وزیر خارجه کانادا: یک شهروند کانادایی در ایران به دست نیروهای جمهوری اسلامی کشته شده است
آنیتا آناند، وزیر خارجه کانادا، اعلام کرد که یک شهروند کانادایی در ایران بهدست مقامهای جمهوری اسلامی کشته شده است.
او جزئیاتی در مورد چگونگی یا زمان کشته شدن این شهروند کانادایی در اعتراضات ایران ارائه نکرد.
او افزود: «اعتراضهای مسالمتآمیز مردم ایران که خواستار شنیده شدن صدای خود در برابر سرکوب و نقض مستمر حقوق بشر از سوی حکومت ایران هستند، باعث شده این حکومت بهطور آشکار جان انسانها را نادیده بگیرد.»
وزیر خارجه کانادا خشونت و سرکوب معترضان در ایران را محکوم کرد و خواستار توقف فوری آن از سوی جمهوری اسلامی شد.
مایکل سینگ، مدیر اجرایی و عضو ارشد موسسه واشینگتن، در مطلبی نوشت رهبران جمهوری اسلامی در نهایت راهکار مشخصی برای ترساندن ایرانیان و بیرون راندن ایشان از خیابانها، مرعوب کردن قدرتهای خارجی یا خروج از بحران راهبردی فراگیر خود، در اختیار ندارند.
بر اساس این تحلیل که در وبسایت موسسه واشینگتن منتشر شده است، حکومت ایران همچنان انواع سلاحهای نظامی را در اختیار دارد، اما سرانجام مهمترین ابزار حکومتهای اقتدارگرا را از دست داده است: ترس.
به گفته سینگ، جمهوری اسلامی نزدیک به پنج دهه با خشونت مردم ایران را سرکوب کرده و همزمان در خاورمیانه و فراتر از آن به بیثباتی دامن زده است. با این حال، به نظر میرسد حکومت اکنون وارد بحرانی راهبردی شده که امکان خروج از آن را ندارد.
جمهوری اسلامی تاکنون برای تضمین بقای خود کوشیده با آنچه دو تهدید اصلی تلقی کرده، مقابله کند: از یک سو جامعهای نسبتا جوان، تحصیلکرده و دارای مشارکت سیاسی در داخل ایران، و از سوی دیگر، کشورهایی در منطقه و خارج از آن، بهویژه ایالات متحده، که از تهدیدهای پیاپی حکومت نگران بودهاند.
در این مسیر، «ترس» ابزار محوری جمهوری اسلامی بوده است؛ چه با ایجاد هراس در واشینگتن و دیگر بازیگران از این که تشدید تقابل با تهران میتواند به جنگی منطقهای بینجامد، و چه با القای این تصور در میان مردم ایران که اعتراضها نه به حمایت بینالمللی، بلکه صرفا به سرکوب و انتقام حکومت منتهی خواهد شد.
سینگ افزود نشانههای روشنی وجود دارد که «ترس و راهبرد حکومت بر پایه آن» فرو ریخته است. ایالات متحده و اسرائیل پس از دههها تردید، به رویارویی مستقیم با ایران روی آوردهاند و حتی از احتمال حملات بیشتر سخن میگویند.
این که ایرانیان بتوانند خشونت حکومت را تاب بیاورند و اعتراضها را ادامه دهند، هنوز روشن نیست، اما آشکار است که این خیزش هم از نظر وسعت و هم از نظر تنوع و ماهیت عوامل اقتصادی و سیاسی محرک، با اعتراضهای پیشین تفاوت اساسی دارد.
سینگ در حالی به حذف «وحشتآفرینی» از سازوکارهای سرکوب جمهوری اسلامی اشاره میکند که حکومت در دهههای گذشته کوشیده است با تکیه بر سیاست «النصر بالرعب» مخالفان را مرعوب کند و مانع از شکلگیری اعتراضات شود.
جمهوری اسلامی پس از هفتم اکتبر
رویه حکومت برای سرکوب در داخل و تسلیح گروههای نیابتی در خارج برای سالها موثر بود و جمهوری اسلامی بابت خونی که در ایران و سراسر منطقه ریخت، بهای اندکی پرداخت کرد.
