دو قانونگذار دموکرات درباره پیامدهای اخراج مهاجران ایرانی از آمریکا هشدار دادند
دیو مین و یاسمین انصاری، دو عضو دموکرات مجلس نمایندگان آمریکا، در بیانیهای با انتقاد از اخراج مهاجران ایرانی از آمریکا نوشتند: «نمیتوانید مدعی ایستادن در کنار مردم ایران باشید، اما آنها را به حکومتی اقتدارگرا بازمیگردانید که مخالفان را میکشد و افراد کوییر را اعدام میکند.»
این دو نماینده کنگره با اشاره به هشدارهای قبلی خود به وزارت امنیت داخلی و وزارت خارجه و پاسخگو نبودن این نهادها، تاکید کردند اکنون، در حالی که ایرانیان به دلیل مطالبه آزادی کشته و بازداشت میشوند، اخراج مهاجران ایرانی از آمریکا غیرقابل پذیرش است.
در بخشهای مرتبط با ایران از سند راهبردی امنیت دفاعی ایالات متحده، جمهوری اسلامی بهعنوان رژیمی «ضعیفتر و آسیبپذیرتر از دهههای گذشته» توصیف شده، اما همزمان نسبت به تلاش تهران برای بازسازی توان نظامی و احتمال ازسرگیری برنامه هستهای هشدار داده شده است.
بر اساس بخشهایی از سند راهبردی امنیت دفاعی آمریکا که به ایران اختصاص دارد و از سوی وزارت جنگ ایالات متحده منتشر شده، دولت دونالد ترامپ بار دیگر تاکید کرده است که اجازه نخواهد داد ایران به سلاح هستهای دست یابد. در این سند، عملیات نظامی موسوم به «چکش نیمهشب» بهعنوان نمونهای از اقدام «قاطع، گسترده و بیسابقه» معرفی شده که به ادعای سند، برنامه هستهای ایران را «بهطور کامل نابود کرده است».
در این بخشها آمده است که نیروهای مسلح آمریکا در جریان جنگ ۱۲روزه، پشتیبانی تعیینکنندهای در دفاع از اسرائیل فراهم کردند و این حمایت، نقش مهمی در موفقیتهای عملیاتی و راهبردی اسرائیل داشته است. سند تاکید میکند که در نتیجه این تحولات، رژیم ایران اکنون در ضعیفترین وضعیت خود طی چند دهه اخیر قرار دارد.
سند امنیت دفاعی آمریکا همچنین به تضعیف شدید آنچه «محور مقاومت» ایران خوانده شده اشاره میکند. در این چارچوب، حزبالله و حماس بهدلیل عملیاتهای اسرائیل «بهشدت تخریبشده» توصیف شدهاند. افزون بر این، سند به عملیات دیگری با عنوان «سوارکار خشن» اشاره میکند که به گفته واشینگتن، با هدف قرار دادن توان تهاجمی حوثیها، آنان را وادار به توقف حمله به کشتیهای آمریکایی و پذیرش صلح کرده و آزادی ناوبری برای شناورهای ایالات متحده را بازگردانده است.
با وجود این ارزیابیها، در بخشهای مرتبط با ایران هشدار داده شده که تهران بهرغم شکستهای اخیر، همچنان در پی بازسازی نیروهای متعارف خود است. نویسندگان سند تصریح میکنند که رهبران جمهوری اسلامی احتمال تلاش دوباره برای دستیابی به سلاح هستهای را رد نکردهاند و حتی ممکن است با امتناع از ورود به مذاکرات معنادار، این مسیر را دنبال کنند. در همین حال، نیروهای نیابتی حکومت ایران نیز ممکن است درصدد بازسازی زیرساختها و توانمندیهای ازدسترفته خود برآیند.
در این سند، حکومت ایران همچنان بهعنوان تهدیدی پایدار برای منافع آمریکا و متحدانش معرفی شده است. بهطور مشخص، تاکید شده که جمهوری اسلامی «خون آمریکاییها را بر دست دارد»، همچنان نابودی اسرائیل را دنبال میکند و از طریق خود و نیروهای نیابتیاش بهطور مداوم بحرانهای منطقهای ایجاد میکند؛ بحرانهایی که هم جان نظامیان آمریکایی را به خطر میاندازد و هم مانع حرکت خاورمیانه بهسوی ثبات و شکوفایی اقتصادی میشود.
