دونالد ترامپ: به افتخار پادشاه و ملکه بریتانیا تعرفههای ویسکی اسکاتلند را لغو میکنم
ترامپ گفت به افتخار پادشاه و ملکه بریتانیا تعرفهها و محدودیتهای مرتبط با همکاری اسکاتلند و ایالت کنتاکی در صنعت ویسکی و بوربن را لغو میکند.
او این اقدام را تقویتکننده تجارت، بهویژه در زمینه بشکههای چوبی، دانست و حضور پادشاه و ملکه در آمریکا را افتخاری بزرگ خواند.
روزنامه والاستریت ژورنال، پنجشنبه ۱۰ اردیبهشت، در گزارشی تحلیلی به ابعاد خروج امارات از سازمان اوپک پرداخت و نوشت این کشور با خروج از سایه عربستان سعودی و تقویت همکاریهای امنیتی بیسابقه با اسرائیل، در حال ترسیم نظم سیاسی جدیدی در منطقه است.
این روزنامه نوشت که تصمیم امارات فراتر از یک موضوع اقتصادی است و زنگ خطر را برای نظم ژئوپلیتیک قدیمی خاورمیانه به صدا درآورده است.
جنگ با جمهوری اسلامی، گسلهای سیاسی قدیمی میان جهان عرب و اسرائیل را از بین برده است.
اکنون امارات متحده عربی بهعنوان مرکز مالی خلیج فارس، همکاریهای امنیتی خود را با اسرائیل بهشکل چشمگیری گسترش داده است.
اسرائیل برای نخستین بار فناوری دفاع موشکی «گنبد آهنین» را به همراه نیروهای عملیاتی خود به امارات اعزام کرده است.
این سطح از همکاری نظامی میان یک کشور عربی و اسرائیل تا چند سال پیش غیرممکن به نظر میرسید. امارات با این اقدام قصد دارد موازنه راهبردی در منطقه را حتی از طریق قدرت نظامی تغییر دهد.
امارات متحده عربی از فرصت جنگ استفاده کرد تا از زیر سایه همسایه بزرگتر خود، یعنی عربستان سعودی، خارج شود.
مقامات اماراتی اعلام کردند که منافع ملی آنها در اولویت قرار دارد. خروج از اوپک دقیقا زمانی اعلام شد که سران کشورهای خلیج فارس در عربستان برای نمایش اتحاد گرد هم آمده بودند.
این اقدام پیامی روشن به ریاض بود که ابوظبی دیگر پیرو سیاستهای جمعی نیست.
امارات دلایل اقتصادی محکمی نیز برای این جدایی دارد. سهمیهبندیهای اوپک حدود ۳۰ درصد از ظرفیت تولید نفت این کشور را مسدود کرده بود.
امارات میخواهد با افزایش سریع تولید نفت، درآمدهای خود را برای جبران خسارات ناشی از جنگ تقویت کند.
همچنین این کشور قصد دارد سرمایههای خود را صرف ساخت خط لولههایی کند که تنگه هرمز را دور میزنند.
حملات جمهوری اسلامی به زیرساختهای امارات، نگاه رهبران این کشور را نسبت به متحدانشان تغییر داد.
تهران در طول درگیریها حدود ۲۸۰۰ پهپاد و موشک به سمت امارات شلیک کرد. رهبران امارات از رویکرد محافظهکارانه عربستان و عمان در برابر این حملات خشمگین هستند.
انور قرقاش، مشاور دیپلماتیک حاکم امارات، موضع شورای همکاری خلیج فارس را «ضعیفترین در تاریخ» توصیف کرد.
در حالی که عربستان به دنبال مسیرهای دیپلماتیک برای کاهش تنش با تهران بود، امارات اقدامات سختگیرانهای را آغاز کرد.
ابوظبی نهادهای ایرانی را تعطیل کرد و منابع مالی و داراییهای این کشور را تحت فشار قرار داد.
