وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی: دولت تلاش میکند در جنگ اقتصادی نیز برنده مطلق باشد


احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی دولت جمهوری اسلامی، شنبه هفتم شهریور در جریان سفر به استان فارس گفت جمهوری اسلامی علاوه بر جنگ نظامی، درگیر «جنگ اقتصادی» است و دولت در کنار دیگر ارکان حکومت تلاش میکند «در این جنگ نیز برنده مطلق باشد».
میدری گفت: «ما امروز درگیر یک جنگ اقتصادی هستیم. دشمن در جنگ نظامی نتوانست ما را شکست دهد.»
او افزود آمریکا در تفاهمنامه مواردی را پذیرفت که پیشتر حاضر به پذیرش آنها نبود، اما اکنون به تعهدات خود پایبند نیست.
میدری گفت: «آمریکا عهدشکن است و نمیخواهد پایبند بماند و امروز از طریق نقض تعهداتی که پذیرفته بود، به دنبال حرکتهای اقتصادی است.»







خبرگزاری رویترز گزارش داد با گذشت شش ماه از آغاز جنگ، مقامهای جمهوری اسلامی به عمیقتر شدن بحران اقتصادی اذعان میکنند. مسعود پزشکیان کاهش ۳۵ درصدی تجارت خارجی را پیامد تحریمها و محاصره دریایی آمریکا دانست؛ در حالی که تورم سالانه به ۶۶ درصد رسیده است.
رویترز شنبه هفتم شهریور نوشت فشار اقتصادی ناشی از جنگ، کاهش درآمدهای نفتی و محدود شدن مسیرهای تجارت خارجی اکنون در اظهارات عالیترین مقامهای جمهوری اسلامی بازتاب یافته است.
رییس دولت جمهوری اسلامی شامگاه ششم شهریور در یک گفتوگوی تلویزیونی، تصویری از فشارهای اقتصادی و اجرایی پیش روی دولت ارائه کرد و گفت صادرات و واردات ایران در پی تحریمها و محاصره بنادر کشور، نزدیک به ۳۵ درصد کاهش یافته است.
او افزود جمهوری اسلامی در دوره اجرای تفاهمنامه کوتاهمدت با آمریکا در خرداد توانست حدود ۹۰ میلیون بشکه نفت بفروشد؛ دورهای که واشینگتن موقتا اجازه فروش نفت ایران را صادر کرده بود.
قطر و پاکستان در دستیابی به این تفاهم نقش داشتند و اجرای آن به برقراری آتشبسی کوتاه انجامید، اما اختلاف بر سر تنگه هرمز مانع دوام توافق شد.
پیشتر بررسی ایراناینترنشنال از دادههای ردیابی نفتکشها نشان داده بود در پی محاصره دریایی آمریکا، بارگیری نفت خام ایران به حدود یکهفتم سطح پیش از جنگ سقوط کرده و دریافت نفت ایران از سوی چین نیز بهشدت کاهش یافته است.
تورم ۶۶ درصدی و هشدار درباره معیشت
همزمان با افت تجارت، تورم سالانه ایران در ماه گذشته به ۶۶ درصد رسید. مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در بیانیهای مکتوب از دولت خواست به زنجیره مشکلات اقتصادی و معیشتی، از جمله تورم، بیکاری و مدیریت قیمت و بازار کالا و خدمات رسیدگی کند.
رویترز نوشت این هشدارها در شرایطی مطرح میشود که شمار دیگری از مقامهای حکومتی همچنان آمریکا را به اقدام تلافیجویانه تهدید و بر کنترل جمهوری اسلامی بر تنگه هرمز تاکید میکنند.
دولت دونالد ترامپ همزمان کارزاری را که «طرد اقتصادی» نامیده است شدت بخشیده و به دولتها، بانکها و شرکتهای خارجی هشدار داده است میان ادامه همکاری با تهران و دسترسی به دلار و نظام مالی آمریکا، یکی را انتخاب کنند.
تفاوت اصلی این کارزار با دورههای پیشین، تمرکز بر طرفهای ثالث و گسترش دامنه تحریمهای ثانویه به حوزههایی چون کشتیرانی، فناوری، داراییهای دیجیتال، طلا و هوانوردی است.
با این حال، رویترز تاکید کرد خزانهداری آمریکا تاکنون از مجازات شرکای بزرگ جمهوری اسلامی، از جمله چین و هند، خودداری کرده است؛ اقدامی که میتواند پیامدهایی برای اقتصاد آمریکا و بازارهای جهانی داشته باشد.
نخستین اقدام علیه بانک مصر
شبکه مقابله با جرایم مالی وزارت خزانهداری آمریکا موسوم به فینسن، پنج شعبه بانک مصر در امارات را «نگرانی درجهیک پولشویی» اعلام و پیشنهاد کرده است دسترسی آنها به تراکنشهای دلاری قطع شود.
طبق برآورد این شبکه، این شعبهها از دی ۱۴۰۲ تا خرداد ۱۴۰۵ حدود یک میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلار تراکنش برای ۱۰۳ شرکت پردازش کردهاند که خزانهداری آمریکا آنها را بخشی از شبکه بانکداری سایه جمهوری اسلامی میداند.
