• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

نتانیاهو: از توافق آتش‌بس ترامپ با تهران حمایت می‌کنیم، اما این موضوع شامل لبنان نمی‌شود

۱۹ فروردین ۱۴۰۵، ۰۴:۱۲ (‎+۱ گرینویچ)

دفتر نتانیاهو با استقبال از تعلیق دو هفته‌ای حملات آمریکا به ایران اعلام کرد این آتش‌بس مشروط به بازگشایی فوری تنگه‌ها و توقف حملات است و شامل لبنان نمی‌شود. اسرائیل همچنین از تلاش آمریکا برای رفع تهدید هسته‌ای و موشکی ایران حمایت کرد.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

اختلاف شدید در راس قدرت؛ پزشکیان: وحیدی و عبداللهی، کشور را به سمت فاجعه می‌برند
۱
اختصاصی

اختلاف شدید در راس قدرت؛ پزشکیان: وحیدی و عبداللهی، کشور را به سمت فاجعه می‌برند

۲

نیویورک‌پست: پسر معصومه ابتکار، از گروگانگیران تهران، در لس‌آنجلس زندگی مجللی دارد

۳

منابع امنیتی از تغییر ماهیت قدرت در ایران و تسویه حساب‌های سیاسی می‌گویند

۴

اورشلیم‌پست: مسکو مشخصات تاسیسات حیاتی انرژی اسرائیل را در اختیار تهران گذاشته است

۵
روایت شما

‫خشم و نارضایتی شهروندان از افزایش حضور نیروهای فاطمیون در شهرهای ایران‬

Banner

انتخاب سردبیر

  • واکنش شهروندان به آتش‌بس موقت؛ از خشم و ناامیدی تا امید به «تاکتیک پنهان»
    روایت شما

    واکنش شهروندان به آتش‌بس موقت؛ از خشم و ناامیدی تا امید به «تاکتیک پنهان»

  • ۴۰ روز خاموشی دیجیتال، ۲۰۰ هزار میلیارد تومان خسارت

    ۴۰ روز خاموشی دیجیتال، ۲۰۰ هزار میلیارد تومان خسارت

  •  حاکمیت سایه‌ها؛ قدرت سپاه با ماسکی از رییس‌جمهوری و رهبر غایب
    تحلیل

    حاکمیت سایه‌ها؛ قدرت سپاه با ماسکی از رییس‌جمهوری و رهبر غایب

  • احساسات دوگانه شهروندان درباره ضرب‌الاجل ترامپ برای حمله به زیر‌ساخت‌ها
    روایت شما

    احساسات دوگانه شهروندان درباره ضرب‌الاجل ترامپ برای حمله به زیر‌ساخت‌ها

  • اختلاف شدید در راس قدرت؛ پزشکیان: وحیدی و عبداللهی، کشور را به سمت فاجعه می‌برند
    اختصاصی

    اختلاف شدید در راس قدرت؛ پزشکیان: وحیدی و عبداللهی، کشور را به سمت فاجعه می‌برند

  • مجید خادمی که بود و چرا کشته شدنش مهم است؟

    مجید خادمی که بود و چرا کشته شدنش مهم است؟

•
•
•

مطالب بیشتر

چین؛ ناجی خاموش اقتصاد نفتی ایران در میانه جنگ

۱۸ فروردین ۱۴۰۵، ۲۲:۵۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
اردوان روزبه

در حالی که واشینگتن سال‌ها تلاش کرده با تحریم‌های سنگین، صادرات نفت ایران را به صفر برساند، این تحریم‌ها با یک عامل کلیدی خنثی شده است: چین. کشوری که با خرید گسترده نفت ایران، میلیاردها دلار به اقتصاد تهران تزریق کرده و به ستون اصلی ماندگاری مالی جمهوری اسلامی تبدیل شده است.

همزمان، ایده‌هایی مانند «تصاحب نفت ایران» از سوی دونالد ترامپ مطرح شده که بیش از آن‌که عملی باشد، بازتابی از رقابت ژئوپلیتیک با پکن است.

سیاست «فشار حداکثری» آمریکا با هدف قطع کامل صادرات نفت ایران طراحی شده اما واقعیت امروز بازار انرژی نشان می‌دهد این هدف هرگز به‌طور کامل محقق نشده است. دو گزارش اخیر از وال‌استریت ژورنال و بلومبرگ تصویری روشن از واقعیت ارائه می‌دهند: از یک‌سو، چین به مهم‌ترین مسیر تنفس اقتصادی جمهوری اسلامی در همین میانه جنگ تبدیل شده و از سوی دیگر، دونالد ترامپ ایده‌هایی را مطرح می‌کند که بیش از آن‌که عملیاتی باشند، جنبه ژئوپلیتیک و حتی تبلیغاتی دارند.

