ترامپ: جنگ با جمهوری اسلامی بهزودی پایان مییابد و قیمت بنزین کاهش خواهد یافت


ترامپ جمعه در کاخ سفید با تاکید بر اینکه جمهوری اسلامی هرگز سلاح هستهای نخواهد داشت، گفت جنگ هم «بهزودی» پایان خواهد یافت و مردم آمریکا برای جلوگیری از دستیابی حکومت ایران به سلاح هستهای در حال پرداخت هزینههای اضافهتر هستند.
ترامپ به خبرنگاران گفت با پایان وضعیت کنونی با جمهوری اسلامی، قیمت بنزین به سطح پیش از جنگ و احتمالا پایینتر، بازخواهد گشت.
او با تاکید بر موفقیتهای اقتصادی دولتش تا پیش از جنگ ایران، گفت: «همچنین چیزی داریم که من به آن بسیار افتخار میکنم. جمهوری اسلامی سلاح هستهای نخواهد داشت. حالا برای این موضوع، مردم باید مقداری هزینه اضافی بپردازند.»
ترامپ افزود: «فکر میکنم اگر اکثر مردم حق انتخاب داشتند که بین قیمت پایینتر بنزین یا اجازه دادن به ایران برای داشتن سلاح هستهای رای بدهند، حاضرم شرط ببندم که در نتیجه رایگیری با اختلافی بسیار زیاد مشخص میشد که مردم نمیخواهند ایران سلاح هستهای داشته باشد.»






بهمن قبادی پس از یک غیبت پنج ساله، با تازهترین ساختهاش به نام «درختها نظارهگرند» در جشنواره تورنتو، بزرگترین جشنواره سینمایی آمریکای شمالی، حضور دارد؛ فیلمی در ژانر وحشت با بازی ستاره شناختهشده سینما، اوا گرین.
قبادی که از فیلمهای ساده و شاعرانهای چون «زمانی برای مستی اسبها» و «لاکپشتها هم پرواز میکنند»، به فیلمهای اجتماعی چون «کسی از گربههای ایرانی خبر ندارد» رسید، حالا در این فیلم یک تجربه تازه را به نام خود ثبت میکند: یک فیلم در ژانر وحشت که از اساس از قواعد ژانر سود میجوید، ژانری که سینماگران ایرانی، چه در داخل و چه خارج از کشور، بسیار کم به سراغش رفتهاند.
قبادی که پیشتر هم از یک ستاره جهانی در فیلمش استفاده کرده بود (مونیکا بلوچی در «فصل کرگدن»)، این بار هم از یک ستاره شناختهشده بهره برده تا در فیلمی در حد و اندازه استانداردهای ژانر پرطرفدار ترسناک، دغدغهها و دنیاهای خود را به شیوهای متفاوت از آثار قبلی دنبال کند.
فیلم اما با آنکه در کردستان ترکیه میگذرد و نشانهها و نمادهایی از کردها و زندگیشان را با خود همراه دارد، در نهایت فیلمی است بهغایت متکی به ژانر که از ابتدا تا انتها میخواهد تماشاگرش را میخکوب کند، با داستانی که جدای از یک درام روانی، با زنده کردن اشیا و جان دادن به آنها فضای متفاوتی را خلق میکند.
فیلم از جایی آغاز میشود که داریا، نویسندهای که در بریتانیا زندگی میکند، به همراه دختر لالش به ماردین، جایی در بخش کردنشین ترکیه، بازمیگردد که تا ۹ سالگی آنجا زندگی و بعد از یک فاجعه دردناک برای دو خواهر همسایه به بریتانیا مهاجرت کرده است.
همه چیز از همان لحظات اول با تردیدها و اتفاقات ماوراءالطبیعه شکل میگیرد و تا پایان ادامه دارد: داریا هنگام رانندگی در وسط جاده با یکی از این خواهران به نام اسپین روبهرو میشود.
این سرآغاز روبهرو شدن با گذشتهای است که دست از سر او برنمیدارد و تمام داستان فیلم را شکل میدهد.
