گمانهزنیها درباره مفاد تفاهمنامه ادامه دارد؛ تناقض در روایتهای تهران و واشینگتن
تفاهمنامه جمهوری اسلامی و آمریکا در حالی از سوی دو طرف «پیروزی» خوانده شده و با استقبال شماری از کشورها روبهرو شده است که متن آن هنوز هم منتشر نشده و گمانهزنیها درباره مفادش ادامه دارد. روایتهای تهران و واشینگتن از این تفاهم در مواردی با یکدیگر در تضاد است.
بر اساس اعلام مقامهای دو طرف، قرار است هیاتهای جمهوری اسلامی و آمریکا روز جمعه، ۲۸ خرداد در ژنو حاضر شوند تا یادداشت تفاهمی را که یکشنبه بهصورت اولیه امضا شده است، نهایی و بهطور رسمی امضا کنند. عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، دوشنبه ۲۵ خرداد اعلام کرد که احتمالا جمعه در سوئیس دیداری میان روسای هیاتهای دو طرف برگزار و پس از امضای تفاهمنامه، نخستین دور مذاکرات بعدی آغاز میشود.
در همین حال، یک دیپلمات آگاه به این مذاکرات، به پیبیاس گفت که مقامهای ایرانی و آمریکایی پیش از مراسم امضای جمعه، نشستهای مقدماتی را در دوحه برگزار خواهند کرد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، نیز دوشنبه در یک نشست رسانهای در فرانسه در حاشیه نشست گروه هفت، گفت متن تفاهم «احتمالا مدتی پس از جمعه» منتشر خواهد شد.
یک مقام ارشد آمریکایی در گفتوگو با العربیه خبر داد که جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، برای پیگیری مرحله بعدی مذاکرات به روند اجرای توافق وارد میشود و هدایت مرحله مذاکرات فنی و اجرایی توافق را بر عهده خواهد داشت.
برنامه هستهای جمهوری اسلامی
بر اساس اطلاعات منتشرشده درباره چارچوب تفاهم، این توافق فقط یک بازه ۶۰ روزه برای مذاکره درباره سرنوشت ذخایر اورانیوم با غنای بالا و آینده برنامه هستهای ایران ایجاد میکند.
ترامپ روز شنبه، یک روز پیش از امضای اولیه تفاهم، گفت که رهبران جمهوری اسلامی «دیگر سلاح هستهای نمیخواهند و چنین سلاحی هم نخواهند داشت؛ نه از طریق خرید، نه از طریق توسعه و نه از هیچ شکل دیگری از تامین آن».
جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، دوشنبه ۲۵ خرداد در مصاحبه با ایبیسی در توضیح محتوای تفاهمنامه اولیه گفت این توافق دو مسیر پیش روی جمهوری اسلامی میگذارد.
به گفته او، اگر تهران به تلاش برای بازسازی برنامه هستهای خود ادامه دهد، توافق تضمین میکند که حکومت ایران منابع لازم برای این کار را در اختیار نداشته باشد، اما اگر جمهوری اسلامی حاضر باشد تعهدی بلندمدت و قابل راستیآزمایی برای کنار گذاشتن مسیر دستیابی به سلاح هستهای بدهد، آمریکا آماده است از ورود ایران به اقتصاد جهانی استقبال کند و بخشی از تحریمها را بردارد.
یک مقام ارشد آمریکایی نیز در گفتوگو با العربیه گفت واشینگتن «سازوکاری» در اختیار دارد که مانع دستیابی ایران به سلاح هستهای خواهد شد. این مقام افزود طی ۳۰ روز آینده مشخص میشود روند روابط و مذاکرات با ایران به چه سمتی خواهد رفت.
اما دنیل بی. شاپیرو، سفیر پیشین آمریکا در اسرائیل و عضو اندیشکده شورای آتلانتیک، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «در مورد مسائل هستهای، واقعا هیچ توافقی وجود ندارد. ایران میداند چگونه این مذاکرات را طولانی کند و بکوشد در مسیر آن امتیازهایی به دست آورد.»
شاپیرو همچنین هشدار داد که ممکن است هیچ توافقی حاصل نشود و اگر هم توافقی به دست آید، «بسیار محتمل است» از چیزی که پیش از جنگ از راه دیپلماسی قابل دستیابی بود، بدتر باشد.
انتقال پول به جمهوری اسلامی و رفع تحریمها
رفع تحریمها و دسترسی جمهوری اسلامی به منابع مالی، از محورهای اصلی اختلاف در روایتهای دو طرف است.
ترامپ در حاشیه نشست گروه هفت، در پاسخ به این پرسش که آیا توافق شامل کاهش تحریمها برای ایران میشود، گفت: «نه، شامل نمیشود.» او افزود جمهوری اسلامی باید «واقعا رفتارش را تغییر دهد» و تاکید کرد توافق کنونی بر باز بودن تنگه هرمز و عبور و مرور آزادانه و بدون عوارض متمرکز است.
ونس نیز در توضیح محتوای تفاهمنامه گفت ایران «حتی یک سنت» پول دریافت نمیکند، مگر آنکه تعهدات خود را انجام دهد. او تاکید کرد آمریکا «حتی یک دلار» از پول خود را به ایران نخواهد داد و آنچه درباره آن صحبت میشود، اساسا کاهش تحریمهاست.
به گفته ونس، اگر جمهوری اسلامی اقداماتی برای از بین بردن ذخایر مواد غنیشده خود انجام دهد یا سازوکار راستیآزمایی مورد نظر واشینگتن را بپذیرد، کاهش تحریمها در پی خواهد آمد.
او همچنین از احتمال دسترسی ایران به یک صندوق بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری سخن گفت، اما تاکید کرد چنین دسترسیای فقط در صورت پایبندی تهران به تعهداتش ممکن خواهد بود و این صندوق از سوی ائتلافی از کشورهای خلیج فارس تامین مالی میشود.
ونس گفت هدف ترامپ این است که توافق برای مردم ایران نیز یک برد باشد، اما این امر مستلزم «اعتمادسازی واقعی» و «رفتار مثبت واقعی» از سوی نظام سیاسی ایران است.
در مقابل، روایت برخی چهرههای نزدیک به جریان تندرو در ایران متفاوت است. محمود نبویان، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت طبق یادداشت تفاهم، آمریکا متعهد شده است تا زمان خاتمه تحریمها، مجوزهای وزارت خزانهداری برای صادرات نفت خام ایران، مواد پتروشیمی و مشتقات آن و همه خدمات مرتبط، از جمله تراکنشهای بانکی، بیمه و حملونقل را صادر کند.
