآموزان باید در سال تحصیلی جدید با «پلاک شناسایی جنگ»، مشابه پلاکهای مورد استفاده در جبهههای جنگ، در مدرسه حاضر شوند.
همزمان، سازمان بسیج دانشآموزی که زیر نظر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی فعالیت میکند، کارزاری با عنوان «یاوران ولایت» به اجرا گذاشته است.
مقامهای این سازمان هدف از اجرای این طرح را تربیت دهها هزار «فرمانده دانشآموزی» برای پیشبرد «نبرد فرهنگی» اعلام کردهاند.
سپاه پاسداران و بسیج نیز جمعه ۲۷ شهریور رزمایش نظامی و امنیتی «جانفدایان ایران» را در تهران برگزار کردند که بر اساس تصاویر منتشرشده، کودکان و نوجوانان سازماندهیشده از سوی بسیج در آن حضور داشتند.
پیش از این نیز آموزش نظامی به کودکان با اعتراض تشکلهای صنفی معلمان روبهرو شده بود.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران چهارم مرداد، آموزش نظامی به کودکان در مدارس و خیابانها را محکوم کرد و ترویج خشونت و تعصبات ایدئولوژیک در میان کودکان را در خدمت اهداف جنگطلبانه دانست.
این شورا تاکید کرد کودکان نباید برای «قدرتآفرینی، سرسپاری و فرمانبری» آموزش ببینند و از حق زندگی و تحصیل بدون خشونت و جنگ، برخوردارند.
گسترش برنامههای نظامی و ایدئولوژیک در مدارس
ویدیویی که به تازگی از مدرسهای در اصفهان به ایراناینترنشنال رسیده است، نشان میدهد پس از اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، یک معلم با لباس نظامی بسیج در کلاس درس حاضر شده و مواضع حکومت علیه مخالفان را برای دانشآموزان بیان میکند.
در ماههای گذشته نیز گزارشهای متعددی درباره اجرای برنامههای آموزش کار با سلاح به کودکان و نوجوانان در برخی مدارس منتشر شده است.
علیرضا کاظمی، وزیر آموزش و پرورش، ۲۷ مرداد ۱۴۰۴ از اجباری شدن آموزشهای نظامی برای دانشآموزان خبر داد و گفت این آموزشها میتواند در دورهای حدود دو هفته به آنان ارائه شود.
او گفت دانشآموزانی که در آینده مشمول خدمت سربازی میشوند، باید پیش از آن با آموزشهای اولیه نظامی آشنا شوند.
نهادهای حقوق بشری آموزش نظامی و کار با سلاح به کودکان را مغایر تعهدات بینالمللی جمهوری اسلامی در زمینه حقوق کودک میدانند.
ایران از سال ۱۳۷۳ به پیماننامه حقوق کودک پیوسته است.
وبسایت حقوق بشری هرانا در گزارشهای متعددی، از جمله درباره آموزش کار با سلاح به کودکان و اعزام دانشآموزان به اردوهای «راهیان نور»، این اقدامات را مصداق استفاده ابزاری از کودکان در راستای اهداف نظامیگرایانه دانسته است.
گسترش فعالیتهای ایدئولوژیک در مدارس نیز سابقهای طولانی دارد.
پس از اعتراضات «زن، زندگی، آزادی»، حکومت حضور طلاب در مدارس را از طریق برنامههایی مانند «طرح امین» گسترش داد.
تازهترین آمار رسمی که ۲۶ شهریور منتشر شد، نشان میدهد بیش از ۲۰ هزار «مبلغ امین» در مدارس فعالیت میکنند.
مقامهای حوزههای علمیه هدف بعدی را گسترش این طرح به ۶۰ هزار مدرسه اعلام کردهاند.
مقامهای جمهوری اسلامی از کشته شدن دو فرد مسلح و بازداشت یک نفر دیگر در درگیری با نیروهای قرارگاه قدس نیروی زمینی سپاه پاسداران در زاهدان خبر دادند. در رویدادی جداگانه، دستکم چهار نیروی لشکر فاطمیون در منطقه رودماهی زاهدان در پی تیراندازی افراد مسلح کشته شدند.
