سفیر آمریکا در اسرائیل درباره حمله به ایران گفت: ترامپ به وعدههای خود پایبند خواهد بود

مایک هاکبی، سفیر آمریکا در اسرائیل در واکنش به احتمال حمله به ایران گفت: «همه گزینهها روی میز است و دونالد ترامپ به وعدههای خود پایبند خواهد بود.»

مایک هاکبی، سفیر آمریکا در اسرائیل در واکنش به احتمال حمله به ایران گفت: «همه گزینهها روی میز است و دونالد ترامپ به وعدههای خود پایبند خواهد بود.»

خیزش اخیر در ایران، با وجود گستردگی جغرافیایی، شدت خشونت و سطح نارضایتی عمومی، بار دیگر این پرسش را مطرح کرده که چرا حکومت همچنان پابرجا مانده و به فروپاشی نرسیده است؛ پرسشی که به نوشته فارینپالیسی پاسخ آن را نه در ضعف جامعه معترض، بلکه باید در معماری قدرت در تهران جستوجو کرد.
فارینپالیسی چهارشنبه اول بهمن در تحلیلی نوشت افزایش قیمتها، سقوط ارزش پول ملی، اعتصابهای کارگری و نافرمانی علنی از اقتدار روحانیت، سطحی از ناآرامی ایجاد کرده که در بسیاری از کشورها به بحران سیاسی یا فروپاشی حکومت منجر میشود. با این حال، در ایران، حتی چرخههای مکرر اعتراضهای سراسری نیز تاکنون نتوانستهاند به گسست سیاسی منجر شوند.
به نوشته این نشریه، مساله اصلی این نیست که ایرانیان خواهان تغییر نیستند. سرکوب خونین اخیر که به کشته شدن هزاران معترض انجامید، نشان میدهد حکومت با بحران مشروعیت عمیق روبهرو است.
اما پرسش کلیدی این است که چرا ناآرامیهای پایدار هنوز به شکاف در هسته قدرت نینجامیده است. پاسخ فارینپالیسی به این پرسش روشن است: جمهوری اسلامی از ابتدا بهگونهای طراحی شده که چنین فشارهایی را تاب بیاورد.
بر اساس این تحلیل، جمهوری اسلامی امروز بهعنوان یک حکومت امنیتی-دینی عمل میکند که حول علی خامنهای و خانواده او سازمان یافته است.
قدرت در ساختاری حلقهای و متمرکز شکل گرفته که در آن، بقای سیاسی نه به نهادهای رسمی، بلکه به نزدیکی شخصی به رهبر و بیت او وابسته است.
اقتدار بهشدت شخصیسازی شده و همین امر، امکان شکاف در سطوح بالای قدرت را کاهش داده است.
فارینپالیسی مینویسد خامنهای از زمان رسیدن به رهبری در سال ۱۳۶۸، بهتدریج نظام را به دولتی تبدیل کرده که زور و سرکوب را بر رضایت عمومی ترجیح میدهد.
در این چارچوب، حفظ حکومت نه یک انتخاب سیاسی، بلکه وظیفهای «مقدس» تلقی میشود. همین نگاه، فضای اندکی برای سازش یا عقبنشینی در زمان بحران باقی گذاشته است.
در قلب این ساختار، بیت رهبری قرار دارد؛ نهادی غیرشفاف که بهگفته فارین پالیسی، عملا نقش دولت واقعی را ایفا میکند.
این نهاد طی سه دهه گذشته به یک دولت موازی تبدیل شده که فراتر از قانون اساسی، مجلس و ریاستجمهوری عمل میکند و تصمیمگیریها را در حوزههای نظامی، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی هدایت میکند.
بیت رهبری همچنین کانال اصلی نفوذ خانواده خامنهای، بهویژه پسران او، در ساختار قدرت است.
پیرامون این هسته، شبکهای گسترده از روحانیت همسو با حکومت قرار دارد که مشروعیت دینی نظام را تامین میکند. فارینپالیسی تاکید میکند که در این چارچوب، اطاعت از رهبر بهعنوان تکلیف دینی معرفی میشود و سرکوب معترضان نه یک تصمیم سیاسی، بلکه ضرورتی اخلاقی جلوه داده میشود.
