کرونا میتواند ویروسهای نهفته در بدن را دوباره فعال کند
تصویری گرافیکی از ویروس کرونا
کووید-۱۹ ممکن است افزون بر ایجاد عفونت شدید، ویروسهایی را که سالها بیسروصدا در بدن پنهان ماندهاند، دوباره فعال کند؛ پدیدهای که احتمالا با کووید طولانی و ناتوانی پایدار برخی بیماران ارتباط دارد.
به گزارش پایگاه خبری ساینسدیلی، پژوهشگران بیمارستان کودکان بوستون و چند مرکز علمی دیگر دریافتند ابتلا به کووید-۱۹ میتواند به فعالیت مجدد ویروسهای نهفتهای مانند اپشتینبار، سیتومگالوویروس و چند نوع ویروس هرپس در بیماران بینجامد.
این پژوهش با مشارکت ۱۵ موسسه زیستپزشکی در سراسر آمریکا انجام گرفت و نتایج آن در نشریه «نیچر» منتشر شد.
این یافتهها درک تازهای از چگونگی فعالیت ویروسهای ماندگار در بدن به دست میدهد و میتواند زمینه را برای یافتن راههایی بهمنظور جلوگیری از فعال شدن دوباره ویروسها یا درمان پیامدهای آن فراهم کند.
ویروسهایی مانند اپشتینبار، سیتومگالوویروس و هرپس بسیار شایع هستند و پس از ورود به بدن میتوانند سالها در حالت نهفته باقی بمانند.
این ویروسها در بسیاری از افراد هیچ علائمی ایجاد نمیکنند، اما شواهد فزاینده نشان میدهد فعال شدن دوباره آنها ممکن است در بروز بیماریهای خودایمنی و دیگر عوارض طولانیمدت نقش داشته باشد.
بررسی بیش از هزار بیمار در ۲۰ مرکز پژوهشی
اوفر لوی، مدیر بخش واکسیناسیون هدفمند در بیمارستان کودکان بوستون، سرپرستی تحقیقات این مرکز را بر عهده داشت.
در این مطالعه، وضعیت ۱۱۵۴ بیمار بستری در ۲۰ بیمارستان آمریکا بررسی شد. هدف پژوهشگران، شناسایی نشانگرهای زیستی مرتبط با شدت کووید-۱۹ و پیامدهای آن برای بیماران بود.
پژوهشگران با بهرهگیری از توالییابی ژنومی، نمونههای جمعآوریشده را برای یافتن نشانههای فعال شدن ویروسهای نهفته مورد بررسی قرار دادند.
جوآن دیرای آرس، مدیر بخش تحلیل داده برنامه واکسیناسیون هدفمند، این تحقیق را بزرگترین و جامعترین مطالعه درباره نشانگرهای زیستی کووید-۱۹ توصیف کرد.
به گفته او، پژوهشگران بیش از هزار بیمار را زیر نظر گرفتند و بیش از ۲۰۰ هزار نمونه جمعآوری کردند.
کشف نشانهای تازه از عوامل موثر بر کووید طولانی
پژوهشگران در ۴۰ روز نخست پس از بستری شدن بیماران، نشانههای فعالیت مجدد ۱۱ ویروس را شناسایی کردند.
اپشتینبار، هرپس سیمپلکس نوع یک، سیتومگالوویروس و ویروسهای خانواده آنلوویریده از شایعترین موارد بودند.
در میان یافتهها، ارتباط فعال شدن آنلوویریده با ناتوانی جسمی بلندمدت و کووید طولانی بیش از همه توجه پژوهشگران را جلب کرد.
آنلوویریده خانوادهای کمتر شناختهشده از ویروسهاست که در بدن حدود ۹۰ درصد جمعیت جهان وجود دارد و معمولا بهصورت نهفته باقی میماند.
لوی ارتباط این ویروسها با کووید طولانی را یافتهای مهم خواند، زیرا میلیونها نفر در سراسر جهان با عوارض مزمن این بیماری دستوپنجه نرم میکنند.
نقش التهاب در فعال شدن ویروسهای نهفته
بررسی نمونههای خون همچنین الگویی غیرمنتظره را درباره اپشتینبار و سیتومگالوویروس آشکار کرد.
