نفتالی بنت: دولت کنونی اسرائیل برنامه انتقال دهها هزار استارلینک به ایران را متوقف کرد


نفتالی بنت، نخستوزیر پیشین اسرائیل و نامزد جانشینی بنیامین نتانیاهو، در نشست بینالمللی سیاستگذاری «سندیکای خبری یهودیان» در اورشلیم گفت در دوران نخستوزیری خود برنامهای را برای انتقال دهها هزار گیرنده استارلینک به داخل ایران آغاز کرده بود تا در صورت قطع اینترنت، ارتباطات معترضان حفظ شود.
بنت گفت: «در دوران نخستوزیریام برنامهای برای انتقال دهها هزار گیرنده استارلینک به داخل ایران آغاز کرده بودم تا در صورت قطع اینترنت ارتباطات معترضان حفظ شود، اما دولت کنونی اسرائیل این برنامه را متوقف کرد.»
او افزود نبود این زیرساخت در جریان اعتراضات ایران باعث شد معترضان پس از قطع اینترنت امکان هماهنگی و حفظ ارتباطات خود را از دست بدهند.
نخستوزیر پیشین اسرائیل همچنین دولت بنیامین نتانیاهو را به متوقف کردن این طرح و دیگر برنامههایی که به گفته او در دولت پیشین آغاز شده بود، متهم کرد.






سخنان جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، مبنی بر مشروط کردن آزادسازی داراییهای بلوکهشده جمهوری اسلامی به خرید غلات آمریکایی مانند گندم، ذرت و سویا برای «سیر شدن مردم ایران»، با ابراز خشم شهروندان مواجه شد.
ونس دوشنبه اول تیر در نشستی خبری در محل برگزاری مذکرات در سوئیس گفت واشینگتن قصد استفاده از سازوکاری را دارد تا مطمئن شود منابع مالی حاصل از آزادسازی داراییهای جمهوری اسلامی، به مردم ایران کمک میکند و صرف حمایت از «فعالیتهای تروریستی» نمیشود.
تعبیر «ملت ایران گرسنهاند» از سخنرانی ونس، هرچند احتمالا توصیفی از وضعیت اقتصادی ناشی از سوءمدیریت جمهوری اسلامی، تاثیر تحریمها و فساد ساختاری حکومت است، اما برای بسیاری از ایرانیان «تحقیرآمیز» جلوه کرده است.
مخاطبان ایراناینترنشنال در پیامهایی، چنین برداشتی از ایرانیان را نادیده گرفتن غرور ملی و آزادیخواهی معترضان ایرانی خواندند و برخی دیگر آن را توجیه معامله آمریکا با جمهوری اسلامی دیدند که در نهایت ممکن است به تقویت و بقای حکومت کمک کند.
پیام شهروندان: ما گرسنه نیستیم ... تحقیر شدهایم
پرتکرارترین واکنش، اعتراض به واژه «گرسنه» و تاکید بر «سیر کردن ایرانیان» است.
شهروندی به منابع غنی گاز و نفت در ایران اشاره و تاکید کرد این جمهوری اسلامی است که جایگاه مردم خود را تا این حد پایین آورده.
مخاطبی گفت: «مقامات آمریکایی طوری در مورد گرسنگی مردم ایران صحبت میکنند که انگار ما مشکلمان کمبود مواد غذایی است. اینجا همهچیز هست. سیاستهای حکومت باعث شده دسترسی به مواد غذایی موجود در بازار کم شود. فرستادن غلات هم طبیعتا دردی از ما دوا نمیکند.»
شهروندی دیگر در پیامی مشابه گفت وقتی به خاطر سیاستهای حکومت، پول دست مردم نیست، نه میتوانند گندم و برنج آمریکا را بخرند و نه میتوانند از سوپر مارکت سر کوچهشان که اتفاقا در آن همهجور کالایی پیدا میشود، خریدی انجام دهند.
در ماههای اخیر شهروندان در پیامهایی به ایراناینترنشنال تاکید کرده بودند سفرههایشان به سطح بقا و «سیر شدن برای زنده ماندن» تقلیل یافته و کیفیت، تنوع و ارزش غذایی، دیگر جایی در سبد خریدشان ندارد.
