واینت: اسرائیل برای مهار شتاب برنامه موشکی جمهوری اسلامی آماده میشود
واینت در گزارشی تحلیلی نوشت در حالی که تمرکز مذاکرات آمریکا با حکومت ایران عمدتاً بر پرونده هستهای است، نگرانی فوریتر تلآویو شتاب فزاینده برنامه موشکهای بالستیک جمهوری اسلامی است؛ برنامهای که به گفته ارتش اسرائیل میتواند طی دو سال آینده به هزاران موشک فعال منجر شود.
به گزارش واینت، در گفتوگوهای محرمانه میان مقامهای ارشد ارتش اسرائیل و همتایان آمریکایی، برآورد شده است که حکومت ایران تا پایان سال ۲۰۲۷ ممکن است دستکم ۵ هزار موشک بالستیک در اختیار داشته باشد. منابع دفاعی اسرائیل میگویند اگر مجموعه عملیاتهای رهگیری و اخلال در جریان «عملیات طلوع شیران» در ژوئن ۲۰۲۵ انجام نمیشد، این رقم میتوانست تا پایان دهه به حدود ۸ هزار فروند برسد.
به نوشته واینت، این ارزیابی یک سناریوی نظری نیست، بلکه مبنای برنامهریزی روزانه در واحدهای اطلاعات نظامی، نیروی هوایی و سامانههای پدافند هوایی اسرائیل است.
تولید ماهانه ۱۰۰ موشک و تکیه بر «حجم آتش» بر اساس دادههای اسرائیلی که واینت به آن اشاره میکند، حکومت ایران در حال حاضر ماهانه حدود ۱۰۰ موشک بالستیک تولید میکند و انتظار میرود این نرخ افزایش یابد. مقامهای اسرائیلی معتقدند تهران بر اصل «کمیت» تکیه کرده و محاسبه میکند حتی سامانههای پیشرفته چندلایه اسرائیل - از جمله «آرو»، «فلاخن داوود» و «گنبد آهنین» - در برابر شلیکهای گسترده و مداوم ظرفیت محدودی دارند.
در جریان عملیات «طلوع شیران»، ایران طی چند روز بیش از ۵۰۰ موشک بالستیک و حدود هزار پهپاد به سمت اسرائیل شلیک کرد. ارتش اسرائیل اعلام کرد حدود ۸۶ درصد موشکها رهگیری و نزدیک به ۹۹ درصد پهپادها ساقط شدند. با این حال، شماری از موشکهایی که از پدافند عبور کردند، خسارات قابل توجهی در تلآویو، رمتگان، باتیام، حیفا و همچنین مرکز پزشکی سوروکا در بئرشبع وارد کردند.
تغییر راهبرد از دفاع به «شکار موشک» واینت مینویسد همین حجم حملات باعث شد اسرائیل از رویکرد صرفاً دفاعی به کارزار تهاجمی گستردهتری تغییر مسیر دهد که هدف آن نابودی پرتابگرها و زیرساختهای موشکی در داخل ایران بود؛ عملیاتی که مقامهای دفاعی آن را «شکار موشک» توصیف کردهاند.
اورشلیمپست گزارش داد که مرکز پزشکی «سوروکا» در اسرائیل روند آمادهسازی گسترده برای احتمال درگیری نظامی با حکومت ایران را آغاز کرده و مدیریت بیمارستان به همراه تیمهای اورژانس در حال بازبینی رویهها، بررسی سطح آمادگی و اجرای شبیهسازی سناریوهای جنگی هستند.
به نوشته اورشلیمپست، این بیمارستان که در جنگ ۱۲ روزه هدف یک موشک بالستیک قرار گرفت و آسیبهای شدیدی به زیرساختهای آن وارد شد، پس از ماهها تلاش برای بازسازی، اکنون بار دیگر خود را برای یک کارزار نظامی احتمالی آماده میکند. این گزارش تاکید میکند که تجربه حمله پیشین، رویکرد مدیریت بیمارستان را در آمادگیهای جدید شکل داده است.
بر اساس این گزارش، مرکز سوروکا هماکنون در حال شبیهسازی وضعیتهای اضطراری است و در روزهای اخیر دستورالعملها برای انتقال بیماران در صورت بروز شرایط فوقالعاده، را اصلاح و بهروزرسانی کرده است. تیمهای درمانی و پشتیبانی نیز تمرینهای میدانی برای مدیریت شرایط جنگی انجام دادهاند.
اورشلیمپست همچنین نوشت که آمادهسازیها به سوروکا محدود نمانده و در مرکز پزشکی «ولفسون» نیز اقداماتی صورت گرفته است. در این مرکز، بخش ارتوپدی به بخش اورولوژی منتقل شده، بخش جراحی کودکان به بخش اطفال انتقال یافته و فضاهای زیرزمینی بیمارستان تخلیه شدهاند تا در صورت نیاز برای شرایط اضطراری مورد استفاده قرار گیرند.
با این حال، مقامهای درمانی تاکید کردهاند که هیچ کاهش یا اختلالی در ارائه خدمات پزشکی به بیماران ایجاد نشده و روند درمانهای جاری بدون تغییر ادامه دارد.