به نظر میرسد فعال شدن دوباره این ویروسها نه در نتیجه تضعیف سیستم ایمنی، بلکه در واکنش به التهاب رخ میدهد.
این یافته دیدگاه غالب را مبنی بر اینکه ویروسهای نهفته عمدتا در پی سرکوب سیستم ایمنی فعال میشوند، به چالش میکشد.
بر پایه نتایج تحقیق، هنگام ابتلا به بیماری شدید، بهویژه در شرایط التهاب گسترده در بدن، ویروسهای نهفته ممکن است حتی در افرادی که ظاهرا سیستم ایمنی سالمی دارند، بارها فعال شوند.
لوی گفت اگرچه بسیاری دیگر کرونا را معضلی جدی نمیدانند، در فصل بیماریهای تنفسی ۲۰۲۵ تا ۲۰۲۶ تا ۵۰ هزار آمریکایی بر اثر این بیماری جان باختند و برخی برآوردها نشان میدهد بیش از ۱۰ میلیون بزرگسال در آمریکا با کووید طولانی دستوپنجه نرم میکنند.
او افزود دیر یا زود ممکن است همهگیری دیگری از ویروسهای کرونا رخ دهد و باید از تجربه کووید-۱۹ برای آمادگی بیشتر درس گرفت.
به گزارش ساینسدیلی، پژوهشگران در مرحله بعد، واکنش سیستم ایمنی به ویروسهای دوباره فعالشده را در طول دوره ابتلا بررسی خواهند کرد.
هدف آنها شناسایی درمانهای موثر و تعیین مناسبترین زمان برای مداخلات احتمالی است.
بررسیهای تازه نشان میدهد دورههای خشکسالی میتوانند از طریق تغییر رفتار میمونها و پشهها، به گسترش بیماری تب زرد بینجامند؛ یافتهای که با توجه به تشدید و تکرار خشکسالیها در پی تغییرات اقلیمی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
به گزارش پایگاه علمی «ساینسنیوز»، بارندگی معمولا با افزایش جمعیت پشههای ناقل بیماری همراه است، اما کمبود باران نیز ممکن است در وقوع همهگیری تب زرد در تاریخ معاصر برزیل نقش داشته باشد.
در سال ۲۰۱۵، پدیده النینو خشکسالی کمسابقهای در مناطق مرکزی آمریکای جنوبی پدید آورد. بر اساس نتایج یک تحقیق جدید، میمونها و پشههایی که در جستوجوی منابع آب بودند، احتمالا ویروس تب زرد را از جنگلها به شهرهای برزیل رساندند.
یافتههای این پژوهش بهتازگی در نشریه «ساینس ادونسز» منتشر شد.
شبیهسازیهای رایانهای نشان داد ورود نخستیسانان آلوده از جنگلهای درگیر خشکسالی به مناطق شهری، همراه با افزایش خونخواری پشههایی که برای مقابله با کمآبی، میزبانان بیشتری را نیش میزدند، ممکن است زمینه گسترش بیماری را فراهم کرده باشد.
همهگیری تب زرد برزیل از اواخر سال ۲۰۱۶ آغاز شد و تا سال ۲۰۱۹ ادامه یافت. در این دوره، بیش از دو هزار نفر به بیماری مبتلا شدند و نزدیک به ۷۵۰ نفر جان باختند.
تب زرد بیماری ویروسی و گاه مرگباری است که از طریق نیش پشه منتقل میشود. مبتلایان ممکن است دچار تب، سردرد، درد عضلانی، تهوع و ضعف شوند. در موارد شدید، بیماری به زردی، خونریزی، نارسایی اندامها و مرگ میانجامد.
به گزارش ساینسنیوز، عوامل متعددی در شکلگیری همهگیری برزیل نقش داشتند. تغییر رفتار حیوانات در دوره خشکسالی احتمالا با پایین بودن میزان واکسیناسیون و ادامه جنگلزدایی همراه شد و شرایط مناسبی برای گسترش ویروس پدید آورد.
جوئل راسر، پزشک متخصص بیماریهای عفونی و همهگیرشناس دانشگاه استنفورد، گفت: «به نظر من، خشکسالی جرقه ماجرا بود؛ زمینه از پیش فراهم شده بود.»
