• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

پروژه جمهوری اسلامی برای بازنویسی حکومتی ماجرای استرالیا

رها پوربخش
رها پوربخش

ایران‌اینترنشنال

۱۱ شهریور ۱۴۰۵، ۰۷:۲۰ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۰۹:۴۳ (‎+۱ گرینویچ)

پنج ماه پس از مسابقات جام قهرمانی زنان آسیا در استرالیا، جمهوری اسلامی در پی ساخت مستندی نمایشی برای روایت ماجرای پناهندگی اعضای تیم ملی فوتبال زنان ایران است.

در روزهایی که دو بازیکن تیم ملی زنان ایران با گرفتن شهروندی استرالیا تلاش می‌کنند هزاران کیلومتر دورتر از خانه و عزیزانشان زندگی تازه‌ای بسازند، فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی بار دیگر بازیکنان را به اردو فراخوانده تا اتفاقات استرالیا این بار با روایت حکومت مقابل دوربین ثبت شود.

فریده شجاعی، نایب رییس زنان فدراسیون فوتبال، تایید کرده که در این اردو مستندی درباره حضور ایران در جام قهرمانی آسیا ضبط می‌شود و هدف آن را تکمیل آرشیو مسابقات و ثبت بخشی از تاریخ فوتبال زنان ایران دانسته است.

فوتبال ۳۶۰ پیش‌تر گزارش داده بود این پروژه متعلق به نهادی غیرفوتبالی است و بیشتر بازیکنانی که از استرالیا بازگشته‌اند، تمایلی به نشستن روبه‌روی دوربین فدراسیون و بازگویی اتفاقات آن سفر ندارند.

برگزاری همین اردو آغاز لیگ برتر فوتبال زنان را یک هفته عقب انداخته است.

بر اساس گزارش رسانه‌های داخلی، وقتی مربیان باشگاهی به زمان اردو اعتراض کردند، شجاعی به آنان وعده داد بازیکنان تحت فشار تمرینات فوتبالی قرار نگیرند و هدف اصلی اردو ضبط مستند باشد. اما او بعدتر در توضیح برگزاری اردو در روزهای غیر «فیفا دی» و در شرایطی که مسابقه‌ای هم پیش روی تیم ملی نیست، گفت اردو به درخواست مرضیه جعفری، سرمربی تیم ملی، برای آماده‌سازی بازیکنان تشکیل شده است.

مرضیه جعفری در حال حاضر قرارداد فعالی با فدراسیون فوتبال ندارد و همزمان سرمربی تیم خاتون بم است. خاتونی که بخش اصلی بدنه تیم ملی را تشکیل می‌دهد، به تازگی مسابقات انتخابی لیگ قهرمانان زنان آسیا را پشت سر گذاشته و حالا باید برای آغاز فصل جدید لیگ برتر آماده شود.

بنابراین اردویی که برنامه باشگاه‌ها را تغییر داده، به درخواست مربی‌ای نسبت داده شده که قرارداد فعالی با فدراسیون ندارد و پیش‌تر به مربیان معترض گفته شده بوده هدف اصلی آن تمرین نیست.

این پروژه چند ماه پس از آن ساخته می‌شود که مسئولان جمهوری اسلامی روایت خودشان را از اتفاقات استرالیا ارائه کردند.

مهدی تاج، رییس فدراسیون فوتبال، در روزهای پایانی حضور تیم در استرالیا مدعی شد پلیس این کشور زنان را از مردان تیم جدا کرده و بازیکنان را برای ماندن و درخواست پناهندگی تحت فشار قرار داده است.

اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه، هم در گفت‌وگویی تلویزیونی، دولت استرالیا را به «گروگان گرفتن اعضای تیم» متهم کرد.

همزمان با ادعاهای تاج و بقائی درباره گروگان‌گیری و فشار دولت استرالیا، بر اساس روایت مدیرعامل چادرملو، در داخل فوتبال ایران برای تشویق بازیکنان به بازگشت به ایران، مشوق مالی فراهم می‌شده است.

علیرضا بابایی، مدیرعامل چادرملوی اردکان، در گفت‌وگویی با لایو فوتبال ۳۶۰، مدعی شد در مقطعی که فدراسیون برای بازگرداندن همه اعضای تیم به ایران تلاش می‌کرد، هدایت ممبینی، دبیرکل فدراسیون، از چادرملو خواسته است سه میلیارد تومان برای اعضای تیم ملی زنان پرداخت کند. باشگاهی لیگ برتری که حتی تیم زنان ندارد.

به گفته بابایی، ممبینی از پرداخت پنج میلیارد تومانی باشگاه گل گهر هم گفته و از سپاهان اصفهان هم نام برده است. باشگاهی که در همان مقطع به‌دلیل جنگ و آسیب به صنعت فولاد، حتی گزینه ادامه ندادن تیم‌داری را روی میز داشت.

پنج میلیارد تومان در فوتبال زنان آن هم فقط از یک باشگاه، رقمی قابل چشم‌پوشی نیست.

افسانه چترنور، مهاجم تیم ملی و گل گهر، فصل گذشته بهترین گلزن لیگ برتر زنان شد. همان بازیکنی که چند ماه پیش مقابل غلامحسین محسنی اژه‌ای نشست و از رییس قوه قضاییه برای پیدا کردن شغل پس از بازنشستگی کمک خواست.

چترنور در باشگاهی بازی می‌کند که به گفته بابایی پنج میلیارد تومان برای بازگشت ملی‌پوشان پرداخت کرده است. در بالاترین سطح فوتبال زنان ایران هم قرارداد بازیکنان مطرح همچنان در محدوده چند میلیارد تومان باقی می‌ماند.

جام قهرمانی زنان آسیا در استرالیا برای مسئولان جمهوری اسلامی از همان ابتدا فقط یک اتفاق فوتبالی نبود. چند عضو تیم در خلال جنگ و پس از کشته شدن علی خامنه‌ای، دیکتاتور ایران، درخواست حمایت بشردوستانه از دولت استرالیا کردند. برخی بعدتر در پی فشار نیروهای امنیتی بر خانواده‌هایشان از درخواست پناهندگی صرف‌نظر کردند و به ایران بازگشتند.

در همان روزها، مسئولان جمهوری اسلامی هم مشغول ساخت روایت حکومتی خود بودند. آنان از گروگان‌گیری و فریب بازیکنان گفتند و همزمان برای بازگرداندن پناهجوها، به تهدید و ارعاب و مشوق مالی روی آوردند.

حالا بخشی از همان بازیکنان که پس از فشار، تهدید و پیشنهادهای مالی به ایران برگشتند، قرار است همان روزها را در پروژه‌ای متعلق به یک نهاد غیرفوتبالی دوباره مقابل دوربین روایت کنند.

پروژه‌ای که بیش از ثبت تاریخ، به ساخت نسخه‌ای حکومتی از ماجرای تیم ملی زنان ایران در استرالیا شباهت دارد.

این بار جمهوری اسلامی فقط روایتش را از استرالیا نمی‌سازد. می‌خواهد بازیکنان را هم وارد بازنویسی حکومتی آن کند.

