بهکارگیری کودکان مسلح در سرکوب اعتراضات؛ روایتهایی تازه از ملایر، لاهیجان و فردیس
در ادامه گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال، پیامهای متعدد از شهرهای مختلف ایران حاکی از استفاده از کودکان و نوجوانان عضو بسیج در سرکوب مسلحانه معترضان در شبهای ۱۸ و ۱۹ دیماه است. اقدامی که به گفته ناظران، نقض آشکار قوانین بینالمللی و کنوانسیون حقوق کودک به شمار میرود.
بر اساس گزارشهای رسیده از ملایر، در جریان اعتراضات شبهای ۱۸ و ۱۹ دیماه، به نیروهای موسوم به «بچهبسیجیها» سلاح جنگی از جمله کلاشنیکف داده شده و این افراد در کنار دیگر نیروهای امنیتی، به سوی معترضان شلیک کردهاند.
شاهدان عینی گفتند بسیاری از این افراد سن بسیار پایینی داشتهاند و آموزشندیده به نظر میرسیدند.
روایتهای مشابهی از لاهیجان و فومن نیز دریافت شده است.
به گفته شهروندان، در شب ۱۸ دی شمار نیروهای سرکوب محدود بوده و بخش قابل توجهی از آنان نوجوانانی بودهاند که لباسهای سپاه پاسداران و بسیج برایشان بزرگ و گشاد بوده و سن پایین آنها را آشکار میکرده است.
یک شهروند گفت: «این افراد در خیابانها مستقر شده و بهطور مستقیم در سرکوب اعتراضات مشارکت داده شدهاند.»
بر اساس حقوق بینالملل، از جمله کنوانسیون حقوق کودک، بهکارگیری افراد زیر ۱۸ سال در فعالیتهای نظامی و امنیتی مسلحانه ممنوع است.
استفاده از کودکان و نوجوانان برای سرکوب داخلی، بهویژه با سلاح جنگی، میتواند مصداق نقض فاحش حقوق بشر و در مواردی جنایت بینالمللی تلقی شود. موضوعی که با تداوم انتشار این روایتها، توجه نهادهای حقوق بشری را بیش از پیش به خود جلب کرده است.
در نایین مجروحان را میربودند
همزمان، پیامهای مخاطبان از نایین و فردیس، ابعاد دیگری از سرکوب را روشن کرده است.
یک شهروند از نایین گزارش داد در شبهای ۱۸ و ۱۹ دی جمعیت زیادی در خیابانها حضور داشته و شمار زیادی کشته و مجروح شدهاند.
به گفته او، نیروهای سرکوب دستور شلیک مستقیم به جوانان داشتهاند.
این شهروند افزود پدرش در جریان اعتراضات با اصابت گلوله از ناحیه پا مجروح و به بیمارستان حشمتیه نایین منتقل شده، اما کادر درمان به مجروحان هشدار دادهاند که ماموران در حال بازداشت زخمیها هستند.
او افزود پس از خروج مجروحان از بیمارستان، تصاویر آنان از طریق دوربینهای بیمارستان ثبت و بعد در اپلیکیشن «ایتا» بهعنوان «افراد متواری» منتشر شده است.
تزریق مشکوک به سرم مجروحان در فردیس
در پیام دیگری از فردیس، یک معترض مجروح روایت کرد که در جریان اعتراضات، گلولهای از کنار گوشش عبور کرده و دچار جراحت شده است.
او گفت که به بیمارستان رفته و آنجا مملو از مجروح بوده: «در شرایطی مشکوک، فردی ناشناس با پوشاندن چهره خود، آمپولی را به سرم مجروحان تزریق میکرد و میگفت که مسکن و آرامبخش است.»
به گفته این شاهد، پرستاران بعدا اعلام کردهاند این اقدام از سوی کادر درمان انجام نشده و در پی آن، سرمها از بدن مجروحان جدا و تعویض شدهاند.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.