هدف اعلامشده واشینگتن، قطع ارتباط ایران با شبکه مالی و تجاری جهانی و واداشتن شرکای خارجی تهران به انتخاب میان ادامه تجارت با ایران یا حفظ دسترسی به نظام مالی مبتنی بر دلار است.
با این حال، بسته اعلامشده در روز دوشنبه دستکم در مرحله نخست از شدیدترین اقدام ممکن، یعنی تحریم بانکهای بزرگ چین و دیگر شرکای اصلی جمهوری اسلامی، فاصله داشت.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، در تشریح این سیاست گفت واشنگتن یک «تهاجم اقتصادی» علیه ارتباطات مالی ایران در سراسر جهان آغاز کرده است.
وزارت خزانهداری همزمان ۷۸ فرد، شرکت و شناور را به فهرست تحریمها افزود و دامنه فعالیتهایی را که میتوانند مشمول تحریمهای ثانویه شوند به پنج حوزه داراییهای دیجیتال، طلا، فناوری، هوانوردی و کشتیرانی گسترش داد.
پیام اصلی واشینگتن اما بیش از تحریمهای اعلامشده، متوجه کشورها و شرکتهایی بود که همچنان با جمهوری اسلامی تجارت میکنند.
بسنت هشدار داد موسسات مالی و شرکتهایی که به تبدیل نفت ایران به درآمد و انتقال آن به اقتصاد جمهوری اسلامی کمک کنند، ممکن است دسترسی خود به نظام مالی دلاری را از دست بدهند. او همچنین بانک ملی ایران را بهطور مشخص هدف قرار داد و گفت تمام شعب خارجی این بانک باید تعطیل شوند.
با این همه، وزارت خزانهداری مشخص نکرد چه کشورها یا بانکهایی در مرحله بعد هدف قرار خواهند گرفت و تحریمهای ثانویه دقیقا از چه زمانی اجرا میشوند. نام هیچیک از بانکهای بزرگ چینی که مظنون به تسهیل تجارت نفت جمهوری اسلامی هستند در فهرست تازه دیده نمیشود.
بسنت در پاسخ به این پرسش که چرا واشینگتن فورا سراغ شدیدترین مجازاتها نرفته است، گفت: «چرا باید بخواهم نظام مالی جهانی را منفجر کنم؟»
بهگفته او، دولت آمریکا میخواهد ابتدا به کشورها و شرکتها یک دوره زمانی برای قطع روابطشان با جمهوری اسلامی بدهد، اما پس از پایان این مهلت اقدامات میتواند به سرعت عملی شود.
معمای چین در سیاست فشار حداکثری
چین مهمترین آزمون این سیاست است. پکن طی سالهای اخیر بزرگترین خریدار نفت ایران بوده و بخش عمده نفت صادراتی جمهوری اسلامی را خریداری کرده است. در عین حال، محاصره دریایی بنادر ایران از سوی آمریکا، که از اواسط ژوئیه بار دیگر تشدید شده، جریان نفت ایران به چین را بهشدت کاهش داده است.
واشینگتن تاکنون عمدتا پالایشگاههای مستقل چینی موسوم به «تیپات»، واسطههای تجاری و نفتکشهای عضو «ناوگان سایه» جمهوری اسلامی را تحریم و از هدف قرار دادن بانکهای بزرگ چین یا شرکتهای دولتی این کشور پرهیز کرده است.
این احتیاط در آستانه دیدار مورد انتظار ترامپ و شی جینپینگ در واشینگتن در ماه سپتامبر اهمیت بیشتری دارد.
بهنوشته رویترز آمریکا نگران است تحریم بانکهای بزرگ چینی به اقدامات تلافیجویانه پکن، بهویژه محدود کردن صادرات مواد معدنی حیاتی و عناصر کمیاب، منجر شود و توافقهای اقتصادی میان دو کشور را به خطر اندازد.
با این حال بسنت تاکید کرد که «هیچکس فراتر از دسترس تحریمهای آمریکا نیست» و اگر بانکهای چینی بخشی از شبکه تبدیل نفت ایران به پول برای جمهوری اسلامی باشند، میتوانند هدف قرار گیرند.
او گفت: «اگر آنها معاملات را تسهیل کنند و بخشی از اکوسیستمی باشند که نفت ایران را به پول و پول را به سرکوب تبدیل میکند، هدف قرار خواهند گرفت.»
وزارت امور خارجه چین نیز در واکنش اعلام کرد تحریم و فشار راهحل بحران نیست و پکن برای حفاظت از منافع خود اقدامات لازم را انجام خواهد داد.
تهدید تهران به تلافی
جمهوری اسلامی در مقابل، ضمن کماهمیت جلوه دادن تاثیر فشارهای جدید، تهدید کرده است که ممکن است پاسخ آن صرفا اقتصادی نباشد.
علی مدنیزاده، وزیر اقتصاد جمهوری اسلامی، پس از اعلام اقدامات آمریکا گفت جمهوری اسلامی «کاملا برای تحریمهای آمریکا آماده» است و آنچه واشینگتن انجام میدهد یک «حمله تروریستی اقتصادی» است.
او با تاکید براینکه تهران نیز ابزارهای خود را در اختیار دارد، افزود: «دفاع ما دیگر چندان تدافعی نیست؛ دشمنان باید منتظر حمله باشند.»
مدنیزاده همچنین گفت چین و روسیه اقدامات آمریکا را نپذیرفتهاند و پیشبینی کرد کشورهای دیگری نیز در برابر فشار واشینگتن مقاومت کنند.