نبویان همچنین نوشت در متن یادداشت تفاهم درباره آزادسازی پولهای مسدودشده «تناقض درونمتنی» وجود دارد؛ زیرا به گفته او، طبق بند ۱۳، بند ۱۱ باید بلافاصله اجرا شود، اما در بند ۱۱ آزادسازی پولها به «پیشرفت مذاکرات» مشروط شده است. او خواستار ارائه گزارش دقیق اجرای یادداشت تفاهم به «ملت ایران» شد.
عباس عراقچی نیز به گزارش خبرگزاری مهر گفت اقتصاد ایران نباید خود را «متکی و موکول» به این قبیل توافقات اقتصادی از طریق مذاکره با آمریکا کند؛ اظهاراتی که نشان میدهد مقامهای جمهوری اسلامی همزمان با دفاع از تفاهم، میکوشند انتظارهای اقتصادی از آن را کنترل کنند.
مخالفتهای اسرائیل و تندروهای داخلی با متن تفاهمنامه
اگرچه مقامهای آمریکا و جمهوری اسلامی تفاهمنامه را موفقیت سیاسی خود معرفی کردهاند، واکنشهای اعتراضی و انتقادی در دو سوی منازعه نیز شکل گرفته است.
قالیباف در شبکه اجتماعی ایکس خطاب به مردم ایران نوشت جمهوری اسلامی با «مقاومت تاریخی» مردم و «رشادت نیروهای مسلح» در برابر کسانی که به گفته او قصد «نابودی و تسلیم» ایران را داشتند، «گامی بلند به سوی پیروزی نهایی» برداشته است. او افزود: «ایستادهایم و در نهایت ایران پیروز خواهد شد.»
در طرف آمریکایی، مقامهای ارشد دولت ترامپ نیز تفاهمنامه را حاصل فشار بر جمهوری اسلامی معرفی کردهاند. یک مقام ارشد آمریکایی در گفتوگو با العربیه گفت کشاندن ایران به میز مذاکره نتیجه مستقیم فشارهای اعمالشده و اجرای محاصره بوده است. این مقام همچنین گفت ایران برای نخستین بار امتیازاتی «بیسابقه» ارائه کرده و رفع محاصره و تحریمها تهران را به ادامه مسیر گفتوگو ترغیب کرده است.
اما در اسرائیل، نگرانی اصلی این است که تفاهم تهران و واشینگتن بدون الزام روشن جمهوری اسلامی به محدودیتهای هستهای و بدون توقف قطعی فعالیتهای حزبالله در لبنان، به کاهش فشار بر ایران منجر شود. مقامهای اسرائیلی تاکید کردهاند کشورشان طرف تفاهمنامه نیست و نیروهای اسرائیلی جنوب لبنان را ترک نخواهند کرد.
در داخل ایران نیز بخشی از تندروها، همزمان با تکرار روایت «پیروزی»، درباره مفاد تفاهم ابراز نگرانی کردهاند. نبویان از «تناقض درونمتنی» سخن گفته و خواستار گزارش دقیق درباره اجرای یادداشت تفاهم شده است.
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، نیز به نقل از یک منبع آگاه از اعمال «تغییرات مهم» در متن نهایی تفاهم جمهوری اسلامی و آمریکا خبر داد. فارس نوشت با تصریح نقش جمهوری اسلامی و عمان در تعیین آینده خدمات دریانوردی در تنگه هرمز، حق حاکمیتی دو کشور بر این گذرگاه تثبیت شده است.
محاصره دریایی و وضعیت تنگه هرمز
بازگشایی تنگه هرمز و پایان محاصره دریایی، فوریترین بخش اجرایی تفاهمنامه معرفی شده، اما همین موضوع نیز با روایتهای متفاوت همراه است.
ترامپ در حاشیه نشست گروه هفت گفت تنگه هرمز تا جمعه بهطور کامل باز خواهد شد. او همچنین گفت بر اساس توافق، تنگه باز نخواهد شد.
رییسجمهوری آمریکا همچنین بر «آزادی عبور بدون عوارض» تاکید کرد و افزود آمریکا و طرف مقابل «کمی بر سر این موضوع بحث» داشتهاند، اما به گفته او، عبور و مرور آزادانه خواهد بود.
سیانان صبح دوشنبه گزارش داد که ارتش آمریکا دستور آمادهسازی برای پایان دادن به محاصره دریایی تنگه هرمز از جمعه را دریافت کرده است. البته این رسانه، اجرای این دستور را منوط به امضای توافق میان واشینگتن و جمهوری اسلامی خواند.
سیانان همچنین به نقل از یک مقام آمریکایی نوشت که در صورت امضای توافق، نیروهای آمریکایی روند لغو محاصره دریایی را آغاز میکنند. این مقام در عین حال تاکید کرده است که این برنامه بر اساس شرایط فعلی تنظیم شده و ممکن است تا پیش از جمعه تغییر کند.
رویترز به نقل از یک مقام ارشد آمریکایی نوشت ترافیک تنگه هرمز از همین حالا رو به افزایش است و در طول زمان افزایش بیشتری خواهد یافت. او افزود احتمالا بازگشت کامل تردد به وضعیت عادی تا دو هفته زمان خواهد برد.
یک مقام ارشد آمریکایی در گفتوگو با العربیه نیز گفت طی دو هفته آینده، تردد کشتیها در تنگه هرمز بهطور قابل توجهی افزایش خواهد یافت. او همچنین گفت آمریکا موفق شده حدود هفت میلیون بشکه نفت را از منطقه خارج کند و ایران دریافته است که کنترل کاملی بر شرایط ندارد.
در مقابل، خبرگزاری فارس، نزدیک به سپاه پاسداران، به نقل از یک منبع آگاه روایت متفاوتی ارائه کرد. این منبع به فارس گفت در متن تفاهم آمده است که جمهوری اسلامی فقط برای ۶۰ روز عبور بدون هزینه کشتیها را خواهد پذیرفت. به گفته او، آمریکا «اصل دریافت هزینه» را پذیرفته و فقط برای ۶۰ روز از تهران تخفیف گرفته است.
این منبع همچنین به فارس گفت جمهوری اسلامی پس از ۶۰ روز قصد دارد با ارائه خدمات ایمنی، دریانوردی، محیط زیست و بیمه، از عواید مالی حاصل از تردد کشتیهای تجاری در تنگه هرمز برای توسعه اقتصادی کشور بهرهمند شود.
در بخش دیگری از گزارش فارس آمده است که یکشنبه، در لحظات آخر مذاکرات، متن تفاهمنامه تغییراتی داشت که بر اساس آن اعمال حاکمیت جمهوری اسلامی و عمان بر تنگه هرمز را بهصورت «قطعی و مصرح» مورد تاکید قرار گرفت.
