• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

از میان دود، تاریکی، روزمرگی؛ روایت‌های شهروندان از جنگ در ایران

نعیمه دوستدار

روزنامه‌نگار

۲۱ اسفند ۱۴۰۴، ۰۹:۱۰ (‎+۰ گرینویچ)

شب‌ها با صدای انفجار و لرزش خفیف دیوارها از خواب می‌پرند و صبح را با ویدیوهای دود و آتش آغاز می‌کنند. هم‌زمان با روشن شدن هوا، چراغ مغازه‌ها دوباره روشن می‌شود، اتوبوس‌ها در خیابان‌ها حرکت می‌کنند و ظاهر شهر تلاش می‌کند شبیه «یک روز عادی» بماند.

«جنگ» حالا بخشی از زندگی روزمره در ایران شده است.

در خیابان‌های بسیاری از شهرها، مغازه‌ها نیمه‌بازند، صاحبان مغازه‌ها ساعات کار را کوتاه‌تر کرده‌اند و بسیاری از اداره‌ها با تعداد نیروی کمتر یا به‌صورت دورکاری فعالیت می‌کنند.

ترافیک در مقایسه با روزهای پیش از شروع جنگ کمتر شده و بخشی از مردم ترجیح می‌دهند فقط برای کارهای ضروری از خانه بیرون بروند.

آنچه فضای اجتماعی را شکل می‌دهد، ترکیبی است از خستگی طولانی‌مدت از بحران‌های سیاسی و اقتصادی، ابهام نسبت به نتیجه این جنگ، و شکاف در برداشت مردم از معنای آن.

برای برخی، این حملات نشانه فرسوده شدن یک ساختار سیاسی است و برای برخی دیگر، مقدمه دوره‌ای تازه از ناامنی و بی‌ثباتی.

در تماس‌ها و روایت‌های شهروندان از شهرهای مختلف، سه احساس همزمان دیده می‌شود: امید گسترده به تغییر سیاسی، نگرانی گروهی از ویرانی و فرسایش بیشتر زندگی روزمره و نوعی انتظار و سردرگمی در میان مردمی که خود را میان «تغییر محتمل» و «خطر باقی ماندن حکومت» معلق می‌بینند.

امیدواری‌های بزرگ؛ شاید این پایان جمهوری اسلامی باشد

در ساعات نخست موج اصلی حملات، زمانی که خبر هدف قرار گرفتن بیت رهبری و مراکز نظامی و امنیتی در نقاط مختلف کشور منتشر شد، بخشی از مخالفان حکومت بسیار امیدوار شدند؛ امیدی که بر زمینه سال‌ها اعتراض، سرکوب و بن‌بست سیاسی سوار بود.

کامران، ۴۰ ساله، ساکن تهران، می‌گوید فضای شبکه‌های اجتماعی در همان روز اول کاملا متفاوت بود: «وقتی اولین انفجارها شنیده شد، خیلی‌ها می‌گفتند شاید این آخر کار جمهوری اسلامی باشد. تصور می‌کردند اگر حملات ادامه پیدا کند، حکومت خیلی سریع فرو می‌ریزد.»

در آن ساعات، تصاویر نورهای ناگهانی در آسمان، رد موشک‌ها و انفجارهای بزرگ در دوردست روی صفحه تلفن همراه مردم ظاهر می‌شد و گروه‌های مختلف در پیام‌رسان‌ها پر شده بود از حدس و تحلیل‌های فوری:

  • آیا این حملات محدود است یا قرار است گسترده‌تر شود؟
  • آیا ساختار قدرت در ایران می‌تواند این حجم از فشار نظامی و سیاسی را تاب بیاورد؟

کامران می‌گوید: «بعضی‌ها حتی می‌گفتند شاید چند روز بیشتر طول نکشد.»

این امید، به‌ویژه در میان کسانی دیده می‌شد که از سال‌ها قبل در اعتراضات شرکت کرده بودند و هر بار در نهایت با بازگشت وضعیت به حالت قبل و سخت‌تر شدن فضای امنیتی روبه‌رو شده بودند.

برای آن‌ها، هدف قرار گرفتن مراکز نظامی و امنیتی، نشانه‌ای بود از این‌که شاید این بار وزن فشار خارجی معادله را عوض کند.

