پزشکیان در نیویورک؛ از جنجال چگونه حرف زدن تا دیدار با یک اسرائیلی
در حالی که جنجال بر سر اظهارات و نحوه صحبت کردن مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی همچنان ادامه دارد، اکنون خبر دیدار او با یک شهروند اسرائیلی، به موضوع جنجالی تازه در رسانههای حکومتی بدل شده و در شبکههای اجتماعی نیز مورد توجه قرار گرفته است.
با بالا گرفتن انتقادها از دیدار بیسابقه رسمی و علنی یک رییس دولت در جمهوری اسلامی با یک شهروند اسرائیلی، آن هم درست در اوج جنگ اسرائیل با حماس و حزبالله و در آستانه جنگ تمام عیار جمهوری اسلامی و اسرائیل، هیات نمایندگی جمهوری اسلامی در سازمان ملل متحد با انتشار بیانیهای اعلام کرد که لیور استرنفلد دارای «سابقه فعالیت ضدصهیونیستی » بوده است و هیات جمهوری اسلامی مطلع نبوده که او شهروند اسرائیل است.
جمهوری اسلامی: نمیدانستیم اسرائیلی است
در این بیانیه گفته شده است: «آقای لیور استرنفلد به عنوان استاد دانشگاه و یک یهودیی آمریکایی به نشست «نقش ادیان الهی در برقراری صلح جهانی» دعوت شده بود.»
در بیانیه هیات نمایندگی جمهوری اسلامی گفته شده است: «این جلسه ترکیب متوازنی از علما و اساتید دانشگاه متعلق به ادیان ابراهیمی بود. علت دعوت از ایشان (لیور استرنفلد)، سوابق طولانی پژوهش در زمینه یهودیت، اسلام و ایران بوده و نامبرده دارای سابقه فعالیت ضد صهیونیستی بوده است.»
در این بیانیه گفته شده است: «ایشان (لیوراسترنفلد) به عنوان یک آمریکایی یهودی به این جلسه دعوت شده و هیچ اطلاعی از سابقه احتمالی داشتن تابعیت مضاعف در اختیار نبوده است. این حرکت مشکوک تبلیغاتی صورت گرفته ریشه در خشم رژیم صهیونیستی از برگزاری چنین نشستی دارد.»
استرنفلد: از قبل و به روشنی گفته بودم اسرائیلیام
هیات نمایندگی جمهوری اسلامی در حالی به صراحت از تابعیت اسرائیلی لیور استرنفلد اظهار بیاطلاعی کرده است که این استاد دانشگاه پنسلوانیا در گفتوگویی با روزنامه اسرائیلی هاآرتص، آشکارا تایید کرده است که از همان آغاز و برای جلوگیری از هرگونه «سوءتفاهم» به مقامات جمهوری اسلامی گفته که او شهروند اسرائیل است.
استرنفلد به هاآرتص گفت: «وقتی دو هفته پیش دعوتنامه شرکت در این جلسه را دریافت کردم، شگفتزده شدم.»
لیور استرنفلد استاد تاریخ و مطالعات یهود است. او در زمینه تاریخ یهودیان و ایران تحقیق میکند و در همین حوزه، کتاب «میان ایران و صهیون؛ تاریخچه یهودیان ایران در قرن بیستم» را منتشر کرده است.
او به روزنامه هاآرتص گفت که در ابتدا مطمئن نبوده که دعوتنامهای واقعی دریافت کرده اما پس از کمی تحقیق دریافته که دعوتنامه جعلی نیست.
استرنفلد افزود: «برای پیشگیری از هرگونه سوءتفاهمی، به آنها گفتم که در حقیقت من یک شهروند اسرائيلی هستم و آنها به من اطمینان دادند که مشکلی وجود ندارد.»
استرنفلد گفت اما پیش از آنکه در جلسهای با حضور مسعود پزشکیان و دیگر مقامهای جمهوری اسلامی شرکت کند، ضرورت داشت که این موضوع را بررسی کند که آیا حضور در چنین جلسهای به معنای نقض قوانین اسرائیل خواهد بود یا خیر.
استرنفلد به هاآرتض گفت:« با مقامات اسرائیلی در این مورد مشورت کردم و به این نتیجه رسیدم که منعی برای حضورم در این جلسه وجود ندارد.»
او افزود: «به هیچوجه تصمیم آسانی نبود. فکر میکردم که فقط یک حقه است. اما حضور در جلسهای با حضور با رئیسجمهوری ایران و صحبت کردن و گوش دادن به او فرصتی بود که نمیتوانستم آن را از دست بدهم.»
