ماهان مردانی، فوتسالیست، به دست جمهوری اسلامی به قتل رسید

براساس اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال، ماهان مردانی، فوتسالیست ۲۳ ساله، در جریان انقلاب ملی ایرانیان به دست نیروی سرکوب جمهوری اسلامی کشته شد.

براساس اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال، ماهان مردانی، فوتسالیست ۲۳ ساله، در جریان انقلاب ملی ایرانیان به دست نیروی سرکوب جمهوری اسلامی کشته شد.
جاویدنام مردانی که دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد رشته مهندی صنایع بود، علاوهبر فعالیت در رشته بدنسازی، دروازهبان تیم فوتسال دانشگاه صنعتی شاهرود بود.
جاویدنام مردانی در حساب کاربری خود در تلگرام، نوشته بود: «از ما حتی اگر یک نفر باقی بماند، وظیفه دارد راوی بماند.»

در بیست و نهمین روز انقلاب ملی ایرانیان، همبستگی ایرانیان خارج از کشور با هموطنان خود در ایران ادامه داشت و همچنان اینترنت در ایران قطع بود. همزمان جزییات بیشتری از ابعاد جنایت جمهور ی اسلامی در بزرگترین کشتار تظاهرات خیابانی در جهان منتشر شد.
جمع بزرگی از ایرانیان در بروکسل، پایتخت بلژیک گرد هم آمدند. در این تظاهرات، بیل وایت، سفیر آمریکا در بلژیک با حمایت از شاهزاده رضا پهلوی گفت: «من عاشق پرچم ایرانی با طرح شیر هستم.»
او همچنین بر حمایت ایالات متحده از حقوق و آزادیهای مردم ایران تاکید کرد.
ایرانیان مقیم سیدنی استرالیا یکشنبه ۵ بهمن در تجمعی از انقلاب ملی و شاهزاده رضا پهلوی حمایت کردند و خواستار اقدام عملی و فوری جامعه جهانی برای مقابله با کشتار مردم ایران شدند.
همچنین ایرانیان مقیم ژاپن، یکشنبه ۵ دی در برابر پارلمان این کشور و سفارت ایالات متحده در توکیو تجمع کردند و خواستار اقدام بینالمللی علیه جمهوری اسلامی و حمایت از مردم ایران شدند.
ملیسا لانتسمن، معاون رهبر حزب محافظهکار کانادا، در گفتوگویی اختصاصی با ایراناینترنشنال سکوت دولت کانادا در برابر تهدید عوامل سپاه پاسداران در خاک این کشور را محکوم کرد.
همچنین تعدادی از وکلا در پیامی اعلام کردند: «به هیچ عنوان وکالت بازداشتیها را به ما نمیدهند. چندین بار درخواست وکالت را در وبسایت ثبت کردهایم، اما پذیرفته نمیشود.»
این وکلا همچنین عنوان کردند: «دو نفر از افرادی که برای وکالت آنها اقدام کردهایم، به اعدام محکوم شدهاند و گزارشهای نگرانکنندهای از اعدام برخی از معترضان به دست ما رسیده است.»
حساب فارسی کاربری وزارت امور خارجه آمریکا نوشت: پاسخ رژیم جمهوری اسلامی به خواستههای ایرانیان برای زندگی بهتر، از همان سال ۱۳۵۷ تا امروز، نه اصلاح و گفتوگو بلکه سرکوب و خشونت بوده است.
نتبلاکس: قطعی اینترنت همچنان ادامه دارد
نتبلاس اعلام کرد که ۱۷ روز پس از آنکه ایران برای پنهانکردن سرکوبی مرگبار، قطع اینترنت را اعمال کرد، این قطعی اینترنت همچنان ادامه دارد.
بر اساس این گزارش، دسترسی بسیار محدود به برخی که دارای «سیمکارت سفید» هستند برقرار است.
همچنین ابزارهای دور زدن محدودیتها امکان عبور پیامها را فراهم میکنند و جهشهای کوتاهمدت اتصال، این تصور نادرست را ایجاد میکند که اینترنت بهطور گستردهتر وصل شده است.