نهادهایی مانند مجلس خبرگان و شورای نگهبان نیز در تثبیت این مشروعیت و مهار مخالفت درون روحانیت نقش دارند.
در لایه بعدی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دستگاه امنیتی قرار دارند که سپر قهری حکومت را تشکیل میدهند.
به نوشته فارینپالیسی، سپاه از یک نیروی نظامی به سازمانی چندوجهی تبدیل شده که با تکیه بر بسیج و شبکههای محلی، ناآرامیها را مهار و خشم اجتماعی را از طریق سرکوب منحل میکند.
وابستگی اقتصادی و سیاسی سپاه به ساختار رهبری، احتمال جدا شدن آن از هسته قدرت را به حداقل رسانده است.
در نهایت، دولت و دیوانسالاری بهعنوان لایه بیرونی این ساختار عمل میکنند. این نهادها امور روزمره را اداره میکنند و نارضایتی عمومی را در خود جذب میکنند، اما نقشی در تصمیمگیریهای کلان ندارند.
فارینپالیسی نتیجه میگیرد که همین معماری قدرت، احتمال تبدیل نارضایتی اجتماعی به شکاف در میان نخبگان را بهشدت کاهش داده است.
بهنوشته این نشریه، جمهوری اسلامی نه بهدلیل محبوبیت، بلکه بهدلیل مهندسی آگاهانه ساختار قدرت، هنوز تاب آورده است. هر تحلیل جدی از آینده سیاسی ایران، باید از درک این ساختار آغاز شود، نه از فرض فروپاشی اجتنابناپذیر.

صدها چهره سرشناس سینمای جهان با صدور بیانیهای، سرکوب اعتراضات مردمی در ایران را محکوم کرده و خواستار بازنگری نهادهای فرهنگی و هنری در روابط خود با جمهوری اسلامی شدند.
نشریه سینمایی ددلاین چهارشنبه اول بهمن گزارش داد بیش از ۸۰۰ فعال حرفهای سینما، از جمله ژولیت بینوش، ماریون کوتیار، کامی کتن و یورگوس لانتیموس، با امضای بیانیهای مشترک، کشتار، شکنجه و سرکوب معترضان به دست جمهوری اسلامی را به شدیدترین شکل محکوم کردهاند و سکوت در برابر این اقدامات را همدستی با خشونت حکومت ایران دانستهاند.
در متن این بیانیه آمده است که امضاکنندگان با «خشم، اندوه و احساس عمیق مسئولیت اخلاقی» جنایتهای سازمانیافته جمهوری اسلامی علیه غیرنظامیان معترض را محکوم میکنند.
به نوشته ددلاین، این بیانیه تاکید دارد که حکومت ایران در واکنش به اعتراضهای گسترده و مسالمتآمیز مردم علیه سرکوب، فقر، تبعیض و بیعدالتی ساختاری، به جای شنیدن صدای جامعه، مسیر خشونت عریان را برگزیده است.
بر اساس این بیانیه، استفاده از گلوله جنگی، کشتار جمعی، بازداشتهای گسترده، شکنجه، ناپدیدسازی قهری و قطع سراسری اینترنت، از جمله ابزارهایی بوده که جمهوری اسلامی برای مقابله با اعتراضها به کار گرفته است.
امضاکنندگان با استناد به گزارشهای مستقل و منابع معتبر اعلام کردهاند بیش از سه هزار شهروند بیدفاع، از جمله زنان، نوجوانان و کودکان، جان خود را از دست دادهاند.
ددلاین مینویسد در این بیانیه، قطع عامدانه اینترنت و سرکوب رسانهها بهعنوان تلاشی آشکار برای پنهان کردن جنایتها و جلوگیری از ثبت حقیقت توصیف شده است.
به گفته امضاکنندگان، این اقدامات نقضی سیستماتیک از حقوق بنیادین بشر، از جمله حق حیات، آزادی، کرامت انسانی و امنیت است و مصداق روشن جنایت علیه بشریت به شمار میرود.