تصویری که این پیامها ارائه میدهند، شکلی از قحطی است که در آن مواد غذایی در بازار وجود دارد اما دسترسی به غذا برای بخشی از جامعه غیرممکن شده است.
قحطی بزرگ سالهای ۱۲۹۶ تا ۱۲۹۸ ایران و مرگ صدها هزار نفر، عمدتا به دلیل کمبود کالا و غذا رخ داد، اما اینبار به نظر میرسد تورم و مشکلات لجستیکی، عامل شکل جدید قحطی در کشور هستند.
در قحطی قرن پیش، سیاستمدارانی مانند ارباب کیخسرو شاهرخ، نماینده زرتشتیان در مجلس شورای ملی، و حسن مستوفیالممالک، رییسالوزرای دوره احمدشاه قاجار، در خلأ دولت ملی، بخشی از مردم را از مرگ نجات دادند، اما در بحرانی که امروز گریبان ایرانیان را گرفته، چنین افرادی نیز غایب هستند.
در سالهای گذشته بسیاری از مقامهای جمهوری اسلامی در واکنش به گسترش فقری که نتیجه چهار دهه سوءمدیریت، فساد ساختاری و سیاست خارجی ماجراجویانه حکومت بوده، مردم را به «مقاومت» و «صرفهجویی» دعوت کردهاند.
با اینحال شهروندان بارها در پیامهایی تاکید کردهاند که خود را شایسته این فقر و مهمتر از آن، چنین «تحقیری» نمیدانند.
«برنجپاشی» در آبدانان نماد شرافت بود
مخاطبان ایراناینترنشنال در واکنش به سخنان ونس، به انقلاب ملی ایرانیان در دی ۱۴۰۴ اشاره کردند و گفتند ماهیت این اعتراضات «سیاسی» و با هدف «آزادی» و تغییر ساختار حکومت بوده است.
شهروندی خطاب به معاون رییسجمهوری آمریکا گفت: «مردم ایران گرسنه نیستند، آنها برای آزادی از جان گذشتند و خون دادند! وای بر شما.»
ارجاع مکرر به صحنه پاشیدن برنج به هوا در آبدانان یک نماد مهم در این پیامهاست.
شهروندی از خرمآباد لرستان گفت: «آقای ونس شما حق ندارید به ما مردم ایران بگویید گرسنه و توهین کنید؛ آن شبهای دی نبودید و ندیدید که در آبدانان، دانههای برنج از آسمان مثل برف بر زمین میباریدند.»
مخاطبی دیگر به کنایه گفت یک نفر باید فیلم اعتراضات آبدانان و صحنه برنج به هوا پاشیدن را به ونس نشان دهد تا دیگر به مردم ایران توهین نکند و نگوید «توافق، مردم گرسنه را سیر میکند».
شهروندی دیگر نیز با انتقاد از تقلیل مساله ایران به نیاز غذایی و نادیده گرفتن خواستههای سیاسی جامعه، گفت: «آقای ونس! مردم ایران گرسنه نیستند که برایشان ذرت بفرستید. به تصاویر آبدانان و ملکشاهی مراجعه کنید. ما برای آزادی میجنگیم و پیروز هم خواهیم شد.»
برخی نیز به سروده مونا برزویی ارجاع دادند که درباره تصویر نمادین اعتراضات آبدانان نوشت: «بگو که خیل دلیران اگر چه محروماند/ به هیکل خفقانت برنج پاشیدند ...»
مردم: ایران فقیر نیست؛ حکومت منابع را هدر داده است
بخش مهمی از پیامها بر ثروتمند بودن ایران از نظر نفت، گاز و منابع طبیعی تاکید دارند.
مخاطبان یادآوری کردند مشکل کمبود منابع نیست، بلکه سوءمدیریت، فساد و اولویت دادن حکومت به پروژههای منطقهای و ایدئولوژیک و آن چیزی است که «محور مقاومت» میخواند.
مخاطبی در همین زمینه گفت: «مشکل ما با حکومت جمهوری اسلامی فقط اقتصادی نیست. حکومتی که با کرامت انسانی، آزادیهای فردی و فرهنگ ملی و کهن ایران مشکل دارد و بر پایه ایدئولوژی اداره میشود، راه آن جدا از مردم ایران است.»