این پیشنهاد پس از یک دوره ۳۰ روزه دریافت نظر عمومی میتواند نهایی شود.
آمریکا همچنین یک شرکت مستقر در هنگکنگ و رضا محمد تاییدی، مدیر شعبه بانک ملی ایران در دبی، را به اتهام نقش داشتن در شبکههای مالی جمهوری اسلامی تحریم کرد.
بنبست بر سر تنگه هرمز
محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، نخستوزیر و وزیر خارجه قطر، پنجم شهریور در تهران از مقامهای جمهوری اسلامی خواست کشتیرانی در تنگه هرمز را به وضعیت پیش از جنگ بازگردانند.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، این گفتوگوها را «خلاقانه» خواند، اما نشانهای از توافق منتشر نشد.
ترامپ میگوید تنگه هرمز باز است و نیروهای آمریکایی مینهای دریایی را پاکسازی کردهاند.
نیروی دریایی سپاه پاسداران این موضوع را رد کرده و میگوید کشتیها بدون مجوز جمهوری اسلامی حق عبور ندارند.
دادههای اولیه کشتیرانی نشان میدهد پنجم شهریور تنها هفت کشتی حامل کالا از تنگه هرمز عبور کردند؛ در حالی که این رقم یک روز پیش از آن ۱۷ کشتی و میانگین ۱۰ روزه، ۱۵ کشتی بود.
این کاهش نشان میدهد تنگه هرمز، همزمان ابزاری برای اعمال فشار جمهوری اسلامی و یکی از عوامل تشدید انزوای تجاری و بحران اقتصادی ایران شده است.
والاستریت ژورنال گزارش داد انتقال گسترده مهمات و سامانههای پدافندی آمریکا به خاورمیانه، ذخایر این کشور را در اروپا و حوزه هندـاقیانوس آرام بهشدت کاهش داده و نگرانیها را درباره توان بازدارندگی واشینگتن در برابر روسیه و چین افزایش داده است.
این روزنامه شنبه هفتم شهریور گزارش داد شمار مهماتی که برای جنگ با جمهوری اسلامی به خاورمیانه منتقل یا در این درگیری مصرف شده، برنامهریزان نظامی آمریکا را درباره توان مقابله همزمان با تهدیدهای احتمالی در دیگر مناطق نگران کرده است.
به گفته مقامهای آمریکایی، ذخایر اروپایی موشکهای رهگیر پیشرفته پیایسیـ۳ پاتریوت و موشکهای زمینبهزمین اتکمز به سطح «فراتر از بحرانی» رسیده است.
رهگیرهای تاد و سامانههای ضدپهپاد مروپس نیز از اروپا به خاورمیانه منتقل شدهاند.
انتقال تجهیزات و مصرف گسترده مهمات در جنگ ایران، ذخایر فرماندهی هندـاقیانوس آرام را نیز تحت فشار قرار داده است.
این وضعیت نگرانیهایی ایجاد کرده که آمریکا در صورت وقوع حمله چین به تایوان در آینده نزدیک، نتواند همه بخشهای برنامه دفاعی پیشبینیشده خود را بهطور کامل اجرا کند.
بازنگری برنامه دفاع از اروپا
والاستریت ژورنال نوشت فرماندهی اروپایی ارتش آمریکا در پی کاهش ذخایر، برخی برنامههای عملیاتی خود را برای مقابله با حمله احتمالی موشکی روسیه، بازنگری کرده است.
مقامها تاکید کردند نشانهای از تدارک مسکو برای حمله قریبالوقوع به کشورهای عضو ناتو وجود ندارد، اما سطح پایین رهگیرها توان واکنش به حملهای پایدار را محدود میکند.
این نگرانیها در شرایطی مطرح میشود که بر اساس ارزیابی اطلاعاتی آمریکا، کرملین جنگ ایران را عامل کاهش توان نظامی واشینگتن میداند و ممکن است از این وضعیت برای تشدید فشار بر اوکراین و متحدان آمریکا در اروپا استفاده کند.
کاهش موجودی پاتریوت همچنین توان واشینگتن و متحدانش را برای جایگزین کردن ذخایر اوکراین محدود کرده است.
کییف همزمان با افزایش حملات موشکی و پهپادی روسیه، خواستار دریافت رهگیرهای بیشتری شده، اما بخشی از تجهیزات وعده دادهشده تا سال آینده تحویل نخواهد شد.
فشار بر چند خانواده تسلیحاتی
این مشکل به پاتریوت محدود نیست. والاستریت ژورنال از کاهش ذخایر تاد، اتکمز و برخی سامانههای ضدپهپاد خبر داد. آمریکا همچنین برای جبران فشار بر موجودی تاماهاوک، بازسازی، بهروزرسانی و استفاده مجدد از تعدادی موشک قدیمیتر را افزایش داده است.
پیشتر آسوشیتدپرس به نقل از مقامهای آمریکایی و ناتو گزارش داده بود حدود ۶۵ درصد ذخایر رهگیرهای پاتریوت آمریکا، معادل حدود هزار و ۵۰۰ فروند از مجموع دو هزار و ۳۳۰ موشک، در جنگ ایران مصرف شده است.
پنتاگون آمار دقیق موجودی خود را علنی نکرده است.
