محمد مرندی: کویت، قطر، عربستان، بحرین، امارات و عمان باید تخلیه کنند


محمد مرندی، از چهرههای رسانهای نزدیک به هیات مذاکرهکننده جمهوری اسلامی، چهارشنبه ۳۱ تیر در واکنش به تهدید دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، به بمباران پلها و نیروگاههای ایران در صورت حمله جمهوری اسلامی به کشتیها، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت وقت آن است که کویت، قطر، عربستان سعودی، بحرین، امارات متحده عربی و احتمالا عمان تخلیه شوند.
پیشتر دونالد ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت: «از این لحظه به بعد، هر زمان جمهوری اسلامی ایران با موشک، راکت، پهپاد یا هر وسیله یا سلاح دیگری به یک کشتی در تنگه هرمز شلیک کند، ایالات متحده یک پل یا نیروگاه را، از جمله پلها یا نیروگاههای واقع در پایتخت، تهران، یا در نزدیکی آن، بمباران و نابود خواهد کرد.»







«مرد خوب پیدا نمیشود» تازهترین فیلم شهربانو سادات فیلمساز افغانستانی که در بخش مسابقه جشنواره زردآلوی طلایی در ایروان به نمایش درآمد و پیشتر هم بهعنوان افتتاحیه جشنواره برلین نمایش داده شده بود، سعی دارد تصویری از موقعیت زنان را پیش از تسلط دوباره طالبان در سال ۲۰۲۱ ترسیم کند.
شهربانو سادات که در ایران متولد شده و حالا ساکن آلمان است، با دو فیلم «گرگ و گوسفند» و «پرورشگاه» در بخش دوهفته کارگردانان جشنواره کن شرکت کرده بود و حالا در فیلم سوم از این مجموعه، که بر اساس زندگینامه منتشر نشده انور هاشمی و همینطور تجربیات زندگی خودش ساخته شده و قرار است دو فیلم دیگر هم در پی آن ساخته شود، موقعیت یک زن را در جامعه مردسالار افغانستان میکاود.
او این بار موقعیت یک زن فیلمبردار به نام نارو را تصویر میکند که در شبکه تلویزیونی اصلی افغانستان در سال ۲۰۲۱، درست پیش از به قدرت رسیدن دوباره طالبان کار میکرد.
فیلم با مشکلات او به عنوان یک زن آغاز میشود؛ جایی که کار او جدی گرفته نمیشود و درها به روی او بسته به نظر میرسند. اما نارو با تثبیت خود به عنوان یک فیلمبردار با تسلط به اصول خبرنگاری، به زحمت راه را برای خود باز میکند.
در این میان مساله او با مردان، یک مساله لاینحل به نظر میرسد؛ جایی که او قادر نیست حضانت بچهاش را از شوهرش بگیرد و گمان میکند «هیچ مرد خوبی پیدا نمیشود».
فیلم حول و حوش همین جمله (عنوان فیلم No Good Men) بنا میشود و در واقع جستوجویی است زنانه برای پیدا کردن مرد خوب.
همه چیز از دیالوگهای او با دوستان نزدیکش آغاز میشود، جایی که نارو این باورش را توضیح میدهد. فیلم اما جرقه خفیفی از یک رابطه را میزند: رابطه نارو با قدرت، شناختهشدهترین خبرنگار تلویزیون. اما این رابطه هم با شک و تردید همراه است و نارو آشکارا از آن پرهیز دارد. فیلم حتی بحث اخلاقیات را پیش میکشد و به داوری درباره وضعیت تاهل قدرت و در پی آن فاصله گرفتن بیشتر نارو میپردازد، اما فیلمساز در نهایت پایان دیگری را رقم میزند که چندان مورد انتظار تماشاگر نیست.
فیلم اما بین یک فیلم عاشقانه داستانگو و یک فیلم سیاسی- اجتماعی در نوسان است و نمیتواند به پیوند درستی بین آنها برسد. از سویی فیلم به مخاطب عام نظر دارد و میخواهد یک داستان عاشقانه را در یک موقعیت جذاب پیش ببرد و از سوی دیگر گاه به بیانیهای سیاسی- اجتماعی پهلو میزند.
