پهپادهای ارزانقیمت صنعت انرژی را به پاشنه آشیل اقتصاد جهانی تبدیل کردهاند
ران بوسو، تحلیلگر حوزه انرژی، در تحلیلی برای خبرگزاری رویترز نوشت توسعه پهپادهای ارزانقیمت و تولید انبوه آنها، به تغییر معادلات جنگهای مدرن منجر شده و زیرساختهای حیاتی انرژی را به یکی از آسیبپذیرترین نقاط اقتصاد جهانی تبدیل کرده است.
بر اساس این مطلب که دوشنبه ۲۲ تیر منتشر شد، تجربه میدانهای نبرد در اوکراین، روسیه و خاورمیانه نشان داده است پهپادهای کوچک و کمهزینه قادرند از سامانههای سنتی پدافند هوایی عبور کنند و پالایشگاهها، نیروگاهها، پایانههای صادراتی و خطوط لوله را در معرض تهدید قرار دهند.
این تحول توازن سنتی میان مهاجم و مدافع را بهطور چشمگیری بر هم زده است، زیرا تاسیساتی که ساخت آنها دههها زمان و میلیاردها دلار هزینه برده، اکنون در برابر حملات انبوه پهپادی که هر یک تنها چند صد تا چند هزار دلار قیمت دارند، آسیبپذیر شدهاند.
بوسو جمهوری اسلامی را یکی از آشکارترین نمونههای این تغییر توصیف کرد و نوشت تهران از زمان آغاز جنگ اخیر در ۹ اسفند ۱۴۰۴، بارها با استفاده از پهپادها تلاش کرده است کشتیرانی در تنگه هرمز را مختل کند و این تصور دیرینه را که بستن این آبراه تنها با حضور گسترده نیروی دریایی امکانپذیر است، به چالش بکشد.
این تهدید کشورهای تولیدکننده نفت و گاز حاشیه خلیج فارس را واداشته است برنامههای قدیمی خود را برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز احیا کنند.
این کشورها اکنون با سرعت در حال توسعه هزاران کیلومتر خط لوله جایگزین هستند تا صادرات نفت و گاز را از مسیرهایی خارج از این گذرگاه انجام دهند.
با این حال، بوسو هشدار داد هر کیلومتر خط لوله، هر ایستگاه پمپاژ و هر تاسیسات جدید، خود به هدفی بالقوه برای حملات پهپادی تبدیل میشود و توسعه زیرساختهای جایگزین به تنهایی امنیت انرژی را تضمین نمیکند.
حکومت ایران در ماههای اخیر دهها پالایشگاه، تاسیسات گاز طبیعی مایع و نیروگاه را در سراسر منطقه هدف قرار داده است.
نمایی از تنگه هرمز
اوکراین و دگرگونی معادلات میدان نبرد
بوسو اوکراین را بارزترین نمونه تاثیر پهپادها بر جنگهای مدرن دانست و نوشت کییف در ماههای اخیر با استفاده از دستههای پهپادهای دوربرد، پالایشگاهها، انبارهای سوخت و زیرساختهای انرژی را در عمق خاک روسیه هدف قرار داده و نشان داده است حتی تاسیسات راهبردی دور از خطوط مقدم نیز از حملات در امان نیستند.
اوکراین همزمان صنعت گستردهای برای تولید داخلی پهپاد ایجاد کرده و گزارشها از تولید ماهانه صدها هزار پهپاد ارزانقیمت در این کشور حکایت دارد.
به نوشته این تحلیلگر، گسترش چنین توانمندیهایی دولتها را ناچار کرده است در راهبردهای دفاعی خود بازنگری کنند.
در همین چارچوب، اعضای ناتو هفته گذشته اعلام کردند طی پنج سال آینده، ۴۰ میلیارد دلار برای توسعه سامانههای مقابله با پهپادها سرمایهگذاری خواهند کرد و تا پایان سال ۲۰۲۷ شمار اپراتورهای آموزشدیده پهپادی را پنج برابر افزایش خواهند داد.
فناوریهای در حال توسعه در این حوزه شامل رادارهای پیشرفته، سامانههای اخلال در ارتباطات، پهپادهای رهگیر، سلاحهای لیزری و سامانههای موشکی ویژهای است که برای منهدم کردن پهپادها پیش از رسیدن به هدف طراحی شدهاند.
