رهبر حزب محافظهکار کانادا خواستار اخراج فوری همکاران داوطلب سپاه پاسداران شد


رهبر حزب محافظهکار کانادا در دیدار با ایرانیان ونکوور از عملکرد دولت فدرال انتقاد کرد و خواستار اخراج فوری افرادی شد که به صورت داوطلبانه با سپاه پاسداران همکاری میکنند.
او با تاکید بر اینکه سربازان وظیفه نباید هدف قرار بگیرند، گفت این سربازان وظیفه خود قربانی این نهاد «تروریستی» هستند.
رهبر حزب محافظهکار کانادا همچنین از هماهنگی برای دیدار با شاهزاده رضا پهلوی و دعوت رسمی از او برای سفر به کانادا خبر داد.






پنتاگون به ۳۰ موسسه دانشگاهی آمریکا دستور داد همکاریهای پژوهشی و مالی خود را با برخی نهادهای خارجی بررسی کنند. دانشگاههایی که از اجرای این دستور خودداری کنند، ممکن است از دریافت بودجههای پژوهشی فدرال محروم شوند.
بر اساس بیانیه وزارت جنگ آمریکا که دوشنبه ۲۶ مرداد منتشر شد، این موسسات باید روابط خود با نهادهای خارجی مشخصشده در قوانین فدرال و همچنین سازمانهای مرتبط با موسسات کنفوسیوس را که با نامهای جدید فعالیت میکنند، مورد بررسی قرار دهند.
آنها همچنین موظف هستند احتمال افشای اطلاعات حساس یا مشمول محدودیتهای صادراتی را ارزیابی کنند و تا ۹ شهریور، نتایج بررسیها و اقدامهای خود برای کاهش خطرات، از جمله پایان دادن به «همکاریهای مسالهساز» را به پنتاگون گزارش دهند.
وزارت جنگ آمریکا نام این ۳۰ موسسه را منتشر نکرده است.
اجرای این دستور بر عهده بخش پژوهش و مهندسی وزارت جنگ آمریکا است. پنتاگون اعلام کرد هدف از این اقدام، جلوگیری از سوءاستفاده کشورهای رقیب از دستاوردهای علمی آمریکا، سرقت مالکیت فکری و انتقال غیرقانونی فناوریهایی است که با بودجه عمومی توسعه یافتهاند.
جوزف جوئل، دستیار وزیر جنگ در امور علوم و فناوری، دانشگاهها را «شرکای حیاتی» پنتاگون در اجرای برنامههای پژوهشی دانست و تاکید کرد وزارت جنگ باید اطمینان یابد این سرمایهگذاریها در برابر سوءاستفاده عوامل خارجی بهخوبی محافظت میشوند.
امیل مایکل، معاون وزیر جنگ در امور پژوهش و مهندسی، نیز گفت این وزارتخانه در برابر همکاریهای دانشگاهی که امنیت ملی را به خطر میاندازند، «هیچگونه مسامحهای» نخواهد داشت.
او افزود: «موسساتی که از مالیات شهروندان آمریکا بودجه دریافت میکنند، باید بالاترین معیارهای امنیت پژوهشی را رعایت کنند. این بازرسیهای اجباری پاسخگویی همهجانبه را تضمین خواهد کرد.»
حساسیت فزاینده پنتاگون به همکاریهای علمی با چین
فهرست سال مالی ۲۰۲۵ پنتاگون از نهادهای مسالهساز، نام ۱۳۰ سازمان در ایران، چین و روسیه را دربرمیگیرد؛ از آزمایشگاههای اندازهگیری الکترونیکی تا مراکز پژوهشهای علمی.
از آغاز سال مالی ۲۰۲۶، پنتاگون قادر نیست به «پژوهشهای بنیادی» مرتبط با این سازمانها بودجه اختصاص دهد. این ممنوعیت شامل پژوهشهای مشترک، استفاده از تجهیزات و همکاری با کارکنان این نهادها میشود.
هرچند دولت دونالد ترامپ در راهبرد دفاع ملی سال ۲۰۲۶، چین را در رتبهبندی تهدیدها برای ایالات متحده به جایگاه دوم تنزل داد، پنتاگون همچنان با حساسیت فزایندهای احتمال استفاده از پژوهشها و فناوریهای آمریکایی برای تقویت توان نظامی پکن را بررسی میکند.
خبرگزاری رویترز ۹ مرداد گزارش داد پژوهشگران نظامی چین از خروجی مدلهای هوش مصنوعی آمریکایی برای آموزش سامانههای بومی خود استفاده کردهاند.
وبسایت «میلیتاری تایمز» نوشت چین از سال ۲۰۰۴ موسسات کنفوسیوس را با هدف آموزش زبان ماندارین و معرفی فرهنگ این کشور در سراسر جهان راهاندازی کرد.
این موسسات که با وزارت آموزش چین ارتباط داشتند، اغلب با دانشگاهها همکاری میکردند و معمولا دستکم ۱۰۰ هزار دلار برای اجرای برنامهها در اختیار آنها میگذاشتند.