خشکسالی میتواند احتمال ابتلا به شماری از بیماریهای عفونی، بهویژه بیماریهای ویروسی منتقلشونده توسط پشهها را افزایش دهد. برای نمونه، ویروس نیل غربی ممکن است در دورههای کمبارش بیشتر گسترش یابد، زیرا پرندگان آلوده و پشهها در اطراف منابع محدود آب متمرکز میشوند.
برزیل از سال ۱۹۴۲ با شیوع شهری تب زرد روبهرو نشده بود. پشه آئدس اجیپتی که به «پشه تب زرد» شهرت دارد، زمانی ویروس را بهطور گسترده در بخشهایی از قاره آمریکا و آفریقا میان انسانها منتقل میکرد.
کنترل پشهها با حشرهکش و واکسیناسیون موثر، شیوع این بیماری را در قاره آمریکا تا حد زیادی مهار کرد و اکنون بیشتر موارد آن در آفریقا گزارش میشود.
با این حال، تب زرد چرخه انتقال دیگری نیز در جنگلها دارد. در این چرخه، پشههای سرده «هماگوگوس» و گونههای دیگر، ویروس را عمدتا میان میمونهای زوزهکش، مارموستها و سایر نخستیسانان غیرانسانی منتقل میکنند.
بیماری و مرگ میمونها معمولا زنگ خطری برای گسترش تب زرد است. این اتفاق نشان میدهد ویروس در منطقه گردش دارد و در صورت انتقال آن به پشههای نزدیک به مناطق مسکونی، ممکن است سلامت انسانها نیز به خطر بیفتد.
پژوهشها حاکی از آن است که در همهگیری برزیل، آئدس اجیپتی ناقل اصلی بیماری نبود. جمعیت این پشه بهدنبال برنامههای مقابله با همهگیری ویروس زیکا که اندکی پیش منطقه را درگیر کرده بود، بهشدت کاهش یافته بود.
در عوض، به نظر میرسد پشههای هماگوگوس ساکن جنگل نقش اصلی را در انتقال تب زرد داشتند.
تصویری از یک میمون زوزهکش
جابهجایی میمونها و افزایش خونخواری پشهها
جیمی کالدول، بومشناس بیماریها در دانشگاه پرینستون، گفت برزیل همزمان شاهد خشکسالی و همهگیری نامعمولی بود که احتمال وقوع هر یک تنها یکبار در ۱۰۰ سال برآورد میشود.
کالدول، راسر و همکارانشان با استفاده از دادههای مربوط به مرگ نخستیسانان، موارد ابتلای انسانها و شدت خشکسالی، مسیر احتمالی گسترش همهگیری را شبیهسازی کردند.
آنان دو تغییر رفتاری را مورد بررسی قرار دادند: نزدیک شدن حیوانات جنگلی به شهرها برای یافتن آب و افزایش دفعات نیش زدن پشههای جنگلی برای جلوگیری از کمآبی.
نتایج شبیهسازیهایی که هر دو عامل را در نظر میگرفتند، بیشترین تطابق را با دادههای واقعی همهگیری سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۹ در ایالت میناس ژرایس برزیل داشتند.
بر پایه یافتههای پژوهش، کاهش منابع آب سبب شد جانوران جنگلی و ویروس تب زرد به مناطق شهری نزدیکتر شوند.
سیدی رایان، جغرافیدان پزشکی دانشگاه فلوریدا، گفت افزایش خونخواری پشهها تنها تغییر رفتاری موثر نبود و میمونهای آلوده نیز احتمالا ناچار شدند به سوی مناطق شهری حرکت کنند.
افزایش واکسیناسیون و اجرای برنامههای کنترل پشههای ناقل سرانجام به مهار همهگیری کمک کرد.
به گفته رایان، رویدادی که پیشتر شاید هر ۱۰۰ سال یکبار اتفاق میافتاد، ممکن است اکنون در هر قرن چهار بار رخ دهد؛ زیرا خشکسالیهای شدید و طولانی، احتمال همزمانی چنین شرایطی را افزایش میدهند.
تازهترین ساخته عبدالرضا کاهانی با نام «بهشت خالی» که در کانادا ساخته شده، در هفتاد و نهمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم ادینبورگ به نمایش درآمد. این فیلم سومین قسمت از سهگانه کاهانی پس از «یک زیارتگاه» و «مردهشور» است که با حضور همان بازیگر (نیما صدر) ساخته شده است.