آمادگی شهری و پناهگاهها اورشلیمپست در ادامه گزارش خود به آمادگی شهرداریها برای شرایط اضطراری اشاره میکند. به نوشته این روزنامه، شهرداری تلآویو اعلام کرده است که در صورت بروز وضعیت اضطراری، پناهگاههای عمومی بهصورت خودکار باز خواهند شد.
در شهر پتَحتیکوا، برخی پناهگاهها آماده استفاده عمومی هستند و برخی دیگر بر اساس دستورالعملها فعال میشوند. در باتیام هنوز پناهگاهها فعال نشدهاند، در حالی که در ریشون لتسیون بیشتر پناهگاهها از پیش باز شدهاند و بسیاری از آنها به سامانه باز شدن خودکار در شرایط اضطراری مجهز هستند.
این تفاوتها، به نوشته اورشلیمپست، مورد توجه ساکنان قرار گرفته است و برای بسیاری از شهروندان، پرسش روزمره این شده که آیا در فاصله پیادهروی از محل زندگیشان پناهگاهی باز وجود دارد یا نه.
گزارش اورشلیمپست در مجموع نشان میدهد که در سایه افزایش تنشهای منطقهای و احتمال درگیری گستردهتر، نهادهای درمانی و شهری اسرائیل در حال افزایش سطح آمادگی خود هستند؛ آمادگیای که هم شامل بازآرایی ساختارهای بیمارستانی و هم فعالسازی زیرساختهای پناهگاهی در سطح شهری میشود.
به گفته یک مقام پیشین فرماندهی مرکزی آمریکا، موج نخست هرگونه حمله احتمالی به ایران بر سایتها و پرتابگرهای موشکی راهبردی متمرکز خواهد بود؛ اهدافی که فوریترین تهدید برای نیروهای آمریکایی و اسرائیل محسوب میشوند.
اورشلیمپست در گزارشی به نقل از دریادار بازنشسته «باب هاروارد»، معاون پیشین فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)، نوشت تجمع کمسابقه تجهیزات نظامی آمریکا در خاورمیانه صرفاً نمایش قدرت نیست، بلکه «نشانهای از توانایی» واشینگتن برای وارد کردن ضربهای سریع و گسترده به ساختار قدرت جمهوری اسلامی در صورت شکست مسیر دیپلماتیک است.
به نوشته اورشلیمپست، هاروارد با اشاره به رویکرد دونالد ترامپ گفت: «یکی از چیزهایی که [رییسجمهوری دونالد] ترامپ نشان داده این است که به آنچه میگوید عمل میکند.» او در گفتوگو با این روزنامه، خروج آمریکا از برجام و موضع واشینگتن مبنی بر «تحمل نکردن ایران مجهز به سلاح هستهای» را به عنوان نمونه یادآور شد و افزود: «حالا او تجهیزات لازم را برای اقدام نظامی مستقر کرده است.» هاروارد همچنین گفت اگر ترامپ «نتواند به اهدافش درباره برنامه هستهای و موشکهای بالستیک برسد»، «حاضر است فراتر از میانجیگری برود و اقدام کند.»
در این گزارش آمده است که هاروارد در صورت صدور دستور حمله، از «سلسلهمراتب اهداف» سخن گفته که هدف آن «خنثی کردن قابلیتهای تهاجمی [حکومت] ایران» و همزمان «پرهیز از آسیب به جمعیت عمومی» است. او تاکید کرد اولویتگذاری از نوع «از پایین به بالا» خواهد بود و موج نخست حمله بر «مکانهای راهبردی موشکی و پرتابگرها» تمرکز میکند؛ اهدافی که از نگاه او «تهدیدهای مستقیم برای نیروهای آمریکا و اسرائیل» محسوب میشوند.
به گفته هاروارد، اولویت دوم «خنثیسازی بقایای نیروهای نیابتی» در خارج از ایران است که میتوانند در واکنش به حمله، خطر «اقدام تلافیجویانه علیه اسرائیل» را افزایش دهند.
اورشلیمپست مینویسد هاروارد سپس به «تغییر مهم» در راهبرد احتمالی اشاره کرده و گفته است تمرکز کارزار میتواند به جای زیرساختهای ملی، بر سپاه پاسداران و ابزارهای سرکوب داخلی باشد. او تصریح کرد: «شما به سراغ زیرساختها نخواهید رفت.» و توضیح داد: «این برای فراهم کردن تغییر حکومت برای مردم ایران است، بنابراین فکر نمیکنم چنین اهدافی مورد حمله قرار گیرد. تمرکز فقط بر چیزهایی خواهد بود که به حکومت و سپاه پاسداران امکان سرکوب مردم را میدهد.»