پس از آنکه کنگره آمریکا بودجه فدرال دانشگاههای مرتبط با موسسات کنفوسیوس را محدود کرد، تقریبا همه آنها تعطیل شدند.
با این حال، گزارش یک نهاد نظارتی دولت آمریکا در سال ۲۰۲۳ نشان داد برخی دانشگاهها همچنان از سازمانهای چینی مرتبط با این موسسات حمایتهایی دریافت میکردند.
من جلوی مرگ افراد بر اثر خونریزی را میگیرم. بهعنوان متخصص رادیولوژی مداخلهای عروق و تروما در لسآنجلس، محل خونریزیهای شدید را پیدا میکنم و ظرف چند دقیقه متوقفشان میکنم. با این حال، برای آنچه در میان قربانیان اعتراضات دیماه در داخل و خارج از کشور دیدم، آماده نبودم.
سرکوب در ایران بازماندگان را در سه جا دنبال میکند: در بیمارستان، جایی که زخمهایشان ممکن است هویتشان را آشکار کند؛ در بدنشان، جایی که ساچمهها و درد باقی میمانند؛ و در تبعید، جایی که جای زخمها، بازگشت ناگهانی خاطرات و ترس، سالها بعد نیز ادامه دارند.
تمام معترضان مجروحی که به آنها مشاوره دادم، از نظام درمانی میترسیدند؛ نه از پزشکانی که میکوشیدند به آنها کمک کنند، بلکه از آنچه ممکن بود در صورت شناساییشدنشان از روی زخمها رخ دهد.
دسترسی به درمان باید خط قرمز باشد. بیماران باید بتوانند بدون آنکه بهدلیل زخمهایشان مجازات شوند، برای درمان مراجعه کنند و اعضای کادر درمان نیز باید بتوانند بدون ارعاب آنها را درمان کنند.
با این حال، کارشناسان سازمان ملل گزارش دادهاند نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی وارد مراکز درمانی شدهاند، برای بازداشت معترضان مجروح تلاش کردهاند و افرادی را در داخل و اطراف این مراکز بازداشت کردهاند.
از لسآنجلس، به پزشکانی پیوستم که از طریق «MAHSA Medical» به غیرنظامیان مجروح، مشاوره پزشکی رایگان و محرمانه از راه دور ارائه میکردند.
همچنین از طریق شبکهای از پزشکان در آمریکا که با همکاران و بستگان خود در داخل ایران در ارتباط بودند، به مجروحان کمک کردم.
از طریق واتساپ و تلگرام مستقیما با غیرنظامیان مجروح صحبت کردم و هر زمان که شرایط امنیتی و دسترسی به اینترنت اجازه میداد، آنها را در تماس ویدیویی زنده معاینه کردم.
عکسها، تصاویر پزشکی و فایلهای صوتی و ویدیویی را بررسی کردیم. این مدارک از خانههایی که معترضان در آنها پنهان شده بودند، ارسال میشد.
بیماران به ما میگفتند میترسند حتی مراجعه به داروخانه برای دریافت آنتیبیوتیک یا مسکن باعث شود بهعنوان مجروح اعتراضات شناسایی شوند.
آنها در سکوت و در خانه رنج میکشیدند و ما از هزاران کیلومتر دورتر میکوشیدیم تا حد امکان به آنها مراقبت پزشکی ارائه کنیم.
در یکی از تماسهای ویدیویی زنده، مرد جوانی را دیدم که زخمی عمیق روی دست راستش داشت و بهشدت خونریزی میکرد.
او گفت نیروهای امنیتی با سلاحی شبیه قمه به او حمله کرده و دستش را تا تاندونها بریدهاند.
این جراحت نیازمند معاینه پزشکی کامل و احتمالا جراحی ترمیمی بود، اما او میترسید نوع جراحتش باعث شناسایی او شود.
بهجای آنکه او در اتاق جراحی تحت درمان قرار گیرد، درباره راههای تثبیت موقت جراحت با استفاده از وسایل موجود در خانه صحبت کردیم. او حتی در حالی که خونریزی میکرد و درد شدیدی داشت، به شکلی چشمگیر آرام بود.
پس از سالها درمان آسیبهای شدید و مرگبار، هرگز چنین ترکیبی از درد جسمی، ترس شدید و استقامت را ندیده بودم.
این مراقبت جای درمان پزشکی مناسب را نمیگرفت؛ تنها تلاشی برای کاهش آسیب در شرایطی بود که مراجعه برای دریافت مراقبتهای عادی خطرناک به نظر میرسید.
جراحات ناشی از اصابت ساچمه حتی گستردهتر بود. بیماران از نوجوانان تا زنان بالای ۷۰ سال را شامل میشدند.
در بدن برخی، ۲۰ قطعه ساچمه یا بیشتر در یک ناحیه تجمع کرده بود و برخی دیگر بیش از ۱۰۰ قطعه در بدن داشتند.