فیلم در دو بخش امروز و گذشته جریان دارد و لحظه به لحظه اطلاعات بیشتری درباره گذشته و اتفاقات ترسناک مربوط به دو بچه را با ما در میان میگذارد و از آن به مضمون احساس گناه میرسد؛ گناهی که تا به امروز با داریا همراه بوده و احوال نامساعد روانیاش را شکل داده است.
فیلم اما به شکل غریبی با طبیعت پیوند میخورد. تمام وقایع فیلم با طبیعت و زنده بودن آن در ارتباط است؛ چیزی که سه بچه فیلم (دو خواهر و داریا در کودکی) در سکانس پیش از عنوانبندی به ما یادآوری میکنند؛ اینکه آدمها وقتی میمیرند به درخت تبدیل میشوند و بعد به یک شی چوبی.
از اولین نماها با درختهایی روبهرو هستیم که بریده میشوند؛ درختهایی که در اکثر تصاویر فیلم حضور دارند و نقش زنده خود را یادآوری میکنند و حتی در صحنهای دست به کار میشوند و با سقوط خود آدم میکشند.
حالا اما شخصیت اصلی از همان ابتدای ورود به محل اقامتشان با یک صندلی روبهرو میشود که جان دارد و در واقع روحی است که در این صندلی خفته و جهان تاریک خود را ادامه میدهد.
این صندلی حرکت میکند، عصبانی میشود و مبارزه میکند و بخشهای مهمی از فیلم را شکل میدهد، از جمله مبارزه نهایی داریا با این صندلی در دل طبیعت و در فضای باز که سکانسی است بهیادماندنی برای دوستداران سینمای وحشت.
قبادی اما از پس چند دهه فیلمسازی موفق میشود اثری حرفهای ارائه دهد؛ فیلمی که در ظاهر میتواند جدای از دنیای فیلمهای قبلی او قرار بگیرد، اما او ثابت میکند که بهعنوان یک فیلمساز توانایی تجربه و کار حرفهای در ژانرهای مختلف را دارد.
اینجا با فیلمی حسابشده روبهرو هستیم که حرکات دوربین و محل قرار گرفتن آن، از جمله در پشت اشیا با دید ناقص، در عین تعلق به ژانر وحشت، از دید و نگاه خاص خود فیلمساز نشات میگیرد؛ جایی که دوربین گاه با نماهای ثابت و دقیق به نظاره مینشیند - و در واقع ما را در یک نظاره کردن شریک میکند - و چه جایی که با حرکت، مثلا ملاقات داریا با اسپین در جنگل و حرکت دوربین به دور داریا، فضای متشنج و تکاندهندهای خلق میکند که آرامش تماشاگر را از او سلب میکند.
همینطور در فیلمی که بچه و کودکی نقش بسیار مهمی در آن ایفا میکند - و از این رو به آموزههای فروید پیوند میخورد - با چند صحنه و واقعه ترسناک در مورد دو بچه (خواهرها) با سرنوشتی تلخ روبهرو هستیم که هر نوع تماشاگری را خوش نخواهد آمد و میتواند از شدت صراحت برای برخی آزارنده باشد.
اما فیلمساز که از خیر و شر معمول در فیلمهای ترسناک عبور کرده، در روایت داستان نامتعارف خود میخواهد از همه مرزها عبور کند و خیر و شر را در همه اجزای طبیعت و بازگشت آنها به انسان به شکل دیگری رو در روی ما قرار دهد؛ جایی که طبیعت کاملا زنده است و به اعمال ما جواب میدهد و فیلم موفق میشود این باور را به ما منتقل کند.
مجلس نمایندگان اسپانیا طرح اعطای تابعیت این کشور به مردم صحرای غربی را تصویب کرد. این تابعیت شامل صحراویهایی میشود که در دوران حاکمیت اسپانیا بر صحرای غربی در این منطقه متولد شدهاند.
این تصمیم میتواند وضعیت حقوقی دهها هزار صحراوی را تغییر دهد و همزمان روابط مادرید و رباط را که در سالهای اخیر برای بهبود آن تلاش شده است، با چالش تازهای روبهرو کند.