100%

از جنگ خوشحال نیستیم، اما شاید تنها راه تغییر باشد

مهدی، ۳۵ ساله، کارمند یک شرکت خصوصی، می‌گوید بسیاری از مخالفان حکومت با احساسات پیچیده‌ای به جنگ نگاه می‌کنند: «هیچ‌کس از جنگ خوشحال نمی‌شود. ولی بعضی‌ها می‌گویند اگر این جنگ باعث سقوط جمهوری اسلامی شود، شاید ارزشش را داشته باشد.»

او می‌گوید این نگاه بیشتر از دل تجربه سال‌هایی شکل گرفته که اعتراضات گسترده در شهرهای مختلف، با وجود هزینه‌های انسانی سنگین، به تغییر ساختاری منجر نشد و هر بار بعد از فروکش کردن خیابان، شرایط امنیتی سخت‌تر شد: «سال‌ها مردم اعتراض کردند و هیچ چیز تغییر نکرد. بعضی‌ها فکر می‌کنند شاید فشار خارجی تنها چیزی باشد که می‌تواند این سیستم را تغییر بدهد.»

در برابر این نگاه، مخالفانی هم هستند که با یادآوری تجربه کشورهای دیگری که بعد از جنگ خارجی سال‌ها درگیر جنگ داخلی و فروپاشی نهادهای دولتی شدند، تاکید می‌کنند که «تغییر از بیرون» می‌تواند به هزینه‌ای بسیار طولانی برای جامعه تبدیل شود.

این بحث‌ها، در جمع‌های کوچک و در گفت‌وگوهای آنلاین، اختلاف نظرهای جدید میان منتقدان حکومت ایجاد کرده است. شکافی میان کسانی که «هر شکافی در وضع موجود» را فرصت می‌بینند و کسانی که نگرانند کشور وارد چرخه‌ای شود که پایانش روشن نیست.

نگرانی از ویرانی؛ در جنگ همیشه مردم عادی آسیب می‌بینند

گروهی از شهروندان از همان ابتدا با اضطراب به جنگ نگاه می‌کردند. نگرانی‌ای نه فقط از تعداد قربانیان، بلکه از فرسایش زیرساخت‌ها و طولانی شدن وضعیت استثنایی.

لیلا، ۳۴ ساله، ساکن اصفهان، می‌گوید بسیاری از مردم از گسترش حملات می‌ترسند: «بعضی‌ها می‌گویند حتی اگر حکومت بد باشد، جنگ راه حل نیست. چون در جنگ همیشه مردم عادی آسیب می‌بینند.»

در شهرهای بزرگ، این نگرانی بیشتر به شکل ترس از تخریب شبکه آب، برق، راه‌ها، بیمارستان‌ها و مراکز تولید دیده می‌شود. زیرساخت‌هایی که همین حالا هم زیر فشار سال‌ها تحریم، کمبود سرمایه‌گذاری و فرسودگی قرار دارند.

تجربه قطعی‌های مقطعی برق و اینترنت و اختلال در سامانه‌های دولتی و بانکی در روزهای نخست حملات، برای بسیاری نشانه‌ای بود از این‌که با تداوم جنگ، زندگی روزمره می‌تواند به‌طور جدی مختل شود.

امیر، ۴۵ ساله، صاحب یک مغازه در تهران، می‌گوید: «خیلی‌ها می‌گویند اگر برق و آب و کارخانه‌ها آسیب ببینند، کشور سال‌ها عقب می‌افتد. حتی اگر حکومت تغییر کند، بازسازی چنین خرابی‌هایی خیلی زمان می‌برد.»

برای این گروه، جنگ بیش از آن که وعده تغییر باشد، خطری است که می‌تواند بحران اقتصادی موجود را به نقطه‌ای برساند که دسترسی به کالاهای اساسی، دارو و خدمات اولیه دشوارتر شود، صف‌ها طولانی‌تر شود و فشار بر طبقات کم‌درآمد چند برابر شود.

اما همین‌ها هم وقتی ازشان سوال کنی موافق استمرار حملات هستی یا توقفشان، می‌گویند: «هزینه جنگ زیاد است اما به رفتن جمهوری اسلامی می‌ارزد.»

جنگی که بیشتر در شب احساس می‌شود

طبق گزارش‌های رسمی و غیررسمی، بخش قابل توجهی از حملات هوایی در ساعات پایانی شب و بامداد، با هدف قرار دادن مراکز نظامی و فرماندهی در حاشیه یا درون بافت شهری انجام شده است.