جاهطلبیهای نظامی و استراتژیک «اسپارت کوچک»
محمد بن زاید، رییس امارات، کشورش را به یک قدرت نظامی تبدیل کرده است که ابایی از بهکارگیری سلاح برای پیشبرد اهدافش ندارد.
جیمز ماتیس، وزیر دفاع سابق آمریکا، بهدلیل توان نظامی بالای این کشور نسبت به جمعیتش، به آن لقب «اسپارت کوچک» داده بود.
امارات اکنون به جای تکیه بر ائتلافهای عربی، بر مشارکت با آمریکا و رابطه عمیق با اسرائیل متمرکز شده است.
کارشناسان معتقدند محمد بن زاید بهدنبال ایفای نقشی مستقل و بزرگ در سیاست بینالملل است.
خروج از اوپک و نهادهای سنتی عربی، نشاندهنده تولد اماراتی است که دیگر با قالبهای قدیمی خاورمیانه سازگار نیست.
این کشور ترجیح میدهد به جای حرکت در سایه دیگران، خود به قطب جدید قدرت و امنیت در منطقه تبدیل شود.
در پی تشدید حملات متقابل حزبالله و ارتش اسرائیل، سطح تنشها در منطقه بار دیگر افزایش یافته و آتشبس شکننده در لبنان بیش از پیش در معرض فروپاشی قرار گرفته است.
پایگاه خبری تایمز اسرائیل پنجشنبه ۱۰ اردیبهشت گزارش داد در پی حمله پهپادی حزبالله به یک موضع توپخانهای ارتش اسرائیل در نزدیکی شهرک مرزی شومرا در شمال این کشور، ۱۲ سرباز زخمی شدند.
ارتش اسرائیل جراحات دو سرباز را «متوسط» اعلام کرد و افزود سایر نیروها جراحات سطحی برداشتهاند و در وضعیت عمومی خوبی قرار دارند.
به گفته منابع نظامی، این پهپاد که از خاک لبنان به پرواز درآمده بود، به یک خودرو حامل مهمات اصابت کرد و موجب آتشسوزی شد. در پی این حادثه، چندین گلوله توپ نیز در محل منفجر شدند.
این خودرو از نوع ام۵۴۸ است که در ارتش اسرائیل با نام «آلفا» شناخته میشود و برای جابهجایی مهمات توپخانهای به کار میرود.
ارتش اسرائیل در حال بررسی این موضوع است که آیا پهپاد مهاجم با استفاده از کابل فیبر نوری هدایت شده است یا خیر. این فناوری در برابر جنگ الکترونیک مقاوم است.
حزبالله در هفتههای اخیر بارها از چنین پهپادهایی در حملات خود علیه نیروهای اسرائیلی در جنوب لبنان استفاده کرده است.
تایمز اسرائیل در ادامه نوشت ارتش این کشور ۱۰ اردیبهشت در سه نوبت برای مقابله با پهپادهای حزبالله که بر فراز محل استقرار نیروهای اسرائیلی در جنوب لبنان به پرواز درآمده بودند، از موشکهای رهگیر استفاده کرد.
به گفته ارتش اسرائیل، اکثر این پرتابهها ساقط شدند.
دو شهروند اسرائیلی در نزدیکی مرز لبنان، ۱۰ اردیبهشت
حملات مرگبار اسرائیل به جنوب لبنان
ارتش اسرائیل ۱۰ اردیبهشت با صدور هشداری فوری از ساکنان هشت شهر لبنان که خارج از «منطقه حائل» قرار دارند، خواست خانههای خود را ترک کنند. این هشدار در آستانه انجام حملات صادر شد.
«منطقه حائل» در جنوب لبنان پس از آغاز درگیریهای اخیر در کنترل نیروهای اسرائیلی قرار گرفت. با وجود اعلام و تمدید آتشبس میان حزبالله و اسرائیل، درگیریها همچنان بهطور کامل متوقف نشده و تنشها ادامه دارد.
وزارت بهداشت لبنان ۱۰ اردیبهشت اعلام کرد حملات اسرائیل به جنوب لبنان ۹ کشته بر جا گذاشت که در میان آنها دو کودک و پنج زن دیده میشوند.
