پنتاگون برای افزایش تولید تسلیحات به سراغ خودروسازان رفت
گزارشها حاکی از آن است که وزارت جنگ آمریکا در تلاش برای تقویت ظرفیت تولید تسلیحات، گفتوگوهایی را با شرکتهای بزرگ صنعتی و خودروسازی آغاز کرده است. این اقدام در شرایطی صورت میگیرد که جنگ با حکومت ایران و سایر درگیریها فشار فزایندهای بر ذخایر نظامی آمریکا وارد کرده است.
به گزارش رویترز به نقل از روزنامه والاستریت ژورنال، مقامهای ارشد دفاعی ایالات متحده با مدیران ارشد شرکتهایی از جمله جنرال موتورز و فورد درباره امکان تولید تسلیحات و تجهیزات نظامی گفتوگو کردهاند. این مذاکرات که به گفته منابع آگاه دامنهای گسترده داشته، پیش از آغاز جنگ با حکومت ایران آغاز شده است.
بر اساس این گزارش، دولت دونالد ترامپ به دنبال آن است که نقش خودروسازان و دیگر تولیدکنندگان آمریکایی را در زنجیره تولید دفاعی افزایش دهد. مقامهای دفاعی به والاستریت ژورنال گفتهاند که ممکن است از ظرفیت این شرکتها برای پشتیبانی از پیمانکاران سنتی دفاعی استفاده شود و از آنها خواسته شده بررسی کنند آیا میتوانند بهسرعت خطوط تولید خود را به تولیدات نظامی تغییر دهند یا خیر.
در این گفتوگوها، شرکتهایی مانند «جیای ایروسپیس» و «اوشکوش» نیز حضور داشتهاند. با این حال، رویترز اعلام کرده که هنوز نتوانسته این گزارش را بهطور مستقل تایید کند و شرکتهای مذکور نیز به درخواست این خبرگزاری برای اظهار نظر پاسخی ندادهاند.
یک مقام پنتاگون در بیانیهای اعلام کرد که وزارت جنگ «متعهد به گسترش سریع پایه صنعتی دفاعی از طریق بهرهگیری از تمامی راهکارها و فناوریهای تجاری موجود» است تا برتری نظامی نیروهای آمریکایی حفظ شود.
این تحرکات در حالی صورت میگیرد که پنتاگون در پی جبران ذخایر تسلیحاتی مصرفشده در حملات به ایران و سایر عملیاتهای اخیر است. دونالد ترامپ نیز در ماه مارس با مدیران هفت شرکت پیمانکار دفاعی دیدار کرده بود تا راههای افزایش تولید تسلیحات را بررسی کند.
از زمان آغاز جنگ اوکراین در سال ۲۰۲۲ و همچنین عملیات نظامی اسرائیل در غزه، ایالات متحده میلیاردها دلار از ذخایر تسلیحاتی خود - از جمله سامانههای توپخانهای، مهمات و موشکهای ضدتانک - را مصرف کرده است.
در همین چارچوب، ترامپ در ماه جاری درخواست افزایش ۵۰۰ میلیارد دلاری بودجه نظامی را مطرح کرده که در صورت تصویب، مجموع آن را به ۱.۵ تریلیون دلار خواهد رساند؛ افزایشی که در سایه تداوم جنگ با حکومت ایران و نیاز به بازسازی توان نظامی آمریکا مطرح شده است.
آمریکا همزمان با تشدید فشارها علیه جمهوری اسلامی، خریداران نفت ایران را به تحریمهای ثانویه تهدید کرد و از کشورهای خلیج فارس خواست داراییهای مرتبط با مقامها و نهادهای ایرانی را مسدود کنند. این اقدامات در چارچوب اجرای محاصره دریایی و افزایش فشار اقتصادی بر تهران صورت میگیرد.
به گزارش رویترز، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، اعلام کرده است کشورها و نهادهایی که نفت ایران را خریداری کنند یا منابع مالی [حکومت] ایران را در بانکهای خود نگه دارند، در معرض تحریمهای ثانویه قرار خواهند گرفت.
او در جمع خبرنگاران در کاخ سفید گفت: «به کشورها اعلام کردهایم اگر نفت ایران را خریداری کنید یا پول ایران در بانکهای شما باشد، آماده اعمال تحریمهای ثانویه هستیم.»
این هشدار در حالی مطرح میشود که محاصره دریایی آمریکا علیه حکومت ایران از روز دوشنبه ۲۴ فروردین آغاز شده و جنگ وارد هفته هفتم خود شده است. به گفته مقامهای آمریکایی، انتظار میرود این محاصره باعث توقف خرید نفت ایران توسط چین شود؛ کشوری که پیشتر بیش از ۸۰ درصد نفت صادراتی دریایی ایران را خریداری میکرد.