خبرگزاری فارس جمعه ۲۷ شهریور به نقل از منابع آگاه نوشت نیروهای قرارگاه قدس نیروی زمینی سپاه پاسداران هنگام گشتزنی در محدوده خیابان دانشگاه زاهدان به یک خودروی سواری مشکوک شدند.
این رسانه وابسته به سپاه پاسداران نوشت «پس از نافرمانی راننده»، میان سرنشینان خودرو و نیروهای سپاه پاسداران، درگیری مسلحانه رخ داد.
وبسایت حالوش که اخبار استان سیستان و بلوچستان را پوشش میدهد، گزارش داد در جریان این درگیری دستکم یک نیروی امنیتی در حوالی پل هوایی مقابل دانشگاه آزاد هدف گلوله قرار گرفت و با یک خودروی شخصی برای درمان به بیمارستان منتقل شد.
این وبسایت همچنین از استقرار گسترده نیروهای امنیتی و لباسشخصی، ایجاد ایستهای بازرسی، اعزام چندین آمبولانس و مسدود شدن برخی ورودیها و خروجیهای زاهدان خبر داد.
حالوش به نقل از منابع خود از هدف قرار گرفتن سرنشینان یک خودروی پژو ۴۰۵ و اصابت چندین گلوله به این خودرو نیز خبر داد.
هویت دو فرد کشتهشده و فرد بازداشتشده تاکنون اعلام نشده است.
کشته شدن چهار نیروی فاطمیون در رودماهی
حالوش ۲۶ شهریور گزارش داد دستکم چهار نیروی لشکر فاطمیون جمعه ۲۰ شهریور هنگام گشتزنی در منطقه رودماهی زاهدان هدف تیراندازی افراد مسلح قرار گرفتند و خودروی آنان نیز به آتش کشیده شد.
به گفته منابع حالوش، این نیروها طی ماههای گذشته از سوی سپاه پاسداران در پایگاه رودماهی مستقر شده بودند.
این وبسایت ویدیویی از انتقال دهها موتورسیکلت در ۲۴ شهریور به پایگاه رودماهی منتشر کرد.
حالوش ۱۸ شهریور از استقرار صدها نیروی فاطمیون در مناطق مختلف سیستان و بلوچستان، از جمله اطراف زاهدان، میرجاوه، راسک، سراوان، زابل، چابهار، کنارک و ایرانشهر و همچنین استقرار نیروهای زینبیون در بخشهایی از جنوب استان خبر داد.
این وبسایت همچنین گزارش داد سپاه پاسداران در برخی مناطق شماری از پایگاههای محلی بسیج را در اختیار نیروهای فاطمیون قرار داده است.
لشکر فاطمیون، نیرویی شبهنظامی وابسته به نیروی قدس سپاه پاسداران و متشکل از نیروهای عمدتا شیعه افغانستانی است که با حمایت جمهوری اسلامی شکل گرفت و در جریان جنگ داخلی سوریه، در کنار نیروهای حکومت بشار اسد جنگید.
وزارت خزانهداری آمریکا چهارم بهمن ۱۳۹۷ لشکر فاطمیون را تحریم کرد.
فاطمیون همچنین در کنار لشکر زینبیون پاکستان و حشد شعبی عراق، نقشی کلیدی در سرکوب اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ ایفا کرد و در هماهنگی با نیروهای نظامی جمهوری اسلامی به کشتار معترضان پرداخت.
استقرار این نیروها در سیستان و بلوچستان نگرانیهایی را در میان شهروندان درباره احتمال استفاده از آنان برای سرکوب اعتراضات ایجاد کرده است.
ادامه درگیریهای مسلحانه
استان سیستان و بلوچستان در هفتههای اخیر شاهد چندین درگیری مسلحانه میان نیروهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی و گروهها و افراد مسلح بوده است.
