یک مقام ارشد آمریکا: حکومت ایران تنگه هرمز را بدون دریافت عوارض بازگشایی خواهد کرد
یک مقام ارشد دولت آمریکا به فاکس گفت واشینگتن معتقد است چارچوب توافقی با جمهوری اسلامی در حال شکلگیری است که بر اساس آن تنگه هرمز بدون دریافت عوارض بازگشایی میشود و آمریکا نیز محاصره بنادر ایران را لغو خواهد کرد. به گفته او، مرحله بعدی بر مینزدایی این آبراه متمرکز خواهد بود.
یک مقام ارشد دولت آمریکا به شبکه خبری فاکس گفت: «ایالات متحده معتقد است چارچوب توافقی با ایران در حال شکلگیری است که تهران را ملزم به بازگشایی تنگه هرمز بدون دریافت عوارض میکند، در حالی که آمریکا محاصره بنادر ایران را لغو خواهد کرد.»
او افزود: «ما فکر میکنیم که به توافق رسیدهایم. این یک توافق عالی و بسیار قوی است.»
به گفته این مقام آمریکایی، حکومت ایران آبراه استراتژیک هرمز را «بدون دریافت عوارض» بازگشایی خواهد کرد، که یکی از خواستههای کلیدی ایالات متحده در مذاکرات بوده است.
او گفت که محاصره بنادر جنوبی ایران همزمان با بازگشایی تنگه هرمز برداشته خواهد شد و مرحله بعدی، بر عملیات مینزدایی در این آبراه متمرکز خواهد بود.
وبسایت اسرائیلنشنالنیوز در یادداشتی از رابرت شوارتز، روانشناس و تحلیلگر آمریکایی، نوشت که تلاشهای دیپلماتیک غرب در قبال جمهوری اسلامی بر یک سوءبرداشت استوار است و صلح با تهران نه از مسیر مذاکره، بلکه از مسیر «پیروزی» ممکن خواهد بود.
در این تحلیل نویسنده استدلال کرده است که تلاشهای دیپلماتیک غرب برای حل مناقشات خاورمیانه، از جمله رویارویی با جمهوری اسلامی ایران، بر پایه سوءبرداشتی بنیادین استوار است؛ زیرا به گفته او، بازیگرانی مانند جمهوری اسلامی مصالحه را نه راهی برای رسیدن به صلح، بلکه نشانه ضعف و عقبنشینی تلقی میکنند.
شوارتز در این مقاله با عنوان «خشم حماسی یا تاخیر سردرگمکننده برای دیپلماسی؟» نوشته است که دیپلماتهای غربی، از جمله دونالد ترامپ، معمولاً با این فرض وارد مذاکرات خاورمیانه میشوند که همه طرفها در نهایت خواهان توافق، امنیت و رفاه هستند و میتوان از طریق مصالحه به راهحلی پایدار دست یافت.
شوارتز این فرض را «اشتباهی خطرناک و پرهزینه» توصیف کرده و نوشته است که جمهوری اسلامی و برخی جریانهای سیاسی منطقه، مصالحه را توافقی شرافتمندانه نمیدانند، بلکه آن را به معنای تحقیر، شکست و خیانت به هویت خود تلقی میکنند.
او در این مقاله مدعی شده است که به همین دلیل بسیاری از ابتکارهای صلح غرب در خاورمیانه با شکست مواجه شدهاند. به گفته او، در حالی که غرب به زبان مذاکره سخن میگوید، نیروهای موسوم به «جریانهای مقاومت» به زبان «احقاق حق» و «پیروزی» سخن میگویند.
نویسنده برای توضیح دیدگاه خود به مذاکرات سال ۲۰۰۰ کمپ دیوید میان ایود باراک و یاسر عرفات اشاره کرده و نوشته است که باراک بعدها عرفات را متهم کرد که اساساً وارد مذاکره واقعی نشده و تنها همه پیشنهادها را رد کرده است.
شوارتز همچنین به مواضع اخیر ترامپ درباره مذاکرات با حکومت ایران اشاره کرده و نوشته است که رییسجمهوری آمریکا معتقد بوده تهران واشینگتن را «سر میدواند» و پیشنهادهای متقابل ارائهشده از سوی حکومت ایران را فاقد ارزش دانسته است.