بسنت همچنین از ارسال نامه به دو بانک چینی خبر داد و گفت واشینگتن به آنها هشدار داده است که در صورت اثبات انتقال پول ایران از طریق حسابهایشان، با تحریم مواجه خواهند شد.
در همین حال، وزارت خزانهداری آمریکا تحریمهایی را علیه زیرساختهای حملونقل نفت ایران اعمال کرده و بیش از دو ده فرد، شرکت و شناور را هدف قرار داده است.
این اقدامات پس از آن صورت میگیرد که آمریکا یک معافیت ۳۰ روزه برای صادرات نفت ایران در دریا صادر کرده بود؛ معافیتی که به گفته بسنت، موجب ورود حدود ۱۴۰ میلیون بشکه نفت ایران به بازار جهانی شد. او تایید کرد که این معافیت که در ۲۰ مارس صادر شده و در ۱۹ آوریل به پایان میرسد، تمدید نخواهد شد.
همزمان، آمریکا معافیت مشابه برای نفت روسیه را نیز تمدید نکرده است. همچنین گزارشها حاکی از آن است که وزارت خزانهداری آمریکا به کشورهایی از جمله چین، هنگکنگ، امارات متحده عربی و عمان نامههایی ارسال کرده و نسبت به فعالیت بانکهایی که به گفته واشینگتن با تراکنشهای غیرقانونی ایران مرتبط هستند، هشدار داده است.
در بخش دیگری از این تحولات، وزیر خزانهداری آمریکا اعلام کرد که واشینگتن از کشورهای خلیج فارس خواسته است داراییهای مرتبط با فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و اعضای حاکمیت ایران را مسدود کنند.
بسنت گفت حملات [حکومت] ایران به کشورهای منطقه باعث شده این کشورها همکاری بیشتری با آمریکا داشته باشند و دسترسی به اطلاعات مالی حکومت ایران افزایش یابد. او افزود: «ایرانیها با حمله به همسایگان خود در خلیج فارس اشتباهاتی مرتکب شدند که ممکن است مرگبار باشد و اکنون این کشورها تمایل بیشتری برای شفافسازی مالی یا بررسی دقیقتر منابع مالی دارند.»
به گفته او، آمریکا پیامی مشابه به کشورهای خلیج فارس و نهادهای مالی ارسال کرده و هشدار داده است در صورت شناسایی داراییهای ایران در بانکهای آنها، تحریمها اعمال خواهد شد.
بسنت در پایان تاکید کرد که تهران باید بداند فشار اقتصادی ناشی از این اقدامات، «کمتر از حملات نظامی نخواهد بود.»
در حالی که محاصره دریایی آمریکا علیه بنادر ایران وارد مرحله اجرایی شده، گزارشها حاکی از آن است که تهران همچنان با استفاده از شبکههای پنهان فراساحلی، صادرات نفت خود را ادامه میدهد.
فاکسنیوز به نقل از یک شرکت اطلاعات دریایی میگوید دهها میلیون بشکه نفت ایران خارج از مسیرهای رسمی جابهجا شده است.
به گزارش فاکسنیوز، شرکت اطلاعات دریایی «ویندوارد» (Windward) اعلام کرده است که [حکومت] ایران برای دور زدن محاصره جدید آمریکا، از شبکههای مخفی انتقال نفت در دریا استفاده میکند. این محاصره از دوشنبه ۲۴ فروردین و در پی شکست مذاکرات میان تهران و واشینگتن و در چارچوب فشارهای نظامی و اقتصادی جدید آغاز شد.
بر اساس این گزارش، [حکومت] ایران همچنان نفت خود را از طریق مسیرهای غیرمستقیم و انتقال کشتیبهکشتی در آبهای آزاد توزیع میکند. ویندوارد میگوید تا ۲۴ فروردین، دستکم ۱۱ نفتکش حامل حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت ایران در آبهای فراساحلی مالزی مستقر بودهاند؛ منطقهای که بهعنوان یک هاب انتقال کشتیبهکشتی شناخته میشود.
این شرکت تاکید کرده است که این نفتکشها یا در انتظار تخلیه بار به کشتیهای دیگر هستند یا خود را برای ادامه مسیر آماده میکنند. به گفته ویندوارد، این تمرکز نشاندهنده استفاده مستمر [حکومت] ایران از سازوکارهای ذخیرهسازی و انتقال فراساحلی است که امکان تداوم صادرات نفت بدون عبور مستقیم از تنگه هرمز را فراهم میکند.
در این گزارش آمده است که «فعالیتهای پنهان» همچنان نقش محوری در این عملیات ایفا میکنند و بخشی از راهبرد گستردهتر [حکومت] ایران برای دور زدن تحریمها به شمار میروند. همچنین مسیرهای انتقال نفت ایران بهطور فزایندهای به سمت هابهای دریایی تغییر یافته و وابستگی به عبور مستقیم از تنگه هرمز کاهش پیدا کرده است.