۲۱ شهریور، درگیری حدود ۹ ساعته نیروهای حکومتی با اعضای «جبهه مبارزین مردمی» در منطقه بخشان سراوان به کشته شدن سه نیروی سپاه پاسداران و چهار فرد مسلح انجامید.
حالوش ۲۷ شهریور هویت چهار فرد کشتهشده را موسی دهواری، مبین شادزهی، محمد دهقانخلد و سلیم مزارزهی اعلام کرد.
«جبهه مبارزین مردمی» شمار تلفات نیروهای جمهوری اسلامی را ۹ کشته و ۲۱ مجروح اعلام کرد؛ آماری که از سوی منابع حکومتی تایید نشده است.
این گروه آذر ۱۴۰۴ با مشارکت شماری از گروههای فعال در سیستان و بلوچستان، از جمله «جنبش پادا بلوچ»، «حرکت نصر بلوچستان» و «جیشالعدل»، با هدف اتحاد در مبارزه تشکیل شد.
چهار سال از خیزش «زن، زندگی، آزادی» میگذرد. در این مدت، ایران شاهد تحولاتی پرشتاب و تکاندهنده بوده است؛ از جمله وقوع دو جنگ، اعتراضات دیماه و کشتار بیسابقه مردم. در میانه این تحولات، دانشگاه اکنون کجا ایستاده است و چه چشماندازی میتوان برای آینده آن متصور بود؟
تحلیل فضای دانشگاه، همچون بررسی وضعیت کلی جامعه، آسان نیست. سرعت تحولات در ایران چنان بالاست که هر لحظه ممکن است حادثهای بزرگ، معادلات موجود را تغییر دهد.
با وجود این بیثباتی و پیشبینیناپذیری، میتوان با اطمینان گفت خیزش مهسا نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران بود. این خیزش هیمنه جمهوری اسلامی را که بخش مهمی از آن بر کنترل بدن زنان و تحمیل حجاب اجباری استوار بوده است، در هم شکست.
پس از خیزش مهسا، فضای دانشگاهها بهشدت امنیتی شد. حکومت دیگر ابایی از علنی کردن پروژه «خالصسازی» نداشت و آشکارا به اخراج، تعلیق و تصفیه استادان و دانشجویان روی آورد.
تحولات مربوط به جنگ ۱۲ روزه ضربه دیگری به اقتدار جمهوری اسلامی وارد کرد. حکومتی که رهبر آن، علی خامنهای، حتی یک گام عقبنشینی در برابر مطالبات مردم را مجاز نمیدانست، زیر فشار تحولات نظامی و تداوم مقاومت روزمره شهروندان، بهویژه زنان شجاع ایران، ناچار شد در برخی حوزههای اجتماعی عقب بنشیند.
یکی از استادان دانشگاه در همین رابطه گفت: «دیدن نوع پوشش دانشجویان امروز گاهی مرا به وجد میآورد. با خودم میگویم تا چند سال پیش حتی نمیتوانستم تصور کنم شجاعت مردم چنین فضایی از آزادی را برای ما به ارمغان بیاورد.»
او افزود برخلاف کسانی که میکوشند حرکتهای اعتراضی شهروندان، از خیزش مهسا تا اعتراضات دیماه، را بیحاصل جلوه دهند، این جنبشها تغییراتی واقعی و ملموس پدید آوردهاند.
یکی دیگر از اعضای هیات علمی نیز گفت در گذشته دانشجو هنگام ورود به دانشگاه ناچار بود زندگی شخصی و سبک پوشش خود را پشت در بگذارد و با هویتی از پیش تعیینشده وارد محیط آموزشی شود.
به گفته او، تحولات چهار سال گذشته ورق را برگردانده است و اکنون شمار بیشتری از دانشجویان با «خود واقعیشان» وارد دانشگاه میشوند.
این تغییر هرچند به معنای پایان فشارهای امنیتی نیست، نشان میدهد حکومت دیگر مانند گذشته توان تحمیل کامل الگوهای مطلوب خود را ندارد.