Banner

پربازدیدترین‌ها

حسین زیاری، داور فوتبال و مدیرکل برنامه و بودجه استانداری سمنان به ۵ سال زندان محکوم شد
۱

حسین زیاری، داور فوتبال و مدیرکل برنامه و بودجه استانداری سمنان به ۵ سال زندان محکوم شد

۲

نوید محمدزاده پس از جنجال بر سر حمایت از فلسطین از نمایش «آرش» کنار گذاشته شد

۳
تحلیل

دو جنگ پی‌درپی چگونه زنجیره تامین صنایع رنگ ایران را مختل کرد

۴
اختصاصی

سپاه در حال برنامه‌ریزی برای عملیات خرابکارانه در تنگه مالاکا و بندرهای شرق آسیا است

۵
روایت شما

شهروندان خطاب به معاون پزشکیان: نمی‌شود حقوق‌ها ریالی باشد و هزینه‌ها دلاری

انتخاب سردبیر

  • ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن پس از ۲۸۶ روز ماموریت در دریا به تایلند رسید

    ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن پس از ۲۸۶ روز ماموریت در دریا به تایلند رسید

  • شروط پکن برای تهران؛ شی جین‌پینگ در بحبوحه پیامدهای جنگ ایران وارد مصر شد

    شروط پکن برای تهران؛ شی جین‌پینگ در بحبوحه پیامدهای جنگ ایران وارد مصر شد

  • هکرهای بی‌مرز تهران؛ از جاسوسی برای حکومت تا باج‌گیری از شهروندان
    گزارش ویژه

    هکرهای بی‌مرز تهران؛ از جاسوسی برای حکومت تا باج‌گیری از شهروندان

  • جست‌وجویی ۵ روزه؛ پدر ایمان اسدی تصویر پسرش را میان هزاران عکس کهریزک یافت

    جست‌وجویی ۵ روزه؛ پدر ایمان اسدی تصویر پسرش را میان هزاران عکس کهریزک یافت

  • دولت سهمیه بنزین یارانه‌ای خودروهای قدیمی را حذف می‌کند

    دولت سهمیه بنزین یارانه‌ای خودروهای قدیمی را حذف می‌کند

  • تمرین عاطفه رمضانی‌زاده و فاطمه پسندیده با تیم فوتبال زنان «بریزبن رور» در استرالیا

    تمرین عاطفه رمضانی‌زاده و فاطمه پسندیده با تیم فوتبال زنان «بریزبن رور» در استرالیا

•
•
•

مطالب بیشتر

چین؛ شریک راهبردی جمهوری اسلامی یا خریدار فرصت‌ طلب نفت؟

۱۰ شهریور ۱۴۰۵، ۱۸:۵۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
مهدی مصلحی
100%
نمایی از یک نفتکش چینی در پایانه نفتی بندر تسینگ‌یی، هنگ‌کنگ

رفتار چین در هفته‌های اخیر یک واقعیت مهم را آشکار کرده است: پکن در بازار نفت نه بر پایه وفاداری سیاسی، بلکه بر اساس محاسبه سود، قیمت، امنیت عرضه و امکان تحویل تصمیم می‌گیرد.

چین نفت ایران را تا زمانی می‌خرد که ارزان، قابل تحویل و از نظر اقتصادی جذاب باشد. هرگاه یکی از این مزیت‌ها از میان برود، پالایشگاه‌های چینی بدون تعهد سیاسی به فروشنده ایرانی، گزینه‌های دیگر را بررسی می‌کنند.

در سال‌های گذشته، پالایشگاه‌های مستقل چین از انزوای نفتی جمهوری اسلامی بهره برده‌اند.

ایران که به‌دلیل تحریم‌ها بخش عمده بازارهای رسمی خود را از دست داده بود، ناچار شد نفت را با تخفیف، از طریق واسطه‌ها و شبکه نفتکش‌های سایه و غالبا با دریافت یوان به چین بفروشد.

در چنین رابطه‌ای، چین حق انتخاب داشت، اما گزینه‌های ایران بسیار محدود بود. بنابراین آنچه در تهران «همکاری راهبردی» معرفی می‌شد، در عمل رابطه‌ای نامتوازن میان یک فروشنده تحت فشار و خریداری قدرتمند بود.

چین طی سال‌های اخیر مقصد بیش از ۸۰ درصد نفت صادراتی ایران بوده است. این رقم در ظاهر می‌تواند نشانه اهمیت ایران برای چین تلقی شود، اما در واقع بیش از آنکه وابستگی پکن به تهران را نشان دهد، وابستگی جمهوری اسلامی به تنها مشتری عمده باقی‌مانده خود را آشکار می‌کند.

  • رویترز: محاصره دریایی آمریکا صادرات نفت ایران را تقریبا متوقف کرده است

    رویترز: محاصره دریایی آمریکا صادرات نفت ایران را تقریبا متوقف کرده است

چین می‌تواند نفت مورد نیازش را از کشورهای مختلف تامین کند، اما ایران برای فروش نفت تحریم‌شده خود بازار جایگزین گسترده‌ای در اختیار ندارد.

شرکت‌های بزرگ دولتی چین از سال ۲۰۱۹ عمدتا از خرید رسمی نفت ایران فاصله گرفته‌اند، زیرا با نظام بانکی و بازارهای غربی ارتباط دارند و نمی‌خواهند با خطر تحریم‌های ثانویه آمریکا روبه‌رو شوند.

بخش مهمی از نفت ایران را پالایشگاه‌های مستقل چین، موسوم به «تی‌پات»، خریداری می‌کنند.

این محموله‌ها معمولا از طریق شبکه‌ای از واسطه‌ها، انتقال کشتی‌به‌کشتی و اعلام غیرشفاف منشا نفت وارد بازار چین می‌شوند و گاه در اسناد تجاری به‌عنوان نفت مالزیایی یا اندونزیایی معرفی می‌شوند.

پکن در سطح سیاسی با تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا مخالفت می‌کند و بر حق خود برای تجارت تاکید دارد، اما مواضع دیپلماتیک چین را نباید با رفتار اقتصادی شرکت‌ها و پالایشگاه‌های آن یکسان دانست.

  • در پی محاصره دریایی بنادر، بارگیری نفت خام ایران به یک‌هفتم سطح پیش از جنگ سقوط کرد

    در پی محاصره دریایی بنادر، بارگیری نفت خام ایران به یک‌هفتم سطح پیش از جنگ سقوط کرد

شرکت چینی زمانی وارد معامله می‌شود که سود حاصل از تخفیف نفت ایران از هزینه و خطر تحریم، حمل‌ونقل و تامین مالی بیشتر باشد.

به بیان دیگر، مخالفت سیاسی چین با تحریم‌های آمریکا به معنای تعهد آن کشور به خرید نفت ایران در هر شرایطی نیست.

محاصره دریایی اخیر این واقعیت را آشکارتر کرده است. بر اساس گزارشی که رویترز دهم شهریور منتشر کرد، همین‌طور بر اساس داده‌های شرکت‌های ورتکسا، کپلر و تانکرترکرز، از زمان برقراری مجدد محاصره دریایی در ۲۳ تیر، هیچ محموله تازه و قابل‌توجه نفت خام ایران نتوانسته با عبور از تنگه هرمز خود را به چین برساند.

در نتیجه، خریدهای محدود چین اکنون باید از نفتی تامین شود که پیش‌تر از ایران خارج شده و در نفتکش‌ها یا مخازن شناور اطراف مالزی و دیگر نقاط آسیایی قرار گرفته است.

این وضعیت به معنای توقف کامل تحویل نفت ایران به چین نیست. بخشی از ذخایر شناور قبلی همچنان از طریق انتقال کشتی‌به‌کشتی به نفتکش‌های واسطه منتقل و سپس راهی بنادر چین می‌شود.

اما این ذخایر قابل تجدید نیست، زیرا نفتکش تازه‌ای از ایران به آن‌ها نمی‌پیوندد. بنابراین چین می‌تواند از نفتی که از قبل در نزدیکی بازار آن قرار گرفته استفاده کند، اما برای آزاد کردن نفتکش‌های گرفتار جمهوری اسلامی یا باز کردن مسیر صادرات ایران، هزینه و ریسک ویژه‌ای نپذیرفته است.