موارد اصابت ساچمه به صورت و چشمها، گردن، قفسه سینه، دستها، لگن، قسمت بالایی رانها و ناحیه ادراری-تناسلی را بررسی کردم؛ در نزدیکی ساختارهایی حساس که آسیب به آنها میتواند به نابینایی، خونریزی شدید و مرگبار، آسیب عصبی، آسیب جنسی یا آسیب به باروری، معلولیت یا مرگ منجر شود.
در مواردی که بررسی کردم، برآورد من این بود که بیش از ۹۵ درصد ساچمههای باقیمانده در بدن را هرگز نمیتوان بهطور ایمن خارج کرد.
قطعات ساچمه میان مفاصل کوچک دست و بند انگشتان، درون یا کنار مفاصل بزرگتر و در نزدیکی ساختارهای ظریف عصبی و عروقی جای گرفته بودند.
تلاش جراحان برای یافتن و خارج کردن تکتک این قطعات کوچک میتواند به عصب، رگ خونی، تاندون یا مفصل آسیب برساند و زیانی بیشتر از باقی ماندن آنها در بدن ایجاد کند.
این به معنای بیخطر بودن ساچمهها نیست. آنها میتوانند بهطور مزمن عصبها و مفاصل را تحریک کنند و باعث درد، خشکی، کاهش دامنه حرکتی و التهابهای مکرر شوند.
برخلاف اصابت یک گلوله که تنها یک مسیر زخم به وجود میآورد، شلیک تفنگ ساچمهای میتواند دهها جسم خارجی دائمی را در بافتهایی پراکنده کند که جراحی و بررسی آنها بدون خطر ممکن نیست.
آسیبهای چشمی ابعاد این صدمات را نشان میدهند. در جریان سرکوب اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، به روایت پزشکانی که گاردین به آنها استناد کرده است، تنها در یک بیمارستان تهران بیش از ۴۰۰ مورد آسیب چشمی ناشی از اصابت گلوله ثبت شد.
پزشکان از نابینایی دائمی و آسیبهای جبرانناپذیر به چشمها خبر دادند. این وضعیت ادامه الگویی بود که در جریان خیزش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ دیده شد؛ زمانی که چشمپزشکان دستکم ۵۸۰ مورد آسیب جدی چشمی را گزارش کردند.
آمار این آسیبها در سراسر ایران همچنان مشخص نیست.
سالها پس از آنکه خیابانها آرام میشوند، ساچمهای که در کنار یک عصب یا داخل یک مفصل باقی مانده است، میتواند هر حرکت عادی را با درد و خاطره همراه کند.
هر بار که انگشتی خم میشود، ممکن است صدای تیراندازی، ترس و لحظه زخمی شدن را برای بازمانده زنده کند.
اما همین زخمها میتوانند به مدرکی علیه مجروحان تبدیل شوند. رویترز گزارش داد سپاه پاسداران و پلیس در پی دستیابی به پروندههای بیمارستانی بودند تا معترضانی را پیدا کنند که پیشتر از بیمارستان مرخص شده بودند.
آسوشیتدپرس نیز نوشت برخی پزشکان برای جلوگیری از شناسایی بیماران، ساچمهها را از بدن آنها خارج کردند یا پروندههای پزشکی را تغییر دادند.
وجود ساچمه در بدن بهخودیخود عقاید یا رفتار یک فرد را ثابت نمیکند، اما در چنین شرایطی میتواند به نشانهای فیزیکی برای ظن به مشارکت او در اعتراضات تبدیل شود.
شناسایی فرد میتواند او را در معرض دستگیری، بازداشت و پیگرد قضایی، از جمله در پروندههایی با مجازات اعدام، قرار دهد.
پروندههای پزشکی، تصاویر و معاینات پزشکی قانونی باید به شکلی امن حفظ شوند، نه اینکه به ابزار نظارت و شناسایی تبدیل شوند.
وقتی مجروحان از مراجعه به بیمارستان خودداری میکنند، نهتنها فرصت درمان را از دست میدهند، بلکه امکان ثبت و مستندسازی آنچه بر آنها گذشته است نیز از بین میرود.
سوی دیگر این فرایند را در جایگاه پزشک ارزیاب داوطلب در شبکه پناهندگی «پزشکان برای حقوق بشر» میبینم.
در ارزیابی پزشکی قانونی، بررسی میکنم که آیا جای زخمها، آسیبهای مزمن و علائم روانی یک پناهجو از نظر پزشکی با سابقه آزار و اذیتی که شرح میدهد، مطابقت دارد یا نه.
علم پزشکی نمیتواند تعیین کند فرد از نظر حقوقی واجد شرایط پناهندگی است، نمیتواند تنها از روی یک جای زخم مهاجم را شناسایی کند و نمیتواند تمام جزییات یک رویداد را اثبات کند.
اما میتواند یافتهها را ثبت کند، احتمالهای دیگر را در نظر بگیرد و مشخص کند شواهد بالینی تا چه اندازه با روایتی که فرد ارائه کرده است، مطابقت دارند.