کنشگری در دانشگاههای نیمهتعطیل
دانشگاهها در یک سال گذشته، بهدلیل بحران انرژی، آلودگی هوا، اعتراضات دیماه و در نهایت جنگ، بخش چشمگیری از سال تحصیلی را تعطیل یا نیمهتعطیل بودند.
در چنین شرایطی، انجمنها و تشکلهای صنفی دانشجویی تا حد زیادی از چرخه اثرگذاری رسمی کنار رفتهاند.
وزارت علوم که تجربه همهگیری کرونا را پشت سر گذاشته است، در مقاطع مختلف این چهار سال برگزاری کلاسهای مجازی را ابزاری برای کاهش حضور جمعی دانشجویان و «مهار» خشم و میل آزادیخواهی آنان دیده است.
وقتی شیوه آموزش در یک نظام دانشگاهی تابع سیاست سرکوب و امنیتیسازی باشد، نمیتوان انتظار داشت کیفیت آموزش آسیب نبیند.
با این همه، تلاش برای کنترل دانشجویان از طریق کاهش حضور آنان در محیط دانشگاه همیشه به نتیجه مطلوب حکومت منجر نشده و حتی در مواردی نتیجه معکوس داشته است.
ارتباط دانشجویان بیش از گذشته شبکهای، سیال، افقی و متکی بر فضای مجازی شده است.
این شیوه ارتباط امکان نظارت متمرکز را کاهش داده و آزادی عمل بیشتری در اختیار دانشجویان گذاشته است.
به بیان دیگر، شبکههای غیررسمی دانشجویی در بسیاری از موارد از تشکلهای رسمی و تجویزی نهادهای بالادستی قدرتمندتر شدهاند.
البته درباره ماندگاری این نوع کنشگری و توان آن برای سازماندهی اعتراضات گسترده همچنان تردیدهایی وجود دارد.
تعطیلیهای پیدرپی، پراکندگی دانشجویان و نبود ساختارهای پایدار میتواند تداوم فعالیتهای جمعی را دشوار کند.
با این حال، جمهوری اسلامی دیگر یکهتاز مطلق فضای دانشگاه نیست و ناچار شده بخشی از میدان را به روابط و شبکههایی واگذار کند که کنترل کامل آنها برایش ممکن نیست.
دانشگاه زیر سایه پوچی و بیانگیزگی
در کنار تغییر سبک زندگی و شکلهای تازه کنشگری، دانشگاه با چالشی عمیقتر دستوپنجه نرم میکند؛ بحران امید و معنا.
یکی از استادان دانشگاه هشدار داد بیانگیزگی در میان استادان و دانشجویان به «بالاترین حد» رسیده است.
او اضافه کرد: «وقتی به دانشجویان تکلیفی میدهم، چه سخت باشد و چه آسان، گاهی حس پوچی به سراغم میآید. از خودم میپرسم با وضعیتی که بر جامعه حاکم است، این روند قرار است به کجا برسد؟»
به گفته این استاد، او تلاش میکند چنین احساسی را به دانشجویان منتقل نکند، اما نمیتواند این پرسش را نادیده بگیرد که آموختن بسیاری از مطالب دانشگاهی در شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کنونی چه معنایی دارد؛ شرایطی که امید به آینده را در دل بخش بزرگی از نسل جوان از میان برده است.
این بیانگیزگی البته به دانشگاه محدود نیست و نشانههای آن را میتوان در زندگی روزمره مردم نیز مشاهده کرد.
اهمیت وضعیت دانشگاه از آن روست که این نهاد محل حضور جمع بزرگی از جوانان است و قاعدتا باید کانون نشاط، امید به آینده، برنامهریزی و پویایی فکری باشد.
اکنون اما خمودگی، خشم و سرخوردگی بر بخش بزرگی از فضای آن سایه انداخته است.
دانشجوی امروز تنها با فشار سیاسی روبهرو نیست. بحران اقتصادی، نبود چشمانداز شغلی، کاهش اعتبار مدرک دانشگاهی و احتمال مهاجرت نیز بر تصمیمها و نگرش او اثر میگذارد.
