ماهان حقیقی بهدست ماموران حکومتی کشته شد

بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، ماهان حقیقی، جوان کشتیگیر و دارای مقام قهرمانی استانی، شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه در شهر رشت، با شلیک گلوله جنگی ماموران حکومتی کشته شد.

بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، ماهان حقیقی، جوان کشتیگیر و دارای مقام قهرمانی استانی، شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه در شهر رشت، با شلیک گلوله جنگی ماموران حکومتی کشته شد.
بنا بر این اطلاعات، ماموران گلوله را به ناحیه جمجمه او شلیک کردند و ماهان حقیقی مقابل منزل خانوادگیاش جان باخت.
پیکر ماهان حقیقی شامگاه جمعه ۱۹ دیماه به خاک سپرده شد.

گاردین در گزارشی نوشت هرگونه حمله آمریکا به ایران، نه برای تضعیف برنامه هستهای از پیش آسیبدیده این کشور، بلکه برای هدف قرار دادن رهبری سیاسی جمهوری اسلامی و بازگرداندن معترضان خشمگین به خیابانها طراحی خواهد شد.
گاردین نوشت: به گفته ناظران، پس از آنکه اعلام شد ناوگروه رزمی ناو هواپیمابر یواساس آبراهام لینکلن اکنون در منطقه مستقر شده است، جمهوری اسلامی خود را برای یک حمله تازه از سوی آمریکا و اسرائیل آماده میکند.
بهنوشته گاردین گمان میرود واشینگتن، در هماهنگی با جنگندههای اسرائیلی، از توان آتش لازم برای اجرای حملهای برخوردار باشد که هدف آن سرنگونی حکومتی است که به سرکوب خشن اعتراضات و کشتن هزاران ایرانی متهم شده است.
گاردین افزود ناوگان آمریکا، شامل چند ناوشکن مجهز به موشکهای هدایتشونده، هنوز به موقعیت نهایی خود نرسیده اما هماکنون در برد حمله به ایران قرار دارد.
گاردین همچنین نوشت در حالی که نشانهای از یک گشایش دیپلماتیک قریبالوقوع دیده نمیشود، بازار بورس ایران روز دوشنبه سقوط بیسابقهای را تجربه کرد. بر اساس آمار رسمی تازه، نرخ تورم در ماه گذشته به ۶۰ درصد رسیده است.

یک سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا دوشنبه شش بهمن به ایراناینترنشنال گفت که دولت دونالد ترامپ از تهران میخواهد از تشدید برنامههای هستهای، موشکی خود دست بردارد و حمایت از گروههای نیابتی منطقهای را متوقف کند.
این سخنگو گفت: «جمهوری اسلامی، که بزرگترین حامی دولتی تروریسم در جهان است، باید به دامن زدن به فعالیتهای هستهای خود، برنامه موشکهای بالستیک و حمایت از گروههای نیابتی تروریستیاش پایان دهد.»
او افزود: «رژیم ایران دهههاست که عمدا اقتصاد، کشاورزی، آب و برق کشور را نادیده گرفته و در عوض، ثروت عظیم مردم ایران و آینده آنها را صرف گروههای نیابتی تروریستی و پژوهشها برای تولید تسلیحات هستهای کرده است.»
پیشتر رسانههای حکومتی در جمهوری اسلامی گزارش داده بودند که«بهرسمیت شناختن اسرائیل» به پیششرطهای دونالد ترامپ رییسجمهوری آمریکا برای صلح با تهران اضافه شده است.
ایراناینترنشنال پس از انتشار این گزارشها، نظر وزارت امور خارجه آمریکا درباره این گزارشها را جویا شد.
سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا در پاسخ خود به ایراناینترنشنال تاکید کرد: «مردم ایران خواهان و شایسته زندگی بهتری هستند.»
او افزود: «سرکوب بیرحمانه مردم ایران توسط رژیم، بهطور کامل در برابر چشم همگان قرار دارد.»
افزایش احتمال حمله نظامی
تهران مدتهاست تلاشهای دیپلماتیک آمریکا برای مهار برنامه هستهای و فعالیتهای نظامیاش را رد کرده و آن را نقض حاکمیت خود از سوی «دشمن» دانسته است.