  • محاصره دریایی آمریکا صادرات نفت ایران به چین را کاهش داده است

    محاصره دریایی آمریکا صادرات نفت ایران به چین را کاهش داده است

بر اساس داده‌های مقدماتی کپلر که رویترز ۳۰ مرداد منتشر کرد، دریافت نفت ایران در چین تا آن مقطع از ماه اوت به حدود ۵۳۴ هزار بشکه در روز کاهش یافته بود؛ در حالی که متوسط خرید چین در سال گذشته حدود ۱.۴ میلیون بشکه در روز برآورد می‌شد.

این کاهش نشان می‌دهد بازار چین برای نفت ایران تضمین‌شده نیست و پالایشگاه‌های چینی در صورت اختلال در تحویل، منتظر جمهوری اسلامی نمی‌مانند.

گزارش‌ها حاکی از آن است که یکی از پالایشگاه‌های مستقل چین نفت لاپای برزیل را خریداری کرده است و پالایشگاه‌های دیگری نیز نفت بصره عراق و گزینه‌های سایر تولیدکنندگان را بررسی کرده‌اند.

نفت روسیه نیز یکی از منابعی است که پالایشگاه‌های چینی می‌توانند در سبد خرید خود جای دهند.

تصمیم این پالایشگاه‌ها بیش از هر چیز به قیمت، کیفیت نفت، هزینه حمل‌ونقل، حاشیه سود پالایش و اطمینان از تحویل وابسته است.

چین به نفت ایران نیاز مطلق ندارد؛ این جمهوری اسلامی است که برای تامین درآمد ارزی خود به خریدار چینی وابسته شده است.

اگر نفت ایران به‌موقع نرسد، پالایشگاه چینی می‌تواند نفت عراق، روسیه، برزیل یا دیگر تولیدکنندگان را خریداری کند.

اما اگر نفت ایران روی آب باقی بماند و حکومت برای دریافت ارز تحت فشار قرار گیرد، خریدار چینی می‌تواند تخفیف بیشتر، شرایط پرداخت طولانی‌تر و انتقال بخش بزرگ‌تری از هزینه و ریسک معامله به فروشنده ایرانی را مطالبه کند.

  • کوکتل نفتی آمریکا و ونزوئلا؛ رقیب جدید نفت روسیه در اروپا و الگویی برای آینده ایران

    کوکتل نفتی آمریکا و ونزوئلا؛ رقیب جدید نفت روسیه در اروپا و الگویی برای آینده ایران

در چنین شرایطی، نفت محبوس ایران از دو جهت ارزش اقتصادی خود را از دست می‌دهد: نخست به‌دلیل هزینه نفتکش، بیمه، نگهداری، انتقال کشتی‌به‌کشتی، واسطه‌گری و خوابیدن سرمایه، و دوم به‌دلیل افزایش قدرت چانه‌زنی خریدار.

هرچه نفت ایران مدت بیشتری بدون مقصد قطعی روی آب باقی بماند، قدرت جمهوری اسلامی برای تعیین قیمت و شرایط پرداختْ کمتر می‌شود و از سوی دیگر توان خریدار چینی برای تحمیل شرایط افزایش می‌یابد.

روابط راهبردی واقعی معمولا در روزهای بحران آزموده می‌شوند. اگر چین خود را شریک راهبردی صنعت نفت ایران می‌دانست، انتظار می‌رفت برای حفظ جریان صادرات، تامین مالی یا کاهش فشار بر فروشنده ایرانی اقدامی فراتر از موضع‌گیری سیاسی انجام دهد.

اما تا این مرحله، شواهد موجود نشان نمی‌دهد که پکن حاضر شده باشد برای نجات صادرات نفت جمهوری اسلامی، هزینه اقتصادی یا خطر مستقیم قابل توجهی بپذیرد.

بهتر است رابطه نفتی جمهوری اسلامی و چین را نه یک «اتحاد شرقی»، بلکه معامله‌ای مبتنی بر فرصت و عدم توازن توصیف کنیم.

ایران نفت ارزان و پرریسک عرضه می‌کند و چین تا زمانی آن را می‌خرد که تخفیف دریافتی از هزینه و خطر معامله بیشتر باشد.

به محض آنکه تحویل نفت نامطمئن شود یا فروشنده دیگری پیدا شود که شرایط مناسب‌تری ارائه می‌کند، شعارهای سیاسی جای خود را به محاسبه سرد اقتصادی می‌دهند.

واقعیت بازار نفت ساده است: چین دوست دائمی هیچ فروشنده‌ای نیست؛ مشتری نفت ارزان، مطمئن و قابل تحویل است.

تهران این رابطه تجاری نامتوازن را «شراکت راهبردی» نامیده، اما رفتار پکن نشان می‌دهد چین نه ناجی صنعت نفت ایران، بلکه یکی از اصلی‌ترین بهره‌برداران از انزوای نفتی جمهوری اسلامی بوده است.

دربی ۱۰۷ تهران؛ به یاد جاویدنامان سرخابی انقلاب ملی ایرانیان

۱۰ شهریور ۱۴۰۵، ۱۳:۱۵ (‎+۱ گرینویچ)
100%

در آستانه دربی ۱۰۷ تهران، مسابقه‌ای که نخستین دربی پس از کشتار خونین دی‌ماه ۱۴۰۴ محسوب می‌شود، غیبت ده‌ها هوادار سرخابی که در جریان انقلاب ملی ایرانیان در ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه به‌دست نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی کشته شدند، بیش از پیش حس می‌شود.

جاویدنام مهرداد مشتاقی، هوادار سرسخت استقلال و رئال مادرید بود که بسیاری او را به‌دلیل سیمای زیبایش «آلن دلون ایران» می‌نامیدند. مهرداد شامگاه جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴ در اراک بر اثر اصابت گلوله جنگی نیروهای سرکوب به سرش دچار مرگ مغزی شد و جان باخت. برادر او با انتشار تصویری از حک‌شدن لوگوی رئال مادرید بر سنگ مزارش نوشت: «آرزویش دیدن بازی رئال از نزدیک بود، آرزویش ماند روی سنگ مزارش.»

جاویدنام مانی صفرپور، هوادار عاشق پرسپولیس، متولد ۲۱ آذر ۱۳۸۶ بود و تنها کمتر از یک ماه پس از جشن تولد ۱۸ سالگی‌اش، در ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در محله سلسبیل تهران با شلیک گلوله جنگی جان باخت. خواهر مانی در مراسم چهلم او یادآور شد که اگرچه زندگی مانی کوتاه بود، اما چنان تأثیرگذار زیست که نامش برای همیشه در تاریخ ایران جاودانه باقی خواهد ماند.

جاویدنام محمدجواد (مهدی) پورکریم جلالی، هوادار تیم استقلال و دانشجوی ترم آخر مدیریت بازرگانی دانشگاه آزاد لاهیجان بود. این جوان هنرمند که به‌عنوان شاعر و آهنگساز نیز فعالیت می‌کرد و ترانه‌هایی با مضامین اجتماعی می‌خواند، در جریان اعتراضات انقلاب ملی ایرانیان در آستانه اشرفیه به‌دست نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی کشته شد و به کاروان جاویدنامان وطن پیوست.

جاویدنام امیرحسین دولت‌آبادی فراهانی، یکی دیگر از هواداران پرسپولیس بود که در جریان انقلاب ملی ایرانیان به‌دست نیروهای سرکوب جان باخت. یاد او یادآور هواداران واقعی و مردمی پرسپولیس است؛ کسانی که برخلاف لیدرهای وابسته به سرکوبگران، قلبشان برای آزادی ایران و آرمان‌های مردم می‌تپید و جان خویش را در این راه فدا کردند.

