جمهوری اسلامی سامان فتاحی، تکواندوکار، را به قتل رساند

براساس گزارش رسانههای حقوق بشری، سامان فتاحی، تکواندوکار روز پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در جریان انقلاب ملی ایرانیان با شلیک مستقیم نیروهای سرکوب در محله صابونی کرمانشاه با گلوله جنگی به سرش، کشته شد.

براساس گزارش رسانههای حقوق بشری، سامان فتاحی، تکواندوکار روز پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در جریان انقلاب ملی ایرانیان با شلیک مستقیم نیروهای سرکوب در محله صابونی کرمانشاه با گلوله جنگی به سرش، کشته شد.
او یکی دیگر از پیروان آیین یارسان است که در هفتههای گذشته به دست نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی و در جریان انقلاب ملی ایرانیان کشته شده است.
گفته شده خانواده جاویدنام سامان فتاحی پس از پرداخت ۷۰۰ میلیون تومان به نهادهای امنیتی، پیکر او را تحویل گرفته و روز یکشنبه ۲۱ دیماه ۱۴۰۴ در گورستان «رقه سراب تیران» کوزران به خاک سپردهاند.

مولوی عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان، در سخنرانی خود در مراسم نمازجمعه این شهر اعلام کرد که آمار بالای کشتههای اعتراضات اخیر، مردم ایران و جهانیان را «حیرتزده و مبهوت» کرد.
عبدالحمید اسماعیلزهی جمعه سوم بهمن در این سخنرانی گفت: «کشتن و زدن مردم چیزی است که در تمام دنیا از آن اجتناب میکنند. متاسفانه در کشور ما در حوادث سالهای ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ نیز تلفات و کشتههایی داشتیم، اما در حادثه دیماه ۱۴۰۴ هزاران انسان اعم از زن و مرد و کودک و نوجوان، کشته شدند که این غیرقابل تصور بود و مردم ایران و تمام جهانیان را حیرتزده و مبهوت کرد.»
او افزود: «کسانی که در خیزش اخیر کشته شدند مردم ایران هستند، خارجی نیستند و وابسته به خارج هم نیستند. ممکن است خارجیها برای منافع خودشان از اینها حمایت کنند، اما واقعیت این است که اینها مردم ایران بودند که سالهاست با مشکلات مواجهاند و اعتراض میکنند.»
امامجمعه زاهدان خطاب به مقامات جمهوری اسلامی هشدار داد که «هیچ دولتی در دنیا نباید با مردمش با خشونت برخورد کند و آنها را بکشد، بلکه شنیدن حرف مردم و رسیدگی به خواستهها و حل مشکلاتشان وظیفه دولتهاست.»
درخواست برای رفع قطعی اینترنت و آزادی بازداشتشدگان
مولوی عبدالحمید ضمن درخواست برای «آزادی بازداشتیها و زندانیان سیاسی» تاکید کرد: «دو هفته است که اینترنت کشور قطع است و این قطعی اینترنت به تجارت و کسبوکارهای عموم مردم ضربه بسیار سنگینی زده است.»
او به نقل از کارشناسان افزود که این قطعی اینترنت «روزانه بیش از سه هزار میلیارد تومان» به اقتصاد و کسبوکار مردم ضرر وارد کرده است.
نتبلاکس نوشت که از صبح جمعه دسترسی بیشتری از ایران به ویپیانها رخ داده اما بهشدت فیلترینگ وجود دارد و اتصال به اینترنت بینالمللی همچنان پایین است.
نتبلاکس نوشت که این وضعیت نشان از شکل جدید فیلترینگ یا «فیلترنت پلاس» است.
تهدید امامان جمعه علیه آمریکا
اما همزمان، دیگر امامان جمعه در سراسر کشور همسو با جمهوری اسلامی علیه معترضان سخنرانی کردند و به ویژه به آمریکا در مورد کشتن یا ربودن خامنهای هشدار دادند.
در تهران، محمد جواد حاجعلیاکبری، امام جمعه موقت این شهر گفت: «هرگونه تعرض به رهبر، با پاسخ قاطع مواجه خواهد شد.»
او آمریکا را تهدید کرد که «تمام منافع وپایگاههای دشمنان در منطقه تحت پوشش توان دفاعی» جمهوری اسلامی قرار دارد.
محمد سعیدی، نماینده خامنهای در استان قم نیز هشدار داد: «اگر دشمن به ایران حمله کند، کل منطقه را درگیر خواهیم کرد.»