همزمان، ارتش آمریکا اعلام کرده که اجرای محاصره را از ۲۴ فروردین آغاز کرده و در ۴۸ ساعت نخست، موفق شده ۹ نفتکش را که قصد عبور از این محدودیتها را داشتند، متوقف کند. به گفته فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام)، هیچ کشتیای در این بازه زمانی موفق به عبور از نیروهای آمریکایی نشده است.
سنتکام همچنین اعلام کرد که این ۹ شناور با دستور نیروهای آمریکایی مسیر خود را تغییر داده و به سمت بنادر یا آبهای ساحلی ایران بازگشتهاند. یک مقام ارشد دفاعی آمریکا نیز گفته است که همه این شناورها نفتکش بودهاند و برای اجرای این دستورها نیازی به عملیات سوار شدن نیروهای آمریکایی بر عرشه آنها نبوده است.
با این حال، دادههای ویندوارد از نخستین روز کامل اجرای محاصره در ۲۵ فروردین نشان میدهد که واکنش کشتیها به این محدودیتها «پراکنده و نابرابر» بوده است. به گفته این شرکت، برخی کشتیها به مسیر خود ادامه دادهاند، برخی مسیر خود را تغییر داده یا بازگشتهاند و برخی نیز تلاش کردهاند با الگوهای حرکتی متفاوت از نظارتها عبور کنند.
در این میان، کشتیهای تحت تحریم و دارای پرچمهای جعلی همچنان فعال گزارش شدهاند. برخی از این شناورها از تنگه عبور کردهاند، در حالی که برخی دیگر با تاخیر یا تغییر مسیر مواجه شدهاند.
این گزارش همچنین تاکید میکند که حجم قابل توجهی از نفت ایران بهجای عبور مستقیم از تنگه هرمز، در مناطق فراساحلی انباشته میشود و از طریق شبکههای غیرمستقیم به بازار منتقل میشود.
در عین حال، سنتکام اعلام کرده است که این محاصره صرفاً شامل کشتیهایی است که به بنادر ایران وارد یا از آن خارج میشوند و بر آزادی کشتیرانی سایر مسیرها تاثیری نخواهد گذاشت. این فرماندهی تاکید کرده که اجرای محاصره بدون هیچ تبعیضی علیه همه کشتیهای مرتبط با بنادر ایران، از جمله در خلیج فارس و دریای عمان، اعمال خواهد شد.
در همین چارچوب، برخی شناورهای تحریمشده همچنان به فعالیت خود ادامه دادهاند. برای نمونه، نفتکش «ریچ استاری» پس از تغییر مسیر اولیه، بار دیگر حرکت خروجی خود را از سر گرفته و طبق گزارش ویندوارد، از مسیر جایگزین پیشنهادی ایران استفاده کرده است. همچنین کشتی شیمیایی «مورلیکیشن» که آن نیز تحت تحریم آمریکا قرار دارد، در حال حرکت به سمت منطقه گزارش شده است.
وزارت خزانهداری آمریکا مجموعهای از تحریمها را علیه سه شخص، ۱۷ شرکت و ۹ نفتکش مرتبط با جمهوری اسلامی اعمال کرد. در این اقدام، شبکه وابسته به محمدحسین شمخانی و همچنین یک شبکه تامین مالی مرتبط با حزبالله لبنان هدف قرار گرفت.
آمریکا اعلام کرد شبکه محمدحسین شمخانی با استفاده از شرکتهای پوششی در امارات متحده عربی، هند و جزایر مارشال تحریمها را دور زده و از طریق فروش نفت و گاز مایع ایران و روسیه میلیاردها دلار درآمد ایجاد کرده است.
به گفته وزارت خزانهداری آمریکا، شمخانی مدیریت یک امپراتوری چند میلیارد دلاری فروش نفت را برعهده دارد که به سود حکومت ایران فعالیت میکند.
این اقدام در ادامه تحریم شبکه شمخانی در ژوییه ۲۰۲۵ انجام شد؛ اقدامی که بزرگترین تصمیم دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا از زمان احیای کارزار فشار حداکثری علیه جمهوری اسلامی در دولت دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، خوانده شد.
وزارت خزانهداری آمریکا همچنین سید بدر الدين نعايمائی موسوی، تبعه ایران و تامینکننده مالی حزبالله لبنان، و سه شرکت مرتبط با شبکهای پیچیده در فروش نفت ایران در ازای طلای ونزوئلا را تحریم کرد.
بهگفته این وزارتخانه، این شبکه در نهایت به نفع حزبالله و نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی فعالیت میکرد.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، گفت: «وزارت خزانهداری با اجرای خشم اقتصادی، نخبگان حکومت مانند خانواده شمخانی را که به بهای زیان مردم ایران سود میبرند، هدف قرار میدهد. تحت رهبری دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، خزانهداری به قطع شبکههای قاچاق غیرقانونی و شبکههای نیابتی تروریستی ایران ادامه خواهد داد. موسسات مالی باید آگاه باشند که خزانهداری از همه ابزارها، از جمله تحریمهای ثانویه، علیه حامیان فعالیتهای تروریستی تهران استفاده میکند.»