هر سه فیلم به شکل «سینمای تک نفره» و با دوریین موبایل ساخته شدهاند و در آنها کارگردان، فیلمنامهنویس، فیلمبردار و تدوینگر آثار تنها خود کاهانی است و فقط بازیگران فیلمها تنها عواملی هستند که به جز کارگردان در پشت صحنه حضور داشتهاند.
این فیلمها بدون بودجه و بدون دریافت کمک ساخته شدهاند و در واقع کاهانی در سه سال اخیر در پاسخ به مشکلات تولید و موانع مختلف برای فراهم کردن یک گروه فیلمسازی عظیم در کانادا، به این راهکار خلاقه رسیده است؛ راهکاری که خودش هر بار در عنوانبندی انتهایی فیلم درباره آن توضیح میدهد، در نتیجه فیلمها به جای فهرست عوامل با یک نامه صمیمی از طرف کارگردان پایان مییابند.
بهشت خالی هم به مانند دو فیلم قبلی موضوعی سیاسی- اجتماعی را پی میگیرد و درباره مهاجران ایرانی در کانادا و نفوذ عوامل حکومت در آنجا حرف میزند.
بهشت خالی بدون تعارف به سراغ مامورانی حکومتی میرود که در کار قاچاق قطعات نظامی هستند. آنها یک مرد سادهدل به نام سعید را استخدام کردهاند تا بستههایشان را جابهجا کند. همه چیز به خوبی پیش میرود و به نظر میرسد سعید که آدم مجردی است و خواستار یافتن یک زن در زندگیاش، کاملا به حرفهای آنها بدون چون و چرا گوش میدهد و سادهدلانه به بهانه دیدار پنج زن این بستهها را جابهجا میکند.
نیما صدر در نقش سعید این بار هم بازی به یادماندنی و جذابی ارائه میدهد؛ آدم ظاهرا سادهدل و تنهای ایرانی در غربت که پی آرامش، زن و عشق میگردد. این شخصیت در پی دو فیلم قبلی حالا به یک کاراکتر دوستداشتنی بدل شده که تماشاگران فیلمهای قبلی خودبهخود با او ارتباط برقرار میکنند و همراهش میشوند.
اینجا اما فیلم بر خلاف دو فیلم قبلی یک پیچ داستانی دارد که شخصیت سعید را تغییر میدهد. تا نزدیک به انتها تماشاگر هیچ شک و شبههای نسبت به سعید ندارد و او را بهعنوان همان سادهدل تنها میپذیرد، اما این بار، همه چیز آنطور نیست که تماشاگر انتظارش را دارد.
کاهانی محدودیتهای بودجه و امکانات را به یک ویژگی فیلم بدل میکند، جایی که همه چیز به سادگی برگزار میشود و فیلم ساختاری مستندگونه مییابد. در عین حال اما دغدغههای تکنیکی خود را دنبال میکند و این بار با زوایای دوربین متفاوتی روبهرو هستیم که فضای ساده محیط را درهم میشکند.
برف و سرمای کانادا به موتیف فیلم بدل میشود و فیلم در غالب تصاویر بر آن تکیه میکند. از همان اولین نماها تا انتها برف حضور سهمگینی دارد و بخشی از جهان فیلم را پیش میبرد و در عین حال با مضمون فیلم ارتباط مییابد: جهان یک آدم تنها که همیشه در دل بوران و برف بیانتها به دنبال مامن گرمی برای آرامش میگردد. او حتی بهشت را خالی میبیند و گمان میبرد که خداوند موجود تنهایی است. حالا نگران به نظر میرسد که بهشت او خالی خواهد ماند و تنهایی در آنجا هم ادامه خواهد داشت.
فیلم در عین حال در ادامه آثار قبلی بدون تعارف درباره حکومت جمهوری اسلامی و فساد آن حرف میزند. در فیلم قبلی(مردهشور) ماموران حکومتی برای کشتن یک خواننده زن مخالف حکومت دست به کار شده بودند و حالا همان ماموران در حال پولسازی و غارت ثروت مردم از طریق فعالیتهای غیرقانونی در حیطه قطعات نظامی در کانادا هستند.