ایراناینترنشنال: دستکم ۳۶ هزار و ۵۰۰ ایرانی در بزرگترین قتلعام خیابانی تاریخ کشته شدند
شورای سردبیری ایراناینترنشنال در بیانیهای با استناد به مدارک و روایتهای تازه اعلام کرد ابعاد خشونت نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی فراتر از برآوردهای اولیه بوده و بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در این سرکوب هدفمند به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، کشته شدهاند.
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال الگوی روشنتری از نحوه سرکوب، گستره جغرافیایی درگیریها و رفتار نیروهای امنیتی ارائه میدهد و از اعدامهای بدون محاکمه، شلیک تیر خلاص به مجروحان و مداخله مستقیم نیروهای امنیتی در مراکز درمانی پرده برمیدارد.
مجموع این یافتهها نشان میدهد آنچه در جریان انقلاب ملی در ایران رخ داده، جنایتی فراگیر و برنامهریزیشده بوده که نیازمند ثبت، مستندسازی و پیگیری بینالمللی است.
کشته شدن بیش از ۴۰ ورزشکار در انقلاب ملی ایرانیان
در حالیکه سه هفته از انقلاب ملی ایرانیان میگذرد، جمهوری اسلامی دست به کشتار بیسابقهای زد و بیش از ۳۶ هزار نفر را قتلعام کرد.
براساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال بیش از ۴۰ ورزشکار در بین کشتهشدگان حضور دارند.

چند وکیل دادگستری و حقوق بشری در ایران از افزایش چشمگیر شمار افراد مفقودشده پس از تظاهرات میلیونی مردم در روزهای پنجشنبه ۱۸دی تا شنبه ۲۰دی خبر داده و نسبت به سرنوشت بازداشتشدگان ابراز نگرانی کردهاند.
یک وکیل دادگستری با سابقه طولانی در پروندههای حقوق بشری به ایراناینترنشنال گفت: «تعداد مفقودین پس از تظاهرات میلیونی مردم از روز پنجشنبه بسیار بالاست.»
او افزود: «قطعا نمیتوانم آمار دقیقی بدهم، اما تعداد مراجعین به من و برخی همکارانم نشان میدهد این عدد میتواند به شکل غیرقابل باوری زیاد باشد.»
به گفته این وکیل، چند خانواده بهطور مستقیم به او مراجعه کردهاند که عزیزانشان در یکی از روزهای پنجشنبه، جمعه یا شنبه، ۱۸تا ۲۰دی، برای شرکت در اعتراضات یا حتی انجام اموری دیگر از خانه خارج شدهاند و پس از آن هیچ خبر یا اثری از آنها به دست نیامده است. او گفت اطلاعات این افراد نزد من محفوظ است.
این وکیل دادگستری همچنین گفت برای بررسی روند موجود، به مدت دو روز متوالی همراه یکی از این خانوادهها به کهریزک مراجعه کرده، اما هیچ اثری از مرد جوان این خانواده پیدا نشده است. به گفته او، مراجعه چندباره به دادسرای اوین، دادسرای جنایی تهران، زندان تهران بزرگ، کهریزک و سایر مراکز مرتبط بینتیجه بوده است.
او افزود که در تماس با سایر همکاران خود مطلع شده شمار مراجعان در شهرهای تهران، کرج، مشهد و کرمانشاه در خصوص مفقودیها بسیار زیاد است و تاکید کرد اطمینان دارد این وضعیت در شهرهای دیگر نیز رخ داده است.
پیشتر ایراناینترنشنال در روز ۲۹ دی گزارش داده بود که چند وکیل حقوق بشری با ابراز نگرانی از وضعیت بازداشتشدگان اعلام کردهاند قوه قضاییه اجازه اعلام وکالت برای بازداشتشدگان را نمیدهد و امکان برگزاری دادگاههایی شبیه محاکم صحرایی و صدور احکام فلهای اعدام و حبسهای طویلالمدت دور از ذهن نیست.
بر اساس آن گزارش، یک وکیل دادگستری در تهران گفته بود اتهامهای بازداشتشدگان نه به خود آنها و نه به خانوادههایشان اعلام میشود و اطلاعی از تعداد و محل نگهداری آنها در دست نیست.

