تصاویری که برای بسیاری نه نشانه تغییر، بلکه بخشی از پروژهای تبلیغاتی برای بازسازی چهره حکومت به شمار میرود.
زن بیحجاب؛ قاب تازه تبلیغات حکومتی
از زمان آغاز جنگ و برگزاری راهپیماییها و تجمعهای شبانه حامیان حکومت، این نمایش رسانهای پررنگتر شده است؛ تصاویری که هم برای مخاطب داخلی طراحی شدهاند و هم برای بازتاب در رسانههای خارجی.
در این قابها، زنانی دیده میشوند که بدون حجاب اجباری در مراسم حضور دارند، اما بهعنوان حامیان جمهوری اسلامی معرفی میشوند؛ روایتی که حکومت میکوشد از طریق آن نشان دهد حتی بخشی از زنانی که به پوشش اجباری پایبند نیستند نیز همچنان در کنار نظام ایستادهاند.
این چرخش تبلیغاتی در حالی رخ میدهد که جمهوری اسلامی طی سالها حجاب را یکی از خطوط قرمز ایدئولوژیک خود معرفی کرده بود. علی خامنهای نیز بارها در سخنرانیهایش «کشف حجاب» را نه فقط یک ناهنجاری اجتماعی، بلکه «حرام شرعی و سیاسی» توصیف کرده و آن را بخشی از پروژه مقابله با جمهوری اسلامی دانسته بود.
حکومتی که طی ۴۷ سال گذشته زنان را بهدلیل نوع پوشش با بازداشت، شلاق، زندان و انواع فشارهای امنیتی و قضایی مواجه کرده و در مواردی نیز برخوردهای مرتبط با حجاب به جانباختن زنان انجامیده، اکنون در رسانههای رسمی خود زنانی با پوشش اختیاری را بهعنوان حامیان نظام نمایش میدهد.
واقعیت خیابان؛ فشار ادامه دارد
همین تناقض باعث شده بسیاری از زنان در ایران، تصاویر تازه رسانههای حکومتی را نه نشانه عقبنشینی، بلکه سوءاستفاده تبلیغاتی از زنان بدانند.
در هفتههای اخیر، همزمان با انتشار این تصاویر، گزارشهای متعددی از ارسال پیامکهای هشدار حجاب، ابلاغیههای قضایی و برخورد ماموران لباسشخصی با زنان منتشر شده است.
هرچند رسانههای حکومتی ارسال این پیامکها را تکذیب کردهاند، اما بسیاری از زنان، بهویژه در اصفهان، با انتشار تصاویر پیامکها و روایت تجربههای خود در شبکههای اجتماعی میگویند فشارها همچنان ادامه دارد.
یکی از این زنان میگوید: «صدای ما را برسانید. هرچه از جمهوری اسلامی پخش میشود، شو حکومتی است. حکومتی که سنگبنایش بر حجاب اجباری بوده، حالا از حق ما زنان سوءاستفاده میکند. واقعیت زندگی ما این است که بدون حجاب با تهدید، تحقیر و برخورد مواجه میشویم، نه اینکه حامی حکومت باشیم.»
«پرستوهای ولایی»؛ روایت مردم از زنان قاب تلویزیون
زن دیگری در اصفهان میگوید زنانی که با پوشش اختیاری مقابل دوربین صداوسیما ظاهر میشوند، در میان برخی مردم لقب «پرستوی ولایی» گرفتهاند: «اینها هر نقشی لازم باشد بازی میکنند؛ یک روز با چادر، یک روز با بلوز و شلوار، فقط برای اینکه نشان دهند جمهوری اسلامی هنوز طرفدار دارد.»
در رشت، یک دانشجو از تناقض میان واقعیت خیابان و تصویر رسانههای حکومتی میگوید: «ما وقتی به دانشگاه میرویم پیامک میگیریم که شئونات اسلامی را رعایت کنیم و تهدید به برخورد میشویم، اما همان حکومت در تلویزیونش زن بیحجاب نشان میدهد. برای ما دست حکومت رو شده، ولی عجیب است که بعضی رسانههای خارجی هم این تصاویر را بدون توجه به واقعیت داخل ایران بازنشر میکنند.»
روایت پول برای حضور مقابل دوربین
برخی روایتها حتی از تلاش سازمانیافته برای تولید این تصاویر حکایت دارد. زنی که سابقه بازداشت دارد میگوید چند روز پیش در خیابان، زنی محجبه با بازوبند پرچم جمهوری اسلامی به او نزدیک شده و پس از گفتوگویی طولانی، پیشنهاد داده در ازای حضور مقابل دوربین صداوسیما در یکی از تجمعهای شبانه، پول دریافت کند.
او میگوید: «گفت اگر امشب با همین سر و وضع بیایی و جلو دوربین حاضر شوی، سه میلیون تومان به حسابت واریز میکنند. آنقدر عصبانی شده بودم که دلم میخواست فریاد بزنم، اما همزمان میترسیدم بازداشت شوم. به دروغ گفتم مادر مریض دارم و رفتم، ولی هنوز بغضش در گلویم مانده است.»
از «زن، زندگی، آزادی» تا بازسازی چهره حکومت
این روایتها در جامعهای مطرح میشود که هنوز خاطره جانباختن ژینا امینی و اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» را فراموش نکرده است؛ اعتراضاتی که پس از مرگ او در بازداشت گشت ارشاد آغاز شد و در جریان سرکوب آن دهها زن دیگر نیز کشته شدند.
منتقدان میگویند دستاورد اجتماعی پرهزینه جنبش ۱۴۰۱، اکنون به ابزاری تبلیغاتی برای جمهوری اسلامی تبدیل شده است؛ حکومتی که میکوشد از تغییرات اجتماعی تحمیلشده از پایین، برای ترمیم تصویر آسیبدیده خود بهرهبرداری کند.
برای بسیاری از زنان ایرانی، مساله فقط چند تصویر تلویزیونی نیست، بلکه شکافی عمیق میان روایت رسمی حکومت و واقعیت روزمره زندگی زنان در ایران است؛ شکافی میان آنچه در قاب رسانههای حکومتی نمایش داده میشود و آنچه زنان هر روز در خیابان، مترو، دانشگاه و محل کار تجربه میکنند.
در یک سو، حکومت تلاش میکند تصویری نرمتر و منعطفتر از خود ارائه دهد و در سوی دیگر، همان ساختار امنیتی و قضایی همچنان زنان را بهدلیل نوع پوشش تحت فشار قرار میدهد.
به همین دلیل، منتقدان معتقدند جمهوری اسلامی در شرایطی که با بحران مشروعیت اجتماعی روبهروست، میکوشد از همان زنانی که سالها تحت فشار قرار داده، بهعنوان ابزار تازهای برای بازسازی چهره خود استفاده کند؛ نمایشی که بهگفته بسیاری از زنان، فاصلهای عمیق با واقعیت زندگی روزمره در ایران دارد.