• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

کابوس امنیت، رویای پول؛ معمای آنکارا در جنگ منطقه‌ای

عطا محامد
عطا محامد

پژوهش‌گر علوم سیاسی

۱۹ اسفند ۱۴۰۴، ۱۴:۵۴ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۰۶:۴۵ (‎+۰ گرینویچ)

صبح ۹ اسفند زمانی که ناقوس جنگ به صدا در آمد، جمهوری اسلامی آتش یک جنگ منطقه‌ای را روشن کرد. ترکیه به عنوان یکی از کشورهای منطقه برای اینکه جنگ روی ندهد از دی ماه وارد میدان شده بود.

وزیر امورخارجه ترکیه در یک مصاحبه تلویزیونی گفت ترامپ می‌خواست در دی ماه ایران را مورد هدف قرار دهد اما کشورهای منطقه ازجمله ترکیه، طرفین را به دیپلماسی دعوت کردند. اما حالا با دو پرتاب موشکی ایران به ترکیه، آنکارا جنگ را به خود بسیار نزدیک می‌بیند.

با وجود مورد حمله قرار گرفتن و مواضع نسبتا تند دستگاه دیپلماسی ترکیه، آنکارا خود را روی لبه تیغ می‌داند.

از یک‌سو نقض حاکمیت ملی ایران از سوی آمریکا و اسرائیل را محکوم می‌کند و از سوی دیگر، ماجراجویی‌های موشکی تهران در منطقه را برنمی‌تابد. رجب طیب اردوغان، ریيس‌جمهوری این کشور گرچه ردای میانجی‌گری بر تن کرده، اما خود بهتر از هر کسی می‌داند که در فضای فعلی، این پیشنهاد بیشتر یک ژست نمادین است تا یک راهکار اجرایی.

آنکارا نمی‌خواهد وارد جنگ شود، همچنین نمی‌خواهد اعتبار سیاسی، وضعیت اقتصادی و مشروعیتش برای مدافعه سرزمینی زیر سوال برود. با این حال، یک «ایران ضعیف» که توان هسته‌ای، موشکی و نفوذ منطقه‌ای‌اش مهار شده باشد، فرصتی برای توسعه نفوذ ترکیه در منطقه است. اما مرز میان «تضعیف» دولت و «فروپاشی» آن برای ترکیه به باریکی یک مو است و به همین خاطر نگرانی‌های بسیاری در کریدورهای قدرت آنکارا جریان دارد.

100%

هراس از تولد نظم جدید در مرزهای غربی

برای دولتمردان ترکیه، جنگ، تنها یک بحران امنیتی در همسایگی نیست، بلکه تهدیدی موجودیتی علیه نظمی است که دهه‌ها ثبات مرزهای قومی را تضمین کرده بود. یکی از نگرانی‌های عمده آنکارا، احتمال فعال شدن گسل‌های قومی به واسطه تضعیف قدرت مرکزی در تهران است؛ خلائی که می‌تواند فضا را برای بازیگری گروه‌های مسلح کُرد فراهم کند.

تحلیلگران سیاسی ترکیه، به هرگونه تحرک در غرب ایران مانند قطعه‌ای از یک پازل بزرگ‌تر می‌نگرند. به همین خاطر ائتلاف احزاب کرد ایران در عراق را اقدامی خطرناک برای مناطق مرزی خود دانستند.

از دیدگاه امنیت ملی ترکیه، شکل‌گیری هرگونه منطقه خودمختار یا تشکل سیاسی جدید در این جغرافیا، فراتر از یک تغییر نقشه ساده، به معنای الهام‌بخشی مستقیم به کردها در داخل خاک ترکیه و برهم خوردن توازنی است که آنکارا دهه‌ها برای حفظ آن هزینه داده است.

اردوغان و هاکان فیدان که بر «تمامیت ارضی ایران» پافشاری می‌کنند، در واقع پیامی صریح به واشینگتن مخابره می‌کنند. آنها می‌گویند آمریکا نباید از کردها به‌عنوان پیاده‌نظام استفاده کند و در نهایت با اعطای پاداش‌های سیاسی یا شناسایی واحدهای جدید، یکپارچگی ارضی منطقه را به خطر بیندازد.

