• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
روایت شما

یک کادر درمان بیمارستان الغدیر تهران: فاجعه بود، نمی‌توان برای این قتل عام نامی پیدا کرد

۱۴ بهمن ۱۴۰۴، ۲۲:۱۰ (‎+۰ گرینویچ)

آنچه در ادامه می‌آید روایت یکی از کادرهای بیمارستان الغدیر در تهران از وضعیت این بیمارستان و مشاهدات او از جان‌باختگان و مجروحان سرکوب خونین مردم ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه است؛ دو روزی که او قیامت می‌خواند، قیامتی غیر قابل توصیف.

آن‌چه ما در بیمارستان خودمان در ۱۸ و ۱۹ دی‌ دیدیم برای من قابل بیان نیست. نمی‌دانم بگویم قیامت بود یا به قول این‌ها عاشورا. اصلا نمی‌دانم می‌توانم اسمی برای آن پیدا کنم یا نه.

وقتی به آن فکر می‌کنم، کلمه‌ای پیدا نمی‌کنم که بتواند ابعاد گسترده این فاجعه، این قتل‌عام را نشان بدهد، چون شبی بود که امیدوارم هیچ یک از کادر درمان، در زمان کاری‌شان چنین شبی را نه تجربه کنند، نه شاهدش باشند.

آوردن زخمی‌ها به بیمارستان ما کمی پس از ساعت ۸ شروع شد. مردم زخمی‌های بسیار زیادی را می‌آوردند. طوری که اصلا جا در اورژانس نبود و یکی از بخش‌ها را هم اورژانسی خالی کردند تا بشود همه زخمی‌ها را آن‌جا هم پذیرش کرد تا این‌که بتوانند تک‌تک بروند اتاق عمل.

همه تیر جنگی خورده بودند، همه غرق خون بودند. اکنون هم که دارم حرف می‌زنم، آن لحظات برایم تداعی می‌شود و منقلب می‌شوم. تمام آن فضا از راهرو و اتاق‌ها تا دم اتاق عمل، همه جا خون بود.

از خدمات بیمارستان، تا همه کادر درمانی در همه رده‌ها، همه یک دل و یک صدا، تمام آن ساعت‌ها را دویدند و کار کردند.

اتاق عمل بدون وقفه کار می‌کرد، یک وضعیت عجیب و غریبی بود، شیون بود، ناله بود، زاری بود. مرتب هم مردم می‌آمدند و یک عکس یا گوشی دستشان بود به ما نشان می‌دادند، می‌گفتند این بچه من است، این را نیاورده‌اند؟

اصلا جرات نداشتیم بگوییم که سردخانه ما پر است، بروید شاید آنجا بچه‌هایتان را پیدا کنید.

خیلی‌ها از کسانی که تیر خورده بودند، به سرشان شلیک شده بود. باور کنید مغز جوانان ما همین‌طور بیرون می‌آمد، خدا شاهد است اغراق‌ نمی‌کنم، وحشتناک بود.

به ناحیه تناسلی پسران هم خیلی تیر زده بودند. البته بیشترین آسیبی که به جوان‌ها زده بودند از ناحیه سر بود. تیر خورده در پا هم داشتیم، ولی تعدادش کمتر بود.

100%

خیلی، خیلی بد بود. نمی‌دانم اصلا باید چه جوری توضیحش بدهم. جسد پشت جسد و تمام این‌ها در حد این‌که ما اصلا زمانی نداشتیم بخواهیم پرونده‌ای تشکیل بدهیم. تازه، تمام پرسنل بیمارستان در اورژانس حضور داشتند. در بخش‌های دیگر بیمارستان شاید باور نکنید، هر بخش فقط یک نفر مانده بود.

ما بدترین دوران کاری‌مان را تجربه کردیم. من نمی‌توانم بگویم کشتار، اصلا نمی‌شود اسمی برایش پیدا کرد. یک قتل‌عام به معنای واقعی، یعنی مردم را به رگبار بسته بودند. مجروحی که تیر خورده بود و هوشیار بود، می‌گفت ما شانس آوردیم زنده ماندیم، تمام ردیف‌های اول را به رگبار بستند و کشتند.

من به عنوان یک هم‌وطن، به عنوان یک انسان، واقعا از درون تهی شدم. تمام همکاران من حالشان بد است. یک ملت غمگین بودیم، اکنون با چیزهایی که تجربه کردیم، بیشتر غمگین شدیم. بیمارستان ما شاید بیمارستان خیلی بزرگی نباشد، ولی تعداد جنازه عزیزانمان بسیار زیاد بود، این‌ها همه بچه‌های ما بودند.

شاید باور نکنید، دو شبانه‌روز اتاق عمل ما فعال بود. فعالی که دارم به شما می‌گویم یعنی زخمی پشت زخمی. یک یک این عزیزانمان اتاق عمل رفتند. خیلی از این عزیزان ما در اتاق عمل فوت شدند و ابعاد آسیب‌دیدگی و مجروحیت خیلی از آنان هم آن‌قدر زیاد بود که به اتاق عمل نرسیدند.

ما جوانان خیلی زیادی را از دست دادیم متاسفانه. نه به خاطر اهمال و کم کاری، فقط به دلیل ابعاد گسترده‌ی آسیب، تعداد زیاد و خونریزی شدید. ما تمام تلاشمان را می‌کردیم که بتوانیم سرم بدهیم، خون بدهیم، که بتوانیم آنان را نگه داریم که به اتاق عمل برسند.

تمام بیمارستان‌های تهران همین شرایط را داشتند. ما هر جایی که مدیران بیمارستان پیگیری می‌کردند که بتوانیم یک تعدادی از این‌ها را به بیمارستان‌های دیگر انتقال بدهیم، همه همین وضعیت را داشتند.