به نوشته اورشلیمپست، هاروارد در ادامه درباره ظرفیت جنگی امروز آمریکا گفت این تواناییها نسبت به جنگهای عراق و افغانستان «بهمراتب پیشرفتهتر» شده است و بهواسطه پیشرفتهای فناورانه در «فرماندهی، کنترل و هدفگیری» امکان افزایش چشمگیر حجم حملات فراهم شده است. او گفت: «در گذشته شاید میتوانستید روزانه ۴۰ یا ۵۰ حمله انجام دهید، اما اکنون توانایی اجرای صدها حمله در روز را داریم. همین موضوع معادله را برای حکومت کاملاً تغییر میدهد.» هاروارد همچنین مدعی شد واشینگتن میتواند ساختار فرماندهی سپاه را با سرعتی کمسابقه هدف بگیرد: «اگر سپاه پاسداران را هدف بگیرید و بخواهید همه مقرها و تاسیسات آن را بزنید، احتمالاً میتوانید این کار را ظرف چند ساعت انجام دهید. این بیسابقه است.»
اورشلیمپست در پایان گزارش خود به پیشینه شخصی هاروارد اشاره میکند و مینویسد خانواده او بین سالهای ۱۹۶۸ تا ۱۹۷۹ در ایران زندگی میکردند و خود او نیز چند هفته پیش از سقوط شاه، بهعنوان دانشجوی سال آخر آکادمی نیروی دریایی آمریکا در ایران حضور داشته است. او با مرور انقلاب ۱۹۷۹ گفت نقطه عطف زمانی بود که ارتش از حمایت شاه به حمایت از مردم تغییر موضع داد و این الگو را برای هرگونه تغییر آینده نیز تعیینکننده دانست. هاروارد در این باره گفت: «این حکومتی است که ۴۷ سال مردم خود را سرکوب کرده است. اکثریت آنها خواهان تغییرند.» او همچنین تاکید کرد هر اقدام نظامی باید با «حمایت از مردم ایران» همراستا باشد تا فهرست اهداف، توان حکومت برای «ارتباطگیری و سرکوب اعتراضات» را تضعیف کند «بدون آنکه افکار عمومی را علیه آمریکا برانگیزد.»
او در جمعبندی به اورشلیمپست گفت: «فکر نمیکنم کسی واقعاً مقیاس یا ظرفیت توان ما را درک کند، چون هیچکس تاکنون آن را ندیده است.» و افزود اگر چنین اقدامی رخ دهد، برای دیگر قدرتها هم «روشنگر» خواهد بود: «اگر چنین اتفاقی بیفتد، برای همه روشن خواهد شد که از نظر اندازه، مقیاس، سرعت و ظرفیت به کجا رسیدهایم، چه برای روسیه و چه برای چین.»
روزنامه واشینگتنپست به نقل از مقامهای کنونی و پیشین آمریکا گزارش داد دولت دونالد ترامپ در حالی بهسمت آمادگی برای یک حمله گسترده و طولانیمدت علیه حکومت ایران حرکت میکند که پنتاگون در حال تکمیل یک نیروی ضربتی عظیم در خاورمیانه است.
به نوشته این روزنامه، این آرایش نظامی که طی هفتههای اخیر در حال شکلگیری بوده، در انتظار ورود ناو هواپیمابر یواساس جرالد آر. فورد و ناوهای همراه آن است. مقامهای آگاه گفتهاند این ناو که ماموریتش تمدید شده و از دریای کارائیب به منطقه اعزام شده، به تنگه جبلالطارق نزدیک شده و در صورت صدور دستور، حمله میتواند ظرف چند روز آینده ممکن شود.
ترامپ صبح پنجشنبه در سخنرانی در واشینگتن درباره تصمیم خود با ابهام سخن گفت و تاکید کرد: «شاید به توافق برسیم، شاید هم نه… طی ۱۰ روز آینده خواهید فهمید.» همزمان مشاوران ارشد امنیت ملی او در اتاق وضعیت کاخ سفید جلسهای درباره ایران برگزار کردند و به آنها اطلاع داده شد که تمام نیروهای اعزامشده تا اواسط مارس بهطور کامل در منطقه مستقر خواهند شد.
واشینگتنپست مینویسد دولت ترامپ میخواهد این پیام را منتقل کند که در حال تقویت توان رزمی خود در منطقه است. رییسجمهوری آمریکا حتی بهطور علنی احتمال سرنگونی رهبر جمهوری اسلامی را مطرح کرده و گفته بود اگر ایران رهبران جدیدی داشته باشد «بهترین اتفاق ممکن» خواهد بود.
با این حال، هنوز روشن نیست که ترامپ اقدام نظامی را تایید کرده باشد. برخی منابع به برگزاری المپیک زمستانی - که یکشنبه در ایتالیا پایان مییابد - بهعنوان یکی از ملاحظات زمانی اشاره کردهاند.
برتری نظامی، اما با ریسکهای جدی دانیل شاپیرو، سفیر پیشین آمریکا در اسرائیل و مقام سابق پنتاگون، به این روزنامه گفت آمریکا با حمایت اسرائیل از نظر نظامی «برتری قاطع» بر ایران دارد. ناوهای جنگی جدید به مجموعهای گسترده از توان رزمی شامل دهها جنگنده، سامانههای پدافند هوایی و دیگر تسلیحات در منطقه میپیوندند.
