سگی روی زمین ترکخورده تالاب خشکشده گوآرنه در پارک آروی، در میان شرایط خشکسالی مرتبط با پدیده النینو راه میرود؛ مدلین، کلمبیا، ۳ سپتامبر ۲۰۲۶. رویترز / خوآن داوید دوکه
خیزش بیسابقه النینو زنگ خطر جهانی را به صدا درآورد. رویدادی که پیشبینی میشود با گرمای سوزان و طغیان آبوهوایی تا فوریه ۲۰۲۷ ادامه داشته باشد. دبیرکل سازمان ملل در هشداری بیسابقه اعلام کرد، زمین پا به پهنهای ناشناخته گذاشته و این غول اقلیمی پیش چشمان ما در حال قد کشیدن است.
اما وقتی از النینو حرف میزنیم دقیقا از چه چیزی سخن میگوییم؟ در طبیعت، النینو یک چرخه دورهای است که طی آن آبهای بخش مرکزی و شرقی اقیانوس آرام بهطور غیرعادی گرم میشوند. در اصطلاح کارشناسان و رسانهها، هرگاه این افزایش دما از ۲ درجه سانتیگراد فراتر برود، با پدیدهای روبهرو میشویم که به آن «سوپر النینو» میگویند. این اتفاق درست مثل روشن شدن یک بخاری بسیار بزرگ و پرقدرت در دل اقیانوس است. گرمایی عظیم که نظم همیشگی حرکت ابرها، سامانههای بارشی و هوای کره زمین را کاملا زیرورو میکند.
برای اینکه سازوکار این پدیده را بهتر مجسم کنید، اقیانوس را مانند یک وان آب پهناور در نظر بگیرید. در حالت طبیعی، بادهای موسوم به «بادهای تجاری» به شکل مداوم میوزند و لایه گرم سطح آب را به سمت غرب میبرند تا به جای آن، آبهای خنک و مغذی از اعماق اقیانوس بالا بیایند. در دوره النینو، این بادها رمق خود را از دست میدهند و ضعیف میشوند. بر اثر این پدیده، توده بزرگ آب داغ به سمت مرکز و شرق اقیانوس سرریز میشوند و همزمان مانند یک درپوش، جلوی بالا آمدن آب خنک از اعماق آب را میگیرد. جابهجایی عظیمی که موتور هوای جهان را نامتعادل میسازد.
این چرخه طبیعی معمولا هر ۲ تا ۷ سال یکبار تکرار میشود و اغلب بین ۹ تا ۱۸ ماه دوام میآورد. با این حال، رویداد دوره ۲۰۲۶ تا ۲۰۲۷ اهمیتی کاملا ویژه و تاریخی پیدا کرده است. در تابستان امسال، دماسنجها نشان دادند که دمای اعماق اقیانوس آرام در برخی بخشها بیش از ۸ درجه سانتیگراد از حد طبیعی بالاتر رفته و انحراف دمای سطح آب نیز در هفتههای اخیر به ۲.۶ درجه رسیده است. به بیان دیگر، یک منبع ذخیره عظیم از گرمای پنهان در زیر آب انباشته شده که میتواند ماهها آتش این پدیده را تغذیه کند.
این انرژی متراکم، پیشبینیها را به ارقامی بیسابقه رسانده است. میانگین خروجی ۱۴ مدل معتبر اقلیمی نشان میدهد که احتمال دارد اوج ناهنجاری دمایی در آبان و آذر پیشرو به حدود ۴ درجه سانتیگراد بالاتر از حد معمول برسد. اگر بدانیم در علم اقلیمشناسی حتی عبور از نیم درجه ناهنجاری به معنای آغاز النینو است، جهش به عدد ۴ فوقالعاده سنگین محسوب میشود. تحلیلگران اقلیمی با تکیه بر بررسی فسیلهای مرجانی و حلقههای درختان کهنسال میگویند این شدت گرما میتواند رکوردهای حداقل هزار سال گذشته را جابهجا کند.
بوبیهای پاآبی (با نام علمی Sula nebouxii) بالغ و نابالغ روی صخرههای نزدیک ورودی کانال پاناما استراحت میکنند؛ این پرندگان دریایی بومی آبهای سرد و سرشار از مواد مغذی سواحل پرو و شیلی، همزمان با گرم شدن بخش شرقی اقیانوس آرام توسط پدیده النینو و مختل شدن منابع غذایی دریایی، خارج از زیستگاه همیشگی خود دیده شدهاند؛ سواحل پاناما سیتی، پاناما، ۵ اوت ۲۰۲۶. رویترز / انیا لوبران
وقتی چنین سامانه قدرتمندی شکل میگیرد، آثار آن خیلی زود از اقیانوس به سفره و زندگی روزمره مردم سرایت میکند. توقف جریان آبهای سرد و مغذی، ذخایر آبزیان و صید ماهیگیران را کاهش میدهد و زنجیره تامین غذای دریایی را دستخوش بحران میکند. از سوی دیگر، امواج گرمای شدید و کاهش بارندگی در برخی کشورها خطر آتشسوزیهای مهارنشدنی در جنگلها را بالا میبرد و در مناطقی دیگر، ریزش رگبارهای متمرکز باعث طغیان رودخانهها و ویرانی مزارع میشود.
