• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

تحلیل مراد ویسی درباره برقراری آتش‌بس دوهفته‌ای در جنگ ایران

۱۹ فروردین ۱۴۰۵، ۰۷:۴۸ (‎+۱ گرینویچ)

جمهوری اسلامی و آمریکا برای برقراری آتش‌بس دوهفته‌ای توافق کردند. مراد ویسی، عضو تحریریه ایران‌اینترنشنال، درباره واکنش مردم به این رویداد می‌گوید.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

کنایه جنجالی زلاتان به ستاره انگلیس: سیم دوربین عنکبوتی از مادوئکه بهتر بازی کرد
۱

کنایه جنجالی زلاتان به ستاره انگلیس: سیم دوربین عنکبوتی از مادوئکه بهتر بازی کرد

۲

واکنش غرب به فهرست انتقام روزنامه همشهری: ایتالیا تحقیقات امنیتی را آغاز کرد

۳

داور هلندی پس از کنار گذاشته شدن از جام جهانی، در ۳۸ سالگی درگذشت

۴

حمله بیرانوند به مهدوی‌کیا: تا مکزیک آمد، با اینفانتینو عکس گرفت، ولی به ما سر نزد

۵
تحلیل

گلف‌نیوز: چه کسی در تهران فرمان می‌دهد؟

انتخاب سردبیر

  • آمریکا روند تخلیه هواپیماهای سوخت‌رسان خود را از فرودگاه تل‌آویو متوقف کرد

    آمریکا روند تخلیه هواپیماهای سوخت‌رسان خود را از فرودگاه تل‌آویو متوقف کرد

  • انتشار تصاویر شخصی زنان در کانال‌های تلگرامی لرستان موجب نگرانی شهروندان شده است

    انتشار تصاویر شخصی زنان در کانال‌های تلگرامی لرستان موجب نگرانی شهروندان شده است

  • دانش‌آموزان شهرهای جنوبی و امتحانات حضوری در میانه جنگ
    روایت شما

    دانش‌آموزان شهرهای جنوبی و امتحانات حضوری در میانه جنگ

  • جمهوری اسلامی، محی‌الدین عبداللهی و حسین پالانی را به اتهام «عضویت در داعش» اعدام کرد

    جمهوری اسلامی، محی‌الدین عبداللهی و حسین پالانی را به اتهام «عضویت در داعش» اعدام کرد

  • فایننشال تایمز: نیروهای آمریکایی در منطقه هدف کارزار ردیابی تلفن‌های همراه قرار گرفتند

    فایننشال تایمز: نیروهای آمریکایی در منطقه هدف کارزار ردیابی تلفن‌های همراه قرار گرفتند

  • گزارش هاآرتص از همکاری محمود احمدی‌نژاد با اسرائیل و ناکامی‌های نتانیاهو و رییس سابق موساد

    گزارش هاآرتص از همکاری محمود احمدی‌نژاد با اسرائیل و ناکامی‌های نتانیاهو و رییس سابق موساد

بازی‌های جام جهانی ۲۰۲۶

•
•
•

مطالب بیشتر

چین؛ ناجی خاموش اقتصاد نفتی ایران در میانه جنگ

۱۸ فروردین ۱۴۰۵، ۲۲:۵۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
اردوان روزبه
100%

در حالی که واشینگتن سال‌ها تلاش کرده با تحریم‌های سنگین، صادرات نفت ایران را به صفر برساند، این تحریم‌ها با یک عامل کلیدی خنثی شده است: چین. کشوری که با خرید گسترده نفت ایران، میلیاردها دلار به اقتصاد تهران تزریق کرده و به ستون اصلی ماندگاری مالی جمهوری اسلامی تبدیل شده است.

همزمان، ایده‌هایی مانند «تصاحب نفت ایران» از سوی دونالد ترامپ مطرح شده که بیش از آن‌که عملی باشد، بازتابی از رقابت ژئوپلیتیک با پکن است.