به همین دلیل، دانشگاه همزمان محل شکلگیری مقاومت و بازتابدهنده فرسودگی عمیقی است که سراسر جامعه را در بر گرفته است.
«ریزش پنهان» استادان و فرسایش آینده دانشگاه
یکی از اعضای هیات علمی شرایط مالی دانشگاهها را «وحشتناک» توصیف کرد و هشدار داد با خزانه خالی کشور نمیتوان در کوتاهمدت به بهبود وضعیت دانشگاهها، چه از نظر زیرساختها و چه از نظر کیفیت آموزش، امید چندانی داشت.
به گفته او، دانشگاههای ایران اکنون علاوه بر مهاجرت استادان با پدیده دیگری روبهرو هستند که میتوان آن را «ریزش پنهان» نامید؛ پدیدهای که شاید زیان آن برای دانشگاه حتی از مهاجرت نیز بیشتر باشد.
او گفت: «استاد در دانشگاه حضور دارد و تدریس میکند، اما عملا دیگر در دانشگاه نیست، زیرا مهمترین دغدغهاش معیشت است، نه آموزش و پژوهش.»
این عضو هیات علمی افزود بسیاری از استادان ناچار شدهاند به شغل دوم روی بیاورند، زیرا در ساختار حاکم، جایگاه و اعتبار پیشین خود را از دست دادهاند و حتی از امنیت شغلی کافی برخوردار نیستند.
پیامد این وضعیت تنها افت کیفیت کلاسها یا کاهش تولیدات پژوهشی نیست. استادی که بخش بزرگی از وقت و انرژی خود را صرف تامین هزینههای زندگی میکند، فرصت و انگیزه کمتری برای گفتوگو با دانشجویان، هدایت پژوهشها و مشارکت در حیات فکری دانشگاه خواهد داشت.
در نتیجه، رابطه آموزشی به فرایندی اداری و کمرمق فروکاسته میشود.
این استاد تاکید کرد حکومت، استادان و دانشجویان را نیروهایی کارآمد برای ساختن حال و آینده کشور نمیبیند، بلکه آنان را «سوژههایی بالقوه تهدیدآمیز» تلقی میکند که باید پیوسته زیر نظر باشند و هرگونه تغییر رفتارشان کنترل شود.
دانشگاه در ایران اکنون در موقعیتی متناقض قرار گرفته است. از یک سو، خیزش «زن، زندگی، آزادی» و تحولات پس از آن دیوارهای کنترل اجتماعی را تَرَک داده و به دانشجویان امکان داده است با «هویت واقعیتر» و آزادی بیشتری در فضای دانشگاه حضور یابند.
از سوی دیگر، سرکوب، تعطیلیهای مکرر، بحران اقتصادی و فرسایش نیروی انسانی، توان آموزش و کنشگری جمعی را بهشدت کاهش داده است.
با این همه، دانشگاه را نمیتوان فضایی کاملا خاموش و شکستخورده دانست. تغییرات چهار سال گذشته نشان داده است آنچه در ظاهر رفتارهای روزمره و فردی به نظر میرسد، میتواند بخشی از مقاومتی گستردهتر باشد.
پوشش، شیوه ارتباط، شبکههای غیررسمی و پافشاری بر حفظ هویت فردی، همگی نشانههایی از عقبنشینی حکومت در برابر جامعه هستند.
چشمانداز دانشگاه بیش از هر چیز به سرنوشت کلی جامعه ایران گره خورده است. دانشگاه امروز نه بیرون از بحران، بلکه در متن آن قرار دارد؛ زخمی، فرسوده و خشمگین، اما همچنان برخوردار از ظرفیتی که میتواند در بزنگاههای آینده بار دیگر به نیرویی اثرگذار در تحولات سیاسی و اجتماعی ایران تبدیل شود.