با این حال شاپیرو هشدار داد: «آنها قطعاً از حملات مشترک آمریکا و اسرائیل آسیب وحشتناکی خواهند دید… اما این به معنای پایان سریع و تمیز درگیری نیست - و آنها توانایی تحمیل هزینه در جهت مقابل را دارند.» او به خطر موشکهای بالستیک جمهوری اسلامی، شبکه نیروهای نیابتی تهران در منطقه و احتمال اختلال گسترده در کشتیرانی و بازار جهانی نفت اشاره کرد.
مذاکراتی که به بنبست نزدیک شدهاند افزایش توان نظامی همزمان با مذاکرات اخیر آمریکا و حکومت ایران درباره برنامه هستهای تهران انجام میشود. کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، گفته است دو طرف «اندکی پیشرفت» داشتهاند اما هنوز «در برخی مسائل فاصله زیادی» دارند. به گفته او، حکومت ایران قرار است در هفتههای آینده پیشنهادهای دقیقتری ارائه دهد، اما مشخص نیست ترامپ تا آن زمان صبر کند.
یک دیپلمات اروپایی به واشینگتنپست گفته است ابتدا تصور میشد فشار نظامی برای گرفتن امتیاز بیشتر در مذاکرات است، اما اکنون روشن شده حکومت ایران حاضر نیست از «مواضع اصلی» خود از جمله حق غنیسازی اورانیوم عقبنشینی کند. او افزود: «ایرانیها قصد داشتند آنها را در جزئیات فنی غرق کنند و بحث اصلی را به تاخیر بیندازند… ترامپ صبر ندارد.»
نگرانی کشورهای منطقه به نوشته این روزنامه، برخی مقامهای عربستان سعودی و امارات متحده عربی ممکن است از حملات هدفمند برای افزایش فشار بر حکومت ایران حمایت کنند، اما یک درگیری طولانی «خونین خواهد بود و میتواند کشورهای بیشتری را - چه عمدی و چه بر اثر اشتباه محاسباتی - وارد جنگ کند.»
شروط اسرائیل و موضع تهران مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، قرار است ۹ اسفند به اسرائیل سفر کند تا با بنیامین نتانیاهو دیدار کند. نتانیاهو خواهان توافقی است که تمام غنیسازی اورانیوم را ممنوع، زیرساختهای آن را برچیند، اورانیوم غنیشده را از ایران خارج کند، برنامه موشکی بالستیک را محدود سازد و بازرسیهای مستمر اعمال کند. کارشناسان میگویند حکومت ایران چنین شروطی را ناقض توان دفاعی خود میداند و بعید است بپذیرد.
علی خامنهای نیز در پیامهایی در شبکههای اجتماعی تاکید کرده ایران حق تولید انرژی هستهای دارد و برد موشکهایش نباید محدود شود. او با اشاره به ناوهای آمریکایی نوشت: «ناو جنگی خطرناک است، اما خطرناکتر از آن سلاحی است که بتواند آن را به اعماق دریا بفرستد.»
آمادگی برای جنگی طولانیتر از گذشته واشینگتنپست مینویسد آرایش کنونی شامل ناو آبراهام لینکلن، ناوشکنها، دهها جنگنده از جمله اف-۳۵های رادارگریز و هواپیماهای سوخترسان است که در پایگاههایی مانند «موافق السلطی» در اردن مستقر شدهاند. دادههای رهگیری پرواز نیز انتقال گسترده هواپیماهای سوخترسان به اروپا و خاورمیانه را نشان میدهد.
دانا استرول، مقام سابق پنتاگون، گفت این آرایش نشان میدهد دولت ترامپ «برای چیزی بسیار فراتر از یک چرخه یکروزه حملات آماده میشود.» چنین درگیریای میتواند رویکرد ترامپ را که در عملیاتهای قبلی - از حمله محدود به تاسیسات هستهای ایران گرفته تا عملیات در یمن و ونزوئلا - کوتاهمدت و محدود بوده، دگرگون کند.
جیسون دمپسی، افسر بازنشسته ارتش، هشدار داد: «عملیاتهای نظامی سریع و آسان به نظر میرسند، تا زمانی که دیگر اینگونه نباشند.» او به خطراتی چون تلفات نیروها، سقوط هواپیماها یا اسارت خلبانان اشاره کرد.
گزینههای روی میز: از حمله محدود تا کارزار تغییر رژیم در ادامه این تحولات، والاستریت ژورنال نیز گزارش داده است که ترامپ اعلام کرده اگر ایران با توافق هستهای موافقت نکند، ایالات متحده ظرف ۱۰ روز آینده درباره اقدامات بعدی تصمیم خواهد گرفت؛ ضربالاجلی که همزمان با بررسی دور دوم حملات احتمالی علیه ایران مطرح شده و میتواند مهلتی تازه برای جمهوری اسلامی باشد.
به نوشته این روزنامه، ترامپ در نشست «هیات صلح» درباره غزه هشدار داد: «اگر ایران توافق نکند، اتفاقات بدی خواهد افتاد» و افزود طی حدود ۱۰ روز آینده مسیر روشن خواهد شد. مقامهای آمریکایی به این روزنامه گفتهاند ترامپ هنوز دستور حمله را صادر نکرده، اما گزینههایی از یک کارزار گسترده یکهفتهای با هدف تضعیف یا حتی تغییر رژیم تا حملات محدودتر علیه تاسیسات دولتی و نظامی حکومت ایران را بررسی میکند. برخی مقامها هشدار دادهاند چنین حملاتی میتواند تهران را به واکنش تلافیجویانه سوق دهد و آمریکا را وارد درگیری گستردهتری در خاورمیانه کند.