این طرح با ۱۶۸ رای موافق در پارلمان اسپانیا به تصویب رسید. ۳۱ نماینده با آن مخالفت کردند و ۱۴۵ نماینده رای ممتنع دادند.
با این حال، این طرح هنوز به قانون نهایی تبدیل نشده و باید در مجلس سنای اسپانیا نیز مورد بررسی قرار گیرد.
بر اساس این طرح، صحراویهایی که پیش از ۲۹ سپتامبر ۱۹۷۷ در صحرای غربی متولد شدهاند، میتوانند برای دریافت تابعیت اسپانیایی درخواست کنند.
در شرایط مشخص، فرزندان این افراد هم میتوانند از این مسیر استفاده کنند. برآوردها درباره شمار افراد واجد شرایط متفاوت است، اما گفته میشود حدود ۷۰ هزار تا ۱۱۰ هزار نفر از مردم صحرای غربی ممکن است مشمول این قانون شوند.
«جبران یک بیعدالتی تاریخی»
حامیان طرح در اسپانیا این اقدام را «جبران یک بیعدالتی تاریخی» میدانند. صحرای غربی تا سال ۱۹۷۵ تحت اداره اسپانیا قرار داشت و خروج این کشور از منطقه به پایان بحران منجر نشد.
پس از آن، جنگ میان مراکش و جبهه پولیساریو آغاز شد و مساله آینده این سرزمین همچنان بدون راهحل نهایی باقی مانده است.
تِش سیدی، نماینده صحراویتبار پارلمان اسپانیا و یکی از مهمترین مدافعان این طرح، تصویب آن را گامی برای بازگرداندن حقوق صحراویهایی دانسته است که پس از پایان اداره اسپانیا بر صحرای غربی در وضعیت حقوقی پیچیدهای قرار گرفتند.
برای بسیاری از صحراویها اهمیت این قانون تنها در داشتن گذرنامه اسپانیایی خلاصه نمیشود.
تابعیت اسپانیا میتواند امکان سفر، تحصیل و اشتغال در کشورهای اتحادیه اروپا را آسانتر کند.
این موضوع بهویژه برای صحراویهایی که در اردوگاههای پناهندگان در اطراف تندوف الجزایر زندگی میکنند، اهمیت دارد.
نگاه سیاسی مراکش
در مراکش، این تصمیم از زاویهای کاملا سیاسی دیده میشود. رباط صحرای غربی را بخشی از خاک خود میداند و طی سالهای گذشته تلاش کرده است حمایت بینالمللی بیشتری برای طرح خودمختاری این منطقه به دست آورد.
مراکش تاکنون به تصویب طرح در مجلس نمایندگان اسپانیا واکنشی رسمی و مستقیم نشان نداده است.
با این حال، رسانهها و محافل نزدیک به رباط نسبت به پیامدهای احتمالی آن ابراز نگرانی کردهاند.
نگرانی اصلی این است که اعطای تابعیت اسپانیایی به دهها هزار صحراوی بتواند هویت سیاسی جداگانه آنان را تقویت کند و در آینده به موضوعی حساس در روابط دو کشور تبدیل شود.
این مساله برای دولت اسپانیا نیز حساس است. مادرید در سال ۲۰۲۲ از طرح مراکش برای خودمختاری صحرای غربی حمایت کرد.
این تغییر موضع به بهبود روابط اسپانیا و مراکش کمک کرد و روابط دو کشور در زمینههای اقتصادی، امنیتی و مهاجرتی گسترش یافت.
اکنون تصویب طرح تابعیت صحراویها میتواند دولت اسپانیا را با آزمونی تازه روبهرو کند.
واکنش الجزایر و جبهه پولیساریو
در الجزایر این تحول با توجه ویژه دنبال شده است. الجزایر از مهمترین حامیان جبهه پولیساریو به شمار میرود و اردوگاههای اصلی پناهندگان صحراوی در منطقه تندوف قرار دارند.