این شوکهای جوی بهطور مستقیم امنیت غذایی را هدف میگیرند. جایی که همزمان با بحران کمبود سوخت و کود شیمیایی ناشی از جنگ ایران و آمریکا، احتمال آسیب به محصولات کشاورزی و جهش قیمت مواد اولیه بالا رفته و بر اساس ارزیابیهای برنامه جهانی غذا، خطر کشیده شدن دهها میلیون نفر به سمت گرسنگی حاد وجود دارد. علاوه بر این، تابستانهای فرساینده تهدیدی جدی برای سلامت عمومی به شمار میروند و روشن ماندن مدام سامانههای سرمایشی، فشار بسیار سنگینی بر شبکههای برق و توزیع انرژی وارد میآورد.
ماهیهای جوان «کلهآبی» با خطوط سیاه، سفید و زرد میان بقایای مرده یک کلونی مرجان ستونی (با نام علمی Dendrogyra cylindrus) که اکنون با جلبکهای گوناگون پوشیده شده است، بهسرعت رفتوآمد میکنند؛ آبهای پلایا ملونس، پورتوریکو. مرکز تحقیقات ایمز ناسا / میلان لوئیاکونو
باید توجه داشت که النینو یک رخداد باستانی و حاصل سازوکار طبیعی زمین است و نباید گرمایش جهانی را عامل اصلی به وجود آمدن آن دانست. با وجود این، گرمایش ناشی از گازهای گلخانهای بستر و پایه دمای زمین را داغتر کرده و در نتیجه انرژی و رطوبت بیشتری برای تشدید پیامدهای مخرب آن در جو فراهم است. درباره اینکه آیا خود چرخه النینو با فعالیتهای انسانی قویتر شده یا خیر، نگاهها یکدست نیست. سازمان جهانی هواشناسی تصریح میکند که هنوز ارتباط قطعی و اثباتشدهای میان تغییرات اقلیمی و افزایش شدت یا تکرار خود این پدیده به اثبات نرسیده است. در مقابل، پژوهشی از دانشمندان دانشگاه میشیگان بر پایه آنالیز مرجانهای کهن بیان میکند که شدت النینوها نسبت به دوران پیش از انقلاب صنعتی حدود ۳۶ درصد افزایش یافته و روند تقویت آن همگام با افزایش گرمایش زمین بوده است.
در شرایطی که کره زمین در برابر این تلاطم جوی قرار گرفته، تکیه بر سامانههای هشدار زودهنگام، آگاهی عمومی و تلاش برای کاهش گازهای گلخانهای کلیدیترین سنگر دفاعی است. پیشبینیهای اقلیمی ماهها پیش از وقوع فاجعه به دولتها و کشاورزان امکان میدهند با مدیریت منابع آب، کشت بذرهای مقاوم به خشکی و استحکام سیلبندها خود را تجهیز کنند. افزایش تابآوری و هماهنگی برای مهار بلایا تنها مسیری است که میتواند خسارتهای اقتصادی را مهار کرده و از جان انسانها در برابر تندبادهای پیشرو محافظت کند.
تازهترین برآوردهای مبتنی بر دادههای ردیابی نفتکشها نشان میدهد که دستکم ۲۹ نفتکش حامل حدود ۳۶ میلیون و ۱۱۰ هزار بشکه نفت ایران، در انتظار عبور، انتقال یا یافتن خریدار در آبهای منطقه متوقف ماندهاند.
همزمان، میزان بارگیری نفت از پایانههای ایران در ماه اوت به حدود ۲۲۰ تا ۲۵۵ هزار بشکه در روز کاهش یافته است؛ رقمی که در مقایسه با سطح معمول صادرات نفت جمهوری اسلامی، از شدت اختلال در زنجیره صادرات حکایت دارد.
البته آمار تجارت نفت ایران بهدلیل خاموشکردن سامانههای شناسایی، تغییر مکرر پرچم و نام نفتکشها، انتقال کشتیبهکشتی و دستکاری اسناد محموله، همواره با میزانی از عدم قطعیت همراه است.
بااینحال، مجموعه دادههای موجود یک واقعیت روشن را نشان میدهد: بخشی از نفتی که در آمارهای صادراتی جمهوری اسلامی ثبت شده، هنوز به پالایشگاه نرسیده، پول آن وصول نشده و عملا به ذخیره شناور و پرهزینه تبدیل شده است.
در آمار رسمی یا تبلیغات حکومتی، خروج یک نفتکش از پایانه ممکن است بهعنوان صادرات نفت ثبت شود؛ اما از نظر اقتصادی، بارگیری با فروش نهایی و دریافت پول یکسان نیست. تا زمانی که محموله به خریدار تحویل داده نشود، کیفیت و مقدار آن تایید نگردد و وجه معامله نیز در دسترس فروشنده قرار نگیرد، نفت بارگیریشده را نمیتوان درآمد تحققیافته دانست.