همزمان، ارتش آمریکا در یک یادداشت هشدار اعلام کرد محاصره بنادر ایران تا زمان تکمیل توافق آتشبس که برای ۱۹ ژوئن برنامهریزی شده، همچنان برقرار است. در این هشدار آمده است: «محاصره نظامی بنادر ایران همچنان برقرار است و تمامی ترددهای ورودی و خروجی از این بنادر را محدود میکند.» ارتش آمریکا همچنین هشدار داد: «تا زمانی که دستور صریح صادر نشده است، از تلاش برای عبور خودداری کنید.»
خروج آمریکا از منطقه
یکی دیگر از مفاد بحثبرانگیز تفاهمنامه، ادعای خروج نیروهای آمریکایی از محیط پیرامونی ایران است؛ ادعایی که تا کنون از سوی مقامهای آمریکایی بهصورت علنی تایید نشده است.
خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، به نقل از یک منبع مطلع نوشت بر اساس ماده چهار تفاهمنامه جمهوری اسلامی و آمریکا، ۳۰ روز پس از توافق نهایی، نیروهای رزمی آمریکایی باید از محیط پیرامونی ایران خارج شوند.
همین منبع به تسنیم گفت بر اساس بند ۹ تفاهمنامه، در طول ۶۰ روز مذاکرات برای توافق نهایی، نیروی جدید آمریکا به منطقه اضافه نمیشود و جمهوری اسلامی نیز در این بازه اقدام هستهای انجام نمیدهد.
مساله لبنان و پایان جنگ در همه جبههها
یکی از مناقشهبرانگیزترین موضوعات در جریان مذاکرات و اکنون در ر روایتهای منتشرشده از هر دو سو، جایگاه لبنان در تفاهمنامه و تنشها میان حزبالله، گروه نیابتی تحت حمایت جمهوری اسلامی، با اسرائیل است.
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، در نشست خبری دوشنبه ۲۵ خرداد گفت: «لبنان و خاتمه جنگ در لبنان بخش لاینفک تفاهم خاتمه جنگ است.»
او افزود در یادداشت تفاهم جمهوری اسلامی و آمریکا سه بار از لبنان نام برده شده و عبارت «پایان جنگ در همه جبههها، از جمله لبنان و احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی لبنان» در متن آمده است. به گفته بقائی، هر تفاهمی باید شامل احترام به تمامیت سرزمینی و حاکمیت ملی لبنان باشد.
حزبالله لبنان نیز در بیانیهای از گنجانده شدن نام لبنان در توافق با آمریکا استقبال کرد و آن را نشانه تعهد جمهوری اسلامی به توقف جنگ و حفظ حقوق لبنان دانست.
این گروه در نخستین واکنش عمومی خود پس از اعلام تفاهم، آن را «دستاوردی بزرگ» برای جمهوری اسلامی خواند و گفت این توافق میتواند به «آزادسازی کامل سرزمین ما، بازگشت زندانیان ما به میهن و خانوادههایشان» و بازسازی مناطق ویرانشده بر اثر جنگ منجر شود.
در مقابل، اسرائیل روایت تهران و حزبالله را نمیپذیرد. بر اساس گزارشهای منتشرشده از موضع وزرای کابینه اسرائیل، مقامهای این کشور بهطور شفاف به ترامپ اطلاع دادهاند که اسرائیل طرف تفاهمنامه تهران و واشینگتن نیست و نیروهایش جنوب لبنان را ترک نخواهند کرد.
دیوید منسر، سخنگوی دفتر بنیامین نتانیاهو، در پاسخ به پرسشهای خبرگزاری آسوشیتدپرس درباره موضع اسرائیل گفت اسرائیل و آمریکا در جلوگیری از دستیابی حکومت ایران به سلاح هستهای «کاملا همسو» هستند، اما اسرائیل حملات حزبالله به خاک خود را تحمل نخواهد کرد و به اقدام علیه کسانی که در پی آسیب رساندن به شهروندانش هستند، ادامه خواهد داد.
ارتش لبنان از ساکنان روستاهای تخلیهشده در مرزهای جنوبی این کشور خواست برای بازگشت عجله نکنند و به دلیل خطر «نقضها و تجاوزات اسرائیل» از دستورهای نظامی پیروی کنند. همزمان، گزارشهایی از حمله پهپادی اسرائیل به لبنان در صبح دوشنبه منتشر شد و حزبالله در بیانیهای هشدار داد هیچ حملهای را که ناقض حاکمیت لبنان باشد یا مردم این کشور را هدف قرار دهد، نخواهد پذیرفت.
جمهوری اسلامی سالها کوشید در برابر هر «خیابانِ معترض»، یک «خیابان حکومتی» بسازد، اما اکنون بخشی از همان نیروهایی که برای تصرف خیابان و عرضاندام در برابر معترضان به میدان آورده شدند، در برابر توافق مدنظر حکومت با آمریکا ایستادهاند. چگونه خیابان حکومتی به دردسر حکومت تبدیل شد؟
حکومتهای اقتدارگرا همیشه از خیابان میترسند. خیابان برای اقتدراگرایان جایی است که ترس خصوصی به قدرت عمومی تبدیل میشود. دیکتاتوری میتواند روزنامه را ببندد، حزب را منحل کند، دانشگاه را امنیتی کند، انتخابات را مهندسی کند و دادگاه را به شعبه بازجویی بدل کند، اما خیابان همچنان میدانی متفاوت با قواعد خاص خود در شکلدهی به قدرت جمعی است؛ خیابان یعنی بدنهای واقعی، جمعیت واقعی، خشم واقعی و امکان سرایت. برای همین وقتی خیابان، حتی برای مدت زمانی کوتاه، صحنه قدرتنمایی شهروندان عادی و معترض میشود، جمهوری اسلامی علاوه بر سرکوب، خیابان را بهشیوهای نمایشی بازسازی میکند و میکوشد حضور واقعی مردم را با صحنهآرایی حکومتی بپوشاند؛ تلاشی برای از معنا تهی کردن میدان قدرت جمعی.