رسانههای الجزایری تصویب طرح اسپانیا را اقدامی مهم دانستهاند و آن را در چارچوب مناقشه طولانی میان مراکش و الجزایر بر سر آینده صحرای غربی بررسی کردهاند.
با این حال، تاکنون واکنش رسمی و مستقیم دولت الجزایر درباره رای مجلس اسپانیا به شکل برجسته منتشر نشده است. بنابراین، نمیتوان مواضع رسانههای الجزایری را بهعنوان موضع رسمی دولت این کشور تلقی کرد.
جبهه پولیساریو با اصل اعطای تابعیت اسپانیایی به صحراویها مخالفت نکرده است. برای این جریان مساله اصلی همچنان تعیین سرنوشت صحرای غربی است.
اعطای تابعیت اسپانیایی از نگاه حامیان این طرح بیشتر یک مساله حقوقی و تاریخی برای افرادی است که در دوره اداره اسپانیا در این منطقه متولد شدهاند.
در داخل اسپانیا، احزاب سیاسی درباره این طرح مواضع متفاوتی داشتهاند. حزب سوسیالیست و شماری از احزاب چپ و منطقهای از آن حمایت کردند. حزب مردم رای ممتنع داد و حزب راستگرای وکس با طرح مخالفت کرد.
مرحله بعدی چه خواهد بود؟
اکنون مرحله بعدی در مجلس سنا اهمیت زیادی دارد. اگر این طرح در سنا تصویب شود، دهها هزار صحراوی مسیر مشخصی برای درخواست تابعیت اسپانیایی خواهند داشت.
این تصمیم میتواند فراتر از یک مساله تابعیتی، پیامدهای سیاسی نیز داشته باشد. صحرای غربی همچنان یکی از مهمترین عوامل اختلاف میان مراکش و الجزایر است و اسپانیا هم بهدلیل سابقه تاریخی خود در این منطقه و روابط نزدیک با مراکش در موقعیت حساسی قرار دارد.
به همین دلیل، تصویب نهایی این قانون میتواند بار دیگر پرونده صحرای غربی را به یکی از موضوعات حساس روابط مادرید و رباط تبدیل کند و همزمان بر رقابت سیاسی میان مراکش و الجزایر تاثیر بگذارد.
یافتههای یک پژوهش نشان میدهد زیانبارترین عادت در استفاده از تلفن هوشمند لزوما وقتگذرانی طولانی با آن نیست، بلکه مرور منفعلانه و بیوقفه جریان محتواست؛ عادتی که میتواند تمرکز، حافظه و کیفیت خواب را تضعیف کند.
پایگاه خبری سایتک دیلی جمعه ۲۷ شهریور با استناد به نتایج مطالعه دانشگاه سملوایس بوداپست گزارش داد استفاده مشکلساز از تلفن هوشمند بیش از آنکه تنها از ویژگیهای شخصیتی ناشی شود، با ضعف در خودکنترلی و «ترس شدید از بیخبر ماندن» ارتباط دارد.
این مطالعه که نتایج آن در نشریه «اکتا سایکولوژیکا» منتشر شده، عادتهای استفاده از تلفن هوشمند، سلامت روان، وضعیت جسمی و عملکرد شناختی دانشجویان ۱۸ تا ۳۵ ساله را بررسی کرده است.
شرکتکنندگان مدت و شیوه استفاده از تلفن همراه و تاثیر آن بر فعالیتهای روزانه خود را گزارش کردند.
پژوهشگران همچنین میزان روانرنجوری، خودکنترلی و ترس آنها از دست دادن رویدادها و تعاملات اجتماعی را سنجیدند.
روانرنجوری به گرایش فرد به تجربه احساساتی مانند اضطراب، اندوه، ترس و خشم گفته میشود.
مرور منفعلانه محتوا، زیانبارترین عادت موبایلی
شرکتکنندگان بر اساس عادتهایشان در سه گروه قرار گرفتند. کاربران «صرفا اجتماعی» بیشتر از تلفن برای برقراری و حفظ ارتباط استفاده میکردند.
