بقائی، سخنگوی وزارت خارجه: نمیتوانیم تجاوزهای آمریکا را فراموش کنیم
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی، گفت تهران در فضای بیاعتمادی و سوءظن شدید نسبت به ایالات متحده مذاکره میکند و افزود ما نمیتوانیم تجاوزهای بیدلیل آمریکا علیه جمهوری اسلامی را فراموش کنیم.
او افزود: «بر اساس تجربه گذشته، تصمیم گرفتیم زمانی را برای مسائلی که قبلا ثابت شده آنقدر پیچیده هستند که نتوانستیم به توافق برسیم، تلف نکنیم.»
افزایش شدید قیمت کالاهای اساسی و مصرفی در ایران، به گفته شهروندان، فشار اقتصادی بیسابقهای بر زندگی روزمره وارد کرده و توان خرید بسیاری از خانوادهها را به شدت کاهش داده است.
بر اساس پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال، هزینههای معمول زندگی در ماههای اخیر به شکل قابل توجهی افزایش یافته است.
یک شهروند از کرمان گفت هزینه ثابت سوپرمارکتی او که تا پیش از این حدود ۳۵۰ هزار تومان در هر نوبت خرید بود، اکنون با حدود ۲.۵ برابر افزایش، به ۸۰۰ هزار تومان رسیده است.
بر اساس دادههای رسمی، تورم نقطه به نقطه در فروردین به ۷۳.۵ درصد رسیده است.
خبرگزاری ایلنا سهشنبه ۱۵ اردیبهشت گزارش داد تورم سالانه اقلام خوراکی، بر اساس دادههای رسمی، بین ۱۱۷ تا ۱۶۵ درصد است.
فرامرز توفیقی، فعال کارگری، در گفتوگو با ایلنا این عدد را «عجیب» خواند اما یادآوری کرد دادههای میدانی نشان میدهند تورم واقعی خوراکیها در عرض یک سال بیش از ۲۰۰ درصد بوده است.
افزایش قیمت مواد غذایی یکی از اصلیترین محورهای نگرانی شهروندان است.
یک مخاطب گزارش داد هزینه خرید ۱۰ روزه برای یک خانواده دو نفره به ۱۱ میلیون تومان رسیده است.
به گفته او، گوشت و آجیل بیشترین سهم را در این افزایش قیمت داشتهاند.
شهروندی از زاهدان که در حوزه فروش فعالیت دارد، گفت لوبیا با قیمت کیلویی ۴۵۰ هزار تومان به فروش میرسد.
گزارشهای مشابهی از شهرهای دیگر نیز به دست ایراناینترنشنال رسیده است.
مخاطبی ساکن پاکدشت از پرداخت یک میلیون تومان برای یک مرغ و یک تن ماهی خبر داد و گفت در کنار مواد خوراکی، هزینه کانفیگ برای دور زدن فیلترینگ نیز به شکل چشمگیری افزایش یافته است.
یک شهروند فعال در صنف پخش مواد غذایی با اشاره به افزایش روز به روز قیمتها، گفت بهای تن ماهی به ۳۵۰ هزار تومان رسیده و مردم و فروشندگان دیگر توان خرید ندارند.
قیمت یک کیلوگرم مرغ ماشینی حدود ۲۹۰ هزار تومان و گوشت گاو یا گوساله حدود یک میلیون و ۵۴۰ هزار تومان است.
در گزارش شهروندان به قیمت برخی مواد غذایی دیگر نیز اشاره شده است؛ از جمله بسته ۷۵۰ گرمی ماکارونی حدود ۶۴ هزار تومان، روغن جامد چهار کیلویی با قیمت دو میلیون و ۳۰۰ هزار تومان، نوشابه کوچک ۸۰ هزار تومان، کنسرو لوبیا ۱۲۰ هزار تومان، تخممرغ دانهای ۲۵ هزار تومان و کرانچی ۸۰ هزار تومان.
