سفارت هند در ایران: نفتکش با پرچم موزامبیک با ۲۸ خدمه هندی در آبهای ایران هدف قرار گرفت


سفارت هند در تهران اعلام کرد یک نفتکش حامل گاز مایع با پرچم موزامبیک که ۲۸ خدمه هندی داشت، روز جمعه در آبهای سرزمینی ایران هدف حمله قرار گرفت.
این سفارت خبر داد که همه خدمه هندی در سلامت هستند و سفارت با مقامهای مربوطه در تماس است.







دو منبع دیپلماتیک به رویترز گفتند کشورهای عضو دیوان کیفری بینالمللی روز جمعه دوم مرداد در پی مطرح شدن اتهامهای سوءرفتار جنسی علیه کریم خان، به برکناری او از سمت دادستان این دیوان رأی دادند.
بهگفته این منابع که بهدلیل حساسیت موضوع به شرط ناشناس ماندن صحبت کردند، ۸۲ کشور از ۱۲۵ کشور عضو دیوان به برکناری دادستان رأی مثبت دادند.
خان، ۵۶ ساله، هرگونه تخلف را رد کرده است. وکلای او نیز روندی را که به این رأیگیری منتهی شد، غیرقانونی، از نظر آیین دادرسی ناعادلانه و فاقد پشتوانه شواهد توصیف کردهاند.
برکناری خان پس از آن صورت میگیرد که ایالات متحده اعلام کرد کارزار دیپلماتیک تازهای را برای برچیدن دیوان کیفری بینالمللی آغاز خواهد کرد؛ نهادی که واشینگتن آن را تهدیدی علیه حاکمیت خود میداند.
دیپلماتهایی که نهاد نظارتی دیوان را اداره میکنند، ماه گذشته به این نتیجه رسیدند که این وکیل بریتانیایی رابطه جنسی نامناسبی با یکی از وکلای جوانتر دیوان کیفری بینالمللی داشته و باید برکنار شود. کشورهای عضو نیز در رأیگیری روز جمعه در سازمان ملل متحد در نیویورک، تا حد زیادی از همین نتیجهگیری پیروی کردند.
روبیو از «دیوانهها» در دیوان انتقاد کرد
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، پنجشنبه در جریان سفر به فیلیپین گفت: «افراد دیوانه و خلوضعی در دیوان کیفری بینالمللی حضور دارند.»
او با تکرار انتقادهای پشین خود از دیوان کیفری بینالمللی تاکید کرد که هرگز مقامهای سیاسی یا نظامی آمریکا در این دادگاه محاکمه نخواهند شد و هیچ راهی برای انجام چنین کاری وجود ندارد.شوند.
ایالات متحده که عضو دیوان کیفری بینالمللی نیست، ۱۱ قاضی و دادستان این دیوان، از جمله خان، را تحریم کرده است.
واشینگتن در توجیه این اقدام به احکام بازداشت صادرشده از سوی دیوان علیه بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، و یوآو گالانت، وزیر دفاع پیشین این کشور، و همچنین تحقیقات پیشین درباره نیروهای آمریکایی در افغانستان اشاره کرده است.
آغاز روند انتخاب دادستان جدید
فردی که خان را متهم کرده است، هفته گذشته برای نخستین بار در مصاحبهای با سیانان بهطور علنی صحبت کرد و بار دیگر اتهام خود را مبنی بر اینکه دادستان با او رابطه جنسی بدون رضایت داشته است، مطرح کرد.
وکلای خان به رویترز گفتند که او داشتن «هرگونه رابطه جنسی از هر نوع» با این کارمند را رد میکند.
برکناری خان بلافاصله روند انتخاب دادستان جدید دیوان کیفری بینالمللی را آغاز میکند؛ با این حال انتظار نمیرود دادستان جدید پیش از سال آینده انتخاب شود.
حتی با برکناری خان، تمامی احکام بازداشت فعال دیوان همچنان به قوت خود باقی خواهند ماند، زیرا تنها قضات دیوان کیفری بینالمللی اختیار لغو احکام بازداشت را دارند.
۱۵ سال طول کشید تا دلار از هزار تومان به صد هزار تومان برسد؛ از حدود سال ۱۳۸۹ تا فروردین ۱۴۰۴. اما فاصله ۱۰۰ هزار تومان تا آستانه ۲۰۰ هزار تومان را در ۱۵ ماه پیمود.
اکنون نرخ بازار آزاد حوالی ۱۹۰ هزار تومان در نوسان است، حکومت برای دفاع از مرز ۲۰۰ هزار تومان سنگربندی کرده و مردم، با کولهباری از خاطرات تلخ، با ناباوری خود را برای مواجهه با آن آماده میکنند. پرسش این نیست که آیا این مرز سقوط میکند؛ پرسش، تقویم سقوط است.
همراهان چرتکه، روش محاسبه ارزش دلار در اقتصاد تورمی ایران را میشناسند: نرخ سال گذشته را برمیداریم و تورمی را که در طول این مدت بر قیمتها نشسته، به آن اضافه میکنیم.