کاربران «مصرفکننده سبک» کمتر از چهار تا پنج ساعت در روز اخبار، محتوای سرگرمکننده و شبکههای اجتماعی را دنبال میکردند.
حدود یکسوم شرکتکنندگان نیز «مصرفکننده سنگین» بودند. آنها روزانه دستکم چهار تا پنج ساعت از تلفن همراه استفاده میکردند و بهجای گفتوگو با دیگران، بیشتر سرگرم مصرف محتوا بودند.
شبکههای اجتماعی و ویدیوهای کوتاه، محرکهای تازه را با سرعتی بالا و پیدرپی در اختیار کاربران میگذارند و توجه آنها را مدام از موضوعی به موضوع دیگر میکشانند. ادامه این روند ممکن است تمرکز پایدار را دشوار کند و به خستگی ذهنی بینجامد.
مصرفکنندگان سنگین در آزمونهای توجه و حافظه، عملکردی پایینتر از حد انتظار برای سن خود داشتند.
آنها همچنین از کیفیت خواب پایینتر، میل شدیدتر به محرکهای تازه و دشواری بیشتر در مقاومت در برابر وسوسه بررسی تلفن همراه خبر دادند.
خودکنترلی مهمتر از ویژگیهای شخصیتی است
یوهانا تاکاچ، پژوهشگر اصلی این مطالعه، گفت ویژگیهای شخصیتی مانند روانرنجوری بهتنهایی افراد را به استفاده مشکلساز از تلفن همراه سوق نمیدهند.
او افزود افراد مستعد اضطراب، افسردگی یا استرس لزوما به تلفن همراه وابسته نمیشوند.
آنچه اهمیت بیشتری دارد، توانایی کنترل رفتار، هیجانها و تکانهها و همچنین شدت نگرانی از بیخبر ماندن از تعاملات اجتماعی است.
یافتهها همچنین از تفاوت میان پیامدهای ذهنی و جسمی حکایت دارد. شیوه استفاده از تلفن همراه بیشتر با توجه و حافظه ارتباط دارد، در حالی که مجموع زمان خیره شدن به صفحهنمایش عمدتا بر سلامت جسمی تاثیر میگذارد.
از «گردن پیامکی» تا اختلال در تعادل
نگه داشتن تلفن در سطح کمر یا سینه و پایین آوردن سر، حالتی موسوم به «گردن پیامکی» ایجاد میکند.
این وضعیت فشار بر عضلات و مفاصل گردن را افزایش میدهد و ممکن است موجب درد یا فرسودگی زودهنگام مفاصل شود.
پژوهشگران هشدار دادند ماندن طولانیمدت سر در حالت متمایل به جلو میتواند پیامهای حسی مرتبط با موقعیت سر را تغییر دهد و بر تعادل، سرعت واکنش و حرکات روزمره تاثیر بگذارد.
آنها توصیه کردند کاربران برای کاهش این پیامدها، هشدارهای غیرضروری را بیصدا کنند، زمان کمتری را به شبکههای اجتماعی اختصاص دهند و پیش از خواب تلفن همراه را کنار بگذارند.
ورزش منظم و نگه داشتن صفحه نمایش نزدیک به سطح چشم نیز میتواند فشار بر گردن را کاهش دهد.
همزمان با تداوم جنگ اوکراین و تیرگی روابط روسیه با کشورهای اروپایی، دونالد توسک، نخستوزیر لهستان، اعلام کرد ورشو به ائتلافی با حضور اوکراین و شماری از متحدانش برای توسعه یک سامانه موشکی ضدبالستیک پیوسته است.
توسک جمعه ۲۷ شهریور با انتشار ویدیویی در شبکه اجتماعی ایکس گفت: «از امروز، لهستان بخشی از این پروژه بزرگ است. ما درباره شیوهها و چارچوبهای این همکاری به توافق رسیدیم.»
اوکراین، دانمارک، فرانسه، آلمان، بریتانیا، هلند، ایتالیا، نروژ، اسپانیا و سوئد پیشتر در ماه ژوئن از تشکیل ائتلافی برای تقویت دفاع هوایی خبر داده بودند.