این اقدام در مقطعی حساس از تنش طولانیمدت میان واشینگتن و تهران انجام میشود.
مقامهای آمریکایی و ایرانی در حال حاضر در حال بررسی راههایی برای تمدید یک آتشبس شکننده پس از هفتهها درگیری هستند و دیپلماتهایی از چند کشور منطقه نیز در سکوت دو طرف را به سمت توافقی گستردهتر سوق میدهند.
مقامهای ایرانی بارها گفتهاند هر توافقی باید شامل کاهش تحریمهای آمریکا باشد که اقتصاد کشور را بهشدت آسیب زده است.
با وجود این تلاشهای دیپلماتیک، تحریمهای جدید نشان میدهد واشینگتن همچنان به فشار اقتصادی علیه شبکههای ایرانی دخیل در فروش نفت و فعالیتهای مالی مرتبط با دولت و متحدانش متکی است.
کارزارهای جمعآوری کمک مالی در سراسر کشمیر تحت کنترل هند پس از کشته شدن علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، نزدیک به دو میلیون دلار برای حکومت ایران جمعآوری کردهاند؛ موضوعی که عمق پیوندهای مذهبی و ایدئولوژیک میان جامعه شیعه این منطقه و جمهوری اسلامی را نشان میدهد.
این ارتباط آنقدر عمیق است که این منطقه از مدتها پیش «ایران کوچک» نامیده میشود.
در شهرها و روستاهای این منطقه، تصاویر خامنهای در مراسم جمعآوری کمکها دیده میشد، جایی که ساکنان هر آنچه میتوانستند اهدا میکردند: اسکناس، طلا و حتی ظروف مسی خود را.
این کارزارهای جمعآوری کمک مالی که در اواخر مارس در شهرهایی از جمله بودگام و سرینگر برگزار شد، امکان انتقال مستقیم مبالغ به سفارت جمهوری اسلامی در دهلینو را فراهم کرد. سفارت جمهوری اسلامی در هند نیز از ۲۳ مارس یک کد کیوآر برای دریافت کمکهای مالی در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرده است.
طبق گزارش رسانههای محلی، تنها در یک هفته نزدیک به ۱۸۰ میلیون روپیه (حدود دو میلیون دلار) در سراسر کشمیر جمعآوری شد، بدون احتساب مبالغی که بهطور مستقیم به حساب سفارت واریز شده است.
یکی از کمکهایی که ایراناینترنشنال مشاهده کرده، نشانمیدهد ۲۶ میلیون روپیه (حدود ۲۸ هزار دلار) به سفارت جمهوری اسلامی داده شده است.
چک پرداخت شده به سفارت جمهوری اسلامی در هند
جمعآوری کمکها چند هفته پس از آن صورت گرفت که در پی حمله هوایی آمریکا و اسرائیل در ۹ اسفند و کشته شدن خامنهای، اعتراضات گستردهای در کشمیر شکل گرفت.
تظاهرات در سرینگر و در برخی نقاط به خشونت کشیده شد و دستکم ۱۲ نفر، از جمله پنج پلیس، زخمی شدند. مقامها در واکنش از گاز اشکآور و باتوم استفاده کردند، مدارس تعطیل، اینترنت موبایل برای پنج روز محدود و دستکم ۵۰ نفر بازداشت شدند.
در میان این ابراز خشم، برخی معترضان خواستار انتقام شدند. یکی از معترضان در سرینگر در اول مارس به رویترز گفت: «ما کسانی را که به مسلمانان ظلم میکنند خواهیم کشت.»
این ناآرامیها باعث شد مقامها چند چهره سیاسی را که به انتشار محتوای تحریکآمیز در فضای آنلاین متهم شده بودند، مورد بازجویی قرار دهند. یکی از آنها آقا سید روحالله مهدی، نماینده سرینگر و روحانی شیعه بانفوذ با پایگاه فرقهای گسترده بود.
او در فیسبوک نوشت: «برخی احمقها در پلیس و دستگاه اداری جامو و کشمیر فکر میکنند با کاهش یا لغو محافظت من و تعلیق حساب فیسبوکم میتوانند مانع افشای اقداماتشان شوند. این خندهدار است.»
جُنید عظیم متو، شهردار سابق سرینگر، نیز پس از محکوم کردن کشته شدن خامنهای در ایکس، محافظت خود را از دست داد.