تازهترین آمار رسمی مرکز آمار میگوید تورم نقطهبهنقطه خرداد، یعنی فاصله قیمتهای خرداد امسال از خرداد پارسال، ۸۸.۶ درصد است. دلار در روزهای جنگ خرداد پارسال حدود ۹۳ هزار تومان بود. حاصلضرب ۹۳ در ۱.۸۹ میشود حدود ۱۷۵ هزار تومان؛ یعنی ارزش دلار در پایان خرداد امسال. نرخ واقعی بازار در همان روزها حدود ۱۸۰ هزار تومان بود: بازار با اختلافی جزیی، درست روی خطی حرکت میکرد که تورم کشیده بود.
این فرمول در نوسانهای هیجانی نیز راهنمای قابل اعتمادی است. خرداد امسال، به واسطه آتشبس و اعلام تفاهمنامه، نرخ دلار تا ۱۵۳ هزار تومان پایین آمد و ناظرانی که نرخ دلار را برآیند هیجان و شوک جنگ تلقی میکردند، سقوط دلار را نزدیک میدانستند. اما افزودن رشد تورمی سطح عمومی قیمتها همان موقع میگفت ارزش دلار از ۱۷۵ هزار تومان پایینتر نخواهد ماند؛ و نماند.
از خرداد تا امروز یک ماه تورم دیگر به این حساب اضافه شده است. آمار رسمی تیر هنوز منتشر نشده، اما اگر با روند ماههای اخیر تورمی بین ۷ تا ۹ درصد برای آن در نظر بگیریم، ارزش دلار به ۱۸۷ تا ۱۹۱ هزار تومان میرسد.
این در حالی است که دلار در طول هفته گذشته بین ۱۸۸ تا ۱۹۵ هزار تومان در نوسان بوده است. نتیجه روشن است: دو برابر شدن دلار در یک سال گذشته را نمیشود با ملامت دلالها، هیجان بازار، یا توطئه رسانههای مخالف حکومت توضیح داد.
نرخ دلار، آینه قیمتهایی است که در یک سال اخیر دو برابر شدهاند. دلار به دنبال تورم حرکت میکند و در نرخ کنونی حبابی وجود ندارد.
دو نکته این برآورد را محافظهکارانه مینماید. نخست اینکه در این معادله همه متغیرهای دیگر کنار گذاشته شده و تنها اثر تورمی تعقیب شده است؛ در حالی که از سرگیری درگیری، آسیب به زیرساختها و توقف صادرات، ریسک و نااطمینانی و هزینه بازسازی را بالا میبرد.
دوم اینکه ۸۸.۶ درصد رقم رسمی است و تورمی که مردم بر سر سفره لمس میکنند بالاتر از این است؛ اگر ارزش دلار را با تورم حسشده حساب کنیم، همین امروز باید از ۲۰۰ هزار تومان عبور کرده باشد. به این ترتیب ۱۹۰ هزار تومان کف ارزش دلار است، نه سقف قیمت آن.
آخرین سنگر
با عبور نرخ از یک کانال مهم، مثل ۲۰۰ هزار تومان، انتظارات کل بازار یک پله بالا میرود، قیمتگذاریها جابهجا میشود و بازگرداندن نرخ به کانال قبلی، حتی در صورت تغییر شرایط، چند برابر سختتر و پرهزینهتر از نگه داشتن آن میشود. به همین دلیل نگه داشتن دلار زیر ۲۰۰ هزار تومان به اولویت و مساله حیثیتی حکومت تبدیل شده است.
بانک مرکزی وقتی نتواند جلوی بالا رفتن دلار را بگیرد، میکوشد باختن کانال را تا جای ممکن عقب بیندازد و در صورت امکان از این آب گلآلود ماهی بگیرد؛ و این تلاش معمولا در کانال ۹ هر مرز به اوج میرسد.
زمستان ۱۴۰۳ در کانال ۹۰ همین اتفاق افتاد و عبور از کانال ۱۰۰ هزار تومان به بعد از عید ۱۴۰۴ موکول شد. تفاوت آن دفاع با امروز این است که آن عملیات با ریختوپاش درآمدهای نفتی انجام شد.
این بار نبرد حکومت با دلار در میانه درگیری، محاصره دریایی و سقوط دوباره درآمدهای نفتی جریان دارد. مقاومت ارز میخواهد، ارز از صادرات میآید و صادرات دوباره متوقف شده است. بانک مرکزیِ بینفت تنها میتواند چند هفته زمان بخرد و هر هفتهای که با تزریق میخرد، فنر جهش بعدی را فشردهتر میکند.