جاویدنام علی امیراصلانی، ۳۰ ساله و هوادار دوآتشه استقلال بود که در ۱۸ دی ۱۴۰۴ در خیابان سلسبیل تهران با شلیک گلوله جنگی کشته شد. علی که از کودکی شیفته استقلال بود و در تمام جشن‌های تولدش از لوگوی این تیم استفاده می‌کرد، همواره برای تشویق تیم محبوبش به استادیوم می‌رفت و در نهایت پیکرش با پرچم آبی استقلال به خاک سپرده شد.

جاویدنام معین بصیری، هوادار ۲۱ ساله پرسپولیس و دانشجوی روان‌شناسی بود که ۱۸ دی ۱۴۰۴ در شهریار با شلیک مستقیم گلوله جان باخت. معین که لوگوی پرسپولیس و رئال مادرید بر مزارش حک شده، بارها به خانواده‌اش گفته بود: «ما جوانی نداریم، باید اتفاقی بیفتد تا رها شویم.» جواد کاظمیان نیز در رثای او نوشت که دیگر فوتبال و پرسپولیس اولویت ما نیست.

جاویدنام شاهین آذرآتش، جوان ۲۷ ساله و «آبی‌دل» اهل گیلان، شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در آستانه اشرفیه بر اثر اصابت گلوله جنگی نیروهای سرکوب جان باخت. دوستانش پیکر او را شبانه از سردخانه منتقل کرده و در زادگاهش به خاک سپردند. لوگوی باشگاه استقلال روی سنگ مزار شاهین حک شده تا یاد و عشق او به این تیم همواره زنده بماند.

جاویدنام علیرضا باقری منجیلی، هوادار ۲۴ ساله پرسپولیس بود که در اعتراضات منجیل با گلوله جنگی کشته شد. علیرضا همیشه برای دیدن بازی‌های پرسپولیس به استادیوم آزادی می‌رفت و آرزوی بازی در آن زمین را داشت. پدرش پس از مرگ او نوشت: «خدا دوستت داشت در این زمین بازی نکردی، چون فوتبالیست‌های بی‌غیرت نیستند، اما نام تو همیشه در قلب ما می‌ماند.»

  • جاوید‌نام معین بصیری، عشق به پرسپولیس و رئال مادرید را جاودانه کرد

    جاوید‌نام معین بصیری، عشق به پرسپولیس و رئال مادرید را جاودانه کرد

جاویدنام نادر مولوی، فوتبالیست ۱۸ ساله، بازیکن تیم پایه حامی تهران و هوادار متعصب استقلال بود. او شامگاه ۱۹ دی ۱۴۰۴ در میدان شهرری به‌دست نیروهای سرکوب کشته شدید. نهادهای امنیتی حتی با اعمال فشار بر خانواده نادر، از برگزاری مراسم ترحیم و سوگواری در مسجد برای این جوان ورزشکار و آبی‌پوش جلوگیری کردند.

جاویدنام علی مرادی اردبیلی، جوان ۲۵ ساله، تحصیل‌دار بازار بزرگ تهران و هوادار سرسخت پرسپولیس و عاشق علی کریمی بود. او در تاریخ ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در محله سلسبیل تهران، هدف شلیک گلوله نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی قرار گرفت و در راه آزادی جان خود را فدا کرد تا نامش در زمره جاویدنامان وطن ثبت شود.

جاویدنام رهام سعادتی، نوجوان ۱۷ ساله و عضو تیم والیبال ستارگان البرز، هوادار دوآتشه استقلال بود. او شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در اعتراضات کرج با شلیک مستقیم به ناحیه ریه کشته شد. خانواده رهام پس از پرداخت هزینه‌ای سنگین و تحت تدابیر شدید امنیتی، پیکر این نوجوان ورزشکار و استقلالی را در قبرستان حاجی‌آباد کرج به خاک سپردند.

جاویدنام طاها سلیمانی، هوادار ۱۸ ساله پرسپولیس بود که ۱۸ دی‌ماه در آریاشهر تهران با شلیک گلوله به پهلویش کشته شد. خانواده‌اش پیکر او را پس از ۲۳ روز، در حالی که روی کاور آن «ناشناس» نوشته شده بود، پیدا کردند. طاها که دارای یک خواهر دوقلو بود، علاقه زیادی به موسیقی رپ و مراقبت از گربه‌ها داشت.

جاویدنام حمیدرضا شیرازی، ۴۴ ساله و از هواداران سرسخت و قدیمی استقلال بود که در شامگاه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در منطقه شهریار تهران با شلیک مستقیم گلوله جنگی مأموران سرکوب کشته شد. تصاویر تشییع او نشان می‌دهد که خانواده‌اش پیکر این جاویدنام راه آزادی را با پرچم افتخارآفرین استقلال پوشانده و به خاک سپردند.

جاویدنام حامد بصیری، ۳۵ ساله، کارگر فنی و هوادار وفادار پرسپولیس بود که شامگاه ۱۹ دی ۱۴۰۴ در فردیس کرج با شلیک گلوله کشته شد. از او دختری ۶ ساله به یادگار مانده است. لوگوی پرسپولیس بر سنگ مزارش حک شده و حاضران در چهلم او سرود «سوگند به خون همرهان» را سر دادند.

جاویدنام زهرا آزادپور، متولد ۱۳۷۷، هوادار استقلال و بازیکن سابق تیم‌های فوتبال زنان و مدعو به اردوی تیم ملی بود. او که رویای بازی در تیم زنان استقلال را در سر داشت، شامگاه ۱۹ دی ۱۴۰۴ در کرج به‌دست نیروهای سرکوب کشته شد و پیکرش سه روز بعد در اسلامشهر به خاک سپرده شد.

جاویدنام علی محمدی، ۴۴ ساله و کافه‌دار در مهرشهر کرج بود که هواداری سفت‌وسخت از پرسپولیس می‌کرد. او در ۱۸ دی ۱۴۰۴ و در پاسخ به فراخوان‌های اعتراضی، کافه‌اش را تعطیل کرد و در جریان تظاهرات با شلیک مستقیم گلوله به سر و سینه‌اش کشته شد. پیکر او با برافراشتن پرچم شیر و خورشید به خاک سپرده شد.

جاویدنام ایمان بهداری، مربی فوتبال پایه در اراک و برادر دروازه‌بان آلومینیوم اراک، همراه با جاویدنام علی امیراصلانی از چهره‌های ورزشی و استقلالی بودند که در جریان اعتراضات دی‌ماه جان باختند. ایمان پس از ضربات باتوم، هدف شلیک مستقیم قرار گرفت و حکومت برای تحویل پیکرش از خانواده مبالغ هنگفتی دریافت کرد.

جاویدنام شایان اسدالهی، ۲۸ ساله و از هواداران پروپاقرص و همیشگی پرسپولیس بود. او که در شبکه‌های اجتماعی همواره عشق خود را به سرخ‌پوشان ابراز می‌کرد، شامگاه ۱۱ دی‌ماه در شهر ازنا هدف حمله خودروهای هایلوکس سپاه قرار گرفت و با اصابت گلوله جنگی به شکمش کشته شد.

خداحافظ لئوی بزرگ؛ سلام بر فوتبال که هنوز جاری است

۹ شهریور ۱۴۰۵، ۲۳:۳۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
روزبه میرابراهیمی
100%

بالاخره زمان خداحافظی لئونل مسی از تیم ملی فوتبال آرژانتین فرا رسید؛ همان لحظه‌ای که خیلی از ما، آن‌هایی که سال‌ها دوستش داشتیم و هنوز هم دوستش داریم، می‌دانستیم روزی خواهد رسید، اما ترجیح می‌دادیم به آن فکر نکنیم.