این الگو در نهایت با حمله هفتم اکتبر حماس به اسرائیل شکسته شد.
اسرائیل پس از مقابله با حماس و حزبالله، در جریان جنگ ۱۲ روزه با حملات مستقیم، بازدارندگی تهران را به چالش کشید. در حالی که بخش مهمی از توان نیابتی، پدافندی، موشکی و هستهای جمهوری اسلامی هدف قرار گرفت، حکومت واکنش محدودی از خود نشان داد.
اکنون که اسرائیل و آمریکا بدون بروز جنگ منطقهای از خط قرمز حمله مستقیم به ایران عبور کردهاند، به احتمال زیاد این نوع عملیات به بخشی دائمی از سیاست آنان در برخورد با جمهوری اسلامی تبدیل میشود.
این روند حتی پس از پایان دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ و نخستوزیری بنیامین نتانیاهو نیز ادامه خواهد داشت.
سینگ نوشت اکنون برای حکومتی که بقای خود را در خطر میبیند، راهحل جایگزین روشنی وجود ندارد.
پذیرش مطالبات آمریکا و اسرائیل یا تحمل اعتراضهای مردمی و مطالبه تغییر، نه فقط تصمیمهایی دشوار هستند، بلکه در تعارض کامل با ایدئولوژی خیالپردازانهای هستند که حکومت از زمان تاسیس خود به آن پایبند مانده است.
دشمنی با آمریکا و حاکمیت مطلق روحانیت برای رهبران جمهوری اسلامی سیاست قابل تغییر نیست، بلکه بخشی از هویت و ستونهای اصلی قدرت آنان است.
سینگ تاکید کرد اکنون زمان توافق هستهای تازه یا هر نوع تعاملی برای کاهش فشار بر تهران نیست. بهجای گشودن راه فرار برای حکومت از دوراهی سرنوشتساز «تغییر یا فروپاشی»، واشینگتن باید فشار بر جمهوری اسلامی را افزایش دهد و همزمان از مردم ایران حمایت کند.
در وضعیتی که خطر اقدام نظامی بهشکل جدی متوجه حکومت است، هم دشمنان ایران و هم مردم کشور با دورهای حساس و پرخطر روبهرو هستند.
این احتمال را نمیتوان نادیده گرفت که حکومت از سر استیصال برای حفظ بقا، بهدنبال شتاب بخشیدن به برنامه تسلیحات هستهای، انجام عملیاتهای تروریستی، یا تشدید سرکوب و کشتار مردم برود.
اما چنین اقداماتی که ممکن است از نگاه رهبران جمهوری اسلامی راه نجات بهنظر برسند، در عمل تنها فشارها را بر حکومت افزایش میدهند و احتمال اعتراضهای تازه، حملات نظامی جدید و حتی تسریع فروپاشی حکومت را بیشتر میکنند.
تحلیلگران در جریان نشست عمومی ایراناینترنشنال هشدار دادند هرگونه اقدام نظامی آمریکا علیه جمهوری اسلامی، اگر مانند حملات «مقطعی» گذشته بدون فشار سیاسی و اقتصادی مستمر انجام شود، با خطر ناکامی روبهروست.
این نشست چهارشنبه ۲۴ دی با مدیریت بهنام بن طالبلو، مدیر ارشد برنامه ایران در بنیاد دفاع از دموکراسیها، برگزار شد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۲۳ دی ضمن درخواست از مردم ایران برای ادامه اعتراضات گفت «کمک در راه است»؛ جملهای که میتوان آن را نشاندهنده تمایل ترامپ به اقدام نظامی دانست.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال پیشتر در بیانیهای اعلام کرد در بزرگترین کشتار تاریخ معاصر ایران، نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی عمدتا در دو شب پیاپی، پنجشنبه و جمعه ۱۸ و ۱۹ دی، دستکم ۱۲ هزار نفر را به قتل رساندند.