مردی حدودا ۴۰ ساله گفت آزار و اذیت او از حدود ۲۰ سال پیش آغاز شده و در این سالها بارها تکرار شده است.
خانواده او یک تالار عروسی را اداره میکردند که پخش موسیقی و جشن مشترک زنان و مردان در آن بارها به دخالت نیروهای بسیج یا سپاه پاسداران منجر شده بود.
او از بازداشتهای مکرر، از جمله حبس انفرادی بدون برخورداری از روند قضایی موثر، گفت. در یکی از حملات، او بر اثر ضربات چاقو از ناحیه ران و پشت قفسه سینه دچار جراحات شد و به جراحی فوری عروق و حدود یک ماه بستری در بیمارستان نیاز پیدا کرد.
سالها بعد، من جای زخمهای گسترده، کاهش قدرت نبض، تحلیل عضلانی و عوارض مزمن عروقی و عصبی را ثبت کردم که از نظر پزشکی با آسیب نافذ شدید در نزدیکی شریان فمورال مطابقت داشتند.
چنین جراحتی میتواند باعث خونریزی شدید، شوک، از دستدادن اندام و مرگ شود. یک زخم نمیتواند قصد یا نیت مهاجم را اثبات کند، اما میتواند نشان دهد خشونت اعمالشده تهدیدی برای جان فرد بوده است.
نزدیک به دو دهه پس از آغاز این آزار و اذیت، او همچنان از درد، کابوس، بیخوابی و بازگشت ناگهانی خاطرات رنج میبرد.
اخبار ایران و اختلال در ارتباط با خانوادهاش تمرکز و کار او را مختل میکرد. او از خطر فوری گریخته بود، اما خطر همچنان بر زندگیاش سایه انداخته بود.
همین روند را در بازماندگان دیگری دیدهام: جای زخمهایی که از نظر پزشکی با روایتهای ضربوشتم و شلاقزدن مطابقت دارند، همراه با هراس، گسستگی روانی و افسردگی که ممکن است مدتها پس از فرار فرد ادامه پیدا کنند.
همه آسیبهای ماندگار قابل مشاهده نیستند و هیچ علامت واحدی نمیتواند آنچه رخ داده است اثبات کند. اما ارزیابی پزشکی قانونی با در نظر گرفتن آثار تروما میتواند آنچه خشونت بر جای گذاشته است، مستند کند.
اعدام و بازگرداندن اجباری همچنان بخشی از خطرهای جدی این وضعیت به شمار میروند، اما محور این روایت پزشکی نیستند.
عفو بینالملل مواردی از معترضان را مستند کرده است که در بازداشت بدون امکان ارتباط با بیرون نگهداری شدهاند، از مراقبت پزشکی محروم بودهاند و در روندهای قضایی همراه با شکنجه قرار گرفتهاند؛ از جمله پروندههایی که مجازات اعدام در پی دارند.
برای بازماندگانی که در خارج از ایران در پی حمایت هستند، بازگرداندهشدن میتواند به معنای قرار گرفتن دوباره در معرض همان نهادهایی باشد که آنها عامل آزار خود معرفی میکنند.
واکنش به این وضعیت باید با حفاظت از استقلال پزشکی آغاز شود. کادر درمان در ایران باید بتوانند بدون ارعاب یا مجازات، بیماران را درمان کنند. نهادها و بازرسان بینالمللی باید حملات علیه بیماران، کارکنان درمانی و مراکز درمانی را مستند کنند.
دولتهایی که درخواستهای پناهندگی را بررسی میکنند، باید از محرمانگی اطلاعات حفاظت و امکان دسترسی به ارزیابی پزشکی قانونی از سوی متخصصان واجد صلاحیت را فراهم کنند.
هیچکس نباید ناچار شود میان درمان نشدن یک آسیب ناتوانکننده و آشکار کردن هویت خود برای کسانی که از آنها میترسد، یکی را انتخاب کند.
بهعنوان یک ایرانی-آمریکایی، این کار برای من امری شخصی است. اما نتیجهگیریهای پزشکی من باید بر معاینه، تصویربرداری، شواهد بالینی و صراحت درباره آنچه این یافتهها میتوانند و نمیتوانند اثبات کنند، استوار باشد.
زخم صرفا نشانی از آنچه بر یک بدن گذشته نیست. اگر بهدرستی درمان و بهطور مستقل مستند شود، میتواند بخشی از مستندات آنچه بر یک جامعه گذشته است نیز باشد.
مقامهای جمهوری اسلامی ممکن است بکوشند مجروحان را از مراجعه به بیمارستان بترسانند، کسانی را که آنها را درمان میکنند مرعوب کنند و شواهد باقیمانده را پنهان کنند.
پزشکی بهتنهایی نمیتواند این سازوکار را متوقف کند، اما میتواند از مجروحان مراقبت کند، روایتهایشان را حفظ کند و نگذارد شواهدی که نیروی سرکوب در تلاش برای محو آنهاست، از بین بروند.