او همچنین گفت: «طراحی آمریکا برای حذف رهبری، الگویی نظیر ونزوئلا بود ولی جمهوری اسلامی از طریق پیامهای مختلف هشدار داد که هرگونه تجاوزی را با درگیر کردن کل منطقه پاسخ خواهد داد.»
پیشتر دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، خواستار پایان دادن به حکومت علی خامنهای، دیکتاتور تهران، شد و به نشریه پولیتیکو اعلام کرد: «زمان آن رسیده که بهدنبال رهبری جدید در ایران باشیم».

مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، در نشست اضطراری شورای حقوق بشر این سازمان با هشدار نسبت به ابعاد گسترده خشونت، بازداشتها و قطع اینترنت، خواستار اقدام فوری جامعه جهانی برای حمایت از معترضان و پاسخگو کردن مقامهای جمهوری اسلامی شد.
مای ساتو، جمعه سوم بهمن در نشست اضطراری شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو گفت اعتراضات سراسری از هفتم دی و در پی «مشکلات شدید اقتصادی» آغاز شد و به جنبشی فراگیر در سراسر ایران تبدیل شد؛ جنبشی که مردان و زنان از گروههای قومی و مذهبی مختلف در آن خواهان «تغییر سیاسی» شدند.
ساتو با تاکید بر حق اعتراض مسالمتآمیز گفت تفاوت حکومت دموکراتیک و اقتدارگرا در این است که مردم بتوانند «بهصورت مسالمتآمیز خواستار تغییر شوند» و مقامها به جای سرکوب، به این مطالبات پاسخ دهند.
او افزود وضعیت از ۱۸ دی «بهطور چشمگیری وخیمتر شد»؛ زمانی که مقامهای جمهوری اسلامی «قطع تقریبا کامل ارتباطات مخابراتی» را اجرا کردند.
به گفته ساتو، این اقدام مانع از مشاهده و مستندسازی نقض حقوق بشر در سطح بینالمللی شده و همزمان «هماهنگی اعتراضات مسالمتآمیز» را مختل کرده است. او گفت این قطع ارتباطات «رنج عمیقی» برای خانوادههایی ایجاد کرده که در داخل و خارج ایران قادر به اطمینان از سلامت عزیزانشان نیستند.
ابهام در آمار قربانیان و فشار بر خانوادهها
گزارشگر ویژه سازمان ملل گفت به دلیل قطع اینترنت، آمار کشتهشدگان همچنان محل مناقشه است و این وضعیت به حکومت امکان داده جریان اطلاعات را کنترل کند. او افزود مقامها از بیش از ۳ هزار کشته، از جمله نیروهای امنیتی، خبر دادهاند، اما برخی برآوردهای جامعه مدنی شمار جانباختگان را «تا دهها هزار نفر» اعلام میکند؛ ارقامی که به گفته او «قابل راستیآزمایی نیستند.»
ساتو،پیشتر با استناد به گزارشهای دریافتی از پزشکان داخل ایران گفت که رقم جانباختگان میتواند «حداقل ۲۰ هزار نفر» باشد.
ساتو تاکید کرد این اختلاف چشمگیر نشان میدهد قطع اینترنت چگونه «ابعاد واقعی آنچه رخ داده را پنهان کرده است».
او گفت گزارشهایی دریافت کرده که بر اساس آن، برخی خانوادهها تحت فشار قرار گرفتهاند تا بستگان جانباخته خود را «بهدروغ عضو بسیج معرفی کنند» یا برای تحویل پیکرها مجبور به پرداخت پول شدهاند؛ اقداماتی که به گفته او «اندوه را با اخاذی» ترکیب میکند.
استفاده از نیروی مرگبار و بازداشتهای گسترده
ساتو با اشاره به روایت رسمی جمهوری اسلامی گفت برچسبزدن به معترضان بهعنوان «تروریست»، «آشوبگر» یا «مزدور» همان الگویی است که در اعتراضات ۱۴۰۱ نیز به کار گرفته شد و هدف آن «توجیه سرکوب خشن» است. او افزود رهبر جمهوری اسلامی و رییس دولت خواستار برخورد شدید شدهاند و رییس قوه قضاییه نیز بر «پیگردهای سریع بدون ارفاق» تاکید کرده است.
او گفت استفاده از نیروی مرگبار تنها زمانی مجاز است که آخرین راه برای حفاظت از جان باشد، اما ویدیوهای متعددی دریافت کردهام که «استفاده از نیروی مرگبار علیه معترضان غیرمسلح» را نشان میدهد؛ اقدامی که به گفته او با اصول قانونی «ضرورت و تناسب» همخوانی ندارد.