دود ناشی از حمله پهپادی اوکراین به یک پالایشگاه در مسکو، ۲۸ خرداد
زیرساختهای جایگزین؛ راهکاری با چالشهای تازه
بوسو در ادامه نوشت جنگهای اوکراین و ایران آسیبپذیری زیرساختهای حیاتی در سراسر جهان را آشکار کردهاند؛ از تاسیسات انرژی و شبکههای مخابراتی گرفته تا سامانههای حملونقل و شبکههای برق.
برای کشورهای حاشیه خلیج فارس، ایجاد مسیرهای جایگزین صادرات انرژی به ضرورتی راهبردی تبدیل شده است، زیرا احتمال اختلال در تنگه هرمز میتواند درآمدهای صادراتی آنها را با خطر جدی روبهرو کند.
عربستان سعودی در حال بررسی افزایش ظرفیت یک خط لوله انتقال نفت خام است که میدانهای نفتی شرق این کشور را به سواحل دریای سرخ متصل میکند و تنگه هرمز را دور میزند.
خط لوله شرق-غرب در جریان جنگ ایران، نقشی حیاتی ایفا کرد و به عربستان سعودی امکان داد به صادرات بیش از چهار میلیون بشکه نفت در روز ادامه دهد. رقمی که بالغ بر نیمی از صادرات این کشور پیش از جنگ بود.
امارات متحده عربی نیز در حال توسعه ظرفیت خط لوله منتهی به بندر فجیره در خارج از تنگه هرمز است و عراق و کویت نیز پروژههای مشابهی را بررسی میکنند.
با این حال، بوسو هشدار داد هرچه این شبکههای جایگزین گستردهتر شوند، حفاظت از آنها نیز دشوارتر خواهد شد و شرکتهای انرژی ناچار خواهند بود خطر حملات پهپادی و سایر اشکال جنگ نامتقارن را در طراحی، بهرهبرداری و حفاظت از تاسیسات خود لحاظ کنند.
حتی ممکن است برخی شرکتها به خرید سامانههای اختصاصی دفاع ضدپهپادی روی آورند.
پژواک جنگ جهانی اول
بوسو در پایان، وضعیت کنونی را با تحولاتی مقایسه کرد که در جنگ جهانی اول رخ داد.
او نوشت همانگونه که تیربار، توپخانه و سیمخاردار دکترین سنتی جنگهای پیادهنظام را بیاثر کردند و زمینهساز جنگهای سنگری شدند، پهپادها نیز امروز توازن قدرت را در میدان نبرد تغییر دادهاند.
او افزود به همان ترتیب که توسعه تانکها و هواپیماهای رزمی سرانجام بنبست جنگ جهانی اول را شکست، دولتها و ارتشها نیز در آینده راهکارهای موثرتری برای مقابله با حملات پهپادی خواهند یافت.
اما تا آن زمان، برتری نسبی همچنان در اختیار مهاجمان خواهد بود، زیرا فناوریهای ارزانقیمت به تهدیدی جدی برای تاسیسات انرژی چند میلیارد دلاری تبدیل شدهاند؛ وضعیتی که صنعت انرژی را به پاشنه آشیل اقتصاد جهانی بدل کرده است.
در هفته تامین اجتماعی، نگاهها به سازمانی معطوف شده که قرار بود نماد امنیت اجتماعی برای میلیونها کارگر، بازنشسته و خانوادههای آنها باشد. انتشار گزارش ایلنا درباره پروندههای فساد در این سازمان بار دیگر موضوع فساد سیستماتیک در جمهوری اسلامی را پیش روی افکار عمومی قرار داده است.
مجموع مبالغ اختلاس و تخلفات نقدی تومانی ذکرشده در گزارش فساد تامین اجتماعی، ۱۸ هزار و ۵۰۶ میلیارد و ۵۹۸ میلیون تومان است.
اگر خسارت حاصل از ارزانفروشی یک شرکت ۵۰ هزار میلیارد تومانی را نیز به آن اضافه کنیم، این رقم به بالای ۵۱ هزار و ۸۰۰ میلیارد تومان میرسد.
این بدون احتساب چهار میلیارد و دو میلیون یورو و ۵۹ میلیون دلار تخلفات ارزی این سازمان است.