والاستریت ژورنال مینویسد بنبست مذاکرات اخیر، در کنار تقویت حضور نظامی آمریکا در منطقه، احتمال اقدام نظامی را افزایش داده است. واشینگتن خواهان پایان فعالیتهای هستهای ایران، محدودسازی برنامه موشکهای بالستیک و توقف حمایت از نیروهای نیابتی منطقهای است؛ در حالی که تهران یک توافق جامع را رد کرده و تنها امتیازهای محدودی پیشنهاد داده است. انتظار میرود ایران ظرف دو هفته موضع خود را اعلام کند، اما ضربالاجل ۱۰ روزه ترامپ ممکن است تهران را به تسریع پیشنهاد وادار کند.
این روزنامه نیز به تهدیدهای مقامهای ایرانی اشاره کرده است و نوشته خامنهای در پیامهایی مدعی شد نیروهایش میتوانند یک ناو هواپیمابر آمریکا را غرق کنند و ارتش این کشور را «چنان سخت بزنند که دیگر نتواند از جا بلند شود.»
والاستریت ژورنال یادآور شده که حکومت ایران نسبت به ضربالاجلهای قبلی ترامپ بدبین است، زیرا سال گذشته میلادی نیز کاخ سفید مهلتی مشابه تعیین کرد، اما چند روز بعد بمبافکنهای بی-۲ سه سایت هستهای ایران را هدف قرار دادند. به نوشته این روزنامه، آنچه اکنون روی میز است، بهمراتب گستردهتر و پرریسکتر از آن حمله محدود پیشین است.
بر اساس دادههای رهگیری پرواز و اظهارات یک مقام آمریکایی، ایالات متحده در روزهای اخیر انتقال جنگندههای اف-۳۵ و اف-۲۲ به خاورمیانه را ادامه داده، یک ناو هواپیمابر دوم حامل هواپیماهای تهاجمی و جنگ الکترونیک را به منطقه اعزام کرده و هواپیماهای فرماندهی و کنترل و سامانههای پدافند هوایی حیاتی را نیز مستقر کرده است؛ آرایشی که به گفته مقامها میتواند زمینهساز یک کارزار هوایی گسترده در صورت صدور دستور حمله باشد.
روزنامه واینت در گزارشی با اشاره به احتمال شکست مذاکرات هستهای، نوشت که طرحهای عملیاتی برای حملات گسترده به طیف وسیعی از حملات از پیش آماده شده است.
واینت نوشت: «ترامپ بهخوبی میداند که انتظار سرنگونی کامل حکومت ایران تنها از طریق حملات هوایی ممکن است چندان واقعبینانه نباشد اما تضعیف مستمر رژیم میتواند به احیای اعتراضات داخلی منجر شود.»
براساس این گزارش، در صورت آغاز حمله، تمرکز بهسرعت به سمت اهداف کلیدی معطوف خواهد شد. مقامهای اسرائیلی و آمریکایی بارها تاکید کردهاند که در هماهنگی کامل با هم هستند. پس از جنگ ۱۲ روزه، فرماندهان نظامی دو کشور هفتهها به بررسی نقشهها، تصاویر هوایی و ارزیابیهای اطلاعاتی پرداختهاند و برخی نشتهای رسانهای درباره اختلاف نظر میان دو طرف نیز احتمالا بخشی از عملیات فریب برای گمراهسازی تهران بوده است.
واینت سپس فهرستی از اهداف احتمالی در صورت اجرای عملیاتی مشترک از سوی اسرائیل و آمریکا را بررسی کرده است:
اولویت نخست: فلج کردن پدافند هوایی ایران
بهنوشته واینت مهمترین هدف اولیه، از کار انداختن سامانههای پدافند هوایی ایران برای ایجاد برتری هوایی برای جنگندههای آمریکایی و اسرائیلی خواهد بود.
جمهوری اسلامی پس از آسیبهای جدی واردشده در حملات اسرائیل در سال گذشته تلاش کرده شبکه دفاع هوایی خود را بازسازی کند. تهران برای تقویت این شبکه نیازمند سامانههای پیشرفته اس-۴۰۰ روسی بود، اما بهدلیل نیاز مسکو در جنگ اوکراین، تحویل این سامانهها بعید به نظر میرسد. گزارشهایی نیز درباره کمکهای احتمالی چین منتشر شده، اما روشن نیست که آیا چین کمکی قابل توجه به بازسازی پدافند هوایی از بین رفته جمهوری اسلامی انجام داده باشد.
با این حال و در هر صورت، نیروهای آمریکایی و اسرائیلی ناگزیر خواهند بود پیش از هر اقدام دیگر، شبکه دفاع هوایی حکومت ایران را خنثی کنند.