این خیابانِ بدلی همان جمعیت سازمانیافته هواداران حکومت است؛ گروههایی که با اتوبوس، وعده غذا، پاداش، کارت هدیه، کنسرت، مناسک مذهبی، شعارهای حکومتی و تهدیدهای اداری یا حتی با اتکا به باورهای قلبیشان به میدان آورده میشوند و طوری سازمان مییابند تا تصویر مشخص و دستکاریشده ساخته شود: حکومت تنها نیست. در ظاهر، هدف ساده است: معترضان باید ببینند خیابان در اختیار آنان نیست، جهان باید ببیند رژیم هنوز پایگاه اجتماعی دارد و نیروهای درون حکومت باید مطمئن شوند سقوط نزدیک نیست. اما مساله از همینجا آغاز میشود: دیکتاتوری برای شکست خیابان واقعی، خیابان مصنوعی تولید میکند، و و همین خیابان مصنوعی، در نقطهای، میتواند به نیرویی بدل شود که از حکومت مطالبه میکند.
این پدیده را میتوان ذیل «بسیج طرفداران حکومت» در نظامهای اقتدارگرا فهمید. حکومتهای بسته فقط بر انفعال جامعه تکیه نمیکنند. برخلاف تصور رایج، دیکتاتورها همیشه جامعهای کاملا ساکت نمیخواهند، جامعه محبوب آنها باید بهطور گزینشی فعال باشد؛ یعنی مردم عادی خاموش بمانند، مخالفان مرعوب شوند، اما هواداران حکومت در لحظههای بحران به خیابان بیایند. این شکل از بسیج عمومی، هم نمایش قدرت است، هم ابزار سرکوب نرم، هم پیام به نخبگان مردد و نیروهای درونِ ساختار. حکومت با جمعیت وفادار، به مخالفان میگوید شما تنهایید و به نیروهای خودی اطمینان میدهد که هنوز اکثریتاند و از آن مهمتر، شهر در اختیار و کنترلشان است.
اما این سازوکار یک تناقض بنیادین دارد. وقتی حکومت به هواداران میآموزد که خیابان ابزار سیاست است، دیگر نمیتواند تضمین کند این ابزار همیشه فقط در خدمت خودش بماند. وقتی به هوادار میگوید برای دفاع از نظام به خیابان بیا، نوعی احساس استحقاق سیاسی در آن ایجاد میکند: اینکه حق دارد درباره میزان وفاداری حکومت به شعارهای خودش داوری کند. از آن لحظه به بعد، خیابان حکومتی فقط جمعیت نمایشی نیست و قابلیت این را دارد که به نیروی فشار ایدئولوژیک تبدیل شود. آنچه در شبهای گذشته در بعضی خیابانهای تهران و دیگر شهرها دیده میشود گروههایی است که از حکومت انتظار دارند همانقدر تندرو، ضدتوافق، ضدعقبنشینی و ضدانعطاف بماند که سالها از تریبونهای رسمی شنیده و در اجرای آن در برابر شهروندان معترض آزاد بوده است.
الگوبرداری از آلمان نازی
نمونه تاریخی این دام کم نیست. در آلمان نازی، نیروهای خیابانی ابتدا ابزار شکستن مخالفان، مرعوب کردن جامعه و تثبیت قدرت بودند، اما پس از قدرتگیری، بخشی از همان نیروی بسیجشده به مسالهای برای خود رژیم تبدیل شد که انتظارات، منافع و منطق خشونت خود را داشت.
جمهوری اسلامی نیز از نخستین سالهای استقرار خود، خیابان وفادار را به بخشی از سازوکار حفظ قدرت تبدیل کرده است. خیابان برای حکومت فقط محل راهپیمایی رسمی نیست، بخشی از معماری قدرت و سازوکار کنترل سیاسی است. از کمیته و حزباللهیهای دهه شصت تا بسیج، لباسشخصیها، مداحان سیاسی، هیاتهای حکومتی و شبکههای سازمانیافته وفادار، جمهوری اسلامی همواره کوشیده است در برابر هر خیابان معترض، یک خیابان مطیع بسازد. وقتی دانشجو اعتراض کرده، جمعیت وفادار آمده است؛ وقتی زنان علیه حجاب اجباری ایستادهاند، گروههای حکومتی به خیابان فرستاده شدهاند؛ وقتی کارگر، معلم، بازنشسته یا خانواده کشتهشدگان صدای اعتراض بلند کردهاند، حکومت تلاش کرده تصویر «مردم طرفدار نظام» را در برابر تصویر جامعه معترض بنشاند.
جنگی که نظم سابق را به چالش کشید
جنگ اخیر این منطق را به نقطهای تازه رساند. جمهوری اسلامی در شرایطی که زیر فشار نظامی، سیاسی و روانی قرار داشت، بار دیگر به خیابان وفادار پناه برد. نظامی که در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی موج مردم معترض را دیده بود و ضربه اولیه جنگ را تجربه میکرد، دوباره به سراغ فرمول آشنای خود رفت: سازماندهی جمعیت وفادار در برابر خیابان نگران، خشمگین یا معترض.
حکومت هوادارانش را با ترکیبی از اجبار، تطمیع، مناسک، برنامههای نمایشی، غذا، کنسرت، کارت پول و تبلیغات حکومتی به میدان کشاند تا نشان دهد هنوز کنترل را از دست نداده است. هدف روشن بود: خیابان باید به سپر روانی حکومت تبدیل میشد. حکومتی که در میدان نظامی ضربه خورده بود، میخواست دستکم در میدان تصویرسازی پیروز به نظر برسد.
اما تفاوت این بود که با عمیقتر شدن ترکهای هویتی و سیاسی، نمایش کوتاهمدت دیگر برای حکومت کافی نبود. دستگاه سرکوب این بار سناریویی بلندمدت داشت: تسخیر کامل خیابان بهنحوی که روزنهای برای حضور جمعیت معترض و مخالف باقی نمانَد.
رژیم پس از کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی، این باور را در میان هوادارانش ترویج کرد و آنها را به خیابان کشاند: جنگ، جنگ عزت است؛ عقبنشینی، خیانت است؛ توافق، تسلیم است؛ مذاکره، فریب دشمن است؛ کوتاه آمدن، عبور از خون «امام شهید» و نادیده گرفتن پیششرطهای «امام حاضر» است. حالا همان خیابان، در برابر توافق، همان ادبیات را علیه خود حکومت به کار میگیرد. جمهوری اسلامی سالها هیولا ساخت تا مردم معترض را بترساند، اکنون همان هیولا از خود حکومت خون، انتقام و عدم عقبنشینی میخواهد.