بر اساس گزارش وال‌استریت ژورنال، چین در سال‌های اخیر به خریدار اصلی نفت ایران تبدیل شده و اکنون تقریبا تمام تولید نفت ایران را جذب می‌کند. برآوردها نشان می‌دهد که پکن در سال ۲۰۲۵ روزانه حدود ۱.۴ میلیون بشکه نفت از ایران خریداری کرده؛ رقمی که بیش از ۸۰ درصد صادرات نفت ایران را شامل می‌شود.

این حجم از خرید، سالانه ده‌ها میلیارد دلار درآمد برای تهران ایجاد کرده و در عمل ستون اصلی بقای اقتصادی جمهوری اسلامی را در شرایط تحریم شکل داده است.

این تجارت تنها یک رابطه ساده خریدار و فروشنده نیست، بلکه بر پایه یک شبکه پیچیده برای دور زدن تحریم‌ها بنا شده است. استفاده از بانک‌های کوچک چینی با ارتباط محدود به نظام مالی جهانی، ایجاد شرکت‌های پوششی در هنگ‌کنگ، و فعالیت پالایشگاه‌های خصوصی موسوم به «تی‌پات» از جمله ابزارهایی هستند که این چرخه را فعال نگه داشته‌اند.

در کنار این، روش‌هایی مانند جعل اسناد، تغییر منشا محموله‌ها و انتقال نفت از کشتی به کشتی در دریا، به پنهان‌سازی این تجارت کمک کرده‌اند.

نکته کلیدی این است که بدون این شبکه، ایران به‌سختی می‌توانست صادرات نفت خود را حفظ کند. یک تحلیلگر اندیشکده در واشینگتن تاکید می‌کند که چین «شریک اصلی ایران در دور زدن تحریم‌ها» است و بدون این حمایت، ادامه وضعیت فعلی در بحران جنگ برای تهران بسیار دشوار می‌بود.

با این حال، این همکاری برای چین نیز بدون هزینه نیست. برخلاف سال‌های گذشته که نفت ایران با تخفیف‌های سنگین به فروش می‌رسید، تحولات اخیر بازار و جنگ باعث شده این مزیت کاهش یابد.

گزارش بلومبرگ اشاره می‌کند که نفت ایران که پیش‌تر برای چین یک منبع ارزان و تحریمی محسوب می‌شد، اکنون در برخی موارد حتی با قیمت بالاتر از حد انتظار معامله می‌شود. به عبارت دیگر، چین همچنان خریدار اصلی باقی مانده، اما شرایط معامله دیگر به اندازه گذشته یک‌طرفه و سودآور نیست.

در این میان، ایده‌های مطرح‌شده از سوی دونالد ترامپ نیز توجه زیادی را جلب کرده است. او پیشنهاد داده که آمریکا می‌تواند نفت ایران را «بگیرد» و خود آن را بفروشد؛ ایده‌ای که به گفته او می‌تواند هم درآمدزایی کند و هم قدرت آمریکا در برابر چین را افزایش دهد. ترامپ حتی به‌صراحت گفته است: «اگر انتخاب با من باشد، نفت را برمی‌دارم و نگه می‌دارم».

اما بررسی دقیق‌تر نشان می‌دهد که این ایده‌ها با موانع جدی روبه‌رو هستند. نخست، از نظر حقوق بین‌الملل، تصاحب منابع طبیعی یک کشور دیگر بدون چارچوب قانونی، با چالش‌های اساسی مواجه است و می‌تواند تبعات گسترده‌ای در سطح جهانی داشته باشد.

دوم، از نظر عملیاتی، کنترل زیرساخت‌های نفتی ایران نیازمند حضور نظامی گسترده، هزینه‌های مالی سنگین و درگیری طولانی‌مدت در منطقه است؛ سناریویی که با توجه به مخالفت افکار عمومی آمریکا با ادامه جنگ، چندان واقع‌بینانه به نظر نمی‌رسد.

حتی گزینه‌های جایگزین مانند توقیف محموله‌های نفتی ایران در دریا نیز محدودیت‌های خاص خود را دارند. این اقدامات می‌توانند تنش‌های نظامی را تشدید کنند، بازار جهانی نفت را بی‌ثبات سازند و واکنش‌های زنجیره‌ای از سوی بازیگران دیگر، به‌ویژه چین، به دنبال داشته باشند.

در واقع، آنچه از ترکیب این دو گزارش به‌دست می‌آید، یک تصویر دوگانه است. از یک‌سو، چین به‌عنوان مهم‌ترین شریک اقتصادی ایران، نقشی کلیدی در حفظ توان مالی جمهوری اسلامی حتی در دوران جنگ با آمریکا و اسرائیل ایفا می‌کند؛ نقشی که نه‌تنها به تداوم صادرات نفت کمک کرده، بلکه امکان دسترسی به درآمدهای ارزی و تامین مالی فعالیت‌های مختلف را نیز فراهم آورده است. از سوی دیگر، ایالات متحده با وجود ابزارهای گسترده تحریمی، در عمل با محدودیت‌هایی مواجه است که مانع از تحقق کامل اهدافش می‌شود.

