بریژیت باردو، اسطوره سینمای فرانسه، در ۹۱ سالگی درگذشت

بریژیت باردو، بازیگر سرشناس سینمای فرانسه، یکشنبه ۷ دی در سن ۹۱ سالگی درگذشت. علت مرگ او هنوز اعلام نشده است.

بریژیت باردو، بازیگر سرشناس سینمای فرانسه، یکشنبه ۷ دی در سن ۹۱ سالگی درگذشت. علت مرگ او هنوز اعلام نشده است.
بنیاد بریژیت باردو، با انتشار بیانیهای اعلام کرد که این بنیاد « با اندوهی عمیق، درگذشت بنیانگذار و رییس خود، خانم بریژیت باردو، بازیگر و خوانندهای با شهرت جهانی را اعلام میکند؛ هنرمندی که تصمیم گرفت حرفه درخشان و پرآوازهاش را کنار بگذارد و زندگی و انرژی خود را وقف دفاع از حقوق حیوانات و فعالیتهای بنیادش کند.»
خبرگزاری رویترز در گزارشی در همین زمینه نوشت بریژیت باردو، بازیگری که با رقص مامبو با پای برهنه در فیلم «و خدا زن را آفرید» به شهرتی جهانی رسید، با موهای آشفته و انرژی خروشانش نوعی جذابیت جنسی را به پرده سینما آورد که پیش از آن بهندرت در سینمای جریان اصلی دیده شده بود. در همان لحظه، یک اسطوره جهانی متولد شد.
او تنها ۲۱ سال داشت که سانسورچیها را به خشم آورد و تماشاگران را مسحور کرد. نقشآفرینی رها و بیپروايش در این فیلم در سال ۱۹۵۶ که به کارگردانی همسرش، روژه وادیم، ساخته شد، گسستی آشکار از قهرمانان مودب و رامِ دوره پیشین بود.
بریژیت باردو، در فرانسه اغلب تنها با حروف اختصاری «B.B.» شناخته میشد و سالهای پایانی عمرش با فعالیتهای پررنگ در دفاع از حقوق حیوانات و نیز گرایشهای سیاسی راست افراطی همراه بود.
«او از تمایلاتش پیروی میکند»

باردو در ۲۸ سپتامبر ۱۹۳۴ در پاریس و در خانوادهای از طبقه متوسط رو به بالا متولد شد. خودش بعدها گفته بود در کودکی خجالتی و کماعتمادبهنفس بود و «عینک میزد و موهای لَخت و بیحال داشت».
اما در ۱۵سالگی، تصویرش روی جلد مجله «اِل» چاپ شد و همین آغاز حرفه مدلینگ و سپس ورودش به سینما بود.
شخصیتی که باردو در «و خدا زن را آفرید» ایفا کرد، تجسم زنانگی رهاشده از قیدوبندها بود. جنجالها تنها به جذابیت او افزود و باردو به نماد فرانسه دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ بدل شد.
جذابیت او از سینمای فرانسه فراتر رفت. گفته میشود باب دیلن در ۱۵سالگی نخستین ترانهاش را درباره او نوشت؛ ترانهای با نام «ترانهای برای بریژیت» که هرگز منتشر نشد. اندی وارهول نیز پرترهای از او کشید.
باردو با به چالش کشیدن نقشهای جنسیتی سنتی، صرفا یک نماد جنسی نبود؛ او به یک شمایل فرهنگ عامه و نشانهای از تغییر نگرشهای اجتماعی بدل شد.
در سال ۱۹۵۹، سیمون دوبووار، فیلسوف فمینیست، در مقالهای در مجله «اسکوایر» آزادی آشکار باردو را ستود. او نوشت: «بی. بی نمیکوشد جنجال به پا کند. او از تمایلاتش پیروی میکند. وقتی گرسنه است غذا میخورد و با همان سادگی بیتکلف عشق میورزد.»
دوبووار افزود: «لغزشهای اخلاقی را میتوان اصلاح کرد، اما چگونه میتوان بی. بی را از آن فضیلت خیرهکننده، یعنی اصالت، درمان کرد؟ این ذات اوست.»
او در پایان نوشت: «امیدوارم بالغ شود، اما تغییر نکند.»