در این حملات همچنین ۲۳ نفر، از جمله هشت کودک و هفت زن، زخمی شدند.
جوزف عون، رییسجمهوری لبنان، با انتشار بیانیهای «نقض مستمر» آتشبس از سوی اسرائیل را محکوم کرد و خواستار اعمال فشار بینالمللی بر این کشور برای «توقف حملات به غیرنظامیان و نیروهای امدادی» شد.
در این بیانیه آمده است: «ضروری است بر اسرائیل فشار وارد شود تا به قوانین و کنوانسیونهای بینالمللی پایبند باشد و از هدف قرار دادن غیرنظامیان، امدادگران، نیروهای دفاع مدنی و سازمانهای بشردوستانه و درمانی دست بردارد.»
در سوی دیگر، اسرائیل نیز بارها حزبالله را به نقض آتشبس متهم کرده است. این گروه نیابتی جمهوری اسلامی در روزهای اخیر بارها مناطق شمالی اسرائیل و نیروهای اسرائیلی مستقر در جنوب لبنان را هدف قرار داده است.
بر اساس مفاد توافق آتشبس، ارتش اسرائیل مجاز است در برابر «تهدیدهای فوری» واکنش نشان دهد.
ادامه تنشها در لبنان همزمان با تشدید اختلافات میان دولت لبنان و حزبالله، چشمانداز مذاکرات صلح میان لبنان و اسرائیل را با ابهامهای جدی مواجه کرده است.
روزنامه هاآرتص پیشتر گزارش داده بود خلع سلاح حزبالله گره اصلی در مذاکرات میان لبنان و اسرائیل به شمار میرود.
در دل شبهای پر دود شیکاگو، جایی که کارخانهها مثل اژدهای آهنین نفس میکشیدند، کارگرانی با دستهای پینهبسته و چشمان خسته از ۱۲ تا ۱۴ ساعت کار بیوقفه، فریاد میزدند: «هشت ساعت کار، هشت ساعت تفریح، هشت ساعت استراحت.»
این شعار در اواخر قرن نوزدهم نه یک درخواست ساده، بلکه یک انقلاب در مفهوم «زمان انسانی» بود. سرمایهداران زمان را به کالا تبدیل کرده بودند؛ کارگران میخواستند آن را پس بگیرند.
چهارم مه ۱۸۸۶، میدان هیمارکت به نقطه عطف تاریخ تبدیل شد. ابتدا فقط یک تظاهرات مسالمتآمیز برای هشت ساعت کار در حال برگزاری بود، اما ناگهان همه چیز دگرگون شد.
پلیس به صفوف کارگران حمله برد، گلولهها بارید و خون روی سنگفرشها جاری شد. هشت رهبر آنارشیست و سوسیالیست که بسیاریشان مهاجرانی از اروپا بودند، بهسرعت محاکمه و چهار نفر از آنها اعدام شدند.
اما این خونها بیثمر نماند. یک سال بعد، در کنگره بینالمللی دوم سوسیالیستها در پاریس، اول ماه مه بهعنوان روز جهانی کارگر و یادمان «شهدای هیمارکت» به رسمیت شناخته شد.
از آن روز، این تاریخ به نمادی جهانی از نبرد نابرابر «کار» در برابر «سرمایه» بدل شد؛ نمادی که مرزها را درنوردید و به دورترین نقاط جهان رسید.
مهاجران باکو، مشروطه و ورود آتشین روز کارگر به ایران
ایده روز کارگر به ایران نه از کتابهای تئوریک کتابخانهها، بلکه از دل دود کورههای نفت باکو و عرق کارگران مهاجر ایرانی وارد شد.
اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، هزاران کارگر ایرانی، اغلب از شمال و آذربایجان، برای کار در میادین نفتی و کارخانههای باکو که آن زمان بخشی از امپراتوری روسیه بود، راهی قفقاز شدند.