این اعداد و ارقام چه میگویند؟
اول: اهمیت این پروندهها فقط در بزرگی اعداد نیست؛ بلکه در این واقعیت نهفته است که صاحبان اصلی منابع این سازمان نه دولت، بلکه میلیونها کارگر و کارفرمایی هستند که سالها حق بیمه پرداخت کردهاند تا در روز بیماری، بیکاری، از کار افتادگی یا بازنشستگی، از حداقلی از امنیت اقتصادی برخوردار باشند.
مساله هم یک مدیر یا یک دولت نیست؛ مرور پروندههای مختلف نشان میدهد فساد در تامین اجتماعی به یک مدیر، یک دولت یا یک دوره سیاسی محدود نبوده است.
از پروندههای مربوط به شرکتهای زیرمجموعه شستا تا پرداختهای خارج از ضابطه، قراردادهای بحثبرانگیز و تخلفات مالی، نام مدیران و دولتها تغییر کردهاند، اما اصل مساله بارها تکرار شده است.
همین تکرار شاید مهمترین پیام این پروندهها باشد. وقتی یک الگو در دورههای مختلف بازتولید میشود، دیگر نمیتوان آن را صرفا به عملکرد افراد نسبت داد.
این تداوم و تکرار، بیش از هر چیز از ضعف ساختارهای نظارتی، شفافیت ناکافی و نبود پاسخگویی موثر حکایت میکند.
دوم: در ذهن بسیاری، فساد با واژههایی مانند اختلاس یا رشوه گره خورده است؛ اما آنچه در پروندههای تامین اجتماعی دیده میشود شکل دیگری از فساد را نیز نشان میدهد: فساد در قالب امتیاز دادن، پاداشهای خارج از ضابطه، هدیه دادن، بذل و بخشش و تصمیمهایی که منابع عمومی را در اختیار گروهی محدود قرار میدهد.
شاید همین نوع فساد بیش از هر چیز افکار عمومی را خشمگین میکند.
اختلاس، دستکم در ظاهر، سرقت پنهانی از یک صندوق است، اما وقتی از منابعی که متعلق به میلیونها کارگر و بازنشسته است، برای اعطای هدیه، پاداش یا امتیاز به مدیران استفاده میشود، این احساس شکل میگیرد که صاحبان قدرت، از جیب دیگران به یکدیگر بذل و بخشش میکنند.
اینجا هم مساله فقط از دست رفتن پول نیست؛ مساله از بین رفتن این باور است که منابعی که مردم سالها برای آن زحمت کشیدهاند، قرار است روزی به خودشان بازگردد.
روحالله رحیمپور، تحلیلگر سیاسی، به ایراناینترنشنال گفت ادامه حملات جمهوری اسلامی به کشتیهای تجاری و کشورهای منطقه، علاوه بر نقض اصل آزادی کشتیرانی، موجب همگرایی بیشتر اروپا، آمریکا، ناتو و کشورهای منطقه شده است.
به گفته او، تهران با از دست دادن اهرم تنگه هرمز و قرار گرفتن در موضع ضعیفتر در مذاکرات، با افزایش تنشها تلاش میکند قدرت چانهزنی خود را بالا ببرد؛ مسیری که میتواند زمینهساز اقدامات سختگیرانهتر علیه جمهوری اسلامی و حتی تشدید خطر رویارویی نظامی شود.
مقامهای آمریکایی اعلام کردند در مرگ ناگهانی لیندزی گراهام، سناتور جمهوریخواه و از متحدان نزدیک دونالد ترامپ، هیچ نشانهای از وقوع جرم یا دخالت عوامل خارجی مشاهده نشده است.
دو مقام فدرال، شامگاه یکشنبه ۲۱ تیر به شبکه فاکسنیوز گفتند هیچ مدرکی دال بر وقوع جرم در مرگ گراهام وجود ندارد و افبیآی نیز در چارچوب «روند معمول» رسیدگی به پرونده مرگ مقامهای ارشد سیاسی، در حال همکاری با پلیس است.
کاش پاتل، رییس افبیآی، پیشتر اعلام کرده بود این نهاد برای بررسی پرونده، «تمام منابع لازم» را در اختیار مقامهای محلی قرار داده است؛ اظهاراتی که به گمانهزنیهایی درباره علت مرگ این سناتور دامن زد.