یکی از برنامههای این ائتلاف، توسعه مشترک یک سامانه موشکی ضدبالستیک جدید عنوان شده که قرار است جایگزینی ارزانتر برای سامانه آمریکایی پاتریوت باشد.
نخستوزیر لهستان همچنین ۲۷ شهریور در نشست یک گروه منطقهای جدید متشکل از هشت کشور حوزه کارپات در ناحیه ایوانو فرانکیفسک در غرب اوکراین شرکت کرد.
این گروه به ابتکار ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهوری اوکراین، تشکیل شده است.
حوزه کارپات منطقهای پیرامون رشتهکوههایی به همین نام در اروپای مرکزی و شرقی است.
توسک در نشستی خبری در حاشیه این اجلاس گفت لهستان بسته کمکی «قابل توجهی» برای اوکراین آماده کرده است، اما جزییات بیشتری در این باره ارائه نداد.
او افزود: «در این زمینه کاملا ثابتقدم خواهم بود. هیچکس نمیتواند نظر مرا تغییر دهد که لهستان باید از اوکراین در جنگ علیه تجاوز روسیه حمایت کند.»
زلنسکی نیز پس از دیدار دوجانبه با توسک در حاشیه اجلاس، از لهستان بابت آمادهسازی بسته کمکی جدید قدردانی کرد.
روسیه اسفند ۱۴۰۰ کارزار نظامی خود را علیه اوکراین کلید زد و از آن زمان، درگیریهای مرگبار میان دو کشور ادامه داشته است.
تلاش کشورهای حوزه کارپات برای گسترش همکاریها
زلنسکی ۲۷ شهریور در نشست کشورهای حوزه کارپات، از متحدان منطقهای بهدلیل باز نگه داشتن مسیرهای تجاری و حملونقل پس از تهاجم نظامی روسیه تمجید کرد.
او گسترش همکاری در حوزههای انرژی، لجستیک، تجارت و امنیت را از محورهای فعالیت این گروه جدید برشمرد.
به گفته رییسجمهوری اوکراین، انتظار میرود نزدیک به ۵۵۰ نماینده بخش خصوصی در این نشست حضور یابند و قراردادهای تجاری و سرمایهگذاری به ارزش یک میلیارد یورو امضا شود.
رومانی، صربستان، لهستان، اسلواکی، جمهوری چک، اتریش، مجارستان و اتحادیه اروپا اعضای این گروه جدید هستند.
علاوه بر توسک، الکساندر ووچیچ، رییسجمهوری صربستان و نیکوشور دان، رییسجمهوری رومانی، نیز در مراسم افتتاحیه شرکت کردند.
تشدید تنشها در ماههای اخیر کشورهای منطقه را به تقویت همکاریهای راهبردی خود در حوزههایی از جمله تجارت و امنیت سوق داده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، ۲۶ شهریور اعلام کرد واشینگتن و ورشو برای احداث یک پایگاه نظامی آمریکا در خاک لهستان به «پیشرفت چشمگیری» دست یافتهاند.
احداث این پایگاه میتواند به تثبیت حضور نظامی دائمی ایالات متحده در جناح شرقی ناتو منجر شود؛ آن هم در شرایطی که کاخ سفید در حال بازنگری درباره استقرار نیروهای آمریکایی در اروپا است.
افزایش تهدیدهای ترکیبی روسیه علیه اروپا
امانوئل مکرون، رییسجمهوری فرانسه، ۲۷ شهریور روسیه را به تشدید حملات ترکیبی علیه فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی متهم کرد و گفت پاریس به این اقدامات پاسخ خواهد داد.
مکرون در یک نشست خبری اعلام کرد به دولت دستور داده است طرحی برای حفاظت از زیرساختهای حیاتی در برابر حملات پهپادی و سایبری تدوین کند.
او هشدار داد مسکو میکوشد اروپا را مرعوب کند و عزم کشورهای این قاره را برای حمایت از اوکراین در جنگ با روسیه در هم بشکند.