گزارشهای پیشین همچنین حاکی است نیروهای آمریکایی فقط در ماه نخست جنگ بیش از ۸۵۰ موشک تاماهاوک و بیش از هزار رهگیر پاتریوت و تاد شلیک کردند و در هفتههای نخست بیش از هزار و ۳۰۰ موشک اتکمز به کار بردند.
تحلیلی درباره ظرفیت تولید تسلیحات آمریکا نشان میدهد سرعت مصرف مهمات در چند ساعت نبرد ممکن است معادل تولید چندین هفته یا ماه کارخانهها باشد. پنتاگون قراردادهایی برای افزایش تولید سالانه رهگیرهای پیایسیـ۳ از حدود ۶۰۰ به نزدیک دو هزار فروند امضا کرده، اما توسعه خطوط تولید و زنجیره تامین چند سال زمان میبرد.
کاخ سفید در واکنش به گزارش والاستریت ژورنال اعلام کرد آمریکا برای ادامه جنگ ایران و مقابله با دیگر تهدیدهای جهانی، موشک و مهمات کافی در اختیار دارد.
با این حال، جابهجایی ذخایر میان فرماندهیها نشان میدهد ادامه جنگ، واشینگتن را ناچار به ایجاد توازن دشوارتری میان خاورمیانه، دفاع از اروپا و بازدارندگی در برابر چین کرده است.
پیام هفته دولت مجتبی خامنهای با تمجید از پزشکیان آغاز شد، اما با ترسیم حدودی برای گفتار و تصمیمهای مسئولان پایان یافت؛ حدودی که روایت مشکلات، اختلاف سیاسی و حفظ انسجام اجتماعی را دربر میگیرد.
پیام مجتبی خامنهای به مناسبت هفته دولت با تشکر از مسعود پزشکیان شروع میشود، اما به یک ممنوعیت ختم میشود. او رییسجمهوری را «صادق و دلسوز» میخواند، از عملکرد دولت در ماههای جنگ قدردانی میکند و بعد، قدم به قدم، وارد حوزههایی میشود که بسیار فراتر از یک پیام تشریفاتی به دولت است: چگونه درباره وضعیت کشور حرف زده شود، چه نوع اختلاف سیاسی قابل قبول است، مشکلات اقتصادی چگونه روایت شوند و مهمتر از همه، چه چیزی باید معیار تصمیمگیری سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و حتی امنیتی باشد.
پاسخ او در پایان پیام روشن است: «انسجام اجتماعی». مجتبی خامنهای میگوید: «قاطعانه اعلام میکنم که ارتکاب هر آنچه به ضرر انسجام اجتماعی باشد، ممنوع است». چند ساعت بعد، واکنش دو مقام ارشد جمهوری اسلامی نشان داد این جمله صرفا توصیهای درباره آرامش سیاسی تلقی نشده است.
محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، آن را «راهبرد روشن و غیرقابل تفسیر» نامید و گفت انسجام اجتماعی یکی از بنیادیترین مولفههای «قدرت و امنیت ملی» است. محمدباقر قالیباف، رییس مجلس، یک قدم جلوتر رفت و هر اقدامی را که به انسجام اجتماعی آسیب بزند، «حرام ملی و شرعی» خواند.
کنار هم گذاشتن این سه موضع یک تصویر مهم میسازد: «انسجام اجتماعی» در حال تبدیل شدن از یک مفهوم سیاسی به معیاری برای امنیت ملی و اداره کشور است. اما این انسجام دقیقا چیست و چه چیزی میتواند آن را تهدید کند؟
از حمایت از پزشکیان تا تعیین نحوه حرف زدن دولت
مخاطب اولیه پیام مجتبی خامنهای روشن است. هفته دولت است و او خطاب به کارکنان دولت و بهطور مشخص پزشکیان سخن میگوید. از عملکرد دولت در تامین کالا، خدمات، ترمیم نقاط آسیبدیده و مدیریت انرژی در جریان جنگ و پس از آن تقدیر میکند و پزشکیان را «رییسجمهور صادق و دلسوز» مینامد. بنابراین پیام با حمله به دولت آغاز نمیشود. برعکس، ابتدا برای آن مشروعیت و حمایت سیاسی فراهم میکند. اما بلافاصله بعد از این حمایت، اولین دستور مهم مطرح میشود: نقاط قوت ایران باید روایت شوند، نه ضعفها.
خامنهای مینویسد: «ضعف و نقص و کمبود، نیازمند روایت و برجستهسازی نیست، بلکه نیازمند برنامهریزی و اقدام برای رفع و حل مشکل است». بعد جمله مهمتری اضافه میکند: «گاه بیان صادقانه ضعفهای خود در وقتی که دشمن به روحیه نیاز دارد، کمک بزرگی به او است».
در اینجا مساله فقط دروغ نگفتن یا اغراق نکردن نیست. او صریحا از «بیان صادقانه» ضعفها حرف میزند و میگوید حتی حقیقت، بسته به زمان و مخاطب، ممکن است به دشمن کمک کند. این بخش پیام بهویژه در کنار شیوه ارتباطی دولت پزشکیان قابل توجه است. پزشکیان در ماههای گذشته بارها کوشیده محدودیتهای دولت را علنی بیان کند. در اردیبهشت، همزمان با دفاع از مذاکره، گفت مردم باید «با واقعبینی شرایط کشور و محدودیتهای موجود را درک کنند».