برای عاشقان فوتبال، خداحافظی فقط رفتن یک بازیکن نیست. با رفتن بعضی بازیکنان، انگار تکه‌ای از یک دوران هم تمام می‌شود؛ دورانی که خودت در آن زندگی کرده‌ای، بزرگ شده‌ای، شادی کرده‌ای، حرص خورده‌ای، فریاد زده‌ای و گاهی حتی گریه کرده‌ای.

اسطوره‌های فوتبال ناخواسته تبدیل می‌شوند به نشانه‌های تقویم زندگی ما. کافی است نام‌شان را بشنوی تا ناگهان به سال‌ها قبل برگردی و به یاد بیاوری آن روزها کجا بودی و چه کسی بودی.

من هنوز خداحافظی احمدرضا عابدزاده را به یاد دارم. فوتبالیستی که از جام ملت‌های ۱۹۸۸ و روزهای حضورش در تام اصفهان شناختم و بعدها تمام لحظه‌های تلخ و شیرینش را در تیم ملی و پرسپولیس دنبال کردم. هنوز وقتی آن روزهای آخر را به یاد می‌آورم، چیزی درونم تکان می‌خورد.

یا علی کریمی؛ وقتی ناگهان پس از شکست پرسپولیس مقابل سپاهان در فینال جام حذفی خداحافظی کرد. هنوز یادم هست آن روز ساعت‌ها با بغض در خیابان‌های نیویورک قدم می‌زدم. برای کسی که فوتبال را فقط یک مسابقه نمی‌بیند، چنین لحظه‌هایی شاید برای دیگران قابل توضیح نباشد.

حتی سال‌ها پیش‌تر، وقتی اریک کانتونای بزرگ به دلیل مسائل انضباطی از حضور در ترکیب منچستریونایتد محروم شده بود، من که شیفته بازی و شخصیت شورشی‌اش بودم، روزها را می‌شمردم تا دوران محرومیتش تمام شود و دوباره او را با یقه بالا زده در زمین ببینم.

  • شوک به دنیای فوتبال؛ لیونل مسی از تیم ملی آرژانتین خداحافظی کرد

    شوک به دنیای فوتبال؛ لیونل مسی از تیم ملی آرژانتین خداحافظی کرد

  • پایان دوران مسی با آرژانتین؛ ۱۲۵ گل، سه فینال جام جهانی و سه قهرمانی بزرگ

    پایان دوران مسی با آرژانتین؛ ۱۲۵ گل، سه فینال جام جهانی و سه قهرمانی بزرگ

  • مسی در آستانه فینال جام جهانی: هر اتفاقی بیفتد، تاریخی را رقم زدیم که فراموشش نخواهیم کرد

    مسی در آستانه فینال جام جهانی: هر اتفاقی بیفتد، تاریخی را رقم زدیم که فراموشش نخواهیم کرد

اما قصه مسی متفاوت بود.

او در این سال‌ها چند بار ما را تا آستانه وداع برد؛ وداع‌هایی که هر بار تلخ بود، اما انگار هنوز امیدی باقی می‌ماند که این داستان تمام نشده باشد.

یکی از تلخ‌ترین آن‌ها برای من، فینال کوپا آمریکای ۲۰۱۶ مقابل شیلی بود.

آن شب در ورزشگاه مت‌لایف نیویورک بودم. آمده بودم تا بالاخره قهرمانی آرژانتین و مسی را از نزدیک ببینم؛ قهرمانی بازیکنی که همه افتخارات ممکن را در فوتبال باشگاهی به دست آورده بود، اما هنوز نتوانسته بود جام بزرگی را با تیم ملی کشورش بالای سر ببرد.

اما به جای جشن، شاهد یکی از تلخ‌ترین شب‌های دوران فوتبال مسی شدم. مسی پنالتی‌اش را از دست داد و در پایان، این بازیکنان شیلی بودند که مقابل چشمان او جام را بالای سر بردند. کمی بعد خبر آمد که مسی از تیم ملی خداحافظی کرده است. آن شب تصور اینکه قصه او و آرژانتین همین‌جا تمام شده باشد، سخت بود.

خوشبختانه تمام نشد. مسی برگشت. دوباره شکست خورد، دوباره ایستاد، دوباره تلاش کرد و سرانجام جام‌هایی را که سال‌ها از او گریخته بودند، یکی پس از دیگری به دست آورد. و آن تصویر ماندگار هم بالاخره ساخته شد: لئونل مسی با پیراهن آرژانتین و جام جهانی در دست.

سال‌ها بعد، وقتی آرژانتین بار دیگر به فینال رسید و همان ورزشگاه مت‌لایف دوباره میزبان مسی شد، خاطره آن شب تلخ هنوز گوشه ذهنم بود. با خودم می‌گفتم این ورزشگاه برای مسی خوش‌یمن نیست.

و باز هم نبود. جام جهانی دوم برای مسی به دست نیامد.

اما شاید دیگر چیزی برای اثبات کردن باقی نمانده بود. نه برای فوتبال، نه برای آرژانتین و نه برای میلیون‌ها نفری که نزدیک به دو دهه هر بار شماره ۱۰ آرژانتین صاحب توپ می‌شد، منتظر اتفاقی بودند که فقط او می‌توانست رقم بزند.

حالا همه آن لحظه‌ها تبدیل به خاطره شده‌اند و مسی گفته است دیگر لباس تیم ملی آرژانتین را نخواهد پوشید. شاید خیلی از ما تصور می‌کردیم هنوز یک کوپا آمریکای دیگر باقی مانده باشد؛ چند بازی دیگر، چند دریبل دیگر، چند پاس غیرممکن دیگر و چند بار دیگر دیدن آن پیراهن آبی‌وسفید بر تن شماره ۱۰.

اما پایان، بالاخره باید جایی از راه برسد. خداحافظی اسطوره‌هایی مانند مسی برای عاشقان فوتبال تلخ است، چون فقط با یک فوتبالیست خداحافظی نمی‌کنیم؛ با بخشی از زندگی خودمان خداحافظی می‌کنیم.

همان‌طور که خداحافظی عابدزاده هیچ‌وقت از خاطره من پاک نشد. همان‌طور که تلخی رفتن ناگهانی علی کریمی هرگز کاملاً کهنه نشد. همان‌طور که نسل‌های قبل‌تر با رفتن پله، کرویف یا بکن‌باوئر چیزی از جوانی خودشان را بدرقه کردند. حالا نوبت ماست.

برای من، به عنوان کسی که بخش بزرگی از زندگی‌اش را با فوتبال زندگی کرده، یک خوشبختی بزرگ باقی می‌ماند: اینکه در زمانه‌ای زندگی کردم که فرصت تماشای دو اعجوبه را داشتم؛ دیه‌گو آرماندو مارادونا و لئونل مسی.

یکی فوتبال را در کودکی و نوجوانی‌ام به چیزی شبیه جادو تبدیل کرد و دیگری سال‌های طولانی بزرگسالی‌ام را با جادویی دیگر همراه ساخت.

شاید به همین دلیل است که خداحافظی مسی فقط خداحافظی با یک بازیکن نیست؛ پایان یک دوره شگفت‌انگیز دیگر از زندگی ماست.

نمی‌دانم فوتبال آینده چه چیزی برای نسل‌های بعد کنار گذاشته است. شاید اعجوبه‌ای دیگر از راه برسد. شاید پسری جایی در روساریو، بوئنوس‌آیرس، ریودوژانیرو یا گوشه‌ای دیگر از جهان همین حالا با توپی زیر پایش رؤیایی را آغاز کرده باشد که ما هنوز از آن خبر نداریم.