در بخش دیگری از این مقاله، نویسنده به آنچه «الگوی تاریخی و مذهبی» در سیاست اسلامگرایان مینامد پرداخته و استدلال کرده است که برخی جریانهای اسلامگرا، از جمله جمهوری اسلامی، از مفهوم «پیمان حدیبیه» به عنوان نمونهای از آتشبس تاکتیکی استفاده میکنند؛ توافقی موقت که به گفته او هدفش ایجاد فرصت برای تجدید قوا و ادامه مبارزه در آینده است، نه رسیدن به صلحی پایدار.
او البته تصریح کرده که این برداشت را نمیتوان به همه مسلمانان یا همه جوامع عربی تعمیم داد، اما معتقد است سیاستگذاران غربی بارها در ارزیابی اهداف و انگیزههای بازیگران منطقهای دچار خطا شدهاند.
شوارتز در ادامه جمهوری اسلامی را در کنار گروههایی مانند حماس، حزبالله و انصارالله قرار داده و نوشته است که این بازیگران از مفاهیمی چون «آزادی»، «شهادت» و «نابودی رژیم صهیونیستی» سخن میگویند و زبان رایج مصالحه سیاسی را به کار نمیگیرند.
این نویسنده در بخش دیگری از مقاله خود به تاریخ ایران پرداخته و استدلال کرده است که تجربه تاریخی ایران در عبور از حملات و اشغالهای متعدد، نوعی «صبر راهبردی» در فرهنگ سیاسی جمهوری اسلامی ایجاد کرده است. به گفته او، رهبران جمهوری اسلامی خود را وارث تمدنی میدانند که با وجود حملات یونانیان، اعراب، مغولان و ترکان، توانسته هویت خود را حفظ کند.
او نوشته است که همین نگاه تاریخی باعث شده جمهوری اسلامی بتواند تحریمها، فشارهای اقتصادی، شکستهای نظامی یا ترور فرماندهان خود را تحمل کند، زیرا باور دارد که در یک نبرد بلندمدت تاریخی قرار گرفته است.
شوارتز در پایان نتیجهگیری میکند که نه «هنر معامله» و نه «دیپلماسی همراه با بمباران» نمیتواند مناقشه میان غرب و جمهوری اسلامی را حل کند. او با اشاره به تجربه جنگهای بزرگ تاریخ آمریکا مینویسد صلح در برخی موارد نه از طریق مصالحه، بلکه پس از شکست یکی از طرفهای درگیر به دست آمده است.
به باور نویسنده، تنها زمانی امکان دستیابی به صلح وجود خواهد داشت که آنچه او «فرهنگ سیاسی مبتنی بر رد و مقاومت» مینامد، شکست بخورد. او در پایان مینویسد که غرب باید از ایده «صلح از طریق مذاکره» فاصله بگیرد و به سمت راهبرد «صلح از طریق پیروزی» حرکت کند.
در حالی که گزارشها از احتمال امضای یادداشت تفاهم میان جمهوری اسلامی و آمریکا خبر میدهند، موجی از مخالفتها در میان بخشی از حامیان حکومت شکل گرفته و به تجمعهای اعتراضی، انتقادهای علنی چهرههای اصولگرا و هشدار درباره «امتیازدهی» به واشینگتن انجامیده است.
ویدیوهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی نشان میدهد که عصر شنبه ۲۳ خرداد، گروهی از حامیان حکومت در مقابل دفتر نمایندگی وزارت امور خارجه در مشهد تجمع کردند و با سر دادن شعارهایی چون «مرگ بر عراقچی، بیشرف سازشکار» و «مرگ بر عراقچی، بیشرف نفوذی» به عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی و تیم مذاکرهکننده حمله کردند.
در تهران نیز شامگاه شنبه، تجمع دیگری برگزار شد که شرکتکنندگان در آن شعارهایی از جمله «قالیباف، عراقچی، پس خون رهبرم چی؟» و «عراقچی حیا کن، مملکت رو رها کن» سر دادند. برخی رسانههای نزدیک به جریان اصلاحطلب این معترضان را نزدیک به «جبهه پایداری» معرفی کردهاند.