در شرایط کنونی، برخی نفتکشها پس از بارگیری قادر به عبور عادی از تنگه هرمز یا ادامه مسیر بهسوی شرق نیستند. گروه دیگری نیز باید برای مدتی طولانی در دریا منتظر بمانند تا نفتکش واسطه، محل مناسب برای انتقال کشتیبهکشتی و ترتیبات تازهای برای پنهانکردن منشاء محموله فراهم شود.
مسیر پرهزینه نفت ایران تا چین را میتوان بهصورت زیر خلاصه کرد:
اگر هر یک از این مراحل متوقف شود، نفتکش حامل محموله به یک مخزن شناور تبدیل خواهد شد؛ مخزنی که برخلاف انبار زمینی، هر روز هزینه عملیاتی، انسانی، فنی و امنیتی تولید میکند.
هزینههایی که در این مسیر ایجاد میشود
توقف نفت روی آب رایگان نیست. از لحظهای که نفتکش بارگیری میشود اما نمیتواند محموله خود را تحویل دهد، مجموعهای از هزینههای مستقیم و پنهان آغاز میشود:
کرایه نفتکش یا هزینه فرصت استفاده از آن؛
حقوق، اقامت و دیگر هزینههای پرسنلی خدمهای که هفتهها یا ماهها روی آب باقی میمانند؛
تامین غذا، آب، دارو و نیازهای روزمره خدمه؛
مصرف سوخت موتورهای کمکی، ژنراتورها و تجهیزات ایمنی نفتکش؛
تعمیر و نگهداری بدنه، موتورخانه، پمپها و سامانههای نگهداری و انتقال بار؛
بیمه دریایی و پوشش اضافی خطر جنگ، حمله، توقیف یا سانحه؛
تغییر یا جایگزینی خدمه و ارائه خدمات پزشکی و اضطراری؛
هزینه لنگرگاه، خدمات بندری، یدککش و پشتیبانی دریایی؛
هزینه انتقال کشتیبهکشتی، تجهیزات لازم، نیروی عملیاتی و تدابیر ایمنی؛
هزینه نفتکش واسطه و استفاده از ناوگان موسوم به شبکه سایه؛
هزینه واسطههای تجاری، شرکتهای پوششی و تغییر اسناد مربوط به منشاء محموله؛
هزینه نمونهبرداری، آزمایش، اندازهگیری و اختلاط نفت پس از انتقال؛
تخفیف اضافی برای جبران خطر تحریم و ریسک خریدار؛
خواب سرمایه و محرومشدن حکومت از دسترسی فوری به درآمد ارزی؛
خطر آلودگی محموله، نشت نفت، برخورد نفتکشها یا ایجاد خسارت زیستمحیطی؛
و هزینه نفتکش خالی که پس از تخلیه محموله نمیتواند بهسرعت به پایانههای ایران بازگردد.
مشکل تنها نفتکشهای پر نیست. پس از آنکه نفت ایران از طریق انتقال کشتیبهکشتی تخلیه یا به نفتکش دیگری منتقل شد، کشتی خالی باید برای بارگیری مجدد به ایران بازگردد. اما اگر مسیر بازگشت ناامن، مسدود یا از نظر بیمهای پرخطر باشد، نفتکش ممکن است در آبهای آسیایی یا اطراف سریلانکا متوقف بماند.
در نتیجه، پایانههای ایران نهتنها با مشکل خروج نفتکشهای حامل نفت روبهرو میشوند، بلکه با کمبود نفتکش خالی برای بارگیری محمولههای تازه نیز مواجه خواهند شد. این وضعیت میتواند توضیح دهد که چرا حتی در صورت ادامه تولید نفت، میزان بارگیری از بنادر ایران بهشدت کاهش مییابد.
هنگامی که مخازن ساحلی پر شوند و نفتکش کافی برای انتقال نفت وجود نداشته باشد، حکومت ناچار خواهد شد تولید برخی میدانها را کاهش دهد. کاهش اجباری تولید نیز صرفا به معنای فروش کمتر نیست؛ زیرا توقف یا کاهش غیراصولی تولید در بعضی میدانهای قدیمی ایران میتواند به مخزن آسیب بزند، فشار آن را کاهش دهد و بازگرداندن تولید به سطح قبلی را پرهزینه و زمانبر کند.
بنابراین، محاصره یا محدودیت فیزیکی صادرات، تنها درآمد جاری را کاهش نمیدهد؛ بلکه ممکن است به ظرفیت تولید آینده صنعت نفت ایران نیز آسیب وارد کند.
فاصله میان صادرات روی کاغذ و درآمد واقعی
حتی اگر تمام نفت متوقفشده سرانجام به فروش برسد، مبلغ اسمی محموله با درآمد واقعی و قابلاستفاده جمهوری اسلامی برابر نخواهد بود. از ارزش نفت باید هزینه حمل، توقف، بیمه، واسطهها، عملیات انتقال کشتیبهکشتی، تغییر اسناد، تخفیف فروش و هزینه تبدیل یا جابهجایی پول را کم کرد.