سه سناریو، یک تقویم
در سناریو نخست، یعنی ادامه فرسایش نیمهجنگی کنونی، تورم ماهانه در محدوده ۷ تا ۸ درصد میماند و دلار در مرداد از ۲۰۰ هزار تومان عبور میکند. اما ۲۰۰، پایان راه نیست: اگر تورم ماهانه ۷ درصد بماند، دلار زمستان امسال به ۳۰۰ هزار تومان خواهد رسید؛ با ۶ درصد، حوالی نوروز؛ و حتی اگر تورم تا ماهی ۵ درصد پایین بیاید، بهار ۱۴۰۶.
به این ترتیب، ۱۵ سال تا صد هزار تومان، پانزده ماه تا آستانه ۲۰۰ هزار تومان، و در صورت ادامه وضع کنونی تنها ۵ تا ۸ ماه تا ۳۰۰ هزار تومان فاصله است.
در سناریو دوم، یعنی گسترش جنگ، جنوب کشور، شاهرگ اقتصاد ایران در معرض قطع شدن قرار میگیرد: حدود ۹۰ درصد ورودی و خروجی تجارت کشور از دریا میگذرد و بندرها و پایانههای نفتی و عسلویه همه در جنوباند.
برنامه توسعه سازمان ملل برای همین وضعیت، یعنی توقف کامل صادرات نفت و فروپاشی مسیرهای تجاری، برآورد کرده که رشد اقتصادی ایران حدود ۱۰ درصد سقوط میکند و حدود چهار میلیون نفر دیگر به زیر خط فقر میروند.
در این سناریو دلار تا اول مهر به ۲۵۰ هزار تومان میرسد؛ هرچند اگر گسترش جنگ به تعطیلی کامل بازارها بینجامد، نرخ ممکن است در طول تعطیلی منجمد شود. این پارادوکس را دو بار دیدهایم: در جنگ پارسال و در نیمهتعطیلی امسال. سکوت نرخ در میانه جنگ علامت کنترل اوضاع نیست؛ فنری است که جمع میشود و با بازگشایی یکجا آزاد خواهد شد.
هرچه تخریب بیشتر باشد، بازسازی گرانتر و تولید پس از جنگ کمتر خواهد بود؛ در صورت تخریب گسترده، دلار مرزهای جدید را با سرعت طی میکند و اقتصاد ایران به آستانه ابرتورم وارد میشود.
در سناریو سوم، یعنی توقف درگیری و بازگشت به میز مذاکره، برزخ مذاکره تکرار خواهد شد. تجربه اخیر نشان داد حتی اگر روی کاغذ تحریمها برداشته شود، ورود پول واقعی و لغو کامل تحریمها به استحاله نظام گره خورده است.
در برزخ، سرمایهگذاری متوقف میماند، تولید لنگ میزند و کسری بودجه و چاپ پول ادامه مییابد؛ رکوردهای تورمی اردیبهشت و خرداد در دل همین برزخ ثبت شدند.
در این سناریو رسیدن دلار به ۲۰۰ هزار تومان اندکی عقب میافتد، اما پس از ماه عسل مذاکرات دوباره به صعود ادامه خواهد داد.
دفاع از عدد ثابت در برابر خطی که حرکت میکند
در روزهای اخیر نرخ بین ۱۸۸ تا ۱۹۵ هزار تومان نوسان کرده است؛ نوسانی که بخشی از آن حاصل تلاش آگاهانه سیاستگذار برای ناامن کردن پساندازهای خرد مردم و نوسانگیری از بازار است.
اما مداخله، خط ارزش را عوض نمیکند؛ فقط بازار را موقتا از آن عقب میاندازد و خط، با اندکی تاخیر، همراه تورم جلو میآید. دفاع از یک عدد ثابت در برابر خطی که حرکت میکند خریدن زمان است و هر بار که این جهش عقب افتاده، جهش بعدی بزرگتر بوده است.
این دفاع این بار در شرایطی انجام میشود که هر دلارِ تزریقی از تهمانده ذخایری برداشته میشود که فردا برای واردات دارو و کالاهای اساسی به آن نیاز داریم.
با این اوصاف، اگر فرسایش کنونی ادامه یابد، دلار ۲۰۰ هزار تومانی در مرداد محقق خواهد شد. اگر جنگ گسترش یابد، توقف کامل اقتصاد عبور از این مرز را عقب میاندازد و دلار میتواند تا شهریور و حتی مهر زیر ۲۰۰ هزار تومان بماند، اما پس از بازگشایی به صورت انفجاری بالا خواهد رفت.
در صورت آتشبس، این تقویم تنها چند هفته جابهجا میشود. سنگری که روزی ۱۵ سال مقاومت کرده بود، این بار ۱۵ ماه دوام آورد و در صورت ادامه روند کنونی، سنگر بعدی در نصف این مدت سقوط خواهد کرد. بازنده اصلی در هر سه مسیر کسی است که داراییاش را به ریال نگه داشته است.
روزنامه والاستریت ژورنال بهنقل از منابع آگاه گزارش داد که بحرین و کویت در اقدامی بیسابقه بهطور مخفیانه با جنگندههای خود به اهدافی در داخل خاک ایران حمله کردهاند.