گزارشگر ویژه سازمان ملل همچنین از بازداشت «دهها هزار نفر»، از جمله دانشآموزان، بدون دسترسی به وکیل یا تماس با خانواده خبر داد و گفت گزارشهایی دریافت شده که نشان میدهد برخی بازداشتشدگان برای انجام «اعترافات اجباری تلویزیونی» تحت فشار قرار گرفتهاند.
درخواست اقدام فوری جامعه جهانی
ساتو با اشاره به محدود شدن فضای مدنی، از تعطیلی رسانهها و ارعاب وکلا، روزنامهنگاران و کنشگران خبر داد و هشدار داد که سرکوب ممکن است به «آزار اقتصادی» نیز گسترش یابد؛ از جمله با طرحهایی برای مصادره اموال چهرههای سرشناس و صاحبان کسبوکار که از اعتراضات حمایت کردهاند.
او تاکید کرد آنچه امروز در ایران جریان دارد، «از نظر شدت و گستره، از خشنترین نمونههای سرکوب در تاریخ اخیر کشور» است و از جامعه جهانی خواست برای حمایت از مردم ایران و تضمین پاسخگویی، اقدام فوری انجام دهد.
ساتو در پایان گفت در هماهنگی با دفتر کمیسر عالی حقوق بشر و هیات حقیقتیاب، به پایش وضعیت ادامه میدهد و بار دیگر خواستار انجام سفر رسمی به ایران شد.

عفو بینالملل اعلام کرد که بازداشتهای خودسرانه گسترده، ناپدیدسازیهای قهری، ممنوعیت برگزاری تجمعات و حملات برای خاموشکردن صدای خانوادههای قربانیان، نشانههای یک سرکوب شدیدا نظامی است که مقامات جمهوری اسلامی برای پنهان کردن کشتار معترضان اعمال کردهاند.
سازمان عفو بینالملل جمعه سوم بهمن، همزمان با نشست ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل درباره سرکوب اعتراضات ایران، در بیانیهای نوشت که از زمان ۱۸ و ۱۹ دی که مقامات جمهوری اسلامی «برای درهمشکستن خیزش مردمیِ خواهان پایاندادن به حاکمیت سرکوبگرشان، در مقیاسی بیسابقه دست به کشتارهای گسترده و غیرقانونی زدند، آنان یک سرکوب هماهنگ و نظامی را برای جلوگیری از تداوم اعتراضات و پنهانسازی جنایات خود به راه انداختهاند».
این سازمان افزود که سرکوب سراسری شامل تداوم قطع کامل اینترنت، استقرار گشتهای امنیتیِ بهشدت مسلح، اعمال منع رفتوآمد شبانه و جلوگیری از هرگونه تجمع بوده است.
همچنین به نوشته عفو بینالملل، نیروهای امنیتی هزاران معترض و دگراندیش را بازداشت کرده و بازداشتشدگان را تحت ناپدیدسازی قهری، شکنجه و سایر بدرفتاریها، از جمله «خشونت جنسی» قرار دادهاند و علاوه بر این، مقامات جمهوری اسلامی بهطور بیوقفه و بیرحمانه خانوادههای داغدارِ معترضان کشتهشده را آزار و ارعاب کردهاند.
دایانا الطحاوی، معاون مدیر منطقهای خاورمیانه و شمال آفریقای عفو بینالملل، در این بیانیه گفت: «در حالی که مردم ایران هنوز از غم و شوک کشتارهای بیسابقه در جریان پراکندهسازی اعتراضات رنج میبرند، مقامات ایرانی با حملهای هماهنگ به حق حیات، کرامت و آزادیهای بنیادین مردم ایران، در تلاشی مجرمانه میکوشند جامعه را با ارعاب به سکوت وادارند. از طریق قطع مداوم اینترنت، مقامات عمدا بیش از ۹۰ میلیون نفر را از جهان خارج منزوی کردهاند تا جنایات خود را پنهان کنند و از پاسخگویی بگریزند.»
او افزود: «جامعه بینالمللی نباید اجازه دهد فصل دیگری از جنایات گسترده در ایران بدون پیامد دفن شود. اقدام فوری بینالمللی، از جمله گامهایی در مسیر پاسخگویی از طریق سازوکارهای مستقل عدالت بینالمللی، مدتهاست که برای شکستن چرخه خونریزی و مصونیت از مجازات ضروری است.»