سیاست «فشار حداکثری» آمریکا با هدف قطع کامل صادرات نفت ایران طراحی شده اما واقعیت امروز بازار انرژی نشان می‌دهد این هدف هرگز به‌طور کامل محقق نشده است. دو گزارش اخیر از وال‌استریت ژورنال و بلومبرگ تصویری روشن از واقعیت ارائه می‌دهند: از یک‌سو، چین به مهم‌ترین مسیر تنفس اقتصادی جمهوری اسلامی در همین میانه جنگ تبدیل شده و از سوی دیگر، دونالد ترامپ ایده‌هایی را مطرح می‌کند که بیش از آن‌که عملیاتی باشند، جنبه ژئوپلیتیک و حتی تبلیغاتی دارند.

بر اساس گزارش وال‌استریت ژورنال، چین در سال‌های اخیر به خریدار اصلی نفت ایران تبدیل شده و اکنون تقریبا تمام تولید نفت ایران را جذب می‌کند. برآوردها نشان می‌دهد که پکن در سال ۲۰۲۵ روزانه حدود ۱.۴ میلیون بشکه نفت از ایران خریداری کرده؛ رقمی که بیش از ۸۰ درصد صادرات نفت ایران را شامل می‌شود.

این حجم از خرید، سالانه ده‌ها میلیارد دلار درآمد برای تهران ایجاد کرده و در عمل ستون اصلی بقای اقتصادی جمهوری اسلامی را در شرایط تحریم شکل داده است.

این تجارت تنها یک رابطه ساده خریدار و فروشنده نیست، بلکه بر پایه یک شبکه پیچیده برای دور زدن تحریم‌ها بنا شده است. استفاده از بانک‌های کوچک چینی با ارتباط محدود به نظام مالی جهانی، ایجاد شرکت‌های پوششی در هنگ‌کنگ، و فعالیت پالایشگاه‌های خصوصی موسوم به «تی‌پات» از جمله ابزارهایی هستند که این چرخه را فعال نگه داشته‌اند.

در کنار این، روش‌هایی مانند جعل اسناد، تغییر منشا محموله‌ها و انتقال نفت از کشتی به کشتی در دریا، به پنهان‌سازی این تجارت کمک کرده‌اند.

نکته کلیدی این است که بدون این شبکه، ایران به‌سختی می‌توانست صادرات نفت خود را حفظ کند. یک تحلیلگر اندیشکده در واشینگتن تاکید می‌کند که چین «شریک اصلی ایران در دور زدن تحریم‌ها» است و بدون این حمایت، ادامه وضعیت فعلی در بحران جنگ برای تهران بسیار دشوار می‌بود.

با این حال، این همکاری برای چین نیز بدون هزینه نیست. برخلاف سال‌های گذشته که نفت ایران با تخفیف‌های سنگین به فروش می‌رسید، تحولات اخیر بازار و جنگ باعث شده این مزیت کاهش یابد.

گزارش بلومبرگ اشاره می‌کند که نفت ایران که پیش‌تر برای چین یک منبع ارزان و تحریمی محسوب می‌شد، اکنون در برخی موارد حتی با قیمت بالاتر از حد انتظار معامله می‌شود. به عبارت دیگر، چین همچنان خریدار اصلی باقی مانده، اما شرایط معامله دیگر به اندازه گذشته یک‌طرفه و سودآور نیست.

در این میان، ایده‌های مطرح‌شده از سوی دونالد ترامپ نیز توجه زیادی را جلب کرده است. او پیشنهاد داده که آمریکا می‌تواند نفت ایران را «بگیرد» و خود آن را بفروشد؛ ایده‌ای که به گفته او می‌تواند هم درآمدزایی کند و هم قدرت آمریکا در برابر چین را افزایش دهد. ترامپ حتی به‌صراحت گفته است: «اگر انتخاب با من باشد، نفت را برمی‌دارم و نگه می‌دارم».