همچنین یک وکیل دادگستری دیگر که او نیز سابقهای دیرینه در پروندههای حقوق بشری و بهویژه پیگیری وضعیت آسیبدیدگان و بازداشتشدگان جنبش زن، زندگی، آزادی دارد، گفت احتمال اعدام بیسر و صدای معترضان بازداشتی را دور از ذهن نمیداند.
او به ایراناینترنشنال گفت: «از میان خانوادههایی که به من مراجعه کردهاند، سه نفر هستند؛ یکی مردی حدودا ۲۴ساله، دیگری مردی ۴۱ساله و سومی دختری جوان در کرج، که خانواده، دوستان و همراهانشان به چشم خود دیدهاند در شامگاه پنجشنبه، ۱۸دی و همچنین شامگاه شنبه، ۲۰دی به دست ماموران امنیتی بازداشت شده، به خودروهای حمل بازداشتیها منتقل و از محل خارج شدهاند، اما در روزهای بعد پیکر بیجان آنها با جای گلوله در سر، در کهریزک و پزشکی قانونی کرج پیدا شده است.»
این وکیل دادگستری با اشاره به مواردی که به گفته او میتواند از شرایطی هولناک خبر دهد، افزود: «اوج تظاهرات مردم علیه حکومت در روزهای پنجشنبه و جمعه ۱۸و ۱۹دی بوده و با شدتی کمتر در روز شنبه ۲۰دی ادامه داشته است. منطقا پیکرهای بیجان باید تا دو یا سه روز بعد در کهریزک، کرج و شهرهای دیگر تجمیع شده باشد، اما بر اساس اطلاعات موثقی که به دست آوردهام، روز اول بهمن دستکم شش پیکر بیجان جدید به کهریزک و چهار پیکر به پزشکی قانونی کرج تحویل داده شده است.»
او افزود هر سه موردی که پیشتر به آنها اشاره کرده و شاهدانی برای بازداشتشان وجود داشته، در میان این پیکرهای بیجان در کهریزک و پزشکی قانونی کرج بودهاند.
این وکیل گفت مشخص نیست پیکرهای جدید توسط چه شخص، ارگان یا نهادی به پزشکی قانونی تحویل داده شده و همین موضوع به هولناکی ماجرا میافزاید.
این وکیل دادگستری اضافه کرد: «من پیش از این کشتار گسترده شاید برایم سخت بود که باورکنم، اما حالا و با توجه به هشدارهای ترامپ درباره توقف کشتار و اعدام، بعید نمیدانم زندانیان با روشهای مختلف، با دادگاهی غیابی و چنددقیقهای به اعدام محکوم شده و در همان مدت حکمشان اجرا شده باشد و پیکر آنها را بهعنوان کشتهشدگان تظاهرات جا زده باشند.»

شورای سردبیری ایراناینترنشنال روز یکشنبه، ۵ بهمن در بیانیه جدید خود اعلام کرد که بر اساس اسناد و روایتهای تازه، ابعاد خشونت نیروهای جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی فراتر از برآوردهای اولیه بوده و بیش از ۳۶هزار و ۵۰۰ نفر به دستور علی خامنهای کشته شدهاند.
در این بیانیه به اعدامهای بدون محاکمه، شلیک تیر خلاص به مجروحان و مداخله نیروهای امنیتی در مراکز درمانی اشاره شده و آنچه رخ داده جنایتی فراگیر و برنامهریزیشده توصیف شده است.
در همان روز نیز گزارشهایی منتشر شد مبنی بر اینکه با وجود ثبت چندباره درخواست وکالت در سامانههای رسمی، هیچکدام پذیرفته نشده و دو نفر از موکلان پیشنهادی وکلا به اعدام محکوم شدهاند؛ گزارشهایی که در کنار روایتهای تازه از مفقودشدگان و تحویل پیکرهای بیجان، نگرانیها درباره سرنوشت بازداشتشدگان را افزایش داده است.
در همین ارتباط، یک وکیل دادگستری در مشهد نیز به ایراناینترنشنال گفت تعداد بازداشتشدگان بسیار زیاد است، اما به وکلا اجازه ثبت وکالت داده نمیشود.
او افزود: «تقریبا کسی را نمیشناسیم که موفق شده باشد برای اعضای بازداشتی خانواده خود وکیل بگیرد.»