تنها چند ساعت پس از انتشار پیام خامنهای، بار دیگر در تلویزیون از کاهش صادرات، کمبود ارز، بنزین و انرژی و ناتوانی دولت در اجرای برخی وعدهها گفت و بابت افزایش نیافتن کالابرگ از مردم عذرخواهی کرد. نمیتوان با اطمینان گفت پیام خامنهای مستقیما واکنشی به پزشکیان بوده است. اما تضاد میان دو رویکرد آشکار است. پزشکیان میگوید جامعه باید محدودیتها را بداند. خامنهای هشدار میدهد که حتی بیان صادقانه ضعفها میتواند به دشمن روحیه بدهد. در واقع، یکی از خطوط اصلی پیام را میتوان اینگونه خلاصه کرد: مشکل را بشناسید و حل کنید، اما مراقب باشید چگونه آن را روایت میکنید.
تناقض ظاهری: ضعفها را نگویید، اما این هم فهرست ضعفها
این توصیه اما به یک تناقض ظاهری میرسد. تنها چند پاراگراف بعد از هشدار درباره برجسته کردن ضعفها، خود مجتبی خامنهای فهرستی از مشکلات کشور ارائه میکند: تورم، بیکاری، قیمت کالا و خدمات، رشد اقتصادی، کمبود سرمایهگذاری و مشکلات تولید. او حتی از «زنجیره چالشهای اقتصادی و معیشتی» سخن میگوید. پس ممنوعیت مورد نظر او ظاهرا ممنوعیت ذکر مشکل نیست. مرز احتمالی جای دیگری است: میان «بیان مشکل» و «ساختن روایت شکست از مشکل».
در منطق پیام میتوان گفت تورم وجود دارد و باید با افزایش تولید، سرمایهگذاری و مدیریت قیمت حل شود. اما اگر همان مشکل به نتیجهای سیاسی درباره ناتوانی ساختاری حکومت، شکست سیاست اقتصادی یا ضرورت تغییر مسیر کلان منجر شود، ممکن است از نگاه رهبر جمهوری اسلامی به «روایت ضعف» تبدیل شود. این تمایز بعدتر در بحث «دوگانهسازیهای موهوم» آشکارتر میشود.
اقتصاد مقاومتی و «اسقاط تدریجی دلار»
نسخه اقتصادی پیام تقریبا همان الگوی آشنای اقتصاد مقاومتی است: تکیه بر تولید داخلی، مدیریت واردات، افزایش سرمایهگذاری، کنترل قیمت و استفاده از ظرفیتهای داخلی. اما در میان آنها یک عبارت غیرمعمول دیده میشود: «اسقاط تدریجی دلار از تراز نقشآفرینی مهم».
به زبان ساده، این همان دلارزدایی است. کاهش وابستگی تجارت و نظام پرداخت ایران به دلار و افزایش استفاده از ارزهای ملی و سازوکارهای جایگزین. این جمله از نظر سیاسی اهمیت دارد. در حالی که بخشی از بحث داخلی ایران درباره فشار اقتصادی به تحریم و رابطه با آمریکا گره میخورد، نسخه خامنهای عادیسازی رابطه با نظام مالی جهانی نیست. پاسخ او کاهش اهمیت همان نظام دلاری است. و بلافاصله میگوید دشمن میخواهد القا کند که راه آبادانی ایران از «تبعیت از او» میگذرد. پس در معماری پیام، بحران اقتصادی پذیرفته میشود، اما راهحل آن نباید به تغییر جهت راهبردی در سیاست خارجی منجر شود.
«جنگ یا مذاکره» چرا موهوم است؟
بعد از اقتصاد، پیام به حساسترین بخش سیاسی میرسد. خامنهای از «هر سخن ناامیدکننده» و «هر نوع دوگانهسازی موهوم» انتقاد میکند و خودش سه نمونه میآورد: «جنگ یا مذاکره»، «وفاق یا تندروی» و «سازش یا جنگطلبی». این انتخابها تصادفی به نظر نمیرسند. «جنگ یا مذاکره» یکی از مهمترین شکافهای سیاسی ماههای اخیر بوده است. پزشکیان بارها تاکید کرده مذاکره به معنای تسلیم نیست و آن را ابزاری برای دفاع از منافع ملی معرفی کرده است. «وفاق» نیز شعار محوری دولت پزشکیان است و در مقابل آن، مخالفان دولت بارها به عنوان جریان «تندرو» توصیف شدهاند. در سوی دیگر همین شکاف، طرفداران سیاست سختگیرانه نیز مذاکره را گاه «سازش» و حامیان آن را آماده عقبنشینی معرفی کردهاند. خامنهای ظاهرا هر دو شکل این صفبندی را رد میکند.
پیام او این نیست که مذاکره ممنوع است یا جنگ تنها گزینه است. بلکه میگوید تبدیل این سیاستها به دو اردوگاه هویتی که یکی «جنگطلب» و دیگری «سازشکار» باشد، به جامعه آسیب میزند. به این معنا، پیام در حال تعیین مرز اختلاف سیاسی مجاز است: درباره ابزارها اختلاف داشته باشید، اما اختلاف را به شکافی تبدیل نکنید که مشروعیت طرف مقابل را زیر سوال ببرد.