آنجا، در میان سکوهای نفتی و کارگاههای صنعتی، با جریانهای سوسیالیستی، آنارشیستی و بعدها بلشویکی روبهرو شدند و ایده مبارزه طبقاتی، حق اعتصاب، سندیکا و روز اول مه در ذهنشان شعله کشید.
اولین جرقهها حتی پیش از مشروطه زده شد: ۱۱ اردیبهشت ۱۲۷۹، فقط ۱۳ کارگر ایرانی در باکو بهصورت مخفیانه نخستین مراسم روز کارگر را برگزار کردند، مراسمی کوچک اما نمادین.
با پیروزی انقلاب مشروطه، این ایده از مرزهای شمالی به سراسر ایران سرایت کرد. کارگران مهاجر بازگشته، افکار غربی و سوسیالیستی را با خود آوردند و نهضت سندیکایی را پایه گذاشتند.
نخستین اتحادیههای کارگری در چاپخانهها، کارگاههای کوچک تولیدی و بخش دولتی شکل گرفت. کارگران نفت، راهآهن و چاپخانهداران اولین تجمعات را سازمان دادند.
نخستین مراسم علنی و باشکوه روز کارگر در ایران ۱۱ اردیبهشت ۱۳۰۰ به ابتکار «شورای مرکزی فدراسیون سندیکای کارگری» در تهران برگزار شد. سال بعد، تظاهراتی پرشور در خیابانهای تهران راه افتاد که هزاران کارگر را به خیابان کشاند.
اوج این حرکت در سال ۱۳۰۸ بود: اعتصاب تاریخی ۱۴ هزار کارگر نفت آبادان در روز اول مه، به رهبری چهرههایی مثل یوسف افتخاری، علی امید، رحیم همداد، رمضان کاوه و زهرا لرستانی بختیاری.
مطالباتشان ساده اما انقلابی بود: کاهش ساعات کار، بیمه بیکاری و حوادث، حق تشکل، مسکن، دستمزد عادلانه و به رسمیت شناختن روز اول مه.
در این سالها، نظمیه با سختگیری جلوی هر تجمعی را میگرفت و فعالان چپ را زیر فشار قرار میداد. پس از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سقوط محمد مصدق، اتحادیههای مستقل بیش از پیش محدود شدند.
در سالهای بعد، حکومت محمدرضا شاه پهلوی تلاش کرد این روز را دولتی کند و سازمان «کارگران ایران» راهاندازی شد.
هرچند در سخنرانیهای روز کارگر از «سهیم کردن کارگرها در سود کارخانهها» گفته میشد، اما شکاف عمیق با کارگران هرگز پر نشد.
پس از انقلاب ۵۷؛ از شوراهای کارگری پرشور تا سرکوب نهادی
انقلاب ۱۳۵۷ ابتدا برای جنبش کارگری امیدبخش بود. کارگران نقشی محوری در انقلاب داشتند: اعتصاب سراسری کارگران نفت در تیر ۱۳۵۷، اقتصاد را فلج کرد و به سقوط حکومت سرعت بخشید.
از دل کمیتههای اعتصاب مخفی، «شوراهای کارگری» در کارخانهها، پالایشگاهها و کارگاهها شکل گرفت. کارگران برای مدتی کوتاه مدیریت تولید، توزیع و حتی امنیت کارخانهها را به دست گرفتند.
۱۱ اردیبهشت ۱۳۵۸، نخستین روز کارگر پس از انقلاب برگزار شد: صدها هزار نفر در تهران جمع شدند. فضا هنوز باز بود و گروههای چپ و کارگری، فعال بودند.
اما با تثبیت قدرت جمهوری اسلامی، نگاه نهادهای امنیتی به هر تشکل مستقل کارگری تغییر کرد. شوراهای کارگری یا سرکوب شدند یا به «شوراهای اسلامی کار» تبدیل شدند.
به سندیکای کارگران پروژهای و بیکار با هزاران عضو در آبادان، تهران و شیراز حمله شد و اسناد آن به غارت رفت.