این بیانیه در شرایطی منتشر شده که بیش از دو هفته از آغاز موج تازه سرکوب اعتراضهای سراسری در ایران میگذرد.
به نوشته ددلاین، به دلیل قطع اینترنت از ۱۸ دی، ابعاد دقیق خشونتهای حکومتی مشخص نیست، اما گزارشها از کشته شدن هزاران نفر و زخمی شدن صدها هزار نفر در نتیجه شلیک نیروهای جمهوری اسلامی به سوی معترضان حکایت دارد.
در بخش دیگری از گزارش آمده است که دهها هزار نفر بازداشت شدهاند و همزمان تصاویری از شکنجه بازداشتشدگان منتشر شده است؛ موضوعی که نگرانیها درباره احتمال اجرای حکم اعدام برای شمار زیادی از زندانیان را افزایش داده است.
در میان امضاکنندگان، نام چهرههای تبعیدی سینمای ایران از جمله زر امیرابراهیمی، گلشیفته فراهانی، سپیده فارسی و شیرین نشاط دیده میشود.
همچنین فیلمسازان و تهیهکنندگانی از کشورهای مختلف و مدیران جشنوارههای سینمایی بینالمللی نیز این بیانیه را امضا کردهاند.
به گزارش ددلاین، امضاکنندگان از نهادهای مستقل بینالمللی، جشنوارههای فیلم، موسسات فرهنگی و جامعه جهانی هنرمندان خواستهاند بهطور علنی و عملی این جنایتها را محکوم کرده، روابط خود با نهادهای رسمی جمهوری اسلامی را بازنگری کنند و از مبارزه مردم ایران برای آزادی، کرامت انسانی و حقوق سلبناشدنی بشر حمایت کنند.

۸۰۰ سینماگر بینالمللی در بیانیهای با محکوم کردن کشتار معترضان در ایران، از نهادهای مستقل بینالمللی، جشنوارههای فیلم، نهادهای فرهنگی و هنری و جامعه جهانی فیلمسازان و هنرمندان خواستند روابط خود را با نهادهای رسمی جمهوری اسلامی بازبینی و از مردم ایران حمایت کنند.
ژولیت بینوش، ماریون کوتیار و کامیل کوتن، بازیگران فرانسوی، یورگوس لانتیموس، کارگردان یونانی، زر امیرابراهیمی، شیرین نشاط و گلشیفته فراهانی از جمله امضاکنندگان این بیانیه هستند.
در این بیانیه آمده است: «با خشم، اندوه و احساس عمیق مسئولیت اخلاقی، جنایتهای سازمانیافتهای را که جمهوری اسلامی ایران علیه غیرنظامیان معترض مرتکب شده است، به شدیدترین شکل ممکن محکوم میکنیم.»
این بیانیه افزود: «جمهوری اسلامی بهجای شنیدن صدای مردم، تصمیم گرفته است با گلوله جنگی، کشتار گسترده، بازداشتهای فراگیر، شکنجه، ناپدیدسازی اجباری و قطع سراسری اینترنت پاسخ دهد.»
این سینماگران تاکید کردند قطع عمدی اینترنت و سرکوب رسانهها، تلاشی آشکار برای پنهانکردن این جنایتها و جلوگیری از ثبت حقیقت است و اقدامات جمهوری اسلامی را نقض آشکار و نظاممند تمامی حقوق بنیادین بشر، از جمله حق زندگی، آزادی، کرامت انسانی و امنیت و مصداق روشن جنایت علیه بشریت خواندند.

در پی انقلاب ملی در ایران و گزارشهای فزاینده درباره سرکوب خونین معترضان، نازنین بنیادی، با انتقاد از سکوت جهانی، بهویژه در هالیوود، خواستار ایستادن صریح در کنار مردم ایران شد و هشدار داد بیعملی جامعه بینالمللی تنها به تشدید سرکوب منجر خواهد شد.
نازنین بنیادی، بازیگر و کنشگر ایرانی–بریتانیایی، در گفتوگویی با نشریه هالیوود ریپورتر که در اول بهمن منتشر شده، با اشاره به گزارشهای مربوط به کشتار گسترده معترضان در ایران گفت آنچه امروز در این کشور میگذرد «لحظهای تعیینکننده» است که نهتنها آینده ایران، بلکه «وجدان جهان» را به آزمون میکشد. او تاکید کرد هیچ مقطعی در تاریخ معاصر ایران با وضعیت کنونی قابل مقایسه نیست.