«بارها ناامید شدهام»
با وجود نفوذ گستردهاش، باردو زندگی در کانون توجه را خفهکننده میدانست. بارها گفت که زندانی شهرت خود بوده و از لذتهای ساده زندگی محروم شده است: «هیچکس نمیتواند تصور کند چه کابوسی بود، چه عذابی. نمیتوانستم آنطور زندگی را ادامه دهم.»
زندگی شخصیاش با چهار ازدواج، روابط پرسر و صدا و مبارزهای طولانی با افسردگی همراه بود. در ۲۶ سالگی، در خانهای در ریویِرای فرانسه پس از اقدام به خودکشی بیهوش پیدا شد. سالها بعد نیز شایعاتی درباره تلاش دوباره برای خودکشی مطرح شد؛ زمانی که جشن تولد ۴۹سالگیاش را ناگهان لغو کرد و بعد در بیمارستان دیده شد.
در کنار بازیگری، باردو در موسیقی هم موفق بود. همکاریهایش با سرژ گنسبور، از جمله ترانه جنجالی و اروتیک «دوستت دارم… من هم نه»، هم تحسین و هم اعتراض برانگیخت.
در اواخر دهه ۱۹۶۰، او الگوی ساخت تندیس «ماریان»، نماد جمهوری فرانسه، شد. با این حال، خود باردو از ستایشها رضایت چندانی نداشت.
او در ۵۰ سالگی به مجله پاری مچ گفت: «بسیار خوشحال بودهام، بسیار ثروتمند، بسیار زیبا، بسیار ستایششده و بسیار مشهور، و بسیار بدبخت. بارها ناامید شدهام. به همین دلیل تصمیم گرفتم کنار بکشم و تنها زندگی کنم.»
«این تنها نبرد من است»
باردو آخرین فیلمش از مجموع ۴۲ فیلم را در سال ۱۹۷۳ بازی کرد. او که از سینما دلزده شده بود، این صنعت را «فاسد» خواند و از زندگی عمومی کناره گرفت.
او در سنتروپه ساکن شد و در آنجا به دفاعی پرشور از حقوق حیوانات روی آورد. بعدها در سال ۲۰۱۳ گفت: «این تنها نبرد من است، تنها مسیری که میخواهم به زندگیام بدهم.»
در ۱۹۸۶، بنیاد بریژیت باردو برای حمایت و حفاظت از حیوانات را تاسیس کرد و برای تامین مالی آن، یادگاریهای شخصیاش را به حراج گذاشت. او از فعالان مشهوری مانند پل واتسون، ضد شکار نهنگ، حمایت میکرد و گاه حتی تهدید میکرد در اعتراض به سیاستها، فرانسه را ترک کند.
جدلهای سیاسی و میراث ماندگار
اظهارات باردو درباره مهاجرت، اسلام و همجنسگرایی واکنشهای گستردهای برانگیخت. او بین سالهای ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۸ شش بار به اتهام تحریک نفرت نژادی محکوم و جریمه شد. در سال ۱۹۹۲ با برنار دورمال، از چهرههای نزدیک به راست افراطی، ازدواج کرد و بعدها از رهبران جبهه ملی حمایت کرد.
با این حال، تاثیر باردو، از مد و سینما تا فرهنگ عامه، همچنان باقی ماند. او در آخرین مصاحبههایش تاکید میکرد که به فمینیسم تعلق خاطری ندارد و میگفت: «من مردها را دوست دارم.»
یافتههای یک پژوهش تازه نشان میدهد برخی افراد بیش از دیگران تحت تاثیر نشانههای دیداری و شنیداری محیط اطراف خود قرار میگیرند و همین مساله میتواند آنها را در چرخهای از تصمیمهای پرخطر یا زیانبار گرفتار کند.
بر اساس پژوهشی که از سوی انجمن علوم اعصاب آمریکا منتشر شد، مغز انسان بهطور مداوم اطلاعاتی مانند تصاویر، صداها و فضاهای آشنا را با پیامدهای بعدی آنها پیوند میدهد.
این فرآیند که «یادگیری تداعیگر» نام دارد، به افراد کمک میکند بر پایه تجربههای قبلی، سریعتر تصمیم بگیرند و از خطر دوری کنند.
با این حال، پژوهشگران میگویند این سیستم در همه افراد به یک شکل عمل نمیکند.
این تحقیق توضیح میدهد که چگونه سازوکارهای طبیعی یادگیری در مغز، در بعضی افراد بهجای کمک به تصمیمگیری بهتر، به تداوم انتخابهای نامطلوب منجر میشود.