از سوی دیگر، ممکن است پول حاصل از فروش نیز مستقیما در اختیار حکومت قرار نگیرد و در حسابهای محدود، شبکههای واسطهای یا سازوکارهای تهاتری باقی بماند. بنابراین، وجود میلیونها بشکه نفت روی آب الزاما به معنای برخورداری جمهوری اسلامی از یک ثروت آماده وصول نیست.
این نفت تا زمانی که فروخته، تحویل و پول آن قابلاستفاده نشده باشد، نهتنها ارز وارد اقتصاد ایران نمیکند، بلکه برای نگهداری و جابهجایی خود ارز مصرف میکند.
هرچه زمان توقف محموله طولانیتر شود، قدرت چانهزنی فروشنده ایرانی نیز کاهش مییابد. خریدار میداند که فروشنده با هزینههای روزافزون، محدودیت بازار و نیاز فوری به ارز روبهرو است؛ بنابراین میتواند برای دریافت تخفیف بیشتر، پذیرش شرایط پرداخت طولانیتر یا انتقال بخش بزرگتری از هزینه و ریسک به طرف ایرانی فشار وارد کند.
در چنین شرایطی، نفت ایران پیش از رسیدن به بازار، بخشی از ارزش اقتصادی خود را از دست میدهد.
نتیجهگیری
نفت روی آب را نباید ذخیرهای امن یا نشانه موفقیت صادرات دانست. نفتکش بارگیریشدهای که نمیتواند محموله خود را تحویل دهد، بهجای تولید درآمد، به یک انبار شناور پرهزینه تبدیل میشود. خدمه، سوخت، بیمه، نگهداری، انتقال کشتیبهکشتی، شبکه واسطهها و تخفیف اجباری، هر روز بخشی از ارزش محموله را از بین میبرند.
اگر نفتکشهای خالی نیز نتوانند به ایران بازگردند، چرخه بارگیری محمولههای تازه مختل میشود؛ مخازن ساحلی پر میشوند و در نهایت، کاهش اجباری تولید به میدانهای نفتی تحمیل خواهد شد.
بنابراین، پیامد اصلی بحران کنونی فقط کاهش تعداد بشکههای صادرشده نیست. جمهوری اسلامی همزمان با سه زیان روبهرو است: کاهش فروش، افزایش هزینه نگهداری و انتقال، و احتمال آسیب به ظرفیت تولید آینده.
نفتی که باید برای کشور ارز تولید کند، اکنون روی آب متوقف مانده و خود به عاملی برای مصرف منابع تبدیل شده است. هر روز تاخیر، ارزش واقعی این ثروت را کمتر و هزینه سیاستهای جمهوری اسلامی را برای مردم ایران بیشتر میکند.
مشکلات مالی مداوم در جوانی و میانسالی میتواند با کاهش تواناییهای شناختی در دهه ششم زندگی و بروز نشانههای بیشتر پیری مغز در سالهای بعد همراه باشد. پژوهشگران احتمال میدهند استرس مزمن و نگرانیهای مالی بهتدریج به سلامت مغز آسیب بزنند.
پژوهشی تازه به سرپرستی کالج دانشگاهی لندن نشان میدهد تداوم فشارهای مالی ممکن است افت تواناییهای شناختی ناشی از افزایش سن را تسریع کند.
یافتههای این پژوهش که در نشریه «نوآوری در سالمندی» منتشر شده، از بررسی اطلاعات ۲۷۵۹ نفر در بریتانیا به دست آمده است.
این افراد در مطالعه ملی سلامت و رشد شورای پژوهش پزشکی بریتانیا، معروف به مطالعه متولدین سال ۱۹۴۶، شرکت داشتند و طی چند دهه به پرسشنامههای گوناگون پاسخ دادند.
ردپای مشکلات مالی در عملکرد ذهنی و سلامت مغز
به گزارش وبسایت «ساینسدیلی»، افرادی که در جوانی و میانسالی با مشکلات مالی مداوم یا درآمد همواره پایین زندگی کرده بودند، در ۵۳ سالگی عموما عملکرد ضعیفتری در آزمونهای شناختی داشتند.
در میان شرکتکنندگانی که سالها بعد تحت تصویربرداری مغزی قرار گرفتند، پایین بودن مداوم درآمد با نشانههای سلامت ضعیفتر مغز، از جمله تحلیلرفتگی بیشتر آن در ۶۹ تا ۷۱ سالگی، ارتباط داشت.
این ارتباط حتی پس از در نظر گرفتن عواملی مانند توانایی شناختی، سطح تحصیلات و محرومیتهای دوران کودکی همچنان پابرجا بود.
ژاک ولز، نویسنده مسئول پژوهش از واحد سلامت و سالمندی کالج دانشگاهی لندن، گفت دادههای چند دهه نشان میدهد انباشته شدن مشکلات مالی در گذر زمان، نه دورههای کوتاه و پراکنده دشواری، با نامطلوبترین پیامدهای شناختی ارتباط دارد.
ارتباط میان مشکلات مالی و سلامت ضعیفتر مغز در سالهای پایانی زندگی، بهویژه در مردان، افرادی که در دوران کودکی محرومیت را تجربه کرده بودند و حاملان گونه ژنتیکی APOE-ε4 قویتر بود. این گونه ژنتیکی با افزایش خطر ابتلا به آلزایمر مرتبط است.