این بازیگر و فعال حقوق بشر با بیان اینکه طی هفتههای گذشته بهدلیل دریافت اخبار کشتار و بازداشتهای گسترده بهسختی خوابیده، گفت بر اساس گزارش برخی رسانهها و نهادهای حقوق بشری، شمار کشتهشدگان اعتراضات ممکن است به هزاران نفر برسد، هرچند بهدلیل قطع گسترده اینترنت و کنترل شدید اطلاعات، امکان راستیآزمایی مستقل وجود ندارد.
به گفته او، دهها هزار نفر نیز در جریان خیزش انقلابی در ۳۱ استان ایران زخمی یا بازداشت شدهاند؛ سرکوبی که برخی ناظران آن را مرگبارترین برخورد جمهوری اسلامی با معترضان از زمان تاسیس این نظام میدانند.
بنیادی که تنها ۲۰ روز پس از تولد، همراه خانوادهاش در پی انقلاب ۱۳۵۷ ایران را ترک کرد، گفت مردم ایران دهههاست زیر سیستمی زندگی میکنند که کرامت، رویاها و حقوق اولیه آنها را سلب کرده است.
او با اشاره به بالاترین نرخ سرانه اعدام در جهان، محدودیت شدید آزادی رسانهها و وضعیت وخیم برابری جنسیتی در ایران افزود: «معترضان، آنچه امروز بر آنها میگذرد را جهنمی زنده توصیف میکنند.»
او همچنین به روایتهایی اشاره کرد که بر اساس آن، برخی خانوادهها برای تحویل پیکر فرزندان کشتهشدهشان مجبور به پرداخت هزینه گلوله شدهاند.
این کنشگر حقوق بشر گفت اعتراضات اخیر که از ۷ دی ماه با مطالبات اقتصادی آغاز شد، بهسرعت به یک جنبش فراگیر با خواست صریح «پایان حاکمیت روحانیت» تبدیل شد.
به گفته او، برخلاف اعتراضات پیشین که بر اصلاحات یا حقوق زنان متمرکز بود، شعارهای این موج اعتراضی بر «آزادی» و «مرگ بر دیکتاتور» تاکید دارد و نشاندهنده رد کامل هویت تحمیلی جمهوری اسلامی است.
بنیادی با استناد به پیامهایی که از داخل ایران دریافت کرده، گفت نیروهای امنیتی به معترضان مسالمتجو با گلوله جنگی، گاز اشکآور و سلاح ساچمهای حمله کردهاند و حتی بیمارستانها نیز به مکان امنی برای مجروحان تبدیل نشده است.
او تاکید کرد قطع اینترنت و خطوط تلفن از ۱۸ دی، تلاشی آگاهانه برای خاموشکردن صدای مردم بوده و افزود: «حکومتهایی که از مشروعیت خود مطمئناند، نیازی به خاموشکردن شهروندانشان ندارند.»
این بازیگر ایرانی–بریتانیایی همچنین از واکنش کمرنگ هالیوود ابراز تاسف کرد و گفت سکوت بسیاری از چهرههای هنری، در تضاد با سابقه تاریخی این عرصه در حمایت از مردم تحت ستم است.
او این سکوت را تا حدی ناشی از موفقیت جمهوری اسلامی در ترویج این روایت دانست که اعتراضات ایران ساختهوپرداخته آمریکا و اسرائیل است.
بنیادی با اشاره به موضعگیری هنرمندان داخل ایران، از جمله ترانه علیدوستی، هنگامه قاضیانی و کتایون ریاحی، تاکید کرد این افراد «عروسک غرب» نیستند، بلکه ایرانیانی هستند که جان خود را برای آزادی به خطر انداختهاند.