روزنامه تلگراف نوشت در پروندههای مربوط به درگذشت مقامهای بلندپایه سیاسی، انجام تحقیقات اولیه بر عهده پلیس است و افبیآی نیز برای اطمینان از نبود هرگونه جرم فدرال، دخالت عوامل جنایی یا تهدیدهای امنیتی، امکانات خود را در اختیار مقامهای محلی قرار میدهد.
فاکسنیوز نیز گزارش داد مشارکت افبیآی بخشی از روند معمول در رسیدگی به چنین پروندههایی است.
دفتر گراهام بامداد یکشنبه ۲۱ تیر با انتشار بیانیهای اعلام کرد این سناتور ۷۱ ساله در پی یک «بیماری کوتاه و ناگهانی» جان خود را از دست داد.
بر اساس یافتههای اولیه دفتر پزشکی قانونی واشینگتن، گراهام بر اثر پارگی آئورت ناشی از تصلب شرایین (آترواسکلروز) درگذشت.
روزنامه نیویورکپست نوشت این عارضه که بیشتر مردان سالمند را درگیر میکند، بر اثر پارگی دیواره آئورت، اصلیترین سرخرگ بدن، رخ میدهد.
گراهام که از حامیان سیاستهای سختگیرانهتر آمریکا در قبال جمهوری اسلامی و روسیه به شمار میرفت، ۱۹ تیر از سفر به اوکراین بازگشته بود.
او در این سفر با ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهوری اوکراین، دیدار و از نسخه بازنگریشده طرح تحریمهای جدید علیه روسیه رونمایی کرد.
این طرح به دولت آمریکا اختیار میدهد کشورهایی را که خریدار نفت یا گاز روسیه هستند، تحریم یا بر آنها تعرفه اعمال کند.
گراهام در سالهای اخیر بارها پشتیبانی خود را از تغییر حکومت در ایران اعلام کرده بود.
او در جریان انقلاب ملی ایرانیان و پس از آن، بارها از خیزش مردم ایران علیه جمهوری اسلامی حمایت کرد.
گراهام همچنین در گردهمایی «روز جهانی اقدام» که ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی در مونیخ برگزار شد، حضور یافت.
با وجود اعلام یافتههای اولیه پزشکی قانونی، مرگ گراهام به گمانهزنیهایی در فضای مجازی دامن زد.
برخی حامیان و رسانههای وابسته به جمهوری اسلامی ضمن ابراز خوشحالی از مرگ او تلاش کردند درگذشت این سناتور را به «انتقام» از کشته شدن علی خامنهای، دیکتاتور پیشین ایران و دیگر مقامهای ارشد حکومت نسبت دهند.
رسانه حکومتی رجانیوز در همین رابطه نوشت: «لیست انتقام از جنایتکاران با حذف سناتور ضدایرانی بهروز شد.»
این در حالی است که برخی چهرهها احتمال دخالت روسیه را مطرح کردند.
ویلیام براودر، سرمایهگذار بریتانیایی که سالها مورد غضب حکومت روسیه قرار داشته است، با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، خواستار انجام فوری «همه آزمایشهای لازم» شد تا هرگونه دخالت عمدی در مرگ گراهام بررسی و رد شود.
او نوشت: «نمیخواهم نظریه توطئه مطرح کنم، اما لیندزی گراهام اصلیترین محرک طرح تحریمهای ویرانگر علیه روسیه بود و بهتازگی اعلام کرده بود رییسجمهور ترامپ نیز با این طرح موافقت کرده است.»
براودر افزود: «او بهتازگی از اوکراین بازگشته بود؛ جایی که فعالیت ماموران روسیه در آن بیسابقه نیست. روسها در استفاده از سمهایی که ظاهری شبیه حمله قلبی ایجاد میکنند، مهارت دارند.»
مگان موبز، دختر کیت کلاگ، فرستاده ویژه پیشین ترامپ در امور اوکراین، نیز گفت هرچند ممکن است مرگ گراهام کاملا طبیعی بوده باشد، اما «با توجه به شرایط کنونی ژئوپولیتیکی و دشمنانی که او با قاطعیت با آنها مقابله میکرد»، طرح پرسشهای بیشتر منطقی است.
ترامپ پیشتر در مصاحبه با شبکه انبیسی اعلام کرد پس از بازگشت گراهام از اوکراین با او صحبت کرده و این سناتور «هرچند کمی خسته به نظر میرسید، اما حالش عالی بود».