این روزنامه این حملات را نخستین اقدام تلافیجویانه مستقیم این دو کشور علیه تهران خوانده و آن را نشاندهنده موقعیت دشواری دانسته است که کشورهای عربی با ادامه جنگ در آن گرفتار شدهاند.
بهگفته برخی از این منابع، این حملات هوایی که اوایل ماه جاری انجام شد و انبارهای نگهداری پهپاد و موشک و همچنین دیگر تاسیسات نظامی را هدف قرار داد، بازتابدهنده محاسبات تازه کشورهای عربی در مواجهه با جنگی طولانی است که خطر درگیر کردن هرچه بیشتر آنها را به همراه دارد
این منابع جمعه دوم مرداد به والاستریت ژورنال گفتند امارات متحده عربی، که در مراحل ابتدایی جنگ چندین بار به ایران حمله کرده بود، اطلاعات مربوط به اهداف و همچنین پوشش هوایی دفاعی برای این حملات فراهم کرد؛ اقدامی که نشانهای از شکلگیری همکاری میان کشورهای عربی برای مقابله با جمهوری اسلامی است.
جمهوری اسلامی طی هفتههای گذشته حملات تلافیجویانه خود را عمدتا بر بحرین و کویت متمرکز کرده است؛ دو کشوری که میزبان پایگاههای نظامی آمریکا هستند.
این دو کشور حوزه خلیج فارس نیروهای هوایی نسبتا کوچکی دارند که به جنگندههای آمریکایی و اروپایی مجهز هستند، اما به گفته افراد آگاه، نمیخواستند اجازه دهند تهران بدون پرداخت هزینه به حملات خود علیه آنها ادامه دهد.
امارات متحده عربی اعلام کرده از کاهش تنشها در منطقه، از جمله بازگشایی کامل تنگه هرمز مسیر حیاتی صادرات نفت کشورهای خلیج فارس، حمایت میکند.
وزارت امور خارجه امارات همچنین حملات به کویت و بحرین را محکوم کرده و گفته است این کشور «همبستگی کامل خود را با این کشورها اعلام میکند و بار دیگر حمایت خود را از تمامی اقداماتی که با هدف حفاظت از امنیت و ثبات آنها انجام میشود، مورد تاکید قرار میدهد.»
سخنگویان دولتهای کویت و بحرین به درخواستهای والاستریت ژورنال درباره حملات این دو کشور به اهدافی در خاک ایران پاسخ ندادند.
بهنوشته این روزنامه، معضل بحرین و کویت در واقع بازتاب وضعیت گستردهتری در سراسر خلیج فارس است؛ جایی که دولتهای عربی میان جنگی که خواهان آن نبودند و همسایهای بسیار بزرگتر و خشمگین در ایران گرفتار شدهاند.
این کشورها در مجموع بخش عمده فشار و خسارات ناشی از حملات جمهوری اسلامی در طول جنگ را متحمل شدهاند و اکنون با این احتمال روبهرو هستند که یک رویارویی طولانیمدت شکل بگیرد؛ جنگی که امنیت و اقتصاد آنها را تهدید میکند.
دینا اسفندیاری، تحلیلگر خاورمیانه در بلومبرگ اکونومیکس، به والاستریت ژورنال گفت: «ادامه جنگ به شکلی که اکنون در حال پیش رفتن است، بدترین سناریو ممکن برای کشورهای حوزه خلیج فارس.»
او افزود: «دلیلش این است که چنین شرایطی به آنها فرصت بازسازی و حفظ تصویر خود بهعنوان پناهگاهی برای ثبات در منطقهای بیثبات را نمیدهد. این وضعیت اساس الگوهای آنها را تحت تاثیر قرار میدهد.»
والاستریت ژورنال پیش از این گزارش داده بود که امارات متحده عربی از همان مراحل ابتدایی وارد این درگیری شد و از آغاز جنگ دهها حمله هوایی علیه جمهوری اسلامی انجام داد. این حملات تا یک روز پس از اعلام آتشبس در ماه آوریل ادامه یافت.
جمهوری اسلامی در هفتههای اخیر عموما از حمله به امارات خودداری کرده است، هرچند اوایل ماه جاری دو نفتکش اماراتی را هدف قرار داد.
کویت و بحرین در موقعیتی بهویژه دشوار قرار دارند. اسفندیاری گفت هیچیک از این دو کشور طی دهههای گذشته روابط خوبی با جمهوری اسلامی نداشتهاند و در موج اخیر درگیریها نیز از اهداف اصلی بودهاند.
اکنون حکومت ایران حملات خود را تشدید کرده و زیرساختهای حیاتیتری را در این کشورها هدف قرار میدهد.
وزارت امور خارجه کویت یکشنبه اعلام کرد جمهوری اسلامی یک نیروگاه برق و یک تاسیسات آبشیرینکن را هدف قرار داده است. کویت این اقدام را تهدیدی علیه شهروندان این کشور و تشدید خطرناک تنشها خواند.