معلمان در سالیان گذاشته بارها تجمعهای اعتراضی برگزار کردهاند
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران در بیانیهای در مورد تشدید برخوردهای امنیتی و قضایی با معلمان و فعالان صنفی آنان نوشت: «آنچه در برابر ما قرار دارد، یک الگوی روشن و سازمانیافته برای تضعیف تشکلهای مستقل معلمان و خاموش کردن صدای مطالبهگری جامعه است.»
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران شنبه ۲۳ خرداد، در بیانیه خود به شرایط ایران پس از سرکوب اعتراضات سراسری در «دیماه خونین»، حملات آمریکا و اسرائیل و کشته شدن غیرنظامیان از جمله تعدادی از دانشآموزان و معلمان اشاره کرد و نوشت این رویدادها «پیامدهایی چون ناامنی، آسیب به زیرساختهای کشور، تورم فزاینده، گسترش فقر و سقوط قدرت خرید مردم را به به دنبال داشت.»
این تشکل مستقل صنفی افزود «در چنین شرایطی، حاکمیت به جای تلاش برای رفع بحرانهایی که زندگی و حیات مردم را در مخاطره جدی قرار داده است، با خارج کردن دسترسی عموم به اینترنت بینالملل برای بیش از سه ماه، موجبات افزایش بحران بیکاری را فراهم کرد» و «در همین مدت، بیش از دو میلیون نفر بنا بر آمارهای رسمی، کسب و کار خود را از دست دادهاند.»
این شورا در بخشی از بیانیه خود اشاره کرد: «در کنار بحران جنگ، بیکاری و سقوط جامعه ایرانی به ورطه فقر مطلق، افزایش سرکوبهای امنیتی و بازداشت فعالان سیاسی و مدنی و گسترش اعدامها بهویژه در میان زندانیان سیاسی، بر اندوه این جامعه بحرانزده افزوده است.»
این تشکل سراسری معلمان تاکید کرد که «به تغییرات بنیادین و دموکراتیک، از پایین به بالا با تاکید بر تشکلیابی مستقل و به رسمیت شناختن تکثر در جامعه و رفع انواع تبعیض» باور دارد و افزود: «دوباره و به صورت موکد هر نوع مداخله خارجی را محکوم میکنیم و خواهان پایان مخاصمه هستیم و با هر نوع ماجراجویی و سیاست جنگافروزی از هرسو که موجب برهم زدن آتشبس و آرامش در منطقه گردد، مخالفیم.»
این شورا در این بیانیه به بازداشت شماری از معلمان و فعالان صنفی معمان از جمله رضا مسلمی، عبدالله رضایی، خانعزیز اسماعیلی، حسین رمضانپور، محمود صدیقیپور، و شکرالله احمدی اشاره کرد که در انتظار تشکیل دادگاه هستند.
این بیانیه نوشت سرکوب فعالان صنفی با شروع جنگ در روز نهم اسفند و قطع گسترده اینترنت، ادامه یافت، و در این ارتباط به بازداشت علی احمدی، منوچهر آقابیگی، سیامک صادقیچهرازی، رضا امانیفر، اصغر حاجب، محمدعلی زحمتکش، علیرضا شایگان و همسرش، فرزانه فرهبد اشاره کرد.
در این بیانیه همچنین گفته شد که احکام زندان برای دو معلم؛ مهدی فتحی و ایمان شهوندی صادر شده است.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران در همین ارتباط به حمله نیروهای امنیتی به منازل شماری از معلمان، احضار برخی از آنان، جریمه و یا اخراج شماری دیگر از فرهنگیان اشاره کرد و نوشت: «به نظر میرسد هرچه بحرانهای اقتصادی، اجتماعی و آموزشی عمیقتر میشود، اراده نهادهای امنیتی برای محدود کردن نهادهای مستقل مدنی نیز افزایش مییابد؛ گویی به جای حل بحرانها، قرار است حاملان صدای اعتراض و مطالبهگری حذف شوند.»