شاهزاده رضا پهلوی در نشستی مجازی با رهبران اپوزیسیون استرالیا درباره حمایت از مردم ایران، حفاظت از ایرانیان ساکن استرالیا و چشمانداز گذار به دموکراسی گفتوگو کرد. او همچنین خواستار گفتوگو با دولت استرالیا شد.
بر اساس بیانیه دفتر مطبوعاتی شاهزاده رضا پهلوی، انگس تیلور، رهبر اپوزیسیون استرالیا، تد اوبراین، وزیر امور خارجه دولت سایه، و شماری از نمایندگان و سناتورهای ائتلاف لیبرال-ملی در این نشست که ۲۶ شهریور برگزار شد حضور داشتند.
شاهزاده رضا پهلوی در بیانیهای پس از این دیدار گفت محور گفتوگوها، وضعیت حقوق بشر در ایران، خواستههای مردم و نقشی بوده که استرالیا میتواند در حمایت از مبارزه ایرانیان برای آزادی و دموکراسی ایفا کند.
او در تشریح موارد نقض حقوق بشر، از «کشتار بیش از ۴۰ هزار معترض در دیماه» و ادامه اعدام جوانان سخن گفت.
حفاظت از ایرانیان ساکن استرالیا در برابر آنچه شاهزاده رضا پهلوی «تهدید، ارعاب و مداخلات» جمهوری اسلامی توصیف کرد، از دیگر موضوعات این نشست بود. او از رهبران ائتلاف بهدلیل تعامل با جامعه ایرانیان استرالیا و حمایت از مردم ایران قدردانی کرد.
بخش دیگری از گفتوگوها به چشمانداز روابط اقتصادی دو کشور در صورت استقرار نظامی دموکراتیک در ایران اختصاص داشت. شاهزاده رضا پهلوی با اشاره به ظرفیتهای استرالیا در معدن، انرژی، کشاورزی، آموزش و فناوری گفت ایران آزاد و شکوفا میتواند به شریکی مهم و راهبردی برای این کشور تبدیل شود.
او همچنین گفت اعضای ائتلاف را در جریان «پروژه شکوفایی ایران» و تلاشها برای آمادگی جهت احیای اقتصادی و بازسازی کشور قرار داده است.
شاهزاده رضا پهلوی در این بیانیه تاکید کرد که به گفته او، طرفهای گفتوگو بر فراتر بودن موضوع آزادی مردم ایران از رقابتهای حزبی توافق داشتند. او در همین چارچوب از دیدار با آنتونی آلبانیزی، نخستوزیر استرالیا، پنی وانگ، وزیر امور خارجه، و دیگر اعضای دولت استقبال کرد و گفت گفتوگوهایش با ائتلاف را نیز ادامه خواهد داد.
او همچنین ابراز تمایل کرد برای دیدار با سیاستمداران طیفهای مختلف و جامعه ایرانیان به استرالیا سفر کند. در بیانیه، زمانی برای این سفر یا دیدار احتمالی با مقامهای دولتی اعلام نشده است.
همزمان، دفتر مطبوعاتی شاهزاده رضا پهلوی بخشی از گفتوگوی او با رادیو ملی شبکه ایبیسی استرالیا را منتشر کرد که در آن بر حق مردم ایران برای تعیین نظام سیاسی آینده تاکید میکند.
او در این بخش از مصاحبه گفت: «من هرگز از هیچ دولت خارجی نخواستهام که از شخص من حمایت کند، چون موضوع من نیستم. موضوع ۹۳ میلیون ایرانی است که حق دارند سرنوشت خود را تعیین کنند.»
بر اساس متن منتشرشده از این گفتوگو، او نقش خود را فراهم کردن شرایط گذار به دموکراسی توصیف کرد تا پس از فروپاشی جمهوری اسلامی، مردم ایران بتوانند آزادانه نظام سیاسی آینده کشور را انتخاب کنند.
وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد به هیات اصلی جمهوری اسلامی اجازه میدهد هفته آینده در مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک شرکت کند؛ تصمیمی که در میانه تنشهای نظامی و مذاکرات مقطعی دو کشور برای پایان دادن به جنگ گرفته شده است.
