کرج، تهران، مشهد، ساری و اهواز بالاترین آمار مسمومیت الکلی را دارند
بر اساس دادههای سازمان پزشکی قانونی در پنج ماه نخست سال جاری، از میان چهار هزار و ۲۳۲ مرگ ناشی از انواع مسمومیتها، حدود پنج درصد مربوط به مسمومیت با الکلهای خوراکی بوده و بیشترین موارد در شهرهای کرج، تهران، مشهد، ساری و اهواز گزارش شده است.
گزارش جدید سازمان پزشکی قانونی که شنبه سوم آبان منتشر شد، نشان میدهد مصرف مشروبات الکلی دستساز و تقلبی، مهمترین علت مسمومیتهای الکلی در کشور است.
سال ۱۴۰۳، سهم مسمومیت با الکل از کل مرگومیرهای ناشی از مسمومیت، حدود شش درصد بود.
بر اساس آمار بیمارستانهای مرجع، سال گذشته ۱۰ درصد از مراجعهکنندگان به مراکز درمانی بهدلیل مسمومیت با الکل بستری شدهاند. این رقم در ششماهه نخست امسال به ۸.۵ درصد کاهش یافته است.
این در حالی است که علیرضا رئیسی، معاون بهداشت وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، ۱۹ مهرماه اعلام کرد آمار واقعی مسمومیت با الکل تقلبی در ایران ۱۰ برابر بیشتر از مواردی است که بهدلیل این مسمومیت، به اورژانس مراجعه میکنند.
در کنار مسمومیت با الکل، آمارها نشان میدهند که سوءمصرف مواد مخدر و محرک نیز همچنان عامل قابل توجهی در مرگومیرهای ناشی از مسمومیت است.
سال ۱۴۰۳ حدود ۲۱.۳ درصد و در پنج ماه نخست امسال ۲۱.۶ درصد از مرگها به دلیل استعمال مواد مخدر و عوارض ناشی از اعتیاد بوده است. بیشترین موارد مسمومیت در این بخش مربوط به متادون با سهمی نزدیک به ۴۷ درصد گزارش شده است، در حالی که پس از آن ترامادول و تریاک بیشترین سهم را داشتهاند.
از سوی دیگر، سهم سموم در مرگهای ناشی از مسمومیت نیز نگرانکننده است.
سال گذشته، حدود ۲۴ درصد از تلفات ناشی از انواع مسمومیت به مصرف سموم اختصاص داشته و قرص برنج بهتنهایی عامل ۱۳.۶ درصد از کل این مرگها بوده است.
این رقم طی سالهای اخیر روندی صعودی داشته، هرچند واردات، خرید و فروش و استفاده از فسفید آلومینیوم در کشور ممنوع است.
گازهای کشنده
سازمان پزشکی قانونی همچنین از مرگ ناشی از گاز مونوکسیدکربن به عنوان یکی از تهدیدهای جدی سلامت عمومی در فصل سرما یاد کرد.
طبق آمار رسمی، سال گذشته ۷.۸ درصد و در پنج ماه نخست امسال شش درصد از مرگهای ناشی از مسمومیت بهدلیل استنشاق گاز مونوکسیدکربن بوده است.
بیشترین موارد نیز در مشهد، اردبیل، تهران، تبریز و کرج ثبت شده است.
اما مسمومیت دارویی همچنان بیشترین سهم را در مرگومیرها دارد.
سال ۱۴۰۳، حدود ۴۲.۵ درصد از کل مرگهای ناشی از مسمومیتها به داروها مربوط بود و در پنج ماه نخست امسال این رقم به ۴۸.۴ درصد افزایش یافته است.
داروهای آرامبخش مانند بنزودیازپینها، مسکنهای غیرافیونی و داروهای ضدافسردگی، در صدر موارد قرار دارند.
آمار رسمی نشان میدهد بیشترین قربانیان مسمومیت در ایران مردان هستند. حدود ۷۸ درصد از مرگهای ناشی از مسمومیت در مردان و ۲۲ درصد در زنان رخ داده است.
همچنین، نزدیک به نیمی از موارد مسمومیت، «عمدی و در چارچوب اقدام به خودکشی» گزارش شده است.
پزشکی قانونی تاکید کرد بخش بزرگی از این مسمومیتها قابل پیشگیری است و «با افزایش آگاهی عمومی، نظارت بر بازار مواد شیمیایی و دارویی و رعایت نکات ایمنی بهویژه در استفاده از وسایل گرمایشی»، میتوان آمار قربانیان را کاهش داد.
این گزارش همزمان با آغاز «هفته پیشگیری از مسمومیتها» در ایران منتشر شد. هفتهای که هدف آن «ارتقای دانش عمومی درباره پیشگیری از بروز مسمومیت، افزایش ایمنی در منازل و کاهش مرگهای ناشی از مصرف مواد خطرناک» عنوان شده است.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.