آکسیوس دوشنبه شش بهمن نوشت که دونالد ترامپ به خبرنگار این پایگاه خبری گفته وضعیت ایران «در حال تغییر» است، آن هم پس از آنکه یک «آرمادای بزرگ» را به منطقه اعزام کرده است. با این حال، او معتقد است تهران مشتاق رسیدن به توافق است.
ترامپ به آکسیوس گفت: «آنها میخواهند معامله کنند. من این را میدانم. بارها تماس گرفتهاند. میخواهند گفتوگو کنند.»
آکسیوس همچنین به نقل از مقامهای آمریکایی گزارش داد هر توافق احتمالی با تهران مستلزم خارج کردن همه اورانیوم با غنای بالا از ایران، اعمال محدودیتهای سختگیرانه بر ذخایر موشکهای دوربرد کشور، تغییر سیاست ایران در حمایت از گروههای نیابتی منطقهای و ممنوعیت غنیسازی مستقل اورانیوم در داخل کشور خواهد بود.
فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) دوشنبه ورود ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن و گروه رزمی همراه آن به خاورمیانه را تایید و اعلام کرد: «گروه رزمی ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن در حال حاضر برای ارتقای امنیت و ثبات منطقهای در خاورمیانه مستقر شده است.»
این اعزام چند هفته پس از آن صورت گرفت که ترامپ، در بحبوحه سرکوبی خشن اعتراضات در ایران که دستکم ۳۶ هزار و ۵۰۰ کشته برجای گذاشت، وعده کمک به معترضان ایرانی را داد. او گفته بود همه دیدارها با مقامهای جمهوری اسلامی را لغو کرده و برای مردم ایران «کمک در راه است».

با افزایش احتمال حمله آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی، رسانههای غربی گزارشهای و تحلیلهای بیشتری در این زمینه منتشر میکنند. اکونومیست و نیویورکتایمز به نقل از مقامات کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس نوشتهاند که احتمال حمله گسترده به ایران زیاد است.
نشریه اکونومیست دوشنبه شش بهمن در تحلیلی نوشت: «تجهیزات نظامی آمریکا برای مهیا ساختن یک حمله نظامی احتمالی علیه جمهوری اسلامی، همچنان با شتاب به خاورمیانه سرازیر میشود.»
بهنوشته اکونومیست، بسیاری انتظار داشتند چنین حملهای دو هفته پیش رخ دهد؛ زمانی که ترامپ به ایرانیان وعده داد «کمک در راه است» و سپس، با شواهدی اندک، مدعی شد ایران اعدامهای جمعی را لغو کرده و نیروهای امنیتی دیگر معترضان را نمیکشند.
اکونومیست در عین حال افزوده که تصمیم ترامپ در آن مقطع احتمالا تحت تاثیر این واقعیت هم بود که آمریکا تجهیزات محدودیهم برای ضربه زدن به جمهوری اسلامی و هم برای محافظت از اسرائیل و دیگر کشورها در برابر هرگونه حمله تلافیجویانه احتمالی در منطقه داشت.
بهنوشته این نشریه، اکنون این وضعیت تغییر کرده است. ناو هواپیمابر یواساس آبراهام لینکلن که یک هفته پیش دریای جنوبی چین را ترک کرد، احتمالا اکنون بسیار نزدیک به دریای عمان است؛ بال هوایی آن و ناوشکنهای اسکورتکنندهاش در فاصله حمله به ایران قرار دارند. چندین اسکادران جنگنده اف- ۱۵ای (F-15E) از پایگاههایشان در بریتانیا به منطقه اعزام شدهاند؛ همان هواپیماهایی که در سال ۲۰۲۴ بخشی از پهپادهای ایرانی شلیکشده به سوی اسرائیل را سرنگون کردند.
سامانههای پدافند هوایی پاتریوت و تاد نیز با سرعت در حال استقرار در منطقه هستند، همانطور که هواپیماهای باری و تانکرهای سوخترسان راهی منطقه شدهاند. در ۲۴ ژانویه، ژنرال برد کوپر، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) که مسئولیت هرگونه جنگ احتمالی را بر عهده خواهد داشت، برای انجام رایزنیها به اسرائیل سفر کرد.