در این چارچوب، تهدیدهایی مانند «فروش نفت ایران توسط آمریکا» بیش از آنکه یک برنامه اجرایی باشد، نشان‌دهنده تلاش برای بازتعریف اهرم‌های فشار در رقابت با چین است. انرژی در اینجا نه فقط یک منبع اقتصادی، بلکه یک ابزار ژئوپلیتیک است که می‌تواند توازن قدرت را در سطح جهانی تحت تأثیر قرار دهد.

در نهایت، تا زمانی که چین به خرید نفت ایران ادامه می‌دهد، ساختار تحریم‌ها به‌طور کامل کارآمد نخواهد بود. این رابطه، هرچند برای پکن نیز هزینه‌هایی به همراه دارد، همچنان یکی از مهم‌ترین عوامل موثر در ماندگاری اقتصادی جمهوری اسلامی محسوب می‌شود و به تهران امکان می‌دهد حتی در میانه یک جنگ تمام‌عیار نیز بخش مهمی از درآمد نفتی خود را حفظ کند.

در مقابل، ایده‌هایی مانند تصاحب یا فروش نفت ایران از سوی آمریکا، دست‌کم در شرایط فعلی نظام بین‌الملل، بیش از آنکه یک برنامه عملیاتی باشند، بازتابی از رقابت بزرگ‌تر قدرت‌ها بر سر انرژی، مسیرهای انتقال آن و مهار نفوذ چین‌اند.

به این ترتیب، تناقض اصلی بحران روشن‌تر می‌شود: جمهوری اسلامی از یک‌سو زیر فشار شدید آمریکا قرار دارد، اما از سوی دیگر، تا وقتی روزانه حدود ۱.۶ میلیون بشکه نفت می‌فروشد، هنوز از یک منبع حیاتی برای دوام در برابر این فشار برخوردار است.

آیا جمهوری اسلامی می‌تواند از عبور کشتی‌ها در تنگه هرمز عوارض بگیرد؟

۱۸ فروردین ۱۴۰۵، ۲۰:۴۰ (‎+۱ گرینویچ)

در پی طرح ایده دریافت عوارض از کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز، گزارش بایرد مریتایم بررسی کرده است که آیا ایران از نظر حقوق بین‌الملل می‌تواند این آبراه طبیعی بین‌المللی را به مسیر عوارضی تبدیل کند یا نه؛ مسیری که حدود یک‌پنجم نفت جهان از آن عبور می‌کند.

در این گزارش که سه‌شنبه ۱۸ فروردین منتشر شد، آمده است که در چارچوب تنش‌ها و درگیری‌های اخیر در منطقه، ایده دریافت هزینه از کشتی‌های عبوری به‌عنوان بخشی از یک توافق احتمالی مطرح شده است. بر اساس این طرح، کشتی‌ها ممکن است ملزم به ثبت و دریافت مجوز برای عبور شوند و در قبال آن هزینه‌ای بپردازند، هرچند جزئیات رسمی و سازوکار آن منتشر نشده است.

تفاوت تنگه هرمز با کانال سوئز و پاناما

از آنجا که کانال سوئز و کانال پاناما بابت عبور کشتی‌ها عوارض دریافت می‌کنند، این پرسش مطرح شده است که آیا می‌توان تنگه هرمز را نیز مشمول مقررات مشابه دانست یا خیر.

تنگه هرمز یک آبراه طبیعی است که خلیج فارس را به دریای عمان و آب‌های آزاد متصل می‌کند. از نظر حقوق بین‌الملل، این تنگه در زمره «تنگه‌های مورد استفاده برای کشتیرانی بین‌المللی» طبقه‌بندی می‌شود.

بر اساس کنوانسیون حقوق دریاها سازمان ملل، کشتی‌ها در چنین تنگه‌هایی از حق «عبور ترانزیتی» برخوردارند؛ حقی که به معنای عبور پیوسته و بدون مانع است و کشورهای ساحلی نمی‌توانند برای عبور عادی از آن عوارض وضع کنند، مگر در قبال ارائه خدمات مشخص دریایی.

در مقابل، کانال سوئز در مصر و کانال پاناما در آمریکای مرکزی مسیرهای مصنوعی هستند که با سرمایه‌گذاری و مدیریت دولت‌های مشخص ساخته شده‌اند. این کشورها بر اساس قوانین ملی و توافق‌های بین‌المللی، حق دریافت عوارض از کشتی‌های عبوری را دارند و این عوارض یکی از منابع درآمدی آنهاست. تفاوت اساسی در این است که کانال‌ها ساخته دست انسان و در مالکیت و مدیریت یک دولت مشخص هستند، در حالی که تنگه هرمز یک گذرگاه طبیعی بین‌المللی است.