کشورهایی مانند عمان و قطر مدتهاست تلاش کردهاند میان جمهوری اسلامی و غرب موازنه برقرار کنند و تمایل اندکی برای رویارویی با تهران نشان دادهاند.
بهگفته افراد آگاه از موضوع، عربستان سعودی نیز در مراحل ابتدایی جنگ همراه با امارات متحده عربی به اهدافی در خاک ایران حمله کرد، اما اکنون در حال ارزیابی موضع خود است.
دولتهای عربی منطقه امیدوار بودند جنگ بهسرعت پایان یابد تا بتوانند دوباره بر اقتصاد خود تمرکز کنند اما اکنون این درگیری وارد پنجمین ماه خود شده است، بدون آنکه نشانهای وجود داشته باشد که یکی از طرفین به خواستههایش رسیده یا قصد عقبنشینی داشته باشد.
صادرات نفت کشورهای خلیج فارس بهدلیل تسلط جمهوری اسلامی بر تنگه هرمز بهشدت مختل شده است.
این هفته تهدید تازهای نیز با محاصره دریای سرخ و حملات حوثیهای مورد حمایت جمهوری اسلامی به کشتیها پدیدار شد.
بهنوشته والاستریت ژورنال، گردشگری در منطقه تقریبا متوقف شده و سرمایهگذاری نیز تحت فشار قرار گرفته است.
دولتهای عربی اکنون در حال بررسی این موضوع هستند که آیا ممکن است برای باز کردن مسیرهای حیاتی تجارت خود ناچار شوند رویکرد تهاجمیتری در پیش بگیرند.
عمر کریم، پژوهشگر سیاست عربستان سعودی و ژئوپلیتیک خلیج فارس در دانشگاه بیرمنگام، به والاستریت ژورنال گفت: «فکر میکنم کشورهای خلیج فارس دارند به این نتیجه میرسند که این جنگ برای مدتی ادامه خواهد داشت.»
او افزود: «این در نهایت به این معناست که آنها ناچار خواهند شد آشکارا با ایران مقابله کنند.»
به گفته او، دولتهای منطقه حتی شروع به بررسی ایده تغییر حکومت در تهران کردهاند، «زیرا ادامه همزیستی در یک منطقه با این حکومت در ایران، عملا به معنای قرار گرفتن تحت سلطه هژمونیک جمهوری اسلامی خواهد بود.»
خبرگزاری رویترز بهنقل از منابع پاکستانی گزارش داد که توقف حملات به عربستان سعودی و دیگر کشورهای خلیج فارس اکنون «پیششرط ازسرگیری هرگونه مذاکره» خواهد بود و اسلامآباد این پیام را به تهران منتقل کرده است.
سه منبع پاکستانی در عین حال به رویترز گفتند که پاکستان در پی ابتکاری که چین آغاز کرده است، در حال بررسی راهی برای ازسرگیری مذاکرات متوقفشده میان آمریکا و جمهوری اسلامی با هدف پایان دادن به جنگ نزدیک به پنجماهه دو کشور است.
این منابع گفتند گفتوگوهای مقدماتی در جریان سفر اسکندر مومنی، وزیر کشور جمهوری اسلامی، به اسلامآباد در این هفته انجام شد. این دومین سفر مومنی به پاکستان در ۱۰ روز گذشته بود.
بر اساس بیانیههای دولت پاکستان، مومنی که از فرماندهان سپاه و از چهرههای نزدیک به فرماندهی کنون سپاه پاسداران محسوب میشود، این هفته با رهبران دولت پاکستان و عاصم منیر، فرمانده ارتش این کشور، دیدار کرد.
هر سه منبع هشدار دادند که موانع موجود بر سر راه هرگونه مذاکره با آمریکا همچنان جدی است.
بسته شدن تنگه هرمز به چین آسیب میزند
بهنوشته رویترز پاکستان بهعنوان یک میانجی بالقوه در آینده، خود را در موقعیتی بهطور فزاینده پیچیده یافته است.
اوایل این هفته، حوثیهای تحت حمایت جمهوری اسلامی اعلام کردند که عربستان سعودی را تحت محاصره دریایی قرار میدهند. عربستان سعودی متحد نزدیک پاکستان است و سال گذشته یک پیمان دفاع متقابل با این کشور امضا کرد.
پاکستان به حمایت مالی عربستان سعودی متکی است و اسلامآباد حملات اخیر حوثیها به عربستان را بهشدت محکوم کرده است. اگر چنین به نظر برسد که پاکستان بیش از حد پذیرای استدلالهای جمهوری اسلامی است، این مساله میتواند خطر نارضایتی ریاض را در پی داشته باشد.
اما اسلامآباد به شکل مشابهی به پکن نیز وابسته است؛ چین نیز یکی از حامیان مالی مهم پاکستان است و از نظر اقتصادی به یافتن یک راهحل دیپلماتیک برای بازگشایی مسیرهای کلیدی تجارت در خاورمیانه علاقهمند است.