در عین حال، سند امنیت دفاعی آمریکا فرصتهای تازهای را نیز در نتیجه تضعیف ایران برجسته میکند. در بخشهای مرتبط با ایران، اسرائیل بهعنوان «متحدی الگو» توصیف شده که نشان داده با حمایت محدود اما حیاتی آمریکا قادر به دفاع از خود است. واشینگتن اعلام میکند که قصد دارد با تکیه بر ابتکارهای پیشین، از جمله توافقنامههای ابراهیم، توان دفاعی اسرائیل را بیش از پیش تقویت کند.
همچنین در این سند آمده است که شرکای آمریکا در حوزه خلیج فارس بهطور فزایندهای آمادهاند مسئولیت بیشتری در دفاع از خود در برابر ایران و نیروهای نیابتیاش بر عهده بگیرند؛ از جمله از طریق خرید و استقرار سامانههای نظامی آمریکایی. این روند، بهگفته سند، امکان همگرایی امنیتی بیشتر میان اسرائیل و کشورهای عربی خلیج فارس را فراهم میکند.
در جمعبندی بخشهای مربوط به ایران، وزارت جنگ آمریکا اعلام میکند که راهبرد واشینگتن بر واگذاری مسئولیت اصلی بازدارندگی و دفاع در برابر ایران به متحدان منطقهای استوار خواهد بود، در حالی که ایالات متحده توان خود را برای اقدامهای «متمرکز، قاطع و سریع» در دفاع از منافعش حفظ میکند. بهادعای این سند، چنین رویکردی زمینهساز «صلح پایدار از مسیر قدرت» در خاورمیانه خواهد بود.
پنتاگون با انتشار استراتژی دفاع ملی آمریکا برای سال ۲۰۲۶، ضمن اشاره به حمله آمریکا به تاسیسات هستهای جمهوری اسلامی و دفاع ایالات متحده از اسرائیل در جنگ ۱۲ روزه نوشت: «اکنون حکومت ایران ضعیفتر و آسیبپذیرتر از هر زمان دیگری در دهههای اخیر است.»
این سند افزود: «نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی دچار ویرانی شدهاند. عملیات اسرائیل، حزبالله و حماس را بهشدت تضعیف کرده است. آمریکا با اجرای دستورهای ترامپ توان تهاجمی حوثیها را کاهش داده و آزادی ناوبری برای کشتیهای آمریکایی را احیا کرده است.»
وزارت جنگ آمریکا خاطرنشان کرد جمهوری اسلامی قصد دارد نیروهای نظامی خود را بازسازی کند و رهبران حکومت با خودداری از ورود به مذاکرات معنادار، احتمال تلاش دوباره برای دستیابی به سلاح هستهای را منتفی ندانستهاند
پنتاگون هشدار دادبا وجود تضعیف شدید نیروهای نیابتی ایران، این گروهها ممکن است در پی بازسازی زیرساختها و توانمندیهای از دسترفته برآیند.
این سند افزود جمهوری اسلامی و نیابتیهایش نهتنها جان نظامیان آمریکایی در منطقه را تهدید میکنند، بلکه مانع دستیابی منطقه به آیندهای آرام و شکوفا میشوند که بسیاری از رهبران و مردم خواهانش هستند.
پنتاگون تاکید کرد اسرائیل و شرکای آمریکا در خلیج فارس، بیش از گذشته آماده و قادرند در برابر جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتیاش از خود دفاع کنند؛ از جمله از طریق خرید و بهکارگیری سامانههای مختلف نظامی آمریکا.
نشریه فارینپالیسی در تحلیلی هشدار داده است که تنشزدایی اخیر میان اسرائیل و ایران بیش از آنکه نشانه تغییر راهبردی باشد، یک وقفه تاکتیکی است و در صورت فروپاشی، دور بعدی درگیری میتواند بزرگتر و ویرانگرتر از جنگ ۱۲روزه باشد.
بر اساس تحلیلی که روز سوم بهمن در فارینپالیسی منتشر شده، سیاست سختگیرانه بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در قبال حکومت ایران همچنان محور اصلی محاسبات امنیتی تلآویو است. نویسنده تحلیل میگوید اسرائیل، رژیمی را که آشکارا شعار نابودی این کشور را سر میدهد و سالها از طریق نیروهای نیابتی علیه آن عمل کرده، تهدیدی وجودی تلقی میکند.