تنگه‌های مهم دیگری مانند تنگه مالاکا میان مالزی و اندونزی یا تنگه جبل‌الطارق نیز مشمول همین اصل هستند و عبور از آنها به‌طور معمول رایگان و بر اساس قواعد آزادی ناوبری انجام می‌شود.

  • شورای امنیت درباره امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز رای‌گیری می‌کند

    شورای امنیت درباره امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز رای‌گیری می‌کند

سابقه طرح و چرایی مطرح شدن آن در شرایط کنونی

موضوع کنترل یا محدودسازی عبور در تنگه هرمز سابقه‌ای طولانی در تنش‌های منطقه‌ای دارد و در دوره‌های مختلف، مقام‌های جمهوری اسلامی تهدید کرده‌اند که در صورت افزایش فشارهای خارجی، عبور نفتکش‌ها را مختل خواهند کرد. با این حال، ایده دریافت رسمی عوارض به‌عنوان یک سازوکار دائمی و قانونی، در دوره‌های عادی و صلح‌آمیز پیگیری و اجرا نشده است.

دلیل اصلی آن موانع حقوقی و سیاسی گسترده است. قواعد تثبیت‌شده حقوق دریاها، حتی برای کشورهایی که کنوانسیون حقوق دریاها را تصویب نکرده‌اند، به‌عنوان عرف بین‌المللی الزام‌آور شناخته می‌شود. هرگونه تلاش برای دریافت عوارض از عبور عادی کشتی‌ها می‌تواند با واکنش گسترده قدرت‌های دریایی و کشورهای واردکننده انرژی روبه‌رو شود و به افزایش تنش‌های دیپلماتیک یا حتی نظامی بینجامد.

به همین دلیل، تا پیش از شرایط بحرانی اخیر، تنگه هرمز مانند سایر تنگه‌های بین‌المللی عمل می‌کرد و کشتی‌ها بدون پرداخت عوارض عبور می‌کردند. مطرح شدن دوباره این ایده در فضای جنگ و تنش، بیشتر در چارچوب فشار سیاسی و ابزار چانه‌زنی ارزیابی می‌شود تا یک سیاست پایدار حقوقی.

موانع اجرای عملی

اجرای چنین طرحی با موانع جدی حقوقی، سیاسی و اقتصادی روبه‌روست. از نظر حقوقی، دریافت عوارض از عبور عادی کشتی‌ها با اصل «عبور ترانزیتی» در تنگه‌های بین‌المللی در تعارض است؛ اصلی که بر اساس قواعد تثبیت‌شده حقوق دریاها، عبور پیوسته و بدون مانع شناورها را تضمین می‌کند و تنها اجازه دریافت هزینه در قبال خدمات مشخص دریایی را می‌دهد. به همین دلیل، هرگونه تعیین عوارض برای صرف عبور می‌تواند با اعتراض گسترده حقوقی کشورها مواجه شود.

  • گزارش روزنامه لوموند از تاثیر تنگه هرمز بر معادلات جنگ: برگ برنده جمهوری اسلامی

    گزارش روزنامه لوموند از تاثیر تنگه هرمز بر معادلات جنگ: برگ برنده جمهوری اسلامی

از نظر سیاسی نیز تنگه هرمز به‌عنوان شریان اصلی انتقال انرژی جهان اهمیت راهبردی دارد و کشورهای حاشیه خلیج فارس، واردکنندگان بزرگ نفت در آسیا و قدرت‌های دریایی همواره بر آزادی ناوبری در این مسیر تاکید کرده‌اند. هر اقدام یک‌جانبه برای تغییر وضعیت حقوقی یا عملی این گذرگاه می‌تواند تنش‌های دیپلماتیک را افزایش دهد و حتی به حضور و مداخله بیشتر نیروهای دریایی خارجی در منطقه منجر شود.

در بعد اقتصادی نیز هرگونه افزایش هزینه یا محدودیت در این مسیر می‌تواند به بالا رفتن قیمت نفت، افزایش هزینه بیمه کشتی‌ها و اختلال در زنجیره‌های تامین جهانی بینجامد. با توجه به سهم بالای تنگه هرمز در انتقال انرژی، پیامدهای چنین تصمیمی محدود به منطقه نخواهد بود و بازارهای جهانی را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

بر اساس تحلیل ارائه‌شده در گزارش بایرد مریتایم، اگرچه ایران در شرایط تنش و درگیری ممکن است بتواند کنترل عملی بیشتری بر تردد در تنگه هرمز اعمال کند، اما تبدیل رسمی این آبراه به یک مسیر عوارضی با چارچوب‌های تثبیت‌شده حقوق بین‌الملل و موازنه‌های سیاسی و اقتصادی جهانی در تعارض است. به همین دلیل، تحقق چنین طرحی با موانع جدی روبه‌رو خواهد بود.