نقش نشانهها در تصمیمگیری نادرست
به گفته جوزپه دی پلگرینو، سرپرست این مطالعه از دانشگاه بولونیا، افراد از نظر میزان اتکا به نشانههای محیطی برای تصمیمگیری تفاوت چشمگیری با یکدیگر دارند.
برخی افراد هنگام تصمیمگیری بهشدت به تصاویر و صداهای اطراف خود وابستهاند، در حالی که گروهی دیگر انعطافپذیری بیشتری دارند و کمتر تحت تاثیر این محرکها قرار میگیرند.
به گفته پژوهشگران، مشکل زمانی بروز میکند که معنای این نشانهها دستخوش تغییر میشود.
برای نمونه، اگر یک محیط یا صدای آشنا که پیشتر با پاداش همراه بوده، بهتدریج به پیامدهای پرخطر یا نامطلوب منجر شود، مغز همه افراد نمیتواند این تغییر را بهدرستی ثبت کند.
در افرادی که حساسیت بالایی به نشانهها دارند، مغز در «بهروزرسانی» این آموختهها ناتوان میماند و همچنان بر اساس الگوهای قدیمی واکنش نشان میدهد.
در نتیجه این افراد، حتی پس از تجربه شکست یا زیان، همان انتخابهای قبلی را تکرار میکنند.
پیوند نشانهها با اعتیاد و اضطراب
در این شرایط، نشانههای محیطی بهجای آنکه راهنمایی مفید باشند، به عامل اصلی هدایت رفتار تبدیل میشوند و ترک عادتهای زیانبار را دشوارتر میکنند.
این یافتهها میتواند به درک بهتر الگوهای رفتاری در اعتیاد، اختلالات وسواسی و اضطراب کمک کند.
تیم تحقیقاتی قصد دارد این نوع الگوی یادگیری را در میان افراد دارای اختلالات بالینی مورد بررسی قرار دهد.
هدف آنها یافتن پاسخ روشنتری برای این پرسش است که آیا حساسیت بیش از حد به نشانههای محیطی میتواند یکی از دلایل اصلی تداوم الگوی تصمیمگیریهای پرخطر در این گروهها باشد.
دانشمندان بریتانیایی مطالعهای برای بررسی این موضوع آغاز کردهاند که آیا آلودگی هوا میتواند باعث زوال عقل شود؟ این پژوهش، میتواند به توسعه داروهای جدیدی برای مقابله با پیشرفت بیماریهایی مانند آلزایمر منجر شود.
گاردین روز یکشنبه ۲۹ مهر در گزارشی نوشت دانشمندان بریتانیایی در آستانه راهاندازی پروژه تحقیقاتی چشمگیری هستند که نشان میدهد هوایی که تنفس میکنیم چگونه میتواند بر مغز ما تاثیر بگذارد.
به گفته دانشمندان، این تحقیق برای درک یک مشکل پزشکی مهم، یعنی چگونگی تاثیر آلودگی هوا بر بروز زوال عقل، حیاتی است.
در سالهای اخیر، دانشمندان دریافتند که آلودگی هوا یکی از خطرناکترین تهدیدها برای سلامت انسان است و نشان دادهاند که این آلودگی در بروز سرطان، بیماریهای قلبی، دیابت و بسیاری از مشکلات بهداشتی دیگر نقش دارد.
اکنون دانشمندان در موسسه فرانسیس کریک (Francis Crick) قرار است به بررسی ارتباط آلودگی هوا با پدیده زوال عصبی بپردازند.
این پروژه تحقیقاتی با عنوان «سرعت» (Rapid) که از سوی خیریه «مقابله با زوال عقل» تامین مالی شده است، از روز دوشنبه ۳۰ مهر بهطور رسمی آغاز خواهد شد.
ذرات کوچک آلاینده چطور منجر به زوال عقل میشوند؟
پروژه سرعت شامل بررسی دقیق فرآیندهایی است که ذرات کوچک آلاینده میتوانند منجر به زوال عقل شوند.
این تحقیق میتواند بینشی کلی درباره چگونگی تاثیر ذرات معلق در هوا بر بروز بیماریها ارائه دهد و همچنین به توسعه داروهای جدید برای مقابله با پیشرفت شرایطی مانند بیماری آلزایمر کمک کند.