به گفته یک مخاطب، صبحانه یک خانواده شامل پنیر، شیر، شکر و چند عدد تخممرغ، حدود ۵۰۰ هزار تومان آب میخورد.
شهروند دیگری در همین زمینه گفت: «برای صبحانه یک بسته بیسکویت و یک پاکت کوچک شیر خریدم، شد ۱۹۰ هزار تومان. به عنوان یک جوان، امیدی به آینده برایم باقی نمانده است.»
اکو ایران نیز ۱۵ اردیبهشت در گزارشی نوشت هزینه سبد حداقل خوراک برای یک نفر در فروردین امسال حدود هفت میلیون تومان بوده که نسبت به مدت مشابه سال گذشته، بیش از دو برابر شده است.
چند مخاطب اشاره کردند با این شرایط، تامین مایحتاج اولیه زندگی برای کارگران بسیار دشوار شده است.
برخی شهروندان به افزایش گسترده قیمت کالاهایی اشاره کردهاند که به مواد پتروشیمی وابستهاند.
به گفته یک شهروند از تبریز، بهای هر محصولی که به نوعی به پلاستیک، سوخت یا فرآیندهای پتروشیمی مرتبط بوده، چند برابر شده است.
افزایش قیمت اقلام ساده نیز قابل توجه است؛ از جمله بطریهای آب معدنی و کیسههای پلاستیکی مصرف که اکنون با قیمتهای چند برابری عرضه میشوند.
بر اساس گزارش شهروندان در هفتههای اخیر، نانواییها عموما از مشتریان میخواهند با خودشان کیسه خرید ببرند. در غیر اینصورت، هر کیسه پلاستیکی را با قیمت حدود شش هزار تومان میفروشند.
از سوی دیگر، به گفته یک مخاطب، سوپرمارکتها که پیشتر لیوان یکبار مصرف را رایگان ارائه میدادند، اکنون آن را دانهای ۱۲ هزار تومان میفروشند.
قیمت فروش عمده این لیوان دو هزار تومان است.
نمونههای عینی این افزایش قیمتها در مواردی اینچنینی دیده میشود: یک بطری آب معدنی کوچک به ۲۰ هزار تومان و بطری آب معدنی بزرگ به ۵۰ هزار تومان رسیده است.
به گفته یک شهروند، قیمت دستکش لاتکس از دانهای هزار تومان، بسته به جنس و فروشنده، به ۱۰ تا ۲۰ هزار تومان افزایش یافته است.
پیامهای رسیده نشان میدهند بسیاری از شهروندان ناچار به تغییر الگوی خرید و مصرف خود شدهاند.
برخی مخاطبان گفتند مواد شوینده مانند صابون را بهصورت تکی خریداری میکنند.
به گفته یک مخاطب، قیمت مایع شوینده لباس از حدود ۳۰۰ هزار تومان به ۶۰۰ هزار تومان افزایش یافته است.
شهروندی به قیمت ۸۵ هزار تومانی خودکار آبی و مخاطبی دیگر به قیمت ۶۵۰ هزار تومانی بسته پوشک اشاره کرد.
افزایش قیمتها تنها به کالاهای مصرفی محدود نشده و بر سایر حوزهها و مشاغل نیز تاثیر گذاشته است.
یک شهروند فعال در حوزه موسیقی گفت بهدلیل هزینههای بالای تعمیر ساز، فعالیت گروه آنها متوقف شده است.
به گفته او، قیمت یک استیک درامز به چهار میلیون تومان رسیده است.
شهروند دیگری خود را کشاورز معرفی کرد و گفت نوار تیپ از ۴۰۰ هزار به سه میلیون و کود از ۸۰۰ هزار به بیش از ۱۰ میلیون تومان رسیده است.
افزایش هزینههای نگهداری خودرو و سایر خدمات نیز به فشارهای اقتصادی افزوده است.