بهنوشته اکونومیست ممکن است ترامپ هنوز تصمیم نهایی خود را نگرفته باشد، اما برخی مقامهای کشورهای حاشیه خلیج فارس بهطور خصوصی میگویند که احتمال یک حمله گسترده آمریکا به ایران زیاد است و ترامپ احتمالا رهبری سیاسی جمهوری اسلامی را هدف قرار خواهد داد.
اکونومیست نوشته است: «جمهوری اسلامی آشکارا مضطرب است و هشدار داده که هرگونه حمله آمریکا را جنگی تمامعیار تلقی خواهد کرد. این یعنی ممکن است جمهوری اسلامی نه فقط به حملات کوچک، نمادین و شاید از پیش هماهنگشده (مانند حمله به پایگاه العدید در قطر) پاسخ دهد، بلکه دست به حملات بسیار گستردهتر بزند؛ حتی شاید موشکهای خود را بهصورت پیشدستانه شلیک کند، پیش از آنکه آمریکا یا اسرائیل بتوانند سکوهای پرتاب را هدف بگیرند.»
اکونومیست سپس تاکید کرده است که بسیاری از رخدادها به اهداف ترامپ بستگی دارد. اگر او صرفا بخواهد نشان دهد که از خطوط قرمز خود دفاع میکند، ممکن است به حملهای نسبتا محدود بسنده کند. چنین اقدامی خطر کشیدهشدن آمریکا به یک درگیری گستردهتر را کاهش میدهد، اما تاثیر چندانی در تضعیف رژیم یا جلوگیری از کشتار گسترده معترضان نخواهد داشت.
حملهای گستردهتر میتواند نیروهای امنیتی را هدف بگیرد از جمله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروی محافظ رژیم، و نیروهای بسیج، هرچند این نیروها معمولا متکی به پایگاهها یا زیرساختهای بزرگی نیستند که بتوان آنها را بهسادگی از هوا نابود کرد.
اکونومیست پس از این دو گزینه،گزینه سومی را مطرح کرده است: «هدف قرار دادن خود رژیم، از جمله علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی. چنین اقدامی میتواند رژیم را سر ببُرد، موج تازهای از اعتراضات را برانگیزد و نیروهای امنیتی را بدون رهبری روشن رها کند.»
با این حال اکونومیست افزوده که برخی مقامهای منطقهای معتقدند جمهوری اسلامی، پس از آنکه سال گذشته دید رهبری نظامیاش تا حد زیادی به دست اسرائیل تضعیف شد، اکنون سازوکارهای جانشینی خود را بهبود بخشیده تا در صورت ایجاد خلاء، رهبر جدیدی بهسرعت جایگزین شود.
گاردین: هر حملهای برای هدف قرار دادن رهبری جمهوری اسلامی خواهد بود
روزنامه گاردین هم در گزارشی نوشت: به گفته ناظران، پس از آنکه اعلام شد ناوگروه رزمی ناو هواپیمابر یواساس آبراهام لینکلن اکنون در منطقه مستقر شده، جمهوری اسلامی خود را برای یک حمله تازه از سوی آمریکا و اسرائیل آماده میکند.
بهنوشته گاردین گمان میرود واشینگتن، در هماهنگی با جنگندههای اسرائیلی، از توان آتش لازم برای اجرای حملهای برخوردار باشد که هدف آن سرنگونی حکومتی است که به سرکوب خشن اعتراضات و کشتن هزاران ایرانی متهم شده است.
گاردین افزود ناوگان آمریکا، شامل چند ناوشکن مجهز به موشکهای هدایتشونده، هنوز به موقعیت نهایی خود نرسیده اما هماکنون در برد حمله به ایران قرار دارد.
بهنوشته گاردین هرگونه حملهای، نه برای تضعیف برنامه هستهای از پیش آسیبدیده ایران که هدف اصلی جنگ ۱۲روزه بود، بلکه برای هدف قرار دادن رهبری سیاسی جمهوری اسلامی و بازگرداندن معترضان خشمگین از سقوط سطح زندگی به خیابانها طراحی خواهد شد.