هر سه منبع پاکستانی به رویترز گفتند اسحاق دار، وزیر امور خارجه پاکستان، در سفر هفته گذشته خود به چین، تلاش جدید برای برقراری صلح در خاورمیانه را نیز با مقامهای چینی در میان گذاشت.
یک مقام دولت پاکستان گفت: «چینیها ناراضی هستند، زیرا حملات حکومت ایران به دیگر کشورهای خلیج فارس و بسته شدن تنگه هرمز به منافع آنها آسیب میزند.»
اختلال در دریای سرخ نیز به یکی دیگر از مسیرهای مهم تجاری که پکن به آن متکی است، ضربه خواهد زد.
اسحاق دار و بخش روابط عمومی ارتش پاکستان به درخواستهای رویترز برای اظهارنظر پاسخ ندادند.
وزارت امور خارجه چین در بیانیهای اعلام کرد: «چین از تلاشهای میانجیگرانه پاکستان و دیگر طرفها حمایت میکند.»
این وزارتخانه افزود که چین همچنان «نقشی فعال در بازگرداندن هرچه سریعتر صلح و آرامش به منطقه خلیج فارس در خاورمیانه» ایفا خواهد کرد.
مقام پاکستانی: توقف حملات ضروری است
پکن بزرگترین شریک تجاری جمهوری اسلامی و خریدار اصلی نفت خام صادراتی ایران، با وجود تحریمهای بینالمللی علیه تهران، است و از تخفیف قابل توجه قیمت این منبع انرژی بهره میبرد.
چین طی سالهای گذشته همچنین حمایت خود از بخش امنیتی ایران را از طریق ارسال قطعات دارای کاربرد دوگانه، تجهیزات تراشه و سامانههای ناوبری ماهوارهای افزایش داده است، هرچند از زمان آغاز جنگ تاکنون آشکارا کمکی نظامی در اختیار جمهوری اسلامی قرار نداده است.
پکن همواره از تلاشهای میانجیگرانه پاکستان حمایت کرده و در ماه مارس نیز فرستاده ویژه خود را برای انجام یک سفر دیپلماتیک رفتوبرگشتی در خاورمیانه اعزام کرده بود.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، جمعه دوم مرداد در پستی در شبکه اجتماعی تروثسوشیال نوشت که شی جینپینگ، رییسجمهوری چین و ولادیمیر پوتین، رییسجمهوری روسیه، به او گفتهاند که به جمهوری اسلامی سلاح نخواهند فروخت و او این اظهارات را باور میکند.
ترامپ افزود: «اگر آنها چنین کاری انجام دهند، برایشان بسیار بد خواهد بود؛ چرا که قطعا به نفعشان نیست.»
ترامپ نوشت: «رییسجمهوری شی، در دیدار اخیر ما در پکن، به من گفت که تحت هیچ شرایطی به جمهوری اسلامی ایران سلاح نخواهد داد یا سلاحی به آن نخواهد فروخت؛ این اظهارنظر شامل شرکتهای چینی نیز میشود. با توجه به روابطی که داریم، من حرف او را باور میکنم و علاوه بر آن، من نیز در حال انجام لطفهای بسیار بزرگی در حق او هستم.»
او نوشت: «به همین ترتیب، رییسجمهوری پوتین، با وجود جنگ وحشتناکی که در اوکراین در جریان است (روابط همچنان حفظ شده، همانطور که با رییسجمهور زلنسکی نیز حفظ شده است)، به من گفت که به ایران سلاح نخواهد فروخت. او درک میکند که من به اوکراین سلاح نمیفروشم، بلکه به کشورهای عضو ناتو میفروشم. آنها قیمت کامل را پرداخت میکنند و اینکه این سلاحها چگونه توزیع میشوند، من هیچ اطلاعی ندارم.»
ترامپ همچنین نوشت: «بنابراین، دو کشور بزرگ که مردم بیشتر در ارتباط با ایران از آنها صحبت میکنند، از نظر من در این موضوع مشارکت ندارند.»
آمریکا و جمهوری اسلامی در ماه ژوئن، پس از میانجیگری پاکستان و قطر، یک یادداشت تفاهم با هدف حرکت به سوی پایان دادن به جنگ امضا کردند. قرار بود این توافق یک بازه ۶۰ روزه برای مذاکرات درباره یک توافق دائمی فراهم کند.
اما مذاکرات غیرمستقیم هیچ پیشرفتی به همراه نداشت. هر دو طرف یکدیگر را به نقض توافق متهم کردند و درگیریها از سر گرفته شد.
حوثیها پنجشنبه اعلام کردند در چارچوب محاصره دریایی خود، دو نفتکش سعودی را هدف قرار دادهاند؛ اقدامی که در کنار بسته شدن تقریبا کامل تنگه هرمز، خطر ایجاد دومین گلوگاه برای عرضه جهانی نفت را به وجود آورده است.
این تشدید تنشها، هم اهمیت و حساسیت تلاشهای دیپلماتیک تازه پاکستان را افزایش داده و هم موانع پیش روی آن را بیشتر کرده است.