جوئل ریبرن، پژوهشگر ارشد موسسه هادسون، و رابرت ستلاف، مدیر اجرایی موسسه واشینگتن، در نشست ایراناینترنشنال تاکید کردند اقدام نظامی محدود ایالات متحده شاید در کوتاهمدت تنبیهی برای رفتارهای خشونتآمیز تهران باشد، اما اگر با یک کارزار گستردهتر همراه نشود، بعید است بتواند خشونت را متوقف کند.
ریبرن گفت: «در آوریل ۲۰۱۷، رییسجمهور [ترامپ] در واکنش به استفاده بشار اسد از سلاحهای شیمیایی، حملات هوایی انجام داد. اما این اقدام با یک کارزار فشار حداکثری یا یک کارزار سیاسی همراه نشد. یک سال بعد، او دوباره از همان سلاحها استفاده کرد.»
او با اشاره به تجربه سوریه افزود پیام این رویداد روشن است: «نمیتوان تنها با حملات نظامی مقطعی به نتیجه رسید. این حملات تاثیر دارند، اما باید در چارچوب یک کارزار جامع انجام شوند و لازم است از همه ابزارهای در اختیار خود استفاده کنیم.»
ریبرن ادامه داد: «نمیتوان اقدامی انجام داد و سپس آن را رها کرد. اگر هدف متوقف کردن کشتار است، باید ابزارها تا زمان تحقق این هدف حفظ شوند.»
ستلاف نیز در این نشست از مخالفت خود با طرح «حمله» گفت: «حمله این برداشت را القا میکند که کاری انجام میشود و بعد پایان مییابد و میتوان به سراغ مساله بینالمللی بعدی در دستور کار خود رفت.»
او تاکید کرد شرایط کنونی آزمونی جدیتر برای دولت ترامپ به شمار میآید: «پرسش اصلی اکنون این است که آیا اقدامات رییسجمهور به پایان یافتن این خونریزی منجر میشود یا نه؟»
ترامپ ۲۴ دی گفت به او اطلاع داده شده که کشتار در ایران خاتمه یافته و جمهوری اسلامی معترضان را اعدام نخواهد کرد.
با این حال، ستلاف نسبت به نتیجهگیری عجولانه درباره ادعاهای مربوط به کاهش خشونتها در داخل ایران هشدار داد.
او گفت: «اگر واقعا کشتار متوقف شده باشد، بسیار عالی است. اما اگر فردا یا روزهای بعد این کشتار ادامه پیدا کند، آن پست [درباره خاتمه کشتار] هیچ اعتباری نخواهد داشت و رییسجمهور نیز این موضوع را خواهد دانست.»
ستلاف اضافه کرد حملات سال ۲۰۱۷ به سوریه هرچند برای حکومت اسد هزینهساز بود، اما تا زمانی که بعدها با تحریمهای گستردهتر و انزوای دیپلماتیک همراه نشد، نتوانست رفتار آن را بهطور بنیادین تغییر دهد.
ریبرن نیز در همین زمینه گفت: «تنها پس از بار دوم [استفاده اسد از سلاحهای شیمیایی] بود که دولت آمریکا و متحدان ما سرانجام به این جمعبندی رسیدند که باید یک کارزار جامع در پیش گرفت.»
ستلاف گفت ایران چالشی متفاوت اما مشابه را پیش رو میگذارد، زیرا ترامپ بهصراحت هدف خود را توقف کشتار غیرنظامیان اعلام کرده است.
او افزود «این وضعیت با تنبیه محدود و بازدارندگی ناقص تفاوت دارد» و ایران اکنون «آزمونی بسیار روشنتر و ملموستر» محسوب میشود.
جوئل ریبرن، پژوهشگر ارشد موسسه هادسون
فراتر از حمله نظامی؛ گزینههای سایبری و ارتباطی
این دو تحلیلگر تاکید کردند کارزار نظامی تنها یکی از گزینههای موجود است و لزوما نباید نخستین انتخاب واشینگتن در برابر حکومت ایران باشد.