گزارش‌های مربوط به حمایت‌های اطلاعاتی سیا و موساد از گروه‌ها و احزاب کُرد، علی‌رغم تضمین‌های لفظی واشینگتن، تنشی پنهان اما عمیق را میان دو متحد ناتو رقم زده است.

سخنان اخیر ترامپ مبنی بر اینکه از کردها خواسته تا اقدامی انجام ندهند برای آنکارا یک برد سیاسی محسوب می‌شود. پیروزی‌ای که فیدان آن را پیش از رییس‌جمهوری آمریکا اعلام کرد و گفت: «همتای آمریکایی‌ام به من اطمینان داد که واشینگتن قصد ندارد کردها را وارد نبرد با ایران کند.»

با این حال آنکارا علیه اقلیم کردستان رویکرد هشدارآمیز دارد. ترکیه در این مدت به زبان‌های مختلف به گروه‌های موجود در اقلیم گفته است هرگونه ورود به این ماجراجویی نظامی علیه ایران، به معنای انتحار اقتصادی و پایان ثبات در صادرات نفت خواهد بود.

برای ترکیه، بقای ساختار سیاسی فعلی ایران با تمام پیچیدگی‌هایش، به مراتب بر شکل‌گیری یک واحد سیاسی کردی جدید در مرزهای شرقی ارجحیت دارد.

100%

سپر دفاعی لرزان و نگرانی از مهاجرت

یکی از موضوعاتی که ترکیه پیش از جنگ بارها در مورد آن سخن گفته است نگرانی از به وجود آمدن موج جدیدی از مهاجران به مرزهایش است. در روزهایی که فضا بین جنگ و توافق در نوسان بود، مقامات ترکیه از اجرای تدابیر جدی در مناطق مرزی خود با ایران گفتند و اعلام کردند که تدابیر نظامی در مرزها را افزایش داده‌اند.

کارشناسان ترک معتقدند حملات هوایی به‌تنهایی باعث موج مهاجرت نمی‌شود، اما اگر این حملات منجر به جنگ داخلی یا تلاش برای تغییر رژیم در ایران شود، ترکیه با موج گسترده‌ای از پناهجویان روبرو خواهد شد.

با تمام این نگرانی‌ها خبرنگاران ترک که در مرز ترکیه و ایران مستقر شده‌اند با تعجب در روزهای گذشته از عبور و مرور عادی از مرز و ایرانیانی گزارش داده‌اند که در شرایط جنگی به خانه خود باز می‌گردند.

نگرانی مهم‌تر ترکیه اما گسترش جنگ به مرزهایش است. ترکیه از آغاز جنگ غزه در ۷ اکتبر مدام تاکید کرده است که اسرائیل به دنبال نبرد با ترکیه است و آنها به خاک آناتولی چشم دوخته‌اند. اما شلیک دو موشک از سمت ایران به ترکیه میان مردم این کشور، این نگرانی را زنده کرد که آیا جنگ موعود از مرزهای ایران آغاز خواهد شد؟

وزارت دفاع ترکیه در دو بیانیه جداگانه از ورود دو موشک در ۴ و ۹ مارس به آسمان این کشور خبر داده است که با دخالت پدافند ناتو در شرق مدیترانه سرنگون شده‌اند. بعد از موشک اول تهران مدعی شد: «به حاکمیت کشور دوست و همسایه، ترکیه، احترام می‌گذاریم و هیچ موشکی به سمت آن شلیک نکرده‌ایم.» اما آنکارا که خطر تغییر نظم سیاسی در ایران را جدی می‌بیند، گمان می‌کند جمهوری اسلامی در حال فروپاشی، قابلیت هرگونه اقدامی را دارد.

با این حال ترکیه نگران است که ورودش به جنگ فاجعه‌ای جدید بیافریند.

ریشه هراس ترکیه در خلاء جدی استراتژی دفاعی این کشور نهفته است. با وجود جهش در بومی‌سازی تجهیزات، این کشور هنوز از داشتن یک سپر دفاعی قابل اتکا در برابر موشک‌های بالستیک دوربرد ایران محروم است.

از سوی دیگر، ناوگان اف-۱۶ به‌عنوان ستون فقرات نیروی هوایی، با فرسودگی دست‌ و‌ پنجه نرم می‌کند و نیازمند نوسازی است. یکی از نقاط قوت ترکیه پهپادهای «بایراکدار» و «آکینجی» است که در نبرد می‌توانند نقشی قابل ملاحظه بازی کنند.