«خانه کارگر» بهعنوان نهاد رسمی و وابسته به حکومت شکل گرفت و عملا جایگزین اتحادیههای مستقل شد. قانون جدید کار حق اعتصاب و تشکل مستقل را محدود کرد و بهجای سندیکا، «شوراهای اسلامی» را تحمیل کرد.
امروز، بیش از چهار دهه بعد، موانع ساختاری عمیقتر از همیشهاند: در حالی که در کشورهای دموکراتیک، اتحادیههای قدرتمند مراسم باشکوه و مستقل برگزار میکنند، در ایران هرگونه تجمع بدون مجوز رسمی، «اقدام امنیتی» به شمار میرود. فعالان کارگری اغلب با بازداشت، زندان یا اخراج روبهرو میشوند.
مطالبات اصلی کارگران شامل پرداخت حقوقهای معوقه، افزایش حداقل دستمزد متناسب با تورم لجامگسیخته، ایمنی کار در کارخانهها و معادن، و مقابله با بیکاری، با برچسب «سیاسی» سرکوب میشوند.
در مقابل، مراسم رسمی خانه کارگر بیشتر به نمایش وفاداری و شعارهای حکومتی تبدیل شده است.
کارگران ایرانی اما با انتشار بیانیههای صنفی آنلاین، کمپینهای مجازی در شبکههای اجتماعی، تجمعات مقابل وزارت کار یا کارخانهها مثل اعتراضات کارگران هفتتپه، فولاد اهواز یا پتروشیمیها و اعتصابات، اعتراض خود را نشان میدهند.
اول ماه مه، همچنان صدای کسانی را بلند میکند که روزی ۱۰ تا ۱۲ ساعت کار میکنند تا چرخ اقتصاد بچرخد، اما اغلب حتی حق اعتراض مسالمتآمیز هم از آنان دریغ میشود.
داستان هیمارکت تمام نشده؛ فقط مکان و صحنهاش از شیکاگو به تهران، آبادان و دیگر شهرهای صنعتی ایران، تغییر کرده است.
مقامات اروپایی اعلام کردند آمار دقیقی از میزان سوخت موجود در مخازن این قاره ندارند و این «نقطه کور» اطلاعاتی، مانعی در راه تصمیمگیریهای اضطراری شده است.
نشریه پولیتیکو شامگاه چهارشنبه ۹ اردیبهشت در گزارشی به بررسی چالش جدی اتحادیه اروپا در شناسایی میزان سوخت موجود در ذخایر خود پرداخت.
ابهام در میزان ذخایر واقعی
در حالی که شرکتهای هواپیمایی، پروازها را لغو میکنند و مقامات از مردم میخواهند سفرهای خود را کاهش دهند، هیچکس نمیداند چه مقدار سوخت در کل قاره باقی مانده است.
جنگ با جمهوری اسلامی و بسته شدن تنگه هرمز، قیمت سوخت را در اروپا بهشدت افزایش داده است.
توبیاس مایر، مدیرعامل گروه دیاچال، در این باره گفت: «ما برای ماههای مه و ژوئن آماده هستیم، اما پیشبینی اتفاقات پس از آن بسیار دشوار است.»
اورسولا فون در لاین، رییس کمیسیون اروپا، اعلام کرد که جنگ با جمهوری اسلامی، روزانه ۵۰۰ میلیون یورو هزینه اضافی انرژی به این اتحادیه تحمیل میکند.
او تاکید کرد آمار دقیقی از میزان برداشت از ذخایر استراتژیک وجود ندارد.
اگرچه اطلاعات ذخایر دولتی تا حدی شفاف است، اما مقامات درباره زمان تمام شدن مخازن نفت و گاز کل اروپا اطلاعات بسیار کمی دارند.
یک مقام ارشد در کمیسیون انرژی اتحادیه اروپا به پولیتیکو گفت: «ما دانش و دادههای بسیار محدودی در مورد بازار گاز و نفت داریم. قطعا در زمینه نظارت بر بازار با کمبود اطلاعات مواجه هستیم.»