عنوان تند و تیز فیلم آغاز این نوع پیام سیاسی- اجتماعی است که در دل فیلم حل نمیشود و جدا میایستد.
به نظر میرسد فیلمساز میخواهد در حین روایت داستانش انبوهی بغض فروخفته زنان را بیرون بریزد، در نتیجه برخی صحنههای فیلم گویی به میدانی برای نوعی تسویهحساب بدل میشود.
زمانی که شوهر فرزند نارو را میبرد، رویارویی نارو با قدرت و دعوای کلامی آنها کاملا بیمنطق است و بیشتر انتقامی بیجهت از همه مردان به نظر میرسد (این تنها صحنهای نیست که با رفتار و گفتار اغراقآمیز نارو روبرو هستیم).
فیلم میخواهد محدودیتهای ظالمانه مردان را - به حق- نقد کند، اما در یافتن راه و رسمی هنرمندانه به بنبست میرسد و به صحنهها و دیالوگهای شعاری پناه میبرد که در سطح میماند.
هر چند در پایان قرار است به نتیجهای خلاف عنوان فیلم و برخی صحنههای شعاری آن برسیم، اما شیوه ترسیم کردن موقعیتها و نوع دیالوگهای فیلم، نتیجهگیری نهایی را کمرنگ جلوه میدهد و بیشتر، فیلم را به تصویری تند و تیز و شعاری علیه دنیای مردانه بدل میکند که با ورود طالبان و محدودیتهای بیشتر کامل میشود.
با این حال فیلم در تصویر کردن یک برهه حساس، زمان به قدرت رسیدن دوباره طالبان، موفق است و میتواند به عنوان سندی از وضعیت زنان افغانستان در این برهه تلقی شود که با روز تاریخی هجوم مردم به فرودگاه به پایان میرسد.
اما درونیات نارو و عدم قدرت تصمیمگیریاش، حتی در صحنههای پایانی، برای زنی که در محل کارش استوار و ثابتقدم به نظر میرسید، چندان مجابکننده نیست و پایان کازابلانکایی فیلم هم شاید بتواند برای تماشاگر عام جذاب باشد، اما صحنهای بهیادماندنی را شکل نمیدهد.
شرکت اوپنایآی اعلام کرد که یک عامل خودمختار مبتنی بر مدلهای پیشرفته هوش مصنوعی این شرکت، در جریان یک آزمایش امنیتی از کنترل خارج شد و با انجام یک حمله سایبری، زیرساختهای استارتآپ هوش مصنوعی هاگینگ فیس (Hugging Face) را که هفته گذشته هدف نفوذ قرار گرفته بود، به خطر انداخت.
سازنده چت جیپیتی در حال آزمایش تواناییهای برخی از پیشرفتهترین مدلهای خود در یک محیط کنترلشده بود، اما این عامل هوش مصنوعی از محیط محدودشده خارج شد، به اینترنت دسترسی پیدا کرد و برای تحقق هدف تعیینشده در آزمایش، به سامانههای هاگینگ فیس نفوذ کرد.
رویترز در گزارشی در همین زمینه نوشت که این حادثه نشان میدهد گسترش تواناییهای هوش مصنوعی اکنون همان تهدید امنیتی را به واقعیت تبدیل کرده که کارشناسان مدتهاست درباره آن هشدار دادهاند و حتی بزرگترین توسعهدهندگان نیز ممکن است در برابر آسیبپذیریهایی که مدلهای خودشان میتوانند از آنها سوءاستفاده کنند، غافلگیر شوند.
اوپنایآی سهشنبه ۳۰ تیر در یک پست وبلاگی اعلام کرد این رخداد «یک حادثه سایبری بیسابقه با استفاده از توانمندیهای پیشرفته حملات سایبری» بود و این شرکت در حال تقویت تدابیر حفاظتی خود است.