به گفته یک شهروند، هزینه تعویض فیلتر هوا و روغن یک خودروی معمولی که پیشتر حدود یک میلیون تومان بود، اکنون به دو میلیون و ۲۰۰ هزار تومان رسیده است.
هزینه خدمات دندانپزشکی که تا پیش از گرانیهای اخیر نیز فشاری سنگین بر بخش بزرگی از جامعه وارد میکرد، اکنون به گفته شهروندان «کمرشکن» شده است.
یک شهروند از پرداخت ۱۲ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان برای عصبکشی یک دندان، پنج میلیون تومان برای پر کردن و ۱۰ میلیون تومان برای روکش دندان خبر داد.
هزینه بیش از ۲۷ میلیون تومانی یک دوره درمان دندان در حالی است که حقوق ماهانه این شهروند بهعنوان یک کارمند عادی در بخش خصوصی، حدود ۲۵ میلیون تومان است.
افزایش قیمت دارو و خدمات درمانی نیز از دیگر موضوعات مطرح شده در پیامهای مردمی است.
یک شهروند از قم گفت قیمت داروهای معمولی مانند استامینوفن کدئین تا سه برابر افزایش یافته و در عین حال، بسیاری از آنها در داروخانهها موجود نیستند.
پیشتر اطلاعاتی درباره رشد چند برابری قیمت داروهای بیماران مبتلا به سرطان، انسولین و همچنین مکملهای دارویی به دست ایراناینترنشنال رسیده بود. بررسی بهای حدود ۲۰۰ قلم دارو نشان داد این افزایش قیمت به ۳۸۰ درصد هم رسیده است.
همزمان با افزایش نگرانیها درباره نقش حکومت ایران در دامن زدن به یهودستیزی، کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، هشدار داد تلاشهای جمهوری اسلامی برای بیثبات کردن جامعه بریتانیا «تحمل نخواهد شد.»
او گفت دولت بریتانیا در حال بررسی این موضوع است که آیا دولتهای خارجی در حملات اخیر علیه جامعه یهودیان در بریتانیا دست دارند یا نه.
استارمر افزود در صورت اثبات نقش جمهوری اسلامی در این حملات، تهران با «پیامدهایی» روبهرو خواهد شد.
نخستوزیر بریتانیا ادامه داد: «پیام ما به ایران یا هر کشور دیگری که ممکن است در پی دامن زدن به خشونت، نفرت یا تفرقه در جامعه باشد، این است که چنین رفتاری تحمل نخواهد شد.»
صدونوزدهمین هفته کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، سهشنبه، ۱۵ اردیبهشت، با اعتصاب غذای زندانیان عضو این کارزار در ۵۶ زندان کشور ادامه یافت. اعضای این کارزار در بیانیهای اعلام کردند افزایش اعدامها در ایران نتیجه تسلیم دستگاه قضایی در برابر نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی است.
در این بیانیه با اشاره به ادامه اعدامها در هفته گذشته تاکید شده اعدامها محدود به زندانیان سیاسی نیست، اجرای احکام اعدام برای زندانیان با اتهامات دیگر نیز افزایش یافته و بسیاری از بازداشتشدگان اعتراضات اخیر همچنان در معرض خطر اعدام قرار دارند.
اعضای این کارزار اظهارات اخیر غلامحسین محسنی اژهای، رییس قوه قضاییه را تهدیدی علیه مخالفان اعدام دانسته و نوشتهاند این مواضع به تشدید سرکوب و افزایش اجرای احکام اعدام انجامیده است.
در بخش دیگری از بیانیه آمده است شماری از زندانیان زن در اوین پس از سر دادن شعار علیه اعدام، از ملاقات و تماس محروم شدهاند. این کارزار از نهادهای حقوق بشری و جامعه جهانی خواست برای توقف اعدامها و نجات جان زندانیان در ایران اقدام فوری کنند.
شبکه تلویزیونی الحره گزارش داد حمله اسفندماه اسرائیل به هتل «رامادا پلازا» در بیروت که به کشته شدن چهار افسر سپاه انجامید، ابعاد تازهای یافته است.