شهروندی دیگر گفت: «یک نفر به آقای ونس بگوید جمهوری اسلامی آب و برق ما را قطع میکند و انرژی رایگان به عراق میدهد؛ آنوقت فکر میکنی این پول آزاد شده را بهجای نیابتیهایش، خرج مردم ایران میکند؟»
دهها شهروند دیگر نیز در پیامهایی مشابه با لحنی خشمگین یا کنایهآمیز به صرف هزینههای سنگین جمهوری اسلامی برای حزبالله، حشد شعبی، حوثیها و دیگر گروههای نیابتی حکومت در منطقه اشاره کردند.
مخاطبی نوشت جمهوری اسلامی الان دارد فکر میکند چطور آن گندمها را به دست لبنان و عراق برساند.
شهروندی دیگر با همین لحن کنایهآمیز گفت: «آقای ونس! ایران کشور ثروتمندی است. باور نداری از حزبالله و حماس و حشدشعبی و حوثیها بپرس.»
برخی نیز به «خوشخیالی» مقامهای آمریکایی اشاره کردند و نوشتند ظاهرا افرادی مانند ونس فکر میکنند اگر بهجای پول نقد، به جمهوری اسلامی غذا و دارو بدهند، حکومت این کالاها را راهی بازار عراق و لبنان نمیکند، یا آن را چند برابر قیمت اصلی به مردم خودش نمیفروشد تا با پولش، موشک بیشتری درست کند و بر سر آمریکا و اسرائیل بریزد.
مخاطبی نوشت: «آزادی این چند میلیارد دلار پول بلوکه شده که قرار است خرج ساخت موشک و حزبالله شود که هیچ؛ اگر همه پولهای دنیا در اختیار جمهوری اسلامی باشد هم، حتی یک ریالش برای مردم ایران خرج نخواهد شد، چرا که بدبختی و گرسنگی مردم، اصل بقای این فرقه ظالم و جنایتکار است.»
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، در واکنش به اظهارات شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، درباره مطرح شدن برنامه موشکهای بالستیک جمهوری اسلامی در مذاکرات، نوشت این سخنان «کاملا اشتباه و احتمالا ناشی از بیاطلاعی است.»
فارس همچنین نوشت پاکستان در حال حاضر «نقش چندانی در میانجیگری مذاکرات ندارد» و اظهارات شهباز شریف بیشتر با هدف «پررنگنمایی نقش واسطهگری» این کشور مطرح شده است.
این خبرگزاری افزود که در شرایط کنونی، قطر موثرترین نقش را در روند میانجیگری میان جمهوری اسلامی و آمریکا ایفا میکند.
شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، سهشنبه دوم تیر در مجلس ملی این کشور گفته بود موضوعاتی از جمله برنامه هستهای جمهوری اسلامی، موشکهای بالستیک، کاهش تحریمها و داراییهای مسدودشده ایران در مذاکرات سوئیس مورد بحث قرار گرفته است.
حزبالله لبنان سهشنبه دوم تیر در بیانیهای اعلام کرد اسرائیل با حمله به سوی «گروهی از غیرنظامیان» در نزدیکی نبطیه در جنوب لبنان، آتشبس را نقض کرده است.
در مقابل، ارتش اسرائیل اعلام کرد نیروهایش گروهی از نیروهای حزبالله را که در منطقه تپه علی طاهر تهدیدی برای نیروهای اسرائیلی محسوب میشدند، هدف قرار دادهاند. ارتش اسرائیل همچنین تصویری را منتشر کرد که به گفته این نهاد، یکی از افراد هدف قرارگرفته را نشان میدهد.
حزبالله گفت ارتش اسرائیل به سوی «گروهی از غیرنظامیان که در حال بازگشایی جادهها و بیرون آوردن پیکر کشتهشدگان از زیر آوار بودند» آتش گشوده است.
رسانههای لبنانی گزارش دادند در این حادثه دو نفر بر اثر تیراندازی اسرائیل کشته و چند نفر دیگر زخمی شدهاند.
حزبالله در بیانیهای اعلام کرد: «آنچه دشمن انجام داده، نقض آشکار آتشبس است؛ آتشبسی که حزبالله تا این لحظه به آن پایبند بوده است.»
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در پیامی در تروثسوشال اعلام کرد که روز دوشنبه ۱۹ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور کرده است.
ترامپ این میزان صادرات نفت از مسیر تنگه هرمز را «یک رکورد تاریخی» توصیف کرد.