درخواست فوری برای دسترسی به اینترنت
عفو بینالملل همچنین از مقامات جمهوری اسلامی خواست فورا دسترسی به اینترنت را برقرار کنند، همه بازداشتشدگان خودسرانه را آزاد کنند، سرنوشت و محل نگهداری همه افرادِ ناپدیدشده قهری را اعلام کنند، از همه بازداشتشدگان در برابر شکنجه و سایر بدرفتاریها حفاظت کنند، دسترسی بازداشتشدگان به وکلا، خانوادهها و هرگونه مراقبت پزشکی موردنیاز را تضمین کنند و همچنین به ارعاب و آزار خانوادههای قربانیان پایان دهند.
حکومت ایران از ۱۸ دی دسترسی به اینترنت را کاملا مسدود کرد که به نوشته عفو بینالملل «مستندسازی دقیق نقضهای حقوق بشر را بهشدت مختل کرده» است و افزون بر این، شواهد حیاتی، از جمله ویدئوها و عکسهای ثبتشده با تلفنهای همراه افراد کشتهشده یا بازداشتشده مصادره شده است.
بازداشت دهها هزار نفر
بر اساس تحقیقات عفو بینالملل، دهها هزار نفر، از جمله کودکان، بهطور خودسرانه بازداشت شدهاند و این بازداشتها در قالب «یورشهای شبانه به منازل، در ایستهای بازرسی، در محلهای کار و حتی در بیمارستانها» صورت گرفته است.
این سازمان نوشت که در میان بازداشتشدگان، علاوه بر معترضان، دانشجویان دانشگاهها و دانشآموزان مدارس، مدافعان حقوق بشر، وکلا، روزنامهنگاران و اعضای اقلیتهای قومی و مذهبی نیز دیده میشوند.
عفو بینالملل تاکید کرد که گزارشهای نگرانکنندهای دریافت کرده، مبنی بر این که نیروهای امنیتی معترضان در حال درمان در بیمارستانها را بازداشت کردهاند.
یک مدافع حقوق بشر در ایران به عفو بینالملل گفت نیروهای امنیتی در استان اصفهان به کادر درمانی دستور دادهاند بیماران دارای جراحات ناشی از اصابت گلوله و ساچمههای فلزی را به آنان گزارش دهند.
دو منبع مطلع نیز به این سازمان گفتند نیروهای امنیتی در استانهای اصفهان و چهارمحال و بختیاری، معترضان مجروح را از جمله کسانی که به مراقبتهای حیاتی نیاز داشتند، از بیمارستانها بازداشت کردهاند.
عفو بینالملل هشدار داد که با توجه به الگوهای مستندِ شکنجه و بدرفتاری در سرکوبهای پیشین، نگرانیهای جدی وجود دارد که نیروهای امنیتی مراقبت پزشکی کافی را از معترضان مجروحی که از بیمارستانها خارج شدهاند، دریغ کنند و خطر مرگ بازداشتشدگان در زمان بازداشت افزایش یابد.
اعترافات اجباری
عفو بینالملل همچنین نوشت که گزارشهایی دریافت کرده مبنی بر وادار کردن بازداشتشدگانی که از دسترسی به وکیل محرومند، به امضا کردن نوشتههایی که اجازه خواندنشان را نداشتهاند و همچنین «اعترافات اجباری» به جرایمی که مرتکب نشدهاند.
در روزهای اخیر، رسانههای جمهوری اسلامی دهها ویدئوی تبلیغاتی پخش کردهاند که بازداشتشدگان در آنها به اعمال مسالمتآمیز مانند ارسال تصاویر اعتراضات به رسانههای خارج از ایران و نیز به اعمال خشونتآمیز مانند تخریب و آتشسوزی «اعتراف» میکنند.
پیشتر سازمانهای مختلف از جمله عفو بینالملل بارها هشدار داده بودند که جمهوری اسلامی از پخش «اعترافات» اجباری تحت شکنجه برای شکلدادن به افکار عمومی و هموارکردن مسیر صدور احکام سنگین، از جمله اعدام، استفاده میکند.
عفو بینالملل افزود که اظهارات مقامهای ارشد جمهوری اسلامی که معترضان را «تروریست» و «مجرم» مینامند، بر نگرانیها درباره بازداشتهای بیشتر و برگزاری «محاکمات نمایشیِ شتابزده و بهشدت ناعادلانه» که به اعدامهای خودسرانه میانجامد، افزوده است.