اما نکته قوت اصلی ترکیه حضور نظامی آمریکا و ناتو در ۱۶ نقطه خاک این کشور است، از جمله پایگاه استراتژیک «اینجیرلیک». با این حال خروج بخشی از نیروهای آمریکایی از جنوب ترکیه در روزهای گذشته در میان برخی از مردم این کشور این شائبه را به وجود آورده است که آیا آمریکا پشت آن‌ها را خالی خواهد کرد؟

با وجود داشتن اهرم قدرت ناتو، ترکیه فعلا از این کارت استفاده نکرده است. چندی پیش مارک روته، دبیرکل ناتو، به روشنی اعلام کرد که فعال کردن «ماده ۵» در دستور کار نیست و ترکیه بعد از مهار موشک، برای بررسی آن درخواستی نداده است.

برآورد نهایی در آنکارا بر این اصل استوار است که تهران، با آگاهی از هزینه‌های تقابل با کل توان دفاعی ناتو، تمایلی به گشودن جبهه‌ای جدید علیه همسایه خود ندارد.

100%

از «رکود تورمی» تا رویای تبدیل شدن به «هاب لجستیک»

وزیر امور خارجه ترکیه در ۷ مارس گفت: «جنگ علیه ایران پیامدهایی منفی به دنبال خواهد داشت و هیچ‌کس از آن برنده بیرون نخواهد آمد.»

یکی از دلایل سخن وی ضربات اقتصادی ناشی از این جنگ بود. ترکیه مدت‌هاست در گیرودار یک «فشار رکود تورمی» است. اگر جنگ طولانی شود، رویای کاهش نرخ تورم در ترکیه به تعویق می‌افتد و سال ۲۰۲۶ سالی سخت برای رشد اقتصادی این کشور خواهد شد.

سلوا دمیرآلپ، استاد دانشگاه کوچ، معتقد است جنگ باعث افزایش قیمت نفت و کاهش درآمدهای گردشگری ترکیه می‌شود که هر دو ضربه سنگینی به اقتصاد این کشور وارد می‌کنند.

ترکیه به‌عنوان واردکننده خالص انرژی، با افزایش قیمت نفت دچار بزرگی کسری بودجه و افزایش هزینه‌های تولید داخلی می‌شود. با افزایش ریسک جهانی، سرمایه‌های خارجی نیز از ترکیه خارج می‌شوند که نتیجه‌اش فشار بر نرخ لیر است.

برخی تحلیل‌گران اقتصادی در ترکیه فراتر از آمارها، معتقدند این جنگ می‌تواند به‌مثابه پوششی برای ناکارآمدی‌های ساختاری دولت در حوزه معیشت عمل کند. اوزگور اورهان‌غازی، اقتصاددان تاکید می‌کند که جنگ در شرق ترکیه صرفا یک چالش مالی نیست، بلکه یک «سپر ایدئولوژیک» است؛ ابزاری که به دولت اجازه می‌دهد بحران‌های ریشه‌دار خود را پشت شعارهای امنیت ملی پنهان و هرگونه اعتراض به فقر و کاهش دستمزدها را در نطفه خفه کند.

برخی تحلیلگران نزدیک به دولت ترکیه، این جنگ را فرصتی برای تثبیت جایگاه این کشور به‌عنوان «پناهگاه امن لجستیکی» در اوراسیا می‌دانند. به باور آنها، ناامنی در خلیج فارس و ایران می‌تواند ترافیک کالا را به سوی «کریدور میانی» یعنی مسیر چین، دریای خزر تا اروپا و «جاده توسعه» یعنی مسیر فاو تا جنوب ترکیه، سوق دهد. برای بهره‌گیری از این موقعیت، آنکارا باید با توسعه ناوگان دریای خزر، تقویت زیرساخت‌های ریلی و حذف بوروکراسی مرزی، هزینه‌ها را کاهش دهد و خود را به تنها جایگزین پایدار در زنجیره تامین جهانی تبدیل کند.