مردانی که مشکلات مالی مداوم داشتند، در ۵۳ سالگی نسبت به زنان دارای شرایط مشابه، عملکرد شناختی ضعیفتری نشان دادند.
پژوهشگران احتمال میدهند گرایش بیشتر مردان محروم این نسل به رفتارهای ناسالم، از جمله سیگار کشیدن و مصرف زیانبار الکل، در این تفاوت نقش داشته باشد.
فشار ناشی از جایگاه سنتی مردان این نسل بهعنوان نانآور اصلی خانواده نیز یکی دیگر از توضیحهای احتمالی است.
استرس مالی چگونه بر مغز اثر میگذارد؟
چند سازوکار زیستی و روانشناختی ممکن است ارتباط میان مشکلات مالی و پیری شناختی را توضیح دهند.
استرس مزمن میتواند التهاب را افزایش دهد؛ عاملی که با تسریع پیری مغز ارتباط دارد. همچنین نگرانی همیشگی درباره پول و پرداخت صورتحسابها بخشی از توان ذهنی فرد را درگیر میکند و ظرفیت کمتری برای دیگر فعالیتهای شناختی باقی میگذارد.
پژوهشگران حافظه کلامی و سرعت پردازش اطلاعات را سنجیدند و با استفاده از امآرآی، شاخصهایی مانند تحلیلرفتگی مغز و گشاد شدن بطنهای آن را بررسی کردند.
گشاد شدن بطنها به معنای بزرگتر شدن حفرههای مملو از مایع درون مغز است و نشانهای از افت سلامت مغز به شمار میرود.
مطالعه متولدین سال ۱۹۴۶ در بریتانیا طولانیترین مطالعه همگروهی تولد در جهان است که بدون وقفه ادامه دارد.
شرکتکنندگان در این پژوهش اوایل سال جاری میلادی ۸۰ ساله شدند.
شامگاه سهشنبه، آمریکا حملات سنگینی را علیه اهدافی در ایران، عمدتا در نوار جنوبی آغاز کرد. فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، اعلام کرد در چندین موج حمله، به بیش از ۱۰۰ هدف در خاک ایران حمله کرده تا توان جمهوری اسلامی برای مینگذاری و شلیک به کشتیها در تنگه هرمز را از بین ببرد.
این حملات دقایقی پس از آن آغاز شد که محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، گفت در صورت تشدید محاصره دریایی بنادر ایران، تهران واکنش نظامی نشان خواهد داد.
دونالد ترامپ، رییسجمهور آمریکا، درخواست بازگشت به تفاهمنامه اسلامآباد را رد کرد و گفت توافق با جمهوری اسلامی ارزش همان کاغذی را که رویش نوشته شده، ندارد.
اما پس از پایان حملات، او در شبکه اجتماعی تروث سوشال، سوالی را مطرح کرد که خشم شمار زیادی از مردم ایران را برانگیخت. ترامپ با اشاره به فروپاشی قریبالوقوع اقتصاد ایران، پرسید مردم ایران چه زمانی قیام خواهند کرد و با رژیم ایران خواهند جنگید؟
شماری از مخاطبان تلویزیون ایران اینترنشنال، با ارسال پیامهایی سوال ترامپ را با یک سوال مهم جواب دادند: «شما که مردم را برای بازگشت به خیابانها و مبارزه تشویق میکنی، چه تضمینی وجود دارد که دوباره وسط راه نگویی که ما به صلحی پایدار رسیدیم و میخواهیم فرصت دیگری به جمهوری اسلامی بدهیم؟»
پرسش رییسجمهوری آمریکا، سر زخمی را باز کرد که هنوز کهنه نشده. دیماه سال گذشته، با آغاز اعتراضهای ضدحکومتی در ایران، دونالد ترامپ، با انتشار پیامهایی مردم را به ادامه حضور در خیابانها تشویق کرد و وعده داد به کمکشان خواهد آمد.
جمهوری اسلامی در واکنش به خیزش بزرگ مردم، حدود ۴۰ هزار معترض را، عمدتا در دو شب ۱۸ و ۱۹ دیماه، کشت و بلافاصله چوبههای دار شماری از معترضین دستگیرشده را به پا کرد.
رییسجمهوری آمریکا بار دیگر حکومت ایران را تهدید کرد در صورت آغاز اعدامها، واکنش شدیدی نشان خواهد داد. اندکی بعد او مدعی شد جمهوری اسلامی اعدام بیش از هشت زندانی زن را به خواست او لغو کرده. تهران این ادعا را رد کرد.
۹ اسفندماه، با آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی، ترامپ گفت بالاخره به کمک مردم ایران آمده و قرار است جمهوری اسلامی را سرنگون کند. او از مردم ایران خواست در خانه بمانند تا از بمباران در امان باشند؛ با این وعده که به وقتش مردم ایران را برای تسخیر نهایی حکومت فرامیخواند.