اما بررسی دقیق‌تر نشان می‌دهد که این ایده‌ها با موانع جدی روبه‌رو هستند. نخست، از نظر حقوق بین‌الملل، تصاحب منابع طبیعی یک کشور دیگر بدون چارچوب قانونی، با چالش‌های اساسی مواجه است و می‌تواند تبعات گسترده‌ای در سطح جهانی داشته باشد.

دوم، از نظر عملیاتی، کنترل زیرساخت‌های نفتی ایران نیازمند حضور نظامی گسترده، هزینه‌های مالی سنگین و درگیری طولانی‌مدت در منطقه است؛ سناریویی که با توجه به مخالفت افکار عمومی آمریکا با ادامه جنگ، چندان واقع‌بینانه به نظر نمی‌رسد.

حتی گزینه‌های جایگزین مانند توقیف محموله‌های نفتی ایران در دریا نیز محدودیت‌های خاص خود را دارند. این اقدامات می‌توانند تنش‌های نظامی را تشدید کنند، بازار جهانی نفت را بی‌ثبات سازند و واکنش‌های زنجیره‌ای از سوی بازیگران دیگر، به‌ویژه چین، به دنبال داشته باشند.

در واقع، آنچه از ترکیب این دو گزارش به‌دست می‌آید، یک تصویر دوگانه است. از یک‌سو، چین به‌عنوان مهم‌ترین شریک اقتصادی ایران، نقشی کلیدی در حفظ توان مالی جمهوری اسلامی حتی در دوران جنگ با آمریکا و اسرائیل ایفا می‌کند؛ نقشی که نه‌تنها به تداوم صادرات نفت کمک کرده، بلکه امکان دسترسی به درآمدهای ارزی و تامین مالی فعالیت‌های مختلف را نیز فراهم آورده است. از سوی دیگر، ایالات متحده با وجود ابزارهای گسترده تحریمی، در عمل با محدودیت‌هایی مواجه است که مانع از تحقق کامل اهدافش می‌شود.

در این چارچوب، تهدیدهایی مانند «فروش نفت ایران توسط آمریکا» بیش از آنکه یک برنامه اجرایی باشد، نشان‌دهنده تلاش برای بازتعریف اهرم‌های فشار در رقابت با چین است. انرژی در اینجا نه فقط یک منبع اقتصادی، بلکه یک ابزار ژئوپلیتیک است که می‌تواند توازن قدرت را در سطح جهانی تحت تأثیر قرار دهد.

در نهایت، تا زمانی که چین به خرید نفت ایران ادامه می‌دهد، ساختار تحریم‌ها به‌طور کامل کارآمد نخواهد بود. این رابطه، هرچند برای پکن نیز هزینه‌هایی به همراه دارد، همچنان یکی از مهم‌ترین عوامل موثر در ماندگاری اقتصادی جمهوری اسلامی محسوب می‌شود و به تهران امکان می‌دهد حتی در میانه یک جنگ تمام‌عیار نیز بخش مهمی از درآمد نفتی خود را حفظ کند.

در مقابل، ایده‌هایی مانند تصاحب یا فروش نفت ایران از سوی آمریکا، دست‌کم در شرایط فعلی نظام بین‌الملل، بیش از آنکه یک برنامه عملیاتی باشند، بازتابی از رقابت بزرگ‌تر قدرت‌ها بر سر انرژی، مسیرهای انتقال آن و مهار نفوذ چین‌اند.

به این ترتیب، تناقض اصلی بحران روشن‌تر می‌شود: جمهوری اسلامی از یک‌سو زیر فشار شدید آمریکا قرار دارد، اما از سوی دیگر، تا وقتی روزانه حدود ۱.۶ میلیون بشکه نفت می‌فروشد، هنوز از یک منبع حیاتی برای دوام در برابر این فشار برخوردار است.