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

حضور دیپلمات جمهوری اسلامی در سالن هنگام سخنرانی ترامپ خشم حکومتی‌ها را برانگیخت
۱

حضور دیپلمات جمهوری اسلامی در سالن هنگام سخنرانی ترامپ خشم حکومتی‌ها را برانگیخت

۲

عبور تنها ۳ شناور از تنگه هرمز در ۳۱ شهریور؛ تردد همچنان زیر میانگین ۱۰ روزه است

۳

پزشکیان در سازمان ملل: آماده گفت‌وگو هستیم، اما زبان زور را نخواهیم پذیرفت

۴

واکنش تند روبیو به سخنرانی پزشکیان: با کشتار مردم خود صلاحیت موعظه دیگران را ندارید

۵
روایت شما

شهروندان: شهردار نیویورک نمی‌خواهد درباره بازداشت قاتلان کت‌وشلواری ایران چیزی بگوید؟

انتخاب سردبیر

  • مرکز آمیا صدور قرار علیه محسن رضایی و احمد وحیدی را گامی برای «پایان دادن به مصونیت» خواند

    مرکز آمیا صدور قرار علیه محسن رضایی و احمد وحیدی را گامی برای «پایان دادن به مصونیت» خواند

  • وال‌استریت ژورنال: پل هوایی چین به مسیر مهم تامین تجهیزات نظامی ایران بدل شده است

    وال‌استریت ژورنال: پل هوایی چین به مسیر مهم تامین تجهیزات نظامی ایران بدل شده است

  • قوه قضاییه تعرض جنسی و ضرب‌وجرح نوجوان تبریزی را به «برخورد ناپسند» تقلیل داد

    قوه قضاییه تعرض جنسی و ضرب‌وجرح نوجوان تبریزی را به «برخورد ناپسند» تقلیل داد

  • دادگاهی در آمریکا ممنوعیت ورود خبرنگاران ۳ رسانه به کاخ سفید را تعلیق کرد

    دادگاهی در آمریکا ممنوعیت ورود خبرنگاران ۳ رسانه به کاخ سفید را تعلیق کرد

  • حضور نظامیان در مدارس و فشارهای ایدئولوژیک بر دانش‌آموزان در آغاز سال تحصیلی
    روایت شما

    حضور نظامیان در مدارس و فشارهای ایدئولوژیک بر دانش‌آموزان در آغاز سال تحصیلی

•
•
•

مطالب بیشتر

مهندسی سرکوب در ورزش ایران؛ روایتی از قتل و حذف ورزشکاران

۱۴ بهمن ۱۴۰۴، ۰۵:۴۶ (‎+۰ گرینویچ)
•
سارا امت‌علی
100%

ماهان مردانی، ورزشکار ۲۳ ساله، پیش از قدم گذاشتن به خیابان‌ نوشت: «از ما حتی اگر یک نفر باقی بماند، وظیفه دارد راوی بماند.» او رفت، گلوله خورد و کشته شد، اما آخرین واژه‌هایش دریچه‌ای گشود به بازخوانی روندی که در آن جمهوری اسلامی ورزش را به ابزاری برای سرکوب و مدیریت ترس بدل کرد.

بر اساس تجمیع اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، تا لحظه تنظیم این گزارش هویت ۸۲ ورزشکار کشته‌شده شناسایی شده است؛ ۲۸ نفر از آنها ورزشکار آماتور بودند، ۴۷ نفرشان ورزشکارانی در تیم‌های استانی و کشوری و هفت نفرشان قهرمان ملی.

۵۶ درصد از ورزشکاران کشته‌شده‌ای که هویت‌شان شناسایی شده، در ورزش‌های رزمی و قدرتی مانند پرورش اندام، کشتی، کیک‌بوکسینگ، بوکس، تکواندو، کاراته و پاورلیفتینگ فعال بودند.

۵۸ درصد از آنها هم از قهرمانان استانی و کشوری بودند و در سطح محلی افرادی صاحب نفوذ و شناخته‌شده به شمار می‌آمدند.

این اعداد تصادفی نیستند؛ حامل پیام و حاصل یک برنامه‌ریزی بلندمدت‌اند.

اعداد به ما چه می‌گویند؟

پیش از رفتن به سراغ اعداد، لازم است تصویر یک ورزشکار را در ذهن تجسم کنیم؛ بدنی ورزیده و عضلانی، نگاهی مصمم و حالتی جسمانی که قدرت، مقاومت، نظم، امید به بهبود، استمرار و امکان زیستنِ مستقل را تداعی می‌کند.