او در ادامه خواستار اقدامهای مشخص جامعه بینالمللی شد و گفت همبستگی واقعی به معنای «هدفگرفتن ماشین سرکوب رژیم، نه غیرنظامیان»، بازگرداندن دسترسی آزاد به اینترنت، بیاثر کردن مذاکرات سیاسی با حکومت ایران و تقویت نهادهای دموکراسیمحور است. به گفته بنیادی، مردم ایران باید بتوانند بدون مداخله سرکوبگرانه، سرنوشت خود را تعیین کنند.
نازنین بنیادی در پایان هشدار داد عقبنشینی دولتهای غربی در شرایط کنونی، بهویژه پس از اظهاراتی مبنی بر حمایت از مردم ایران، بهمعنای رها کردن معترضان است و تنها به تحکیم قدرت جمهوری اسلامی، تشدید خشونت و ناامیدی بیشتر منجر خواهد شد.
او تاکید کرد حقوق بشر، آزادی و کرامت انسانی نباید به موضوعی جناحی یا سیاسی تبدیل شود و جهان نمیتواند در برابر آنچه در ایران میگذرد، بیتفاوت بماند.

مقامات جمهوری اسلامی میگویند دستکم ۳ هزار و ۱۱۷ نفر در جریان اعتراضاتی که از اوایل دی ماه در ایران آغاز شد، جان خود را از دست دادهاند؛ آماری که فعالان حقوق بشر آن را بهطور جدی کمتر از واقعیت میدانند و هشدار میدهند شمار واقعی قربانیان ممکن است چندین برابر این رقم باشد.
آمار اعلام شده از سوی جمهوری اسلامی بازتاب گستردهای در رسانههای دنیا داشت و فعالان و سازمانهای حقوق بشری با توجه به سابقه حکومت در آمارسازی و پنهانکاری در مواقع مشابه، واکنش نشان دادند.
چهارشنبه یکم بهمن خبرگزاری فرانسه با اشاره به انقلاب ملی ایرانیان تاکید کرد اعتراضات اخیر که در ابتدا با نارضایتیهای اقتصادی و معیشتی آغاز شد، بهسرعت به یک جنبش سراسری علیه حاکمیت روحانیتی تبدیل شد که از زمان انقلاب ۱۳۵۷ بر ایران حکومت میکند.
از هشتم ژانویه (۱۸ دی)، شهرهای مختلف ایران برای چند روز پیاپی شاهد تظاهرات گسترده بود، اما به گفته فعالان، سرکوب شدید حکومت و قطع سراسری اینترنت باعث فروکشکردن موقت اعتراضات شد.
به نوشته خبرگزاری فرانسه، مقامهای جمهوری اسلامی این اعتراضات را «اقدامی تروریستی» و «اغتشاشات خشونتبار» توصیف کرده و ایالات متحده را به تحریک آن متهم کردهاند.
در مقابل، سازمانهای حقوق بشری میگویند هزاران معترض که خواهان تغییرات سیاسی و اجتماعی بودند، با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی کشته شدهاند.
تلویزیون دولتی حکومت ایران روز چهارشنبه اول بهمن نخستین آمار رسمی تلفات را منتشر کرد. در بیانیهای که به نقل از «بنیاد شهید و امور ایثارگران» پخش شد، اعلام شد در مجموع ۳ هزار و ۱۱۷ نفر در جریان اعتراضات جان باختهاند.
بر اساس این بیانیه، ۲ هزار و ۴۲۷ نفر از کشتهشدگان، از جمله اعضای نیروهای امنیتی، «شهید» و «قربانیان بیگناه» معرفی شدهاند.
علیاکبر پورجمشیدیان، دبیر شورای عالی امنیت ملی، در گفتوگو با تلویزیون دولتی در ایران گفت ۶۹۰ نفر باقیمانده «تروریستها، اغتشاشگران و افرادی بودند که به مراکز نظامی حمله کردند».
او مدعی شد شمار بالای «شهدا» نشاندهنده «خویشتنداری نیروهای امنیتی» در جریان اعتراضات بوده است.
این روایت با واکنش تند نهادهای حقوق بشری روبهرو شده است. محمود امیریمقدم، مدیر سازمان «حقوق بشر ایران» مستقر در نروژ، به خبرگزاری فرانسه گفت تمام شواهدی که از داخل ایران به بیرون رسیده، نشان میدهد شمار واقعی کشتهشدگان بسیار بیشتر از آمار رسمی است.