درخواست برای نظارت دقیقتر
وزیران انرژی کشورهای بلژیک، هلند و اسپانیا در نشست اخیر خود به این فقدان اطلاعاتی اشاره کردند.
آنها از اتحادیه اروپا خواستند تا هماهنگی بیشتری برای نظارت لحظهای بر بازار سوخت انجام دهد.
نماینده یونان حتی پیشنهاد داد که یک کانال ارتباطی فوری در پیامرسانهای واتساپ یا سیگنال بین کشورهای عضو و مدیریت اتحادیه راهاندازی شود.
وضعیت سوختهای تصفیهشده مانند گازوییل و سوخت جت بسیار مبهمتر است.
بیشتر این ذخایر در انبارهای تجاری پراکنده قرار دارند و شرکتهای خصوصی، تمایلی به افشای دادههای حساس تجاری خود ندارند.
آلن ماتورن، از مدیران گروههای لابی سوخت در اروپا، صراحتا بیان کرد: «اینها اطلاعاتی است که اعضای ما، حتی با من هم به اشتراک نمیگذارند.»
یکی از مقامات کمیسیون اروپا نیز تایید کرد: «در دنیای ایدهآل، ما به اطلاعات کامل دسترسی داریم. در دنیای واقعی، کیفیت کار و تصمیمات ما فقط به اندازه اطلاعاتی است که به ما داده میشود.»
کمیسیون اروپا در پاسخ به این بحران، از تشکیل کمیتهای ویژه به نام «دیدهبان سوخت» خبر داد.
آنا-کایسا ایتکونن، سخنگوی کمیسیون اروپا، گفت: «ما میخواهیم آمار بهتری نسبت به وضعیت سوخت در سراسر اتحادیه اروپا داشته باشیم. در حال کار روی آن هستیم، اما هنوز زود است که بگوییم این سازوکار دقیقا چگونه عمل خواهد کرد.»
در حال حاضر، آخرین دادههای جامع موجود مربوط به ماهها پیش است و هیچکس از موجودی دقیق لحظهای خبر ندارد.
تحلیلگران برای جبران این کمبود داده، به روشهای غیرمتعارف مانند بررسی سایه مخازن در تصاویر ماهوارهای روی آوردهاند.
همایون فلکشاهی، تحلیلگر نفت خام، گفت که با سنجش ارتفاع سقف تانکرهای شناور از طریق سایهها، میزان پر بودن آنها را تخمین میزنند.
با این حال، او اشاره کرد که ردیابی سوخت جت که در مخازنی با سقف ثابت نگهداری میشود، «بسیار دشوارتر» است.
در حال حاضر، اروپا مجبور است تصمیمات حیاتی خود را بر اساس حدس و گمان و اطلاعات ناقص بگیرد.
برد کوپر، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، با اشاره به محاصره دریایی جمهوری اسلامی گفت در حال حاضر ۴۱ نفتکش حامل حدود ۶۹ میلیون بشکه نفت در وضعیتی قرار دارند که امکان فروش آنها برای جمهوری اسلامی وجود ندارد.
او ارزش این محمولهها را بیش از شش میلیارد دلار برآورد کرد و افزود که این منابع مالی از دسترس حکومت ایران خارج شده است.
فرمانده سنتکام گفت اقدامات نیروهای آمریکایی، تاکنون ۴۲ کشتی تجاری را که تلاش داشتند محاصره را نقض کنند، متوقف کرده و آنها تغییر مسیر دادهاند.
به گفته کوپر، نیروهای ایالات متحده با جلوگیری از عبور دهها کشتی تجاری، محاصره دریایی علیه جمهوری اسلامی را بهطور موثر اجرا کردهاند.
این مقام نظامی در پیام تازهای که در حساب ایکس سنتکام منتشر شد، تاکید کرد میلیاردها دلار از درآمد نفتی ایران در نتیجه این اقدامات مسدود شده است.
حساب ایکس سنتکام در ادامه با انتشار ویدیویی نوشت نیروهای ایالات متحده در بیش از دو هفته گذشته با موفقیت محاصره را اجرا کرده و جریان تجارت به داخل و خارج از ایران را قطع کردهاند.