دنی سیترینوویچ، پژوهشگر موسسه مطالعات امنیت ملی در تلآویو و رییس پیشین بخش ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل، در گفتوگو با ایراناینترنشنال هشدار داد که این کمکها میتواند نشانهای باشد از اینکه جمهوری اسلامی پس از خامنهای، که احتمالا تحت سلطه سپاه پاسداران خواهد بود، ممکن است تهاجمیتر عمل کند.
او گفت: «کسانی که فکر میکنند این موضوع فقط در حد کمکهای مالی باقی میماند کاملا اشتباه میکنند.»
برای پژوهشگران اسلام در جنوب آسیا، واکنشها در کشمیر بازتابدهنده ارتباطی دیرینه، اما اغلب نادرست درکشده، میان این منطقه و ایران است.
جاستین جونز، متخصص اسلام معاصر در جنوب آسیا در دانشگاه آکسفورد، به ایراناینترنشنال گفت برای اکثر شیعیان هند، جمهوری اسلامی بیشتر بهعنوان یک نماد سیاسی عمل میکند تا یک مرجع دینی مستقیم.
او با اشاره به نظریه ولایت فقیه که پس از انقلاب ۱۳۵۷ از سوی روحالله خمینی مطرح شد، گفت: «اندیشه سیاسی ولایت فقیه در بخش زیادی از هند چندان نفوذ عمیقی ندارد.»
او افزود: «این بیشتر نوعی تصور از قدرت شیعی است که شاید تاثیری روانی و نه سیاسی داشته باشد.»
اما کشمیر متفاوت است.
جونز با اشاره به نقش موضوعاتی نظیر عدالت سیاسی و جریانهای ایدئولوژیک مرتبط با ولایت فقیه گفت: «کشمیر یکی از مناطقی است که بیشترین پذیرش نفوذ ایران را داشته است».
جاوید بیگ، فعال حقوق بشر در بودگام، به ایراناینترنشنال گفت: «در اینجا ایران بهعنوان نماینده جهان اسلام دیده میشود.»
او افزود: «هیچ رهبر مسلمانی به اندازه سید علی خامنهای بهعنوان مخالف سرسخت ایالات متحده و متحدانش شناخته نمیشد.»
او گفت این برداشت در میان برخی مسلمانان سنی در سراسر شبهقاره نیز، بهویژه در زمینه جنگ اسرائیل در غزه، بازتاب داشته است.
یک دانشجوی حقوق کشمیری که نخواست نامش فاش شود، از دو نوع واکنش در میان شیعیان جوان سخن گفت.
او به ایراناینترنشنال گفت یک گروه جمهوری اسلامی را نظامی سیاسی میداند که باید حفظ شود و فروپاشی آن را «تقریبا بهطور وجودی ویرانکننده» تلقی میکند. گروه دیگر انقلاب ۱۳۵۷ ایران را فرآیندی تاریخی میداند که حتی در صورت سقوط نظام کنونی نیز میتواند ادامه یابد.
او گفت: «آنها آن را چیزی در حال تحول میبینند. ممکن است موقتا شکست بخورد، اما باوری قوی به بازگشت و احیای آن در آینده دارند.»
سایمون ولفگانگ فوکس، استاد دانشگاه عبری اورشلیم، گفت نفوذ جمهوری اسلامی در این منطقه فراتر از سیاست است.
او گفت: «برای آنها، ایران یک فضای مذهبی است؛ جایی افسونشده که در آن یک دولت شیعی وجود دارد.»
او افزود: «سرمایه نمادین ایران تضعیف نشده است… برای شیعیان جنوب آسیا، ایران بهعنوان حامی و محافظ آنها دیده میشود.»
این ارتباط با بازگشت روحانیون آموزشدیده در ایران به جنوب آسیا و سفر زائران از طریق ایران به اماکن مقدس در عراق عمیقتر شده و ایران را به بخشی از یک جغرافیای مقدس گستردهتر تبدیل کرده است.
این دانشجو گفت بسیاری از شیعیان منطقه، این جغرافیا یعنی از ایران تا عراق را برای آینده جنبشهای سیاسی شیعه، حیاتی و مرکزی میدانند.
او گفت: «ایران و عراق نمادهای جغرافیای مقدس سنت شیعه را در خود دارند. اگر چنین جنبشی دوباره شکل بگیرد، باید در همین جغرافیا باشد، نه خارج از آن.»
او برآورد کرد حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد شیعیان کشمیری بر این باورند که هر احیای آینده این ایدئولوژی در خاورمیانه خواهد بود، نه در جنوب آسیا.
این پیوندها از سوی نهادهایی که مستقل از تهران فعالیت میکنند نیز تقویت میشود.
بر اساس تحقیقات «فروم خاورمیانه»، بنیاد یادبود خمینی، سازمانی مرتبط با جمهوری اسلامی در کشمیر، روحانیون محلی را آموزش میدهد و منابع مالی برای آموزش دینی را تامین میکند.