پیش از این اکسیوس گزارش داده بود که تهران آخرین پیشنهادهای میانجیها برای برقراری یک آتشبس ۱۰ روزه را نپذیرفته است.
دونالد ترامپ، پنجشنبه به این رسانه گفت به تصمیمگیری برای از سرگیری عملیات رزمی عمده علیه جمهوری اسلامی نزدیک شده است؛ عملیاتی که به گفته او «بزرگتر و گستردهتر» از عملیات خشم حماسی خواهد بود.
او زمانی برای انجام این حمله تعیین نکرد، اما به نظر میرسد که وقوع جنگی تمامعیار اجتنابناپذیر است و سطح درگیری آمریکا با جمهوری اسلامی بهزودی بیش از پیش افزایش خواهد یافت.
دولت آمریکا و سفارتخانههای این کشور در اسرائیل و عراق به شهروندان آمریکایی در خاورمیانه هشدار داده و از آنها خواستهاند اقدامات احتیاطی بیشتری انجام دهند و برای بسته شدن مرزهای هوایی و زمینی در این منطقه آماده باشند.
متیو گولد، سفیر پیشین بریتانیا در اسرائیل و معاون پیشین سفیر بریتانیا در ایران در مقالهای در روزنامه واشینگتنپست جمهوری اسلامی را «لانه افعیهایی» خوانده که درگیر نبرد با هم بر سر قدرت هستند. او نوشته است که کشورهای غربی برای مذاکره با جمهوری اسلامی، ابتدا باید آن را بشناسند.
متیو گولد (Matthew Gould) در فاصله سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۵ سفیر بریتانیا در اسرائیل بود. او که اولین سفیر یهودی بریتانیا در اسرائیل محسوب میشود از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵ معاون سفیر بریتانیا در تهران بود.
او در آغاز این مقاله نوشته است: در اواسط تیر ماه، حکومت ایران با حمله به سه کشتی تجاری در تنگه هرمز، توافق آتشبسی را که با ایالات متحده به دست آورده بود، عملا زیر پا گذاشت. تهران پس از مذاکره بر سر بستهای فوقالعاده، شامل پایان تحریمها، آزادسازی داراییهای مسدودشده و ایجاد یک صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری برای پرداخت غرامت، تصمیمی ظاهرا بیمعنا گرفت و به جای آن وارد درگیری شد. درک اینکه چرا جمهوری اسلامی چنین کاری کرد، برای فهمیدن نحوه برخورد با این حکومت ضروری است.
گولد افزوده است: «وقتی ۲۰ سال پیش از سوی وزارت امور خارجه بریتانیا در ایران مامور بودم، دو قاعده برای توضیح رفتار حکومت ایران برای خودم شکل دادم. قاعده نخست: رهبران ایران به شکلی یکجانبه و تمامعیار بر حفظ قدرت خود متمرکزند. آنها میدانند که اکثریت قاطع ایرانیان از آنها بیزارند و اگر سرانجام حکومت کنار زده شود، مردم با آنها با گذشت و بخشش برخورد نخواهند کرد.»
بهنوشته معاون پیشین سفیر بریتانیا در تهران، عزم ماندن در قدرت، هدایتکننده اقدامات حکومت است. از این منظر، رهبران جمهوری اسلامی عقلانی رفتار میکنند، اما این به معنای میانهرو بودن آنها نیست. جمهوری اسلامی در دی ماه سال گذشته برای سرکوب اعتراضات، هزاران ایرانی را قتلعام کرد. حملات موشکی ایران به همسایگانش ممکن است شبیه واکنشی کور و بیهدف به نظر رسیده باشد، اما در واقع تجلی دکترین حکومت موسوم به «تشدید افقی» بود؛ یعنی ایجاد اهرم فشار از طریق ادامه دادن روند تشدید تنش.
سفیر سابق بریتانیا در اسرائیل در ادامه یادداشت خود در توضیح قاعده دوم برای درک رفتار رهبران جمهوری اسلامی نوشته است: «اقدامات ایران اغلب بیش از آنکه به سیاستورزی میان دولتها مربوط باشد، ناشی از پویاییهای داخلی حکومت است. دولتهای غربی معمولا اقدامات حکومت ایران را بهعنوان اقداماتی تفسیر میکنند که متوجه آنهاست. اما در بسیاری از موارد، مخاطب واقعی این اقدامات در داخل خود حکومت است.»
بهنوشته متیو گولد، رهبری جمهوری اسلامی یکپارچه و یکدست نیست. ساختارهای غیررسمی قدرت دستکم به اندازه ساختارهایی که در قانون اساسی تعریف شدهاند اهمیت دارند و این ساختارها دائما در حال تغییرند. حکومت همیشه بر پایه ترس بنا شده است؛ حتی رهبران آن نیز دائما مراقب پشت سر خود هستند، از اعتبار انقلابیشان محافظت میکنند و به شیوههایی مبهم برای یکدیگر پیام میفرستند. حتی خود آنها نیز برای درک یکدیگر مشکل دارند. فهمیدن پویاییهای درونی حکومت از بیرون تقریبا غیرممکن است.