گاردین همچنین نوشت در حالی که نشانهای از یک گشایش دیپلماتیک قریبالوقوع دیده نمیشود، بازار بورس ایران روز دوشنبه سقوط بیسابقهای را تجربه کرد. بر اساس آمار رسمی تازه، نرخ تورم در ماه گذشته به ۶۰ درصد رسیده است.
نیویورکتایمز: تهدید نیروهای نیابتی
نیویورکتایمز نیز در گزارشی با اشاره به هشدارهای تند جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتیاش، نوشت این تهدیدها در جنگ ۱۲ روزه در عمل فقط واکنشی محدود از کار درآمد.
این روزنامه افزود مقامهای کشورهای خاورمیانه بهطور فزایندهای نگراناند که ایالات متحده در روزهای آینده به ایران حمله کند؛ حملهای که میتواند چرخهای از اقدامات تلافیجویانه علیه پایگاههای آمریکا در سراسر منطقه، از سوی جمهوری اسلامی و گروههای نیابتیاش، به راه بیندازد.
یک مقام آمریکایی که به شرط ناشناس ماندن صحبت کرده، به نیویورکتایمز گفت ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن بههمراه سه ناو جنگی مجهز به موشکهای تاماهاوک وارد حوزه مسئولیت فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) در غرب اقیانوس هند شده است. اگر کاخ سفید دستور حمله به ایران را صادر کند، این ناو هواپیمابر، از نظر تئوریک، میتواند ظرف یک یا دو روز وارد عمل نظامی شود.
نیویورکتایمز افزود اوایل این ماه، ترامپ پس از دریافت مجموعهای از هشدارهای فوری از سوی رهبران چند کشور خاورمیانه مبنی بر اینکه حمله میتواند به شعلهور شدن یک درگیری منطقهای منجر شود، گزینه حمله را به تعویق انداخت. به گفته مقامهای منطقهای، مقامهای جمهوری اسلامی به همتایان خود در کشورهای خلیج فارس و عراق گفته بودند که در صورت حملات تلافیجویانه به پایگاههای نظامی آمریکا در این کشورها، آنها در امان نخواهند بود.
اما از زمان جابهجایی ناوهای جنگی و جنگندههای آمریکا، نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی بهطور علنی تهدید کردهاند که در هرگونه تلافی، در کنار حامی خود وارد عمل خواهند شد.
در لبنان، نعیم قاسم، رهبر حزبالله، در یک سخنرانی تلویزیونی در برابر صدها هوادار در یکی از حومههای جنوبی بیروت گفت: «وقتی ترامپ امام خامنهای را تهدید میکند، دهها میلیون نفری را تهدید میکند که پیرو این رهبر هستند. وظیفه ماست که با همه تدابیر و آمادگی لازم با این تهدید مقابله کنیم.»
کتائب حزبالله، قدرتمندترین شبهنظامی شیعه مورد حمایت جمهوری اسلامی در عراق، یکشنبه پنج بهمن در بیانیهای از نیروهایش خواست برای جنگ احتمالی آماده شوند و گفت اگر درگیری تشدید شود، رهبران دینی این گروه ممکن است تصمیم به اعلام «عملیاتهای شهادتطلبانه» بگیرند.
این گروه افزود جنگ با جمهوری اسلامی «آسان نخواهد بود. شما هر شکل از رنج مرگبار را خواهید چشید، چیزی از شما در منطقه ما باقی نخواهد ماند و ما ترس را در دلهایتان خواهیم انداخت.»
در دیدارهایی که طی روزهای اخیر در بغداد برگزار شده، جو کنت، رییس مرکز ملی مبارزه با تروریسم آمریکا، به عراقیها هشدار داد که اگر شبهنظامیان مورد حمایت جمهوری اسلامی در عراق به نیروهای آمریکایی حمله کنند، ایالات متحده علیه آنها اقدام خواهد کرد؛ به گفته مقامهای عراقی و آمریکایی. نیروهای آمریکا حضور گستردهای در اربیل، در اقلیم نیمهخودمختار کردستان عراق، دارند.