برندگان پنهان جنگ ایران: از شورای امنیت تا بازار انرژی، بازی روسیه و چین

۱۸ فروردین ۱۴۰۵، ۲۲:۳۲ (‎+۱ گرینویچ)
•
احمد صمدی
100%

وتوی روسیه و چین علیه قطعنامه حفاظت از کشتیرانی در تنگه هرمز فقط نشانه همسویی سیاسی با جمهوری اسلامی نیست؛ این دو قدرت از تداوم بحران ایران نیز سود می‌برند: یکی با جهش درآمدهای انرژی و دیگری با تقویت جایگاهش در بازار جهانی فناوری‌های انرژی پاک.

در نگاه نخست، وتوی پیش‌نویس قطعنامه پیشنهادی بحرین درباره حفاظت از کشتیرانی در تنگه هرمز از سوی روسیه و چین که سه‌شنبه در شورای امنیت سازمان ملل انجام شد، ممکن است در چارچوب اتحاد سیاسی این دو کشور با جمهوری اسلامی ایران یا رقابت ژئوپلیتیک آن‌ها با ایالات متحده تحلیل شود. چنین برداشتی بی‌راه نیست، اما همه واقعیت را توضیح نمی‌دهد.

آنچه در این میان کمتر دیده می‌شود، منطق اقتصادی و منافع مالی مستقیم این دو قدرت در تداوم بحران است.

روسیه؛ جنگی که خزانه کرملین را پر کرد

پیش از آغاز عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران، اقتصاد روسیه به‌واسطه تحریم‌های بین‌المللی تحت فشار جدی قرار داشت.

گزارش‌های رسانه‌ای، از جمله در نشریه آلمانی فرانکفورتر روندشاو، نشان می‌دهد که درآمدهای نفت و گاز این کشور به‌شدت کاهش یافته بود؛ به‌طوری‌که نفت روسیه با تخفیف‌های قابل توجه و حتی تا حدود یک‌سوم قیمت جهانی فروخته می‌شد. همزمان، کسری بودجه دولت به بیش از ۹۰درصد رقم هدف‌گذاری‌شده برای سال ۲۰۲۶رسیده بود.

اما با آغاز جنگ، شرایط به‌سرعت تغییر کرد. افزایش قیمت انرژی و اختلال در عرضه جهانی باعث شد درآمدهای نفت و گاز روسیه جهش پیدا کند.

برآوردها نشان می‌دهد که درآمد روزانه مسکو از این محل به حدود ۷۶۰میلیون دلار رسیده و مجموع درآمد ماهانه آن به نزدیک ۲۴میلیارد دلار افزایش یافته است.

به بیان دیگر، بحرانی که برای بسیاری از کشورها هزینه‌زا بوده، برای روسیه به یک فرصت اقتصادی کم‌سابقه تبدیل شده است.

چین؛ برنده پنهان در نظم جدید انرژی

در مورد چین، ماجرا متفاوت و پیچیده‌تر است. برخلاف روسیه، پکن به‌طور مستقیم از افزایش قیمت نفت سود نمی‌برد و حتی در صورت اختلال یا بسته شدن تنگه هرمز ممکن است با چالش‌های جدی مواجه شود.

با این حال، برخی تحلیل‌ها از جمله در واشینگتن پست نشان می‌دهد که چین می‌تواند در بلندمدت از این بحران منتفع شود.

افزایش بی‌ثباتی در بازار انرژی و رشد قیمت سوخت‌های فسیلی، کشورها را به سمت انرژی‌های تجدیدپذیر سوق می‌دهد؛ حوزه‌ای که چین در آن برتری جهانی دارد. از تولید پنل‌های خورشیدی گرفته تا باتری‌ها و خودروهای برقی، پکن بازیگر اصلی زنجیره تأمین این فناوری‌هاست.

در نتیجه، هرچه بحران انرژی عمیق‌تر شود، وابستگی جهان به فناوری‌های تولیدی چین افزایش می‌یابد. البته این به معنای نبود ریسک نیست؛ چین همچنان به مسیرهای حیاتی انرژی مانند تنگه هرمز وابسته است و از اختلال در آن‌ها آسیب‌پذیر خواهد بود.