این شورا با تاکید براینکه «معلمان ایران نه برای کسب قدرت سیاسی، بلکه برای دفاع از آموزش عمومی، مقابله با تبعیض آموزشی، بهبود وضعیت معیشتی فرهنگیان، حفظ کرامت حرفهای معلمان و صیانت از حقوق کودکان و دانشآموزان فعالیت میکنند» نوشت: «جرمانگاری چنین مطالباتی، در واقع جرمانگاری دفاع از منافع عمومی جامعه است.»
در این بیانیه تاکید شد: «امنیتیسازی فعالیتهای سیاسی، صنفی و مدنی نه نشانه اقتدار، بلکه نشانه ناتوانی در شنیدن صدای جامعه و حل مسائل واقعی کشور است.»
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران همچنین نوشت هیچ حکومتی از مسیر سرکوب، محدود کردن تشکلهای مستقل و خاموش کردن منتقدان خواهان آزادی و رفاه و کرامت انسانی، به ثبات دست نیافته و نخواهد یافت.
جان جیمز، عضو جمهوریخواه مجلس نمایندگان آمریکا، گفت کارزار فشار دونالد ترامپ جمهوری اسلامی را به مذاکره وادار کرده است. او با استقبال از توافق احتمالی تهران و واشینگتن، تاکید کرد هر توافقی باید مبتنی بر واقعیت باشد و منافع آمریکا را تامین کند.
جان جیمز، عضو جمهوریخواه مجلس نمایندگان آمریکا، گفت که «هیجانزده» است که ببیند از یک توافق احتمالی ایالات متحده و ایران چه نتیجهای حاصل میشود، و افزود که کارزار فشار دونالد ترامپ، تهران را وادار به مذاکره کرد.
او به شبکه خبری فاکس گفت ترامپ، رییسجمهور صلح است، اما او همچنین رییسجمهور قدرت است و دقیقاً به همین دلیل است که تهران برای مذاکره به میز مذاکره میآید.»
جیمز، کهنهسرباز جنگ عراق و نامزد فرمانداری میشیگان، رویکرد ترامپ را با توافق هستهای (برجام) در دوران باراک اوباما و سیاست دولت جو بایدن مقایسه کرد و گفت: «کاهش تحریمهای گذشته به تقویت گروههای تروریستی تحت حمایت ایران کمک کرد.»
او گفت که هر توافق باید «مبتنی بر واقعیت» باشد و تاکید کرد: «تا زمانی که ترامپ مسئول است، هیچ چیز خارج از منافع آمریکا پیش نخواهد رفت.»
در حالی که گزارشها از احتمال امضای یادداشت تفاهم میان جمهوری اسلامی و آمریکا خبر میدهند، موجی از مخالفتها در میان بخشی از حامیان حکومت شکل گرفته و به تجمعهای اعتراضی، انتقادهای علنی چهرههای اصولگرا و هشدار درباره «امتیازدهی» به واشینگتن انجامیده است.
ویدیوهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی نشان میدهد که عصر شنبه ۲۳ خرداد، گروهی از حامیان حکومت در مقابل دفتر نمایندگی وزارت امور خارجه در مشهد تجمع کردند و با سر دادن شعارهایی چون «مرگ بر عراقچی، بیشرف سازشکار» و «مرگ بر عراقچی، بیشرف نفوذی» به عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی و تیم مذاکرهکننده حمله کردند.
در تهران نیز شامگاه شنبه، تجمعی دیگر برگزار شد که شرکتکنندگان در آن شعارهایی از جمله «قالیباف، عراقچی، پس خون رهبرم چی؟» و «عراقچی حیا کن، مملکت رو رها کن» سر دادند. برخی رسانههای نزدیک به جریان اصلاحطلب این معترضان را نزدیک به «جبهه پایداری» معرفی کردهاند.
این اعتراضها در شرایطی شکل گرفته که بخشی از جریانهای «اصولگرا» و حامیان حکومت در روزهای اخیر نسبت به توافق احتمالی با آمریکا هشدار داده و آن را مغایر با مواضع اعلامشده رهبر جمهوری اسلامی دانستهاند.
