مامور متهم به قتل علیرضا خوشکار بیاتی به اعدام محکوم شد
یک مامور فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی (فراجا) که آذر ۱۴۰۱ در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی»، علیرضا خوشکار بیاتی را با شلیک گلوله به قتل رساند، از سوی شعبه ۱۰ دادگاه کیفری تهران، برای دومین بار به اعدام محکوم شد.
سایت اعتمادآنلاین در گزارشی بدون اشاره به هویت مقتول و متهم نوشت که آذر ۱۴۰۱، ماموران از قتل یک پسر جوان در غرب تهران باخبر شدند و در محل حادثه مشخص شد ضارب، مامور پلیس است.
این مامور ابتدا گفت مقتول قصد حمله و شلیک داشته اما بررسی دوربینهای مداربسته و شهادت شهود نشان داد جوان کشتهشده داخل خودرو بوده و اقدامی علیه او انجام نداده است.
بهدنبال این تحقیقات، کیفرخواست «قتل عمد» صادر و پرونده به شعبه ۱۰ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.
در رسیدگی نخست، دادگاه با درخواست اولیای دم، حکم اعدام (قصاص نفس) صادر کرد اما دیوان عالی کشور با تشخیص «موارد لوث» رای را نقض و پرونده را برای برگزاری قسامه بازگرداند.
در جلسه مجدد، مامور پلیس با انکار قصد قبلی، شلیک را «خطا» و ناشی از «کمانهکردن تیر» توصیف کرد اما قضات شعبه ۱۰ در نهایت بار دیگر او را با اکثریت آرا به اعدام (قصاص نفس) محکوم کردند.
ایراناینترنشنال در آذر ۱۴۰۱ در گزارشی اختصاصی نوشت خوشکار بیاتی که بهتازگی ازدواج کرده بود، ۱۶ آذر بر اثر شلیک ماموران در خودروی خود مجروح شد و پس از بازداشت و انتقال به کلانتری جان باخت.
در این گزارش آمده بود که شاهدان عینی به خانواده خوشکار بیاتی گفتهاند مامور شلیک کننده به او از پرسنل نیروی انتظامی بوده و لباس فرم به تن داشته است.
پیکر این جوان ۳۰ ساله ۱۷ آذر همان سال و با حضور پرشمار ماموران امنیتی و لباس شخصی در بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.
رضا شفاخواه، وکیل دادگستری، با انتشار مطلبی در شبکه اجتماعی ایکس، درباره این پرونده اعلام کرد که رسیدگی مجدد به قتل خوشکار بیاتی با پیگیریهای مستمر همسر او، نیلوفر داودی و وکلای پرونده انجام شد و در نهایت، دادگاه بار دیگر حکم قصاص صادر کرد.
شفاخواه نوشت متهم در ابتدا «جنایت» را انکار کرده بود اما بهدلیل «عذاب وجدان» بعدا اظهارات اولیه خود را پس گرفت و به شلیک اعتراف کرد.
با این حال، بازپرس پرونده قرار منع تعقیب صادر کرده بود که با اعتراض قانونی وکلای خانواده، این قرار نقض شد و پرونده دوباره به جریان افتاد.
شفاخواه تاکید کرد نام متهم محفوظ مانده اما «اگر پیگیریهای همسر مقتول و ایرادهای حقوقی وکلای خانواده نبود، پرونده ممکن بود در همان مراحل ابتدایی متوقف شود».
او اضافه کرد که حکم صادر شده «نتیجه مقاومت خانواده و بازگرداندن پرونده به ریل اصلی رسیدگی قضایی» بوده است.
این حکم گرچه برای یک عامل حکومت جمهوری اسلامی و در حالی صادر شده که دادخواهی در موارد مشابه اغلب بینتیجه مانده است، اما نهادهای حقوق بشری در ماههای گذشته از افزایش روند صدور، تایید و اجرای احکام اعدام در ایران ابراز نگرانی کردهاند.
از سوی دیگر، ۲۸ آبان کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل، قطعنامه محکومیت نقض حقوق بشر در ایران را با ۷۹ رای موافق در برابر ۲۸ رای مخالف تصویب کرد.
متن این قطعنامه بر گستردهتر شدن اعدامها، نقض بیشتر حقوق زنان، سرکوب معترضان و سرکوبهای فرامرزی تمرکز داشت.
مای ساتو، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران نیز در نشست هشتم آبان کمیته سوم مجمع عمومی در نیویورک اعلام کرد جمهوری اسلامی با اجرای اعدامهای گسترده، مسیر «جنایت علیه بشریت» را در پیش گرفته است.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.