بحران به‌مثابه فرصت

با در نظر گرفتن دو واقعیت سود مستقیم روسیه از افزایش قیمت انرژی و سود ساختاری چین از تغییر الگوی مصرف جهانی می‌توان پرسش مهم‌تری مطرح کرد: آیا تداوم بسته بودن تنگه هرمز و اختلال در کشتی‌رانی تجاری، در خدمت منافع این قدرت‌ها قرار نمی‌گیرد؟

این پرسش به‌ویژه در زمینه تصمیم‌گیری‌های سیاسی، از جمله مخالفت با ابتکاراتی که می‌تواند به کاهش تنش یا تضمین امنیت مسیرهای حیاتی مانند تنگه هرمز منجر شود، اهمیت پیدا می‌کند.

در این چارچوب، تداوم بحران را می‌توان نوعی «رولت روسی» در سیاست بین‌الملل دانست؛ قماری پرریسک با پیامدهای غیرقابل پیش‌بینی که در عین حال برای برخی بازیگران سودآور است.

در حالی که روسیه و چین از بی‌ثباتی در بازار انرژی و تحولات ژئوپلیتیک بهره می‌برند، جمهوری اسلامی آگاهانه یا ناآگاهانه در زمینی بازی می‌کند که قواعد آن را قدرت‌های دیگر تعیین کرده‌اند.

تحلیل رفتار روسیه و چین در قبال بحران ایران، تنها با ارجاع به ملاحظات سیاسی یا امنیتی کامل نمی‌شود. اقتصاد انرژی و منافع مالی نقش تعیین‌کننده‌ای در این معادله دارند.

در چنین وضعی، تداوم بحران برای برخی بازیگران سود می‌سازد، اما برای ایران و مردمش هزینه‌ای سنگین‌تر بر جا می‌گذارد.

حاکمیت سایه‌ها؛ قدرت سپاه با ماسکی از رییس‌جمهوری و رهبر غایب

۱۸ فروردین ۱۴۰۵، ۱۹:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
کامیار بهرنگ
100%

گزارش‌ اختصاصی اخیر ایران‌اینترنشنال مبنی بر اختلاف شدید پزشکیان و فرماندهان سپاه پاسداران از تعمیق بی‌سابقه شکاف در رأس هرم قدرت، پرده از واقعیتی برمی‌دارد که خروجی آن یک کودتای ساختاری برای یکدست‌سازی قدرت در آستانه انتقال کامل جانشینی از دیکتاتور کشته شده ایران به فرزندش است.

از این فرزند اما حتی هیچ خط و نشانی دیده نشده و سپاه پاسداران با ساخت یک بستر لازم این جانشینی را به نفع خود مدیریت می‌کند.

برخورد تند مسعود پزشکیان با حسین طائب، فراتر از یک مجادله سیاسی، در واقع مواجهه «رییس‌جمهوری بی‌اختیار» با «کارگزارِ رهبرِ غایب» است. در حالی که کانون قدرت جمهوری اسلامی امروز در پناهگاه‌های زیرزمینی سپاه پاسداران است و این فرماندهان مسیر جنگ و فاجعه را برگزیده‌اند، بدنه عملیاتی و نیروهای پیاده نظام دستگاه جنگ و سرکوب در خیابان‌ها با گرسنگی و فروپاشی لجستیکی دست و پنجه نرم می‌کنند؛ وضعیتی که نشان‌دهنده یک بن‌بست راهبردی میان رویاهای جاه‌طلبانه کانون قدرت و واقعیتِ ویرانِ میدان است.

تقابل عروسک خامنه‌ای با معمار انتقال قدرت به خامنه‌ای

دیدار میان مسعود پزشکیان و حسین طائب، نمادِ عریانِ بی‌اثری نهاد ریاست‌جمهوری در ساختار فعلی است. طائب که به‌عنوان هماهنگ‌کننده اصلی سپاه و مهره کلیدی در پروژه به قدرت رساندن مجتبی خامنه‌ای شناخته می‌شود، در این ملاقات نه به‌عنوان یک مقام امنیتی، بلکه در قامت نماینده تام‌الاختیارِ هسته پنهان قدرت ظاهر می‌شود.