در این جمهوری اسلامی به تهدیدهای نظامی خود نیز ادامه داد.
حسین محبی، سخنگوی سپاه پاسداران، هشدار داد که در صورت تهدید زیرساختهای ایران، جمهوری اسلامی میتواند ضربات سنگینی به «منافع حیاتی» آمریکا و گلوگاههای انرژی وارد کند.
تهران پیش از اعلام بسته تحریمی نیز احتمال واکنش نظامی و محدودتر کردن جریان نفت از خلیج فارس را مطرح کرده بود.
این تهدیدها در شرایطی مطرح میشود که تنگه هرمز همچنان یکی از مهمترین اهرمهای جمهوری اسلامی است.
بهنوشته رویترز جنگ بخش قابل توجهی از توان متعارف نظامی حکومت ایران را از میان برده یا تضعیف کرده، اما جمهوری اسلامی هنوز از توان موشکی و پهپادی برای تهدید کشتیها و کشورهای منطقه برخوردار است.
ادامه محاصره و افزایش فشار بر اقتصاد
تحریمهای جدید بر اقتصادی اعمال میشوند که از جنگ و محاصره دریایی آسیب سنگینی دیده است. جمهوری اسلامی دهههاست با تحریمهای آمریکا مواجه است و در این مدت شبکه گستردهای از شرکتهای پوششی، واسطهها، صرافیها و نفتکشهایی با ثبت و مالکیت پیچیده برای دور زدن محدودیتها ایجاد کرده است.
آمریکا نیز شبکه تحریمها را به طور مداوم گسترش داده است. بر اساس آمار وزارت خزانهداری، از آغاز دور دوم ریاستجمهوری ترامپ در سال ۲۰۲۵ تاکنون بیش از هزار فرد، کشتی و هواپیما در ارتباط با جمهوری اسلامی تحریم شدهاند. اقدامات اخیر شبکه نفتکشهای سایه، شرکتهای بیمه کشتیرانی، شبکههای تامین قطعات تسلیحاتی و صرافیهای دیجیتال را نیز هدف گرفته است.
اما تفاوت مهم شرایط کنونی با سالهای گذشته، همراه شدن تحریمهای مالی با محاصره دریایی است. این محاصره صادرات نفت ایران را بهشدت کاهش داده و به گفته مقامها و تحلیلگران، آسیب اقتصادی بسیار بیشتری نسبت به تحریمهای معمول وارد کرده است.
با این حال رویترز در گزارشی نوشت که تجربه چند دهه تحریم نشان داده که فشار اقتصادی لزوما به تغییر سریع رفتار سیاسی تهران منجر نمیشود. جمهوری اسلامی تاکنون توانسته است هزینههای سنگینی را تحمل کند و شبکههای تازهای برای دور زدن محدودیتها بسازد. به همین دلیل برخی کارشناسان هشدار میدهند کارزار جدید، حتی در صورت موفقیت، احتمالا طولانی خواهد بود.
ادامه تلاشهای پاکستان برای میانجیگری
جنگ جمهوری اسلامی و آمریکا به مرز ششماهگی نزدیک میشود. حملات گسترده دو طرف طی هفتههای اخیر فروکش کرده، اما هیچ نشانه روشنی از دستیابی به توافق سیاسی دیده نمیشود. جنگ توان متعارف حکومت ایران را بهشدت تضعیف کرده و علی خامنهای، دیکتاتور پیشین ایران، نیز در جریان آن کشته شده است؛ با این حال وضعیت دقیق برنامه هستهای و توان موشکی و پهپادی باقیمانده جمهوری اسلامی همچنان نامعلوم است.
همزمان، اختلال در عبور نفت و مواد خام از تنگه هرمز قیمت جهانی انرژی را بالا نگه داشته و هزینه سیاسی جنگ را برای ترامپ افزایش داده است. از همین رو، واشینگتن در مقطع کنونی ظاهرا فشار اقتصادی را به ازسرگیری عملیات گسترده نظامی ترجیح میدهد.
در حالی که نبرد مستقیم نظامی فعلا کاهش یافته، مرکز ثقل جنگ بیش از پیش به اقتصاد، تجارت نفت، نظام مالی جهانی و رقابت بر سر تنگه هرمز منتقل شده است.
در کنار تهدیدها، تلاشهای دیپلماتیک نیز کاملا متوقف نشده است. عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، روز دوشنبه در سفری یکروزه به تهران با مسعود پزشکیان رییسدولت، محسن رضایی نماینده رهبر جمهوری اسلامی در شورای عالی امنیت ملی، محمدباقر قالیباف رییس مجلس شورای اسلامی، عباس عراقچی وزیر امور خارجه و اسکندر مومنی وزیر کشور در جمهوری اسلامی دیدار کرد.
رویترز بهنقل از منابع پاکستانی گزارش داد که این سفر پس از گفتوگوی منیر با ترامپ انجام شد.
پزشکیان در دیدار با فرمانده ارتش پاکستان گفت آمریکا باید «لحن و رویکرد» خود در قبال جمهوری اسلامی را تغییر دهد و اتکا به اجبار و زورگویی تنها دستیابی به توافق را دشوارتر میکند.
پاکستان پیشتر نیز میان تهران و واشینگتن میانجیگری کرده و تلاشهایش در ماه ژوئن به «تفاهمنامه اسلامآباد» منجر شده بود، اما آن چارچوب خیلی زود به بنبست رسید.