این وکیل گفت: «به خانوادهها هم اطلاعی داده نمیشود که افراد بازداشتشده کجا نگهداری میشوند و این مساله، با توجه به تعداد زیاد مفقودشدگان، نگرانی از اینکه شاید آنها کشته شده باشند یا جانشان در بازداشتگاهها در خطر باشد را تشدید کرده است.»
او همچنین از پدیدهای تازه خبر داد و گفت: «اخیرا افرادی به من مراجعه کردهاند که روی خودروهای شخصیشان نوشتههایی دیدهاند با این مضمون که شما در اغتشاشات حاضر بودهاید و اگر در زمان مشخص به اداره اطلاعات، سازمان اطلاعات سپاه یا نهادهای قضایی مراجعه و خود را معرفی نکنید، اموالتان مصادره خواهد شد.»
به گفته این وکیل، مشخص نیست این اقدام خودسرانه و صرفا برای ارعاب است یا واقعا قصد اجرای چنین تهدیدهایی وجود دارد.

مجیدرضا حریری، رییس اتاق بازرگانی ایران و چین، اعلام کرد جمهوری اسلامی تنها روزانه ۲۰ دقیقه و صرفا با حضور ناظر، به تاجران اجازه استفاده از اینترنت میدهد.
حریری یکشنبه پنجم بهمن هشدار داد این میزان دسترسی «بههیچ وجه پاسخگوی نیازهای تجار نیست».
او گفت: «از تمام اتاقهای بازرگانی اطلاع ندارم، اما در تهران و چند شهر مرکز استان، اینترنت چند سیستم را در اتاقهای بازرگانی آزاد گذاشتهاند. تجار باید برای استفاده از اینترنت ثبتنام کنند.»
رییس اتاق بازرگانی ایران و چین این شیوه دسترسی به اینترنت را «نامطلوب» دانست و افزود: «این میزان استفاده در حد چک کردن چند ایمیل کافی است.»
جمهوری اسلامی کمی پس از آغاز تظاهرات شامگاه ۱۸ دی که بهدنبال فراخوان شاهزاده رضا پهلوی برگزار شده بود، اینترنت را در سراسر ایران قطع کرد.
از آن زمان، دسترسی مردم ایران به جهان خارج بهطور گسترده مختل شده است. با این حال، گزارشها، تصاویر و ویدیوهایی که با دشواری از دیوار سانسور عبور کردهاند، تصویری هولناک از شدت و سازمانیافتگی کشتار شهروندان به دست میدهند.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال پنجم بهمن در بیانیهای اعلام کرد ابعاد خشونت نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی فراتر از برآوردهای اولیه بوده و بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در این سرکوب هدفمند به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، کشته شدهاند.
نتبلاکس، نهاد مستقل پایش وضعیت اینترنت در جهان، پنجم بهمن با انتشار پستی در شبکه اجتماعی ایکس یادآور شد ۴۰۰ ساعت از قطع اینترنت در ایران میگذرد.
این نهاد ۳۰ دی نیز اعلام کرده بود ترافیک موجود در برخی پلتفرمهای منتخب از شکلگیری یک راهبرد نوظهور در ایران بر اساس «فهرست سفید» حکایت دارد.
در آذرماه، افشای بهرهمندی برخی خبرنگاران، هنرمندان، فعالان سیاسی و چهرههای نزدیک به حکومت از «سیمکارت سفید» و «اینترنت طبقاتی»، بهدلیل وجود رانت و اعطای امتیازات ویژه، موجی از خشم و اعتراض را در میان افکار عمومی برانگیخت.
«۱۹۸۴ را بهصورت زنده میبینیم»
اظهارات رییس اتاق بازرگانی ایران و چین درباره دسترسی ۲۰ دقیقهای تاجران به اینترنت واکنشهای فراوانی را در شبکههای اجتماعی به دنبال داشته است.
کاربری با اشاره به این موضوع در ایکس نوشت: «دارند اینترنت رو طبقاتی و ایران رو کره شمالی میکنند.»
کاربر دیگری با نام «حسین» گفت: «کارهایی که این حکومت در حال انجام آن است، حتی خانواده کیم هم در کره شمالی نکرده است.»