حذف چهره‌های دفتر علی خامنه‌ای همچون حجازی و گلپایگانی(با سابقه مخالفت برای به صدر نشاندن مجتبی) در اینجا نشان می‌دهد صحنه‌گردان جدید حاکمان واقعی جمهوری اسلامی امروز کسانی هستند که رابطه‌شان با سپاه پاسداران از پیش تعیین شده بود.

فریادهای پزشکیان علیه سیاست‌های جنگ‌طلبانه سپاهیان، در واقع ناله ناتوانیِ بازیچه‌ای است که علی خامنه‌ای تنها برای نمایش مشروعیت از آن استفاده کرده بود و اکنون او را مجبور به تمکین از فرامین سپاه کرده‌اند.

  • اختلاف شدید در راس قدرت؛ پزشکیان: وحیدی و عبداللهی، کشور را به سمت فاجعه می‌برند

    اختلاف شدید در راس قدرت؛ پزشکیان: وحیدی و عبداللهی، کشور را به سمت فاجعه می‌برند

این تقابل نشان می‌دهد که دولت در ایران عملا به یک پوسته توخالی تبدیل شده و تصمیمات کلان نه در پاستور، بلکه در لایه‌های پنهانی اتخاذ می‌شود که طائب وظیفه هماهنگی و ابلاغ آنها را بر عهده دارد.

کودتای ژنرال‌های بی‌حکم؛ آرایش جنگی برای بلعیدن قدرت

در لایه نظامی، شاهد نوعی «کودتای درونی» از سوی حلقه‌ای از فرماندهان هستیم که بدون طی کردن روال‌های قانونی و تنها با اتکا به فرامین مستقیم و پنهانی، هدایت ماشین جنگی نظام را به دست گرفته‌اند. احمد وحیدی در حالی به عنوان فرمانده سپاه نقش‌آفرینی می‌کند که هیچ حکم رسمی برای این جایگاه ندارد و تنها با تکیه بر جایگاهش به عنوان جانشین فرمانده کل سپاه (منصوب علی خامنه‌ای)، به همراه علی عبداللهی و عزیز جعفری، مسیر برخورد نظامی را پیش می‌برد.

این مثلث قدرت که از سوی چهره‌هایی چون محسن رضایی، محمدباقر ذوالقدر و سمتی دیگر محمدباقر قالیباف پشتیبانی می‌شود، هدفی فراتر از جنگ منطقه‌ای را دنبال می‌کند؛ آنها در حال تثبیت هژمونیِ جریانی هستند که قرار است گذار به دوران پس از علی خامنه‌ای را تضمین کند، حتی اگر این مسیر به قیمت نابودی زیرساخت‌های کشور و فاجعه ملی تمام شود.

ارتش گرسنه و فروپاشی در لایه پشتیبانی

بزرگ‌ترین تناقض این آرایش جنگی، شکاف عمیق میان نقشه‌های بلندپروازانه فرماندهان کودتاگر و واقعیتِ میدانیِ نیروهای تحت امر آنهاست. گزارش‌های میدانی از وضعیت نیروهای سپاه و بسیج، توصیف‌گر ارتشی است که به تعبیر نظامی «دیگر روی شکمش راه نمی‌رود».

گرسنگی سربازان، توزیع غذای فاسد، خوابیدن نیروها در خیابان به‌دلیل تخریب پایگاه‌ها و از همه مهم‌تر، قطع شدن شریان‌های مالی ناشی از فلج شدن بانک سپه، نشان‌دهنده یک شکست لجستیکی تمام‌عیار است. نظامی که حقوق سربازش را پرداخت نمی‌کند و توان تامین جیره اولیه او را ندارد، در حالی به سمت تشدید تنش حرکت می‌کند که بدنه عملیاتی‌اش به‌دلیل خستگی مفرط و تضعیف روحیه، در آستانه نافرمانی قرار گرفته است.