به گفته ستلاف، آمریکا باید بر «همسطح کردن میدان» میان معترضان و دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی تمرکز کند.
او ادامه داد: «باید راهی برای مختل کردن ارتباطات آنها پیدا کنیم، بهگونهای که نتوانند با یکدیگر هماهنگ شوند و این سرکوب سراسری را سازماندهی کنند. ما ابزارهایی برای قطع سامانههای ارتباطی مورد استفاده رژیم در اختیار داریم.»
ریبرن نیز گفت دولت آمریکا میتواند فورا فشارهای غیرنظامی بر جمهوری اسلامی را افزایش دهد؛ از جمله با بازگرداندن کامل سیاست فشار حداکثری علیه تهران.
او افزود: «هیچ دلیلی وجود ندارد که کارزار فشار حداکثری بهطور کامل اجرا نشود. این سیاست هنوز بهطور کامل اعمال نشده، اما از قابلیت اجرای کامل برخوردار است.»
ریبرن تاکید کرد ایران اکنون در مقایسه با دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ در وضعیت «به مراتب شکنندهتری» قرار دارد: «آنها تاب چنین سطحی از فشار را ندارند. به نظر من، رژیم ایران از چنین فشاری جان سالم به در نخواهد برد.»
رابرت ستلاف، مدیر اجرایی موسسه واشینگتن
اهداف محدود، خطر برای غیرنظامیان و مساله اعتبار
ستلاف ضمن تاکید بر بهکارگیری گزینههای غیرنظامی توضیح داد که در صورت اجتنابناپذیر شدن اقدام نظامی، چه رویکردی را مناسب میداند.
به گفته او، اگر خشونتها ادامه یابد، اقدام آمریکا باید بهصورت هدفمند بر نیروهای امنیتی مسئول سرکوب متمرکز شود.
ستلاف افزود: «من بهطور مشخص پادگانها و مراکز سپاه پاسداران و بسیج را هدف قرار میدادم.»
او همچنین هشدار داد هرگونه تلفات غیرنظامی در عملیات احتمالی آمریکا علیه جمهوری اسلامی میتواند بهسرعت اعتبار واشینگتن را زیر سوال ببرد: «به نظر من باید با نهایت دقت از وارد آمدن آسیب به غیرنظامیان جلوگیری کرد.»
ستلاف یادآور شد تجربه حملات پیشین در منطقه نشان داده است که با کشته شدن غیرنظامیان، افکار عمومی میتواند بهسرعت دستخوش تغییر شود.
آمریکا پیشتر در جریان جنگ ۱۲ روزه میان جمهوری اسلامی و اسرائیل، تاسیسات هستهای نطنز، فردو و اصفهان را هدف قرار داد.
حملات اسرائیل پس از آن آغاز شد که تهران ضربالاجل ۶۰ روزه ترامپ برای دستیابی به توافق هستهای را نادیده گرفت.
در پی تشدید سرکوب خونین اعتراضات ضدحکومتی در ایران، شماری از کشورها با صدور هشدارهای رسمی از شهروندان خود خواستهاند از سفر به ایران خودداری کنند یا در صورت حضور، هرچه سریعتر این کشور را ترک کنند.
همزمان، برخی دولتها و شرکتهای هواپیمایی نیز اقدامهای احتیاطی گستردهای را در منطقه به اجرا گذاشتهاند.
به گزارش منابع خبری بینالمللی، ایالات متحده بهعنوان یکی از نخستین کشورها اعلام کرده است که بهطور احتیاطی از برخی نیروهای خود در بزرگترین پایگاه نظامیاش در خاورمیانه، واقع در قطر، خواسته محل استقرار خود را ترک کنند. یک مقام آمریکایی به شبکه سیانان گفته است این اقدام در چارچوب ارزیابیهای امنیتی اخیر انجام شده است. دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، نیز پیش از این بهصراحت از شهروندان آمریکایی حاضر در ایران خواست هرچه زودتر این کشور را ترک کنند.