به گزارش هاآرتص، علاوه بر لیور استرنفلد، چند چهره یهودی- آمریکایی دیگر از جمله ابی استاین، فعال تراجنسیتی و از هواداران فلسطین و همچنین نمایندگان «ناتوری کارتا»، که یک گروه یهودی ارتدوکس ضد صهیونیسم و حامی فلسطینیان است، نیز در این جلسه حضور داشتند.
گفتوگوی مستقیم با پزشکیان
به گفته استرنفلد، او تنها اسرائیلی حاضر در این جلسه بود و توانست هم در طول جلسه سخن بگوید و هم پس از جلسه توانست بهطور مستقیم و رودررو با مسعود پزشکیان صحبت کند.
او گفت:« در پایان جلسه با آقای پزشکیان دیدار کردم و ابتدا کتابم را به او دادم. سپس گفتم که معتقدم او در موقعیتی منحصر بهفرد است تا ایران را به سمت نقشی سازنده در خاورمیانه هدایت کند.»
او افزود: «مسعود پزشکیان پاسخ داد که وقتی اسرائیل و فلسطینیان به توافقی مورد قبول دو طرف برسند، تهران دیگر پرچم مبارزه برای فلسطین را برنخواهد افراشت. من نیز به او گفتم که گفتن همین حرف بهطور مستقیم به مخاطبان غربی، میتواند تاثیر بسیار مثبتی داشته باشد.»
استرنفلد گفت: « من موضوعی را مطرح کردم که وزیر امور خارجه پیشین ایران هم سال گذشته درباره مساله گروگانها در غزه مطرح کرده بود و از آن به عنوان یک موضوع انسانی صحبت کرده و پیشنهاد کمک برای حل آن را داده بود اما آقای پزشکیان از این نظر خوشش نیامد و گفت ایران کار خود را با امضای توافق هستهای انجام داده و اکنون غرب باید گامی در جهت گفتگو با ایران بردارد.»
جنجال آدابندانی
این نخستین بار در جریان سفر مسعود پزشکیان به نیویورک نیست که هیات همراه او میکوشد با دادن توضیحات غیرواقعی و دروغین، به جنجالهای پیشآمده واکنش نشان دهد.
مسعود پزشکیان روز دوشنبه، دوم مهر، در دیدار با نمایندگان شماری از رسانههای آمریکایی گفت:«: «ما آمادهایم تمام سلاحهای خود را کنار بگذاریم، به شرط آنکه اسرائیل هم سلاحهای خود را کنار بگذارد و یک سازمان بینالمللی بیاید و در منطقه امنیت تامین کند.»
با این حال، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی و الیاس حضرتی، رییس شورای اطلاعرسانی دولت از اساس بیان چنین سخنانی از سوی پزشکیان را تکذیب کردند و انتشار این خبر از سوی بلومبرگ را «شیطنت» نامیدند.
اما پس از آنکه ایراناینترنشنال فایل صوتی این جلسه را منتشر کرد، عباس عراقچی گفت که سخنان رییس دولت در جمهوری اسلامی بحثی نظری و مبنایی درباره خلع سلاح عمومی بوده است.
با این همه، این اظهارات در رسانهها و شبکههای اجتماعی بازتابی گسترده یافت.
در ایران، نمایندگان مجلس با انتقاد از پزشکیان خواستار دقت او در انتخاب کلمات شدند و روزنامه کیهان، اظهارات او را نسنجیده دانست و بهطور تلویحی به او هشدار داد که مواظب حرف زدنش باشد.
حسین شریعتمداری، نماینده علی خامنهای و مدیرمسئول روزنامه کیهان نیز در یادداشتی نوشت که پزشکیان از بیان منظور و مقصود خویش ناتوان است.
او نوشت: «این ضعف را میتوان کماطلاعی آقای پزشکیان از عرصه سیاست و علوم و بایستههای تعریف شده آن دانست. آقای رئیسجمهور در همان نشست با مسئولان رسانههای آمریکایی تاکید میکنند که «من سیاست بلد نیستم»! و پیش از این هم گفته بودند «من سیاست را نمیفهمم»! در این خصوص باید گفت، اگرچه بهنظر میرسد ایشان قصد تواضع داشتهاند! ولی شواهد موجود نشان میدهند که به یک واقعیت اشاره کردهاند و متاسفانه در این عرصه ورود چندانی ندارند. این در حالی است که سیاسی بودن و آگاهی و شناخت از امور و قواعد سیاسی یکی از اصلیترین شرایطی است که باید در رئیسجمهور وجود داشته باشد. بر اساس قوانین جاری، رئیسجمهور از میان «رجال سیاسی» انتخاب میشود.»
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.