«پیوست انسجام اجتماعی» برای همه چیز
مهمترین تغییر لحن در پایان پیام رخ میدهد. خامنهای میگوید «هر اقدام» در عرصههای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، امنیتی و اقتصادی باید دارای «پیوست انسجام اجتماعی» باشد. حتی هشدار میدهد بعضی سیاستها ممکن است در میان بخشی از جامعه طرفدار داشته باشند، اما اگر چنین پیوستی نداشته باشند، میتوانند به همان حامیان نیز آسیب بزنند. او هیچ مثال مشخصی ارائه نمیکند. آیا منظور سیاست حجاب است؟ افزایش قیمت بنزین؟ اختلاف درباره مذاکره؟ برخورد با منتقدان؟ سیاست فرهنگی؟ متن پاسخ نمیدهد. و شاید همین ابهام مهمترین بخش پیام باشد.
زیرا وقتی معیار «آسیب به انسجام اجتماعی» تعریف حقوقی و مشخصی ندارد، دامنه آن میتواند بسیار وسیع باشد.
این همان جایی است که واکنش رضایی و قالیباف اهمیت پیدا میکند. رضایی پیام را بلافاصله به زبان امنیت ترجمه کرد: انسجام اجتماعی مولفه امنیت ملی است و تاکید خامنهای یک «راهبرد روشن و غیرقابل تفسیر». قالیباف همان مفهوم را از حوزه امنیت به حوزه تکلیف سیاسی و دینی برد و آسیب به آن را «حرام ملی و شرعی» نامید.
در فاصله چند ساعت، یک زنجیره ساخته شد:
خامنهای میگوید «ممنوع است».
دبیر شورای عالی امنیت ملی میگوید «راهبرد امنیت ملی» است.
رییس مجلس میگوید «حرام ملی و شرعی» است.
این هماهنگی لزوما اثباتکننده طراحی قبلی نیست، اما نشان میدهد دو مقام ارشد جمهوری اسلامی پیام را نه یک توصیه اخلاقی، بلکه دستورالعملی برای حکمرانی در دوره پس از جنگ فهمیدهاند.
انسجام یا کنترل روایت؟
پیام مجتبی خامنهای در ظاهر درباره «ایران قویتر» است، اما در عمق آن نگرانی دیگری دیده میشود: اینکه مشکلات اقتصادی، فشار جنگ و اختلافات سیاسی، انسجامی را که حکومت معتقد است در ماههای جنگ شکل گرفته، فرسوده کند. پاسخ پیشنهادی او فقط اقتصادی یا امنیتی نیست. بخشی از آن درباره «روایت» است.
قدرت باید برجسته شود. ضعف نباید به روایت مسلط تبدیل شود. اختلاف نباید جامعه را به «جنگطلب و سازشکار» یا «وفاقطلب و تندرو» تقسیم کند. همه سیاستها باید از فیلتر انسجام اجتماعی عبور کنند. اما همینجا پرسش اصلی باقی میماند:
چه کسی تعیین میکند یک سخن «ناامیدکننده» است یا شرح صادقانه واقعیت؟ چه نهادی تشخیص میدهد یک اختلاف سیاسی «دوگانهسازی موهوم» است؟ و مرز میان حفظ انسجام و محدود کردن نقد کجاست؟
پیام به این پرسشها پاسخ نمیدهد. اما شاید مهمترین نشانه درباره جهت حرکت جمهوری اسلامی همین باشد: در ایران پس از شش ماه جنگ، «انسجام اجتماعی» دیگر فقط توصیفی از رفتار جامعه نیست. دستکم در ادبیات رهبر جمهوری اسلامی، دبیر شورای عالی امنیت ملی و رییس مجلس، آرامآرام در حال تبدیل شدن به معیاری برای آن چیزی است که میتوان گفت، میتوان کرد و حتی میتوان دربارهاش اختلاف داشت.
دونالد ترامپ از توافقی برای تسلط آمریکا بر بیش از ۶۵ میلیارد بشکه از ذخایر نفت ونزوئلا خبر داد؛ اقدامی که میتواند دسترسی پالایشگاههای آمریکایی به نفت خام را افزایش دهد و از فشار قیمت سوخت بکاهد.
رییسجمهوری آمریکا جمعه ششم شهریور اعلام کرد واشینگتن با مشارکت شرکتهای خصوصی، «کنترل اکثریت» بر بیش از ۶۵ میلیارد بشکه از ذخایر اثباتشده نفت ونزوئلا، حجمی معادل حدود یکپنجم ذخایر عظیم نفتی این کشور، را به دست آورده است.
ترامپ جزئیات اندکی درباره ساختار حقوقی و مالی این توافق ارائه کرد و نام میدانهای نفتی یا شرکتهای مشارکتکننده را نیز اعلام نکرد. هنوز مشخص نیست آمریکا چگونه قرار است کنترل اکثریتی خود را بر این ذخایر اعمال کند.
او در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت مارکو روبیو، وزیر خارجه، و پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، با همکاری دلسی رودریگز، رییسجمهوری موقت ونزوئلا، این توافق را از طریق مشارکت با بخش خصوصی به دست آوردهاند.
