رییس شورای روابط خارجی آمریکا در یادداشتی تحلیلی با عنوان «محدودیتهای قدرت سخت در ایران» نوشت که جنگ اخیر با [حکومت] ایران، محدودیتهای قدرت نظامی و پیامدهای تضعیف نظم بینالمللی مبتنی بر قواعد را آشکار کرده است.
او استدلال میکند که ایالات متحده در سالهای اخیر به سمت رویکردی حرکت کرده که بیش از گذشته بر قدرت سخت، اقدامات یکجانبه و استفاده از نیروی نظامی تکیه دارد. به گفته فرومن، واشینگتن به این نتیجه رسیده که بخشی از نظم بینالمللی مبتنی بر قواعد، که خود آن را ایجاد کرده بود، به جای ابزاری برای اعمال قدرت، به محدودیتی برای قدرت آمریکا تبدیل شده است.
فرومن در عین حال تاکید میکند که قدرت سخت نیز محدودیتهای خود را دارد. او میان عملیات محدود آمریکا در ونزوئلا برای بازداشت و استرداد نیکلاس مادورو و تلاش گستردهتر واشینگتن برای تغییر توازن قدرت در خاورمیانه از طریق جنگ با حکومت ایران تفاوت قائل میشود و مینویسد تجربه ایران نشان داده که بازآرایی نظم منطقهای با اتکا به قدرت نظامی بسیار دشوارتر از عملیاتهای محدود امنیتی است.
به اعتقاد او، سه پیامد مهم جنگ ایران شایسته توجه ویژه هستند: وضعیت آزادی کشتیرانی در آبراههای بینالمللی، تحول در جنگ نامتقارن و تاثیر جنگ بر شبکه ائتلافها و شراکتهای آمریکا.
در بخش نخست، فرومن به تنگه هرمز میپردازد و یادآور میشود که این آبراه پیش از آغاز مرحله جدید جنگ در ۹ اسفند باز بود، اما اکنون به یکی از مهمترین محورهای مذاکرات میان حکومت ایران و آمریکا تبدیل شده است.
او با اشاره به اظهارات اخیر ترامپ مینویسد که آمریکا در حال انتقال مخفیانه نفت از تنگه هرمز است. به گفته ترامپ، کشتیهایی که نفت را حمل میکنند بدون چراغ و بدون سامانههای رهگیری دریایی از تنگه عبور میکنند و تحت حفاظت نیروی دریایی آمریکا قرار دارند.
فرومن این وضعیت را متناقض میداند، زیرا به گفته او واشینگتن اکنون از همان روشهایی استفاده میکند که پیشتر توسط «ناوگانهای تاریک» چین، روسیه، کره شمالی و ایران برای دور زدن تحریمها به کار گرفته میشد.
او همچنین هشدار میدهد که حتی در صورت بازگشت تردد کشتیها به شرایط عادی، احتمال اعمال نوعی عوارض یا هزینه بر عبور کشتیها از تنگه هرمز افزایش یافته است. به اعتقاد او، اگر چنین الگویی تثبیت شود، ممکن است کشورهای دیگری که بر گذرگاههای راهبردی جهان تسلط دارند نیز به دنبال وضع هزینههای مشابه برآیند؛ از جمله اندونزی در تنگه مالاکا، مراکش در تنگه جبلالطارق و بریتانیا در تنگه دوور.
فرومن در بخش دیگری از یادداشت خود به جنگ نامتقارن میپردازد و مینویسد جنگ ایران بار دیگر نشان داد که برتری فناوری لزوماً به پیروزی کامل نظامی منجر نمیشود.
او مینویسد آمریکا خسارات گستردهای به تواناییهای موشکی، پهپادی، دریایی و پدافندی حکومت ایران وارد کرده و بسیاری از فرماندهان ارشد جمهوری اسلامی را از میان برداشته است، اما با وجود این، جمهوری اسلامی همچنان توانسته با استفاده از پهپادها، موشکها و مینهای نسبتاً ارزانقیمت، امنیت یکی از مهمترین آبراههای جهان و همچنین منافع آمریکا و متحدانش در خلیج فارس را به چالش بکشد.
به گفته فرومن، این جنگ همچنین روند حرکت به سوی استفاده گستردهتر از سامانههای خودکار و بدون سرنشین را تسریع کرده است. او به استفاده رزمی ناوگان پنجم آمریکا از یک شناور سطحی بدون سرنشین برای نجات دو نظامی آمریکایی اشاره میکند و آن را نمونهای از تحول در شیوههای جنگی میداند.
با این حال، او خاطرنشان میکند که همین جنگ نشان داده تجهیزات ارزانتر مورد استفاده بازیگران ضعیفتر نیز میتوانند سامانههای پیشرفته و پرهزینه آمریکا را تهدید کنند؛ از جمله زمانی که یک پهپاد ایرانی موفق شد یک بالگرد آپاچی آمریکایی را هدف قرار دهد.
بخش سوم تحلیل فرومن به آینده ائتلافهای آمریکا در خاورمیانه اختصاص دارد. او یادآوری میکند که پیش از آغاز جنگ، حدود ۴۰ هزار نیروی آمریکایی در دستکم ۱۹ پایگاه نظامی در منطقه مستقر بودند؛ پایگاههایی که ستون اصلی نفوذ، بازدارندگی و حضور آمریکا در خاورمیانه به شمار میرفتند.
اما به گفته او، جنگ اخیر نشان داده که همین پایگاهها و اتحادها میتوانند کشورهای میزبان را به اهداف حملات حکومت ایران تبدیل کنند.
فرومن مینویسد در جریان جنگ، یک پهپاد ایرانی مرکز عملیات آمریکا در بندر شویبه کویت را هدف قرار داد و شش نظامی آمریکایی کشته شدند. او همچنین به حملات حکومت ایران به مجتمع گازی راس لفان قطر، پالایشگاههایی در عربستان سعودی و کویت، مخازن سوخت فرودگاه کویت، یک تاسیسات آبشیرینکن در بحرین و مراکز داده شرکت آمازون در امارات و بحرین اشاره میکند.
به باور او، این تحولات باعث شده برخی از متحدان آمریکا نسبت به هزینههای همکاری امنیتی با واشینگتن تردید کنند؛ بهویژه در شرایطی که تعهد آمریکا به دفاع از شرکای منطقهای خود، از نگاه برخی بازیگران منطقه، دیگر به استحکام گذشته نیست.
فرومن یادآوری میکند که حمله حکومت ایران به تاسیسات نفتی آرامکو در سال ۲۰۱۹ و خودداری آمریکا از پاسخ نظامی، پیشتر نیز تردیدهایی را در میان متحدان واشینگتن ایجاد کرده بود.
او هشدار میدهد که در نتیجه جنگ اخیر، آمریکا ممکن است با محدود شدن دسترسی به برخی پایگاههای منطقهای روبهرو شود و برخی از متحدان سنتی آن نیز برای حفظ امنیت خود به دنبال گزینههای جایگزین، از جمله گسترش روابط با روسیه و چین یا دستیابی به توافقهای مستقیم با حکومت ایران، بروند.
رییس شورای روابط خارجی آمریکا در پایان نتیجه میگیرد که صرفنظر از اینکه مذاکرات جاری به توافق منجر شود یا نه، آتشبس برقرار بماند یا درگیریها از سر گرفته شود، یک درس مهم از جنگ ایران باقی خواهد ماند: «تغییر دادن قواعد بازی یک چیز است و پیروز شدن در آن، چیز دیگری.»