فیلمساز اما تلخی و خشونت جهان اطرافش را در صحنههای انتهایی تقلیل میدهد و به نوعی پایان خوش میرسد، در حالی که واقعیت سهمگین جاری در فیلم و فضای آن شاید پایانی از نوع دیگر را میطلبید.
پژوهشی تازه نشان میدهد مغز سگها میتواند برخی حالتهای منفی چهره انسان را از یکدیگر تشخیص دهد. اسکنهای مغزی حاکی از آن است که سگها چهرههای هراسان را از چهرههای خشمگین یا غمگین متمایز میکنند، هرچند بر اساس یافتههای موجود ظاهرا میان خشم و غم تفاوتی قائل نمیشوند.
به گزارش روزنامه گاردین، پژوهشگران با نمایش تصاویری از حالتهای گوناگون چهره انسان، فعالیت بخشهای مختلف مغز سگها را بررسی کردند.
لورا کوایا، از نویسندگان این پژوهش در دانشگاه وین، گفت مطالعات رفتاری پیشین نشان داده بودند سگها قادرند برخی حالتهای چهره انسان را از یکدیگر بازشناسند.
با این حال، در اغلب این مطالعات تنها دو حالت، یکی مثبت و دیگری منفی، همزمان بررسی میشد و روشن نبود آیا سگها میتوانند حالتهای مختلف چهره را که بار عاطفی مشابهی دارند، از یکدیگر تشخیص دهند یا نه.
اکنون یافتههای کوایا و همکارانش حاکی از آن است که مغز سگها نه تنها چهرههای شاد را از حالتهای منفی متمایز میکند، بلکه قادر است میان برخی حالتهای منفی نیز تفاوت بگذارد و ترس را از خشم یا غم بازشناسد.
کوایا گفت این نخستین بار است که نشان داده میشود مغز سگها میتواند حالتهایی با بار عاطفی یکسان را از یکدیگر متمایز کند.
بررسی واکنش مغزی سگها
پژوهشگران در مقالهای که در نشریه علمی «آیساینس» منتشر شد، توضیح دادند این آزمایشها روی سگهای خانگی انجام شده است. این سگها آموزش دیده بودند بدون اجبار، در حالت بیداری و بدون مهار حرکتی، داخل دستگاه امآرآی بیحرکت دراز بکشند.
در نخستین آزمایش، به هشت سگ پنج مجموعه چهره شاد و پنج مجموعه چهره خنثی نشان داده شد. هر مجموعه شامل چهار عکس از افرادی ناآشنا بود که جنسیتشان با مراقب اصلی سگ یکسان بود. این فرایند برای هر سگ پنج بار تکرار شد.
نتایج حاکی از آن بود که هنگام نمایش چهرههای شاد، در مقایسه با چهرههای خنثی، فعالیت بخشهای مشخصی از مغز سگها افزایش مییابد.
به گزارش گاردین، این نواحی با پردازش پیشرفته دیداری، تعاملات اجتماعی و دریافت پاداش ارتباط دارند و افزایش فعالیت آنها نشان میدهد مغز سگها چهره شاد را محرکی مثبت تلقی کرده است.
پژوهشگران سپس دومین آزمایش امآرآی را با شرکت ۱۲ سگ انجام دادند. این بار مجموعههای تازهای از چهرههای ناآشنا با چهار حالت شادی، غم، ترس و خشم به سگها نشان داده شد.
محققان با کمک یادگیری ماشینی، فعالیت نواحی مغزی شناساییشده در آزمایش نخست را تحلیل کردند. نتایج حاکی از آن بود که از روی این فعالیتها میتوان چهرههای شاد را از هر یک از حالتهای منفی تشخیص داد، اما تمایز میان حالتهای منفی مختلف ممکن نبود.
با این حال، بررسی فعالیت کل مغز سگها تصویر متفاوتی ارائه کرد. پژوهشگران دریافتند چهرههای غمگین و هراسان و همچنین چهرههای خشمگین و هراسان، الگوهای متفاوتی از فعالیت را در بخشهای گوناگون مغز ایجاد میکنند.
در مقابل، واکنش مغز سگها به چهرههای خشمگین و غمگین تفاوت مشخصی نداشت.