پروفسور چارلز سوانتون، معاون مدیر بالینی موسسه کرک و از مدیران این پروژه گفت: «آلودگی هوا معمولا با زوال عقل مرتبط نیست. با این حال، اپیدمیولوژیستها بهتازگی دریافتهاند که ذرات موجود در هوا کاملا با خطر بیماریهای نورودژنراتیو (زوال عصبی) مرتبط هستند.»
او افزود: «ما میخواهیم دقیقا بفهمیم که چگونه ذرات ریز در هوا میتوانند تاثیرات عمیقی بر مغز ما داشته باشند و از این دانش برای توسعه داروهای جدیدی برای درمان زوال عقل استفاده کنیم.»
یک نوع کلیدی از آلودگی هوا، شامل معلقهای ریز ذرات جامد و قطرات مایع است.
این ذرات از اگزوز خودروها و کامیونها، کارخانهها، گرد و غبار، گردهها، آتشفشانها، آتشسوزیهای جنگلی و منابع دیگر تولید میشوند و بهعنوان ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری یا بهطور ساده PM2/5 شناخته میشوند.
این ذرات دارای قطری کمتر از ۲.۵ میلیونیم متر هستند که حدود ۳۰ برابر نازکتر از موی انسان است و بهقدری کوچکاند که میتوانند به عمق بدن انسان نفوذ کنند.
در مورد زوال عقل، پیام۲.۵ها هنگام تنفس و از طریق پیاز بویایی (olfactory bulb) وارد مغز میشوند.
پیاز بویایی یک ساختار عصبی در مغز است که در بالای حفره بینی قرار دارد و سیگنالهای بویایی را از گیرندههای موجود در بینی دریافت کرده و پردازش میکند. این بخش، نقش مهمی در درک و تشخیص بوها دارد.
به گفته پروفسور سوانتون، به نظر میرسد که پیام۲.۵ها در مغز، از سوی سلولهای ایمنی در سیستم عصبی مرکزی جذب میشوند و پس از آن است که احتمالا زوال عصبی آغاز میشود.
با این حال، این که این فرآیند چگونه پیش میرود و منجر به زوال عقل میشود، هنوز روشن نیست.
درک دقیق این فرایند، یکی از اهداف اصلی پروژه سرعت است تا بفهمیم چگونه پیام۲.۵ها موجب تشکیل تودههایی در بافت مغز میشوند که نشانه مشخص بیماری آلزایمر است.
سونیا گاندی، رییس آزمایشگاه زیستشناسی زوال عصبی در موسسه کرک و دانشگاه کالج لندن گفت: «ما شواهد خوبی از ارتباط بین قرارگیری در معرض ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری و بیماریهای مغزی مانند آلزایمر و پارکینسون داریم. اما هنوز نمیدانیم که آیا این ذرات واقعا زوال عصبی را بهطور مستقیم تحریک میکنند یا تنها فرایندی را که در افراد آسیبپذیر در حال وقوع است، تسریع میکنند.»
پژوهشگران موسسه کرک بر این باورند که آلودگی هوا از طریق سه مکانیسم مختلف میتواند باعث زوال عقل شود؛ بر اساس یکی از این مکانیسمها، ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری ممکن است بهطور مستقیم فرآیند تجمع پروتئینها را در مغز تسریع کنند و باعث بروز آلزایمر شوند.
به عبارت دیگر، ممکن است ورود ذرات معلق با توانایی مغز در پاکسازی تودههای پروتئینی تداخل ایجاد کند.
به بیانی ساده، این ذرات ۲.۵ میکرومتری با سیستم پاکسازی سلولهای بدن تداخل دارند و باعث میشوند حذف پروتئینهای عامل بیماریهایی مانند آلزایمر، دشوارتر شود.
سومین نظریه این است که پیام۲.۵ها به وسیله سلولهای ایمنی مغز به نام میکروگلیا جذب و احتمالا باعث میشوند که این سلولها، واکنشی التهابی را ایجاد و آغاز زوال عقل را تسریع کنند.
پژوهشگران برای تشخیص اینکه کدام مکانیسم در بروز زوال عقل نقش دارد، بر آزمایشهای درونکشتگاهی روی سلولهای بنیادی انسانی و همچنین مدلهای حیوانی تمرکز خواهند کرد.
سونیا گاندی در همین زمینه گفت: «زمانی که این مکانیسمها را با جزییات بیشتری درک کنیم، میتوانیم از این دانش برای توسعه درمانهایی استفاده کنیم که تاثیر آلودگیهای هوا را کاهش دهند.»