بهنوشته واینت هدف فوری بعدی، زرادخانه موشکهای بالستیک جمهوری اسلامی خواهد بود.برای اسرائیل، نابودی موشکهای دوربردی که مستقیما خاک این کشور را تهدید میکنند، در اولویت قرار دارد. در مقابل آمریکا، بر موشکهای میانبرد و کوتاهبردی متمرکز خواهد بود که میتوانند نیروهای آمریکایی در خلیج فارس و متحدان منطقهای واشینگتن را هدف بگیرند.
همچنین انتظار میرود آمریکا شبکه پهپادی جمهوری اسلامی را هدف قرار دهد. در چنین سناریویی، تقریبا کلیه تجهیزاتی که توان برخاستن از زمین را داشته باشد، هدف قرار خواهند گرفت.
نیروی دریایی سپاه و تنگه هرمز
بهنوشته واینت، ناوگان نیروی دریایی سپاه پاسداران نیز از اهداف کلیدی هر حمله احتمالی خواهد بود، زیرا تهدیدی مستقیم علیه ناوهای آمریکایی محسوب میشود.خنثیسازی این ناوگان برای جلوگیری از هرگونه اقدام جمهوری اسلامی در مختل کردن یا بستن تنگه هرمز ، گذرگاه حیاتی انتقال حدود ۲۰ درصد نفت جهان، ضروری ارزیابی میشود.
اسرائیل نیز همزمان خود را برای احتمال ورود حزبالله لبنان و حوثیهای یمن به درگیری آماده میکند. برنامهریزی اسرائیل بر حذف تهدید موشکی بهصورت دائمی متمرکز است.
آیا هدف، بیثباتسازی نظام است؟
واینت در ادامه گزارش خود این پرسش را مطرح کرده که آیا بیثباتسازی حکومت ایران، هدف یک حمله احتمالی خواهد بود؟ راز زیمت، مدیر برنامه ایران در موسسه مطالعات امنیت ملی تلآویو، گفت هدف آمریکا احتمالا فراتر از تضعیف توان موشکی جمهوری اسلامی خواهد بود.
او گفت: «تغییر رژیم بیش از حد خوشبینانه است. آمریکاییها ممکن است بهدنبال بیثباتسازی نظام باشند که عملیتر است.»
بهگفته او، بیثبات کردن ساختار قدرت بدون حذف علی خامنهای بسیار دشوار خواهد بود. حذف رهبر جمهوری اسلامی میتواند زلزلهای سیاسی ایجاد کند، زیرا نظام ناچار به ورود به فرآیند انتخاب جانشین میشود.
با این حال، زیمت هشدار داد که هیچ تضمینی وجود ندارد که میلیونها ایرانی پس از حمله خارجی دوباره به خیابانها بیایند. او گفت: «نمیتوان استراتژی را بر این فرض بنا کرد که مردم حتما قیام خواهند کرد.»
تاسیسات هستهای و «شهرهای موشکی»
بهنوشته واینت، پرسش کلیدی دیگر سرنوشت تاسیسات هستهای است. به گفته زیمت، مراکز غنیسازی نطنز و فردو در حال حاضر عملیاتی نیستند، اما جمهوری اسلامی اقدامات حفاظتی متعددی در این تاسیسات انجام داده است.
او به تاسیسات زیرزمینی جدید در جنوب نطنز و سایت پارچین اشاره کرد و گفت برخی از این مراکز عمیقتر از فردو هستند و مشخص نیست توانایی فنی لازم برای هدف قرار دادن آنها وجود داشته باشد یا نه.
بهنوشته واینت هدف دیگر میتواند «شهرهای موشکی» زیرزمینی ایران باشد؛ شبکه تونلهایی که از آنها برای نگهداری و پرتاب موشکهای بالستیک استفاده میشود. اسرائیل در جنگ قبلی موفق شد برخی ورودیهای این تونلها را مسدود کند، اما بهدلیل عمق زیاد، خود تاسیسات را هدف قرار نداد.
زیمت گفت:«میتوان روی توانایی آمریکاییها برای وارد کردن آسیب عمیقتر به تاسیسات زیرزمینی حساب کرد.»
واینت یک هدف حیاتی دیگر را تقویت سامانههای دفاع موشکی دانست و نوشت که اسرائیل و آمریکا احتمالا هماهنگی نزدیکی برای رهگیری موشکهای بالستیک ایران خواهند داشت. اسرائیل از آمریکا خواسته که سامانههای دفاع هوایی را تقویت کند.
برخلاف جنگ ۱۲ روزه گذشته که اسرائیل آغازگر آن بود، در صورت حمله گسترده به رهبری آمریکا، کشورهای بیشتری از جمله برخی کشورهای منطقه و حتی کشورهای اروپایی ممکن است در رهگیری موشکهای جمهوری اسلامی مشارکت کنند؛ امری که خود نشاندهنده ابعاد گستردهتر بحران است.
روزنامه تایمز خبر داد که بریتانیا هنوز با استفاده آمریکا از جزیره دیهگو گارسیا در اقیانوس هند برای حملهای احتمالی به ایران موافقت نکرده است.
