وزارت دفاع دولت یمن: باند فرودگاه صنعا برای جلوگیری از فرود هواپیمای ایرانی هدف قرار گرفت


شبکه المسیره، وابسته به حوثیهای یمن، بعدازظهر دوشنبه ۲۲ تیر نیز گزارش داد عربستان سعودی فرودگاه بینالمللی صنعا را با چند حمله هوایی هدف قرار داده است.
همزمان با این گزارش، خبرگزاری رویترز نیز از چند حمله هوایی در نزدیکی فرودگاه بینالمللی صنعا خبر داد.
وزارت دفاع دولت یمن مستقر در عدن نیز اعلام کرد نیروهای مسلح این کشور برای جلوگیری از فرود یک هواپیمای ایرانی، باند فرودگاه بینالمللی صنعا را هدف قرار دادهاند.
صنعا در کنترل حوثیها است و دولت در شهر عدن در جنوب این کشور فعالیت میکند.






ران بوسو، تحلیلگر حوزه انرژی، در تحلیلی برای خبرگزاری رویترز نوشت توسعه پهپادهای ارزانقیمت و تولید انبوه آنها، به تغییر معادلات جنگهای مدرن منجر شده و زیرساختهای حیاتی انرژی را به یکی از آسیبپذیرترین نقاط اقتصاد جهانی تبدیل کرده است.
بر اساس این مطلب که دوشنبه ۲۲ تیر منتشر شد، تجربه میدانهای نبرد در اوکراین، روسیه و خاورمیانه نشان داده است پهپادهای کوچک و کمهزینه قادرند از سامانههای سنتی پدافند هوایی عبور کنند و پالایشگاهها، نیروگاهها، پایانههای صادراتی و خطوط لوله را در معرض تهدید قرار دهند.
این تحول توازن سنتی میان مهاجم و مدافع را بهطور چشمگیری بر هم زده است، زیرا تاسیساتی که ساخت آنها دههها زمان و میلیاردها دلار هزینه برده، اکنون در برابر حملات انبوه پهپادی که هر یک تنها چند صد تا چند هزار دلار قیمت دارند، آسیبپذیر شدهاند.
بوسو جمهوری اسلامی را یکی از آشکارترین نمونههای این تغییر توصیف کرد و نوشت تهران از زمان آغاز جنگ اخیر در ۹ اسفند ۱۴۰۴، بارها با استفاده از پهپادها تلاش کرده است کشتیرانی در تنگه هرمز را مختل کند و این تصور دیرینه را که بستن این آبراه تنها با حضور گسترده نیروی دریایی امکانپذیر است، به چالش بکشد.
این تهدید کشورهای تولیدکننده نفت و گاز حاشیه خلیج فارس را واداشته است برنامههای قدیمی خود را برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز احیا کنند.
این کشورها اکنون با سرعت در حال توسعه هزاران کیلومتر خط لوله جایگزین هستند تا صادرات نفت و گاز را از مسیرهایی خارج از این گذرگاه انجام دهند.
با این حال، بوسو هشدار داد هر کیلومتر خط لوله، هر ایستگاه پمپاژ و هر تاسیسات جدید، خود به هدفی بالقوه برای حملات پهپادی تبدیل میشود و توسعه زیرساختهای جایگزین به تنهایی امنیت انرژی را تضمین نمیکند.
حکومت ایران در ماههای اخیر دهها پالایشگاه، تاسیسات گاز طبیعی مایع و نیروگاه را در سراسر منطقه هدف قرار داده است.
اوکراین و دگرگونی معادلات میدان نبرد
بوسو اوکراین را بارزترین نمونه تاثیر پهپادها بر جنگهای مدرن دانست و نوشت کییف در ماههای اخیر با استفاده از دستههای پهپادهای دوربرد، پالایشگاهها، انبارهای سوخت و زیرساختهای انرژی را در عمق خاک روسیه هدف قرار داده و نشان داده است حتی تاسیسات راهبردی دور از خطوط مقدم نیز از حملات در امان نیستند.