سایت اتلتیک گزارش داده که سازمان غیرانتفاعی و گروه کنشگری «فراسکوئر»، در نامهای به کمیته حکمرانی، حسابرسی و انطباق فیفا از این نهاد خواسته است جیانی اینفانتینو را فاقد صلاحیت برای نامزدی یک دوره دیگر در انتخابات ریاست فیفا در سال آینده اعلام کند.
این سازمان غیرانتفاعی و گروه کنشگری، میگوید برای ترویج «حکمرانی بهتر و دموکراتیکتر با هدف جلوگیری از نقش داشتن نهادهای ورزشی در ایجاد آسیب و رنج» فعالیت میکند.
این سازمان که به یکی از مهمترین گروههای فشار علیه ریاست اینفانتینو تبدیل شده است، پیشتر در ماه دسامبر ۲۰۲۵ شکایتی هشت صفحهای به کمیته اخلاق فیفا ارایه کرد و در آن، اینفانتینو، رییس فیفا، را به «نقض مکرر» وظیفه این نهاد در حفظ بیطرفی سیاسی متهم کرد.
فراسکوئر همچنین خواستار تحقیق درباره روندی شد که به اهدای نخستین «جایزه صلح فیفا» به دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، انجامید.
فدراسیون فوتبال نروژ نیز پس از آن از این شکایت حمایت کرد و از کمیته خواست درباره اینکه آیا اینفانتینو اساسنامه فیفا را نقض کرده است یا نه، تصمیمگیری کند.
از آن زمان، ریاست اینفانتینوی ۵۶ ساله با جنجالها و رسواییهایی روبهرو شده است؛ از جمله ماجرای تعلیق محرومیت فولارین بالوگان، مهاجم تیم ملی آمریکا، در جریان جام جهانی و سپس طرح مخفیانه اینفانتینو برای فروش سهمی از رویدادها و رقابتهای فیفا به «ترایو کپیتال»، شرکت جاشوا کوشنر.
در پی این حواشی، چشمانداز انتخاب مجدد اینفانتینو با موانعی روبهرو شده است؛ یوفا با رییس فیفا وارد تقابل شده و کونکاکاف و کنفدراسیون فوتبال آسیا نیز رهبری او را زیر سوال بردهاند.
اکنون فراسکوئر درخواست دیگری به فیفا ارایه کرده است و این بار میخواهد مانع نامزدی اینفانتینو برای چهارمین دوره ریاست در سال آینده شود؛ دورهای که در صورت انتخاب، ریاست او را تا سال ۲۰۳۱ ادامه خواهد داد. اینفانتینو تاکنون تنها نامزدی است که قصد خود را برای شرکت در انتخابات اعلام کرده است.
اینفانتینو در سال ۲۰۱۶ و در پی رسواییهای فساد در فیفا به ریاست این نهاد رسید.
رییسان فیفا حداکثر میتوانند سه دوره در این سمت باشند، اما اینفانتینو در سال ۲۰۲۲ اعلام کرد نخستین دوره ریاستش در این محدودیت محاسبه نمیشود، زیرا آن دوره بهعنوان تکمیل آخرین دوره ناتمام سپ بلاتر در نظر گرفته شده است، نه یک دوره مستقل که باید در سقف سه دوره محاسبه شود.
نامه فراسکوئر که ۱۳ آگوست، چهار روز پیش ارسال شده، خطاب به سه عضو کمیته بازبینی فیفا است که زیرمجموعه کمیته حکمرانی، حسابرسی و انطباق محسوب میشود.
به گزارش اتلتیک در این نامه آمده: «این نامه را برای درخواست از شما مینویسیم تا آقای اینفانتینو را فاقد صلاحیت برای نامزدی دوباره ریاست فیفا اعلام کنید، زیرا او هماکنون در حال سپری کردن سومین و آخرین دوره ریاست خود است. تصمیم پیشین کمیته حکمرانی، حسابرسی و انطباق برای محاسبه نکردن نخستین دوره ریاست او، آشکارا متن و هدف مقررات اساسنامه فیفا درباره محدودیت دوره ریاست را نقض میکند.»
در این نامه استدلال شده است که امکان حضور اینفانتینو برای چهارمین دوره ریاست «ظاهرا بر اساس تصمیم یا نظری فراهم شده که کمیته حکمرانی، حسابرسی و انطباق در سال ۲۰۲۲ صادر کرده است.»
در ادامه آمده است: «شورای فیفا ۱۶ دسامبر ۲۰۲۲ جلسهای در دوحه قطر برگزار کرد و پس از آن فیفا بیانیهای مطبوعاتی منتشر کرد که در آن به این تصمیم اشاره شده بود: "شورای فیفا همچنین به اتفاق آرا موافقت خود را با نظر کمیته حکمرانی، حسابرسی و انطباق تایید کرد مبنی بر اینکه دوره بین سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۹ برای رییس کنونی فیفا یک دوره ریاست محسوب نمیشود و بنابراین او در آستانه پایان نخستین دوره ریاست خود قرار دارد."»