دولت قطر نیز در واکنش به تحولات اخیر اعلام کرده است که «همه اقدامات لازم برای تضمین امنیت و ایمنی شهروندان و ساکنان» این کشور را ادامه میدهد. این موضعگیری اندکی پس از توصیه آمریکا به خروج بخشی از نیروهایش از پایگاه هوایی العدید منتشر شد.
در اروپا، وزارت خارجه ایتالیا با صدور بیانیهای از شهروندان خود خواست ایران را ترک کنند و همزمان از اتخاذ تدابیر امنیتی برای حفاظت از نیروهای ایتالیایی در خاورمیانه، از جمله در عراق و کویت، خبر داد. آلمان نیز به شرکتهای هواپیمایی هشدار داده است بهدلیل احتمال استفاده از تسلیحات ضد هوایی، از حریم هوایی ایران اجتناب کنند. در همین راستا، شرکت هواپیمایی لوفتهانزا اعلام کرده پروازهایش به تلآویو و اَمان را تنها در ساعات روز انجام خواهد داد.
بریتانیا اعلام کرده است سفارت این کشور در تهران بهطور موقت تعطیل شده و تمامی کارکنان آن از ایران خارج شدهاند. وزارت خارجه بریتانیا همچنین بهطور رسمی هرگونه سفر به ایران را ممنوع اعلام کرده است. اسپانیا نیز به شهروندان خود توصیه کرده است با «هر وسیله در دسترس» ایران را ترک کنند و بهشدت نسبت به سفر به این کشور هشدار داده است.
در منطقه خلیج فارس، سفارت آمریکا در عربستان سعودی از شهروندان آمریکایی و کارکنان خود خواسته است احتیاط بیشتری به خرج دهند و سفرهای غیرضروری به تاسیسات نظامی در منطقه را محدود کنند.
در بخش حملونقل هوایی، شرکت هواپیمایی ایر ایندیا اعلام کرده است که بهدلیل «وضعیت در حال شکلگیری» در ایران و بستهشدن حریم هوایی این کشور، مسیر پروازهای خود در منطقه را تغییر داده است. این شرکت هشدار داده که تغییر مسیر ممکن است باعث تاخیر شود و برخی پروازها نیز در صورت نبود مسیر جایگزین لغو خواهند شد. ایر ایندیا تاکید کرده است که ایمنی مسافران و خدمه همچنان اولویت اصلی این شرکت است.
پیش از این نیز چندین کشور اتحادیه اروپا، از جمله بریتانیا، فرانسه، آلمان، اسپانیا، هلند، فنلاند، بلژیک، پرتغال، و جمهوری چک همزمان با ادامه انقلاب ملی در ایران و تلاش جمهوری اسلامی برای سرکوب آن، سفرای حکومت ایران را احضار کردند.
این هشدارها و اقدامات در حالی صورت میگیرد که با توجه به سرکوب خونین معترضان توسط جمهوری اسلامی و گمانهزنیها در مورد واکنش نظامی آمریکا نگرانیها در منطقه رو به افزایش است.
وزرای خارجه کشورهای گروه هفت اعلام کردند که در صورت ادامه سرکوب معترضان در ایران و نقض تعهدات بینالمللی حقوق بشری، آماده اعمال اقدامات محدودکننده بیشتری علیه جمهوری اسلامی هستند.
در بیانیه گروه هفت آمده است: «ما از سطح بالای گزارششده مرگومیر و مجروحان بهشدت نگران هستیم.»
در ادامه تاکید شده است: «ما استفاده عامدانه از خشونت، کشتن معترضان، بازداشتهای خودسرانه و تاکتیکهای ارعاب از سوی نیروهای امنیتی علیه تظاهرکنندگان را محکوم میکنیم.»
وزرای خارجه گروه هفت همچنین از مقامهای جمهوری اسلامی خواستند خویشتنداری کامل را رعایت کنند، از خشونت پرهیز کنند و حقوق بشر و آزادیهای بنیادین شهروندان ایران را حفظ کنند.