اوکراین همزمان صنعت گستردهای برای تولید داخلی پهپاد ایجاد کرده و گزارشها از تولید ماهانه صدها هزار پهپاد ارزانقیمت در این کشور حکایت دارد.
به نوشته این تحلیلگر، گسترش چنین توانمندیهایی دولتها را ناچار کرده است در راهبردهای دفاعی خود بازنگری کنند.
در همین چارچوب، اعضای ناتو هفته گذشته اعلام کردند طی پنج سال آینده، ۴۰ میلیارد دلار برای توسعه سامانههای مقابله با پهپادها سرمایهگذاری خواهند کرد و تا پایان سال ۲۰۲۷ شمار اپراتورهای آموزشدیده پهپادی را پنج برابر افزایش خواهند داد.
فناوریهای در حال توسعه در این حوزه شامل رادارهای پیشرفته، سامانههای اخلال در ارتباطات، پهپادهای رهگیر، سلاحهای لیزری و سامانههای موشکی ویژهای است که برای منهدم کردن پهپادها پیش از رسیدن به هدف طراحی شدهاند.
زیرساختهای جایگزین؛ راهکاری با چالشهای تازه
بوسو در ادامه نوشت جنگهای اوکراین و ایران آسیبپذیری زیرساختهای حیاتی در سراسر جهان را آشکار کردهاند؛ از تاسیسات انرژی و شبکههای مخابراتی گرفته تا سامانههای حملونقل و شبکههای برق.
برای کشورهای حاشیه خلیج فارس، ایجاد مسیرهای جایگزین صادرات انرژی به ضرورتی راهبردی تبدیل شده است، زیرا احتمال اختلال در تنگه هرمز میتواند درآمدهای صادراتی آنها را با خطر جدی روبهرو کند.
عربستان سعودی در حال بررسی افزایش ظرفیت یک خط لوله انتقال نفت خام است که میدانهای نفتی شرق این کشور را به سواحل دریای سرخ متصل میکند و تنگه هرمز را دور میزند.
خط لوله شرق-غرب در جریان جنگ ایران، نقشی حیاتی ایفا کرد و به عربستان سعودی امکان داد به صادرات بیش از چهار میلیون بشکه نفت در روز ادامه دهد. رقمی که بالغ بر نیمی از صادرات این کشور پیش از جنگ بود.
امارات متحده عربی نیز در حال توسعه ظرفیت خط لوله منتهی به بندر فجیره در خارج از تنگه هرمز است و عراق و کویت نیز پروژههای مشابهی را بررسی میکنند.
با این حال، بوسو هشدار داد هرچه این شبکههای جایگزین گستردهتر شوند، حفاظت از آنها نیز دشوارتر خواهد شد و شرکتهای انرژی ناچار خواهند بود خطر حملات پهپادی و سایر اشکال جنگ نامتقارن را در طراحی، بهرهبرداری و حفاظت از تاسیسات خود لحاظ کنند.
حتی ممکن است برخی شرکتها به خرید سامانههای اختصاصی دفاع ضدپهپادی روی آورند.
پژواک جنگ جهانی اول
بوسو در پایان، وضعیت کنونی را با تحولاتی مقایسه کرد که در جنگ جهانی اول رخ داد.
او نوشت همانگونه که تیربار، توپخانه و سیمخاردار دکترین سنتی جنگهای پیادهنظام را بیاثر کردند و زمینهساز جنگهای سنگری شدند، پهپادها نیز امروز توازن قدرت را در میدان نبرد تغییر دادهاند.
او افزود به همان ترتیب که توسعه تانکها و هواپیماهای رزمی سرانجام بنبست جنگ جهانی اول را شکست، دولتها و ارتشها نیز در آینده راهکارهای موثرتری برای مقابله با حملات پهپادی خواهند یافت.
اما تا آن زمان، برتری نسبی همچنان در اختیار مهاجمان خواهد بود، زیرا فناوریهای ارزانقیمت به تهدیدی جدی برای تاسیسات انرژی چند میلیارد دلاری تبدیل شدهاند؛ وضعیتی که صنعت انرژی را به پاشنه آشیل اقتصاد جهانی بدل کرده است.