بدن ورزشکار فقط یک پیکره فیزیکی نیست. نمادی است زنده از معنا یافتنِ تلاش، امکان، رویا و میل به عبور از محدودیت‌ها. بدنی که گواهی می‌دهد انسان قادر به «از نو ساختن» است.

حالا اعداد معنا پیدا می‌کنند: ۵۶ درصد، یعنی بیش از نیمی از ورزشکاران شناسایی‌شده که به دست جمهوری اسلامی به قتل رسیدند، در رشته‌های رزمی و قدرتی فعال بودند.

تصاویری که همراه با خبر کشته شدن این گروه از ورزشکاران کشته‌شده منتشر می‌شود، حامل تناقضی صریح و کوبنده است: حکومت سرکوبگر این اندام‌های ورزیده قدرتمند را، این نمادهای تلاش و امکان و رویا را و این میل بی‌پایان به عبور از محدودیت‌ها را، در چشم بر هم زدنی با شلیک چند گلوله به «جسد» تبدیل کرده است.

نانسی شپر-هیوز، انسان‌شناس آمریکایی که بخش عمده‌ای از کارهایش بر انسان‌شناسیِ بدن، خشونت، نسل‌کُشی و جوخه‌های مرگ متمرکز است، عقیده دارد که خشونت، به‌ویژه از سوی نظام‌های اقتدارگرا، صرفا سرکوب نیست؛ آموزش است.

در این چارچوب، قتل ورزشکار حاوی یک پیام تربیتی برای جامعه است: بدن قوی، محبوب و مشهور، قابل حذف است، چه رسد به بدن‌های نحیف و ناتوان‌شده از فقرِ شهروندان گمنام.

افزون بر این، شپر-هیوز، کشتار گسترده سیاسی را نوعی «ترور نمادین» می‌داند. جمهوری اسلامی با کشتن ده‌ها ورزشکار که نماد امید، سلامت، امکان پیشرفت و زیستنِ مستقل‌اند، پیامی نمادین به جامعه ارسال می‌کند: هیچ افقی امن نیست و هر تلاش و هر شکلی از قدرت در برابر حاکمیت «هیچ» است.

100%

خشونت پیش از شلیک گلوله آغاز شده بود

علیرضا نجاتی، ملی‌پوش پیشین کشتی فرنگی و دارنده مدال برنز جهانی، ۱۶ دی در صفحه اینستاگرامش نوشت: «ما آمده‌ایم بجنگیم، نه برای زنده ماندن، بلکه برای نماندن در خفت … جنگیدن در مقابل ظلم، حق‌کشی، زورگویی و ...»

پیام بعدی او درست یک روز پیش از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی این بود: «آخر هفته‌ای زیبا و پر از موفقیت و حال خوب را برای همه آرزومندم؛ این پایان است.» او دو روز بعد بازداشت شد.

پس از آن، ایران‌وایر، به نقل از یک منبع آگاه در تهران، گزارش داد علیرضا دبیر، رییس دست‌نشانده فدراسیون کشتی، پس از بازداشت نجاتی به کشتی‌گیران ملی‌پوش ایران پیام داده که «این، آخر و عاقبت فریب خوردن و سیاسی شدن شماست».

دبیر ۲۶ تیر ۱۳۹۸ با وجود پرونده‌های فساد مالی گسترده در دوران نمایندگی‌اش در شورای شهر تهران، با حمایت مدیران نظامی و امنیتی ورزش و در انتخاباتی که سلامت آن مورد تردید بود، به ریاست فدراسیون کشتی رسید.

او ۲۱ بهمن ۱۴۰۳، در گفت‌وگو با روزنامه شرق تایید کرد محدودیت‌هایی برای کشتی‌گیران در «اظهارنظرهای شخصی و عمومی» ایجاد کرده است: «گفتم بچه‌های تیم ملی حق ندارند در مسائل سیاسی اظهار‌نظر کنند چون سیاسی نیستند، بلد نیستند، من سیاست را می‌فهمم. من قضیه‌ام فرق دارد ولی بچه‌ها را گفتم در موضوعات سیاسی حق ندارید اظهار‌نظر کنید.»