از اینجا به بعد، او مسیر دیگری را رفت؛ توافق با جمهوری اسلامی برای آتشبس. امضای تفاهمنامه اسلامآباد، شلیک به امید مردم ایران بود. او در این توافق آنقدر به جمهوری اسلامی امتیاز داد که حتی خود مقامهای نظام هم آن را باور نمیکردند.
ولی در هیچکدام از بندهای تفاهم خبری از حفظ حقوق اولیه مردم ایران نبود.
همزمان، جمهوری اسلامی دهها معترض را به اتهام مبارزه با حکومت اعدام کرد اما ترامپ هیچ واکنشی نشان نداد و حتی در حد یک پست در سوشال مدیا هم به این اعدامها اعتراض نکرد.
در ماههای اخیر هم تمام تمرکز ترامپ بر بازگشایی تنگه هرمز و خروج از جنگ متمرکز شده است. بنابراین مشخص نیست او با این کارنامه بدعهدی با مردم ایران، چطور انتظار دارد که مردم ایران بار دیگر به او اعتماد کنند. مردمی که حالا با چشمان بازتری عملکرد او را زیر نظر گرفتهاند و نگاه متفاوتی به او دارند.
به نظر میرسد آقای ترامپ، در حال نواختن سرنا از سر گشادش است. اگر قرار است سوال و جوابی باشد، این مردم ایران هستند که باید بپرسند، و اوست که باید پاسخ بدهد و بگوید در جریان جنگ ۱۲روزه که جمهوری اسلامی کاملا غافلگیر شده بود چرا به اعتراف خودش، مانع کشته شدن علی خامنهای، دیکتاتور ایران، و سرنگونی حکومت به دست اسرائیل شد؟ چرا به وعدهاش درباره کمک به مردم ایران عمل نکرد و همین حالا هم هیچ اعتراضی به اعدامها در ایران ندارد؟
به نظر میرسد با این کارنامه مردم ایران حق دارند به وعدههای او دلخوش نباشند، وقتی به نظرشان میرسد که ترامپ واقعا به دنبال کمک برای تغییر رژیم در ایران نیست. او میخواهد مردم به خیابانها بیایند تا او بتواند تنگه هرمز را باز کند و با گرفتن امتیاز از جمهوری اسلامی، مردم ایران را با دیکتاتورهایش تنها بگذارد.
ضربهای که ترامپ با بدقولیها و چرخشهای مکررش به سوی جمهوری اسلامی به اعتماد مردم ایران زده، او را در جایی قرار داده که نمیتواند از مردم انتظار داشته باشد به او اطمینان کنند. به همین دلیل شماری از مخاطبان هم در پاسخ به او گفتهاند سرنوشت ایران را به بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، بسپارد.
با این اوصاف، بعید است مردم در ایران دوباره به معامله نسیه با ترامپ تن دهند. با تشدید فشار اقتصادی و ادامه حیات جمهوری اسلامی تحت حاکمیت سپاه پاسداران، آنها دیر یا زود به خیابانها بازمیگردند، اما احتمالا اینبار دستشان را روی زانوی خودشان میگذارند و نهایتا به دوستانی تکیه خواهند کرد که قابل اعتماد باشند، خیلی قابلاعتمادتر از آقای ترامپ.
پنج ماه پس از مسابقات جام قهرمانی زنان آسیا در استرالیا، جمهوری اسلامی در پی ساخت مستندی نمایشی برای روایت ماجرای پناهندگی اعضای تیم ملی فوتبال زنان ایران است.
در روزهایی که دو بازیکن تیم ملی زنان ایران با گرفتن شهروندی استرالیا تلاش میکنند هزاران کیلومتر دورتر از خانه و عزیزانشان زندگی تازهای بسازند، فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی بار دیگر بازیکنان را به اردو فراخوانده تا اتفاقات استرالیا این بار با روایت حکومت مقابل دوربین ثبت شود.
فریده شجاعی، نایب رییس زنان فدراسیون فوتبال، تایید کرده که در این اردو مستندی درباره حضور ایران در جام قهرمانی آسیا ضبط میشود و هدف آن را تکمیل آرشیو مسابقات و ثبت بخشی از تاریخ فوتبال زنان ایران دانسته است.
فوتبال ۳۶۰ پیشتر گزارش داده بود این پروژه متعلق به نهادی غیرفوتبالی است و بیشتر بازیکنانی که از استرالیا بازگشتهاند، تمایلی به نشستن روبهروی دوربین فدراسیون و بازگویی اتفاقات آن سفر ندارند.
برگزاری همین اردو آغاز لیگ برتر فوتبال زنان را یک هفته عقب انداخته است.
بر اساس گزارش رسانههای داخلی، وقتی مربیان باشگاهی به زمان اردو اعتراض کردند، شجاعی به آنان وعده داد بازیکنان تحت فشار تمرینات فوتبالی قرار نگیرند و هدف اصلی اردو ضبط مستند باشد. اما او بعدتر در توضیح برگزاری اردو در روزهای غیر «فیفا دی» و در شرایطی که مسابقهای هم پیش روی تیم ملی نیست، گفت اردو به درخواست مرضیه جعفری، سرمربی تیم ملی، برای آمادهسازی بازیکنان تشکیل شده است.