فرزین ندیمی، پژوهشگر ارشد امور دفاعی و امنیتی در موسسه واشینگتن و پاتریک کلاوسون، مشاور پژوهشی این اندیشکده، در مطلبی هشدار دادند انفعال در برابر جمهوری اسلامی، حکومت ایران را به سمت سرکوب خونینتر و منطقه را به سوی ناامنی بیشتر سوق میدهد.
در این مطلب که در وبسایت موسسه واشینگتن منتشر شده، آمده است اقدام فوری میتواند بهترین فرصت را برای توقف جنایات جمهوری اسلامی و تسهیل روند گذار مسالمتآمیز در ایران فراهم آورد: «در مقابل، تعلل تنها باعث میشود مرحله بعدی بحران برای ایرانیان خشونتبارتر و برای منطقه پرخطرتر باشد.»
به باور ندیمی و کلاوسون، ایران در آستانه لحظهای سرنوشتساز قرار دارد؛ مرحلهای که در آن ناکارآمدیهای انباشته اقتصادی و سیاسی، فساد مزمن و امنیت داخلی آسیبپذیر با ناآرامی مستمر اجتماعی و مطالبه گسترده برای تغییرات بنیادین، تلاقی پیدا کردهاند.
این همزمانی از یک بحران ساختاری حکایت دارد که محدودیتهای بهکارگیری سرکوب بهعنوان راهبرد حکمرانی را آشکار میسازد.
جمهوری اسلامی اکنون با دامنهای محدود از گزینهها روبهروست که همگی هزینهبر هستند و هیچکدام چشمانداز روشنی برای بازگرداندن ثبات پایدار ارائه نمیدهند.
برای ایالات متحده، پرسش اصلی دیگر درباره ناپایداری ایران نیست؛ بلکه این است که آیا دولت دونالد ترامپ در زمان مناسب وارد عمل میشود تا این بیثباتی را از مسیر کشتار جمعی خارج کند و به سمت یک گذار سیاسی مسالمتآمیز و منطبق با منافع آمریکا، امنیت منطقه و کرامت انسانی سوق دهد؟
واشینگتن هم انگیزههای راهبردی لازم را دارد و هم ظرفیتها و ابزارهای عملیاتی برای اقدام فوری، بهویژه در حوزه بازدارندگی و فشار نظامی، دسترسی اطلاعاتی و تعامل مشروط.
انقلاب ملی ایرانیان، فراتر از مطالبات اقتصادی
ندیمی و کلاوسون نوشتند سقوط ارزش پول را میتوان جرقه آغاز اعتراضات اخیر دانست. ایرانیان در طول یک سال گذشته با معضلات گوناگونی از جمله بحرانهای آب، برق و گاز روبهرو بودهاند و همین امر باعث شده خشم عمومی حتی در صورت مهار موج کنونی، به احتمال زیاد در قالب اعتراضهای مقطعی دوباره سر برآورد.
اگرچه تحریمهای بینالمللی و تقابل با آمریکا و اسرائیل در طول سالها به اشکال مختلف جمهوری اسلامی را تضعیف کردهاند، اما افزایش فشار خارجی در سال گذشته علت مستقیم مشکلات داخلی یا اعتراضات اخیر نبوده است.
به عبارت دیگر، تا زمانی که فضای اقتصادی تحت سلطه حکومت در ایران عمیقا آلوده به فساد است و شهروندان خارجی همچنان با خطر بازداشتهای خودسرانه روبهرو هستند، اقداماتی نظیر لغو تحریمها نمیتواند سرمایهگذاران خارجی را به تامین منابع مالی لازم برای اصلاح بخشهای برق، آب و گاز ترغیب کند.
موج کنونی اعتراضها بر کنار زدن کل نظام حاکم متمرکز است، نه بر مطالبات جزییتری مانند اصلاح نرخ ارز. رژیمی که قادر به تامین آب، برق، هوای پاک، سوخت یا دستمزدهای قابل اتکا نیست، نمیتواند بهطور باورپذیر مدعی کارآمدی باشد، چه رسد به مشروعیت.