ارعاب خانوادههای قربانیان
در بخش دیگری از بیانیه عفو بینالملل به ارعاب و تحت اجبار قرار دادن خانوادههای کشتهشدگان یا بازداشتشدگان اشاره شده و آمده است: «مقامات جمهوری اسلامی خانوادهها را تحت فشار گذاشتهاند تا مراسم خاکسپاری را در نیمهشب و در حضور نیروهای امنیتی برگزار کنند.»
همچنین بر اساس اطلاعات عفو بینالملل، پس از کشتارهای ۱۸ و ۱۹ دی، به بسیاری از بستگان گفته شده که جسد عزیزانشان تنها در صورتی تحویل داده میشود که مبالغ گزافی بپردازند، تعهدنامه امضا کنند یا بیانیههای عمومی منتشر کنند که بهطور کذب اعلام کند متوفیان عضو بسیج بودهاند، نه معترض، و مرگشان را به «تروریستها» نسبت دهند.
عفو بینالملل دریافته که بسیاری از خانوادهها همچنان در جستوجوی عزیزان ناپدیدشده خود هستند، زیرا مقامات همچنان از ارائه هرگونه اطلاعات درباره کشتهشدن یا بازداشت آنان خودداری میکنند.
سرکوب شدیدا نظامی
از زمان کشتار معترضان تاکنون، به نوشته عفو بینالملل مقامات تدابیر کنترل نظامیگونه گستردهای را در سراسر کشور اعمال کردهاند؛ به گونهای که یگانهای بهشدت مسلح نیروهای امنیتی بهطور سراسری مستقر شده و شبکههای متراکم ایستهای بازرسی و گشتهای مسلح را در شهرها و جادههای بینشهری برپا کردهاند.
این سازمان نوشت: «نیروهای امنیتی بهطور معمول خودروهای مردم را خودسرانه متوقف میکنند و بازرسی خودرو و تلفنهای همراه انجام میدهند. همچنین مقامات آزادی رفتوآمد را محدود کرده و منع رفتوآمد شبانه اعمال کردهاند.»
عفو بینالملل بر اساس بررسی ویدئوها، افزود نیروهای امنیتی برای ایجاد فضای ارعاب، ساکنان را تمسخر و تهدید میکنند و به عنوان نمونه، نیروهای امنیتی مسلح با چهرههای پوشیده در محلههای مسکونی با وانتهای مجهز به تیربارهای سنگین گشت میزنند و مکررا به ساکنان دستور میدهند «داخل بروید» و همزمان شعارهایی در ستایش رهبر جمهوری اسلامی سر میدهند.

روایت پیش رو، شهادت یک معترضِ مجروح از رخدادهای ۱۸ دی در مشهد است؛ روایتی از محاصره معترضان در تاریکی، شلیک بیامان به سمت جمعیت، کشتار مردم و صحنههای دلخراش شهروندان آسیبدیدهای که سعی میکردند به همدیگر کمک کنند.
شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه، درهای صداوسیما را با زنجیرهای ضخیم قفل کرده بودند و داخل ساختمان هم پر از مامور بود.
از همانجا به سمت مردم گاز اشکآور و تیر جنگی شلیک میکردند و چند نفر هم که تلاش کردند از درهای صداوسیما بالا بروند، با تیر جنگی هدف قرار گرفتند و کشته شدند.
شلیک گاز اشکآور قطع نمیشد. طوری که فقط گاز اشکآور تنفس میکردیم. دود سیگار دیگر تاثیری نداشت. ما در بلوار تلویزیون بودیم. تمام چراغهای بلوار قطع شده بود. شلیک پیاپی فلش بنگ هم آغاز شد. صدای هولناکی داشت. دید را مختل میکرد. اما جمعیت متفرق نمیشد.
مامورها احتمالا از سمت آزادی یا باغ ملکآباد با موتور دور زده بودند و از پشت ما را قیچی کردند. تعدادشان نسبت به جمعیت زیاد نبود. لباسهای گارد ویژه داشتند و مسلح بودند. جمعیت بیشتر سمت چپ بلوار بود. سمت راست با خودروها بند آمده بود. مامورها از سمت راست آمدند و بین خودروها پناه گرفتند.
در تاریکی شلیک گلولهها شروع شد. هیچچیز نمیدیدیم. صدای گلوله کرکننده بود. جمعیت خیلی فشرده بود؛ نه راه پس داشتیم و نه راه پیش. خیلیها روی هم افتادند و همدیگر را گم کردیم. با هر صدای تیر، سعی میکردم نیمخیز بشوم. اطرافم هم چند نفر تیر خوردند.