یک زمانی هم که اصلا تلفن‌ها قطع شده بودند. ببینید در هیچ کجای دنیا من فکر نمی‌کنم کادر درمان چنین فاجعه‌ای را که ما تجربه کردیم، تجربه کرده باشند.

  • کرج پس از کشتار گسترده معترضان؛ به زخمی‌ها در بیمارستان تیر خلاص می‌زدند

    کرج پس از کشتار گسترده معترضان؛ به زخمی‌ها در بیمارستان تیر خلاص می‌زدند

Banner

پربازدیدترین‌ها

اکسیوس: مجتبی خامنه‌ای توافق موقت برای بازگشایی تنگه هرمز را تایید کرده است
۱

اکسیوس: مجتبی خامنه‌ای توافق موقت برای بازگشایی تنگه هرمز را تایید کرده است

۲

دو فوتبالیست زن ایرانی ۵ ماه پس از پناهندگی، شهروند استرالیا شدند

۳

ام‌اس ناو: توافق احتمالی با عمان کنترل تهران بر تنگه هرمز را افزایش می‌دهد

۴

تنباکوی بدون دود کودکان را در مدارس ایران گرفتار کرده است

۵

رویترز: ترامپ پس از تهدید تهران به حمله به زیرساخت‌های منطقه، حملات گسترده را متوقف کرد

انتخاب سردبیر

  • یکی از بستگان خامنه‌ای آشکارا در پی جذب نیرو برای گذر از جمهوری اسلامی به حکومت اسلامی است

    یکی از بستگان خامنه‌ای آشکارا در پی جذب نیرو برای گذر از جمهوری اسلامی به حکومت اسلامی است

  • معمای ایران؛ ترامپ در جنگی گرفتار شده که راه خروجی برای آن دیده نمی‌شود
    تحلیل

    معمای ایران؛ ترامپ در جنگی گرفتار شده که راه خروجی برای آن دیده نمی‌شود

  • شهروندان در واکنش به اظهارات پزشکیان درباره آمار جاویدنامان، او را از عاملان کشتار خواندند
    روایت شما

    شهروندان در واکنش به اظهارات پزشکیان درباره آمار جاویدنامان، او را از عاملان کشتار خواندند

  • کارشناسان سازمان ملل خواستار توقف سرکوب اقلیت‌های اتنیکی در ایران شدند

    کارشناسان سازمان ملل خواستار توقف سرکوب اقلیت‌های اتنیکی در ایران شدند

  • نشریه پیام ما: صنعت گردشگری ایران عملا به تعطیلی کشیده شده است

    نشریه پیام ما: صنعت گردشگری ایران عملا به تعطیلی کشیده شده است

  • تزریق‌های مشکوک حین بازداشت، عامل احتمالی مرگ معترضان زندانی در ایران

    تزریق‌های مشکوک حین بازداشت، عامل احتمالی مرگ معترضان زندانی در ایران

•
•
•

مطالب بیشتر

مردم جشن می‌گیرند، حکومت پلمب می‌کند؛ ممنوعیت شادی از قهوه‌پارتی تا برند پوشاک

۲۴ مهر ۱۴۰۴، ۰۸:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
مریم مقدم
100%

جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبه‌های آن را در تهران پلمب کرد. چند کافه‌‌دار و شهروند به ایران‌اینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقام‌گیری است.

برخی رسانه‌ها در ایران گزارش دادند فروشگاه جین‌وست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، به‌دست نیروی انتظامی پلمب شد.

وب‌سایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر می‌رسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگ‌تر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانه‌تر قوانین» است.

بسیاری از کسب‌وکارها نگران تاثیر این سیاست‌ تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.

فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب

در هفته‌های اخیر فشار حکومت بر کسب‌وکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوه‌پارتی» در رسانه‌های اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.

یکی از زنان کافه‌داری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشن‌هایی را دارد به ایران‌اینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشت‌‌شده - بدون توجه به موقعیت مالی‌شان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کرده‌اند.

او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوان‌ها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشن‌تر برخورد می‌کنند.

مقام‌های جمهوری اسلامی همواره چنین جشن‌هایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر می‌رسد نگران الگوبرداری کسب‌وکارها از یکدیگر در این زمینه‌اند.

در ماه‌های اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت می‌کنند یا از مشتریان خود می‌خواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.

کارمند یک کافه در تهران به ایران‌اینترنشنال گفت مقام‌های جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند با فشار بر صاحبان کسب‌وکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیله‌ای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.

پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی

از طرف دیگر، شواهد و گزارش‌های رسیده حاکی است حکومت از بستن کسب‌وکارها برای انتقام‌گیری از مخالفانش هم استفاده می‌کند.

اطلاعات و گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهند دست‌کم در دو مورد، کسب‌وکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شده‌اند.

این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبه‌ای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.

کارمند یک کافه در مشهد به ایران‌اینترنشنال گفت حکومت فکر می‌کند با پلمب و بازداشت، باقی رستوران‌ها و کافه‌ها را «از برگزاری ایونت» بازمی‌دارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر می‌شود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در می‌رود.

او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمی‎‌گردد.»

  • افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

    افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

مردم چه می‌گویند؟

رسانه‎‌های اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسب‌وکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباری‌اند.

گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستوران‌ها و جریمه‌های موجود، بر این باورند تنها زمانی می‌توان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.

برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، می‌گویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت به‌دلیل شجاعت زن‌ها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم به‌خاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.

در کشوری با فرهنگ طولانی قهوه‌‌خانه‌داری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادی‌های اجتماعی، کافه‌ها جزو معدود مکان‌های مورد علاقه جوان‌ها برای جمع شدن و تنفس‌اند.

فشار بر کافه‌ها و رستوران‌ها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.