کاربری با نام «امید» هشدار داد: «اینترنت وصل میشود، اما نه برای همه یکسان. ما به سمت اینترنت طبقاتی میرویم. یعنی اساتید دانشگاه، تجار و خبرنگاران مورد تایید به اینترنت باز با سطح دسترسی بالاتر وصل میشوند، اما مردم عادی در قفس شبکه ملی با دسترسی محدود به سایتهای داخلی و پیامرسانهای بومی باقی میمانند.»
کاربری با نام «صالح» نوشت: «وزارت صمت یک کیلو مدارک مختلف گرفته که به تجار دسترسی اینترنت طبقاتی بده... ۱۹۸۴ را بهصورت زنده میبینیم.»
اشاره او به رمان ۱۹۸۴ اثر جورج اورول، نویسنده بریتانیایی، است. در این رمان جامعهای تمامیتخواه به تصویر کشیده میشود که در آن، حکومت با نظارت دائمی، کنترل اطلاعات و محدود کردن دسترسی شهروندان، آزادی فردی را از میان میبرد و زندگی مردم را بهطور کامل زیر نظر میگیرد.

در شرایطی که جمهوری اسلامی میکوشد از طریق خشونت و قطع ارتباط، سکوت را بر جامعه ایران تحمیل کند، آنچه جهان میبیند ناآرامی نیست؛ بلکه مقاومتی است در عریانترین شکل آن: مردمی که حاضر نیستند محو شوند، به عدد تقلیل پیدا کنند، یا از نام و هویت خود دست بکشند.
بیش از دو هفته است که کشور در دل سکوتی مهندسیشده فرو رفته و این سکوت همچنان ادامه دارد. اینترنت عمومی، بهعنوان زیربنای اصلی زندگی مدرن، به شایعات و قطعاتی گسسته فروکاسته شده است.
آنچه باقی مانده، تنها کانالهای مورد تایید حکومت است؛ شبکههای «سفید» گزینششدهای که عناصر حکومت را به یکدیگر متصل نگه میدارند و در همان حال، جامعه را از چرخه عادی حیات مدنی جدا میکنند.
از بیرون ایران، این وضعیت اغلب بهعنوان موج دیگری از ناآرامیها توصیف میشود. اما از درون، بیشتر به آغاز انقلابی میماند که بهای آن تاکنون جان هزاران نفر بوده است.
ایران یک کشتار را پشت سر گذاشته و وارد مرحله پساکشتار شده است؛ مرحلهای که در آن حکومت دیگر حتی تظاهر به خویشتنداری هم نمیکند؛ میکشد، دفن میکند، روایتها را بازمینویسد و ارتباط را قطع میکند.
خاموشی ارتباطات محصول جانبی بینظمی نیست؛ بخشی از سازوکار قدرت و سرکوب است. اعمال خشونت زمانی آسانتر میشود که ثبت آن دشوارتر باشد و انکار آن زمانی سادهتر است که شواهد دیر برسند، ناقص باشند یا بهکلی پاک شوند.
ایرانیان از داخل کشور با «برنامه» تماس میگیرند و پرسشی را مطرح میکنند که دیگر مفهومی انتزاعی ندارد و حالوهوای بازخواست و اتهام گرفته است: جهان دقیقا گمان میکند نظارهگر چه چیزی است؟
این تماسها به خطابه شباهت ندارند؛ بیشتر شبیه تقلا هستند، صداهایی بریدهبریده که با زحمت از دل سکوتی سنگین و ارتباطهایی ازهمگسیخته عبور میکنند.
علی از مازندران در تماس با «برنامه» خطاب به نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی گفت: «لازم نیست سلاحتان را زمین بگذارید. هیچکس از شما نمیترسد.»
او این جمله را دوباره میگوید؛ نه برای نمایش شجاعت، بلکه بهعنوان یک واقعیت. از نگاه او، ترس دیگر محور اصلی تحولات در ایران نیست.
پوریا در تماسی از شیراز گفت معترضان حتی یک مجروح را رها نکردند و اجازه ندادند کسی جا بماند یا از قلم بیفتد.
زبان او عملیاتی و تقریبا لجستیکی است. از مرزی اخلاقی سخن میگوید: هیچکس را پشت سر نگذارید.
بهرام، از محلهای کارگری در جنوب تهران، توضیح داد چرا به خیابان آمده: «برای کشورم و برای فرزندانم.» این سخن موضعی ایدئولوژیک نیست؛ نگاهی میاننسلی است.