با این حال، فراسکوئر میگوید گزارشی که کمیته حکمرانی، حسابرسی و انطباق در اختیار شورای فیفا قرار داده، هرگز بهطور عمومی منتشر نشده است و فیفا نیز اطلاعات اندکی درباره این موضوع منتشر کرده است. این سازمان استدلال میکند از آنجا که اینفانتینو در سال ۲۰۱۶ در یک کنگره فوقالعاده انتخاب شد، اساسنامه فیفا باید بهگونهای تفسیر شود که بر اساس آن، او تا سال آینده سه دوره ریاست را سپری کرده باشد.
در نامه آمده است: «نه اساسنامه فیفا و نه مقررات حکمرانی فیفا هیچ بندی ندارند که اجازه دهد یک دوره ریاست به این دلیل که به حداکثر مدت چهار سال نرسیده است، در محاسبه دورههای ریاست منظور نشود. اساسنامه بهصراحت میگوید "هیچ فردی نمیتواند بیش از سه دوره در مقام ریاست خدمت کند" و هیچ تمایزی میان این دورههای ریاست قایل نشده است. متن این مقررات روشن است و هیچ استثنایی بر اساس کامل یا ناتمام بودن دوره ریاست یا نوع کنگره، عادی یا فوقالعاده، که انتخابات در آن برگزار شده باشد، در نظر نمیگیرد.»
فراسکوئر استدلال میکند که «تفسیری که سه سال نخست حضور در مقام ریاست را محاسبه نکند، با روح و هدف این مقررات نیز مغایرت خواهد داشت.»
این سازمان میگوید این محدودیت در پی توصیههای کمیته اصلاحات فیفا در سال ۲۰۱۶ وضع شد؛ کمیتهای که پیشنهاد کرده بود «برای جلوگیری از فساد، تقلب و اقدام در جهت منافع شخصی و همچنین شفافتر و پاسخگوتر کردن این سازمان، تغییرات قابل توجهی در ساختار نهادی و فرایندهای اجرایی آن ضروری است.»
در این نامه تاکید شده است: «باید توجه داشت که آقای اینفانتینو بهعنوان نماینده یوفا در کمیته اصلاحات فیفا در سال ۲۰۱۶ حضور داشت.»
در نامه همچنین ابراز نگرانی شده است که یک رییس فیفا بتواند از جایگاه خود در شورای فیفا سوءاستفاده کند و پیش از پایان یک دوره کامل، انتخابات زودهنگام برگزار کند؛ اقدامی که از نظر نظری میتواند به او امکان دهد «برای مدت نامحدودی در قدرت باقی بماند».
در نامه آمده است: «با توجه به موارد مختلف سوءاستفاده آقای اینفانتینو از قدرت و ناکامی شورای فیفا در پاسخگو کردن او، چنین سناریویی محتمل است.»
در این نامه همچنین گفته شده است که ترکیب و ریاست کمیته حکمرانی، حسابرسی و انطباق و همچنین کمیته بازبینی، که بهعنوان زیرمجموعه آن فعالیت میکند، از سال ۲۰۲۲ تغییر کرده است و تصمیم آن سال ممکن است بازتابدهنده موضع کنونی کمیته بازبینی نباشد.
فراسکوئر در نتیجه از اعضای کنونی کمیته میخواهد «آقای اینفانتینو را فاقد صلاحیت برای نامزدی ریاست فیفا اعلام کنند، زیرا این نامزدی چهارمین دوره ریاست او محسوب میشود و در نتیجه ناقض اساسنامه فیفا خواهد بود.»
کووید-۱۹ ممکن است افزون بر ایجاد عفونت شدید، ویروسهایی را که سالها بیسروصدا در بدن پنهان ماندهاند، دوباره فعال کند؛ پدیدهای که احتمالا با کووید طولانی و ناتوانی پایدار برخی بیماران ارتباط دارد.
به گزارش پایگاه خبری ساینسدیلی، پژوهشگران بیمارستان کودکان بوستون و چند مرکز علمی دیگر دریافتند ابتلا به کووید-۱۹ میتواند به فعالیت مجدد ویروسهای نهفتهای مانند اپشتینبار، سیتومگالوویروس و چند نوع ویروس هرپس در بیماران بینجامد.
این پژوهش با مشارکت ۱۵ موسسه زیستپزشکی در سراسر آمریکا انجام گرفت و نتایج آن در نشریه «نیچر» منتشر شد.
این یافتهها درک تازهای از چگونگی فعالیت ویروسهای ماندگار در بدن به دست میدهد و میتواند زمینه را برای یافتن راههایی بهمنظور جلوگیری از فعال شدن دوباره ویروسها یا درمان پیامدهای آن فراهم کند.
ویروسهایی مانند اپشتینبار، سیتومگالوویروس و هرپس بسیار شایع هستند و پس از ورود به بدن میتوانند سالها در حالت نهفته باقی بمانند.