پایگاه خبری وزارت ورزش و جوانان سوم دی، حدود ۱۰ روز پیش از نخستین جرقه‌های انقلاب ملی ایرانیان، از دیدار دبیر با فرمانده مرکز مقاومت بسیج این وزارت‌خانه و مهدی میرجلیلی، رییس سازمان بسیج ورزشکاران خبر داد و به نقل از دبیر نوشت: «فدراسیون کشتی برای همکاری هرچه بیشتر با مرکز مقاومت بسیج وزارت ورزش آمادگی دارد.»

100%

ورزش در تسخیر نظامیان

فدراسیون کشتی تنها فدراسیون تحت نفوذ نیروهای سیاسی-امنیتی نیست. مهدی تاج، از چهره‌های شناخته‌شده نظامی، امنیتی و اقتصادی در ورزش ایران، ریاست فدراسیون فوتبال، محبوب‌ترین رشته ورزشی در ایران را بر عهده دارد.

آذر ۱۴۰۱ گروه هکری بلک‌ریوارد اسنادی درباره انتخابات فدراسیون فوتبال را در اختیار رسانه‌ها از جمله ایران‌اینترنشنال قرار داد که نشان می‌داد مهدی تاج گزینه مد نظر سپاه پاسداران در این انتخابات بود، زیرا ضمانت داده بود هیچ‌گاه در برابر نظام، علی خامنه‌ای و منویات او قرار نخواهد گرفت.

فدراسیون تیراندازی از بهمن ۱۴۰۰ تحت ریاست سرتیپ مرتضی قربانی، از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران فعالیت می‌کند.

غفور کارگری، از فرماندهان پیشین نیروی قدس سپاه که از سوی اتحادیه اروپا تحریم شده، از آذر ۱۴۰۱ هدایت کمیته ملی پارالمپیک را بر عهده گرفته است.

100%
دیدار غفور کارگری با رییس کاروان اعزامی فلسطین به بازی‌های پاراآسیایی هانگژو

کمیته ملی المپیک نیز در اختیار محمود خسروی‌وفا، چهره امنیتی و محافظ شخصی پیشین خامنه‌ای است.

احسان حدادی که با وجود محکومیت در یک پرونده تجاوز جنسی، تیر ۱۴۰۳ در جریان انتخاباتی جنجالی به ریاست فدراسیون دو و میدانی انتخاب شد، به بیت خامنه‌ای نزدیک است، به دیدار او می‌رود و به دوستی با آقازاده‌ها و همراهی‌شان در راهپیمایی اربعین افتخار می‌کند.

هادی ساعی که ۱۵ دی ۱۴۰۰ به عنوان رییس فدراسیون تکواندو انتخاب شد، نیز مانند دبیر تعاملی نزدیک با فرماندهان سپاه پاسداران دارد.

دیدار او با جانشین فرمانده سپاه بیت‌المقدس کردستان و فرمانده سپاه «امام صادق» بوشهر رسانه‌ای شد.

یک هفته پس از حمله لفظی دبیر به علی دایی، معاون هماهنگ‌کننده سازمان بسیج مستضعفین در اظهار نظری، ساعی و دبیر را «افرادی که پای حقیقت ایستاده‌اند» توصیف کرد و گفت باید از چنین کسانی تجلیل کرد.

از قرارگاه تا فدراسیون؛ پروژه ۳۰ ساله امنیتی‌سازی ورزش

این انتصاب‌ها و انتخاب‌ها نه‌تنها تصادفی‌ نیستند، بلکه بخشی حیاتی و نظام‌مند از یک الگوی حکمرانی امنیتی‌اند که از اواخر دهه ۱۳۷۰ به‌تدریج در ورزش ایران نهادینه شد.

از آن زمان، هم‌زمان با تثبیت ساختارهای امنیتی جمهوری اسلامی پس از جنگ و آغاز نگرانیِ حاکمیت از گسترش نهادهای مستقل مدنی، ورزش ایران به‌تدریج وارد فرآیند «امنیتی‌سازی» شد.

فدراسیون‌ها و باشگاه‌ها دیگر صرفا نهادهای مستقل ورزشی نبودند، بلکه به حوزه‌هایی برای مدیریت اجتماعی، کنترل افکار عمومی و مهار چهره‌های اثرگذار تبدیل شدند.