گراهام فعالیت خود را در کنگره آمریکا از سال ۱۹۹۴ بهعنوان نماینده حوزه سوم کارولینای جنوبی در مجلس نمایندگان آغاز کرد و در سال ۲۰۰۲ به سنا راه یافت.
او که به دنبال تمدید حضورش در سنا بود، برای پنجمین دوره ششساله نمایندگی، نامزد شده بود.
دادههای کشتیرانی نشان میدهد شمار کشتیهایی که یکشنبه از تنگه هرمز عبور کردند، به پایینترین سطح در چند هفته اخیر رسید. همزمان، ازسرگیری حملات میان آمریکا و جمهوری اسلامی و هدف قرار گرفتن کشتیها در خاورمیانه، نگرانیها را درباره ایمنی دریانوردی افزایش داده است.
خبرگزاری رویترز دوشنبه ۲۲ تیر گزارش داد بر اساس دادههای ردیابی کشتی شرکت کپلر، ۲۱ تیر تنها شش شناور از تنگه هرمز عبور کردند که کمترین میزان در پنج هفته گذشته بود.
در میان نفتکشهایی که از تنگه خارج شدند، نفتکش غولپیکر «هیومنیتی» قرار داشت که دو میلیون بشکه نفت ایران را حمل میکرد.
نفتکش دیگری به نام «کاپتان آندریاس» نیز با حدود ۵۰۰ هزار بشکه فرآورده نفتی کویت، از تنگه هرمز خارج شد.
بر اساس این دادهها، همچنین سه نفتکش خالی برای بارگیری نفت وارد خلیج فارس شدند. بیشتر نفتکشها هنگام عبور از تنگه هرمز، فرستندههای شناسایی خود را خاموش کردند.
در طول آخر هفته، هیچ نفتکش حامل گاز طبیعی مایع که ورود آن به تنگه هرمز در دادههای ردیابی کشتیها قابل مشاهده باشد، ثبت نشد.
طبق دادههای کپلر، یک نفتکش تحت کنترل شرکت ملی نفت ابوظبی بین ۱۹ تا ۲۱ تیر از تنگه هرمز خارج شد. این شناور به سوی بندر داهج در هند در حرکت است.
همزمان با آغاز دور تازه حملات آمریکا، مقامهای ایرانی از اصابت پرتابهها به نقاطی در استانهای هرمزگان، مرکزی، خوزستان و بوشهر خبر دادند.
فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، اعلام کرد نیروهای این کشور ۲۱ تیر موج دیگری از حملات علیه حکومت ایران را انجام دادند و با استفاده از مهمات هدایتشونده دقیق، دهها هدف را در چندین نقطه مورد اصابت قرار دادند.
سنتکام هدف این حملهها را کاهش توان جمهوری اسلامی برای حمله به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز اعلام کرد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۲۱ تیر در مصاحبه با برنامه «میت د پرس» شبکه انبیسی گفت تنگه هرمز به روی تردد کشتیهای تجاری باز است.
این اظهارات در حالی مطرح شد که آمریکا و جمهوری اسلامی همچنان به حملات متقابل ادامه میدهند؛ حملاتی که نگرانیها را درباره ایمنی دریانوردی در یکی از مهمترین مسیرهای انتقال نفت جهان افزایش داده است.
جمهوری اسلامی پیشتر اعلام کرد پس از آنکه یک شناور از مسیری تاییدنشده عبور کرد و هدف قرار گرفت، تنگه هرمز را بسته است.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ۲۲ تیر اعلام کرد نیروی دریایی این نهاد شب گذشته با از کار انداختن سامانههای دو کشتی، آنها را در تنگه هرمز متوقف کرده است.
روابط عمومی سپاه پاسداران اعلام کرد پایگاه موشکی آمریکا در کویت، زاغههای موشکی و مخازن سوخت ارتش آمریکا در اردن و پایگاه شیخ عیسی در بحرین را هدف قرار داده است.
رضا گوهرزاد، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی، به ایراناینترنشنال گفت جمهوری اسلامی با تداوم درگیری، به دنبال حفظ اهرمهای خود در مذاکرات است، اما همین اقدامات خطر گسترش درگیری را افزایش میدهد.