به گفته ترامپ، اجرای این طرح هیچ هزینهای برای مالیاتدهندگان آمریکایی نخواهد داشت. دولت او امیدوار است شرکتهای آمریکایی بتوانند صنعت نفت فرسوده ونزوئلا را احیا کنند و تولیدات تازه این کشور را در اختیار پالایشگاههای آمریکا قرار دهند.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، نیز این توافق را به سود هر دو کشور توصیف کرد و در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که اجرای آن، دسترسی ایالات متحده به نفت ارزان و باثبات را تضمین میکند و به کاهش قیمت بنزین کمک خواهد کرد.
روبیو گفت این توافق برای ونزوئلا نیز نزدیک به ۱۰۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری بخش خصوصی به همراه خواهد داشت، از ایجاد هزاران شغل پردرآمد حمایت میکند و به بازسازی اقتصاد این کشور یاری میرساند.
دلسی رودریگز، رییسجمهوری موقت ونزوئلا، نیز از توافق نفتی با آمریکا استقبال کرد و گفت اجرای آن ۲۰۹ میلیارد دلار درآمد برای خزانهداری این کشور به همراه خواهد داشت.
میدانهای نفتی ممکن است به شرکتهای آمریکایی اجاره داده شوند
اعلام ترامپ پس از چند هفته مذاکره میان واشینگتن و کاراکاس صورت گرفت. محور مذاکرات، فراهمکردن دسترسی بلندمدت شرکتهای آمریکایی به مجموعهای از میدانهای نفتی ونزوئلا و تضمین انتقال نفت تولیدشده به ایالات متحده بوده است.
منابع آگاه پیشتر به رویترز گفته بودند دو طرف الگویی مبتنی بر اجاره را بررسی میکنند. براساس این الگو، ممکن است بهرهبرداری از میدانهای نفتی در مزایده به تولیدکنندگان آمریکایی واگذار شود.
چنین سازوکاری با موانع حقوقی و قانون اساسی در ونزوئلا روبهرو خواهد بود، زیرا دولت این کشور طبق قوانین موجود، کنترل فعالیتهای اصلی صنعت نفت را در اختیار دارد. ترامپ توضیح نداد توافق تازه چگونه با این محدودیتها سازگار خواهد شد.
این طرح در صورت اجرا، نقش آمریکا در صنعت نفت ونزوئلا را بهطور چشمگیری گسترش خواهد داد. واشینگتن از زمان دستگیری و برکناری نیکلاس مادورو، رییسجمهوری پیشین ونزوئلا، در ماه ژانویه، برای ایجاد جریان باثبات نفت خام این کشور به سوی پالایشگاههای آمریکا و افزایش سرمایهگذاری شرکتهای آمریکایی تلاش کرده است.
بزرگترین ذخایر جهان با تولیدی کمتر از ظرفیت
ونزوئلا بزرگترین ذخایر اثباتشده نفت جهان را در اختیار دارد، اما تولید روزانه آن تنها حدود یک میلیون و ۲۵۰ هزار بشکه است. سالها سرمایهگذاری ناکافی، سوءمدیریت و تحریم، ظرفیت تولید نفت این کشور را بهشدت کاهش داده است.
دولت ترامپ امیدوار است ورود سرمایه و فناوری شرکتهای آمریکایی، تولید نفت ونزوئلا را افزایش دهد. نفت بیشتر و ارزانتر میتواند بخشی از نیاز پالایشگاههای آمریکا را تامین و به کاهش قیمت بنزین کمک کند.
با این حال، احیای صنعت نفت ونزوئلا به سرمایهگذاری گسترده و چندین سال زمان نیاز دارد و مشخص نیست توافق اعلامشده بتواند پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا تاثیر محسوسی بر بازار سوخت بگذارد.
جنگ ایران قیمت نفت و بنزین را افزایش داده است
تلاش ترامپ برای دسترسی به نفت ونزوئلا در شرایطی انجام میشود که جنگ با ایران و محدودیت تردد در تنگه هرمز، عرضه جهانی انرژی را مختل کرده و قیمت نفت و سوخت در آمریکا را افزایش داده است. پیش از جنگ، حدود یکپنجم نفت و گاز معاملهشده جهان از این آبراه عبور میکرد.
اداره اطلاعات انرژی آمریکا در تازهترین برآورد خود اعلام کرده است محدودیت عبور نفتکشها از تنگه هرمز، ذخایر جهانی نفت را کاهش خواهد داد و میانگین قیمت نفت برنت را در سهماهه سوم سال ۲۰۲۶ نزدیک به ۸۵ دلار برای هر بشکه نگه خواهد داشت. این نهاد پیشبینی کرده است بخشی از اختلال در عرضه نفت تا پایان سال ۲۰۲۷ ادامه یابد.
براساس گزارش رویترز، قیمت متوسط هر گالن بنزین در آمریکا در میانه ماه اوت به حدود چهار دلار و هشت سنت رسیده بود که ۲۹ درصد بیشتر از یک سال قبل است. ترامپ نیز از آمریکاییها خواسته بود تا زمان پایان جنگ، ادامه قیمتهای بالای سوخت را تحمل کنند.