او اظهار امیدواری کرد که شاید روزی، بتوانیم از اثرات محیط بر بیماریهای مغزی پیشگیری کنیم.
یافتههای یک پژوهش جدید با موضوع تغییرات آب و هوایی نشان داد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض دمای شدید با افت شناختی، بیماریهای کلیوی و سرطان پوست مرتبط است و امواج گرما میتواند مشکلات سلامت روان و شیوع بیماریهای عفونی را تشدید کند.
این تحقیق که از سوی پژوهشگران دانشگاه بریستول بریتانیا انجام شد، شامل نظرات دانشمندان برجسته آب و هوا، هواشناسان و پزشکان بهداشت عمومی است.
بر اساس یافتههای این پژوهش، قرار گرفتن طولانیمدت در دمای شدید ارتباط مستقیمی با زوال شناختی، بیماری کلیوی، سرطان پوست و گسترش بیماریهای عفونی دارد.
دان میچل، نویسنده اصلی این پژوهش، اعلام کرد محققان از برخی «پیوندهای قوی» میان این بیماریها و امواج گرما آگاه هستند و این امر «موجب نگرانی قابل توجهی» شده است.
سخنگوی دانشگاه بریستول گفت: «در حالی که تاثیر منفی تغییرات آب و هوایی بر سلامت قلب و ریه به طور گستردهای شناخته شده، این تحقیق تصویر جامعتری از پیامدهای مرتبط ارائه میدهد.»
کارشناسان دریافتند که «تکرار و افزایش تغییرات آب و هوایی، مانند موج گرما و سیل، مشکلات سلامت روانی و گسترش بیماریهای عفونی را تشدید میکند.»
زنگ خطر بیماریهای پنهان
این مطالعه همچنین نشان میدهد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض گرما میتواند خواب را مختل کند که این امر با زوال شناختی، بیماری آلزایمر و زوال عقل مرتبط است.
هوای سرد نیز ممکن است منجر به صدمات جسمی، مانند زمین خوردن یا تضعیف سلامت روانی، از جمله گوشهگیری شود و درد مفاصل و بیتحرکی را بر اثر نشستن و دراز کشیدن بیش از حد افزایش دهد.
میچل، استاد علوم آب و هوا در دانشگاه بریستول گفت: «این تحقیق عمدتا عوارض بالقوه بسیار جدی ناشی از قرار گرفتن طولانیمدت در معرض تغییرات آب و هوایی را نشان میدهد که تاکنون در ارزیابیهای مشابه به آن پرداخته نشده است.»
او افزود که اطلاعات کافی در مورد اینکه چگونه دماهای گرمتر یا سیل مداوم ممکن است با بیماریهای مختلف مرتبط باشد، وجود ندارد.
با این حال، این پژوهشگر تاکید کرد که فشار گرمایی مداوم و چندساله احتمالا بیماریهای زمینهای مانند بیماریهای کلیوی را تشدید میکند اما برای تعیین اثرات بلندمدت آن، باید تحقیقات بیشتری انجام شود.
میچل ادامه داد: «با استفاده از نمونه بریتانیا ما زمینه را برای تجزیه و تحلیل کامل و جهانی ارتباط میان تغییرات آب و هوایی و سلامت فراهم کردهایم.»
یونیس لو، یکی دیگر از نویسندگان این تحقیق گفت که گامهای بعدی شامل تجزیه و تحلیل دادههای بلندمدت بیشتر در کنار «عوامل دیگری است که در طول زمان بر سلامتی تاثیر میگذارند».
تغییرات اقلیمی ناشی از تغییر درازمدت میانگین دمای زمین است که شرایط آب و هوایی را عوض میکند.
در طول یک دهه گذشته، دمای زمین به طور متوسط حدود ۱.۲ درجه سانتیگراد گرمتر از اواخر قرن ۱۹ بوده است.
اکنون تایید شده که گرمایش جهانی در دوره ۱۲ ماهه بین فوریه ۲۰۲۳ تا ژانویه ۲۰۲۴ از ۱.۵ درجه سانتیگراد فراتر رفته است.
پیامدهای افزایش دما که به دلیل تغییرات آب و هوایی ناشی از فعالیتهای انسان رخ داده، با پدیده النینو تشدید و باعث شده سال ۲۰۲۳ گرمترین سال ثبت شده در تاریخ باشد.