ساچمه به کاپشنم خورد. اول پشت یک درخت و بعد پشت پرچین پناه گرفتم. چند نفر توی پرچینها زمین خوردند. یکیشان را به زحمت بلند کردم؛ حدس میزنم تیر خورده بود، اما توی جمعیت گمش کردم. نیمخیز و چسبیده به هم حرکت میکردیم.
یک دفعه احساس کردم هر دو پایم آتش گرفت و زمین خوردم. تیر خورده بودم. در تاریکی نگران خونریزی پایم بودم، اما چیزی نمیدیدم. نمیدانستم وضعم چقدر بد است. بدنم میلرزید. روی زمین منتظر بودم برای تیرِ خلاص، بالای سرم بیایند. نمیدانم چقدر روی زمین بودم؛ شاید فقط چند ثانیه یا چند دقیقه، اما کند میگذشت.
بعد نشستم. اطرافم خیلیها روی زمین افتاده بودند. یک نفر به زانویش تیر خورده بود و روی یک خانم مسن افتاده بود. دنبال چیزی میگشتیم جلوی خونریزی را بگیریم. با بندِ کفش، بالای زانوی او را بستیم. خون زیادی از او رفته بود و بیحال بود. دو نفر هم زیر بغلش را گرفتند و کشانکشان بردند.
در جریان تیراندازیها، زنی که همراه همسرش بود هدف گلوله قرار گرفت و در حالی که شلیکها همچنان ادامه داشت، معترضان در حال عقبنشینی و فرار تلاش میکردند به یکدیگر و به زخمیها کمک کنند.
مردی با موی جوگندمی که از تقیآباد همراهشان بود نیز تیر خورد و روی زمین افتاد. یکی از حاضران پیشنهاد کرد او را با موتور منتقل کند اما مرد زخمی گفت قادر نیست روی موتور بنشیند.
در همین حین رانندهای دیدم که زخمیها را سوار خودرو میکرد، اما تا خودم را به آن خودرو رساندم، ماشین پر شد و محل را ترک کرد.
یک دختر ۱۴ یا ۱۵ سالهای نیز بر اثر اصابت گلوله به انگشت، یک بند انگشتش را از دست داده بود و با درماندگی از رهگذران میخواست به او کمک کنند تا انگشت قطعشدهاش را پیدا کند.
در روزهای گذشته روایتهای بسیاری از شهروندان در نقاط مختلف ایران، از جمله مشهد، به ایراناینترنشنال رسیده که همگی از شلیک مستقیم، سرکوب خشن، کشتار معترضان و زخمی شدن شمار زیادی از شهروندان به دست نیروهای جمهوری اسلامی حکایت دارد.
برای خواندن تحولات جاری مربوط به انقلاب ملی ایرانیان اینجا را کلیک کنید.

بر اساس پیامهای مخاطبان، در هشتگردِ استان البرز، شب نخست اعتراضات در ۱۸ دی شهر عملاً در دست مردم بود و نیروهای سرکوب غافلگیر شدند؛ اما در شب دوم از مشاهدات یک مخاطب سرکوب تشدید شد و بنا بر روایتها حدود ۲۰ نفر کشته یا نابینا شدند.
در کرج، مخاطبان از فضای حکومت نظامی خبر میدهند؛ به گفته شاهدان، پس از ساعت ۱۰ شب تردد ممنوع است و بسیجیها با شاتگان، گاز اشکآور و موتورسیکلت در خیابانها گشت میزنند و گوشی و خودروها را بازرسی میکنند.
در ساوه (ناحیه مقاومت سپاه، خیابان شریعتی)، شب ۱۹ دی یک جنازه در خیابان رها شد و نیروها اجازه جابهجایی ندادند و آن را «درس عبرت» خواندند. به گفته مخاطبان، هر شب آتشنشانی خونها را میشست و در شبهای ۲۰ و ۲۱ دی، پیکرها را در شهرک فجر پخش کردند تا مردم را بترسانند. شلیکها با تیر جنگی بوده و مجروحان از ترس به بیمارستان نمیرفتند.
در تهران، محدوده شاپور، طی ۱۸ و ۱۹ دی جمعیت گستردهای از اقشار مختلف به خیابان آمدند. شب ۱۸ دی خبری از نیروهای سرکوب نبود، اما ۱۹ دی با گاز اشکآور، بمب صوتی (پرتاب از پشتبامها) و افزایش نیروها مواجه شد.