کوین دونگان، دریاسالار بازنشسته و فرمانده پیشین نیروی دریایی آمریکا در خاورمیانه، به نیویورکتایمز گفت نتیجه هرگونه حمله به جمهوری اسلامی غیرقابل پیشبینی است؛ به همین دلیل، به گفته او، هدف احتمالی ترامپ بیش از آنکه پیروزی کامل نظامی باشد، بهبود موقعیت آمریکا در مذاکرات آینده خواهد بود.
او گفت: «با وجود حملات قبلی به سامانههای موشکی و فرماندهی و کنترل آنها، ایران هنوز موشکها و پهپادهای زیادی دارد که میتوانند پایگاههای آمریکا در منطقه را هدف بگیرند. بنابراین بخشی از این وضعیت نظامی آمریکا، تقویت دفاعی خواهد بود. من این آرایش نیروها را حرکتی در چارچوب فشار حداکثری میبینم که هدف نهایی آن رسیدن به یک توافق است.»

مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر در ایران، اعلام کرد گزارشهایی دریافت کرده که ثابت میکند نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی معترضان مجروح را از بیمارستانها بیرون کشیده و بازداشت کردهاند.
او دوشنبه شش بهمن، تاکید کرد که این اقدام نقض جدی حق دسترسی به خدمات درمانی بر اساس حقوق بینالملل به شمار میرود.
مای ساتو، همچنین در گفتوگویی با رویترز گفت که خانوادهها با درخواست باجهایی بین پنج تا هفت هزار دلار ( بین ۷۰۰ میلیون تا بیش از یک میلیارد تومان) برای تحویل گرفتن اجساد عزیزانشان مواجه شدهاند که در شرایط بسیار دشوار اقتصادی در ایران، باری کمرشکن است.
خبرگزاری رویترز با اشاره به آمار رسمی جمهوری اسلامی که شمار کشتهشدگان را فقط سه هزار و ۱۱۷ نفر اعلام کرده، از تایید این رقم خودداری کرده و بهنقل از مای ساتو نوشته است که شمار کشتهشدگان بهمراتب بیشتر از ارقام رسمی اعلامشده است.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال یکشنبه پنج بهمن در بیانیهای با استناد به مدارک و روایتهای تازه اعلام کرد ابعاد خشونت نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی فراتر از برآوردهای اولیه بوده و بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در این سرکوب هدفمند به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، کشته شدهاند.
مای ساتو گفت: «گزارشهای متعددی وجود دارد که کارکنان بیمارستانها در چند استان مختلف ایران اعلام کردهاند نیروهای امنیتی به بیمارستانهایشان یورش بردهاند.»
او همچنین از خانوادههایی سخن گفت که پس از مراجعه به بیمارستان متوجه شدند که عزیزانشان دیگر در آنجا نیستند.
رویترز در گزارش خود تاکید کرده که کادر درمانی در ایران که به شرط ناشناس ماندن با این خبرگزاری صحبت کردهاند، گزارش مای ساتو را تایید کردند.
یکی از پزشکان در شهر رشت در شمال ایران به رویترز گفت: «دهها بیمار با زخمهای گلوله در بیمارستان ما بستری بودند. آنها تحت عمل جراحی قرار گرفتند، اما بعد نیروهای سپاه پاسداران آمدند و همه را با خود بردند. ما نمیدانیم چه بر سرشان آمده است.»
یک پرستار و دو پزشک دیگر در بیمارستانهایی در تهران نیز به رویترز گفتند که اعضای سپاه پاسداران و پلیس برای یافتن سوابق معترضانی که در بیمارستان بستری و سپس ترخیص شده بودند، به مراکز درمانی مراجعه کردهاند تا آنها را بازداشت کنند.
یک پرستار گفت: «آنها حتی تمام اتاقهای بیمارستان را بررسی کردند و به دنبال معترضان زخمی میگشتند.»
بازدارندگی مردم از مراجعه برای درمان بهدلیل ترس از بازداشت
ساتو گفت چنین اقداماتی فضای رعبآوری ایجاد میکند که مردم را از مراجعه برای دریافت خدمات درمانی بازمیدارد و بهدلیل ترس از بازداشت، جانشان را به خطر میاندازد یا باعث وخامت وضعیت سلامتیشان میشود.