به گفته ندیمی و کلاوسون، با فروپاشی معیشت، سرکوب به تنها ابزار موثر باقیمانده برای حکومت تبدیل میشود.
با این حال، رهبران جمهوری اسلامی اکنون با واقعیتی روبهرو هستند که سالها تلاش داشتند آن را به تعویق بیندازند: سرکوب دیگر توان بازگرداندن ثبات را ندارد. این بحران حتی در صورت مهار اعتراضهای کنونی نیز ادامه خواهد داشت.
شدت سرکوب خود میتواند نشانهای از آسیبپذیری حکومت باشد. در مقطعی، اعتراضات چنان به آستانه در هم شکستن نظام نزدیک شده بودند که حکومت احساس کرد ناچار است به تاکتیکهای کشتار جمعی و قطع کامل اینترنت متوسل شود.
نظامهای اقتدارگرا در مسیر تاریخی خود به لحظاتی میرسند که خشونت دیگر ابزار کارآمد کنترل نیست و خود به عاملی برای تسریع زوال تبدیل میشود.
بر اساس شواهد، ایران به چنین نقطهای نزدیک میشود. میزان اتکای حکومت به خاموشیهای گسترده، بازداشتهای جمعی و استفاده از نیروی مرگبار علیه معترضان بیسلاح، بیانگر قدرت یا اعتماد به نفس نیست، بلکه از نگرانی عمیق راهبردی جمهوری اسلامی حکایت دارد.
توانمندیهای نظامی «خارجی» حکومت ایران، مانند موشکها، پهپادها و نیروهای نیابتی، نمیتوانند این آسیبپذیری داخلی را جبران کنند.
این ابزارها به هر میزان در بازدارندگی در برابر بازیگرانی مانند آمریکا و اسرائیل کارکرد داشته باشند، قادر نیستند مشروعیت داخلی را بازسازی کنند یا فروپاشی اقتصادی را معکوس سازند.
آمریکا باید چه رویکردی در قبال حکومت ایران در پیش گیرد؟
برای ایالات متحده، ادامه انفعال در برابر جمهوری اسلامی با هزینههای فزایندهای همراه خواهد بود. حکومتی که از نظر اقتصادی در حال فروپاشی و از نظر اخلاقی بیاعتبار است، اگر بقای خود را بر کشتار شهروندانش بنا کند، احتمالا در عرصه بینالمللی خصمانهتر و رادیکالتر عمل خواهد کرد.
در مقابل، ارسال پیامهای زودهنگام، معنادار و حسابشده از سوی ایالات متحده یا انجام اقدامات سنجیده دیگر میتواند رفتار حکومت را مهار کند، دامنه خشونت و سرکوب را کاهش دهد و جامعه ایران را در تعیین آینده سیاسی خود توانمند سازد.
این مجموعه اقدامات بهعنوان گزینههایی پیشنهاد میشوند که ایالات متحده میتواند در قبال ایران در نظر بگیرد.
نخست، تمرکز بر مختل کردن شبکه سرکوب داخلی رژیم و بازگرداندن دسترسی آزاد و بدون محدودیت اینترنت برای شهروندان ایران بهعنوان یک اولویت انسانی، میتواند توان حکومت را در کنترل و سرکوب جامعه کاهش دهد.
در گام دوم، ایجاد یک تهدید هوایی بازدارنده و معتبر، همراه با آمادهسازی گزینههای اضطراری برای جلوگیری از تداوم یا تشدید خشونتهای گسترده، در کنار تقویت سریع حضور هوایی، پدافندی و تهاجمی ایالات متحده و متحدانش در منطقه، میتواند نقشی مهم در بازدارندگی ایفا کند.
در نهایت، هرگونه تعامل دیپلماتیک واشینگتن با تهران باید به توقف قابل راستیآزمایی خشونت سازمانیافته و سرکوب معترضان گره بخورد و همزمان، اقدامات سختگیرانهتری علیه نهادها و بازیگرانی که نفت ایران را خریداری میکنند یا با این کشور مبادلات اقتصادی دارند، اعمال شود.