او هشدار داد جمهوری اسلامی سابقهای مستند در کمگزارشدادن خشونت مرگبار دولتی دارد و اگر همان الگو در این مورد نیز تکرار شده باشد، «تعداد واقعی قربانیان میتواند به حدود ۲۵ هزار نفر برسد».
به گفته امیریمقدم، شواهد نشان میدهد معترضان با گلوله جنگی نیروهای امنیتی و نیروهای وابسته به حکومت، از جمله با سلاحهای سنگین، هدف قرار گرفتهاند.
سازمانهای حقوق بشری از جمله عفو بینالملل نیز گزارش دادهاند نیروهای امنیتی از پشتبامها به سوی معترضان شلیک کرده و بهطور هدفمند چشم آنها را نشانه گرفتهاند.
به نوشته خبرگزاری فرانسه ارائه آمار دقیق به دلیل قطع گسترده اینترنت همچنان دشوار است. نهاد پایش اینترنت «نتبلاکس» اعلام کرده قطع ارتباط در ایران بیش از ۳۰۰ ساعت ادامه داشته است.
«بنیاد شهید» در بیانیه خود مدعی شد بسیاری از کشتهشدگان «رهگذران» بودهاند و بدون ارائه مدرک گفت برخی معترضان توسط «عناصر تروریستی سازمانیافته» در میان جمعیت کشته شدهاند.
خبرگزاری فرانسه به نقل از گروه حقوق بشری «ههنگاو» نیز اعلام کرده کشتهشدن دستکم ۴۲ زن در جریان اعتراضات را تایید کرده است. همزمان، گزارشهایی از دفن مخفیانه قربانیان منتشر شده و خانوادهها میگویند اجازه برگزاری مراسم سوگواری علنی نداشتهاند.
در همین زمینه شبکه فرانس۲۴ با خانواده یک قربانی سرکوب در ایران صحبت کرده که میگوید معترض کشتهشده را در قبری مخفیانه به خاک سپردهاند.
در این میان، روزنامه والاستریت ژورنال گزارش داد دونالد ترامپ، ريیسجمهوری آمریکا، همچنان مشاورانش را تحت فشار گذاشته تا «گزینههای نظامی قاطع» علیه ایران ارائه کنند، هرچند تصمیم نهایی برای حمله فعلاً به تعویق افتاده است. به گفته مقامهای آمریکایی، ترامپ بارها بر «قاطعبودن» هر اقدام احتمالی تاکید کرده است.
این روزنامه همچنین مقالهای از عباس عراقچی، وزیر امور خارجه حکومت ایران، منتشر کرد که در آن مدعی شد اعتراضات ابتدا مشروع شناخته شده بود اما پس از ورود «عناصر تروریستی داخلی و خارجی» به خشونت کشیده شد.
او قطع اینترنت را اقدامی برای مختلکردن ارتباط سازماندهندگان ناآرامیها دانست و رسانههای بینالمللی را به تحریف واقعیت متهم کرد.
عراقچی هشدار داد در صورت بروز جنگی دیگر، ایران خویشتنداری نخواهد کرد، هرچند گفت شخصاً با جنگ مخالف است.
همزمان، ترامپ تهدید کرد اگر تهران دست به ترور او بزند، آمریکا ایران را «از صفحه روزگار محو خواهد کرد».
در واکنش به تهدیدات ترامپ، علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، آمریکا را مسئول اعتراضات دانست و گفت ایالات متحده باید پاسخگوی «همه تلفات و خسارتها» باشد.
ترامپ نیز در پاسخ، خامنهای را «فردی بیمار» خواند و گفت «وقت آن رسیده که بهدنبال رهبری جدید در ایران باشیم».
با وجود فروکشکردن موقت اعتراضات، فعالان حقوق بشر هشدار میدهند سرکوب خونین، قطع ارتباطات و تهدیدهای متقابل تهران و واشینگتن، ایران و منطقه را در وضعیتی شکننده و پرتنش نگه داشته است.