اینجا لحظه تبدیل ابزار به بحران است. حکومت اقتدارگرا تصور میکند هوادار خیابانی را هر وقت خواست روشن و خاموش میکند، اما واقعیت این است که هواداران ایدئولوژیک ماشین نیستند. آنها با روایت، خشم، تحقیر، امتیاز، هویت و دشمنسازی تغذیه شدهاند. وقتی بارها و بارها در گوش آنها خواندهاند که هر توافقی خیانت است، ناگهان با یک بیانیه وزارت خارجه نمیپذیرد که توافق، عقلانیت است؛ اگر سالها با آنها از «ایستادگی تا نابودی دشمن» سخن گفته شده، یکشبه عقبنشینی را «نرمش قهرمانانه» نمیبیند. خیابانِ وفادار حافظه دارد و باورمند است، حتی اگر این باور بر اساس تبلیغهای حکومتی ساخته شده و حافظه مملو از شعارهای حکومتی باشد.
این همان چیزی است که میتوان آن را «دام بسیج اقتدارگرا» نامید. رژیم برای مقابله با اعتراض واقعی، بسیج مصنوعی میسازد، برای گرم نگه داشتن این بسیج، شعارهای رادیکال تولید میکند؛ و برای حفظ وفاداران، به آنها امتیاز و منزلت میدهد و القا میکند که رسالتی بر دوششان است.
اکنون حکومت به توافق، عقبنشینی تاکتیکی و عبور از بحران نیاز دارد، اما خیابانِ مصنوعی، توافق را خیانت و عقبنشینی تاکتیکی را شکست ایدئولوژیک میخواند و در برابر میل حکومت به عبور از بحران میایستد.
این تناقض در مورد جمهوری اسلامی عمیقتر است، چون نظام نه یک دولت اقتدارگرای معمولی، بلکه حکومتی ایدئولوژیک و فرسوده است که پایههای مشروعیتش بر دشمنسازی، شهادتطلبی، نفی غرب، نابودی اسرائیل، مقاومت منطقهای و تقدیس خشونت بنا شدهاند. چنین حکومتی اگر بخواهد توافق کند، ناچار است بخشی از مبانی وجودی خود را انکار کند و اگر انکار نکند، نمیتواند توافق را برای هوادارانش توضیح دهد. اینجاست که خیابانِ حکومتی دیگر ابزار سرکوب نیست؛ به زبان بازخواست تبدیل میشود.
طنز تلخ ماجرا این است که مردم معترض ایران سالها به خیابان آمدند تا آزادی، زندگی، کرامت انسانی و آینده بخواهند. حکومت آنان را با گلوله، زندان، شکنجه، اعدام و پروندهسازی عقب راند و در برابرشان خیابان حکومتی ساخت. حالا همان خیابان حکومتی، نه برای آزادی، بلکه برای جلوگیری از عقبنشینی حکومت به میدان میآید. به بیان دیگر جمهوری اسلامی خیابان را علیه مردم مسلح کرد، اما اکنون خیابان خودش علیه امکان تصمیمگیری حکومت مسلح شده است.
خیابانْ بلای جان خیابان؛ یک تناقض خطرناک
این وضعیت برای حکومت خطرناک است، چون آن را میان دو فشار خیابانی متضاد قرار میدهد. خیابانِ مردم، حکومت را به دلیل سرکوب، فساد، فقر، تبعیض و شکستهای ملی نمیخواهد. خیابانِ هواداران نیز حکومت را به دلیل احتمال عقبنشینی، توافق و سازش تهدید میکند. اولی از جمهوری اسلامی عبور کرده است، دومی جمهوری اسلامی را گروگان شعارهای خودش میخواهد. به این ترتیب، حکومت میان جامعهای که دیگر نمیپذیرد و پایگاهی که اجازه عقبنشینی نمیدهد، گیر افتاده است.
در این نقطه، سرکوب هم کارکرد سابق را ندارد. سرکوب مردم معترض برای جمهوری اسلامی عادت حکمرانی است، اما سرکوب هواداران خودش هزینه روانی و تشکیلاتی متفاوتی دارد. اگر آنها را رها کند، علیه توافق و دولت و فرماندهان شعار میدهند. اگر آنها را سرکوب کند، به بدنه وفادار پیام میدهد که مصرف سیاسی شما فقط تا زمانی معتبر است که مزاحم تصمیمهای بالا نباشید. این همان لحظهای است که دیکتاتوری با محصول سیاسی خودش روبهرو میشود.
این وضعیت مصداق روشنی از «خیابانْ بلای جان خیابان» است. در چنین وضعیتی جمهوری اسلامی با واقعیتی که همیشه انکار کرده است، روبهرو میشود: خیابان منطق خودش را دارد و همیشه قابل کنترل باقی نمیماند. وقتی جمعیت به قدرت خود عادت کند، مطالبه میسازد و وقتی شعار بارها و بارها از تریبونهای رسمی تکرار شود، تعهد ایجاد میکند، و وقتی تندروی پاداش میگیرد، سهم میخواهد.
اکنون جمهوری اسلامی با همان نیرویی روبهروست که سالها برای روز بحران تربیت کرده بود. نیرویی که قرار بود مردم را بترساند، حالا میتواند حکومت را بترساند. نیرویی که قرار بود صدای خیابان واقعی را خفه کند، حالا صدای خیابان بدلی اما دردسرساز حکومت تبدیل شده است. این نه نشانه قدرت جمهوری اسلامی، بلکه نشانه فرسایش سازوکارهای کنترل آن است.
اقتدارگرایان معمولا تصور میکنند جامعه با دو ابزار اداره میشود: ترس برای مخالفان و امتیاز برای وفاداران، اما تاریخ نشان داده است که امتیاز دادن به وفاداران خیابانی همیشه آنها را مطیع نگه نمیدارد؛ گاهی آنها را طلبکارتر، رادیکالتر و خطرناکتر میکند. جمهوری اسلامی امروز فقط با مردم ناراضی روبهرو نیست؛ با هوادارانی هم روبهروست که از دل همان دستگاه تبلیغاتی، امنیتی و ایدئولوژیک بیرون آمدهاند و اکنون از حکومت میخواهند قربانی الگوها و شعارهایی شود که خودش ساخته است.
این پایانِ محتمل همه خیابانهای مصنوعی است. جمهوری اسلامی سالها میخواست خیابانِ مردم را با خیابان خودش شکست دهد، حالا خیابان خودش، بلای جان خودش شده است.
مخاطبان ایراناینترنشنال در واکنش به تفاهم آمریکا و جمهوری اسلامی برای توافق، بر این نکته تاکید کردند که در این ماجرا هیچ جایی برای مطالبات مردم ایران نیست. بسیاری از پیامها حاوی انتقاد از دولت آمریکا برای چشم بستن بر کشتار و عقبنشینی ترامپ از وعدههایش در حمایت از معترضان است.
شماری از مخاطبان گفتند امید بستن به دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، برای ایجاد تغییر در ایران از ابتدا اشتباه بود و او نیز مانند دیگر رهبران جهان، منافع کشور خود را در اولویت قرار میدهد.