برای بسیاری از شهروندان، تجربه مستقیم جنگ در این روزها بیش از هر چیز در قالب صداها و لرزش‌های شبانه و تغییر در الگوی خواب و بیداری قابل لمس است.

رضا، ۳۸ ساله، ساکن شمال تهران، می‌گوید: «بمباران مثل چیزی که توی فیلم‌ها می‌بینیم نیست. بیشتر صدای انفجارهای شدید است. کوتاه ولی با لرزش.»

او شب اول حملات را چنین توصیف می‌کند: «اول فکر کردیم شاید انفجار گاز بوده. ولی بعد فهمیدیم حمله بوده.»

در بسیاری از محله‌ها، با اولین صدای غیرعادی، چراغ‌ها روشن می‌شود، خانواده‌ها به اتاقی دورتر از پنجره‌ها می‌روند و تلفن‌های همراه به سرعت در دست‌ها می‌چرخد تا اگر اینترنتی در دسترس باشد، آخرین خبرها و ویدیوها دیده شود.

پرسش مشترک بسیاری از مردم بعد از هر انفجار یک چیز است: «کجا را زدند؟»

اما در شرایطی که اینترنت با قطع و اختلال جدی روبه‌روست و دسترسی به اطلاعات لحظه‌ای دشوار شده، پاسخ دقیق معمولا دیر می‌رسد یا پر از تناقض است.

شهرهای نیمه‌تعطیل 

در روزهای بعد از شروع حملات، بسیاری از شهرهای بزرگ حالتی بینابینی پیدا کرده‌اند؛ نه کاملا تعطیل و نه در وضعیت عادی. برخی نهادهای دولتی هم ساعات کارشان را کاهش داده‌اند و به بخشی از کارمندان اجازه داده شده از خانه کار کنند.

علی، راننده تاکسی در تهران، می‌گوید: «خیلی از اداره‌ها تعطیل شده‌اند یا به کارمندها گفته‌اند نیایند. خیابان‌ها خلوت‌تر است.»

در معابر اصلی، رفت‌وآمد هنوز برقرار است، اما حجم ترافیک در مقایسه با روزهای پیش از جنگ کمتر شده و بسیاری از مردم تلاش می‌کنند کارهای خود را در کوتاه‌ترین زمان ممکن انجام دهند.

بعضی مغازه‌ها، به‌خصوص آن‌هایی که خدمات غیرضروری ارائه می‌کنند، ترجیح داده‌اند فعلا بسته بمانند. در مقابل، فروشگاه‌های مواد غذایی، نانوایی‌ها و داروخانه‌ها همچنان فعالند؛ هرچند در برخی مناطق، مردم خریدهایشان را به‌صورت فشرده‌تر و انبوه‌تر انجام می‌دهند تا کمتر بیرون بروند.

علی می‌گوید: «سوپرمارکت‌ها و فروشگاه‌های مواد غذایی باز هستند. مردم هنوز برای کارهای ضروری بیرون می‌آیند.»

این وضعیت، تصویری از شهری می‌سازد که در ظاهر در حرکت است، اما سرعت و ریتمش کندتر شده و همه چیز زیر سایه حمله احتمالی بعدی قرار دارد.

شکاف میان روایت رسمی و برداشت مردم

یکی از مشخصه‌های مهم این دوره، فاصله میان تصویر جنگ در روایت رسمی و تجربه روزمره مردم است.

رسانه‌های حکومتی تلاش می‌کنند حملات را محدود، کنترل‌شده و همراه با «پاسخ متقابل» نشان دهند، و بر کارآمدی سامانه‌های دفاعی و «موفقیت در دفع بخش بزرگی از حملات» تاکید کنند.

حمید، ۵۲ ساله، کارمند یک شرکت خصوصی، می‌گوید که بسیاری از مردم به روایت رسانه‌های دولتی اعتماد ندارند: «تلویزیون می‌گوید ما پیروزیم و طرف مقابل نابود شده. ولی مردم خبرهای دیگر را هم می‌بینند.»

در عین حال، اختلال‌های گسترده اینترنت و محدود شدن دسترسی به پلتفرم‌های پرمخاطب، دسترسی به منابع خبری متنوع را دشوار کرده و افراد را بیشتر به تلویزیون‌های خارج از کشور و گروه‌های بسته داخلی، شنیده‌ها و «پیام‌های فورواردی» وابسته کرده است.