بر اساس تحقیقات «اتحاد علیه ایران هستهای»، دانشگاه بینالمللی المصطفی در قم، که بودجه آن مستقیما از سوی رهبر جمهوری اسلامی تامین میشود، حوزههای علمیه وابستهای در هند و پاکستان دارد که فارغالتحصیلان آن برای اداره نهادهای دینی بازمیگردند.
بیگ گفت: «بسیاری از مردم، حتی از روستای من، هنوز در ایران هستند. آنجا زندگی، تجارت و تحصیل میکنند. اینگونه است که پیوندی قوی میان دو جامعه شکل میگیرد.»
با این حال، برای برخی تحلیلگران امنیتی، این ارتباطات نگرانیهایی درباره رادیکالیزه شدن سیاسی ایجاد میکند.
ساجد یوسف شاه، تحلیلگر سیاسی در جامو و کشمیر و عضو حزب حاکم ملیگرای هندو در هند، به ایراناینترنشنال گفت وفاداری ایدئولوژیک به جمهوری اسلامی در میان جامعه شیعه منطقه عمیق است.
او گفت: «آنها مدرنیزاسیون نمیخواهند. غربیسازی نمیخواهند. هیچ تغییر رژیمی در ایران نمیخواهند.»
یوسفشاه افزود بسیاری از حامیان، خواهان بقای جمهوری اسلامی هستند نه تکرار آن در جایی دیگر.
ابهیناو پاندیا، مدیرعامل بنیاد اوسناس، نیز به ایراناینترنشنال گفت: «نفوذ ایدئولوژیک تهران یک وفاداریهای فراملی ایجاد کرده است.»
او گفت: «مسلمانان شیعه در هند بهشکل فزایندهای تحت تاثیر رژیم ایران قرار گرفتهاند. این بسیار مشکلساز است.»
پاندیا همچنین به ارتباط میان گروههای مسلح همسو با حکومت ایران مانند حماس و حزبالله با شبکههای شبهنظامی ضد دولت هند در منطقه اشاره و به گزارشهای رسانههای هندی در این زمینه استناد کرد.
سیترینوویچ نیز همین نگرانی را در گفتوگو با ایراناینترنشنال مطرح کرد و گفت شبکههای دانشجویی و مذهبی ایران در هند میتوانند به کانالهای جذب نیرو تبدیل شوند.
او گفت: «پلتفرمی که آنها ایجاد کردهاند، از طریق کنترل مراکز مذهبی، دانشگاهها و شبکههای اجتماعی، این مکانها را به بسترهایی مناسب برای جذب نیرو تبدیل کرده است.»
سیترینوویچ به سابقه جمهوری اسلامی در واکنشهای جهانی پس از کشته شدن مقامهای ارشد خود اشاره کرد و گفت پس از ترور قاسم سلیمانی و محسن فخریزاده در سال ۲۰۲۰، طرحهایی در آفریقا، اروپا و آسیا کشف و خنثی شدهاند.
او گفت: «نباید کسی تعجب کند اگر در هفتهها یا ماههای آینده دوباره ببینید حکومت ایران تلاش میکند اقدامی علیه هند انجام دهد.»
با این حال، مقامهای هندی آشنا با این موضوع میگویند این نگرانیها ممکن است اغراقآمیز باشد.
یک مقام پیشین شورای امنیت ملی هند گفت همبستگی پس از کشته شدن خامنهای بیشتر بازتاب احساسات مذهبی بوده تا بسیج سیاسی.
او این اعتراضات را نوعی سوگواری جمعی رایج در جوامع شیعه توصیف کرد و گفت: «این احترام بیشتر جنبه مذهبی دارد تا مبارزاتی.»
او افزود در حالی که مقامها کارزارهای جمعآوری کمک را زیر نظر دارند، آنها را آنقدر مهم نمیدانند که نیاز به مداخله داشته باشد. خود این کمکها نیز تصویر پیچیدهتری را نشان میدهد.
رسانههای محلی گزارش دادهاند برخی اهداکنندگان هندو که به روابط تاریخی ایران با شبهقاره علاقه دارند نیز در این کارزار مشارکت کردهاند.
فابریزیو اسپزیاله، استاد تاریخ هندو-ایرانی در پاریس، گفت ارتباطات فرهنگی میان ایران و جنوب آسیا همواره فراتر از مرزهای مذهبی بوده است.
او گفت فرهنگ فارسی بهطور تاریخی بهعنوان زبان مشترک فکری در سراسر منطقه عمل کرده و دانشمندان سنی، شیعه، هندو و حتی اروپایی را به هم پیوند داده است.
او افزود این میراث تفاوت قابل توجهی با ایدئولوژی سیاسی مدرن ولایت فقیه دارد.
اما برای بیگ، پیوند میان جامعه شیعه کشمیر و ایران فراتر از سیاست است. او گفت: «بیش از ۹۰ درصد از کارهایی که در زندگی روزمره انجام میدهیم مشابه آن چیزی است که شما در ایران انجام میدهید.»