او افزوده است: «وقتی برای نخستین بار در سال ۲۰۰۳ وارد تهران شدم، تا حدی با این ظرافتها آشنا شدم. علی خامنهای، رهبر وقت جمهوری اسلامی، در خطبههای نماز جمعه با لحنی بسیار تند به بریتانیا حمله کرد. من نزد رییس یک اندیشکده نزدیک به دفتر رهبر رفتم و پرسیدم چه چیزی باعث این حمله لفظی شده است. او طوری به من نگاه کرد که انگار احمق هستم. از نظر او باید متوجه چیزهایی میشدم که خامنهای نگفته بود و درمییافتم که آن سخنرانی در واقع نشانهای از نرمتر شدن رویکرد او بوده است.»
بهنوشته گولد، از آن زمان تاکنون، رهبران جمهوری اسلامی بدگمانتر، دو روتر و بیشتر اهل خنجر زدن از پشت شدهاند. موجهای اعتراضات مردمی که هر بار با خشونتی فزاینده سرکوب شدهاند، حکومت را متزلزلتر کردهاند. حملات آمریکا و اسرائیل در اسفند ماه سال گذشته که به حذف سران حکومت انجامید، ساختارهای قدرت را در هم شکست و رهبری جمهوری اسلامی را وارد هرجومرج کرد.
متیو گولد در ادامه مقاله خود نوشته است: «خامنهای تقریبا چهار دهه رهبر جمهوری اسلامی بود. با وجود عنوان "رهبر معظم"، حتی او نیز همواره ناچار بود میزان و نحوه اعمال اقتدار خود را در داخل حکومت تنظیم کند. این کار بسیار پیچیدهتر از صدور فرمان بود. او داور اصلی میان جناحهای مختلف حکومت بود و محافظهکاران و اصلاحطلبان را "مانند دو بال یک پرنده" توصیف میکرد. از زمان مرگ او، حکومت داور خود را از دست داده است. پسرش مجتبی عنوان رهبری را در اختیار گرفته، اما نقش پدرش را نه. او در همان حملاتی که پدرش و همسر خودش را کشت، مجروح شد و از آن زمان تاکنون حتی در مراسم خاکسپاری پدرش نیز دیده نشده است. روایت رسمی حکومت این است که او در مکانی امن قرار دارد و برای جلوگیری از افشای محل اقامتش، تنها از طریق پیکها ارتباط برقرار میکند. حتی اگر این روایت درست باشد، معنایش این است که رهبر جدید بسیار کمتر از پدرش قادر به تثبیت نظام است.»
بهنوشته این دیپلمات بریتانیایی، حکومت همچنین چهرههای دیگری را از دست داده که میتوانستند به حفظ انسجام اجزای پراکنده آن کمک کنند. علی لاریجانی حلقه ارتباطی میان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، روحانیون و سیاستمداران بود. پس از کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی در ۹ اسفند ۱۴۰۴، او عملا اداره امور را در دست داشت، اما خودش کمتر از دو هفته بعد در یک حمله کشته شد. او به هیچ وجه میانهرو نبود، اما سیاستمداری عملگرا بود که میتوانست معامله کند و حکومت را نیز با خود همراه سازد.
متیو گولد تاکید کرده که مرگ این افراد حکومت را در آشفتگی فرو برده است. در میان این هرجومرج، رهبران جمهوری اسلامی بیش از گذشته در معرض اتهام وفاداری ناکافی قرار دارند و نیاز شدیدتری احساس میکنند که قدرت خود را به نمایش بگذارند. سپاه پاسداران در حال قدرت گرفتن است و حکومت را به سوی مواضع سختگیرانهتری سوق میدهد؛ در عین حال، اعضای خود سپاه نیز میان جناحهای مختلف تقسیم شدهاند.
بهنوشته او مجموعه این عوامل به توضیح این مساله کمک میکند که چرا حکومت تصمیم گرفت توافقی بسیار جذاب را خراب کند، نه در درجه اول بهعنوان اقدامی در عرصه سیاست خارجی یا با نگاه به واشینگتن، بلکه در نتیجه رقابت و کشمکش داخلی رهبران آن که نگاهشان به یکدیگر بود.
معاون پیشین سفیر بریتانیا در تهران در پایان مقاله خود تاکید کرده است که اگر ایالات متحده و متحدانش میخواهند به شکلی موثر با حکومت ایران برخورد کنند و تهدیدها، حملات و مشوقها را با نسبتهای درست تنظیم کنند، ابتدا باید درک کنند که این حکومت لانهای از افعیها متشکل از رهبران و گروههایی رقیب با ادعای تصاحب کامل قدرت است. در بسیاری از مواقع، آنها پیش از آنکه به غرب فکر کنند، به جایگاه خود در داخل حکومت میاندیشند.