حضور تدریجی فرماندهان پیشین سپاه پاسداران و نیروهای امنیتی در راس فدراسیون‌ها و باشگاه‌های پرطرفداری چون استقلال و پرسپولیس، دخالت نهادهای اطلاعاتی در انتخابات ورزشی و شکل‌گیری شبکه‌های غیررسمی نظارت بر ورزشکاران، نشان‌دهنده انتقال منطق «امنیت داخلی» به حوزه ورزش بود.

تشکیل «میز ورزش» در اطلاعات سپاه هم بر تمایل این نهاد نظامی به کنترل تمام و کمال ورزشکاران صحه می‌گذارد.

میثم مهری، که به نظر می‌رسد نامی مستعار باشد، مسئول این میز است و گزارش‌هایی از روابط نزدیک او با تاج، خسروی‌وفا و محمدرضا داورزنی، از مدیران ورزشی جمهوری اسلامی، حکایت دارد.

مطالعه‌ای با عنوان «تجارت جدی: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و صنعت ورزش» که سال ۲۰۲۴ در دانشگاه یِیل انجام شد، سیطره سپاه پاسداران بر ورزش ایران را این‌طور توصیف می‌کند: «سپاه از طریق در اختیار گرفتن بسیاری از باشگاه‌ها و فدراسیون‌های مهم، نه‌تنها سودهای اقتصادی عظیمی به‌دست می‌آورد - که می‌تواند در فعالیت‌های اقتصادی، اطلاعاتی یا نظامی دیگر سرمایه‌گذاری شود ـ بلکه ساختار ورزش ایران را نیز مطابق با اولویت‌های نهادی خود شکل می‌دهد: محافظه‌کاری اسلامی، سرکوب زنان و کنترل بی‌چون‌وچرای شهروندان.»

در بخش دیگری از این پژوهش به استفاده سپاه پاسداران از نهادهای ورزشی، به‌ویژه ورزش‌های رزمی، برای «جذب جوانان به نیروهای زمینی خود» اشاره شده است: «به‌طور مشخص، فدراسیون‌های هنرهای رزمی که زیر نظر وزارت ورزش و جوانان فعالیت می‌کنند، از جمله جودو و کیک‌جیتسو، به مراکز جذب نیرو برای یگان‌های ویژه سپاه تبدیل شده‌اند؛ یگان‌هایی که ماموریت اصلی آنها سرکوب اعتراضات مردمی با خشونتی قلدرمابانه و سازمان‌یافته است.»

اعمال کنترل و خشونت در دستورالعمل‌های ابلاغی

خرداد ۱۴۰۲، چند ماه پس از خیزش مشهور به «زن، زندگی، آزادی»، نسخه‌ای تازه از دستورالعمل نقل و انتقال بازیکنان فوتبال از سوی فدراسیون و با موافقت باشگاه‌ها ابلاغ شد که در آن یک بند تازه وجود داشت.

در بند ۱۵ این دستورالعمل ذکر شده که «انجام هر گونه فعالیت و مواد مغایر با قوانین کشور» و «سوء‌رفتارهای اجتماعی، سیاسی، مذهبی و توهین به مقامات ذی‌صلاح در فضای مجازی و مصاحبه» در کمیته انضباطی باشگاه و «مراجع صلاحیت‌دار» قابل رسیدگی است.

این بند از دستورالعمل که هم‌اکنون نیز مورد استفاده است، از باشگاه‌ها می‌خواهد در قرارداد بازیکنان قید کنند که «انجام هر گونه فعالیت و مواد مغایر با قوانین کشور و کدهای اخلاقی و انضباطی پیوست از جمله سوءرفتارهای اجتماعی، تبعیض‌ نژادی، قومی، مذهبی و سیاسی و توهین به مقامات ذی‌صلاح اعم از در فضای مجازی، مصاحبه، تبلیغ در داخل و خارج از زمین مسابقه، ممنوع بوده و تخلف قابل رسیدگی در کمیته انضباطی باشگاه و مراجع صلاحیت‌دار است.»