این ویروسها در بسیاری از افراد هیچ علائمی ایجاد نمیکنند، اما شواهد فزاینده نشان میدهد فعال شدن دوباره آنها ممکن است در بروز بیماریهای خودایمنی و دیگر عوارض طولانیمدت نقش داشته باشد.
بررسی بیش از هزار بیمار در ۲۰ مرکز پژوهشی
اوفر لوی، مدیر بخش واکسیناسیون هدفمند در بیمارستان کودکان بوستون، سرپرستی تحقیقات این مرکز را بر عهده داشت.
در این مطالعه، وضعیت ۱۱۵۴ بیمار بستری در ۲۰ بیمارستان آمریکا بررسی شد. هدف پژوهشگران، شناسایی نشانگرهای زیستی مرتبط با شدت کووید-۱۹ و پیامدهای آن برای بیماران بود.
پژوهشگران با بهرهگیری از توالییابی ژنومی، نمونههای جمعآوریشده را برای یافتن نشانههای فعال شدن ویروسهای نهفته مورد بررسی قرار دادند.
جوآن دیرای آرس، مدیر بخش تحلیل داده برنامه واکسیناسیون هدفمند، این تحقیق را بزرگترین و جامعترین مطالعه درباره نشانگرهای زیستی کووید-۱۹ توصیف کرد.
به گفته او، پژوهشگران بیش از هزار بیمار را زیر نظر گرفتند و بیش از ۲۰۰ هزار نمونه جمعآوری کردند.
کشف نشانهای تازه از عوامل موثر بر کووید طولانی
پژوهشگران در ۴۰ روز نخست پس از بستری شدن بیماران، نشانههای فعالیت مجدد ۱۱ ویروس را شناسایی کردند.
اپشتینبار، هرپس سیمپلکس نوع یک، سیتومگالوویروس و ویروسهای خانواده آنلوویریده از شایعترین موارد بودند.
در میان یافتهها، ارتباط فعال شدن آنلوویریده با ناتوانی جسمی بلندمدت و کووید طولانی بیش از همه توجه پژوهشگران را جلب کرد.
آنلوویریده خانوادهای کمتر شناختهشده از ویروسهاست که در بدن حدود ۹۰ درصد جمعیت جهان وجود دارد و معمولا بهصورت نهفته باقی میماند.
لوی ارتباط این ویروسها با کووید طولانی را یافتهای مهم خواند، زیرا میلیونها نفر در سراسر جهان با عوارض مزمن این بیماری دستوپنجه نرم میکنند.
نقش التهاب در فعال شدن ویروسهای نهفته
بررسی نمونههای خون همچنین الگویی غیرمنتظره را درباره اپشتینبار و سیتومگالوویروس آشکار کرد.
به نظر میرسد فعال شدن دوباره این ویروسها نه در نتیجه تضعیف سیستم ایمنی، بلکه در واکنش به التهاب رخ میدهد.
این یافته دیدگاه غالب را مبنی بر اینکه ویروسهای نهفته عمدتا در پی سرکوب سیستم ایمنی فعال میشوند، به چالش میکشد.
بر پایه نتایج تحقیق، هنگام ابتلا به بیماری شدید، بهویژه در شرایط التهاب گسترده در بدن، ویروسهای نهفته ممکن است حتی در افرادی که ظاهرا سیستم ایمنی سالمی دارند، بارها فعال شوند.
لوی گفت اگرچه بسیاری دیگر کرونا را معضلی جدی نمیدانند، در فصل بیماریهای تنفسی ۲۰۲۵ تا ۲۰۲۶ تا ۵۰ هزار آمریکایی بر اثر این بیماری جان باختند و برخی برآوردها نشان میدهد بیش از ۱۰ میلیون بزرگسال در آمریکا با کووید طولانی دستوپنجه نرم میکنند.
او افزود دیر یا زود ممکن است همهگیری دیگری از ویروسهای کرونا رخ دهد و باید از تجربه کووید-۱۹ برای آمادگی بیشتر درس گرفت.
به گزارش ساینسدیلی، پژوهشگران در مرحله بعد، واکنش سیستم ایمنی به ویروسهای دوباره فعالشده را در طول دوره ابتلا بررسی خواهند کرد.
هدف آنها شناسایی درمانهای موثر و تعیین مناسبترین زمان برای مداخلات احتمالی است.
پایگاه خبری بلومبرگ گزارش داد عربستان سعودی نفت خام خود را در نزدیکی سواحل عمان عرضه کرده است. این اقدام میتواند حاکی از آن باشد که این کشور نیز مانند امارات متحده عربی، در حال افزایش انتقال نفت با کشتی از تنگه هرمز است.
بلومبرگ دوشنبه ۲۶ مرداد به نقل از منابع آگاه نوشت شرکت دولتی آرامکو محمولههای نفت خام را در مناطقی از جمله صحار در دریای عمان برای انتقال از یک کشتی به کشتی دیگر عرضه کرده است.
این محمولهها شامل نفت خام «عرب مدیوم» و «عرب هوی» هستند و نوع نفت عرضهشده نشان میدهد این محمولهها به احتمال زیاد از داخل خلیج فارس آمدهاند.