نتیجه این وضعیت، فضایی است که در آن هیچ منبع خبری‌ای تصویر کاملی در اختیار ندارد و مردم تلاش می‌کنند با کنار هم گذاشتن تکه‌های مختلف اطلاعات، تصویری نسبی از واقعیت بسازند.

سیل شایعات روان در شهر

در غیاب جریان شفاف و قابل اتکای اطلاعات، شایعات با سرعتی بسیار زیاد منتشر می‌شوند و گاه در فاصله چند دقیقه از یک نقطه شهر یا یک کانال ناشناس، به ده‌ها گروه خانوادگی و محلی می‌رسند.

لیلا می‌گوید: «گاهی در یک ساعت چند خبر مختلف می‌شنوی. یکی می‌گوید فلان جا را زده‌اند، یکی می‌گوید فلان مقام کشته شده.»

او می‌خندد و اضافه می‌کند: «چند ساعت بعد معلوم می‌شود درست نبوده.»

این فضای مبهم باعث شده بسیاری از مردم تلفن‌های خود را لحظه‌ای از خود دور نکنند؛ هر نوتیفیکیشن می‌تواند حامل خبری باشد که ناگهان تصمیمات روزمره یک خانواده را عوض کند، از بیرون رفتن برای خرید گرفته تا فکر کردن به ترک شهر.

100%

رفتن یا ماندن؟

در روزهای نخست جنگ، گزارش‌هایی از حرکت برخی خانواده‌ها به سمت شهرهای کوچک‌تر و مناطق دورتر از مراکز نظامی منتشر شد. حرکت‌هایی که بیشتر شبیه جابه‌جایی موقت بوده است تا مهاجرت طولانی‌مدت.

سارا، ۳۶ ساله، می‌گوید: «بعضی‌ها رفتند شمال یا خانه اقوامشان.»

با این حال، خلاف جنگ‌هایی که در آن شهرها به سرعت خالی می‌شوند - و حتی جنگ ۱۲ روزه، در این مورد خروج گسترده و سراسری رخ نداده است. بسیاری به‌دلیل نداشتن امکانات مالی، وابستگی شغلی، یا نبود مقصد امن مشخص، ترجیح داده‌اند در خانه‌های خود بمانند و خطر را در شهری که به آن عادت کرده‌اند، تحمل کنند. خیلی‌ها هم منتظر لحظه سقوط هستند تا آنجا که باید، «به خیابان بیایند و ضربه نهایی را خودشان به حکومت بزنند.»

سارا می‌گوید: «خیلی‌ها به خصوص جوان‌ها ترجیح دادند در خانه‌های خود بمانند.»

برای بسیاری، ماندن به معنای حفظ حداقلی از ثبات است. آن‌ها می‌دانند ترک شهر هزینه‌هایی دارد که شاید از توانشان خارج باشد.

از امید تا ناامیدی

با گذشت روزها و روشن‌تر شدن این واقعیت که ساختار سیاسی و امنیتی جمهوری اسلامی گرچه به سختی، اما همچنان فعال است و حملات عمدتا بر مراکز مشخص نظامی و زیرساختی متمرکز شده، بخشی از امید اولیه در میان مخالفان حکومت با تردیدهایی روبه‌رو شده است.

کامران می‌گوید: «بعضی‌ها که اول فکر می‌کردند حکومت سریع سقوط می‌کند، حالا می‌گویند شاید این جنگ هم بدون تغییر واقعی تمام شود.»

گزارش‌ها از تداوم کار دستگاه‌های امنیتی، حضور نیروهای نظامی در خیابان‌ها و تلاش حکومت برای نمایش تسلط بر اوضاع، این تصور را تقویت کرده که حتی در شرایط جنگی هم، ابزارهای کنترل داخلی به قوت خود باقی مانده است.

این وضعیت، بخشی از شهروندان را به این جمع‌بندی رسانده که جنگ لزوما به معنای تغییر فوری نیست، اما کامران می‌گوید: «ما خسته‌ایم. همه راه‌ها را رفته‌ایم و شاید الان باید صبورتر باشیم.»

روزهای آرام و شب‌های پرصدا

الهام، معلمی در کرج، تجربه این روزها را چنین توصیف می‌کند: «روزها ممکن است هیچ اتفاقی نیفتد و شهر آرام باشد. ولی شب که می‌شود همه منتظرند ببینند صدای انفجار می‌آید یا نه.»