مرضیه جعفری در حال حاضر قرارداد فعالی با فدراسیون فوتبال ندارد و همزمان سرمربی تیم خاتون بم است. خاتونی که بخش اصلی بدنه تیم ملی را تشکیل میدهد، به تازگی مسابقات انتخابی لیگ قهرمانان زنان آسیا را پشت سر گذاشته و حالا باید برای آغاز فصل جدید لیگ برتر آماده شود.
بنابراین اردویی که برنامه باشگاهها را تغییر داده، به درخواست مربیای نسبت داده شده که قرارداد فعالی با فدراسیون ندارد و پیشتر به مربیان معترض گفته شده بوده هدف اصلی آن تمرین نیست.
این پروژه چند ماه پس از آن ساخته میشود که مسئولان جمهوری اسلامی روایت خودشان را از اتفاقات استرالیا ارائه کردند.
مهدی تاج، رییس فدراسیون فوتبال، در روزهای پایانی حضور تیم در استرالیا مدعی شد پلیس این کشور زنان را از مردان تیم جدا کرده و بازیکنان را برای ماندن و درخواست پناهندگی تحت فشار قرار داده است.
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه، هم در گفتوگویی تلویزیونی، دولت استرالیا را به «گروگان گرفتن اعضای تیم» متهم کرد.
همزمان با ادعاهای تاج و بقائی درباره گروگانگیری و فشار دولت استرالیا، بر اساس روایت مدیرعامل چادرملو، در داخل فوتبال ایران برای تشویق بازیکنان به بازگشت به ایران، مشوق مالی فراهم میشده است.
علیرضا بابایی، مدیرعامل چادرملوی اردکان، در گفتوگویی با لایو فوتبال ۳۶۰، مدعی شد در مقطعی که فدراسیون برای بازگرداندن همه اعضای تیم به ایران تلاش میکرد، هدایت ممبینی، دبیرکل فدراسیون، از چادرملو خواسته است سه میلیارد تومان برای اعضای تیم ملی زنان پرداخت کند. باشگاهی لیگ برتری که حتی تیم زنان ندارد.
به گفته بابایی، ممبینی از پرداخت پنج میلیارد تومانی باشگاه گل گهر هم گفته و از سپاهان اصفهان هم نام برده است. باشگاهی که در همان مقطع بهدلیل جنگ و آسیب به صنعت فولاد، حتی گزینه ادامه ندادن تیمداری را روی میز داشت.
پنج میلیارد تومان در فوتبال زنان آن هم فقط از یک باشگاه، رقمی قابل چشمپوشی نیست.
افسانه چترنور، مهاجم تیم ملی و گل گهر، فصل گذشته بهترین گلزن لیگ برتر زنان شد. همان بازیکنی که چند ماه پیش مقابل غلامحسین محسنی اژهای نشست و از رییس قوه قضاییه برای پیدا کردن شغل پس از بازنشستگی کمک خواست.
چترنور در باشگاهی بازی میکند که به گفته بابایی پنج میلیارد تومان برای بازگشت ملیپوشان پرداخت کرده است. در بالاترین سطح فوتبال زنان ایران هم قرارداد بازیکنان مطرح همچنان در محدوده چند میلیارد تومان باقی میماند.
جام قهرمانی زنان آسیا در استرالیا برای مسئولان جمهوری اسلامی از همان ابتدا فقط یک اتفاق فوتبالی نبود. چند عضو تیم در خلال جنگ و پس از کشته شدن علی خامنهای، دیکتاتور ایران، درخواست حمایت بشردوستانه از دولت استرالیا کردند. برخی بعدتر در پی فشار نیروهای امنیتی بر خانوادههایشان از درخواست پناهندگی صرفنظر کردند و به ایران بازگشتند.
در همان روزها، مسئولان جمهوری اسلامی هم مشغول ساخت روایت حکومتی خود بودند. آنان از گروگانگیری و فریب بازیکنان گفتند و همزمان برای بازگرداندن پناهجوها، به تهدید و ارعاب و مشوق مالی روی آوردند.
حالا بخشی از همان بازیکنان که پس از فشار، تهدید و پیشنهادهای مالی به ایران برگشتند، قرار است همان روزها را در پروژهای متعلق به یک نهاد غیرفوتبالی دوباره مقابل دوربین روایت کنند.
پروژهای که بیش از ثبت تاریخ، به ساخت نسخهای حکومتی از ماجرای تیم ملی زنان ایران در استرالیا شباهت دارد.
این بار جمهوری اسلامی فقط روایتش را از استرالیا نمیسازد. میخواهد بازیکنان را هم وارد بازنویسی حکومتی آن کند.
دانشمندان در جستوجوی «ماده تاریک» احتمالا به پیشرفتی مهم دست یافتهاند. آنها در آزمایشی در عمق حدود ۱.۶ کیلومتری زمین در ایالت داکوتای جنوبی آمریکا، رویدادی را ثبت کردهاند که ممکن است نخستین نشانه از برهمکنش ماده تاریک با ماده معمولی باشد.
با این حال، پژوهشگران تاکید دارند شواهد برای اعلام کشف ماده تاریک کافی نیست.