او افزود که این رفتار همچنین نقض جدی اصل بیطرفی پزشکی است. بر اساس کنوانسیونهای ژنو، پزشکان، بیمارستانها و بیماران باید محافظت شوند تا ارائه خدمات درمانی بیطرفانه تضمین شود.
به گفته ساتو و بر اساس گزارشها، معترضان غیرمسلح در ۳۱ استان ایران هدف شلیک گلوله به ناحیه سینه و سر قرار گرفتهاند و این امر نشاندهنده استفاده بیرویه از نیروی مرگبار است.
او گفت: «این امر نشان میدهد که با مرگهای غیرقانونی و کشتارهای خودسرانه مواجه هستیم.»
ساتو افزود که گزارشهای اخیر همچنین از افزایش چشمگیر آسیبهای چشمی ناشی از شلیک ساچمه حکایت دارد.
ساتو درباره گزارشها مبنی بر درخواست پول از سوی مقامهای ایرانی برای تحویل اجساد گفت: «این رویه واقعا اندوه را با اخاذی در هم میآمیزد.»
او افزود: «تلاشهای جمهوری اسلامی برای برچسب زدن به معترضان بهعنوان تروریست یا اغتشاشگر بهشدت نگرانکننده است و هدف آن توجیه سرکوبی خشن علیه جنبشی خودجوش است.»

کشتار ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر تنها در دو روز بهدست جمهوری اسلامی، نه تنها در تاریخ سرکوبها در دوره این حکومت بیسابقه است، بلکه این رقم در مقایسه با سرکوبهای تاریخی جهان و حتی جنگهای تمامعیار نیز کمسابقه است. این رقم قطعی نیست و احتمال داده میشود باز هم افزایش یابد.
اخبار رسیده به ایراناینترنشنال که پنجم بهمن منتشر شد، نشان داد جمهوری اسلامی طی دو روز، ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر را در جریان انقلاب ملی ایرانیان قتلعام کرده است.
برای برخی جنگها، با تعداد تلفاتی بسیار کمتر از این کشتار، عناوینی چون «نسلکشی» بهکار رفته است. ۳۶ هزار و ۵۰۰ کشته در دو روز، یعنی هر روز ۱۸ هزار و ۲۵۰ نفر، هر ساعت ۷۶۰ نفر، هر دقیقه ۱۳ نفر و هر پنج ثانیه، یک نفر به دست ماموران جمهوری اسلامی به خاک و خون کشیده شدند.
بالاترین تعداد کشتهشدگان در جنگ غزه در یک روز، حدود ۴۰۰ نفر بود. حتی در اوج جنگ شهرها در جریان جنگ ایران و عراق، روزانه ۱۸۸ ایرانی زیر بمب و موشکهای عراق جان دادند.
این سطح از کشتار، بسیار بالاتر از بزرگترین کشتارهای حکومتهای دیکتاتوری، نظیر سوریه حافظ اسد و عراق صدام حسین است.
غزه
بر اساس آمار ارائه شده از سوی وزارت بهداشت تحت کنترل حماس (که در برخی گزارشهای خبری به نام وزارت بهداشت غزه معرفی شده است)، جمعا چیزی حدود ۷۱ هزار نفر در حملات اسرائیل کشته شدند.
از آنجا که ارتش اسرائیل اعلام کرده است در حملات خود موفق به کشتن ۱۷ تا ۲۰ هزار عضو حماس شده است، میتوان تخمین زد تعداد غیرنظامیان کشتهشده در این جنگ، چیزی بین ۵۱ هزار تا ۵۴ هزار نفر بوده است.
این عدد از آغاز جنگ غزه پس از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ تا اعلام پذیرش آتشبس که به تبادل گروگانها منجر شد، ظرف مدت حدود دو سال ثبت شده است.
به بیان دیگر، در این جنگ فراگیر، روزانه نزدیک به ۷۰ تا ۷۴ نفر کشته شدند.
بالاترین تعداد کشتهها در غزه، مربوط به حملات ۲۸ اسفند ۱۴۰۳ است.
در آن زمان، وزارت بهداشت تحت کنترل حماس تعداد کشتهها را ۴۰۰ تن اعلام کرد که مشخص نیست چند تن از آنان غیرنظامی بودند.