رییسجمهوری فرانسه اضافه کرد: «نتیجه برعکس خواهد بود. ما مرعوب نمیشویم، زیرا میدانیم امنیت امروز و فردای ما در اوکراین در معرض خطر است.»
مکرون تلاش برای حمله پهپادی به فرودگاه لایپزیگ را نمونهای از تغییر ماهیت اقدامات تهاجمی مسکو دانست.
کارکنان فرودگاه لایپزیگ ۱۴ مرداد پهپادی حامل مواد منفجره و چاشنی انفجاری را در محوطه این فرودگاه پیدا کردند.
آلمان، روسیه را مسئول این حمله دانسته و آن را بخشی از جنگ ترکیبی مسکو برای ارعاب و ایجاد اختلاف میان کشورهایی توصیف کرده است که از زمان آغاز جنگ اوکراین، از کییف حمایت میکنند.
در سوی دیگر، کرملین دست داشتن در این حمله را رد کرده است.
شماری از بیماران خاص و صعبالعلاج به ایراناینترنشنال گفتند مبالغی که برای تامین دارو، جراحی و دیگر هزینههای درمان در حساب نگه میدارند یا جابهجا میکنند، بهعنوان گردش مالی بالا در ارزیابی وضعیت اقتصادی آنان اثر گذاشته و به افزایش دهک، قطع یارانه یا پوشش بیمهای منجر شده است.
یکی از مخاطبان ایراناینترنشنال که میگوید دارای معلولیت شدید و بیماری صعبالعلاج است، گفت با وجود نداشتن درآمد، بیمه و یارانهاش به دلیل «بالا بودن تراکنشهای بانکی» قطع شده است.
او برای شش آمپول و سه ورق قرص، دو میلیون تومان پرداخت کرده است و هفتهای چهار بار به داروهایی نیاز دارد که هر نوبت، دو تا چهار میلیون تومان هزینه دارند.
این شهروند تاکید کرد تراکنشهایی که باعث بالا رفتن دهک اقتصادی او شده، عمدتا برای تامین دارو و درمان انجام شدهاند.
بر اساس آنچه قوانین جمهوری اسلامی میگویند، با بالا رفتن دهک، اصل امکان برخورداری از بیمه پایه سلامت لزوما قطع نمیشود؛ بلکه ممکن است بیمه رایگان یا یارانه حقبیمه از بین برود.
در سال ۱۴۰۵، دهکهای اول تا پنجم رایگاناند، دهکهای ششم تا نهم باید بخشی از حق بیمه و دهک دهم تمام آن را بپردازد.
بنابراین فرد ممکن است بعد از تغییر دهک، برای فعال ماندن پوشش بیمه مجبور به پرداخت حق بیمه شود.
هزینه درمان به گردش مالی بالا تبدیل شده
بیمار دیگری به ایراناینترنشنال گفت ماهانه باید حدود ۱۴۰ میلیون تومان برای درمان خود فراهم کند و ناچار است همواره دستکم ۲۰۰میلیون تومان برای احتمال بستری شدن، جراحی یا هزینههای پیشبینینشده در حسابش داشته باشد.
او افزود در دو جراحی یکی از نزدیکانش، جراح هر بار ۱۲۰ میلیون تومان را به شکل سکه و کارت خرید مطالبه کرده بود.
این شهروند همچنین گفت بیمهها همه هزینههای درمان را نمیپذیرند و بیمار در بسیاری از موارد ابتدا باید هزینه را از جیب خود پرداخت کند و سپس برای دریافت سهم بیمه اقدام کند؛ فرایندی که به گفته او ممکن است با تاخیر یا رد درخواست همراه شود.
پیشتر ایراناینترنشنال گزارش داده بود افزایش نیافتن تعهدات بیمه تامین اجتماعی همزمان با رشد قیمت دارو، هزینه پرداختی برخی بیماران را بهشدت بالا برده است.
وام و قرض هم در گردش حساب لحاظ میشود
یک شهروند نیز گفت با بالاتر رفتن دهک، پوشش رایگان بیمه سلامت از بین میرود و فرد برای ادامه بیمه ناچار به پرداخت حق بیمه میشود.