آیا زبان بدن حلقه مفقوده است؟
رائول هرناندز پرز، نویسنده اصلی پژوهش، گفت حالتهای منفی گوناگون ممکن است واکنشهای متفاوتی در سگها برانگیزند، زیرا هر یک بیانگر نوع متفاوتی از تهدید است.
به گفته پژوهشگران، تشخیص دو حالت چهره با بار عاطفی مشابه، یعنی دو حالت مثبت یا دو حالت منفی، احتمالا برای سگها دشوارتر است. آنها همچنین ممکن است برای تمایز میان خشم و غم به نشانههای بیشتری، از جمله زبان بدن، نیاز داشته باشند.
گاردین در ادامه نوشت این پژوهش محدودیتهایی نیز داشت. شمار سگهای مورد بررسی اندک بود، بیشتر آنها به نژاد بوردر کولی تعلق داشتند و همه سالم و فاقد مشکلات رفتاری بودند.
کوایا گفت یافتههای این مطالعه میتواند کاربرد عملی داشته باشد. برای نمونه، ابراز شادی هنگام آموزش سگ ممکن است به بهبود روند یادگیری آن کمک کند.
بریجت والر، استاد تکامل و رفتار اجتماعی در دانشگاه ناتینگهام ترنت، نتایج پژوهش را «جالب توجه» خواند و گفت این یافتهها نشان میدهد فرایند اهلی شدن چگونه سگها را برای درک رفتار انسانها آماده کرده است.
او افزود: «لبخند رایجترین حالت چهره انسان است و نقشی حیاتی در تعاملات اجتماعی ما دارد؛ بنابراین منطقی است که سگها توانایی ویژهای برای تمایز آن از دیگر حرکات چهره پیدا کرده باشند.»
تعداد استفادهکنندگان از چتجیپیتی و جمینای، دو سرویس پرمخاطب هوش مصنوعی، از مرز یک میلیارد عبور کرد. چتجیپیتی اکنون یک میلیارد کاربر هفتگی و جمینای بیش از یک میلیارد کاربر فعال ماهانه دارد و رقابت اوپنایآی و گوگل در بازار هوش مصنوعی، وارد مرحله تازهای شده است.
ساندار پیچای، مدیرعامل گوگل، با اعلام این آمار گفت جمینای به چهاردهمین محصول این شرکت با بیش از یک میلیارد کاربر تبدیل شده و سریعتر از هر محصول مصرفی دیگر گوگل به این تعداد کاربر رسیده است.
آمار گوگل به خود اپلیکیشن جمینای مربوط است و استفاده از قابلیتهای این هوش مصنوعی در دیگر محصولات این شرکت را شامل نمیشود.
با این حال، به نظر میرسد نسخهای که بهصورت پیشفرض روی تلفنهای اندرویدی نصب میشود نیز در این آمار محاسبه شده باشد.
جاش وودوارد، از مدیران ارشد جمینای، اعلام کرد این سرویس بیش از ۱۰۰ میلیون کاربر فعال در سیستمعامل آیاواس دارد.
وبسایت فناوری ورج نوشت بر این اساس، بخش عمده کاربران جمینای از دستگاههای اندرویدی استفاده میکنند.
شمار کاربران فعال ماهانه جمینای طی حدود پنج ماه از ۷۵۰ میلیون به ۹۵۰ میلیون نفر افزایش یافت و الکس جوزف، سخنگوی گوگل، به ورج گفت این سرویس هفته گذشته از مرز یک میلیارد کاربر عبور کرد.
چتجیپیتی زودتر به رکورد میلیاردی رسید
چتجیپیتی چند هفته زودتر از رقیب گوگلی خود به این رکورد رسیده بود.
لیندزی مککالم، سخنگوی اوپنایآی، به ورج گفت این سرویس مدتی پیش از مرز یک میلیارد کاربر فعال ماهانه عبور کرده و شمار کاربران هفتگی آن نیز به یک میلیارد نفر رسیده است.
شمار کاربران هفتگی چتجیپیتی پنج ماه پیش حدود ۹۰۰ میلیون نفر بود.
ورج نوشت افزایش این رقم به یک میلیارد نفر از کاهش سرعت رشد سرویسی حکایت دارد که سالها یکی از سریعترین نرمافزارهای در حال رشد جهان بود.