جنگ ایران و عراق
در جریان جنگ ایران و عراق که در آن مناطق شهری ایران از سوی نیروهای عراقی بمباران شد، طی حدود ۸۰ روز بمباران و موشکباران مناطق مسکونی، جمعا ۱۵ هزار غیرنظامی در ایران کشته شدند.
به عبارت دیگر، در هر روز از جنگ شهرها در جریان جنگ هشت ساله، نزدیک به ۱۸۸ ایرانی کشته شدند.
کشتار شعبانیه عراق
خیزش شعبانیه در عراق، نزدیک به یک ماه از اسفند ۱۳۶۹ تا فروردین ۱۳۷۰ ادامه داشت.
در این خیزش، تقریبا تمام مناطق عراق به وسیله معترضان به حکومت بعث تسخیر شد.
با این حال، طی حدود سه هفته، ۳۰ تا ۱۰۰ هزار نفر بهدست ارتش عراق به قتل رسیدند.
سرکوب شدید معترضان عراقی بهطور رسمی با تجهیزاتی همچون تانک و هلیکوپترهای تهاجمی و با پشتیبانی توپخانه انجام شد.
میتوان گفت در شعبانیه، صدام با کمک تجهیزات سنگین، روزانه حدود یک هزار و ۴۰۰ تا چهار هزار و ۸۰۰ نفر را کشت.
کشتار حما به دست حافظ اسد
از ۱۳ بهمن تا ۹ اسفند ۱۳۶۰، به مدت ۲۷ روز، شهر حما در سوریه محاصره شد.
شورشیان حما که از جمله نیروهای اخوانالمسلمین سوریه بودند، در حال مبارزه مسلحانه با دولت حافظ اسد، پدر بشار اسد، بودند.
اسد شهر را بمباران هوایی کرد، با هلیکوپتر تهاجمی به مردم حمله کرد و با آتش توپخانه شهر را در هم کوبید.
در نتیجه این سرکوب، بین ۱۰ هزار تا ۴۰ هزار نفر کشته شدند؛ به عبارتی، روزانه ۳۷۰ تا یک هزار و ۴۸۰ نفر.
کشتارهای جمهوری اسلامی
شورشهای دهه ۷۰: در نبود اینترنت و مطبوعات آزاد، اطلاعات چندانی از سرکوب اعتراضات سالهای دهه ۷۰ در ایران در دست نیست.
اعتراضات مردم شیراز، اراک، مشهد و اسلامشهر چندان مستند نشده است. سرکوب این اعتراضات به شدیدترین شکل ممکن رخ داد.
سرکوب کوی طلاب مشهد یکی از شدیدترین سرکوبها بود که در سال ۱۳۷۱ رخ داد و تعداد کشتههای آن تا ۵۰ نفر تخمین زده شد.
در مورد واقعه کوی دانشگاه در ۱۸ تیر ۱۳۷۸ نیز تعداد کشتهشدگان بین هفت تا ۹ نفر برآورد شده است.
جنبش سبز: اعتراضات جنبش سبز از ۲۲ خرداد تا بهمن ۱۳۸۸ ادامه داشت. بزرگترین تجمعات در ۲۲، ۲۳، ۲۵ و ۳۰ خرداد، ۲۸ تیر، ۱۴ مرداد، ۱۳ آبان، ۱۶ آذر و ۲۵ بهمن روی داد. در مجموع این دوره، از ۷۰ تا ۱۱۲ نفر کشته شدند. شدیدترین کشتار در این دوره، در عاشورای آن سال که برابر با ششم دی ۱۳۸۸ بود، رخ داد.
درباره تعداد کشتهشدگان آن روز آمار دقیقی وجود ندارد، اما منابع متفاوت از هشت تا ۳۷ نفر را تخمین زدهاند.
اعتراضات خونین دهه ۹۰: از هشتم تا ۱۸ دی ۹۶، اعتراضاتی در کشور در جریان بود که وجه تمایز این اعتراضات، استفاده گسترده از شعارهای پادشاهیخواهان بود.
آمار رسمی کشتههای این اعتراضات از سوی جمهوری اسلامی ۲۵ نفر اعلام شد و منابع خارج از جمهوری اسلامی تعداد کشتهها را تا ۵۰ نفر ذکر کردند.