ناامیدی از ترامپ و جامعه جهانی
یکی از شهروندان نوشت: «ساده بودیم که فکر میکردیم ترامپ قرار است برای ما معجزه کند. او نیز به فکر منافع خود در این میان است.»
شهروندان در پیامهایشان به نادیده گرفته شدن مسائل حقوق بشری و مطالبات معترضان در روند این مذاکرت نیز اشاره کردند.
یکی از مخاطبان گفت: «کشتار مردم بیگناه در دیماه بهانهای برای آغاز دوباره جنگ میان دو کشور بود، اما در مذاکرات و توافق هیچ جایی برای احقاق حق مردم بیگناه و هزاران جوانی که در زندانها محبوس هستند، نبود.»
شهروند دیگری در پیامی مشابه نوشت این توافق نشان میدهد برای کشورهای دنیا مهم نیست که ۴۰ هزار نفر از ایرانیان جاویدنام شدهاند.
مخاطبی نوشت: «فراموش نمیکنیم که دنیا در برابر نسلکشی جوانان شجاع ایران سکوت کرد.»
مخاطبان همچنین در پیامهای خود ترامپ را با باراک اوباما، رییسجمهوری اسبق آمریکا، قیاس کردند و گفتند که او نیز همچون سلفش با جمهوریاسلامی مماشات کرده است.
به گفته یکی از همین مخاطبان، ترامپ نه تنها دستاوری برای مردم ایران نداشته، بلکه وعدهای که به معترضان داده بود، نتیجه هولناکتری هم در بر داشت.
در میان پیامها، روایتهایی نیز نقل کردند که توافق احتمالی میان جمهوری اسلامی و آمریکا، «اقدامی در راستای حفظ حکومت» است.
یکی از مخاطبان نوشت: «وقتی ترامپ گفت کمک در راه است، در ظاهر شاید منظورش مردم بود، اما پشت پرده برای حفظ نظام و جلوگیری از سقوط رژیم به دست مردم خشمگین، تلاش کرد.»
شماری از مخاطبان در پیامهای خود تاکید کردند مسیر مبارزه با جمهوری اسلامی را ادامه خواهند داد.
مضمون پیام این گروه از مخاطبان این بود که توافق میان جمهوری اسلامی و آمریکا تغییری در خواستههای آنان ایجاد نمیکند و مردم ایران همچنان باید برای رسیدن به اهداف خود بر «توان و اتحاد داخلی» تکیه کنند.
یکی از شهروندان با اشاره به اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دیماه گفت: «آن زمان توافقی میان آمریکا و جمهوری اسلامی وجود نداشت. در نتیجه نباید نتیجه مذاکرات منجر به ناامیدی شود.»
او تاکید کرد این ناامیدی به سود جمهوری اسلامی است و مسیر مورد نظر معترضان همچنان ادامه دارد.
برخی دیگر هم اتحاد میان مخالفان جمهوری اسلامی را شرط رسیدن به تغییر دانستند.
یکی از شهروندان نوشت: «به یاد آن همه شجاعت و جانهای عزیزی که گرفتند و دیماه سیاه باشید. مبادا ناامید بشوید. آنها نرفتند که ما تسلیم بشویم.»
برخی مخاطبان نیز معتقدند نتیجه مذاکرات تاثیری بر آینده جمهوری اسلامی نخواهد داشت.
شهروندی نوشت: «این رژیم در نهایت سقوط خواهد کرد و چیزی به پایان آن نمانده است؛ چه کشورهای دیگر بخواهند یا نه.»
مخاطب دیگری هم گفت این یک توافق میان جمهوری اسلامی و آمریکاست، اما میان این رژیم با مردم هیچ توافقی صورت نگرفته است.
یکی از شهروندان در این باره نوشت: «جمهوری اسلامی شاید با آمریکا صلح کند، اما با مردم ایران هرگز.»
خط قرمزهایتان چه شد؟
در کنار این تاکید بر ادامه مسیر تغییر، شماری از مخاطبان، واکنش حامیان جمهوری اسلامی به توافق را نیز مورد توجه قرار دادند.
یکی از مخاطبان با کنایه به حامیان حکومت یادآور شد افرادی که بیش از ۱۰۰ روز برای خونخواهی رهبر جمهوری اسلامی در خیابانها حضور داشتند، اکنون باید توضیح دهند چرا همان موضوعاتی که زمانی «خط قرمز» خوانده میشد، در روند مذاکرات کنار گذاشته شده است.
یکی از آنان نوشت: «توافق با آمریکا خیانت بزرگی به خون رهبرتان بود. دیدید که این حکومت به شما خیانت میکند.»
یکی از مخاطبان هم با ارسال پیامی به ایراناینترنشنال نوشت: «آنهایی که تا دیروز به معترضها میگفتند اغتشاشگر، حالا خودشان به این رژیم معترض شدهاند.»
او خطاب به حامیان جمهوری اسلامی گفت: «سه ماه کف خیابان حمایتشان کردید. حالا با این مذاکرات فهمیدید اینها فقط به فکر منافع خودشان بودند.»
شمار دیگری هم از زاویهای کنایهآمیز به موضوع نگاه کردند.
شهروندی نوشت اگر رژیم جمهوری اسلامی رهبر دارد و مذاکرات با توافق و نظر مجتبی خامنهای انجام میشود، پس چرا نمایندگان مجلس علیه یکدیگر تجمع میکنند و شعار «نه به مذاکرات و توافق» و «مرگ بر قالیباف» و «عراقچی نفوذی» سر میدهند؟
یک شهروند نوشت: «خواستم از مخالفین توافق تشکر کنم. ما هم مخالفیم، فقط ما اگر اعتراض کنیم، کشته میشویم. شما بروید و تجمع کنید.»
مخاطب دیگری در پیام خود نوشت: «خواستم به جمهوری اسلامی و طرفدارهایش بگویم خط قرمزهایتان چه شد؟»
شهروندی هم در پیام خود، انگیزه حامیان جمهوری اسلامی را به چالش کشید و گفت «ارزشیهایی» که ۱۰۰ روز در خیابان برای مرگ رهبرشان جشن میگرفتند و حالا برای مذاکرات ناراحتند، بیشتر نگران پایان یافتن تجمعات و از دست رفتن منبع درآمد خود هستند.
در پیامی دیگر که برای ایراناینترنشنال ارسال شده، آمده است: «در تاریخ خواهند نوشت آنها در حالی سقوط کردند که هر شب برای پیروزی خیالی خود جشن میگرفتند.»