افزایش قیمت بنزین بر دولت ترامپ فشار وارد کرده است
دولت ترامپ در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره با فشار سیاسی ناشی از افزایش قیمت بنزین و هزینههای زندگی روبهروست. عرضه بیشتر نفت ونزوئلا میتواند در بلندمدت به کاهش این فشار کمک کند، هرچند تاثیر فوری آن به سرعت اجرای توافق و افزایش واقعی تولید بستگی دارد.
واشینگتن همچنین در پی راههایی برای پرکردن دوباره ذخایر راهبردی نفت آمریکاست. مبادله نفت خام با تولیدکنندگان داخلی، در کنار افزایش واردات از ونزوئلا، از گزینههایی است که دولت برای تقویت این ذخایر بررسی میکند.
اعلام ترامپ در حالی صورت گرفته است که ابهامهای اساسی درباره طرفهای تجاری، نحوه واگذاری میدانها، میزان سرمایهگذاری و حدود اختیار آمریکا باقی مانده است. روشنشدن این موارد تعیین خواهد کرد که طرح تازه به افزایش واقعی تولید نفت منجر میشود یا در مرحله یک اعلام سیاسی باقی میماند.
به نوشته نیویورکتایمز، شش ماه پس از آغاز جنگ با حکومت ایران، اهداف اصلی دونالد ترامپ هنوز محقق نشده و تنگه هرمز، برنامه هستهای تهران و هزینههای اقتصادی جنگ همچنان حلنشده باقی ماندهاند.
نیویورکتایمز در تحلیلی به قلم پیتر بیکر، خبرنگار ارشد کاخ سفید، نوشته است جنگی که دونالد ترامپ پیشبینی میکرد طی چهار تا شش هفته به نتیجه برسد، پس از شش ماه به مناقشهای بدون راهبرد خروج و پایانی روشن تبدیل شده است.
براساس این تحلیل، رییسجمهوری آمریکا در وضعیتی میان جنگ تمامعیار و صلح واقعی گرفتار شده است. او با وجود تهدیدهای مکرر، تمایلی به ازسرگیری بمباران گسترده ندارد و در عین حال نتوانسته است برای پایان جنگ با شرایط مطلوب واشینگتن به توافق برسد.
این وضعیت سبب شده ترامپ بدون آنکه پیروزی مشخصی به دست آورده باشد، هزینههای اقتصادی و سیاسی جنگ را در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره بپردازد.
ترامپ پنجشنبه پنجم شهریور گفت علاقهای به مذاکره یا دیدار با مقامهای ایرانی ندارد و تاکید کرد تنگه هرمز باز است و روزانه میلیونها بشکه نفت از آن عبور میکند. با این حال، نیویورکتایمز نوشته است حجم کشتیرانی در این آبراه همچنان بخش کوچکی از دوران پیش از جنگ است و بیثباتی در آن، بازار جهانی نفت را تحت تاثیر قرار داده است.
بیشتر اهداف اعلامشده آمریکا محقق نشدهاند
ترامپ در آغاز جنگ از نابودی توان نظامی [حکومت] ایران، توقف برنامه هستهای، قطع حمایت تهران از گروههای نیابتی و زمینهسازی برای رهایی مردم ایران از حاکمیت جمهوری اسلامی سخن گفته بود.
شش ماه بعد، نیویورکتایمز مینویسد بیشتر این اهداف محقق نشدهاند. نیروی هوایی و دریایی [حکومت] ایران آسیب دیدهاند، اما تهران همچنان توان حمله به پایگاههای آمریکا و متحدانش در منطقه را دارد. حمایت حکومت ایران از گروههای نیابتی کاهش یافته، اما متوقف نشده و حکومت نیز با وجود کشتهشدن رهبر پیشین جمهوری اسلامی و جانشینی پسرش، همچنان در قدرت است.
برنامه هستهای حکومت ایران نیز بهشدت آسیب دیده است، اما تهران از کنارگذاشتن آن خودداری میکند. تحلیلگران هشدار دادهاند جمهوری اسلامی ممکن است در آینده بخشهای تخریبشده این برنامه را بازسازی کند.
برت مکگورک، مشاور پیشین چند رییسجمهوری آمریکا در امور خاورمیانه، گفته است ترامپ در اعلام پیروزی اشتباه میکند، زیرا شمار اندکی از اهداف تعیینشده محقق شدهاند؛ با این حال، [حکومت] ایران نیز پیروز این جنگ نبوده است.
هزینه جنگ در افکار عمومی و اقتصاد آمریکا نمایان شده است
این تحلیل وضعیت جنگ را با پنج رقم خلاصه کرده است: ۶۳، ۱۲، ۱.۱۰، ۱۸ و ۷۵۹.
براساس تازهترین نظرسنجی موسسه ایپسوس، ۶۳ درصد آمریکاییها با جنگ مخالفاند و تنها ۳۱ درصد از آن حمایت میکنند؛ ارقامی که به نوشته نیویورکتایمز، یادآور پایینترین میزان حمایت عمومی از جنگ ویتنام است.
میانگین شمار کشتیهای عبوری از تنگه هرمز نیز از حدود ۱۳۰ فروند در روز پیش از جنگ به ۱۲ فروند کاهش یافته است.
قیمت متوسط هر گالن بنزین در آمریکا به چهار دلار و ۹ سنت رسیده که یک دلار و ۱۰ سنت بیشتر از زمان آغاز جنگ است. تاکنون ۱۸ نظامی آمریکایی نیز در این مناقشه کشته شدهاند.