دور بعدی اعتراضات در آبان ۹۸ رخ داد. این اعتراضات از ۲۴ آبان آغاز و به مدت حدود یک هفته (تا ۳۰ آبان) ادامه داشت.
جمهوری اسلامی در این دوره اینترنت را قطع کرد و در سکوت، دست به کشتاری زد که تا آن زمان بیسابقه بود.
سازمانهای حقوق بشری دستکم ۳۲۴ نفر از کشتگان را با نام و مشخصات شناسایی کردند.
گزارشهای دیگر از جمله در خبرگزاری رویترز، تعداد کشتهشدگان را تا یک هزار و ۵۰۰ نفر برآورد کردند.
بیشتر این کشتار در روزهای ۲۵ و ۲۶ آبان روی داد.
۱۴۰۱: جنبش «زن، زندگی، آزادی» از ۲۶ شهریور ۱۴۰۱ آغاز و تا اسفند آن سال ادامه داشت. وجه تمایز آن، شعار آن بود که به همین نام نیز شهرت یافت.
منابع رسمی جمهوری اسلامی درباره تعداد کشتههای این اعتراضات سکوت کردند. با این حال، تعداد کشتهها از دستکم ۵۴۰ تا ۶۰۰ نفر ذکر شده است.
اعتراف به بزرگترین کشتار در آمارهای رسمی
جمهوری اسلامی بهطور رسمی تعداد کشتهشدگان در انقلاب ملی ایرانیان را سه هزار و ۱۱۷ نفر اعلام کرد.
اگرچه در اعلامیه حکومت ایران، کشتهشدگان به نیروهای حکومتی، آنچه «تروریست» نامیده شده، و شهروندان عادی طبقهبندی شدهاند و ناظران این عدد را مبهم دانستهاند، اما اعلام چنین عدد بیسابقهای از سوی جمهوری اسلامی، خود نشانه گسترده بودن کشتار است.
حتی در جنگ ۱۲ روزه، رقم اعلامشده از سوی جمهوری اسلامی از تعداد کشتههای یک جنگ تمامعیار، شامل ۲۷۶ غیرنظامی بود که در آن آمار نیز با توجه به سابقه جمهوری اسلامی، تردیدهای جدی وجود دارد.
بیسابقه، حتی در آمار رسمی و کمترین برآوردها
به دلایل روشن و سابقه جمهوری اسلامی در پروپاگاندا، نمیتوان به طبقهبندی کشتهشدگان اعتماد کرد.
سپهر شکری، جانباخته ۱۹ ساله، که بهدلیل جمله «سپهر بابا ... کجایی؟» در ویدیویی تاثیرگذار از پدر او مشهور شد، نمونهای از این وضعیت است.
صداوسیمای جمهوری اسلامی و رسانههای رسمی داخل ایران، در تلاش برای رد روایت پدر سپهر، در مصاحبههایی اجباری سراغ پدر و بستگان سپهر ابراهیمی، جوان کشتهشده دیگری در اعتراضات رفتند و او را «یک بسیجی» معرفی کردند که بهدست «تروریستها» کشته شده است.
از سوی دیگر، رقم اعلامشده برای کشتهشدگان نیز شک و تردیدهای بسیاری برانگیخته است، اما اگر همین رقم هم پذیرفته شود، یعنی طی هر روز یک هزار و ۵۵۹ نفر کشته شدهاند.
در واقع، هر روز این کشتار، بر اساس آمار جمهوری اسلامی، از تمام جنگ ۱۲ روزه کشته بیشتری داشته است. این عدد، بیش از سه برابر پرتلفاتترین روز جنگ غزه است و حتی تعداد کشتههای روزانه ایرانیها در جریان موشکباران و بمباران نیروهای عراقی نیز یکهشتم کشتار انقلاب ملی ایرانیان است.
کمترین برآوردهایی که از سوی رسانهها مطرح شده نیز به شش هزار کشته اشاره دارد.
با همین برآورد نیز کشتار دیماه نسبت به موارد مشابه در جمهوری اسلامی و وقایعی نظیر جنگ غزه و کشتارهای حما و شعبانیه، بیسابقه است.