حاکمیت سایه‌ها؛ قدرت سپاه با ماسکی از رییس‌جمهوری و رهبر غایب

۱۸ فروردین ۱۴۰۵، ۱۹:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
کامیار بهرنگ

گزارش‌ اختصاصی اخیر ایران‌اینترنشنال مبنی بر اختلاف شدید پزشکیان و فرماندهان سپاه پاسداران از تعمیق بی‌سابقه شکاف در رأس هرم قدرت، پرده از واقعیتی برمی‌دارد که خروجی آن یک کودتای ساختاری برای یکدست‌سازی قدرت در آستانه انتقال کامل جانشینی از دیکتاتور کشته شده ایران به فرزندش است.

از این فرزند اما حتی هیچ خط و نشانی دیده نشده و سپاه پاسداران با ساخت یک بستر لازم این جانشینی را به نفع خود مدیریت می‌کند.

برخورد تند مسعود پزشکیان با حسین طائب، فراتر از یک مجادله سیاسی، در واقع مواجهه «رییس‌جمهوری بی‌اختیار» با «کارگزارِ رهبرِ غایب» است. در حالی که کانون قدرت جمهوری اسلامی امروز در پناهگاه‌های زیرزمینی سپاه پاسداران است و این فرماندهان مسیر جنگ و فاجعه را برگزیده‌اند، بدنه عملیاتی و نیروهای پیاده نظام دستگاه جنگ و سرکوب در خیابان‌ها با گرسنگی و فروپاشی لجستیکی دست و پنجه نرم می‌کنند؛ وضعیتی که نشان‌دهنده یک بن‌بست راهبردی میان رویاهای جاه‌طلبانه کانون قدرت و واقعیتِ ویرانِ میدان است.

تقابل عروسک خامنه‌ای با معمار انتقال قدرت به خامنه‌ای

دیدار میان مسعود پزشکیان و حسین طائب، نمادِ عریانِ بی‌اثری نهاد ریاست‌جمهوری در ساختار فعلی است. طائب که به‌عنوان هماهنگ‌کننده اصلی سپاه و مهره کلیدی در پروژه به قدرت رساندن مجتبی خامنه‌ای شناخته می‌شود، در این ملاقات نه به‌عنوان یک مقام امنیتی، بلکه در قامت نماینده تام‌الاختیارِ هسته پنهان قدرت ظاهر می‌شود.

حذف چهره‌های دفتر علی خامنه‌ای همچون حجازی و گلپایگانی(با سابقه مخالفت برای به صدر نشاندن مجتبی) در اینجا نشان می‌دهد صحنه‌گردان جدید حاکمان واقعی جمهوری اسلامی امروز کسانی هستند که رابطه‌شان با سپاه پاسداران از پیش تعیین شده بود.

فریادهای پزشکیان علیه سیاست‌های جنگ‌طلبانه سپاهیان، در واقع ناله ناتوانیِ بازیچه‌ای است که علی خامنه‌ای تنها برای نمایش مشروعیت از آن استفاده کرده بود و اکنون او را مجبور به تمکین از فرامین سپاه کرده‌اند.

  • اختلاف شدید در راس قدرت؛ پزشکیان: وحیدی و عبداللهی، کشور را به سمت فاجعه می‌برند

    اختلاف شدید در راس قدرت؛ پزشکیان: وحیدی و عبداللهی، کشور را به سمت فاجعه می‌برند

این تقابل نشان می‌دهد که دولت در ایران عملا به یک پوسته توخالی تبدیل شده و تصمیمات کلان نه در پاستور، بلکه در لایه‌های پنهانی اتخاذ می‌شود که طائب وظیفه هماهنگی و ابلاغ آنها را بر عهده دارد.

کودتای ژنرال‌های بی‌حکم؛ آرایش جنگی برای بلعیدن قدرت

در لایه نظامی، شاهد نوعی «کودتای درونی» از سوی حلقه‌ای از فرماندهان هستیم که بدون طی کردن روال‌های قانونی و تنها با اتکا به فرامین مستقیم و پنهانی، هدایت ماشین جنگی نظام را به دست گرفته‌اند. احمد وحیدی در حالی به عنوان فرمانده سپاه نقش‌آفرینی می‌کند که هیچ حکم رسمی برای این جایگاه ندارد و تنها با تکیه بر جایگاهش به عنوان جانشین فرمانده کل سپاه (منصوب علی خامنه‌ای)، به همراه علی عبداللهی و عزیز جعفری، مسیر برخورد نظامی را پیش می‌برد.