فارینپالیسی یادآوری میکند که پس از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس، که با حمایت حکومت ایران انجام شد، اسرائیل و ایران وارد سه دور رویارویی مستقیم شدند که اوج آن جنگ محدود ۱۲روزه در خرداد بود. با وجود توافق نانوشته اخیر برای پرهیز از حمله متقابل و نقشآفرینی کشورهای عربی خلیج فارس در متقاعد کردن دونالد ترامپ برای خودداری از بمباران ایران، این نشریه تاکید دارد که این وضعیت بیشتر یک «مکث موقت» بوده است.
به نوشته فارینپالیسی، اسرائیل دلایل عملیاتی روشنی برای اجتناب از درگیری فوری داشت. در جنگ ۱۲روزه، حملات موشکی ایران دستکم ۳۳ کشته، بیش از ۳۵۰۰ زخمی و حدود ۱.۵ میلیارد دلار خسارت در اسرائیل بر جای گذاشت. هرچند سامانههای پدافندی اسرائیل و آمریکا مانع تلفات گستردهتر شدند، اما گزارشها از کاهش ذخایر رهگیرهای پیشرفته اسرائیل، بهویژه سامانه «آرو»، حکایت داشت. همزمان، حضور نظامی آمریکا در منطقه نیز نسبت به تابستان گذشته کاهش یافته است.
این گزارش همچنین به تهدیدهای همزمان اسرائیل در جبهه شمالی اشاره میکند. با وجود کشته شدن هزاران نیروی حزبالله در عملیات سال ۲۰۲۴ در لبنان، این گروه همچنان دهها هزار نیروی مسلح در اختیار دارد و به گفته مقامهای آمریکایی، حکومت ایران در سال ۲۰۲۵ حدود یک میلیارد دلار به حزبالله کمک مالی کرده است. از نگاه نویسنده، این عوامل باعث شد اسرائیل پیش از درگیری دوباره با ایران، اولویتهای امنیتی دیگری را دنبال کند.
با این حال، فارینپالیسی تاکید میکند که این محاسبه در حال تغییر است. اسرائیل تولید رهگیرهای آرو را سرعت بخشیده، سامانه جدید «آرو ۴» را آزمایش کرده و در جبهه شمالی نیز روند خلع سلاح حزبالله را ناکافی میداند. بهگفته نویسنده، پس از تعیین تکلیف این جبهه، تمرکز اسرائیل بار دیگر به ایران بازخواهد گشت.
در بخشی از این تحلیل آمده است که اگرچه حملات اسرائیل و آمریکا برنامه هستهای ایران را چند سال عقب انداخته، تهران از جاهطلبیهای هستهای خود دست نکشیده است. فارینپالیسی به گزارشهایی اشاره میکند که از موافقت ضمنی رهبر جمهوری اسلامی با توسعه کلاهکهای هستهای کوچکشده خبر میدهند و همچنین به وجود سایتهای هستهای جدید و عمیقتر زیرزمینی اشاره دارند که هدفگیری آنها دشوارتر است.
این نشریه همچنین از تقویت دیگر توانمندیهای نظامی ایران مینویسد؛ از جمله کمکهای ادعایی چین به برنامه موشکی ایران، همکاریهای هستهای و فضایی روسیه با تهران، و گزارشهای تاییدنشده درباره فعالیتهای شیمیایی و بیولوژیک. بهنوشته فارینپالیسی، اسرائیل بعید است اجازه دهد این بازسازی نظامی بدون پاسخ بماند، بهویژه در فضایی که پس از ۷ اکتبر، «پیشدستی» بر «بازدارندگی» در دکترین امنیتی اسرائیل غلبه یافته است.
در ادامه گزارش آمده است که ملاحظات سیاسی داخلی نیز بر تصمیمگیریها سایه انداختهاند. سال ۲۰۲۶ سال انتخابات در اسرائیل است و نتانیاهو امنیت—بهویژه در برابر ایران—را به محور بقای سیاسی خود تبدیل کرده است. حتی در صورت تغییر دولت، به باور نویسنده، بعید است سیاست اسرائیل در قبال ایران بهطور معناداری نرمتر شود.