این حادثه همچنین توجه زیادی را جلب کرده است، زیرا شرکت هاگینگ فیس مستقر در نیویورک اعلام کرد برای مهار این حمله از یک مدل متنباز چینی استفاده کرده است؛ چرا که مدلهای پیشرفته آمریکایی، بهدلیل ناتوانی در تشخیص مدافع از مهاجم، از پردازش دادههای لازم برای تحلیل حمله خودداری کردند.
این شرکت هفته گذشته در یک پست وبلاگی اعلام کرد که برای تحلیل این حمله از مدل جیالام-۵.۲ (GLM-5.2) متعلق به شرکت ژیپو ایآی (Zhipu AI) استفاده کرده است؛ اقدامی که همچنین امکان نگهداری دادههای مهاجم و هرگونه اطلاعات محرمانه یا اعتبارنامهها را در داخل سامانههای خود فراهم کرد.
مدل جیالام-۵.۲ و همچنین مدل کیمی کی۳ (Kimi K3) متعلق به شرکت موونشات (Moonshot) مستقر در پکن، اخیرا به دلیل برخورداری از تواناییهایی نزدیک به برترین مدلهای آمریکایی، اما با هزینه کمتر و بدون محدودیتهایی که استفاده از رقبای آمریکایی را در حوزههایی مانند امنیت سایبری محدود میکند، توجه سیلیکونولی را به خود جلب کردهاند.
توماس ولف، از بنیانگذاران شرکت هاگینگ فیس، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «وقتی یک مدل پیشرفته در حال حمله به شماست و در زیرساختهایتان بهصورت جانبی حرکت میکند، مدافعان باید ظرف چند ساعت یا حتی چند دقیقه به ابزارهایی نزدیک به پیشرفتهترین مدلها دسترسی گسترده داشته باشند، نه اینکه به یک برنامه دسترسی محدود، بسته و نیازمند تایید هدایت شوند.»
نشانهای از آینده
نفوذ به هاگینگ فیس، که میزبان مدلهای متنباز زبان بزرگ و مجموعههای داده است، جامعه امنیت سایبری را نگران کرد؛ بهویژه پس از آنکه این شرکت هفته گذشته اعلام کرد این رخنه «به هیچیک از مواردی که پیشتر با آنها روبهرو شده بودیم شباهت نداشت» و «از ابتدا تا انتها با یک سامانه عامل خودمختار هوش مصنوعی هدایت شده بود.»
افشای این موضوع از سوی اوپنایآی که مدلهای پیشرفته این شرکت عامل این حمله بودهاند، آن هم با وجود اینکه در محیطی که این شرکت آن را «بسیار بسته و منزوی» توصیف کرده بود نگهداری میشدند، احتمالا نگرانیها درباره قدرت و مخاطرات مدلهای پیشرفته هوش مصنوعی را تشدید خواهد کرد.
گرگ کاسار، نماینده دموکرات ایالت تگزاس، این حادثه را نگرانکننده توصیف کرد و در بیانیهای گفت: «هوش مصنوعی با سرعتی فوقالعاده در حال پیشرفت است، بدون آنکه مقررات واقعی برای حفظ امنیت ما وجود داشته باشد.»
او خواستار آزمایشهای ایمنی مستقل و اجباری، افشای اجباری حوادث امنیتی و همکاری بینالمللی برای «حفظ امنیت مردم در برابر یک فاجعه کامل» شد.
دفتر مدیر ملی امنیت سایبری آمریکا، سازمان امنیت سایبری و امنیت زیرساخت (CISA) و آژانس امنیت ملی آمریکا (NSA) تاکنون در این زمینه اظهارنظر نکردهاند.
کیتی موسوریس، مدیرعامل شرکت لوتا سکیوریتی (Luta Security)، گفت این حادثه نشانهای از رخنههای بیشتری است که در آینده رخ خواهند داد.
او مدلهای امروزی را به «باهوشترین اختاپوسهای فرارکننده جهان، با بازوهای بیشمار و توانایی عبور از هر شکافی» تشبیه کرد.