فوتبال همیشه راهی برای غافلگیر کردن ما پیدا کرده است. اما بعضی‌ها تکرار نمی‌شوند. مارادونا تکرار نشد. مسی هم تکرار نخواهد شد.

و ما می‌مانیم با تمام آن شب‌ها، گل‌ها، دریبل‌ها، شکست‌ها، اشک‌ها و جام‌هایی که بخشی از خاطرات زندگی‌مان شدند. سال‌ها بعد، وقتی دوباره تصاویرشان را ببینیم، احتمالاً فقط مسی را به یاد نخواهیم آورد؛ خودمان را هم به یاد خواهیم آورد، در روزگاری که جوان‌تر بودیم و هنوز منتظر بودیم شماره ۱۰ توپ را بگیرد و معجزه‌ای اتفاق بیفتد.

ممنون برای همه آن معجزه‌ها. ممنون برای همه خاطراتی که ساختی. خداحافظ، لئوی بزرگ.

و سلام بر فوتبال؛ که بعد از رفتن اسطوره‌هایش هم ادامه پیدا می‌کند، همچون زندگی.

چرا جنگ منطقه‌ای همچنان اولین گزینه جمهوری اسلامی برای مواجهه با آمریکاست

۹ شهریور ۱۴۰۵، ۲۲:۴۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
عطا محامد
100%
عکس آرشیوی از حملات موشکی جمهوری اسلامی

شش ماه پس از آغاز حمله‌های آمریکا و اسرائیل به ایران، هنوز سایه جنگ بر فراز کشور گسترده است. مقامات ایران پس از اعلام آتش‌بس، کشورهای منطقه و پایگاه‌های آمریکا را به جنگی دیگر تهدید می‌کنند و از بازگرداندن نبرد به سطح منطقه‌ای و حتی زمینی کردن آن سخن می‌گویند.

تهران معتقد است راهبرد جنگ با کشورهای خلیج فارس در جنگ ۳۹ روزه موفق بوده و دلیلی برای کنار گذاشتن آن نیست.

از نظر تهران، جنگ منطقه‌ای بخش بزرگی از هزینه نبرد را از دوش ایران برمی‌دارد و آن را میان کشورهای خلیج فارس و اقتصاد جهانی سرشکن می‌کند.

حکومت با سیاست «اگر نفت ایران صادر نشود، نفت هیچ‌کس از منطقه صادر نخواهد شد» هم به‌دنبال ایجاد بازدارندگی در مقابل حملات به ویژه به زیرساخت‌ها است و هم به‌دنبال امتیازگیری از آمریکا.

اما بار تهدید در این رویکرد جدید حکومت، محوری‌تر شده است، چرا که فرماندهان سپاه می‌گویند رویکرد جمهوری اسلامی دیگر دفاعی نیست و تهاجمی شده است. محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، گفته است: «در صورت ادامه وضعیت محاصره، نخواهیم گذاشت که یک قطره نفت خلیج فارس از هیچ راهی خارج شود؛ همچنین ما تاکنون به منافع اقتصادی آمریکا حمله نکرده‌ایم و در صورت ادامه شرارت‌ها، این اقدام نیز در دسترس ماست.»

واکنش نسبتا تند جمهوری اسلامی به حمله آمریکا به لارک در شامگاه یک‌شنبه ۸ شهریور را نیز در همین زمینه می‌توان فهمید.

  • سپاه در حال برنامه‌ریزی برای عملیات خرابکارانه در تنگه مالاکا و بندرهای شرق آسیا است

    سپاه در حال برنامه‌ریزی برای عملیات خرابکارانه در تنگه مالاکا و بندرهای شرق آسیا است

تغییر ماهیت نبرد؛ از موازنه قدرت به موازنه تحمل

منطق حاکم بر تصمیم‌گیری در تهران، منطق موازنه قدرت به معنای کلاسیک آن نیست. جمهوری اسلامی در توازن سخت‌افزاری جنگ شانس بالایی ندارد و محمدباقر قالیباف، رییس مجلس، دست‌کم در دو نوبت به این موضوع اشاره کرده است.

از سوی دیگر ارزیابی‌های نظامی از تخریب حدود ۹۰ درصد سامانه‌های پدافند هوایی ایران خبر می‌داد. بر این اساس تهران می‌خواهد جنگ احتمالی را از حوزه هوایی صرف خارج کرده و به حوزه‌ای که در آن دست‌کم برابر است منتقل کند، یعنی جنگ زمینی که در آن امکان تحمل درد و ضربه‌زنی بیشتری وجود دارد.

در ذهنیت مسئولان، پیروزی یعنی بقای نظام، و این بقا از راه توسعه افقی جنگ و اتکا به عامل زمان و فرسایش اراده طرف مقابل دنبال می‌شود.

مقامات جمهوری اسلامی فکر می‌کنند آنچه در آن امکان پایداری بیشتر دارند زمان است. محمدرضا نقدی، مشاور فرمانده کل سپاه، گفته است: «حتی اگر جنگ چند سال طول بکشد، موشک‌های بالستیک ما همچنان بر سر دشمنان فرود خواهد آمد.» حکومت معتقد است در این نبرد، برنده کسی است که دیرتر خسته شود و کشورهای منطقه و همچنین آمریکا امکان پایداری درازمدت در این جنگ را ندارند.

آنچه جمهوری اسلامی بر روی آن حساب باز کرده این است که کشورهای منطقه از آنجایی که به پایگاه‌های آمریکایی در کشورهای خود اجازه موجودیت داده‌اند، پس می‌توانند به آمریکا فشار بیاورند تا جنگ را به پایان برسانند. بخشی از گفته‌های مقامات مختص به از بین بردن این پایگاه‌ها است. منوچهر متکی نماینده مجلس و وزیر امور خارجه سابق می‌گوید: «جنگ زمینی یعنی اینکه ما یکی از پایگاه‌های آمریکا در عراق، کویت یا بحرین را بگیریم.»

  • ترامپ حملات محدود به مواضع جمهوری اسلامی در اطراف تنگه هرمز را بررسی می‌کند

    ترامپ حملات محدود به مواضع جمهوری اسلامی در اطراف تنگه هرمز را بررسی می‌کند

محمدباقر قالیباف در عین آنکه می‌گوید جمهوری اسلامی هنوز کارت‌هایی دارد که بازی نکر‌ده است، اقدامات مختلف آمریکا علیه کشور را «جنگی چندوجهی» می‌داند که این روزها بیشتر در حوزه اقتصادی در جریان است؛ پس اگر آمریکا اقدامی علیه ایران مانند محاصره انجام دهد، می‌توانند به‌واسطه محاصره این کشورها پاسخ دهند و به همین خاطر است که نماینده مجلسی مانند حمید رضا حاجی‌بابایی می‌گوید: «نباید اجازه دهیم خطوط لوله جدید نفت ایجاد و از مسیرهایی صادر شود که تنگه هرمز را تضعیف کند.»

برای شکستن این فشار است که جمهوری اسلامی به محور مقاومت و به‌ویژه حوثی‌ها نقش کلیدی داده‌ است. در واقع این نیروها می‌توانند ریسک را توزیع کنند، در عین حال که می‌توانند به واسطه تهدید شریان‌های تجاری، قیمت نفت را بالا نگه دارند. یکی از دلایل اصلی اینکه جمهوری اسلامی تنگه هرمز را بسته نگه داشته این است که قیمت نفت بالا برود و این افزایش را بخشی از پیروزی خود در نبرد می‌داند و به همین سبب است که می‌خواهد به هر شیوه که می‌تواند حاکمیت خود بر این آبراه را تثبیت کند.