  • پایان جمهوری اسلامی، آغاز حکومت متزلزل پاسداران

    پایان جمهوری اسلامی، آغاز حکومت متزلزل پاسداران

این بن‌بست، یعنی جمهوری اسلامی در حالی به‌دست «کارگزاران مجتبی خامنه‌ای» به سمت جنگ هدایت می‌شود که ابزار اصلی این جنگ، یعنی نیروی انسانی، در ابتدایی‌ترین سطوح معیشتی فروپاشیده است.

بن‌بست نهایی؛ فاجعه در سایه توهم قدرت

واقعیتِ صحنه نشان می‌دهد که هشدارهای پزشکیان درباره فروپاشی اقتصادی و فاجعه عظیم، اگرچه از نظر کارشناسی دقیق است اما کامل نیست چراکه اقتصاد جمهوری اسلامی پیش از جنگ هم اقتصادی پویا و شکوفا نبود که حالا در آستانه فروپاشی قرار بگیرد. دولت‌های ناتوان در جمهوری اسلامی توان کنترل تورم را نداشته‌اند و تنها هنر آنها به تعویق انداختن فاجعه‌ها بوده است.

با همه اینها همین هشدارهای نیم‌بند در گوشِ فرماندهانی که سرنوشت خود را به بقای هسته سخت قدرت گره زده‌اند، شنیده نمی‌شود. نظام در وضعیتی قرار گرفته که رأس آن (سپاه و صحنه‌گردانان غیررسمی دفتر رهبر غایب جمهوری اسلامی) درگیر بازی قدرت برای جانشینی و تنش‌زایی بین‌المللی است، میانه‌اش (دولت) بازیچه‌ای بی‌اراده و شکست‌خورده است، و قاعده آن (بدنه نظامی و اقتصادی) دچار اضمحلال و گرسنگی شده است.

این تضادِ ساختاری میان «اراده به جنگ در بالا» و «فقدان توانِ بقا در پایین»، جمهوری اسلامی را به نقطه‌ای رسانده است که در آن فاجعه نه یک احتمال، بلکه یک حتمیتِ گریزناپذیر است که از درونِ همین شکاف‌های لجستیکی و سیاسی سر بر خواهد آورد.

اکونومیست: جنگ به فروپاشی اقتصاد غیرنظامی ایران و تقویت اقتصاد سپاه منجر شده است

۱۸ فروردین ۱۴۰۵، ۱۶:۱۱ (‎+۱ گرینویچ)
100%

نشریه اکونومیست در گزارشی نوشت هم‌زمان با گسترش حملات آمریکا و اسرائیل به زیرساخت‌های ایران، اقتصاد غیرنظامی این کشور با تورم، بیکاری و کاهش ارزش ریال تضعیف شده، اما ساختارهای اقتصادی وابسته به سپاه پاسداران از افزایش قیمت نفت و اختلال در تجارت منطقه‌ای سود برده‌اند

نشریه اکونومیست در گزارشی تحلیلی نوشت هم‌زمان با تشدید حملات آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی، اقتصاد غیرنظامی این کشور رو به فروپاشی رفته، اما ساختارهای اقتصادی وابسته به سپاه پاسداران تقویت شده‌اند.

این گزارش که ۱۷ فروردین ۱۴۰۵ منتشر شد، به بررسی شکاف فزاینده میان اقتصاد عمومی و اقتصاد نظامی در ایران پرداخته است.

اکونومیست نوشت در ماه نخست جنگ، آمریکا و اسرائیل عمدتا زیرساخت‌های غیرنظامی را هدف قرار ندادند، اما از ۱۳ فروردین حملات به پل‌ها، نیروگاه‌ها و سایر زیرساخت‌های اقتصادی گسترش یافت. دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، تهدید کرده که در صورت باز نشدن تنگه هرمز از سوی جمهوری اسلامی، حملات بیشتری به زیرساخت‌ها انجام خواهد شد.