موسوریس افزود: «آزمایشگاهها و نهادهای دولتی ارزیاب باید روی توانایی مهار، پایش و اطلاعرسانی به طرفهای آسیبدیده زمانی که یک هوش مصنوعی دوباره مانند هودینی از محدودیتها فرار میکند، کار کنند؛ ترجیحا پیش از آنکه به شخص ثالثی آسیب برساند. چنین سازوکاری امروز وجود ندارد.»
مت سوییچ، مهندس شرکت امنیت سایبری مبتنی بر عاملهای هوش مصنوعی تالمو (Tolmo)، گفت این حادثه نشان میدهد که مدلهای پیشرفته در حال «کاهش فاصله خود با مهاجمان پیشرفته سایبری» هستند.
پایگاه خبری ارمنیوز به نقل از منابع آگاه گزارش داد واشینگتن هرگونه آتشبس با تهران را به دستیابی به تفاهمی جدید درباره تنگه هرمز مشروط کرده است؛ چارچوبی که با کاهش توانمندیهای تهاجمی سپاه پاسداران در اطراف این آبراه راهبردی، «بیطرفسازی نظامی» آن را تضمین کند.
ارمنیوز چهارشنبه ۳۱ تیر نوشت واشینگتن تحقق این شرط را پیشنیاز اصلی برای ازسرگیری مسیر دیپلماتیک میان دو طرف میداند.
بهگفته منابع آگاه، آمریکا به پاکستان بهعنوان یکی از میانجیها اطلاع داده است تا پیش از شکلگیری چارچوبی جدید برای مذاکره با تهران، با ورود به مرحله آتشبس موافقت نخواهد کرد.
بر اساس این گزارش، چارچوب مورد نظر واشینگتن باید ماهیت و نحوه استقرار توانمندیهای نظامی سپاه پاسداران در مواضع حکومت ایران در اطراف تنگه هرمز را مشخص کند، بهگونهای که تهدیدی متوجه کشتیرانی بینالمللی نباشد.
منابع ارمنیوز افزودند کاخ سفید در تماسهای خود با اسلامآباد تاکید کرده است هرگونه کاهش تنش یا آغاز مذاکرات باید با دور کردن توانمندیهای تهاجمی سپاه پاسداران از مسیرهای کشتیرانی و محدود شدن حضور نظامی در این مناطق به «توانمندیهای دفاعی» آغاز شود.
در روزهای اخیر، حملات سپاه پاسداران به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز به تشدید درگیریها در منطقه انجامیده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۱۷ تیر این حملات را نقض تفاهمنامه اسلامآباد دانست و از پایان آتشبس با جمهوری اسلامی خبر داد.
ارتش ایالات متحده از آن زمان، حملاتی را علیه مواضع جمهوری اسلامی، بهویژه در جنوب ایران، به انجام رسانده است.
تلاش برای دستیابی به آتشبس ۱۰ روزه
ارمنیوز در ادامه گزارش داد میانجیگران منطقهای میکوشند با پیشنهاد یک آتشبس ۱۰ روزه، زمینه احیای تفاهمنامه خردادماه را فراهم کنند.
همزمان، رایزنیهای جاری بر دستیابی به چارچوبی مورد قبول دو طرف درباره امنیت تنگه هرمز متمرکز شده است؛ موضوعی که مهمترین گره در مسیر دستیابی به هرگونه تفاهم جدید میان واشینگتن و تهران به شمار میرود.
بر اساس این گزارش، دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در پی آن است که تنگه هرمز در برابر هرگونه تهدید نظامی جمهوری اسلامی مصون بماند.
یک منبع آگاه به ارمنیوز گفت تا زمانی که «توانمندیهای تهاجمی» از مواضعی که امکان تهدید کشتیها در تنگه هرمز را فراهم میکنند دور نشوند، دستیابی به آتشبس واقعبینانه نخواهد بود.
این در حالی است که مقامها و نهادهای جمهوری اسلامی همچنان به تهدیدات خود علیه آمریکا و کشورهای منطقه ادامه میدهند.
سپاه پاسداران ۳۱ تیر در بیانیهای تهدید کرد در صورت ادامه «تجاوزات»، آماده «عملیات پشیمانکنندهای» خواهد شد که به «عزای عمومی» در آمریکا خواهد انجامید.