او گفت حتی اگر جمهوری اسلامی فروبپاشد، این ارتباط باقی خواهد ماند. باید هر تغییری در ایران را پذیرفت، اما این پیوند باقی خواهد ماند.
تحلیل محتوای نزدیک به ۳۵۰۰ پیام ارسالی مخاطبان ایراناینترنشنال پس از اعلام آتشبس دو هفتهای، بیانگر موج احساسات پیچیده در جامعه ایرانی است. سهم احساسات متناقض امید، خشم و ناامیدی در این پیامها تقریبا برابر است.
این پیامها پس از چهارشنبه ۱۹ فروردین و اعلام آتشبس، عمدتا از تهران، مشهد، کرج، شیراز، رشت، اصفهان، تبریز، اهواز، بندرعباس، کرمانشاه و شهرهای کوچکتر مانند فردیس، گرمدره، لاهیجان، ساری و بابل برای ایراناینترنشنال ارسال شدند.
با توجه به قطع سراسری اینترنت جهانی در ایران به دست جمهوری اسلامی، این پیامها به صورت استثنا، از سوی معدود مخاطبانی که توانستند به اینترنت جهانی دسترسی پیدا کنند، ارسال شده است. ممکن است برخی از این پیامها را کاربرانی ارسال کرده باشد، که با اجازه حکومت به «سیمکارت سفید» دسترسی دارند.
امید: انتظار برای فراخوان شاهزاده و اعتماد به مسیر
بیش از ۲۵ درصد از پیامهای دریافتی، محتوایی شامل امید و انتظار برای اقدامات آینده است. در این گروه، مردم آتشبس را موقتی، تاکتیک و تنفس مصنوعی به حکومت میدانند. در عینحال با تکرار نقل قول «نور بر تاریکی پیروز است» معتقدند در نهایت، شرایط برای سرنگونی جمهوری اسلامی فراهم خواهد شد.
مخاطبی از رشت نوشته است: «ناامید نشید، این آتشبس یعنی سورپرایز دوباره. صبور باشید.»
مخاطب دیگری از تبریز نوشته است: «ترامپ کارش رو بلده. نگران نباشید، پشت این آتشبس برنامه داره.» مخاطب دیگر از اهواز تاکید کرده است:«ما منتظر فراخوان شاهزاده هستیم. جاوید شاه.»
در این گروه، بسیاری از پیامها به شاهزاده رضا پهلوی به عنوان تنها نقطه امید جمعی اشاره کردهاند و تاکید دارند که «کار نهایی با خود ماست.»
دغدغههای روزمره: اقتصاد و اینترنت
حدود ۱۸ درصد پیامها به مشکلات اقتصادی و قطعی اینترنت اختصاص دارد. تورم، بیکاری، گرانی دارو و غذا، تعدیل نیرو و هزینههای سرسامآور کانفیگ (تنظیم و راهاندازی ابزارهای دور زدن فیلترینگ و اتصال به اینترنت آزاد) که از ۷۰۰ هزار تا ۲ میلیون تومان برای هر گیگ است، بارها تکرار شده است.
مخاطبی از شیراز نوشت: «سیگار ۶۰ تومنی شده ۱۲۰-۱۵۰ تومن. خیلیها بیکار شدن.» مخاطب دیگری از کرج نوشته است: «برای یک گیگ اینترنت یک میلیون تومن دادم. کسبوکارم نابود شد.»
یکی از مخاطبان از مشهد نوشت: «داروهای سرطانی کمیاب و چند برابر شده. حال مردم خوب نیست.»
ناامید: احساس شکست
نزدیک به ۱۷ درصد مخاطبان احساس ناامیدی و افسردگی عمیق داشتند. آنها آتشبس را «نیمهکاره ول کردن جنگ» و «پایان امید» توصیف کردهاند. کلماتی مانند «دنیا رو سرم خراب شد»، «گریه میکنم»، «دیگه امیدی نداریم» و «بدبختتر شدیم» بارها تکرار شده است.
شهروندی از تهران نوشته است «دنیا رو سرم خراب شد… این همه سختی رو تحمل نکردیم که آتشبس بشه.» شهروند دیگری نوشته است «ما این همه کشته ندادیم که جمهوری قاتل بمونه و آتشبس بشه.»
شهروند دیگری از مشهد نوشته است: «گریه میکنم برای جوونیمون که حتی نت بینالملل هم نداریم.»
این پیامها نشاندهنده فشار روانی سنگین بر نسل جوان و خانوادهها است.
خشم: احساس خیانت
در کنار ناامیدی، حدود ۱۴ درصد مخاطبان، مستقیما دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو را به «بیانصافی»، «خیانت» و «فریب» متهم کردهاند. کلماتی مانند «لعنت»، «بیشرف»، «خیانت به خون جاویدنامها» و «چرا جنگ رو شروع کردی؟» بسیار پرتکرار است.