به گزارش رویترز، یک منبع آگاه از این تصمیم گفت مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه حکومت ایران، از جمله مقامهایی هستند که برای آنها روادید صادر خواهد شد.
سخنگوی وزارت خارجه آمریکا پنجشنبه، ۲۶ شهریور، گفت صدور مجوز حضور این هیات در چارچوب تعهدات ایالات متحده بهعنوان کشور میزبان سازمان ملل انجام میشود. او افزود شمار اعضای هیات ایرانی از سال گذشته کمتر است و اعضای آن با محدودیتهای تردد و ممنوعیت خرید کالاهای لوکس و دیگر کالاها روبهرو خواهند بود.
این محدودیتها سابقه دارد. خبرگزاری رویترز ۲۲ سپتامبر سال گذشته نیز گزارش داده بود که مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، دستور داده است رفتوآمد هیات ایرانی به مسیر میان هتل محل اقامت و مقر سازمان ملل، آن هم صرفا برای امور رسمی، محدود شود. تامی پیگوت، معاون سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، آن زمان این اقدام را بخشی از سیاست افزایش فشار بر حکومت ایران توصیف کرده بود.
همچنین، به گزارش آسوشیتدپرس در همان روز، دیپلماتهای ایرانی و افراد تحت تکفل آنها برای عضویت یا خرید از فروشگاههای عمدهفروشی مانند «کاستکو»، «سمز کلاب» و «بیجیز» ملزم به دریافت مجوز وزارت خارجه آمریکا شده بودند. خرید کالاهای لوکس با ارزش بیش از هزار دلار و خودروهای بیش از ۶۰ هزار دلار نیز به مجوز نیاز داشت. این مقررات تنها به هیات شرکتکننده در مجمع عمومی محدود نبود و دیپلماتهای ایرانی مستقر در سازمان ملل را در طول سال نیز در بر میگرفت.
پیش از تشدید محدودیتها در سال ۲۰۲۵، اعضای هیات ایرانی اجازه داشتند میان مقر سازمان ملل، دفتر نمایندگی جمهوری اسلامی، اقامتگاه سفیر ایران نزد این سازمان و فرودگاه جان اف. کندی نیویورک رفتوآمد کنند.
وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی بلافاصله به درخواست رویترز برای اظهارنظر درباره تصمیم تازه واشینگتن پاسخ نداد.
این تصمیم در حالی اعلام شده که دولت دونالد ترامپ و رهبران جمهوری اسلامی مذاکراتی را برای پایان دادن به جنگ دنبال کردهاند که بارها متوقف و از سر گرفته شده است. جنگ ۹ اسفند سال گذشته با حمله آمریکا و اسرائیل به ایران آغاز شد و تهران در پاسخ، اسرائیل و کشورهای حاشیه خلیج فارس را که میزبان پایگاههای آمریکایی هستند، هدف قرار داد.
بر اساس «توافقنامه مقر» سازمان ملل مصوب سال ۱۹۴۷، آمریکا بهطور کلی موظف است امکان دسترسی دیپلماتهای خارجی به این سازمان را فراهم کند. با این حال، واشینگتن میگوید میتواند به دلایل مرتبط با امنیت، تروریسم و سیاست خارجی از صدور روادید خودداری کند.
همزمان، دولت ترامپ چهارشنبه ۲۵ شهریور اعلام کرده بود ممنوعیت ورود مقامهای فلسطینی برای شرکت در نشست سازمان ملل را که از سال گذشته برقرار است، تمدید میکند.
واشینگتن دلیل این تصمیم را اقدامهای مقامهای فلسطینی برای «بینالمللی کردن مناقشه اسرائیل و فلسطینیها»، از جمله پیگیری پروندههایی علیه اسرائیل در محاکم بینالمللی، عنوان کرد. یک مقام فلسطینی نیز گفت آمریکا در چارچوب همین تصمیم از صدور روادید برای محمود عباس، رییس تشکیلات خودگردان فلسطینی، خودداری کرده است.