روبیو: جمهوری اسلامی در «دردسر بزرگی» افتاده است
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، ۳۱ تیر در حاشیه نشست آسهآن در مانیل، پایتخت فیلیپین، گفت جمهوری اسلامی «در دردسر بزرگی افتاده» است.
او افزود باز نگه داشتن تنگه هرمز یکی از مفاد کلیدی تفاهمنامه بود که تهران اقدام به نقض آن کرد.
بهگفته روبیو، ایالات متحده به از بین بردن قابلیتهای نظامی حکومت ایران که ناوبری دریایی را تهدید میکنند، ادامه میدهد و اجازه نخواهد داد حملات جمهوری اسلامی به شناورها در تنگه هرمز به یک رویه تبدیل شود.
روبیو همچنین در واکنش به تهدید حوثیهای یمن به هدف قرار دادن کشتیها در دریای سرخ گفت چنین چالشی پیشتر نیز وجود داشته و جمهوری اسلامی «مرکز این تهدید» به شمار میرود.
وزیر امور خارجه آمریکا همچنین از دیگر کشورها خواست برای حمایت از آزادی کشتیرانی به ایالات متحده بپیوندند.
حوثیهای یمن ۲۹ تیر از آغاز محاصره دریایی عربستان سعودی خبر دادند؛ اقدامی که میتواند جبههای تازه در درگیریها بگشاید و تهدیدها علیه جریان انرژی و تجارت جهانی را به فراتر از خلیج فارس گسترش دهد.
ساختمانی در نزدیکی مرز اتریش با آلمان که آدولف هیتلر در آن به دنیا آمد، رسما فعالیت تازه خود را بهعنوان اداره پلیس آغاز میکند. تغییری که دولت اتریش امیدوار است مانع تبدیل شدن این محل به «زیارتگاهی برای نئونازیها» شود.
پس از سالها بحث درباره این خانه بزرگ و سنتی در شهر براوناو آم این، که در مالکیت خصوصی بود و پیشتر یک موسسه خیریه ویژه افراد دارای معلولیت در آن فعالیت میکرد، دولت اتریش در سال ۲۰۱۷ ساختمان را بهصورت اجباری خریداری کرد و در سال ۲۰۱۹ اعلام کرد که آن را بازسازی و به اداره پلیس تبدیل خواهد کرد.
حتی پیش از این تغییر کاربری نیز تنها نشانه اهمیت تاریخی ساختمان، سنگی در پیادهرو بود که از اردوگاه کار اجباری ماوتهاوزن آورده شده و عبارت «فاشیسم، هرگز دوباره» روی آن حک شده بود، بیآنکه نامی از هیتلر برده شود. این سنگ همچنان در جای خود باقی مانده است. تنها علامتی که به نمای سفید ساختمان افزوده شده، تابلویی با نوشته «پلیس» است.
اشتفان ملچوخ، رییس بخش تاریخ وزارت کشور اتریش، هنگام بازدید خبرنگاران از ساختمان گفت: «هدف این بود که هرگونه پیوند با آدولف هیتلر از میان برود تا آن هاله رازآلود از ساختمان گرفته شود.»
موزه هنری سابق
این هاله رازآلود با کیش شخصیت نازیها پیرامون هیتلر تقویت شده بود. در دوران حکومت او، «خانه زادگاه پیشوا» به موزه هنر تبدیل شده بود.
ملچوخ گفت هیتلر در سال ۱۸۸۹ تنها چند هفته در این خانه زندگی کرد و پس از آن خانوادهاش از آنجا نقل مکان کردند.
رهگذران اغلب برای گرفتن عکس در برابر ساختمان توقف میکنند، اما معمولا مشخص نیست چه دیدگاهی درباره هیتلر دارند. مقامهای محلی گفتند اکنون فقط «موارد پراکندهای» در ارتباط با بازدیدکنندگان رخ میدهد و شمار آنها از گذشته کمتر شده است.