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد مهرزاد نظری، معترض ۲۸ ساله اهل نورآباد ممسنی، ۱۸ دیماه در جریان اعتراضات این شهر با اصابت گلوله جنگی به قفسه سینه، جان باخت. او در آخرین استوری اینستاگرامیاش نوشته بود که «سر قبر من نماز و قرآن نخوانید؛ فقط موزیک و شادی».
مهرزاد پس از مجروح شدن به روستای بردنگان منتقل شد اما بهدلیل خونریزی شدید و نبود امکانات درمانی، جان باخت.
بر اساس اطلاعات رسیده، او حدود دو ساعت در صف نخست معترضان و مقابل نیروهای حکومتی حضور داشت. بدون سلاح در برابر نیروهای سرکوب ایستاده بود و در نهایت، از فاصله نزدیک با شلیک یک سلاح کمری به ناحیه سینه، هدف قرار گرفت.
پس از مجروح شدن مهرزاد، بهدلیل نگرانی از بازداشت در بیمارستان و حضور نیروهای امنیتی در مراکز درمانی، او به روستای بردنگان، زادگاه پدریاش، منتقل شد. با این حال، شدت خونریزی و نبود امکانات پزشکی کافی در روستا، باعث شد او جان خود را از دست بدهد.
نیروهای امنیتی ابتدا از تحویل پیکر مهرزاد به خانوادهاش خودداری کردند.
در روز خاکسپاری نیز ماموران تلاش کردند پیکر او را از خانواده و مردم روستای بردنگان بگیرند اما با تحت فشار قرار دادن خانواده و گرفتن تعهد از آنان، اجازه ادامه برگزاری مراسم خاکسپاری را دادند.
پدر مهرزاد نیز خواسته بود پیکر فرزندش بدون برگزاری مراسم مذهبی حکومتی، غسل و نماز، دفن شود.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، نیروهای امنیتی در آستانه برگزاری مراسم چهلم مهرزاد، حدود ساعت سه بامداد به خانه شماری از بستگان او در روستای بردنگان یورش بردند.
ماموران تعدادی از بستگان مهرزاد را بازداشت کردند یا به گروگان گرفتند و خانواده او را تحت فشار گذاشتند تا مراسم چهلم را لغو کنند.
این اقدامات در حالی صورت گرفت که مراسم خاکسپاری مهرزاد به یکی از تجمعهای اعتراضی گسترده در ممسنی تبدیل شده بود و مردم شعارهای ضدحکومتی سر داده بودند.
یک مقام ارشد دولت اقلیم کردستان عراق در گفتوگو با ایراناینترنشنال، برخی گمانهزنیها درباره بروز اختلاف میان تهران و علی الزیدی، نخستوزیر جدید عراق، بر سر روند خلع سلاح گروههای نیابتی جمهوری اسلامی را کماهمیت دانست و گفت که او در اردوگاه سیاسی تهران جای میگیرد.
این مقام آگاه دوشنبه ۲۵ خرداد گفت: «زیدی در پروژههای سیاسی و اقتصادی، ارتباطات گستردهای با جمهوری اسلامی داشته است. جمهوری اسلامی در زمان انتخاب زیدی بهعنوان نخستوزیر هیچ اعتراضی نکرد، زیرا او جزو دایره سیاسی تهران محسوب میشود.»
او افزود روند خلع سلاح در عراق دستکم تا زمانی که شامل «گروههای اصلی» مجهز به تانک، زرهپوش و سلاحهای سنگین نشود، «یک پروژه ظاهری» است.
این مقام دولت اقلیم کردستان عراق خواست تا بهدلیل حساسیت موضوع، هویتش فاش نشود.
پس از ماهها کشمکش سیاسی در پی مخالفت آمریکا با بازگشت نوری مالکی، متحد دیرینه جمهوری اسلامی، به راس قدرت در عراق، زیدی هفتم اردیبهشت از سوی ائتلاف احزاب شیعه، موسوم به «چارچوب هماهنگی»، بهعنوان نامزد نخستوزیری معرفی شد.
او سرانجام ۲۴ اردیبهشت با ادای سوگند، بهصورت رسمی سکان دولت عراق را در دست گرفت.
در ماههای اخیر، ایالات متحده فشارها را بر دولت عراق برای محدود کردن نفوذ گروههای مسلح تحت حمایت جمهوری اسلامی در این کشور، شدت بخشیده است.
روزنامه واشینگتنپست دوم اردیبهشت گزارش داد دولت دونالد ترامپ ارسال بخشی از محمولههای نقدی دلار به عراق را با هدف مهار گروههای نیابتی حکومت ایران متوقف کرده است.
سفر تام باراک به عراق
مقام ارشد دولت اقلیم کردستان عراق در ادامه مصاحبه خود با ایراناینترنشنال، به سفر قریبالوقوع تام باراک، سفیر آمریکا در ترکیه و فرستاده ویژه کاخ سفید در امور عراق و سوریه، به بغداد و اربیل پرداخت.
به گفته او، مذاکرات باراک در این سفر بر موضوع خلع سلاح گروههای مسلح، پرونده نفت، حمایت از دولت زیدی برای پیشبرد اصلاحات اقتصادی و همچنین هماهنگی برای سفر احتمالی نخستوزیر عراق به واشینگتن، متمرکز خواهد بود.
۲۴ خرداد، روزنامه الشرق الاوسط به نقل از یک منبع آگاه گزارش داد هدف از عزیمت باراک به بغداد، «تعیین دستور کار نهایی» سفر زیدی به آمریکا است.
او افزود: «در حال حاضر کار برای آمادهسازی تمامی موضوعات و دغدغههای دوجانبه در جریان است .... در راس این موارد، جزییات خلع سلاح گروههای مسلح و نیز تصمیم آمریکا در خصوص ممنوعیت مشارکت برخی گروههای سیاسی مسلح در دولت [عراق] قرار دارد.»
تام باراک
پیشتر در ۱۸ اردیبهشت، مقتدی صدر، رهبر جریان صدر، در پیامی خطاب به زیدی تاکید کرد «افراد یا جریانهای دارای شاخه مسلح» نباید در کابینه آینده این کشور حضور داشته باشند.
کمی بعد در ششم خرداد، گروه «سرايا السلام» وابسته به صدر، از تصمیم خود برای تحویل سلاح و پایبندی به دولت عراق خبر داد.
۱۲ خرداد نیز گروه شیعه «عصائب اهل الحق»، از نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در عراق، با انتشار بیانیهای اعلام کرد ارتباط تشکیلاتی خود را با حشد شعبی قطع میکند و سلاحهای خود را به دولت عراق تحویل خواهد داد.