جنگ همچنین ذخایر تسلیحاتی آمریکا را تحت فشار قرار داده است. براساس برآورد مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، شمار موشکهای رهگیر پاتریوت در زرادخانه آمریکا از دو هزار و ۳۳۰ فروند به حداقل ۷۵۹ فروند در ماه گذشته کاهش یافته است.
جک رید، بلندپایهترین عضو دموکرات کمیته نیروهای مسلح سنا، جنگ را شکستی با پیامدهای تاریخی خوانده و گفته است شش ماه پس از آغاز آن، هیچیک از اهداف آمریکا محقق نشده و موقعیت واشینگتن در خاورمیانه و جهان نیز تضعیف شده است.
حامیان جنگ از ادامه فشار بر حکومت ایران دفاع میکنند
حامیان سیاست ترامپ در مقابل میگویند آمریکا بدون ورود به یک جنگ زمینی پرهزینه، جمهوری اسلامی را به ضعیفترین وضعیت خود در ۴۷ سال گذشته رسانده است.
مارک دوبوویتز، مدیرعامل بنیاد دفاع از دموکراسیها، معتقد است [حکومت] ایران ناچار شده مهمترین ابزار فشار خود، یعنی تنگه هرمز، را در شرایطی به کار گیرد که از ضعف شدیدی رنج میبرد.
او وضعیت کنونی را نقطهای میان جنگ بزرگ و توافق نامطلوب توصیف کرده است؛ شرایطی که در آن آمریکا میتواند بدون آغاز عملیات تمامعیار، فشار نظامی و اقتصادی مستمری بر تهران وارد کند.
ویکتور دیویس هنسن، پژوهشگر موسسه هوور دانشگاه استنفورد، نیز راهبرد ترامپ را به محاصره تدریجی تشبیه کرده و گفته است فشار اقتصادی ممکن است توان حکومت ایران را بیشتر کاهش دهد یا زمینه خیزشهای داخلی را فراهم کند.
طرفداران این دیدگاه تاکید میکنند حتی اگر این راهبرد به پیروزی قاطع منجر نشود، ممکن است با هزینهای بسیار کمتر از جنگهای عراق و افغانستان مانع دستیابی حکومت ایران به سلاح هستهای شود.
منتقدان جنگ ایران را بهرهبردار راهبردی مناقشه میدانند
ریچارد هاس، مدیر پیشین برنامهریزی سیاسی وزارت خارجه آمریکا، جنگ ایران را «افتضاح» خوانده و گفته است هیچ نشانهای وجود ندارد که ثابت کند وضعیت آمریکا بهتر شده یا دستاوردهای جنگ ارزش هزینههای آن را داشته است.
هاس معتقد است جنگ عراق و مناقشه کنونی، هر دو بهشکلی متناقض به افزایش نفوذ راهبردی حکومت ایران کمک کردهاند. پس از سرنگونی صدام حسین، تهران به نیرویی مسلط در عراق تبدیل شد و اکنون نیز نشان داده است که میتواند با محدودکردن کشتیرانی در تنگه هرمز، بازار جهانی انرژی را مختل کند.
استیون کوک، پژوهشگر شورای روابط خارجی، عملیات نظامی ترامپ را جسورانه اما فاقد آمادگی و برنامهریزی منسجم توصیف کرده است. به گفته او، اگر آمریکا در نهایت پیروز شود، این نتیجه بیشتر محصول برتری قدرت آمریکا و ضعف نسبی حکومت ایران خواهد بود تا راهبرد موثر کاخ سفید.
ترامپ بارها پیروزی را اعلام کرده است
ترامپ از هفتههای نخست جنگ بارها مدعی پیروزی شده است. او هفتم مارس گفت آمریکا «از قبل پیروز شده»، ۲۵ آوریل اعلام کرد «همه برگها» در اختیار واشینگتن است و در ماههای مه و ژوئن نیز از پایان جنگ سخن گفت.
او این هفته تصویری با عبارت «ماموریت انجام شد؛ ۲۰۲۶» منتشر کرد؛ اشارهای به سخنرانی جورج دبلیو بوش در سال ۲۰۰۳ بر عرشه ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن. سخنرانی بوش که مدت کوتاهی پس از حمله به عراق انجام شد، بعدها به نماد اعلام زودهنگام پیروزی تبدیل شد.
نیویورکتایمز نوشته است برخلاف ادعای ترامپ، جنگ ایران نه به پیروزی قاطع آمریکا منجر شده و نه پایان مشخصی برای آن دیده میشود. دو طرف اکنون میزان توانایی یکدیگر برای تحمل فشار را میآزمایند و این وضعیت ممکن است برای مدتی طولانی ادامه پیدا کند.
مکگورک نیز گفته است شش ماه در مقیاس مناقشههای خاورمیانه مدت کوتاهی است و جنگ ایران احتمالا پایانی روشن نخواهد داشت؛ بلکه تنها موازنه قدرت را در رقابتی طولانی جابهجا خواهد کرد. به گفته او، هنوز نمیتوان تعیین کرد این موازنه سرانجام به سود کدام طرف تثبیت خواهد شد.