معیار آمار دو سرویس متفاوت است؛ رقم چتجیپیتی کاربران هفتگی و رقم جمینای کاربران فعال ماهانه را نشان میدهد.
به نوشته ورج، چتجیپیتی همچنان سرویس بزرگتری به نظر میرسد، اما احتمالا جمینای با سرعت بیشتری رشد میکند.
رشد جمینای در شرایطی رخ داده است که گوگل تلاش برای رقابت با اوپنایآی و آنتروپیک را افزایش داده است.
خبرگزاری رویترز پنجشنبه ۲۲ مرداد گزارش داد سرگئی برین، از بنیانگذاران گوگل، در ماههای اخیر از کارکنان کلیدی حوزه هوش مصنوعی خواسته است تمرکز خود را بر توسعه جمینای بگذارند تا آلفابت فاصله با رقبا را کاهش دهد.
بر اساس این گزارش، جمینای پاییز سال گذشته برای مدتی از رقبای خود پیش افتاد، اما عرضه مدلهای تازه آنتروپیک و اوپنایآی بار دیگر گوگل را در موقعیت تعقیب قرار داد.
گوگل در مرداد عرضه نسخه تازه جمینای را دو ماه به تعویق انداخت. به گفته منابع رویترز، آزمایشهای داخلی نشان داده بود عملکرد این مدل در حوزههایی از جمله برنامهنویسی همچنان از برخی رقبا عقبتر است.
رویترز نوشت گوگل همزمان ساختار مدیریتی بخش هوش مصنوعی خود را تغییر داده است؛ تغییراتی که بخشی از تلاش آلفابت برای افزایش سرعت توسعه محصولات هوش مصنوعی و دستیابی دوباره به برتری در رقابت مدلهاست.
رقابت در این بازار نیز تنها میان گوگل و اوپنایآی جریان ندارد. کلود، محصول آنتروپیک، بهویژه با ابزار برنامهنویسی «کلود کد» رشد کرده است، هرچند این شرکت آمار رسمی تعداد کاربران کلود را منتشر نمیکند.
ورج نوشت چتجیپیتی همچنان پرمخاطبترین و شناختهشدهترین سرویس این حوزه به نظر میرسد، اما برتری گستردهای که پیشتر داشت تا حد زیادی کاهش یافته است.
میلیونها نفر در اروپا عصر چهارشنبه ۲۱ مرداد چشم به آسمان خواهند دوخت تا یکی از تماشاییترین رویدادهای نجومی سال را ببینند؛ خورشیدگرفتگی کاملی که در بخشهایی از ایسلند، اسپانیا و پرتغال، روز را برای لحظاتی به تاریکی خواهد کشاند.
نوار باریکی از گرینلند و ایسلند تا شمال و مرکز اسپانیا و منتهیالیه شمال شرقی پرتغال در مسیر خورشیدگرفتگی کامل قرار دارد.
در بخش بزرگی از غرب اروپا، از جمله بریتانیا، فرانسه، بلژیک، سوئیس و شمال ایتالیا نیز خورشیدگرفتگی قابل مشاهده خواهد بود و قرص خورشید در ساعات عصر و نزدیک غروب تا حد زیادی پوشانده میشود.
خورشیدگرفتگی جزیی همچنین در شمال ایالات متحده، کانادا و شمال غرب آفریقا دیده خواهد شد.
غروب متفاوت در اسپانیا و پرتغال
خورشیدگرفتگی کامل از منطقهای دورافتاده در شمال روسیه آغاز میشود و سپس از گرینلند، ایسلند و اقیانوس اطلس میگذرد و به اسپانیا و بخش کوچکی از پرتغال میرسد.
ساکنان گرینلند و ایسلند در ساعات پایانی بعدازظهر و اوایل شب، طولانیترین مدت تاریکی کامل را تجربه خواهند کرد؛ حدود دو دقیقه و ۱۵ ثانیه.
در اسپانیا و شمال شرق پرتغال، این پدیده درست پیش از غروب آفتاب رخ میدهد و اندکی کمتر از دو دقیقه ادامه خواهد داشت.