او همچنین گفت قیمت نفت در حال کاهش است و افزود: «جهان بهمراتب امنتر شده است.»
بررسیهای ایراناینترنشنال نشان میدهد کشت خشخاش در برخی روستاهای زاگرس، از پدیدهای پنهان و پراکنده به بخشی از اقتصاد معیشتی کشاورزان تبدیل شده است؛ تغییری که ریشه در خشکسالی، افزایش هزینههای تولید، سقوط سودآوری محصولات سنتی و جذابیت مالی تریاک دارد.
در دامنههای صعبالعبور زاگرس، جایی میان زمینهای سنگلاخی و بلوطهای بریدهشده، خشخاش حالا نه فقط یک کشت غیرقانونی، بلکه نشانهای از بنبست اقتصادی روستاهایی است که گندم، نخود و عدس دیگر خرج زمین و زندگیشان را در نمیآورد.
جایی، چند کیلومتر دورتر از جاده، در میان کوههای زاگرس، قطعه زمینی کوچک از میان بلوطهای بریدهشده بیرون زده است. راه دسترسی به آن دشوار است و از روستا نیز بهسختی دیده میشود. صاحب زمین ترجیح میدهد از دور مراقبش باشد.
او به ایراناینترنشنال گفت اگر مامورها پیدایش کنند، سخت میتوانند ثابت کنند زمین مال چه کسی است.
بوتههای خشخاش در سکوت زاگرس رشد کردهاند؛ محصولی که حالا در برخی روستاهای منطقه بیش از گذشته به چشم میخورد.
فصل تیغزنی در دامنههای زاگرس
در رشتهکوههای زاگرس، این روزها فصل تیغزنی خشخاش است. پیش از آنکه آفتاب بر دشتها تند شود، کشاورزان گرزهای خشخاش را تیغ میزنند.
ساعاتی بعد، شیره سفیدرنگی از این زخمها بیرون میآید؛ مادهای که پس از خشک شدن به تریاک تبدیل میشود.
به گفته کشاورزان، خشخاش در منطقه معمولا در دو فصل کشت میشود. بخشی از مزارع در مهرماه و بخشی دیگر در بهمنماه زیر کشت میروند و برداشت آنها از اوایل اردیبهشت تا اوایل خرداد ادامه دارد.
تحقیقات ایراناینترنشنال نشان میدهد بیش از ۱۰ سال است که کشت خشخاش در زاگرس گسترش یافته است.
بیشتر خشخاشکاران ترجیح میدهند این محصول را در دامنههای کوهستانی و مناطق صعبالعبور بکارند؛ جایی که احتمال شناسایی کمتر است.
به گفته یکی از کشاورزان، خشخاش با شرایط اقلیمی منطقه سازگاری دارد و حتی در زمینهای دیم و سنگلاخی نیز قابل کشت است.
او گفت: «کاشت در دل کوه سخت است، اما چاره دیگری نداریم. خشخاش تنها راه امید ماست.»
گندم دیگر خرج زمین را در نمیآورد
سالها کشت گندم، نخود و عدس ستون اصلی اقتصاد روستاهای زاگرس بود. اما کشاورزان معتقدند افزایش هزینههای تولید، خشکسالیهای پیاپی، کاهش بهرهوری زمین و تاخیر در پرداخت مطالبات، معادله کشاورزی را تغییر داده است.
یکی از آنها میگوید: «گندم دیگر خرج زمین را در نمیآورد. هزینهها آنقدر بالا رفته که آخرش چیزی برایمان نمیماند؛ تازه اگر دولت پول گندم را بهموقع پرداخت کند.»
وقتی خشکسالی الگوی کشت را تغییر میدهد
پژوهشهای دانشگاهی و مطالعات بینالمللی در مناطق تولیدکننده خشخاش این موضوع را تایید میکنند که خشکسالی، کاهش درآمد کشاورزی و نبود گزینههای اقتصادی جایگزین از مهمترین عواملی هستند که کشاورزان را به سمت خشخاش سوق میدهند.
برنامه توسعه سازمان ملل نیز تاکید کرده است مقابله با کشت خشخاش بدون ایجاد جایگزینهای اقتصادی پایدار دشوار خواهد بود.