حشد شعبی ائتلافی از گروههای مسلح در عراق است که در سال ۲۰۱۴ برای مقابله با تهدیدهای داعش شکل گرفت.
جمهوری اسلامی در سالهای اخیر به تامین مالی و تسلیحاتی شبهنظامیان عراقی پرداخته و از این نیروها برای کشتار شهروندان در جریان اعتراضات دیماه در ایران استفاده کرده است.
گروههای نیابتی جمهوری اسلامی در عراق همچنین از زمان آغاز جنگ اخیر در ۹ اسفند ۱۴۰۴، حملاتی را علیه چند کشور منطقه انجام دادهاند.
ادوات ارتش اسرائیل در نزدیکی مرز این کشور با لبنان، ۱۸ خرداد
در نخستین واکنش رسمی یک مقام ارشد اسرائیلی به اعلام تفاهم میان آمریکا و جمهوری اسلامی، یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، با انتشار بیانیهای تاکید کرد نیروهای این کشور از جنوب لبنان عقبنشینی نخواهند کرد.
کاتز صبح دوشنبه ۲۵ خرداد اعلام کرد بر اساس «سیاست روشن» دولت بنیامین نتانیاهو، ارتش اسرائیل «بدون هیچ محدودیت زمانی»، در مناطق امنیتی در لبنان، سوریه و نوار غزه باقی خواهد ماند تا بتواند از مرزها و شهروندان اسرائیلی در برابر «عناصر جهادی» محافظت کند.
در این بیانیه آمده است: «نخستوزیر نتانیاهو این موضوعات را بهروشنی به دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، و سایر مقامهای ارشد این کشور منتقل کرده است. من نیز دیروز این موضوع را به پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، اعلام کردم.»
او افزود اسرائیل در زمینه تامین منافع امنیتی و حفاظت از شهروندان خود «مصالحه نخواهد کرد» و به اقدامات لازم برای مقابله با تهدیدات ادامه خواهد داد.
آمریکا و جمهوری اسلامی بامداد ۲۵ خرداد از دستیابی به تفاهمی برای پایان دادن به جنگ خبر دادند. این یادداشت تفاهم قرار است جمعه ۲۹ خرداد بهطور رسمی در سوئیس امضا شود.
کاظم غریبآبادی، معاون حقوقی و بینالملل وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، ۲۵ خرداد در مصاحبه با صداوسیما اعلام کرد «پایان فوری و دائمی جنگ و عملیاتهای نظامی در جبهههای مختلف، از جمله در لبنان» و «خاتمه محاصره دریایی» بندرهای جنوبی ایران از شروط اصلی این تفاهم است.
با این حال، خبرگزاری رویترز ۲۵ خرداد گزارش داد با توجه به مواضع اخیر اسرائیل، مقامهای لبنانی به آوارگان جنگ در جنوب این کشور هشدار دادهاند برای بازگشت به خانههای خود عجله نکنند.
کاتز: به نابودی زیرساختهای تروریستی ادامه میدهیم
کاتز در ادامه اظهارات خود، حفظ مناطق امنیتی در لبنان، نوار غزه و سوریه را از «بزرگترین دستاوردهای ارتش اسرائیل» دانست و گفت: «ما با خروج ارتش اسرائیل از لبنان، علیرغم همه فشارهای موجود و فشارهایی که در آینده وارد خواهد شد، مخالف هستیم.»
به گفته او، ساکنان محلی از مناطق امنیتی تخلیه خواهند شد و ارتش اسرائیل به عملیات خود برای نابودی «تمامی زیرساختهای تروریستی» ادامه خواهد داد.
کاتز به جمهوری اسلامی هشدار داد اگر بهدلیل تحولات لبنان به اسرائیل حمله کند، این کشور «با تمام قدرت» به حکومت ایران ضربه خواهد زد.
وزیر دفاع اسرائیل در پایان بیانیه خود تاکید کرد: «ما تنها نسبت به شهروندان خود و امنیت کشور اسرائیل متعهد هستیم.»
تنها ساعاتی پیش از اعلام رسمی تفاهم تهران و واشینگتن، ارتش اسرائیل در واکنش به حملات حزبالله، منطقه ضاحیه بیروت را هدف قرار داد و یکی از فرماندهان ارشد این گروه نیابتی جمهوری اسلامی را از پا درآورد.
روزنامه اسرائیل هیوم ۲۳ خرداد به نقل از یک منبع ارشد دیپلماتیک نوشت اسرائیل الزامی به امضای توافق احتمالی میان تهران و واشینگتن ندارد و همچنان قادر خواهد بود در برابر تهدیدها از خود دفاع کند، اما اقداماتش باید با هماهنگی ایالات متحده انجام شود.
وزیر امنیت ملی اسرائیل: تابع ایالات متحده نیستیم
ایتامار بنگویر، وزیر امنیت ملی اسرائیل، ۲۵ خرداد با انتشار بیانیهای در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد توافق اخیر تهران و واشینگتن امنیت اسرائیل را تامین نمیکند و «به هیچ شکلی برای ما الزامآور نیست».
او از حمایتهای ترامپ از اسرائیل قدردانی کرد و در عین حال گفت اسرائیل کشوری مستقل و دارای حاکمیت است و «تابع ایالات متحده نیست».
در این بیانیه آمده است: «نباید به چیزی کمتر از خلع سلاح و برچیدن حزبالله رضایت دهیم. نباید از هیچ منطقهای که رزمندگان ما آن را تصرف و از زیرساختهای تروریستی پاکسازی کردهاند، عقبنشینی کنیم. نباید به وضعیتی بازگردیم که هزاران تروریست بر حصارهای شهرکهای شمالی مستقر باشند.»
بنگویر بر لزوم حفظ بازدارندگی اسرائیل تاکید کرد و افزود هر حمله موشکی و پهپادی از خاک لبنان به اسرائیل، باید با حمله به ضاحیه بیروت پاسخ داده شود.
شورای سردبیری روزنامه اورشلیمپست ۲۴ خرداد در سرمقالهای، با انتقاد از توافق احتمالی میان تهران و واشینگتن هشدار داد توافقی که صرفا به مواد هستهای بپردازد، اما با برنامه موشکی و شبکههای نیابتی جمهوری اسلامی مقابله نکند، نمیتواند مدعی تامین امنیت اسرائیل باشد.
بر اساس این سرمقاله، هرگونه توافقی که اسرائیل را به توقف درگیریها در لبنان وادار کند، بدون آن که تضمینهای مشخصی درباره خلع سلاح حزبالله و قطع حمایت جمهوری اسلامی ارائه دهد، حق اسرائیل را برای دفاع از شهروندانش تضعیف خواهد کرد.