قرار گرفتن خورشید در نزدیکی افق، منظرهای کمنظیر پدید میآورد، اما تماشای آن به چشماندازی باز و بدون مانع به سوی غرب نیاز دارد.
پیشبینیها از آسمانی عمدتا ابری در ایسلند حکایت دارد، اما انتظار میرود در اسپانیا و پرتغال آسمان صاف یا کمابر باشد و شرایط مناسبی برای رصد خورشیدگرفتگی فراهم آید.
آمادهباش اسپانیا برای «رویداد قرن»
میلیونها نفر در اسپانیا و ایسلند با عینکهای محافظ راهی مناطق واقع در مسیر خورشیدگرفتگی کامل شدهاند. این پدیده در برخی رسانهها «رویداد قرن» نام گرفته است.
خوان کروز، معاون وزیر علوم اسپانیا، پیشبینی کرد تا شش میلیون نفر برای تماشای خورشیدگرفتگی به مناطق عمدتا روستایی شمال این کشور و جزایر بالئاری سفر کنند.
همزمانی این رویداد با یکی از پرخطرترین دورههای آتشسوزی جنگلی، دولت اسپانیا را به اجرای عملیاتی گسترده و راهاندازی کارزاری برای حفظ ایمنی عمومی واداشته است.
مقامهای اسپانیایی همچنین این رویداد را فرصتی برای معرفی مناطق کمتر شناختهشده میدانند. آنها امیدوارند هدایت گردشگران به این مناطق، از فشار بر استراحتگاههای ساحلی پر ازدحام بکاهد.
چرا خورشیدگرفتگی کامل نادر است؟
خورشیدگرفتگی زمانی رخ میدهد که ماه میان زمین و خورشید قرار میگیرد و سایهاش بر سطح زمین میافتد. اگر ماه تنها بخشی از قرص خورشید را بپوشاند، خورشیدگرفتگی جزیی رخ میدهد؛ اما در خورشیدگرفتگی کامل، قرص خورشید کاملا پوشانده میشود و روز برای مدتی کوتاه به گرگومیش بدل میشود.
مگان آرگو، دانشیار اخترفیزیک دانشگاه لنکشر و نایبرییس انجمن نجوم همگانی، گفت ماه و خورشید برای وقوع خورشیدگرفتگی کامل باید دقیقا در یک راستا قرار گیرند.
به گفته او، مایل بودن مدار ماه سبب میشود این همراستایی در هر گردش ماه به دور زمین رخ ندهد.
نوع خورشیدگرفتگی به موقعیت ناظر بستگی دارد. تنها کسانی که در نوار باریک مرکزی سایه ماه قرار دارند، خورشیدگرفتگی کامل را میبینند؛ در مناطق پیرامونی، فقط بخشی از خورشید پوشانده میشود.
شیفتگی انسان به خورشیدگرفتگی پیشینهای دیرینه دارد. در طول تاریخ، تاریک شدن ناگهانی آسمان گاه نشانهای شوم، نبردی کیهانی یا جلوهای از قدرت الهی تعبیر میشد.
امروزه نیز بسیاری در جستوجوی تجربه همان لحظه غریباند؛ زمانی که روشنایی روز ناگهان فرومینشیند و حتی برخی حیوانات برای مدتی سکوت میکنند.
هشدار درباره آسیب دائمی به چشم
در آستانه این رویداد، رسانهها و نهادهای تخصصی درباره خطر نگاه مستقیم به خورشید هشدار دادهاند.
کالج سلطنتی چشمپزشکان بریتانیا اعلام کرد حتی نگاه کوتاهمدت به خورشید بدون محافظ مناسب میتواند به شبکیه آسیب برساند و در مواردی به اختلال دائمی بینایی منجر شود.
عینک آفتابی معمولی، حتی اگر شیشههای بسیار تیره داشته باشد، برای تماشای خورشیدگرفتگی ایمن نیست و باید از عینکهای مخصوص و دارای استاندارد معتبر استفاده کرد.
نگاه کردن به خورشید از داخل دوربین، تلسکوپ یا دوربین دوچشمی بدون فیلتر خورشیدی استاندارد نیز بسیار خطرناک است، زیرا عدسی این وسایل نور خورشید را متمرکز میکند و احتمال آسیب شدید و فوری به چشم را افزایش میدهد.