فارینپالیسی: تنشزدایی میان اسرائیل و ایران پایدار نیست، جنگ بعدی میتواند گستردهتر باشد
نشریه فارینپالیسی در تحلیلی هشدار داده است که تنشزدایی اخیر میان اسرائیل و ایران بیش از آنکه نشانه تغییر راهبردی باشد، یک وقفه تاکتیکی است و در صورت فروپاشی، دور بعدی درگیری میتواند بزرگتر و ویرانگرتر از جنگ ۱۲روزه باشد.
بر اساس تحلیلی که روز سوم بهمن در فارینپالیسی منتشر شده، سیاست سختگیرانه بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در قبال حکومت ایران همچنان محور اصلی محاسبات امنیتی تلآویو است. نویسنده تحلیل میگوید اسرائیل، رژیمی را که آشکارا شعار نابودی این کشور را سر میدهد و سالها از طریق نیروهای نیابتی علیه آن عمل کرده، تهدیدی وجودی تلقی میکند.
فارینپالیسی یادآوری میکند که پس از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس، که با حمایت حکومت ایران انجام شد، اسرائیل و ایران وارد سه دور رویارویی مستقیم شدند که اوج آن جنگ محدود ۱۲روزه در خرداد بود. با وجود توافق نانوشته اخیر برای پرهیز از حمله متقابل و نقشآفرینی کشورهای عربی خلیج فارس در متقاعد کردن دونالد ترامپ برای خودداری از بمباران ایران، این نشریه تاکید دارد که این وضعیت بیشتر یک «مکث موقت» بوده است.
به نوشته فارینپالیسی، اسرائیل دلایل عملیاتی روشنی برای اجتناب از درگیری فوری داشت. در جنگ ۱۲روزه، حملات موشکی ایران دستکم ۳۳ کشته، بیش از ۳۵۰۰ زخمی و حدود ۱.۵ میلیارد دلار خسارت در اسرائیل بر جای گذاشت. هرچند سامانههای پدافندی اسرائیل و آمریکا مانع تلفات گستردهتر شدند، اما گزارشها از کاهش ذخایر رهگیرهای پیشرفته اسرائیل، بهویژه سامانه «آرو»، حکایت داشت. همزمان، حضور نظامی آمریکا در منطقه نیز نسبت به تابستان گذشته کاهش یافته است.
این گزارش همچنین به تهدیدهای همزمان اسرائیل در جبهه شمالی اشاره میکند. با وجود کشته شدن هزاران نیروی حزبالله در عملیات سال ۲۰۲۴ در لبنان، این گروه همچنان دهها هزار نیروی مسلح در اختیار دارد و به گفته مقامهای آمریکایی، حکومت ایران در سال ۲۰۲۵ حدود یک میلیارد دلار به حزبالله کمک مالی کرده است. از نگاه نویسنده، این عوامل باعث شد اسرائیل پیش از درگیری دوباره با ایران، اولویتهای امنیتی دیگری را دنبال کند.
با این حال، فارینپالیسی تاکید میکند که این محاسبه در حال تغییر است. اسرائیل تولید رهگیرهای آرو را سرعت بخشیده، سامانه جدید «آرو ۴» را آزمایش کرده و در جبهه شمالی نیز روند خلع سلاح حزبالله را ناکافی میداند. بهگفته نویسنده، پس از تعیین تکلیف این جبهه، تمرکز اسرائیل بار دیگر به ایران بازخواهد گشت.
در بخشی از این تحلیل آمده است که اگرچه حملات اسرائیل و آمریکا برنامه هستهای ایران را چند سال عقب انداخته، تهران از جاهطلبیهای هستهای خود دست نکشیده است. فارینپالیسی به گزارشهایی اشاره میکند که از موافقت ضمنی رهبر جمهوری اسلامی با توسعه کلاهکهای هستهای کوچکشده خبر میدهند و همچنین به وجود سایتهای هستهای جدید و عمیقتر زیرزمینی اشاره دارند که هدفگیری آنها دشوارتر است.
این نشریه همچنین از تقویت دیگر توانمندیهای نظامی ایران مینویسد؛ از جمله کمکهای ادعایی چین به برنامه موشکی ایران، همکاریهای هستهای و فضایی روسیه با تهران، و گزارشهای تاییدنشده درباره فعالیتهای شیمیایی و بیولوژیک. بهنوشته فارینپالیسی، اسرائیل بعید است اجازه دهد این بازسازی نظامی بدون پاسخ بماند، بهویژه در فضایی که پس از ۷ اکتبر، «پیشدستی» بر «بازدارندگی» در دکترین امنیتی اسرائیل غلبه یافته است.
در ادامه گزارش آمده است که ملاحظات سیاسی داخلی نیز بر تصمیمگیریها سایه انداختهاند. سال ۲۰۲۶ سال انتخابات در اسرائیل است و نتانیاهو امنیت—بهویژه در برابر ایران—را به محور بقای سیاسی خود تبدیل کرده است. حتی در صورت تغییر دولت، به باور نویسنده، بعید است سیاست اسرائیل در قبال ایران بهطور معناداری نرمتر شود.
فارینپالیسی هشدار میدهد که در صورت آغاز جنگی تازه، این درگیری احتمالاً گستردهتر از جنگ خرداد خواهد بود؛ چرا که اهداف اسرائیل دیگر صرفاً به چند سایت هستهای محدود نمیشود و حمله به تاسیسات عمیقتر ممکن است به دخالت مستقیم آمریکا و گسترش دامنه جنگ بینجامد. از سوی دیگر، بهنوشته این نشریه، تهران نیز ممکن است به دنبال کشدار شدن جنگ باشد تا از یک شکست سریع و تضعیف بیشتر رژیم جلوگیری کند.
در جمعبندی، فارینپالیسی مینویسد هرچند آینده خاورمیانه همواره با عدم قطعیت همراه است و عواملی چون اعتراضهای داخلی ایران، خستگی جنگی در اسرائیل، تصمیمهای ترامپ یا منافع چین میتوانند معادله را تغییر دهند، اما در شرایط فعلی نشانهها حاکی از آن است که تنشزدایی میان ایران و اسرائیل دوام نخواهد داشت و فروپاشی آن میتواند به دوری بزرگتر و پرهزینهتر از درگیری منجر شود.