محمود نبویان، نایبرییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، از جمله منتقدان سرسخت این روند است. او با اشاره به مفاد گزارششده تفاهم احتمالی گفت که «آمریکا با این توافق به پیروزی کامل میرسد» و افزود واشینگتن تلاش میکند ابتدا مشکلات اقتصادی خود، از جمله قیمت نفت و بنزین، را حل کند و سپس بار دیگر به ایران حمله کند. او همچنین هشدار داد که ارسال «پیام ضعف» به آمریکا، خطر جنگ را افزایش میدهد.
ابراهیم رضایی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس نیز در شبکه اجتماعی ایکس از آنچه «سخاوتمندی مفرط» در مذاکرات خواند انتقاد کرد و نوشت این رویکرد باعث شده آمریکا تصور کند جمهوری اسلامی ضعیف شده و میتوان آن را تحت فشار قرار داد.
همزمان رسانهها و فعالان نزدیک به جریانهای حامی حکومت نیز به انتقاد از مذاکرات پرداختهاند. محمدجواد مولوی، از نویسندگان وبسایت حکومتی رجانیوز، در یادداشتی با اشاره به تاکید مقامهای دولتی بر «وحدت»، استدلال کرد که وحدت به معنای حمایت از هر توافقی نیست و توافقی که «شروط رهبر انقلاب» را تامین نکند، از سوی نیروهای انقلابی پذیرفته نخواهد شد.
رجانیوز همچنین بخشهایی از نامه ۳۸ تشکل بسیج دانشجویی دانشگاههای تهران خطاب به محمدباقر قالیباف را منتشر کرد که در آن از اصل مذاکره با آمریکا انتقاد شده و مسئولان متهم شدهاند که افکار عمومی را از روند مذاکرات کنار گذاشتهاند.
در همین حال، کیان عبداللهی، سردبیر خبرگزاری تسنیم، رسانه نزدیک به سپاه پاسداران، در گفتوگو با صداوسیمای جمهوری اسلامی احتمال دستیابی به یک توافق نهایی با آمریکا را «بسیار بسیار ضعیف» توصیف کرد. او گفت احتمال عهدشکنی آمریکا همواره وجود دارد و باید سناریوی حمله ناگهانی را نیز در نظر گرفت.
عبداللهی با این حال تاکید کرد که قضاوت درباره «توافق احتمالی» باید پس از انتشار متن آن انجام شود و «معیار اصلی، محتوای توافق، نحوه تفسیر آن و چگونگی اجرای تعهدات» خواهد بود. او هشدار داد اگر نتیجه توافق کاهش فشار بر آمریکا و افزایش آسیبپذیری ایران باشد، آن توافق دچار اشکال خواهد بود.
در مقابل این موج انتقادها، مقامهای نزدیک به دولت مسعود پزشکیان تلاش کردهاند معترضان را به ایجاد شکاف در صفوف حامیان حکومت متهم کنند. سیدمهدی طباطبایی، معاون ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر رییس دولت جمهوری اسلامی، در شبکه ایکس نوشت «کسی فریب وحدتشکنان را نمیخورد» و هشدار داد افرادی که با «مواضع تند به دنبال ایجاد تفرقه هستند، یا ناآگاهاند یا ماموریت دارند و باید با آنان برخورد قانونی شود.»
در این بین خبرگزاری میزان، رسانه وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، نیز با بازنشر بخشی از پیام مجتبی خامنهای که ۷ خرداد به مجلس ارسال شده بود، بر اهمیت «وحدت ملی» به عنوان یکی از مهمترین عوامل پیروزی در برابر «شیطان بزرگ» یاد کرد و یادآور شد که خامنهای از نخبگان سیاسی خواسته بود از اختلافات سیاسی پرهیز کنند.
روزنامههای جریانهای متفاوت حامی حکومت نیز در صفحه اول شمارههای خود به واکنش در مورد این اختلافنظرها پرداختند.
با این حال، تجمعهای اعتراضی در تهران و مشهد و انتقادهای آشکار برخی چهرههای اصولگرا نشان میدهد که حتی پیش از روشن شدن جزئیات تفاهم احتمالی میان تهران و واشینگتن، نشانههای شکاف و اختلاف نظر در میان بخشی از پایگاه سیاسی حامی جمهوری اسلامی آشکار شده است؛ شکافی که در صورت نهایی شدن هرگونه تفاهم یا توافق با آمریکا میتواند ابعاد گستردهتری پیدا کند.