مهسا، از نجفآباد، خواستهای سادهتر مطرح کرد: «میخواهم داستان شهرم را بگویم.» همین مطالبه اکنون خود یک اتهام است. در ایران امروز، روایت داستان یک مکان میتواند عملی سرکشانه باشد.
از بندرعباس، خشم آلیا کنترلشده و به دور از احساساتگرایی است. «فکر کردید ما میترسیم. نمیترسیم. ما خشمگین هستیم و منتظریم.» جمله را تکرار میکند تا تاکیدش روشنتر شود: «آنها فکر میکنند ما میترسیم. نمیترسیم. ما خشمگین هستیم و منتظریم.» او دلجویی نمیخواهد؛ میخواهد صدایش شنیده شود.
این صداها وجهی مشترک دارند که در نظامهای اقتدارگرا بهندرت دیده میشود. ساده و بیآرایشاند. بهدنبال صحنهسازی نیستند. فقط بر ثبت شدن پافشاری میکنند.
قدرت نامها
این اصرار، یادآور زندگی رها بهلولیپور است؛ دانشجویی که ۱۸ دی در نزدیکی میدان فاطمی تهران با شلیک نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی کشته شد.
رها که همچون نامش «آزاد» بود، بر اساس آنچه از فعالیتهایش در شبکههای اجتماعی به جا مانده، به هنر و موسیقی علاقه داشت.
او نه سازماندهنده اعتراضات بود و نه چهرهای شناختهشده. شعاری در دست نداشت و به هیچ جریان یا جناحی وابسته نبود. در چارچوب یک فرهنگ سیاسی مبتنی بر دشمنسازی مداوم، رها نمونهای از یک شهروند عادی و غیراستثنایی به شمار میآمد.
رها بهخاطر اعمال قدرت یا طرح مطالبهای سیاسی جان خود را از دست نداد؛ او کشته شد، چون شیوهای از زیستن را نمایندگی میکرد که حکومت یاد گرفته از آن بترسد.
نسل او در پی ژستهای قهرمانانه یا اسطورههای فداکارانه نیست. این نسل چیزی آرامتر و در عین حال دشوار برای سرکوب میخواهد: حق زندگی عادی با کرامت، پیوستگی و توجه. حق نفس کشیدن بینیاز از اجازه. حق اندیشیدن به فردا، بیآنکه مجبور به توضیح باشد.
او هیچ مانیفستی از خود به جا نگذاشت. آنچه باقی مانده، پارههایی پراکنده است؛ تاملات کوتاه و سطرهایی که با دقت انتخاب شدهاند.
زبان او همواره به دغدغههای ابتدایی بازمیگردد: نفس کشیدن، ادامه دادن، فردا. حتی زمانی که از ترس سخن میگوید، بزرگنمایی نمیشود. نوشتارش سنجیده و شفاف است. اگر این زبان سیاسی باشد، در بنیادیترین معنا سیاسی است؛ بر این نکته پافشاری میکند که زنده بودن موضوعی قابل مذاکره نیست.
یک نکته تعیینکننده وجود دارد. رها نامها را مینوشت. نام بازداشتشدگان و ناپدیدشدگان را ثبت میکرد. او آدمها را بهعنوان انسان ثبت میکرد، نه بهصورت مفاهیم انتزاعی.
او میدانست سرکوب چگونه آغاز میشود: نه با گلوله، بلکه با حذف. خشونت زمانی آسانتر میشود که نامها ناپدید شوند و افراد به عدد تقلیل پیدا کنند.
به همین دلیل است که صدای مردم داخل ایران از اهمیت برخوردارند. آنها خطرناکترین چیزی را تولید میکنند که حکومتی مانند جمهوری اسلامی میتواند با آن روبهرو شود: اسناد، نامها، مکانها، توالی زمانی رویدادها.
روایت حرکت ترس در محلات شهر و البته نوعی همبستگی که سریعتر از آن پیش میرود؛ غریبههایی که همدیگر را از موقعیت خطر بیرون میکشند؛ مغازهدارانی که درها را میبندند؛ خانوادههایی که دست به ریسکهایی میزنند که در یک جامعه عادی حتی قابل تصور نیست.