کاربری از تهران نوشته است: «آقای ترامپ، آتشبس یعنی خیانت به خون هزاران جاویدنام.» کاربر دیگری از شیراز نوشته است: «ترامپ ثابت کرد که از اوباما هم بایدنتره.»
مخاطبی از رشت با ارسال پیامی، خطاب به ترامپ نوشته است: «تو که قول دادی مردم رو تنها نمیذاری، چرا ول کردی رفتی؟»
مخاطبی از اهواز نیز خطاب به آمریکا نوشت: «این رسمش نبود، ما از شما کمک خواستیم که ایران را آزاد کنید اما نه تنها آزاد نکردید، بلکه یک کشور خیلی بدتر به ما تحویل دادید.»
این خشم اغلب با حس فریبخوردگی و عصبانیت از «امید الکی» همراه است و نشان میدهد که مردم احساس میکنند در یک بازی سیاسی قربانی شدهاند.
پیام ایرانیان به جهان
تحلیل کلی این پیامها نشان میدهد که اکثریت مردم مخالف هر نوع آتشبس یا توافق هستند و سرنگونی کامل جمهوری اسلامی را تنها راهحل میدانند.
آنها تاکید دارند که ماندن این حکومت «ترسناکترین کابوس» است و حاضرند سختیهای بیشتر را تحمل کنند تا «خون جاویدنامها پایمال نشود».
در نهایت، این پیامها تصویری از جامعهای خسته اما مقاوم ترسیم میکنند که همزمان ناامید و امیدوار است. مردم ایران نه تنها منتظر اقدام خارجی هستند، بلکه خود را آماده «فراخوان نهایی» میدانند. صدای غالب آنها این است: «ما کوتاه نمیآییم. نور بر تاریکی پیروز خواهد شد.»
کدام شهرها چطور فکر میکنند؟
در مجموع ۳۰۷۵ پیام بررسیشده، ۹۲۰ پیام مربوط به تهران بود. در تهران، رتبه اول محتوای پیامها با اختلاف به دسته امید و اعتماد به ادامه مسیر اختصاص دارد. مردم تهران اغلب آتشبس را موقتی و تاکتیکی دانستند و به فراخوان شاهزاده و پیروزی نهایی امیدوار هستند.
پس از تهران، مشهد با ۳۸۰ پیام در رتبه دوم قرار دارد. بسیاری از پیامهای مشهد با حس ناامیدی نسبت به ادامه حملات به جمهوری اسلامی و خشم از آتشبس اختصاص داشت.
کرج و حومه (شامل فردیس، عظیمیه، گرمدره و …) با ۳۱۰ پیام در رتبه سوم قرار داشتند. در این منطقه خشم شدید از توقف حملات و آتشبس غالب است. برخی از پیامها مستقیما ترامپ و نتانیاهو را خطاب قرار دادند و نسبت به توقف حملات اعتراض کردند.
شیراز با ۲۱۰ پیام در رتبه چهارم قرار دارد. در شیراز دوباره امید و اعتماد به ادامه مسیر رتبه اول را دارد. پیامهای شیرازیها بیشتر به صبر، اتحاد و امید به پیروزی نهایی تاکید داشتند.
رشت با ۱۸۰ پیام رتبه پنجم را دارد. مردم رشت اغلب از فشار اقتصادی، بیکاری و بلاتکلیفی سخن گفتند. اصفهان با ۱۶۰ پیام رتبه ششم را دارد و در آنجا خشم شدید بیشترین پیام را تشکیل داده است. تبریز با ۱۴۰ پیام رتبه هفتم است. در تبریز دوباره امید رتبه اول را بهخود اختصاص داده است. اهواز با ۱۲۰ پیام رتبه هشتم را دارد و مثل مشهد و رشت، ناامیدی بابت توقف حملات و گلایه از وضعیت اقتصادی در آن غالب است.
بندرعباس و کرمانشاه رتبههای نهم و دهم را دارند. پیامهای بندرعباس بیشتر خشم از آتشبس را نشان میدهد، در حالی که در کرمانشاه امید غالب است.
در نهایت ۲۶۰ پیام بدون ذکر شهر برای ایراناینترنشنال ارسال شده که در آنها هم امید غالب بود.
تهران و شهرهای بزرگتر امید بیشتری نشان دادند، در حالی که مشهد، رشت و اهواز بیشتر تحت تاثیر ناامیدی بودند و کرج و اصفهان خشم بیشتری داشتند. این توزیع نشان میدهد که احساسات مردم یکسان نیست و بسته به شهر و شرایط محلی تفاوت دارد، اما امید به سرنگونی و بازگشت شاهزاده در اکثر نقاط کشور همچنان قویترین صدای جمعی است.