تهران اعلام کرده است که تنگه هرمز تا زمانی که آمریکا به جنگ و محاصره پایان ندهد و دارایی‌های بلوکه‌شده ایران را آزاد نکند، بازگشایی نخواهد شد. حکومت بستن تنگه را نه صرفا اقدامی تلافی‌جویانه، بلکه ضمانت اجرای خواسته‌هایش معرفی می‌کند و خود را مطالبه‌گر اجرای توافق جا می‌زند، در حالی که برخی در ایران و همچنین دونالد ترامپ از پایان یافتن این تفاهم‌نامه می‌گویند.

وسوسه زمین و جایی که محاسبه می‌لنگد

جمهوری اسلامی پس از پایان جنگ ۳۹ روزه اعلام کرد که در صورت وقوع جنگی دیگر، آن نبرد فرامنطقه‌ای خواهد بود. با این حال، در درگیری‌های پس از آتش‌بس که به «جنگ سوم» معروف شد، تهران همچنان راهبرد جنگ منطقه‌ای را پیش گرفت؛ با این تفاوت که در این دوره بیشترین حملات خود را متوجه بحرین و کویت کرد، در حالی که در طول جنگ «رمضان»، امارات هدف اصلی حملات جمهوری اسلامی بود.

  • نیویورک‌تایمز: جنگ ایران، ترامپ را میان تشدید نبرد و صلحی دست‌نیافتنی گرفتار کرده است

    نیویورک‌تایمز: جنگ ایران، ترامپ را میان تشدید نبرد و صلحی دست‌نیافتنی گرفتار کرده است

نکته قابل‌توجه پس از حمله مشترک آمریکا و اسرائيل در ۹ اسفند، شکل‌گیری نوعی نارضایتی در تهران از میزان ضرباتی بود که به کشورهای عرب خلیج فارس، به‌ویژه امارات، کویت و بحرین، وارد کرده بود.

در ماه‌های گذشته در صداوسیما، این کشورها بارها تهدید شده‌اند. نمایندگان مجلس و چهره‌های رسانه‌ای با تاکید بر ضرورت حملات شدیدتر، معتقد بودند این سه کشور آن‌طور که باید «تنبیه» نشده‌اند؛ تا جایی که حتی از لزوم تغییر رژیم در آن‌ها نیز سخن به میان آمد.

اما این ضربات به کشورهای بحرین و کویت را می‌توان استراتژی جدید تهران در «حذف حلقه‌های ضعیف دشمن» هم‌زمان با فشار برای خروج آمریکا از منطقه دانست. برای جمهوری اسلامی، هدف‌گیری این دو کشور از نظر فنی کم‌هزینه‌تر است، اما از نظر نظامی و همچنین پیام سیاسی جدی‌تر، چرا که برخی از مهم‌ترین پایگاه‌های آمریکا در این کشورها قرار دارند و عملا تهران می‌خواهد به واشینگتن اعلام کند که هزینه ماندن در منطقه بالا رفته است.

اما این رویکرد جمهوری اسلامی بی‌پاسخ نمانده و ممکن است حتی هزینه‌سازتر هم بشود. رافائل کوهن از موسسه رند استدلال می‌کند که با حمله به کشورهایی که رسما دشمن نبودند، جمهوری اسلامی کشورهای هدف را در وضعیتی قرار داده که «به همان اندازه که ممکن است برای آتش‌بس فشار بیاورند، ممکن است به جبهه مقابل تهران بپیوندند.»

برای این موضوع کشورهای منطقه اقداماتی نیز انجام داده‌اند. در ماه‌های گذشته مانورهای نظامی مشترکی از سوی برخی کشورهای عربی خلیج فارس با آمریکا ترتیب داده شده است که بخشی از آن‌ها برای عملیات زمینی بوده است.

همچنین ائتلاف‌های منطقه‌ای نیز در حال شکل گرفتن است که مهم‌ترین آن هم‌سویی عربستان، ترکیه و پاکستان در توافق «مکه» است که حمله به هر عضو را حمله به همه اعضا تلقی می‌کند.

  • وال‌استریت ژورنال: جنگ ایران ذخایر دفاعی آمریکا در اروپا و آسیا را کاهش داد

    وال‌استریت ژورنال: جنگ ایران ذخایر دفاعی آمریکا در اروپا و آسیا را کاهش داد

از سوی دیگر کشورهای عربی خلیج فارس به‌دنبال انجام اقدامات اقتصادی نیز هستند؛ از جمله امارات که در ۲۸ مرداد، پس از آنچه پرتاب موشک به سرزمین خود خواند، مبادلات تجاری و مالی خود با ایران را به حالت تعلیق درآورد، و احتمال آنکه دیگر کشورها نیز به ویژه به خواست ترامپ چنین رویکردی اتخاذ کنند وجود دارد.

با این حال، با وجود همه خطراتی که تداوم جنگ‌طلبی و جنگ منطقه‌ای می‌تواند به همراه آورد، به نظر می‌رسد جنگ منطقه‌ای برای جمهوری اسلامی تنها شکلی از نبرد است که در آن امکان شکست کمتر و امکان بقا بیشتر است، به‌ویژه در شرایطی که محاصره دریایی فشار اقتصادی شدیدی بر کشور وارد کرده و اختلاف‌نظرهای داخلی، نظم سیاسی را به‌طور قابل‌توجهی متزلزل ساخته است.

تهران گمان می‌کند که آمریکا در مذاکرات بعدی حتی امتیازات بیشتری طلب خواهد کرد و اکنون وقت مناسبی برای عقب‌نشینی نیست؛ بنابراین استراتژی مقابله خود را بر پایه آسیب زدن به کشورهای مختلف و توزیع هزینه جنگ تنظیم کرده است.

کشاندن جنگ به ابعاد گسترده‌تر و حتی تلاش برای زمینی کردن آن، از دید تهران موقعیتی است که در آن برتری هوایی دشمن کم‌اثرتر و توانایی نیروی نظامی جمهوری اسلامی بیشتر است. در محاسبه حکومت، پیروزی به معنای غلبه بر آمریکا نیست، بلکه به معنای ماندن و تحمیل کردن خواسته‌هاست. اما این محاسبه به یک شرط وابسته است: اینکه شمار بیشتری از بازیگران منطقه‌ای و جهانی هزینه بدهند. تهران بر آن است که همین بازیگران، وقتی هزینه برایشان سنگین شود، تنها کسانی خواهند بود که می‌توانند به جنگ پایان دهند.

ضربه جنگ به صادرات نفتی و غیرنفتی و عقب‌نشینی ایران در تجارت خارجی

۹ شهریور ۱۴۰۵، ۲۲:۰۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
دالغا خاتین اوغلو
100%
بندر بوشهر

بر اساس آمار گمرکی که پس از ماه‌ها تاخیر منتشر شده، تجارت خارجی ایران از زمان آغاز درگیری جمهوری اسلامی با ایالات متحده به‌شدت کوچک شده و صادرات غیرنفتی و واردات این کشور حدود یک‌چهارم یا بیشتر کاهش یافته است.

ایران تا ۲۵ مرداد، یعنی در پنج ماه اول سال ۱۴۰۵، حدود ۱۵ میلیارد دلار کالای غیرنفتی، از جمله گاز طبیعی و گاز مایع (LPG)، صادر کرده است. این رقم نزدیک به ۳۰ درصد کمتر از رقمی است که برای پنج ماه نخست سال گذشته گزارش شده بود.

واردات نیز در همین دوره نزدیک به پنج‌ماهه به حدود ۱۷ میلیارد دلار کاهش یافته که تقریبا یک‌چهارم کمتر از رقم ثبت‌شده برای کل پنج ماه نخست سال گذشته است.