اقتصاد تریاک؛ محصولی با سود بیشتر
ارزش بازار تریاک در سالهای اخیر افزایش یافته است. برخی رسانههای ایران فروردینماه ۱۴۰۵ قیمت خردهفروشی هر گرم تریاک را حدود ۲۵۰ هزار تومان گزارش کردند.
بر اساس دادههای دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل، مزارع خشخاش در اقلیمهایی مشابه ایران معمولا بین ۲۰ تا ۳۰ کیلوگرم تریاک خالص در هر هکتار تولید میکنند و در برخی مناطق، این میزان به بیش از ۵۰ کیلوگرم میرسد.
مقایسه درآمد خشخاش با گندم که از مهمترین محصولات کشاورزی غرب ایران است، بخشی از دلایل گرایش برخی کشاورزان به این کشت را آشکار میکند.
با قیمت حدود ۴۹ هزار و ۵۰۰ تومان برای هر کیلوگرم گندم و میانگین تولید ۳.۵ تن در هکتار، ارزش محصول یک هکتار گندم حدود ۱۷۳ میلیون تومان برآورد میشود.
در مقابل، ارزش تریاک تولیدشده در یک هکتار خشخاش میتواند به چندین میلیارد تومان برسد؛ رقمی که بر پایه این برآوردها، حدود ۲۹ تا ۷۲ برابر بیشتر از ارزش محصول یک هکتار گندم است.
رشد بیش از سهبرابری سطح زیر کشت
نشانههایی از گسترش کشت خشخاش حتی در اظهارات برخی مقامهای رسمی دیده میشود.
طبق اظهارات محمد جمالیان، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، سطح زیر کشت خشخاش در ایران به حدود ۳۲ هزار هکتار رسیده؛ رقمی که به گفته او بیش از سه برابر سالهای قبل است.
برآورد دقیق سطح زیر کشت دشوار است، زیرا بسیاری از مزارع خشخاش در زمینهای دورافتاده و نقاطی خارج از دید عمومی ایجاد میشوند.
با این حال، بررسی گزارشهای منتشرشده در سالهای اخیر نشان میدهد نام استانهای زاگرسنشین بیش از سایر مناطق در اخبار مربوط به کشف و امحای مزارع خشخاش تکرار میشود؛ استانهایی که همزمان با خشکسالی، بیکاری و بحرانهای معیشتی دستوپنجه نرم میکنند.
سایه تحولات افغانستان بر بازار منطقه
ماجرای خشخاش فقط به مزارع زاگرس ختم نمیشود. صدها کیلومتر آنسوتر در افغانستان، کاهش بیسابقه کشت خشخاش پس از روی کار آمدن طالبان، معادلات این بازار را در سراسر منطقه تغییر داده است.
به گفته ستاد مبارزه با مواد مخدر، کاهش شدید کشت خشخاش در افغانستان باعث افت محسوس ورود و کشفیات تریاک در ایران شده و حتی تامین مواد اولیه برخی داروها را با مشکل روبهرو کرده است.
جنگ اخیر هم بر این فشارها افزوده و بحران تامین دارو در ایران را تشدید کرده؛ به گونهای که مقامهای حوزه سلامت از کمبود نزدیک به هزار قلم دارو در کشور خبر میدهند.
این در حالی است که ایران همچنان یکی از بزرگترین بازارهای مصرف تریاک در جهان به شمار میرود.
به گفته مقامهای وزارت بهداشت، افزون بر آمار پنهان معتادان، حدود سه میلیون نفر در ایران معتاد شناسنامهدار هستند و تریاک همچنان اصلیترین ماده مصرفی آنهاست.
همچنین، غرب ایران در مجاورت یکی از مسیرهای مهم منطقهای انتقال مواد افیونی قرار دارد؛ مسیری که از عراق و اقلیم کردستان عبور میکند و به ترکیه و اروپا میرسد.
هرچند هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد محصول خشخاشکاران زاگرس صادر میشود، اما وجود بازار مصرف و قرار گرفتن در این جغرافیای حساس، از جمله عواملی است که میتواند زمینه گسترش این پدیده را فراهم کند.
تیغی که امروز در دامنههای زاگرس بر کپسولهای خشخاش کشیده میشود، رد بحرانی را آشکار میکند که از خشکسالی و گرانی آغاز شده و حالا مسیر معیشت برخی از روستاهای ایران را تغییر داده است.