الگوی حملات شبانه باعث شده بسیاری از خانواده‌ها عادت کنند که پیش از تاریک شدن هوا کارهای بیرون از خانه را تمام کنند و برنامه روزانه‌شان را به‌گونه‌ای تنظیم کنند که در ساعات حساس در خانه باشند.

این تضاد میان آرامش نسبی روز و اضطراب فشرده شبانه، در روایت‌های مختلف تکرار می‌شود؛ شهر در روز تلاش می‌کند خود را عادی نشان دهد، اما با فرا رسیدن شب، سکوت قبل از هر صدای بلند، به بخشی از زندگی تبدیل می‌شود.

جامعه‌ در حال انتظار

در میان همه این روایت‌ها، یک حس مشترک دیده می‌شود: انتظار برای «مرحله بعدی» بدون این‌که کسی تصویر روشنی از آن داشته باشد.

رضا می‌گوید: «هیچ‌کس نمی‌داند این جنگ به کجا می‌رسد. بعضی‌ها می‌گویند بزرگ‌تر می‌شود، بعضی‌ها می‌گویند زود تمام می‌شود.»

او لحظه‌ای مکث می‌کند و ادامه می‌دهد: «الان بیشتر مردم فقط منتظرند ببینند قدم بعدی چیست.»

در کشوری که در سال‌های اخیر از اعتراضات سراسری تا فشار تحریم‌ها و تنش‌های منطقه‌ای را تجربه کرده، جنگ برای بسیاری از شهروندان نه یک رویداد جداگانه، بلکه حلقه دیگری در زنجیره بحران‌هایی است که به آن خو گرفته‌اند. حلقه‌ای که معنای نهایی آن هنوز روشن نیست و همین ندانستن، شاید سنگین‌ترین بخش این تجربه باشد.

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

حضور دیپلمات جمهوری اسلامی در سالن هنگام سخنرانی ترامپ خشم حکومتی‌ها را برانگیخت
۱

حضور دیپلمات جمهوری اسلامی در سالن هنگام سخنرانی ترامپ خشم حکومتی‌ها را برانگیخت

۲

عبور تنها ۳ شناور از تنگه هرمز در ۳۱ شهریور؛ تردد همچنان زیر میانگین ۱۰ روزه است

۳

پزشکیان در سازمان ملل: آماده گفت‌وگو هستیم، اما زبان زور را نخواهیم پذیرفت

۴

واکنش تند روبیو به سخنرانی پزشکیان: با کشتار مردم خود صلاحیت موعظه دیگران را ندارید

۵
روایت شما

شهروندان: شهردار نیویورک نمی‌خواهد درباره بازداشت قاتلان کت‌وشلواری ایران چیزی بگوید؟

انتخاب سردبیر

  • مرکز آمیا صدور قرار علیه محسن رضایی و احمد وحیدی را گامی برای «پایان دادن به مصونیت» خواند

    مرکز آمیا صدور قرار علیه محسن رضایی و احمد وحیدی را گامی برای «پایان دادن به مصونیت» خواند

  • وال‌استریت ژورنال: پل هوایی چین به مسیر مهم تامین تجهیزات نظامی ایران بدل شده است

    وال‌استریت ژورنال: پل هوایی چین به مسیر مهم تامین تجهیزات نظامی ایران بدل شده است

  • قوه قضاییه تعرض جنسی و ضرب‌وجرح نوجوان تبریزی را به «برخورد ناپسند» تقلیل داد

    قوه قضاییه تعرض جنسی و ضرب‌وجرح نوجوان تبریزی را به «برخورد ناپسند» تقلیل داد

  • دادگاهی در آمریکا ممنوعیت ورود خبرنگاران ۳ رسانه به کاخ سفید را تعلیق کرد

    دادگاهی در آمریکا ممنوعیت ورود خبرنگاران ۳ رسانه به کاخ سفید را تعلیق کرد

  • حضور نظامیان در مدارس و فشارهای ایدئولوژیک بر دانش‌آموزان در آغاز سال تحصیلی
    روایت شما

    حضور نظامیان در مدارس و فشارهای ایدئولوژیک بر دانش‌آموزان در آغاز سال تحصیلی

  • تبعیض میان ارتش و سپاه پاسداران؛ موج فرار سربازان و کمبود مهمات و غذا در یگان‌های صحرایی

    تبعیض میان ارتش و سپاه پاسداران؛ موج فرار سربازان و کمبود مهمات و غذا در یگان‌های صحرایی