این ارقام از وخامت شدید تجارت ایران در جریان جنگی حکایت دارد که صنایع کلیدی و مسیرهای کشتیرانی را مختل کرده و فشار بیشتری بر اقتصادی وارد آورده است که پیش از این نیز با سال‌ها تحریم، کاهش درآمدهای نفتی و کمبود مزمن ارز خارجی دست‌وپنجه نرم می‌کرد.

ایالات متحده از زمان آغاز درگیری در ۹ اسفند فشار اقتصادی بر تهران را تشدید کرده و هم‌زمان، در بحبوحه اختلال در کشتیرانی از طریق تنگه هرمز، محاصره دریایی ایران را اعمال کرده است.

  • رکوردشکنی پیاپی نرخ ارز در ایران؛ دلار به ۲۱۰ هزار تومان رسید

    رکوردشکنی پیاپی نرخ ارز در ایران؛ دلار به ۲۱۰ هزار تومان رسید

مقام‌های گمرکی ایران جزییات دقیقی از کاهش صادرات غیرنفتی منتشر نکرده‌اند. با این حال، تازه‌ترین ارقام نشان می‌دهد صادرات غیرنفتی برای دومین سال پیاپی کاهش یافته است و مجموع صادرات در دوره نزدیک به پنج‌ماهه امسال، تقریبا یک‌سوم کمتر از سطح ثبت‌شده در پنج ماه نخست سال ۱۴۰۴ است.

عملکرد واردات در بازه زمانی طولانی‌تر حتی بدتر بوده است؛ به‌طوری که رقم اخیر تقریبا ۴۰ درصد کمتر از میزان واردات ثبت‌شده در پنج ماه نخست سال۱۴۰۴ است.

پتروشیمی و فولاد هدف حملات قرار گرفتند

حملات، فعالیت دو صنعت از مهم‌ترین صنایع صادرات غیرنفتی ایران، یعنی پتروشیمی و فولاد، را مختل کرد.

ایران در سال مالی گذشته خود حدود ۴۵ میلیارد دلار کالای غیرنفتی صادر کرد که از این میزان پتروشیمی و فولاد در مجموع حدود ۱۷ میلیارد دلار، معادل ۳۷ درصد کل صادرات غیرنفتی را تشکیل می‌دادند.

حملات اسرائیل در ماه مارس مراکز عمده پتروشیمی ایران در ماهشهر و عسلویه و همچنین تولیدکنندگان بزرگ فولاد، از جمله فولاد مبارکه و فولاد خوزستان را هدف قرار داد.

  • فوربس: آمریکا با اهرم دلار فشار مالی بر حکومت ایران را افزایش می‌دهد

    فوربس: آمریکا با اهرم دلار فشار مالی بر حکومت ایران را افزایش می‌دهد

دولت ایران پس از آن صادرات طیف گسترده‌ای از محصولات پتروشیمی و فولادی را برای مدت دو تا سه ماه متوقف کرد. مجوز صادرات برخی محصولات بعدا دوباره صادر شد، اما دولت اعلام نکرده است که این صنایع در پنج ماه نخست سال جاری چه میزان صادرات داشته‌اند.

به همین دلیل، تعیین دقیق اینکه چه میزان از کاهش کلی صادرات غیرنفتی ناشی از اختلال در این بخش‌ها بوده، دشوار است.

با این حال، با توجه به اهمیت این صنایع برای درآمدهای صادراتی ایران، هرگونه اختلال طولانی‌مدت در تولید، حمل‌ونقل یا فروش خارجی آنها تاثیر قابل توجهی بر تراز تجاری کشور خواهد داشت.

کاهش سریع صادرات نفت

به نظر می‌رسد افت صادرات نفت ایران حتی شدیدتر بوده باشد.

مقام‌های گمرکی ایران آمار صادرات نفت را منتشر نمی‌کنند. با این حال، داده‌های شرکت کپلر که ایران‌اینترنشنال آنها را مشاهده کرده، نشان می‌دهد متوسط فروش روزانه نفت خام و میعانات گازی ایران به چین در پنج ماه نخست سال جاری خورشیدی اندکی بیش از یک میلیون بشکه در روز بوده است؛ رقمی که حدود ۴۰ درصد کمتر از مدت مشابه سال گذشته است.

  • دو جنگ پی‌درپی چگونه زنجیره تامین صنایع رنگ ایران را مختل کرد

    دو جنگ پی‌درپی چگونه زنجیره تامین صنایع رنگ ایران را مختل کرد

کل صادرات نفت کوره ایران به بازارهای بین‌المللی نیز به‌شدت کاهش یافته و به‌طور متوسط به حدود ۹۶ هزار بشکه در روز رسیده است؛ یعنی ۵۷ درصد کاهش نسبت به سال گذشته.

این روند نزولی در ماه‌های اخیر شتاب بیشتری گرفته است.

بر اساس برآوردهای کپلر، صادرات نفت ایران به چین، بزرگ‌ترین مشتری نفت این کشور، در ماه جاری به حدود ۵۲۰ هزار بشکه در روز کاهش یافته است؛ در حالی که میانگین این رقم در دو ماه گذشته حدود ۸۰۰ هزار بشکه در روز بود.

برای مقایسه، جمهوری اسلامی در آغاز جنگ روزانه حدود ۱.۷ میلیون بشکه نفت خام و میعانات گازی به چین می‌فروخت.

صادرات نفت کوره ایران نیز از میانگین حدود ۲۲۰ هزار بشکه در روز در آغاز جنگ به ۶۱ هزار بشکه در روز در ماه اوت کاهش یافته است.

سقوط صادرات نفت کوره همزمان با وخامت شدید تجارت ایران با امارات متحده عربی رخ داده است.

امارات در سال گذشته بزرگ‌ترین خریدار نفت کوره ایران بود و بیش از ۷۰ درصد صادرات نفت کوره ایران را به خود اختصاص می‌داد. اما پس از حملات گسترده ایران به امارات، این تجارت تقریبا متوقف شده است.

  • بررسی عملکرد ماهانه غول‌های صنعت؛ پایان جنگ نظامی و نشانه‌های سقوط صنعتی در ایران

    بررسی عملکرد ماهانه غول‌های صنعت؛ پایان جنگ نظامی و نشانه‌های سقوط صنعتی در ایران

مالزی، سنگاپور و چین نیز از زمان آغاز درگیری، خرید نفت کوره ایران را تا حد زیادی متوقف کرده‌اند.

افزایش فشار بر اقتصاد ایران

کاهش هم‌زمان صادرات نفتی و غیرنفتی احتمالا فشار بیشتری بر وضعیت از پیش دشوار منابع ارزی ایران وارد خواهد کرد.

در عین حال، کاهش واردات نشان می‌دهد شرکت‌ها و مصرف‌کنندگان ایرانی برای دسترسی به کالاهای خارجی، مواد اولیه، ماشین‌آلات و محصولات واسطه‌ای با دشواری فزاینده‌ای روبه‌رو هستند.

بنابراین، آمار تجارت خارجی از وخامتی گسترده‌تر از صرفا کاهش صادرات حکایت دارد. ایران به‌طور هم‌زمان درآمدهای صادراتی خود را از دست می‌دهد و توانایی‌اش برای واردات کالاهای مورد نیاز جهت تداوم تولید داخلی کاهش می‌یابد.

اگر کاهش محموله‌های نفتی ادامه پیدا کند، فشار بر ذخایر ارزی تهران و توانایی آن برای تامین مالی واردات می‌تواند در ماه‌های آینده بیش از پیش افزایش یابد.

برای اقتصادی که به‌شدت به درآمدهای نفتی و واردات نهاده‌های صنعتی وابسته است، تازه‌ترین ارقام نشان می‌دهد هزینه‌های اقتصادی جنگ بسیار فراتر از بخش انرژی گسترش یافته است.