به نوشته نشریه اماراتی گلفنیوز، جمهوری اسلامی با هدف قرار دادن سه نفتکش غیرنظامی در حالی که آزادی کشتیرانی طبق آتشبس ۶۰ روزه تضمین شده بود، از خطی عبور کرده که میتواند بزرگترین اشتباه راهبردی تهران در سالهای اخیر باشد.
این یادداشت میگوید این حملات به ازسرگیری حملات نظامی آمریکا علیه اهداف و زیرساختهای نظامی ایران، اعمال تحریمهای تازه و تشدید تلاشهای بینالمللی برای تضمین آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز منجر شده است.
به نوشته گلفنیوز، تنگه هرمز طی دهههای گذشته مهمترین ابزار ژئوپولیتیکی جمهوری اسلامی بوده است. تهران همواره این پیام را منتقل کرده که اگر نتواند نفت خود را صادر کند، دیگران نیز نباید چنین امکانی داشته باشند. به اعتقاد نویسنده، همین تهدید در بسیاری از مواقع برای ایجاد تلاطم در بازارهای جهانی انرژی کافی بوده است.
در این یادداشت تاکید شده است که مهمترین دارایی راهبردی جمهوری اسلامی نه موشکها و نه حتی برنامه هستهای آن، بلکه «ابهام» بوده است؛ یعنی این تصور که [حکومت] ایران هر زمان بخواهد میتواند یکی از مهمترین گذرگاههای انتقال انرژی جهان را مختل کند، بیآنکه الزاماً این تهدید را عملی کند.
گلفنیوز مینویسد همین ابهام باعث شده بود تنگه هرمز به «سلاح طلایی» [حکومت] ایران تبدیل شود، زیرا صرف احتمال اختلال در عبور نفتکشها، هزینههای اقتصادی قابل توجهی به اقتصاد جهانی تحمیل میکرد.
اما به باور نویسنده، حمله مستقیم به کشتیهای تجاری، بهویژه در دوره آتشبس، این اهرم را به یک نقطهضعف تبدیل کرده است. چنین اقدامی به آمریکا و متحدانش توجیه سیاسی و حقوقی لازم را برای اقدام نظامی و جلب حمایت گستردهتر بینالمللی داده است.
این یادداشت در ادامه این پرسش را مطرح میکند که آیا تهران با این حملات مرتکب یک خطای راهبردی مرگبار شده است یا خیر. به نوشته گلفنیوز، ممکن است مقامهای جمهوری اسلامی تصور کرده باشند که با افزایش هزینههای اقتصادی جنگ و نشان دادن آمادگی برای حمله به کشتیرانی تجاری، واشینگتن را وادار خواهند کرد از موضعی ضعیفتر به مذاکرات بازگردد.
نویسنده در این زمینه به ارزیابی «موسسه مطالعه جنگ» (ISW) اشاره میکند که بر اساس آن، تهران اختلال در کشتیرانی تنگه هرمز را یکی از مهمترین ابزارهای چانهزنی پس از جنگ و عاملی برای بازدارندگی در برابر حملات بیشتر آمریکا و اسرائیل میداند.
با این حال، گلفنیوز معتقد است نتیجه حملات اخیر کاملا معکوس بوده است. این حملات نه تنها به امتیازگیری تهران منجر نشده، بلکه حملات نظامی آمریکا را از سر گرفته، استدلال برای گسترش عملیات دریایی با هدف حفاظت از کشتیرانی تجاری را تقویت کرده و کشورهای عرب خلیج فارس و متحدان غربی را به کاهش وابستگی به آبراههای تحت نفوذ [حکومت] ایران ترغیب کرده است.
این یادداشت همچنین میگوید پس از حملات، شرکتهای بیمه حق بیمه جنگ را افزایش دادهاند، تردد کشتیها از تنگه هرمز بهشدت کاهش یافته و بسیاری از شرکتهای کشتیرانی سفرهای خود را به تعویق انداخته یا مسیرهای جایگزین را انتخاب کردهاند.
گلفنیوز با استناد به تحلیلهای «موسسه واشنگتن» مینویسد قدرت واقعی جمهوری اسلامی در بستن فیزیکی تنگه هرمز نیست، بلکه در حفظ فضای دائمی نااطمینانی درباره امنیت این آبراه است. از دید این موسسه، زمانی که کشتیهای تجاری مستقیما هدف حمله قرار میگیرند، این ابهام راهبردی از میان میرود و [حکومت] ایران از یک بازیگر منطقهای دارای اهرم فشار به تهدیدی علیه منافع مشترک جهانی تبدیل میشود.
به نوشته گلفنیوز، چنین وضعیتی به آمریکا و شرکایش امکان میدهد اقدامات هماهنگ نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک علیه جمهوری اسلامی را با سهولت بیشتری توجیه کنند.
با این حال، نویسنده به دیدگاه متفاوت «موسسه بینالمللی مطالعات راهبردی» (IISS) نیز اشاره میکند. این موسسه معتقد است حتی حملات پراکنده با موشک، پهپاد، مین یا قایقهای تندرو نیز میتواند فضای نااطمینانی را حفظ کند، زیرا صنعت کشتیرانی نسبت به ریسک بسیار حساس است و از این رو تهران همچنان بخشی از اهرم فشار خود را حفظ کرده است.
گلفنیوز در ادامه این پرسش را مطرح میکند که آیا حملات اخیر قدرت چانهزنی جمهوری اسلامی را افزایش داده یا صرفا روند تضعیف این اهرم را سرعت بخشیده است. نویسنده میگوید آنچه تاکنون مشاهده شده، افزایش همگرایی منتقدان تهران و کاهش اعتماد کشورهایی است که به صادرات بدون وقفه انرژی از خلیج فارس وابستهاند.
این یادداشت در عین حال تاکید میکند که نباید تصور کرد جمهوری اسلامی در آستانه فروپاشی قرار گرفته است. به نوشته گلفنیوز، حکومت ایران همچنان از توان موشکی قابل توجه و شبکهای از نیروهای نیابتی در منطقه برخوردار است و پیشبینیهای گذشته درباره سقوط نظام نیز تاکنون محقق نشدهاند.
در بخش دیگری از این یادداشت آمده است که گزارشها درباره کشته شدن علی خامنهای در نخستین روز جنگ، نظام سیاسی ایران را وارد مرحلهای از گذار کرده است. نویسنده میافزاید اگرچه بر اساس قانون اساسی، رهبر عالیترین مقام کشور است، اما در شرایط کنونی سپاه پاسداران نقش پررنگتری در تصمیمگیریهای نظامی و امنیتی یافته و نحوه تقسیم واقعی قدرت در ساختار حاکمیت همچنان روشن نیست.
گلفنیوز در پایان نتیجه میگیرد که تجربه تاریخی نشان میدهد اهرمهای ژئوپولیتیکی زمانی بیشترین ارزش را دارند که در حد یک تهدید معتبر باقی بمانند، نه اینکه به اقدام عملی تبدیل شوند. به نوشته این روزنامه، جمهوری اسلامی با حمله به کشتیهای تجاری در دوران آتشبس، ممکن است مهمترین برگ برنده خود را به توجیهی برای افزایش فشارهای نظامی و دیپلماتیک علیه خود تبدیل کرده باشد؛ موضوعی که میتواند نشان دهد کنترل تنگه هرمز دیگر بهتنهایی همان مزیت راهبردی گذشته را برای تهران ایجاد نمیکند.