اظهارات «نژادپرستانه» ماریانو راخوی، نخستوزیر پیشین اسپانیا، درباره تیم ملی فوتبال فرانسه، موجی از خشم را نهتنها در فرانسه، بلکه در اردوی تیم ملی اسپانیا نیز برانگیخته است.
این جنجال درست در آستانه دیدار حساس دو تیم در مرحله نیمهنهایی جام جهانی بالا گرفته است. راخوی در یادداشتی که در روزنامه «الدباته» منتشر شد، مدعی شده بود که تیم ملی فرانسه هیچ بازیکن فرانسوی در ترکیب خود ندارد.
در واکنش به این اظهارات، چند تن از بازیکنان اسپانیا، از جمله بورخا ایگلسیاس و پائو کوبارسی، به سرعت موضعگیری کرده و این سخنان را محکوم کردند.
پائو کوبارسی، مدافع بارسلونا و تیم ملی اسپانیا، در گفتوگو با رادیو کاتالونیا (RAC 1) گفت: «من از جزئیات این ماجرا بیخبرم، اما اگر آنها برای تیم ملی فرانسه بازی میکنند، پس فرانسوی هستند، فارغ از اینکه رنگ پوستشان چه باشد. ما باید نسبت به همه انسانها رواداری نشان دهیم، چرا که همه ما شایسته احترام متقابل هستیم.»
نیروی دفاعی بحرین ظهر دوشنبه ۲۲ تیر با انتشار بیانیهای در اینستاگرام اعلام کرد سامانههای پدافند هوایی این کشور صبح دوشنبه چند حمله موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی را رهگیری و منهدم کردهاند.
در این بیانیه آمده است جمهوری اسلامی همچنان با شلیک موشک و پهپاد، غیرنظامیان در بحرین را هدف قرار میدهد.
نیروی دفاعی بحرین همچنین اعلام کرد همه یگانها و واحدهای نظامی این کشور در بالاترین سطح آمادگی دفاعی قرار دارند و از شهروندان و ساکنان خواست به بقایای موشکها و پهپادها نزدیک نشوند و موارد مشکوک را به مقامهای مسئول گزارش کنند.
این نهاد همچنین حمله به غیرنظامیان و اموال خصوصی با موشک و پهپاد را «نقض آشکار حقوق بینالملل بشردوستانه» خواند.
سپاه پاسداران پیشتر اعلام کرده بود در واکنش به حملات آمریکا، پایگاههای نظامی ایالات متحده در چند کشور حاشیه خلیج فارس، از جمله بحرین، را هدف قرار داده است.
عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، دوشنبه ۲۲ تیر با انتشار ویدیویی در اینستاگرام نوشت در سفر کوتاه خود به مسقط در ۲۰ تیر، با بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان، دیدار کرده است.
عراقچی افزود در این دیدار، هیاتهای حقوقی و فنی دو کشور درباره هماهنگی ایران و عمان بهعنوان دو کشور ساحلی تنگه هرمز برای مدیریت این آبراه و تردد کشتیرانی گفتوگو کردند.
به گفته او، این گفتوگوها در سطوح سیاسی و فنی ادامه خواهد یافت.
در هفته تامین اجتماعی، نگاهها به سازمانی معطوف شده که قرار بود نماد امنیت اجتماعی برای میلیونها کارگر، بازنشسته و خانوادههای آنها باشد. انتشار گزارش ایلنا درباره پروندههای فساد در این سازمان بار دیگر موضوع فساد سیستماتیک در جمهوری اسلامی را پیش روی افکار عمومی قرار داده است.
مجموع مبالغ اختلاس و تخلفات نقدی تومانی ذکرشده در گزارش فساد تامین اجتماعی، ۱۸ هزار و ۵۰۶ میلیارد و ۵۹۸ میلیون تومان است.