فارینپالیسی هشدار میدهد که در صورت آغاز جنگی تازه، این درگیری احتمالاً گستردهتر از جنگ خرداد خواهد بود؛ چرا که اهداف اسرائیل دیگر صرفاً به چند سایت هستهای محدود نمیشود و حمله به تاسیسات عمیقتر ممکن است به دخالت مستقیم آمریکا و گسترش دامنه جنگ بینجامد. از سوی دیگر، بهنوشته این نشریه، تهران نیز ممکن است به دنبال کشدار شدن جنگ باشد تا از یک شکست سریع و تضعیف بیشتر رژیم جلوگیری کند.
در جمعبندی، فارینپالیسی مینویسد هرچند آینده خاورمیانه همواره با عدم قطعیت همراه است و عواملی چون اعتراضهای داخلی ایران، خستگی جنگی در اسرائیل، تصمیمهای ترامپ یا منافع چین میتوانند معادله را تغییر دهند، اما در شرایط فعلی نشانهها حاکی از آن است که تنشزدایی میان ایران و اسرائیل دوام نخواهد داشت و فروپاشی آن میتواند به دوری بزرگتر و پرهزینهتر از درگیری منجر شود.
گزارش موسسه علوم و امنیت بینالمللی نشان میدهد ساخت یک «پوسته ضخیم بتنی» عظیم پیرامون تاسیسات طالقان ۲ در مجموعه نظامی پارچین به مرحلهای رسیده که این سایت عملا از دید خارج شده است.
بر اساس گزارش جمعه سوم بهمن منتشرشده موسسه علوم و امنیت بینالمللی، تصاویر ماهوارهای جدید نشان میدهد روند ساخت پوسته بتنی پیرامون تاسیسات تازهساز طالقان ۲ طی یک ماه گذشته بهگونهای پیش رفته که ساختمان تاسیسات اکنون غیرقابل شناسایی است.
بنابر این گزارش، این سطح از استحکام و پوشش، نشاندهنده اهمیت راهبردی این تاسیسات برای جمهوری اسلامی است.
تاسیسات طالقان ۲ در مجموعه نظامی پارچین و در ۳۰ کیلومتری جنوبشرق تهران قرار دارد.
این گزارش در حالی منتشر میشود که رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، ۳۰ دی نسبت به نامشخص بودن وضعیت حدود ۴۰۰ کیلوگرم ذخایر اورانیوم با خلوص ۶۰ درصد جمهوری اسلامی و بنبست در روند بازرسی از تاسیسات هستهای بمبارانشده هشدار داد و تاکید کرد این وضعیت نمیتواند برای همیشه ادامه یابد.
او گفت جمهوری اسلامی بهعنوان یکی از طرفهای پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای موظف به پایبندی به تعهدات خود است.
پوشاندن ساختمان اصلی و دهانههای ورودی با بتن
در بهروزرسانی پیشین تصاویر ماهوارهای که اوایل ژانویه ۲۰۲۶ منتشر شده بود، مشخص شد که تا ۲۵ دسامبر ۲۰۲۵، ساختمان اصلی طالقان ۲ با سقف فلزی قوسیشکل، که یک محفظه استوانهای شبیه به اتاق آزمایش مواد منفجره قوی را در خود جای داده، در حال پوشانده شدن با بتن است.
تصویر ماهوارهای ۲۵ دسامبر ۲۰۲۵ – آغاز پوشش بتنی
تکمیل سارکوفاژ بتنی و ساخت سازه جدید ورودی
بر اساس تصاویر جدید، تا اواسط ژانویه ۲۰۲۶ بخش عمدهای از این تاسیسات، شامل ساختمان اصلی و دو دهانه ورودی مجاور آن، بهطور کامل با بتن پوشانده شده است.
همچنین یک ساختمان یا سازه جدید در حال احداث است که در امتداد عرض منطقه ورودی قرار دارد و میتواند بهعنوان یک ویژگی دفاعی غیرفعال عمل کند.
این سازه احتمالا دسترسی سرپوشیده به دهانههای ورودی و فضای محافظتشده برای تاسیسات زیربنایی و کارکردهای پشتیبانی را فراهم میکند.
تصویر ماهوارهای ۱۷ ژانویه ۲۰۲۶ – بتنریزی گسترده
دیوار امنیتی، کارخانه بتن و آمادهسازی برای دفن کامل
کل محدوده پیرامون تاسیسات طالقان ۲ با یک دیوار امنیتی مرتفع محصور شده است. در داخل این محدوده، یک کارخانه تولید بتن برای تامین مصالح پروژه فعال است که اکنون خود بهطور جداگانه دیوارکشی شده است.