بهگزارش این روزنامه دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، به همین دلیل حمایت خود از توافق قبلی با کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، درباره واگذاری جزایر چاگوس به موریس را پس گرفته است.
تایمز پنجشنبه ۳۰ بهمن نوشت کاخ سفید در حال تدوین برنامههای دقیق نظامی برای حمله احتمالی به ایران است؛ برنامهای که شامل استفاده از پایگاه دیهگو گارسیا در اقیانوس هند و پایگاه هوایی «آراِیاِف فِرفورد» در گلاسترشر میشود؛ پایگاهی که محل استقرار ناوگان بمبافکنهای سنگین آمریکا در اروپا است.
اما طبق توافقهای دیرینه میان لندن و واشنگتن، استفاده از این پایگاهها برای عملیات نظامی مستلزم موافقت قبلی دولت بریتانیا است.
روزنامه تایمز با اشاره به اینکه بر اساس حقوق بینالملل، میان کشوری که مستقیما دست به حمله میزند و کشوری که با «آگاهی از شرایط یک اقدام غیرقانونی بینالمللی» از آن حمایت میکند، تفاوتی وجود ندارد، نوشت گزارشها حاکی است که دولت بریتانیا هنوز مجوز استفاده آمریکا از این پایگاهها را در صورت صدور دستور حمله از سوی ترامپ صادر نکرده است.
بهنوشته این روزنامه دلیل این امر نگرانی لندن از احتمال نقض حقوق بینالملل است.
موضع حقوقی بریتانیا درباره حملات پیشدستانه
در سال ۲۰۲۱، جان هیلی، وزیر دفاع کنونی بریتانیا، در مجلس عوام از دولت وقت محافظهکار خواست چارچوبهای استفاده نیروهای آمریکایی از پایگاههای بریتانیا را روشن کند.
پاسخ دولت وقت این بود که هر عملیات نظامی پیشنهادی باید مطابق قوانین بریتانیا و تفسیر این کشور از حقوق بینالملل باشد.
موضع لندن درباره حملات پیشدستانه نیز روشن است. در آستانه جنگ عراق، لرد گلداسمیت، دادستان کل وقت، استدلال کرده بود که حقوق بینالملل تنها در صورت دفاع مشروع در برابر حمله بالفعل یا قریبالوقوع، استفاده از زور را مجاز میداند. او بعدتر با استناد به قطعنامه سازمان ملل درباره عراق، آن جنگ را قانونی توصیف کرد.
پیام صریح ترامپ به لندن
ترامپ چهارشنبه شب در بیانیهای بهصراحت به نقش احتمالی بریتانیا در هرگونه حمله احتمالی به ایران اشاره کرد. او همچنین گفت که حمایت بریتانیا از چنین اقدامی میتواند تحت حقوق بینالملل قابل توجیه باشد، چرا که ایران ممکن است بریتانیا را هدف قرار دهد.
دونالد ترامپ، چهارشنبه ۲۹ بهمن با اشاره به گفتوگوهایش با کییر استامر، درباره اجاره جزیره دیهگو گارسیا گفت: «اگر جمهوری اسلامی تصمیم بگیرد به توافق نرسد، ممکن است برای آمریکا ضروری باشد که از دیهگو گارسیا و پایگاه هوایی واقع در فرفورد استفاده کند تا یک حمله احتمالی از سوی حکومتی بسیار بیثبات و خطرناک را خنثی کند؛ حملهای که میتواند علیه بریتانیا و دیگر کشورهای دوست انجام شود.»
ترامپ همچنین نوشت: «ما همیشه آماده، مایل و قادر به دفاع از بریتانیا خواهیم بود، اما آنها نیز باید در برابر ووکیسم و سایر مشکلاتی که با آن روبهرو هستند، قوی بمانند.»
دولت بریتانیا بارها تاکید کرده است که توافق واگذاری چاگوس به موریس، که برآورد میشود ۳۵ میلیارد پوند برای مالیاتدهندگان هزینه داشته باشد، از منظر امنیتی ضروری است و از یک دعوای حقوقی پرهزینه بر سر این قلمرو جلوگیری میکند.
الکس دیویس جونز، وزیر امور قربانیان، پنجشنبه ۳۰ بهمن گفت نخستوزیر به اجرای این توافق «پایبند» است و لایحه مربوطه را در اسرع وقت به پارلمان بازخواهد گرداند.
او به رادیو تایمز گفت: «ما به همکاری با متحدانمان، از جمله آمریکاییها، ادامه خواهیم داد اما در وهله نخست، اولویت باید امنیت ملی باشد و این همان چیزی است که دولت ما مصمم به تحقق آن است.»
جونز افزود: «فقط دو هفته پیش آنها از این توافق حمایت کردند و این هفته نیز آمریکا از آن پشتیبانی کرد. گفتوگوها با آمریکاییها و سایر متحدان ادامه خواهد داشت، اما همانطور که گفتم، اولویت پایگاه ما و امنیت ملی است.»
با این حال، مقامهای ارشد دولتی بهطور خصوصی گفتهاند که این توافق بدون تایید آمریکا قابل اجرا نخواهد بود. آنها وضعیت کنونی را «تیره و دشوار» توصیف کردهاند.