نوید، پزشک ساکن تهران، وضعیت بیمارستانهایی را توصیف کرد که زیر فشار فروپاشیدهاند: حضور نیروهای امنیتی در بخشها، خانوادههایی که برای دسترسی به کوچکترین خبری از عزیزان خود سرگرداناند، و کارکنانی که فراتر از فرسودگی جسمی، به مرز آسیب اخلاقی رانده شدهاند.
سخن او رنگ ایدئولوژیک ندارد. بیشتر به صدای کسی میماند که تقلا میکند در دل نظامی که انسانیت را تنبیه میکند، انسان باقی بماند.
ابهام بهمثابه استتار
اعداد نه بهصورت آمار قطعی، بلکه در قالب برآورد مطرح میشوند. برخی برآوردها از احتمال فراتر رفتن شمار کشتهشدگان از ۲۰ هزار نفر سخن میگویند.
اینکه رقم نهایی کمتر باشد یا بیشتر، موضوعی است که تاریخنگاران و دادستانها به آن خواهند پرداخت. اما مساله اصلی سادهتر و عمیقتر است: حکومت شمارش را به امری خطرناک تبدیل کرده و سپس از همین ابهام بهعنوان پوشش استفاده میکند.
دوران «پس از کشتار جمعی» به همین معناست. مساله تنها کشتار انسانها نیست؛ بلکه خود اثبات این کشتار به میدان دوم نبرد تبدیل میشود.
دیگر در صدای مردم شوک شنیده نمیشود. آنچه شنیده میشود، فرسودگی است؛ فرسودگی ناشی از تکرار و قابلپیشبینی بودن خشونت.
ایران امروز تنها با یک بحران درونی مواجه نیست. زمانی که یک حکومت مردم خود را همچون نیرویی متخاصم تلقی میکند، پیامدها در مرزها متوقف نمیشوند. این وضعیت به بیرون گسترش مییابد: از مسیر جابهجاییهای اجباری و پناهجویی، بیثباتی منطقهای، و الگویی که دیگر حکومتها در سکوت آن را رصد میکنند.
تماسها با «برنامه» همچنان ادامه دارند؛ نه از این رو که یک خط تلفن بتواند دستگاه امنیتی را شکست دهد، بلکه چون تاریخ را کسانی مینویسند که اصرار دارند بهعنوان انسان به رسمیت شناخته شوند.

شورای سردبیری ایراناینترنشنال در بیانیهای با اشاره به کشتار دستکم ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان انقلاب ملی و گزارشهای متعدد درباره حمله نیروهای سرکوب به مراکز درمانی و قتل معترضان مجروح اعلام کرد این رخدادها میتواند مصداق بارز «اعدام فراقضایی» و «جنایت علیه بشریت» باشد.
بر اساس این بیانیه که یکشنبه پنجم بهمن منتشر شد، سه پزشک و چهار پرستار در تهران در گفتوگو با ایراناینترنشنال تایید کردند نیروهای امنیتی با مراجعه به بیمارستانها، برخی از مجروحان تحت درمان را ربودند.
دو پرستار دیگر نیز روایت کردند یک مامور امنیتی با ورود به آمبولانسی در غرب تهران، یک جوان مجروح را مقابل چشمان آنان با شلیک دو گلوله به قتل رساند.
گزارشها حاکی از آن است که نیروهای سرکوب برخی افراد را در منازلشان بازداشت کردند و سپس به خانوادههای آنان اعلام شد برای تحویل گرفتن جسد مراجعه کنند. همچنین روایتهایی وجود دارد که ماموران امنیتی با مراجعه به خانهها و کشاندن افراد به جلوی در آنان را هدف قرار دادند و کشتند.
در بیانیه ایراناینترنشنال آمده است: «تعدادی از شهروندان مجروح در حالی که در بیمارستانها بستری و تحت مداوا بودهاند، از ناحیه سر هدف اصابت گلوله قرار گرفتهاند. بدیهی است اگر این افراد در خیابان از ناحیه جمجمه هدف گلوله قرار میگرفتند و سرشان متلاشی میشد، اساسا دلیلی برای پذیرش آنان در بیمارستان و آغاز روند درمان وجود نداشت.»