محاصره دریایی بندرهای جنوب ایران بهدست آمریکا از بعدازظهر ۲۳ فروردین آغاز شد و از آن زمان، به گزارش منابع رسمی، بهطور مستمر ادامه داشته است.
آمریکا در پی تشکیل ائتلاف بینالمللی برای بازگرداندن آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز
خبرگزاری رویترز، پنجشنبه ۱۰ اردیبهشت به نقل از یک تلگراف وزارت خارجه آمریکا گزارش داد دولت دونالد ترامپ در تلاش است با جلب مشارکت کشورهای دیگر، ائتلافی بینالمللی برای بازگرداندن آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز تشکیل دهد.
بر اساس این تلگراف که تاریخ ۲۸ آپریل (هشتم اردیبهشت) را دارد، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، ایجاد سازوکاری با عنوان «ساختار آزادی دریانوردی» را تایید کرده است. ابتکاری مشترک میان وزارت خارجه و وزارت جنگ آمریکا.
در این سند آمده است این سازوکار «گامی حیاتی» برای ایجاد چارچوب امنیت دریایی در خاورمیانه پس از درگیریهاست و برای تضمین امنیت بلندمدت انرژی، حفاظت از زیرساختهای حیاتی دریایی و حفظ حقوق و آزادیهای کشتیرانی در مسیرهای مهم دریایی ضروری است.
بر اساس این طرح، وزارت خارجه آمریکا نقش محور دیپلماتیک میان کشورهای شریک و صنعت کشتیرانی را بر عهده خواهد داشت و وزارت جنگ آمریکا، از طریق سنتکام، در فلوریدا، هماهنگی لحظهای تردد دریایی و ارتباط مستقیم با کشتیهای عبوری از تنگه هرمز را انجام خواهد داد.
این طرح نخستینبار هشتم اردیبهشت از سوی روزنامه والاستریت ژورنال گزارش شد.
در این تلگراف آمده است سفارتخانههای آمریکا باید تا ۱۱ اردیبهشت این پیام دیپلماتیک را بهصورت شفاهی به کشورهای شریک منتقل کنند. روسیه، چین، بلاروس، کوبا و دیگر «رقبای آمریکا» از این روند مستثنی شدهاند.
بر اساس این سند، مشارکت کشورها میتواند در قالب همکاری دیپلماتیک، تبادل اطلاعات، اجرای تحریمها، حضور دریایی یا دیگر شکلهای حمایت باشد.
همچنین تاکید شده که از کشورها انتظار نمیرود منابع و توان دریایی خود را از سازوکارها و نهادهای دریایی موجود در منطقه خارج کنند.
تردد در تنگه هرمز که پیشتر حدود یکپنجم نفت و گاز جهان از آن عبور میکرد، پس از حمله آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی در ۹ اسفند ۱۴۰۴ و بسته شدن این آبراه به وسیله حکومت ایران، بهشدت کاهش یافته است.
این پیشنهاد پس از بنبست در تلاشها برای حل بحران مطرح شده. بحرانی که همزمان آمریکا را به تلاش برای محدود کردن صادرات نفت ایران از طریق محاصره دریایی بنادر این کشور سوق داده است.
در این تلگراف تاکید شده است این سازوکار از کارزار «فشار حداکثری» دولت ترامپ و نیز از مذاکرات جاری جداست.
در مجموع، همزمان با تشدید فشارهای نظامی و اقتصادی علیه جمهوری اسلامی، واشینگتن در تلاش است با ترکیبی از محاصره دریایی و ابتکارهای دیپلماتیک، هم جریان صادرات نفت ایران را محدود کند و هم با شکلدهی به یک ائتلاف بینالمللی، کنترل امنیت کشتیرانی در یکی از حساسترین گذرگاههای انرژی جهان را در دست بگیرد. مسیری که در صورت تداوم، میتواند تنشها در منطقه را وارد مرحلهای تازه کند.