  • آیا «سیاست باتلاق»، جمهوری اسلامی را نجات می‌دهد؟

    آیا «سیاست باتلاق»، جمهوری اسلامی را نجات می‌دهد؟

  • کابوس امنیت، رویای پول؛ معمای آنکارا در جنگ منطقه‌ای

    کابوس امنیت، رویای پول؛ معمای آنکارا در جنگ منطقه‌ای

  • خاموشی از درون؛ وضعیت شهروندان زیر موشک و بمباران

    خاموشی از درون؛ وضعیت شهروندان زیر موشک و بمباران

  • هدف قرار گرفتن ایست‌های بازرسی سپاه پاسداران و بسیج در شهرهای مختلف در حملات پهپادی

    هدف قرار گرفتن ایست‌های بازرسی سپاه پاسداران و بسیج در شهرهای مختلف در حملات پهپادی

  • رییس کمیسیون اروپا: مردم ایران سزاوار آزادی و حق تعیین سرنوشت خود هستند

    رییس کمیسیون اروپا: مردم ایران سزاوار آزادی و حق تعیین سرنوشت خود هستند

  • چرا برخی تحلیل‌ها قدرت جامعه ایران پس از آزادی را نمی‌بینند

    چرا برخی تحلیل‌ها قدرت جامعه ایران پس از آزادی را نمی‌بینند

  • روان‌درمانگران پاسخ می‌دهند: چرا بعضی‌ها از فرو ریختن بمب‌ها خوشحال شدند؟

    روان‌درمانگران پاسخ می‌دهند: چرا بعضی‌ها از فرو ریختن بمب‌ها خوشحال شدند؟

  • کانون فیلم‌سازان مستقل ایران: صداوسیما مردم را مستقیما به قتل تهدید می‌کند

    کانون فیلم‌سازان مستقل ایران: صداوسیما مردم را مستقیما به قتل تهدید می‌کند

•
•
•

مطالب بیشتر

مردم جشن می‌گیرند، حکومت پلمب می‌کند؛ ممنوعیت شادی از قهوه‌پارتی تا برند پوشاک

۲۴ مهر ۱۴۰۴، ۰۸:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
مریم مقدم
100%

جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبه‌های آن را در تهران پلمب کرد. چند کافه‌‌دار و شهروند به ایران‌اینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقام‌گیری است.

برخی رسانه‌ها در ایران گزارش دادند فروشگاه جین‌وست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، به‌دست نیروی انتظامی پلمب شد.

وب‌سایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر می‌رسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگ‌تر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانه‌تر قوانین» است.

بسیاری از کسب‌وکارها نگران تاثیر این سیاست‌ تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.

فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب

در هفته‌های اخیر فشار حکومت بر کسب‌وکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوه‌پارتی» در رسانه‌های اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.

یکی از زنان کافه‌داری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشن‌هایی را دارد به ایران‌اینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشت‌‌شده - بدون توجه به موقعیت مالی‌شان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کرده‌اند.

او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوان‌ها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشن‌تر برخورد می‌کنند.

مقام‌های جمهوری اسلامی همواره چنین جشن‌هایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر می‌رسد نگران الگوبرداری کسب‌وکارها از یکدیگر در این زمینه‌اند.

در ماه‌های اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت می‌کنند یا از مشتریان خود می‌خواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.

کارمند یک کافه در تهران به ایران‌اینترنشنال گفت مقام‌های جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند با فشار بر صاحبان کسب‌وکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیله‌ای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.

پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی

از طرف دیگر، شواهد و گزارش‌های رسیده حاکی است حکومت از بستن کسب‌وکارها برای انتقام‌گیری از مخالفانش هم استفاده می‌کند.

اطلاعات و گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهند دست‌کم در دو مورد، کسب‌وکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شده‌اند.

این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبه‌ای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.

کارمند یک کافه در مشهد به ایران‌اینترنشنال گفت حکومت فکر می‌کند با پلمب و بازداشت، باقی رستوران‌ها و کافه‌ها را «از برگزاری ایونت» بازمی‌دارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر می‌شود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در می‌رود.

او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمی‎‌گردد.»

  • افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

    افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

مردم چه می‌گویند؟

رسانه‎‌های اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسب‌وکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباری‌اند.

گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستوران‌ها و جریمه‌های موجود، بر این باورند تنها زمانی می‌توان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.

برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، می‌گویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت به‌دلیل شجاعت زن‌ها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم به‌خاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.