در تپههای مشرف به این مجموعه، حجم زیادی از تودههای خاک انباشته شده که بر اساس گزارش موسسه علوم و امنیت بینالمللی، احتمالا برای دفن کامل تاسیسات پس از تکمیل پوسته بتنی مورد استفاده قرار خواهد گرفت. این ترکیب بتنی و خاکی، مقاومت تاسیسات را در برابر حملات هوایی احتمالی افزایش میدهد و پس از دفن، تنها یک یا دو دهانه ورودی از این مجموعه قابل مشاهده خواهد بود.
دیوار امنیتی، کامیونهای بتن و تودههای خاک
نمای زیر پوسته بتنی و محل سازههای قوسیشکل
یک تصویر تطبیقی در این گزارش نشان میدهد محل سازههای دارای سقف قوسیشکل که در تصویر سمت چپ مربوط به ۲۴ نوامبر ۲۰۲۵ قابل مشاهده است، در تصویر سمت راست مربوط به ۱۷ ژانویه ۲۰۲۶ در زیر لایه بتنی قرار گرفته و تاسیسات اصلی اکنون بهطور کامل در زیر پوسته بتنی پنهان شده است.
تصویر تطبیقی پیش و پس از پوشش بتنی
تقویت دفاع هوایی پارچین پس از «جنگ ۱۲روزه»
گزارش موسسه علوم و امنیت بینالمللی همچنین به ارتقای دفاع فعال در اطراف سایت پارچین اشاره میکند. بر اساس این گزارش، جمهوری اسلامی در ژوئیه ۲۰۲۵ یک موضع توپخانه ضدهوایی را فعال کرده که دستکم از سال ۲۰۱۷ غیرفعال بوده است. دو موضع ضدهوایی فعال جدید نیز به مجموعه اضافه شده است. یکی از این مواضع در ژوئیه و دیگری در اوت ۲۰۲۵ ساخته شدهاند.
به نظر میرسد سامانههای نصبشده از نوع توپخانه ضدهوایی باشند.
مواضع توپخانه ضدهوایی
در جریان جنگ ۱۲ روزه جمهوری اسلامی و اسرائیل، ایالات متحده سه سایت هستهای ایران در فردو، نطنز و اصفهان مورد حمله موشکی قرار داد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در سخنرانی پس از این حملات، آن را «موفقیتی خارقالعاده» خواند و گفت: «جمهوری اسلامی، قلدر خاورمیانه، اکنون باید صلح را بپذیرد. اگر نپذیرد، حملات بعدی بسیار گستردهتر و آسانتر خواهند بود.»
از آن زمان، جمهوری اسلامی این سه سایت را از دسترس بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی خارج کرده است.
موسسه علوم و امنیت بینالمللی تاکید میکند تاسیسات طالقان ۲ در محلی ساخته شده که پیشینه فعالیتهای حساس هستهای دارد. به گفته این موسسه، در سایت نظامی پارچین تا دستکم سال ۲۰۰۴ و در چارچوب «طرح آماد»، فعالیتهایی مرتبط با توسعه اجزای سلاح هستهای انجام میشد.
این فعالیتها شامل کار روی آغازگر نوترونی، آزمایشهای مرتبط با انفجار همزمان چندنقطهای و ساخت یک تاسیسات عمیق مدفون برای تولید هسته اورانیوم با درجه تسلیحاتی بود.
این موسسه همچنین هشدار داد اگرچه تنها بر اساس تصاویر ماهوارهای نمیتوان هدف نهایی تاسیسات جدید طالقان ۲ را مشخص کرد، اما ابعاد ساختوساز و سطح بالای حفاظت و استحکام آن نشاندهنده اهمیت راهبردی این پروژه برای جمهوری اسلامی ایران است.
وزارت خزانهداری ایالات متحده اعلام کرد که این کشور ۹ کشتی و شرکتهای مربوط به آنها را به دلیل صادرات صدها میلیون دلار نفت و محصولات نفتی ایران به بازارهای خارجی تحریم کرده است.
بر اساس بیانیه دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری ایالات متحده که جمعه سوم بهمن منتشر شد، علاوه بر ۹ شناور، هشت شرکت به فهرست تحریمهای آمریکا افزوده شدند.