این مثلث قدرت که از سوی چهره‌هایی چون محسن رضایی، محمدباقر ذوالقدر و سمتی دیگر محمدباقر قالیباف پشتیبانی می‌شود، هدفی فراتر از جنگ منطقه‌ای را دنبال می‌کند؛ آنها در حال تثبیت هژمونیِ جریانی هستند که قرار است گذار به دوران پس از علی خامنه‌ای را تضمین کند، حتی اگر این مسیر به قیمت نابودی زیرساخت‌های کشور و فاجعه ملی تمام شود.

ارتش گرسنه و فروپاشی در لایه پشتیبانی

بزرگ‌ترین تناقض این آرایش جنگی، شکاف عمیق میان نقشه‌های بلندپروازانه فرماندهان کودتاگر و واقعیتِ میدانیِ نیروهای تحت امر آنهاست. گزارش‌های میدانی از وضعیت نیروهای سپاه و بسیج، توصیف‌گر ارتشی است که به تعبیر نظامی «دیگر روی شکمش راه نمی‌رود».

گرسنگی سربازان، توزیع غذای فاسد، خوابیدن نیروها در خیابان به‌دلیل تخریب پایگاه‌ها و از همه مهم‌تر، قطع شدن شریان‌های مالی ناشی از فلج شدن بانک سپه، نشان‌دهنده یک شکست لجستیکی تمام‌عیار است. نظامی که حقوق سربازش را پرداخت نمی‌کند و توان تامین جیره اولیه او را ندارد، در حالی به سمت تشدید تنش حرکت می‌کند که بدنه عملیاتی‌اش به‌دلیل خستگی مفرط و تضعیف روحیه، در آستانه نافرمانی قرار گرفته است.

  • پایان جمهوری اسلامی، آغاز حکومت متزلزل پاسداران

    پایان جمهوری اسلامی، آغاز حکومت متزلزل پاسداران

این بن‌بست، یعنی جمهوری اسلامی در حالی به‌دست «کارگزاران مجتبی خامنه‌ای» به سمت جنگ هدایت می‌شود که ابزار اصلی این جنگ، یعنی نیروی انسانی، در ابتدایی‌ترین سطوح معیشتی فروپاشیده است.

بن‌بست نهایی؛ فاجعه در سایه توهم قدرت

واقعیتِ صحنه نشان می‌دهد که هشدارهای پزشکیان درباره فروپاشی اقتصادی و فاجعه عظیم، اگرچه از نظر کارشناسی دقیق است اما کامل نیست چراکه اقتصاد جمهوری اسلامی پیش از جنگ هم اقتصادی پویا و شکوفا نبود که حالا در آستانه فروپاشی قرار بگیرد. دولت‌های ناتوان در جمهوری اسلامی توان کنترل تورم را نداشته‌اند و تنها هنر آنها به تعویق انداختن فاجعه‌ها بوده است.

با همه اینها همین هشدارهای نیم‌بند در گوشِ فرماندهانی که سرنوشت خود را به بقای هسته سخت قدرت گره زده‌اند، شنیده نمی‌شود. نظام در وضعیتی قرار گرفته که رأس آن (سپاه و صحنه‌گردانان غیررسمی دفتر رهبر غایب جمهوری اسلامی) درگیر بازی قدرت برای جانشینی و تنش‌زایی بین‌المللی است، میانه‌اش (دولت) بازیچه‌ای بی‌اراده و شکست‌خورده است، و قاعده آن (بدنه نظامی و اقتصادی) دچار اضمحلال و گرسنگی شده است.

این تضادِ ساختاری میان «اراده به جنگ در بالا» و «فقدان توانِ بقا در پایین»، جمهوری اسلامی را به نقطه‌ای رسانده است که در آن فاجعه نه یک احتمال، بلکه یک حتمیتِ گریزناپذیر است که از درونِ همین شکاف‌های لجستیکی و سیاسی سر بر خواهد آورد.

شاهزاده پهلوی به ارتشیان:به میدان بیایید و از اعتبار ارتش در برابر جمهوری اسلامی دفاع کنید

۱۸ فروردین ۱۴۰۵، ۱۸:۲۱ (‎+۱ گرینویچ)

شاهزاده رضا پهلوی در پیامی ویدیویی خطاب به ارتشیان ایران، آن‌ها را به ایفای «نقش ملی» و دفاع از «ملک و ملت» فراخواند و با انتقاد از سکوت و بی‌عملی نظامیان در برابر نیروهای وابسته به جمهوری اسلامی و گروه‌های خارجی، از آن‌ها خواست کنار مردم بایستند و برای نجات ایران وارد میدان شوند

شاهزاده رضا پهلوی در این پیام گفت: «شما میراث‌دار سرداران میهن‌پرست و خوش‌نام این سرزمین‌اید؛ از آریوبرزن و بهرام چوبین و سورنا، تا بابک خرمدین و یعقوب لیث و مازیار، تا جهانبانی و خسروداد و رحیمی. چگونه می‌توانید در برابر جولان و رجزخوانی عوامل بیگانه و جنایتکار وابسته به جمهوری اسلامی در خیابان‌های ایران، از حشدالشعبی و حزب‌الله لبنان، تا تروریست‌های افغانی و پاکستانی، سکوت و بی‌عملی پیشه کنید؟»