در کشوری با فرهنگ طولانی قهوه‌‌خانه‌داری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادی‌های اجتماعی، کافه‌ها جزو معدود مکان‌های مورد علاقه جوان‌ها برای جمع شدن و تنفس‌اند.

فشار بر کافه‌ها و رستوران‌ها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.

پشت درهای بسته و دنیای پنهان سکس و تن‌فروشی در ایران

۱ مرداد ۱۴۰۳، ۱۵:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
هومن عابدی
100%

هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیت‌های فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال می‌کند اما به نظر می‌رسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تن‌فروشی بدل شده است.

تن‌فروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکه‌های مجازی تبلیغ می‌شود و پربازدید شده است، از تناقض‌های اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.

در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف می‌شود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکه‌های اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش می‌گذارد.

به نظر می‌رسد بسیاری از این صفحه‌ها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسی‌های دقیق‌تر ایران‌اینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار می‌کند: شبکه‌ای مخفی از تن‌فروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت می‌کنند.

یکی از این صفحات به دست زنی اداره می‌شود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بین‌المللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی می‌کند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه می‎‌دهم.»

ایران‌اینترنشنال نمی‌تواند به‌طور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آن‌ها را تایید کند، علاوه بر این به نظر می‌رسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کرده‌اند.

این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکس‌هایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم می‌خورد.

وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را می‌دهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.

با این حال، یکی از لینک‌های موجود در یکی از این صفحه‌ها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی می‌کند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر می‌کشد.

محتویات این کانال تگرام نشان می‌دهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان می‌گذارند و خدمات آن‌ها همچنین شامل سکس سه‌نفره یا گروهی و رابطه با لزبین‌ها و افراد تراجنسیتی می‌شود.

قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقه‌ای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.

تن‌فروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت می‌کنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازات‌های سنگینی در نظر گرفته می‌شود.

بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و هم‌جنس‌گرایی می‌تواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.

ناظران می‌گویند علی‌رغم قوانین تنبیهی بی‌رحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن می‌زند.

مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهم‌ترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار می‌دهد و می‌تواند شماری از آنان را وادار به تن‌فروشی کند.

وقتی ایران‌اینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روش‌های پرداخت را توضیح می‌داد، به این تماس پاسخ داد.

به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینه‌ها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیش‌پرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت می‌گرفت و این موضوع می‌تواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.

وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگران‌کننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر می‌کشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تن‌فروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تن‌فروشی کنند.

ادامه بررسی های ایران‌اینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمین‌های ایرانی اداره می‌شوند.

برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی می‌پردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن می‌گویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.

100%

به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آن‌ها در این صفحات قرار داده شده است، ایران‌اینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری می‌کند.

«آ» که می‌گوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهی‌های تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده می‌شود.

آن‌چنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر می‌دهد که خطر ابتلا به بیماری‌های مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.

عکس‌هایی با لباس‌های مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه می‌کند و با آنان به سفر نیز می‌رود.

زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجی‌شده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکس‌هایی در سواحل، باشگاه‌های ورزشی و سایر مکان‌ها در اختیار مشتریان بالقوه خود می‌گذارد و به نظر می‌رسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.

«ر» زنی دیگر است که می‌گوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بین‌المللی با مشتریان اعلام کرده است.

زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده می‌شود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود می‌کند.

100%

مقام‌های جمهوری اسلامی در مواجهه با تن‌فروشی به صورت گزینشی عمل می‌کنند. آن‌ها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیت‌های موجود می‌بندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بی‌رحمانه افراد دخیل در تن‌فروشی را سرکوب می‌کنند.

به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوه‌گیری اتخاذ می‌شود.

هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تن‌فروشی، تحت تاثیر ارزش‌های محافظه‌کارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا می‌کنند.

هم‌زمان، تلاش‌ها برای مبارزه با تن‌فروشی در ایران به دلیل محدودیت‌های قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبه‌رو شده است.

اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمان‌های غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.

به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تن‌فروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشه‌ای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیب‌شناسانه به این معضل امکان‌پذیر است.

به‌علاوه، آگاهی‌بخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفه‌ای و مراقبت‌های پزشکی از دیگر شاخصه‌های مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تن‌فروشی در نظر گرفته شوند.

حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تن‌فروشی بیداد می‌کند و زنان آسیب‌پذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار می‌دهد.