شرکت مدیریت کشتی آیت در هند و شرکت کشتیرانی بنویل، ثبت شده در لیبریا از جمله اشخاص حقوقی هستند که به فهرست تحریمشدگان اضافه شدهاند.
همچنین شرکت نفت و گاز سنگ سیاه ثبت شده در عمان، شرکت خدمات گالران ثبت شده در سیشل، شرکت حمل و نقل هورایزون هاروست ثبت شده در دبی، شرکت حمل و نقل لانگویتی لیمیتد، شرکت اودیسه مارین و شرکت ترید بریج گلوبال ثبت شده در جزایر مارشال در این فهرست قرار گرفتهاند.
دفتر کنترل داراییهای خارجی همچنین اشاره کرد که ۹ کشتی و نفتکش با پرچمهای پالائو، پاناما، و کومور را نیز در فهرست تحریمشدگان قرار داده است.
در بیانیه وزارت خزانهداری آمریکا آمده که درآمد حاصل از صادرات نفت از سوی این کشتیهای تحریم شده، «که بهحق متعلق به مردم ایران است، به جای تامین خدمات اقتصادی پایهای که مردم شجاع ایران خواهان آن بودهاند، صرف تامین مالی گروههای نیابتی تروریستی منطقهای، برنامههای تسلیحاتی و خدمات امنیتی رژیم» شده است.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا در این بیانیه گفت: «رژیم ایران درگیر یک فرایند خودسوزی اقتصادی است؛ فرایندی که با کمپین فشار حداکثری رییسجمهوری ترامپ تسریع شده است. تصمیم تهران برای حمایت از تروریستها به جای مردم خود، باعث سقوط ارزش پول ملی و وضعیت زندگی در ایران شده است».
او افزود: «تحریمهای امروز بخش حیاتیای از روشهای درآمدزایی ایران را هدف گرفته است که برای سرکوب مردم خود استفاده میشود. همانطور که قبلا اعلام شد، وزارت خزانهداری به دنبال ردیابی دهها میلیون دلاری است که رژیم سرقت کرده و تلاش میکند به بانکهای خارج از ایران منتقل کند.»
۲۷ آذر نیز وزارت خزانهداری آمریکا ۲۹ شناور و همچنین شرکتهایی که مدیریت این نفتکشها را بر عهده دارند، تحریم و اعلام کرد که این کشتیها، با دور زدن تحریمها علیه جمهوری اسلامی، نفت و محصولات نفتی ایران را صادر میکنند.
با آغاز دور دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ، کارزار تازهای از سیاست «فشار حداکثری» آمریکا علیه جمهوری اسلامی به راه افتاد.
به عنوان نمونه، در صد روز نخست، دولت ترامپ در مجموع ۱۷ دور تحریم مرتبط با جمهوری اسلامی اعمال کرد که طی آن ۴۰ شخص، ۱۱۷ شرکت و نهاد و ۷۷ نفتکش هدف قرار گرفتند.
۷ آذر، لویدز لیست، نشریه بریتانیایی فعال در حوزه کشتیرانی و تجارت دریایی، گزارش داد که جمهوری اسلامی و ونزوئلا بزرگترین استفادهکنندگان نفتکشهای ناوگان سایه هستند.
هر دو این کشورها تحت تحریمهای بینالمللی گسترده از جمله تحریمهای اقتصادی و نفتی آمریکا قرار دارند و اخیرا آمریکا فشارها علیه انتقال نفت ونزوئلا را نیز تشدید کرده است.
ایالات متحده در ۱۹ آذر نفتکشی به نام «اسکیپر» را در سواحل ونزوئلا توقیف کرد که نفت خام این کشور آمریکای جنوبی را حمل میکرد.
ناوگان سایه به شبکهای از نفتکشها، شرکتهای پوششی و عملیات لجستیکی مخفی گفته میشود که کشورهایی مثل ایران برای دور زدن تحریمهای بینالمللی علیه صادرات نفتشان، از آن استفاده میکنند.
به نوشته لویدز لیست، ناوگان سایه شامل هزار و ۴۲۳ نفتکش با مجموع ۱۵۲.۲ میلیون تن ظرفیت است که ۶۵ درصد این کشتیها تحت تحریمهای آمریکا، بریتانیا یا اتحادیه اروپا قرار دارند.