آنها توضیح بیشتری ندادند، اما ادای سلام هیتلری و استفاده از دیگر نمادهای نازی در اتریش ممنوع است.
یوهانس وایدباخر، شهردار براوناو، در پاسخ به پرسش رویترز درباره واکنش عمومی به این پروژه گفت: «فکر میکنم در مجموع مردم براوناو این تصمیم را پذیرفتهاند و میتوانند با آن کنار بیایند.»
وایدباخر عضو کمیسیونی بود که توصیه کرد ساختمان یا برای هدفی خیریه یا برای یک کاربری رسمی اداری استفاده شود. او گفت در نهایت، استقرار یک موسسه خیریه در این ساختمان باعث میشد محل بیش از حد در دسترس عموم باشد.
او افزود: «فکر نمیکنم رویکرد بدی باشد، اما اینکه آیا همانطور که همه امیدواریم و انتظار داریم نتیجه خواهد داد یا نه، باید منتظر ماند و دید.»
هرگز فراموش نکنیم یا هرچه زودتر فراموش کنیم؟
این تصمیم با مخالفتهایی نیز روبهرو شده است؛ از جمله از سوی کمیته ماوتهاوزن، مهمترین گروه بازماندگان هولوکاست در اتریش. این گروه استدلال کرده است که تبدیل ساختمان به اداره پلیس مناسب نیست و باید اقدامات بیشتری برای جلب توجه به جنایتهای هیتلر انجام شود.
روبرت آیتِر، از اعضای کمیته ماوتهاوزن و شبکه مقابله با نژادپرستی و افراطگرایی راستگرا، گفت: «هر سال در یادمان اردوگاه کار اجباری ماوتهاوزن مراسمی برگزار میشود تا گفته شود: هرگز دوباره. اما در براوناو میگویند: هرچه زودتر فراموش کنیم.»
اتریش برای دههها استدلال میکرد که نخستین قربانی ناسیونالسوسیالیسم بوده است، زیرا آلمان هیتلری در سال ۱۹۳۸ آن را ضمیمه خود کرد. این کشور اکنون میگوید اتریشیها نیز در جنایتها نقش داشتهاند، اما بهندرت توضیح بیشتری در این باره ارائه میکند.
آیتر گفت: «جهان فراموش نخواهد کرد بدترین قاتل جمعی تاریخ کجا متولد شده است. مدخلهای ویکیپدیا تغییر نخواهد کرد.»
او افزود شمار نئونازیهایی که «برای زیارت به براوناو» میروند کاهش نخواهد یافت.
برخی ساکنان محلی نیز درباره تغییر کاربری این خانه تردید داشتند.
ایرنه، ۷۴ ساله، گفت: «ترجیح میدادم کار دیگری با آن انجام دهند، اما حالا همان چیزی شده که شده است.»
او افزود ترجیح میداد موسسه خیریه همچنان در آنجا باقی بماند.
با این حال، بیشتر ساکنان از این تصمیم حمایت کردند.
توماس اشپرایتس، مشاور املاک، گفت: «عالی است و فکر خوبی است. هر از گاهی گروههای نئونازی به آنجا میآمدند و حالا دیگر این موضوع به تاریخ پیوسته است.»
امضای توافق هستهای پیشنهادی آمریکا و عربستان از سوی دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، نگرانیها در خاورمیانه را بهدنبال داشته . در واشینگتن نیز با مخالفتهایی جدی روبهرو شده است. این پیمان بهطور بالقوه به عربستان اجازه غنیسازی اورانیوم و پردازش سوخت مصرفشده را میدهد.
تا کنون چه رخ داده است؟
واشنگتن و ریاض سالهاست درباره توافق همکاری هستهای گفتوگو میکنند؛ توافقی که دسترسی عربستان به فناوری آمریکا را فراهم میکند و به شرکتهای آمریکایی فرصت میدهد قراردادهایی بزرگ برای ساخت تاسیسات انرژی اتمی عربستان امضا کنند.
با این حال در خاورمیانه همواره در حوزه فناوری هستهای، نگرانیهای امنیتی، اشاعه تسلیحات هستهای و پیچیدگیهای سیاسی در منطقهای ملتهب در کانون توجه بوده است.