به این ترتیب، دست نهاد قضایی باز است که بر اساس گزارش‌هایی که از فدراسیون دست‌نشانده حاکمیت دریافت می‌کند، هر واکنش یا اظهار نظر خلاف منافع حاکمیت را با برچسب «سوءرفتار» یا «توهین به مقامات ذی‌صلاح» به «مراجع صلاحیت‌دار» بسپرد.

منظور از مراجع صلاحیت‌دار در این بند، نهادهایی جز کمیته‌ انضباطی باشگاه و فدراسیون است و می‌توان به شکل‌های مختلف آن را تفسیر کرد؛ از قوه قضاییه تا وزارت اطلاعات و اداره اطلاعات سپاه.

دستکاری ساحت ورزش و تعبیه کردن ساختاری خشونت

این تلاش سازمان‌یافته برای تبدیل ورزش از سرمایه ملی به ابزار سرکوب و قتل هدفمند ورزشکاران به کمک «تئوری میدان» پی‌یر بوردیو، جامعه‌شناس فرانسوی، بهتر درک می‌شود.

بوردیو جامعه را متشکل از «میدان‌»هایی نسبتا مستقل می‌داند که هر کدام قواعد، سلسله‌مراتب و سرمایه خاص خود را دارند.

بر این اساس، سرمایه در میدان ورزش، بدن ورزیده، افتخارات ورزشی، شهرت و محبوبیت است، شایستگی‌های جسمی و فنی قواعد بازی را تعیین می‌کنند، و مشروعیت بر موفقیت‌های ورزشی و محبوبیت اجتماعی استوار است.

در این میدان، ورزشکار می‌تواند بدون وابستگی به قدرت «کسی» شود.

با ورود نهادهای امنیتی به مدیریت ورزشی، ورزش به‌‌تدریج از میدانی نسبتا مستقل به زیرمجموعه‌ای وابسته به میدانِ سیاستِ اقتدارگرا تبدیل شد و قواعد بازی به‌دست مدیران امنیتی-نظامی یا مدیران دست‌نشانده‌، به نفع قدرت مسلط تغییر می‌کند.

وقتی نیروهای سپاهی ریاست فدراسیون‌ها، کمیته‌های ورزشی و باشگاه‌ها را به دست می‌گیرند و انتخابات فدراسیون‌ها را مهندسی می‌کنند، در واقع می‌گویند که سرمایه مشروع در میدان تازه‌ای که ساخته‌ایم، دیگر بدن ورزیده، تعداد مدال‌ها و محبوبیت اجتماعی نیست؛ «وفاداری به من و سکوت در برابر من» است.

در چنین میدانی، بدن ورزیده و محبوبیت اجتماعی‌ ورزشکار مستقل، تهدیدی تحمل‌ناپذیر علیه میدان سیاست اقتدارگرا تلقی می‌شود؛ پس باید بی‌اعتبار و شکسته و در شدیدترین حالت حذف شود.

در چنین ساختاری، ورزشکار دیگر یک کنشگر آزاد نیست، بلکه یا باید سرمایه نمادین خود را در خدمت قدرت بگذارد، یا هزینه استقلالش را با حذف، زندان و مرگ بپردازد.

مدیریت ترس، کنترل مرگ

سرکوبگران پس از کشتنِ ماهان مردانی به ضرب دو گلوله جنگی، اجازه ندادند پیکر او در گورستان شهر قدس، شهر محل زندگی‌اش در حاشیه جنوب غربی تهران، دفن شود.

بدن ورزیده اما بی‌جان‌شده‌ ماهان به‌شرطی به خانواده‌اش تحویل داده شد، که او را در گورستان یکی از روستاهای حاشیه تهران به خاک بسپارند؛ بدون حق سوگواری و بدون حضور جمعیت.

این خشونت عریان که تا لحظه‌ دفن بدنِ سیاسی‌شده ورزشکار ادامه یافت، شاهدی دیگر بر این واقعیت است که قتل ورزشکاران، به‌ویژه آنها که در سطح محلی شناخته‌شده‌ترند، محبوبیت و نفوذ بیشتری دارند و اندام‌شان تجسم صریح‌تری از «قدرت» است، تصادفی نیست.

این بخشی از معماری قدرت و سرکوب است؛ تصمیمی سیاسی در پی سال‌ها تدارک و برنامه‌ریزی امنیتی گام‌به‌گام و حساب‌شده برای هشدار به جامعه.