او افزود: «جمهوری اسلامی و سپاه تروریستی و سرکوبگرش، در برابر دیدگان‌تان ده‌ها هزار تن از پاک‌ترین و شجاع‌ترین فرزندان این کشور را سلاخی کردند و هر روز شماری دیگر را به کام مرگ می‌فرستند. این اشغالگرانِ خاک ایران، با جنون ویرانگر و آخرالزمانی، کشور را در آستانه نابودی قرار داده‌اند»

شاهزاده رضا پهلوی اضافه کرد: چگونه چشم بر این واقعیت‌ها بسته‌اید و از ایفای نقش در دفاع از مُلک و ملت کناره گرفته‌اید؟ تاریخ و نسل‌های آینده ایران‌، چگونه درباره شما داوری خواهند کرد؟ پیمان و تعهد ملی و میهنی خود را به‌یاد آورید. به میدان بیایید. از شرافت و اعتبار ارتش ملی ایران در برابر جمهوری اسلامی و مزدوران بیگانه‌اش دفاع کنید»

شاهزاده رضا پهلوی در پایان از «ملت بزرگ ایران» خواست: «با صدای رسا، خواستار ایفای نقش ملی ارتش شوید. از آنها بخواهید به وظیفه خود در قبال میهن و ملت عمل کنند. تا بیش از این دیر نشده، در کنار ملت بایستند و ایران را نجات دهند»

احساسات دوگانه شهروندان درباره ضرب‌الاجل ترامپ برای حمله به زیر‌ساخت‌ها

۱۸ فروردین ۱۴۰۵، ۱۵:۵۶ (‎+۱ گرینویچ)

پس از تعیین ضرب‌الاجل دونالد ترامپ مبنی بر هدف قرار دادن نیروگاه‌ها و پل‌های ایران، شماری از شهروندان در پیام‌هایی به ایران‌اینترنشنال، نگرانی خود را از حمله به زیرساخت‌های حیاتی ابراز کردند. در عین حال، برخی دیگر بقای جمهوری اسلامی را خطرناک‌تر از آسیب به زیرساخت‌ها خواندند.

مهلت ۱۰ روزه ترامپ برای رسیدن به توافق با جمهوری اسلامی و بازگشایی تنگه هرمز، ساعت ۳:۳۰ بامداد چهارشنبه ۱۹ فروردین (به وقت تهران) به پایان می‌رسد.

رییس‌جمهوری آمریکا پیش‌تر با تهدید سران جمهوری اسلامی به راه انداختن «جهنم» در ایران، گفته بود پایان این ضرب‌الاجل روز حمله به تمام «نیروگاه‌ها و پل‌ها» خواهد بود.

نگرانی از قطع آب و برق و تهدید جان بیماران

بخش قابل توجهی از پیام‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال در این زمینه، بر نگرانی از پیامدهای قطع احتمالی آب و برق و تاثیر آن بر زندگی روزمره و سلامت بیماران تاکید دارد.

یک شهروند نوشت: «ما در تهران نگران حمله به زیرساخت‌های انرژی هستیم؛ قطع برق و آب شرایط سخت زندگی را بدتر و مردم را فرسوده می‌کند.»

شهروند دیگری با اشاره به بیماران گفت: «لطفا فقط خود رژیم را ساقط کنید؛ با قطع برق، جان بسیاری از بیماران به خطر می‌افتد.»

در پیام دیگری آمده است: «از آمریکا و اسرائیل می‌خواهم نیروگاه‌های برق را نزنند، چون خود سپاه از زجر کشیدن مردم بیشتر خوشحال می‌شود.»

هم‌زمان با این ابراز نگرانی‌ها، مقام‌های دولتی و نظامی جمهوری اسلامی، به‌طور علنی از مردم خواسته‌اند تا به‌عنوان مانعی در برابر حملات هوایی عمل کنند و کودکان، نوجوانان و غیرنظامیان به سمت نیروگاه‌ها و مراکز حساس بروند و سپر انسانی بسازند.

علیرضا رحیمی، معاون امور جوانان وزارت ورزش و جوانان، از مردم درخواست کرده است سه‌شنبه ۱۸ فروردین در اطراف نیروگاه‌های برق کشور تجمع کنند.

حسین یکتا، از فرماندهان سپاه پاسداران، نیز با حضور در صداوسیما مستقیما والدین را خطاب قرار داد و خواستار اعزام کودکان به نقاط حساس شد.