عربستان سعودی مانند همه امضاکنندگان معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) پیشاپیش تعهد داده است بمب اتمی تولید نکند و با بازرسیهای بینالمللی موافقت کرده است. اما واشینگتن بهطور سنتی بهدنبال اقدام حفاظتی مضاعف بوده است.
با وجود این، این پیمان شامل «استاندارد طلایی» نیست که عربستان را مانند امارات متحده عربی از غنیسازی اورانیوم و پردازش سوخت مصرفشده، دو مسیر بالقوه برای تولید ماده لازم جهت کلاهک اتمی منع میکند، نیست و همچنین «پروتکل الحاقی» نظارت مضاعف بینالمللی را در بر ندارد.
این کاستیها احتمالا نه تنها رقیبان منطقهای عربستان، بلکه متحدان خاورمیانهای آمریکا از جمله اسرائیل را نگران میکند و پرسشهایی درباره همسویی سیاستهای واشینگتن برمیانگیزد، زیرا یکی از دلایل جنگ آمریکا با جمهوری اسلامی در سال جاری میلادی مخالفت تهران با کنار گذاشتن برنامه غنیسازی بوده است.
ممکن است در کنگره نیز مخالفتهایی مطرح شود، جایی که اعضا پیشتر خواستار سختگیری بیشتری بر هرگونه توافق هستهای بین ریاض و واشینگتن شده بودند.
چرا عربستان سعودی برنامه هستهای میخواهد؟
بهعنوان بزرگترین صادرکننده نفت جهان، عربستان شاید نامزدی بدیهی برای داشتن انرژی هستهای به نظر نرسد، اما در چارچوب طرح اقتصادی چشمانداز ۲۰۳۰ محمد بن سلمان، ولیعهد این کشور، هدف از دستیابی به انرژی هستهای کاهش انتشار کربن و آزادسازی نفت خام برای صادرات عنوان شده است.
اداره اطلاعات انرژی آمریکا در سال ۲۰۲۴ اعلام کرد ۶۸٪ برق عربستان با گاز و ۳۲٪ با نفت تولید شده است و در اوج ماه ژوئن، روزانه ۱٫۴ میلیون بشکه نفت خام برای تولید برق مصرف شده است.
نیروی هستهای میتواند بخشی از برق لازم را از جمله برای نمکزدایی آب و تهویه مطبوع که انرژیبر هستند تامین کند و به عربستان اجازه دهد از فروش نفت درآمد بیشتری کسب کند.
با این حال، عربستان همچنین گفته است اگر رقیب دیرینهاش ایران به سلاح هستهای دست یابد، ناچار خواهد شد همان مسیر را دنبال کند؛ اظهار نظریی که ظاهرا با هدف افزایش فشار بر تهران مطرح شده، اما نگرانیها درباره جاهطلبیهای خود عربستان را نیز برانگیخته است.
بسیاری از کشورهایی که نیروگاه هستهای دارند، غنیسازی اورانیوم را در داخل انجام نمیدهند و بهجای آن بر واردات سوخت اورانیوم غنیشده برای رآکتورهای خود تکیه میکنند.
اما در ژانویه ۲۰۲۵ عربستان سعودی اعلام کرد اورانیوم را برای تولید سوخت «کیک زرد» ویژه تولید برق هستهای که بتواند آن را بفروشد، غنیسازی خواهد کرد. چنین فرایندی میتواند بخشی از یک برنامه نظامی هم باشد.
سهم آمریکا چیست؟
پیمان هستهای با عربستان میتواند دستاوردهای راهبردی و تجاری برای آمریکا داشته باشد.
همکاری هستهای غیرنظامی بههمراه تضمینهای امنیتی، مشوق مهمی در تلاش جو بایدن، رییسجمهوری پیشین آمریکا، برای پیشبرد توافق عادیسازی روابط عربستان و اسرائیل بود.