سوم بهمن، سازمان عفو بینالملل هشدار داد بازداشتهای خودسرانه گسترده، ناپدیدسازیهای قهری، ممنوعیت برگزاری تجمعات و حملات برای خاموش کردن صدای خانوادههای قربانیان، نشانههای یک سرکوب نظامی است که مقامات جمهوری اسلامی برای پنهان کردن کشتار معترضان اعمال کردهاند.
ابعاد هولناک کشتار
شورای سردبیری ایراناینترنشنال در ادامه با استناد به گزارشهای محرمانه و میدانی، از جمله دو گزارش سازمان اطلاعات سپاه پاسداران به شورای عالی امنیت ملی در تاریخهای دوم و چهارم بهمن، اعلام کرد دستکم ۳۶ هزار و ۵۰۰ ایرانی در بزرگترین قتلعام خیابانی تاریخ کشته شدند.
ایراناینترنشنال ۲۳ دی از کشته شدن دستکم ۱۲ هزار شهروند ایرانی در ۱۸ و ۱۹ دی عمدتا به دست نیروهای سپاه پاسداران و بسیج خبر داده بود. با این حال، اطلاعات جدید نشان میدهد ابعاد خشونت سرکوبگران فراتر از برآوردهای اولیه بوده است.
بر اساس جمعبندی محتاطانه منابع پزشکی، آمار جانباختگان در رشت بیش از ۲۵۰۰ نفر، در مشهد دستکم ۱۸۰۰ نفر، در اصفهان، نجفآباد و خوراسگان بیش از ۲۰۰۰ نفر، در کرج، شهریار و شهرک اندیشه دستکم ۳۰۰۰ نفر، در کرمانشاه ۷۰۰ نفر و در گرگان ۴۰۰ نفر برآورد میشود.
تاکنون رقم دقیقی از شمار کل کشتهشدگان در تهران در دست نیست، اما تصاویر منتشرشده از کهریزک و بیمارستانهای پایتخت نشان میدهد هزاران نفر در تهران جان باختهاند که بخش قابل توجهی از آنان در مناطق جنوبی شهر کشته شدهاند.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال هشدار داد شتاب افزایش شمار جانباختگان در گزارشهای محرمانه حکومتی حتی این احتمال را تقویت میکند که ابعاد واقعی کشتار فراتر از آمارهای موجود باشد.
سوم بهمن، پیام اخوان، دادستان پیشین دادگاه رسیدگی به جنایات جنگی سازمان ملل، ابراز امیدواری کرد مقامهای جمهوری اسلامی مانند سران آلمان نازی محاکمه شوند و عدالت در مورد آنها به اجرا درآید.
قتلعام با هماهنگی عالیترین مقامهای حکومت
به گفته شورای سردبیری ایراناینترنشنال، کشتار سازمانیافته در نقاط مختلف ایران نشان میدهد سرکوب خشن معترضان با هماهنگی کامل نهادهای حکومتی و به دستور عالیترین مقامات جمهوری اسلامی انجام شده است.
بر اساس اطلاعات رسیده، پس از سخنرانی علی خامنهای، دیکتاتور تهران، در ۱۹ دی، در نشستها و جلسات توجیهی فرماندهان ارشد سپاه از تعابیری چون «النصر بالرعب» و «قاتلوهم حتی لا تکون فتنه» استفاده شد.
طبق گزارشها و شواهد متعدد، در بسیاری از شهرها، برای تحویل پیکر کشتهشدگان از خانوادههای داغدار مبالغی سنگین با عنوان «حق تیر» دریافت شده است. همچنین در برخی موارد، با وجود مخالفت خانوادهها، کشتهشدگان بهعنوان «بسیجی» معرفی شدهاند.
ایراناینترنشنال افزود بخش اصلی کشتار به دست نیروهای سپاه پاسداران و بسیج انجام گرفت، اما نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در عراق و سوریه نیز در سرکوب مردم ایران مشارکت داشتند.
۲۶ دی، سیانان گزارش داد هزاران شبهنظامی عراقی در هفتههای اخیر برای کمک به جمهوری اسلامی در سرکوب معترضان وارد ایران شدهاند. ایراناینترنشنال پیشتر گزارشی در همین زمینه منتشر کرده بود.