جزایر چاگوس مجموعهای از بیش از ۶۰۰ جزیره در اقیانوس هند، بین آفریقا و اندونزی، هستند که در قرن نوزدهم تحت کنترل بریتانیا درآمدند و پس از استقلال موریس در ۱۹۶۸ نیز تحت اداره بریتانیا باقی ماندند.
در مجموع حدود چهار هزار نفر در آن ساکن هستند. در اوایل دهه ۱۹۷۰، ساکنان بومی- که امروز به عنوان مردم چاگوس شناخته میشوند- از این جزایر اخراج شدند تا اجازه داده شود نیروهای آمریکایی و بریتانیایی پایگاه نظامی در دیِهگو گارسیا راهاندازی کنند؛ پایگاهی که نقشی کلیدی در حضور نظامی غرب در اقیانوس هند، خاورمیانه و آفریقا دارد.
چرا پایگاه دیهگو گارسیا مهم است؟
این پایگاه برای عملیاتهای نظامی آمریکا و بریتانیا در خاورمیانه، اقیانوس هند و آفریقا حیاتی است. از آن برای حملات علیه حوثیها و عملیاتهای عراق و افغانستان استفاده شده است.
چرا بریتانیا با بازگرداندن حاکمیت موافقت کرد؟
موریس سالهاست ادعای حاکمیت دارد و پرونده به دیوان بینالمللی دادگستری ارجاع شده است.
در اکتبر ۲۰۲۴، بریتانیا با موریس به توافق رسید تا حاکمیت جزایر چاگوس را به این کشور بازگرداند، اما دیِهگو گارسیا را در قالب قرارداد اجاره ۹۹ ساله در اختیار بریتانیا و آمریکا نگه دارد. این قرارداد نیازمند تصویب پارلمان بریتانیا است تا نهایی شود، و تا زمان تصویب، جزایر همچنان تحت قلمرو بریتانیا باقی میمانند.
بر اساس این گزارش، پس از دستیابی به برتری هوایی طی ۴۸ ساعت نخست، نیروی هوایی اسرائیل حملات مداومی در فاصله حدود ۱۵۰۰ کیلومتری انجام داد. مقامهای اسرائیلی میگویند در این عملیات حدود ۱۲۰ پرتابگر متحرک و ۳۵ سایت تولید و انبار مهمات منهدم شد. به گفته آنها، این تحول نشاندهنده تغییر راهبردی از رهگیری صرف به ترکیب رهگیری با هدف قرار دادن توان شلیک پیش از پرتاب است.
به ارزیابی اسرائیل، حکومت ایران با بیش از ۲ هزار موشک وارد درگیری ژوئن شد و با حدود نیمی از آن خارج شد. با این حال، مقامها اذعان میکنند در برابر سناریوی هزاران موشک بالستیک «هیچ راهحل کاملاً نفوذناپذیری» وجود ندارد؛ سامانههای دفاعی میتوانند خسارت را کاهش دهند، اما تهدید را به صفر نمیرسانند.
فناوری پایینتر، تولید بیشتر واینت همچنین گزارش میدهد بسیاری از موشکهای جدید ایران از سوخت مایع استفاده میکنند، نه سوخت جامد. به گفته ارزیابیهای دفاعی اسرائیل، این امر ناشی از دشواری تهران در دستیابی به قطعات پیشرفته، از جمله پردازندههای تخصصی، به دلیل تحریمهاست. نتیجه، به گفته مقامها، سطح فناوری پایینتر در هر موشک اما نرخ تولید بالاتر است.
هماهنگی با آمریکا و تردید درباره دیپلماسی مقامهای اسرائیلی تاکید کردهاند قصد ندارند چنین به نظر برسد که آمریکا را به سمت درگیری نظامی سوق میدهند، اما هشدار میدهند تهدید موشکی «فوری و قابل توجه» است. هماهنگی با پنتاگون و فرماندهان ارشد نظامی آمریکا ادامه دارد و به گفته منابع اسرائیلی، در واشینگتن نیز درک فزایندهای نسبت به خطر منطقهای زرادخانه موشکی حکومت ایران شکل گرفته است.
یک مقام اسرائیلی به واینت گفت تهدید تنها متوجه اسرائیل نیست و موشکهای بالستیک ایران میتوانند پایگاههای آمریکا و متحدان منطقهای را نیز هدف قرار دهند و آزادی عمل عملیاتی واشینگتن در خاورمیانه را محدود کنند.
در نهادهای دفاعی اسرائیل خوشبینی اندکی نسبت به دستیابی به توافق جامع میان واشینگتن و تهران وجود دارد؛ بهویژه اگر برنامه موشکی حکومت ایران خارج از نظارت موثر باقی بماند. به باور مقامهای اسرائیلی، حتی در صورت عدم تغییر رژیم در تهران، راهبرد تلآویو «تجمعی» خواهد بود: ترکیبی از فشار دیپلماتیک، تحریمها، اخلال در زنجیرههای تولید و ایجاد تاخیرهای فناورانه برای فرسایش تدریجی توان موشکی ایران، نه اتکا به یک اقدام قاطع و یکباره.