یکی از کارکنان نیروگاه برق نکا در پیامی به ایران‌اینترنشنال گفت مدیران مجموعه همه مرخصی‌ها را لغو کرده‌اند و اجازه نمی‌دهند پرسنل از نیروگاه بیرون بروند.

به گفته این شهروند، مدیران نیروگاه تاکید کرده‌اند همه کارکنان باید برای جلوگیری از هدف قرار گرفتن این تاسیسات اطراف آن زنجیره انسانی تشکیل دهند.

شهروندی دیگر با اشاره به ساختن این سپر انسانی در کنار تهدیدات ترامپ، گفت: «می‌دانم که همه این اتفاقات تقصیر جمهوری اسلامی است، اما امیدوارم ترامپ نیروگاه‌های مهم کشور را نزند. این نیروگاه‌ها سرمایه‌های مردم کشور است و نباید تخریب شود.»

  • ترامپ: ایرانیان برای رسیدن به آزادی حاضرند این رنج را تحمل کنند

    ترامپ: ایرانیان برای رسیدن به آزادی حاضرند این رنج را تحمل کنند

تاکید برخی شهروندان بر «خطر بیشتر» تداوم جمهوری اسلامی

در مقابل، شماری از شهروندان گفتند با وجود نگرانی از آسیب به زیرساخت‌ها، ادامه حیات جمهوری اسلامی را تهدیدی بزرگ‌تر می‌دانند.

در یکی از پیام‌ها آمده است: «ما از زدن زیرساخت‌ها می‌ترسیم، اما بیشتر از آن از ماندن جمهوری اسلامی می‌ترسیم. اگر بمانند، قطعا شاهد اعدام‌ها و سرکوب‌های زیادی خواهیم بود. تحمل می‌کنیم، برای نابودی اینها؛ یک‌بار برای همیشه.»

شهروند دیگری نوشت: «قطع آب و برق به‌شدت ترسناک و استرس‌آور، اما ماندن جمهوری اسلامی وحشتناک‌تر است.»

در روزهای گذشته شماری از شهروندان از ذخیره آب، خشکبار، غذاهای فوری بسته‌بندی، کنسروها، خرید شمع، چراق قوه، باتری و حتی تجهیزات برق خورشیدی به منظور مقابله با احتمال قطع برق خبر داده بودند.

مخاطبی با اشاره به احتمال بروز خاموشی گسترده، گفت با اینکه قطعی برق و از بین رفتن زیرساخت‌های کشور برای مردم خیلی سخت است، اما خیلی‌ها حاضرند «چند سال سختی بکشند تا جمهوری اسلامی و مزدورانش از بین بروند».

شهروندی دیگر نیز در پیامی مشابه گفت: «برای من مهم فقط حذف جمهوری اسلامی است؛ زیرساخت‌های ما جوانانمان بودند که کشته شدند.»

«مراکز حکومتی را به جای زیرساخت‌ها بزنید»

در میان پیام‌ها، برخی شهروندان از آمریکا و اسرائیل خواستند مراکز حکومتی را به جای زیرساخت‌های عمومی هدف قرار دهند.

در یکی از پیام‌ها آمده است: «اگر به جای زیرساخت‌ها، حوزه‌های علمیه، مراکزی مانند دانشگاه امام صادق و دفاتر ائمه جمعه هدف قرار بگیرند، موثرتر از این تهدید است که زیرساخت‌ها زده شوند.»

شماری از شهروندان نیز با یادآوری تجربه قطعی‌های آب و برق در سال‌های گذشته، از وضعیت زیرساخت‌ها در کشور انتقاد کردند.

در یکی از پیام‌ها آمده است: «وقتی در گرمای شدید جنوب، سر ظهر و در اوج گرما، چهار ساعت برق و آب قطع می‌شد، چرا کسی به فکر بیماران نبود؟»

شهروند دیگری نوشت: «کدام کشوری شب تا صبح آب لوله‌کشی مردم را قطع می‌کند؟ کدام کشوری در وسط تابستان و گرمای شدید برق مردم را قطع می‌کند؟»

در پیام دیگری نیز آمده است: «قطع آب و برق خیلی سخت است؛ آن‌قدر که تصورش هم اضطراب شدید می‌آورد. اما مگر با این حکومت ما آب و برق داشتیم؟ تحمل می‌کنیم تا اینها بروند.»

بحران انرژی در سال‌های اخیر در ایران شدت بیشتری گرفته و در بسیاری از روزهای سال در هر چهار فصل، آب و برق به صورت مستمر و روزانه قطع بوده است.

برخی مخاطبان با اشاره به این مشکلات زیرساختی در سال‌های گذشته، ادامه وضعیت موجود را تهدیدی جدی برای آینده ارزیابی کردند.

در یکی از پیام‌ها آمده است: «مطمئن باشید اگر جمهوری اسلامی بماند، امسال صد برابر از پارسال شرایط بدتری خواهیم داشت.»