خبرگزاری رویترز سهشنبه ۱۰ شهریور گزارش داد این رویداد در مرکز تحقیقات زیرزمینی سنفورد ثبت شده است. این مرکز در یک معدن طلای متروکه در منطقه بلک هیلز ایالت داکوتای جنوبی قرار دارد.
پژوهشگران احتمال میدهند ذرهای فرضی به نام «ویمپ»، مخفف «ذره جرمدار با برهمکنش ضعیف»، در این رویداد دخیل بوده باشد. ویمپ یکی از نامزدهای اصلی برای تشکیل ماده تاریک به شمار میرود.
مادهای نادیدنی با آثاری آشکار
ماده معمولی تشکیلدهنده ستارگان، سیارات، انسانها و همه چیزهایی است که میتوان دید، اما سهم آن از کل ماده موجود در جهان تنها حدود ۱۵ درصد است.
دانشمندان معتقدند ۸۵ درصد باقیمانده را ماده تاریک تشکیل میدهد.
ماده تاریک نوری از خود گسیل نمیکند و نوری را هم بازنمیتاباند؛ به همین دلیل با چشم یا تلسکوپ دیده نمیشود.
با وجود این، تاثیر گرانشی آن بر حرکت ستارگان، کهکشانها و خوشههای کهکشانی دانشمندان را از وجود جرمی نادیدنی در کیهان مطمئن کرده است.
سم اریکسن، فیزیکدان ذرات دانشگاه بریستول بریتانیا و نویسنده اصلی این پژوهش، گفت رویداد ثبتشده میتواند نخستین نشانه از مشاهده ماده تاریک باشد.
تصور میشود ماده تاریک بهندرت با ماده معمولی برهمکنش داشته باشد. آزمایش «لوکس-زپلین» یا «الزد» که همچنان ادامه دارد، برای ثبت همین برهمکنشهای کمیاب و یافتن ذرات ویمپ طراحی شده است.
درخششی ضعیف در زنون مایع
به گزارش رویترز، در این آزمایش، ۱۰ تن زنون مایع درون یک آشکارساز استوانهای و بزرگ نگهداری میشود. مدیریت این دستگاه را آزمایشگاه ملی لارنس برکلی، وابسته به وزارت انرژی آمریکا، بر عهده دارد.
آشکارساز دستگاهی است که وجود یا تغییر یک پدیده، ماده، ذره یا سیگنال را شناسایی میکند و نتیجه را بهصورت علامتی قابل مشاهده یا اندازهگیری نشان میدهد.
پژوهشگران بهدنبال ثبت برخورد ذرات ماده تاریک با اتمهای زنون هستند. چنین برخوردی درخشش کوتاهی به وجود میآورد که بررسی ویژگیهای آن میتواند به شناسایی ذره برخوردکننده کمک کند.
محققان ۱۰ شهریور در کنفرانسی علمی در ژاپن اعلام کردند برهمکنشی میان یک اتم زنون و ذرهای دیگر ثبت کردهاند.
این رویداد ظاهرا با الگویی که برای برهمکنش ذرات ویمپ پیشبینی میشود، مطابقت دارد.
به گفته آنها، ممکن است یک ذره ویمپ با هسته اتم زنون برخورد کرده و مقدار اندکی انرژی به آن انتقال داده باشد.
این برخورد درخششی ضعیف از نور فرابنفش پدید آورد که آشکارساز آن را به ثبت رساند. هسته اتم نیز بر اثر برخورد به جلو پرتاب شد؛ پدیدهای که «پسزنی هستهای» نام دارد.
یک رویداد و پرسشهای بسیار
پژوهشگران گفتند این برهمکنش ویژگیهای مورد انتظار از برخورد یک ویمپ را داشت، اما شواهد هنوز به آستانه آماری لازم برای اعلام کشف ماده تاریک نرسیده است.
اریکسن در همین رابطه گفت: «نکته مهم این است که چون تنها یک رویداد ثبت شده، ادعا نمیکنیم با ماده تاریک سروکار داریم.»
پژوهشگران اکنون سرگرم بررسی دیگر توضیحهای احتمالی درباره این رخداد هستند.
آلوین کاماها، اخترفیزیکدان دانشگاه کالیفرنیا در لسآنجلس و از نویسندگان پژوهش، گفت: «ممکن است با پدیدهای خارقالعاده مواجه شده باشیم، اما پیش از رسیدن به چنین نتیجهای باید همه جوانب را با دقتی بسیار بالا بررسی کنیم.»
رویترز نوشت دانشمندان هنوز ماهیت ماده تاریک را نمیشناسند. بر پایه یکی از فرضیههای اصلی، این ماده از نوعی ذره تشکیل شده که در آغاز شکلگیری جهان پدید آمده و تاکنون باقی مانده است.
کاماها افزود رفتار کهکشانها و خوشههای کهکشانی نشان میدهد جرم آنها بسیار بیشتر از ماده قابل مشاهده است.
به گفته او، هرچند ماده تاریک دیده نمیشود، آثار نیروی گرانش آن را میتوان در سراسر کیهان مشاهده کرد.