با این حال، به گزارش رویترز، این دو موضوع اکنون از یکدیگر جدا شدهاند، هرچند یک توافق هستهای میتواند مشوقی در تلاشهای دیپلماتیک آمریکا با عربستان باشد. ریاض عادیسازی روابط با اسرائیل را بدون تشکیل کشور فلسطین رد کرده است.
کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، سال گذشته با عبدالعزیز بن سلمان، وزیر انرژی عربستان، دیدار کرد و گفت دو کشور در «مسیر» رسیدن به توافق هستهای غیرنظامی هستند. او اشارهای به توافقی گستردهتر بر سر موضوعاتی مانند عادیسازی روابط اسرائیل و عربستان نکرد.
چنین توافقی صنعت آمریکا را در موقعیت برتر برای کسب قراردادهای ساخت نیروگاههای هستهای عربستان قرار میدهد و همچنین دید بهتری نسبت به برنامه اتمی این کشور فراهم میکند که میتواند نگرانیهای واشینگتن درباره اشاعه تسلیحات هستهای را کاهش دهد.
بر اساس بخش ۱۲۳ قانون انرژی اتمی ایالات متحده مصوب ۱۹۵۴، آمریکا میتواند برای همکاری مهم هستهای غیرنظامی با دیگر کشورها توافقهایی را امضا کند.
این قانون معیار عدم اشاعه را مشخص نمیکند که کشورها باید رعایت کنند تا از استفاده از فناوری برای توسعه سلاحهای هستهای یا انتقال مواد حساس به دیگران جلوگیری شود.
این توافقها مستلزم بررسی کنگره درباره چنین پیمانهایی است.
گزینههای عربستان سعودی
اگر پیمان آمریکا-عربستان حتی در این مرحله ناکام بماند، چند کشور با صنایع هستهای تثبیتشده علاقه خود را برای همکاری با عربستان ابراز کردهاند یا بهعنوان شرکای بالقوه برای برنامه هستهای عربستان مطرح هستند.
گزارش شده است شرکت دولتی اتمی چینChina National Nuclear Corp (CNNC) در سال ۲۰۲۳ پیشنهادی برای ساخت یک نیروگاه هستهای به عربستان ارائه کرده بود.
شرکت دولتی روسی روساتم، که نیروگاههایی در ایران و مصر ساخته است، نیز توافقهای همکاری اولیهای با ریاض امضا کرده است. دیگر گزینههای بالقوه شامل فرانسه و کره جنوبی است که در امارات متحده عربی رآکتور ساخته است.
انتخاب شریک احتمالا به عرضه فناوری، تامین مالی و همسویی ژئوپلیتیک، از جمله شروط مرتبط با مدیریت سوخت هستهای بستگی خواهد داشت.
غنیسازی اورانیوم
مساله کلیدی این است که آیا واشنگتن ممکن است با ساخت یک تأسیسات غنیسازی اورانیوم در خاک عربستان موافقت کند، چه زمانی چنین کاری انجام شود، و آیا کارکنان سعودی به آن دسترسی خواهند داشت یا این تاسیسات صرفا به دست نیروهای آمریکایی در قالب «جعبه سیاه» اداره خواهد شد.
بدون تضمینهای سختگیرانه در متن توافق، عربستان سعودی که دارای ذخایر سنگ اورانیوم در قلمرو خود است& از نظر تئوریک میتواند از یک تاسیسات غنیسازی برای تولید اورانیوم با غنای بالا استفاده کند که در صورت خلوص کافی، ماده شکافتپذیر مورد نیاز برای ساخت بمب اتم را فراهم میکند.
یک منبع به رویترز گفت توافق پیشنهادی آمریکا و عربستان مسیر حقوقی همکاری در چرخه سوخت هستهای، از جمله غنیسازی اورانیوم، را فراهم میکند اما واشینگتن را ملزم به انتقال هرگونه فناوری یا توانمندی مرتبط به این کشور نمیکند.
مسائل دیپلماتیک نیز مطرح است: متحد اصلی واشنگتن در منطقه، اسرائیل، بارها با ایده برنامه هستهای غیرنظامی عربستان مخالفت کرده است.