منابع قضایی اعلام کردهاند افسران کشتهشده سپاه با گذرنامههای لبنانی معتبر، اما با هویتهای جعلی وارد این کشور شده بودند.
همچنین در اتاق آنها چندین گذرنامه دیگر و مدارکی مربوط به رزرو هتل موونپیک برای گروهی دیگر از نیروهای سپاه کشف شده است.
به گزارش الحره، تحقیقات از وجود شبکهای پیچیده برای جعل اسناد در نهادهای رسمی لبنان حکایت دارد.
یک نماینده پارلمان لبنان نیز از صدور گذرنامه با نامهای مستعار خبر داد و گفت اسنادی در اختیار دارد که نشان میدهد این مدارک برای تسهیل تردد اعضای سپاه پاسداران و حزبالله مورد استفاده قرار گرفتهاند.
حاکمیت برای نیل به اهداف خود، جنگ را بهترین حربه میداند و آنقدر برایش اهمیت دارد که حتی کودکان را نیز در این مسیر دخیل میکند. چرخه بیماری که از انقلاب ۵۷ و با شروع جنگ هشت ساله با عراق آغاز شد، هنوز هم ادامه دارد.
جمهوری اسلامی از دوران کودکسربازها تا امروز، از نوجوانان برای مشروعیتبخشی به ایجاد فضای جنگی بهره برده است و از کودکان کشته شده نیز بهرهبرداری تبلیغاتی میکند.
دهه ۶۰، کلید پلاستیکیِ بهشت را بر گردن کودکسربازها انداختند و آنها را به میدان مین فرستادند و امروز نوجوانان را به حضور در ایستهای بازرسی خیابانها تشویق میکنند. دانشآموزانی را که در میناب هدف موشک قرار گرفتند و جان باختند، در دیوارنگارهای در مشهد، در نمایشهای خیابانی، در کتابهای درسی و در بازیهای ویدیویی به عنوان «شهیدان راه خدا» بازآفرینی میکنند.
در همه این داستانها، کودکان همواره یکی از ابزارهای تبلیغاتی نظام جمهوری اسلامی بودهاند: کودک، در خدمت جنگ.
این روزها، در حالی که هنوز خاکستر حملات جنگ بر شهرهای ایران سنگینی میکند، انستیتو ملی بازیسازی ایران، زیرمجموعه بنیاد ملی بازیهای رایانهای، نخستین گیمجم سال جاری خود را با موضوع «کودک و جنگ» برگزار میکند.
از بازیسازان خواسته شده است تجربه جنگ و کودکی را در قالب بازی ویدیویی ارائه دهند.
این، تازهترین حلقه از زنجیرهای طولانی است که نظام جمهوری اسلامی در آن، کودکان را به ماده خام مشروعیتبخشی به جنگ بدل میکند.
کلید پلاستیکی بهشت
با نگاهی به الگوی حاکمیتی جمهوری اسلامی، میبینیم که از همان نخستین سالهای پس از انقلاب، کودکان به عنوان ابزار به خدمت گرفته شدهاند. الگویی که در دهه ۶۰ و در میانه جنگ هشت ساله، به عریانترین شکل خود رسید.
مدارس، ضمیمهای از جبهه شدند. هر هفته، قلکهای پلاستیکی به شکل نارنجک دستی میان دانشآموزان توزیع میشد و هفته بعد، پر از سکه و اسکناس، بازمیگشت.
شکل قلک تصادفی نبود. نخستین تصویری که نظام میخواست با کودکی پیوند بزند، نارنجک بود. در عین حال، دانشآموزان موظف بودند برای رزمندگان در جبهه نامه بنویسند؛ و آموزش شهادت در مدارس جایگاه ویژهای داشت.