بلومبرگ افزود عرضه نفت عربستان سعودی در نزدیکی عمان را میتوان نشانهای احتمالی از عبور مخفیانه کشتیها از تنگه هرمز دانست.
این در حالی است که تنشها در تنگه هرمز همچنان ادامه دارد. مارینترافیک ۲۶ مرداد گزارش داد شمار عبور کشتیها از این آبراه در هفته گذشته ۱۹.۵ درصد کاهش یافت و از ۱۱۸ مورد به ۹۵ مورد رسید.
بر اساس این گزارش، تردد روزانه نیز از ۱۹ مورد در ۲۰ مرداد به سه مورد در ۲۵ مرداد کاهش پیدا کرد.
در مقابل، شمار عبور کشتیها از تنگه بابالمندب با رشد ۶.۷ درصدی، از ۲۳۸ مورد به ۲۵۴ مورد رسید. از این تعداد، ۱۵۰ کشتی وارد دریای سرخ شدند و ۱۰۴ کشتی از آن خارج شدند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۲۶ مرداد در مصاحبه با فاکسنیوز گفت: «ایران باید پرچم سفید تسلیم را بالا ببرد. آنها پوکربازهای خوبی هستند، اما دارند میمیرند.»
ترامپ با اشاره به مذاکرات عمان و جمهوری اسلامی بر سر تنگه هرمز بار دیگر هشدار داد اگر مسقط بخواهد مانع اقدامات آمریکا در این گذرگاه شود، واشینگتن ممکن است اقدام نظامی علیه عمان را بررسی کند.
همزمان، یک مقام ارشد حکومت ایران به خبرگزاری رویترز گفت در صورت شکست دیپلماسی، همه نهادهای جمهوری اسلامی برای تشدید تنشها در تنگه هرمز و منطقه آماده خواهند بود.
به گفته این مقام، تهران برای اجرای کامل تفاهمنامه از سوی آمریکا مهلتی چند هفتهای تعیین کرده و این ضربالاجل از طریق میانجیها به واشینگتن و کشورهای منطقه اطلاع داده خواهد شد.
او افزود تهران قصد ندارد محاصره دریایی آمریکا را برای مدتی «نامحدود» تحمل کند.
ادامه تنشها همزمان با تلاش برای حفظ جریان صادرات نفت
بلومبرگ در ادامه گزارش داد تولیدکنندگان نفت خاورمیانه به انتقال حجم زیادی از نفت خام از مسیر خلیج فارس ادامه دادهاند؛ اقدامی که به مهار قیمت نفت و کاهش نگرانیها از افزایش تورم در پی رشد بهای انرژی کمک کرده است.
توانایی عربستان سعودی برای انتقال بخشی از صادرات نفت به بندر ینبع در دریای سرخ، وابستگی این کشور به تنگه هرمز را کاهش داده است.
با این حال، صادرات نفت از مسیر دریای سرخ در هفتههای اخیر پس از آنکه حوثیهای یمن از اعمال محاصره دریایی علیه عربستان سعودی خبر دادند، با تهدید روبهرو شده است.
به گزارش رویترز، یحیی سریع، سخنگوی نظامی حوثیها، ۲۶ مرداد اعلام کرد این گروه نیابتی جمهوری اسلامی یک کشتی نظامی سعودی و چهار شناور همراه آن را در نزدیکی بندر مخا در دریای سرخ با موشک هدف قرار داد.
بندر مخا در نزدیکی تنگه بابالمندب قرار دارد؛ گذرگاهی راهبردی که دریای سرخ را به خلیج عدن متصل میکند.
فشار بر مسیرهای صادراتی کشورهای منطقه
علی الزیدی، نخستوزیر عراق، ۲۶ مرداد در نشستی با مقامهای وزارت نفت این کشور، راههای مقابله با پیامدهای بسته شدن تنگه هرمز و کاهش صادرات نفت را بررسی کرد.
الزیدی خواستار تسریع در بازسازی و توسعه خطوط انتقال نفت و همچنین همکاری با شرکتهای بینالمللی برای بازاریابی و فروش نفت عراق شد.
بلومبرگ همچنین با استناد به تصاویر ماهوارهای گزارش داد کشتیهایی با ظرفیت حمل دستکم ۹ میلیون بشکه نفت طی هفته گذشته در تاسیسات بزرگ صادراتی راس تنوره عربستان سعودی یا اطراف آن بارگیری کردهاند.
بر اساس این گزارش، شمار زیادی نفتکش غولپیکر نیز در خارج از خلیج فارس گرد آمدهاند.
امین ناصر، مدیرعامل آرامکو، اسفند ۱۴۰۴ گفته بود خط لوله منتهی به ینبع عمدتا نفت خام سبک «عرب لایت» و «عرب اکسترا لایت» را منتقل میکند، در حالی که میادین فراساحلی عربستان سعودی در خلیج فارس عمدتا نفت خام متوسط و سنگین تولید میکنند.