اگر خسارت حاصل از ارزانفروشی یک شرکت ۵۰ هزار میلیارد تومانی را نیز به آن اضافه کنیم، این رقم به بالای ۵۱ هزار و ۸۰۰ میلیارد تومان میرسد.
این بدون احتساب چهار میلیارد و دو میلیون یورو و ۵۹ میلیون دلار تخلفات ارزی این سازمان است.
این اعداد و ارقام چه میگویند؟
اول: اهمیت این پروندهها فقط در بزرگی اعداد نیست؛ بلکه در این واقعیت نهفته است که صاحبان اصلی منابع این سازمان نه دولت، بلکه میلیونها کارگر و کارفرمایی هستند که سالها حق بیمه پرداخت کردهاند تا در روز بیماری، بیکاری، از کار افتادگی یا بازنشستگی، از حداقلی از امنیت اقتصادی برخوردار باشند.
مساله هم یک مدیر یا یک دولت نیست؛ مرور پروندههای مختلف نشان میدهد فساد در تامین اجتماعی به یک مدیر، یک دولت یا یک دوره سیاسی محدود نبوده است.
از پروندههای مربوط به شرکتهای زیرمجموعه شستا تا پرداختهای خارج از ضابطه، قراردادهای بحثبرانگیز و تخلفات مالی، نام مدیران و دولتها تغییر کردهاند، اما اصل مساله بارها تکرار شده است.
همین تکرار شاید مهمترین پیام این پروندهها باشد. وقتی یک الگو در دورههای مختلف بازتولید میشود، دیگر نمیتوان آن را صرفا به عملکرد افراد نسبت داد.
این تداوم و تکرار، بیش از هر چیز از ضعف ساختارهای نظارتی، شفافیت ناکافی و نبود پاسخگویی موثر حکایت میکند.
دوم: در ذهن بسیاری، فساد با واژههایی مانند اختلاس یا رشوه گره خورده است؛ اما آنچه در پروندههای تامین اجتماعی دیده میشود شکل دیگری از فساد را نیز نشان میدهد: فساد در قالب امتیاز دادن، پاداشهای خارج از ضابطه، هدیه دادن، بذل و بخشش و تصمیمهایی که منابع عمومی را در اختیار گروهی محدود قرار میدهد.
شاید همین نوع فساد بیش از هر چیز افکار عمومی را خشمگین میکند.
اختلاس، دستکم در ظاهر، سرقت پنهانی از یک صندوق است، اما وقتی از منابعی که متعلق به میلیونها کارگر و بازنشسته است، برای اعطای هدیه، پاداش یا امتیاز به مدیران استفاده میشود، این احساس شکل میگیرد که صاحبان قدرت، از جیب دیگران به یکدیگر بذل و بخشش میکنند.
اینجا هم مساله فقط از دست رفتن پول نیست؛ مساله از بین رفتن این باور است که منابعی که مردم سالها برای آن زحمت کشیدهاند، قرار است روزی به خودشان بازگردد.
سوم: یکی از ویژگیهای مشترک بیشتر پروندههای مطرحشده این است که سالها پس از وقوع، از طریق تحقیق و تفحص، شکایت یا تغییر مدیریت، آشکار شدهاند.
این موضوع پرسشی اساسی را مطرح میکند: اگر نظارت موثر وجود داشت، آیا این حجم از تخلفات میتوانست تا این اندازه تکرار شود؟
شفافیت، پاسخگویی و نظارت مستقل، سه ستون اصلی حفاظت از صندوقهای عمومی در بسیاری از کشورها هستند.
هر جا یکی از این ستونها تضعیف شود، احتمال تکرار فساد افزایش مییابد؛ صرفنظر از اینکه چه دولتی بر سر کار باشد یا چه مدیری سازمان را اداره کند.
اینجا بحث تنها بر سر گذشته نیست و پرسش اصلی این است: آیا ساختاری که امکان تکرار چنین تخلفاتی را فراهم کرده، اصلاح شده یا ممکن است اصلاح شود؟
در صورت بقای جمهوری اسلامی، پاسخ این سوال قطعا منفی است.