شهروند دیگری تاکید کرد نتیجه این روند برای بیمارانی مانند او، «بدهکاری از یک سو و بالا رفتن گردش حساب از سوی دیگر» است.
این گردش حساب بهگفته او، ممکن است در ارزیابی مالی، درآمد یا نشانه برخورداری تلقی شود، در حالی که بخش بزرگی از آن صرف زنده ماندن و ادامه درمان میشود.
اظهارات مسئولان وزارت رفاه و گزارشهای منتشرشده درباره سازوکار دهکبندی، نشان میدهند اطلاعات بانکی و میزان تراکنشها، در کنار درآمد، املاک، خودرو و دیگر داراییها، از دادههای مورد استفاده برای ارزیابی وضعیت اقتصادی خانوارها و تعیین دهک ست.
با اینحال، منبع بخش مهمی از مبالغ مانده در حساب بیمار یا گردش مالی او، درآمد فرد و نشانه برخورداری مالی او نیست. بلکه از پسانداز، وام یا قرض برای درمان تامین شده است.
این مشکل در شرایطی مطرح میشود که بیماران با بحران کمبود دارو و جهش شدید هزینه دارو و درمان مواجهاند.
هادی احمدی، مدیر روابط عمومی انجمن داروسازان ایران، ۲۲ شهریور گفت قیمت داروهای ایرانی از ابتدای سال حدود ۱۵۰ درصد افزایش یافته و بهای برخی داروهای خارجی ۴۰۰ تا ۵۰۰ درصد بیشتر شده است.
یک روز بعد، محمدرضا ظفرقندی، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، از کمبود ۳۲ قلم دارو خبر داد.
همزمان، پیامهای دیگری که به ایراناینترنشنال رسیده، از کمبود سرنگ، گاز استریل، دستکش لاتکس و برخی داروها و سهمیهبندی تجهیزات درمانی حکایت دارند.
از دست رفتن حمایت درست هنگام افزایش هزینهها
پیامد مستقیم قطع یا کاهش پوشش بیمهای برای این بیماران، افزایش پرداخت از جیب است؛ آن هم زمانی که نیاز آنان به پول برای درمان بیشتر شده است.
مقررات بیمهای برای شماری از بیماران خاص و صعبالعلاج حمایتهایی در نظر گرفته است.
بر اساس مقررات تعرفهای، خودپرداخت برخی خدمات برای گروههایی از بیماران خاص و صعبالعلاج و همچنین برخی خدمات بستری بیماران نشاندار مبتلا به سرطان در مراکز دولتی میتواند به صفر برسد.
سازمان بیمه سلامت نیز اعلام کرده بیش از ۱۳۰ بیماری در صندوق بیماران خاص و صعبالعلاج پوشش داده میشوند و پوشش برخی داروها برای بیماران نشاندار به ۹۰ تا ۱۰۰ درصد میرسد.
با این حال، روایتهای شهروندان نشان میدهد دسترسی به این حمایتها برای همه یکسان نیست.
ایراناینترنشنال ۱۳ خرداد گزارش داد بسیاری از بیماران با وجود داشتن بیمه، همچنان بخش عمده هزینه درمان را شخصا میپردازند و برخی به دلیل هزینه، آزمایش، مراجعه به پزشک یا ادامه درمان را کنار گذاشتهاند.
این روند در هفتههای اخیر نیز ادامه داشته است. ۱۷ شهریور، کارکنان مراکز درمانی و بیماران به ایراناینترنشنال گفتند گرانی باعث شده برخی بیماران دارو را کمتر مصرف کنند، نوع دارو را تغییر دهند یا درمان را نیمهکاره رها کنند.
ترکیب گرانی و کمبود دارو، پوشش ناکافی بیمه و دهکبندی بر اساس دادههای اقتصادی باعث شده بیمار خاص، برای تامین هزینه درمان ناچار به جابهجایی پول بیشتری باشد، اما همان گردش مالی، دسترسی او به بخشی از حمایتهای دولتی را دشوارتر کند.