  • وقتی جنگ به قلب پتروشیمی ایران رسید

    وقتی جنگ به قلب پتروشیمی ایران رسید

به نوشته این نشریه، حملات به اهداف غیرنظامی بحث‌برانگیز است و در اغلب موارد بر اساس حقوق بین‌الملل غیرقانونی محسوب می‌شود. این حملات همچنین ممکن است در دستیابی به هدف اصلی خود ناکام بماند، زیرا حکومت ایران و نیروی نخبه نظامی آن، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، اتکای اندکی به اقتصاد غیرنظامی دارند؛ اقتصادی که سال‌ها در وضعیت بحرانی قرار داشته است.

فعالیت‌های این ساختارها از طریق یک امپراتوری تجاری تامین مالی می‌شود و جنگ برای آنها به کسب‌وکار سودآوری تبدیل شده است. افزایش شدید قیمت نفت درآمدها را بالا برده و توانایی سپاه در بهره‌برداری از اختلال در کشتی‌رانی و تجارت نیز به تقویت منابع مالی آن کمک کرده است.

بر اساس این گزارش، سپاه در سال ۲۰۲۵ حدود نیمی از صادرات نفت ایران به ارزش دست‌کم ۳۰ میلیارد دلار را مدیریت کرده است. افزایش قیمت جهانی نفت در جریان جنگ نیز درآمدهای این نهاد را تقویت کرده است.

اکونومیست نوشت جمهوری اسلامی با وجود جنگ، دست‌کم به اندازه سال گذشته نفت ایران را صادر می‌کند اما درآمد آن تقریبا دو برابر شده است.

در مقابل، اقتصاد عمومی ایران با تورم بالا، کاهش ارزش ریال و بیکاری گسترده روبه‌رو است. نرخ تورم سالانه پیش از آغاز جنگ نزدیک به ۵۰ درصد بود و پس از آن نیز افزایش یافته است.

به‌نوشته اکونومیست، حدود ۶۰ درصد جمعیت در سن کار، بیکار هستند و حملات هوایی و قطعی اینترنت، بخش خدمات را که نیمی از نیروی کار را در خود جای داده بود، فلج کرده است.

اکونومیست افزود شرکت‌های وابسته به سپاه در حوزه‌هایی چون صنایع غذایی، دارویی، فولاد و آلومینیوم از کاهش واردات و افزایش قیمت‌ها سود برده‌اند. همچنین درآمدهای حاصل از قاچاق و عوارض احتمالی از کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز می‌تواند منابع مالی بیشتری برای این نهاد فراهم کند.

اکونومیست در پایان نتیجه‌گیری کرد که حمله به اهداف غیرنظامی ممکن است اقتصاد عمومی ایران را تضعیف کند، اما بدون هدف قرار دادن صادرات نفت، توان مالی سپاه به‌طور کامل از بین نخواهد رفت.

محمدجواد اکبرین: مردم به‌دنبال راهی برای خلاصی از جمهوری اسلامی هستند

۱۸ فروردین ۱۴۰۵، ۱۲:۱۶ (‎+۱ گرینویچ)

در ادامه واکنش‌ها به سخنان دونالد ترامپ، غلامحسین محسنی اژه‌ای، رییس قوه قضاییه، «حفظ اقتدار» را یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر خواند و گفت: «جمهوری اسلامی از موضع قدرت، جنگ را تمام خواهد کرد.»

محمدجواد اکبرین، عضو تحریریه ایران‌اینترنشنال، به بررسی دیدگاه‌های مردم ایران درباره جنگ کنونی و احتمال برقراری آتش‌بس پرداخت.

اکبرین گفت: «مردم به‌دنبال راهی برای خلاصی از نکبت جمهوری اسلامی و برخورداری از حداقل‌های زندگی هستند.»