اوج این الگو، حسین فهمیده بود. نوجوانی ۱۳ ساله که در آبان ۱۳۵۹ در خرمشهر، با نارنجک به زیر تانک عراقی رفت. روحالله خمینی او را «رهبر» نامید. تصویرش به دیوار هر مدرسهای رسید و در پی او، هزاران نوجوان بسیجی، به میدان مین فرستاده شدند تا با تن خود، راه را برای رزمندگان بزرگسال باز کنند. افسانهای که کارکردش تنها ابزارسازی از کودکان برای مشروعیتبخشی به جنگ بود.
نوجوانان در ایستهای بازرسی کمیته انقلاب اسلامی هم حضور داشتند. در گشتهای خیابانی شرکت میکردند. در صف اول نمازجمعه مینشستند و حکومت اصرار داشت جبهه مردمی انقلاب را به صفوف به هم پیوستهای تشبیه کند که کودکان جزیی از آن باشند.
قدیسسازی از قربانی
چهار دهه بعد، جمهوری اسلامی همچنان علاقه دارد کودکان و نوجوانان را در خط مقدم مبارزه حفظ کند. در همین جنگ اخیر، نوجوانانی در ایستهای بازرسی شهرها مستقر شدند و هدف پهپاد قرار گرفتند. اما در کنار این، چیز دیگری هم رخ میدهد: کودکانی که خود قربانی جنگ شدهاند، به ماده خام روایت تبدیل میشوند.
در ۹ اسفند ۱۴۰۴ و با آغاز جنگ، مدرسه شجره طیبه میناب هدف حمله موشکی قرار گرفت. تعداد زیادی از دانشآموزان کشته شدند. این جنایتی است که باید یادآوری شود، باید ثبت شود، باید پاسخگو داشته باشد. اما آنچه نظام جمهوری اسلامی بر روی این جنایت بنا میکند، چیز دیگری است: ماشین قدیسسازی.
در دیوارنگارهای، چهره کودکان میناب را رونمایی و آنجا را به «پاتوق فرهنگی» کودکان مشهد تبدیل کردهاند. جایی که کارگاه «تبیینی» دفاع مقدس برای کودکان برگزار میشود.
از طرفی، وزیر آموزش و پرورش، ورود روایت میناب به کتابهای درسی را اعلام میکند و از سوی دیگر، بهمن کارگر، سردار سپاه پاسداران، پیشنهاد میکند مدرسه میناب به یادمان دائمی در مسیر «راهیان نور» تبدیل شود.
حالا، حرف گیمجم «کودک و جنگ» است، تا روایت میناب به نسل گیمر هم برسد و کودک کشتهشده، در قالب کاراکتر بازی، باز هم بازآفرینی شود.
وقتی چهره کودک کشتهشده بر دیواری نقش میبندد، وقتی در کتاب درسی به اسطوره تبدیل میشود، وقتی در بازی ویدیویی شخصیتپردازی میشود، حکومت پیامی برای جامعه میفرستد: مرگ این کودک، چیزی بزرگتر از مرگ بود. مرگش، شهادت بود. و شهادت، اشتیاقبرانگیز است.
این همان منطق دهه ۶۰ است، با ابزار تازه. آن دوران، با تصویر حسین فهمیده، نسلی به جبهه فرستاده شد. این دوران، با چهره کودکان میناب، نسلی برای جنگ بعدی تربیت میشود.
ابزارسازی از کودک
بذری که در دهه ۶۰ با نامهنگاری و بازی احساسیِ مشارکت کودک در جنگ با قلک نارنجک پلاستیکی شروع شد، حالا به مرحله نوینی رسیده است.
نظام امروز با گیمجم «کودک و جنگ» ادامه میدهد. بین این دو، نه تنها فاصله فناوری است، که فاصله شکل ابزارسازی از کودکی هم هست.
کودک ایرانی، در همه این چهار دهه، به عنوان کودک دیده نشده و تنها ابزاری برای مقدسسازی جنگ و خشونت برای نظام جمهوری اسلامی بوده است. نظامی که حتی حق کودک بودن را از کودکان ایران دریغ کرده است.