علی شمخانی، عضو شورای دفاع و گوینده جمله «حرامزادهها من هنوز زندهام»، در واکنش به انتقادات از فیلم عروسی دخترش، در سخنانی جدید بدون اشاره مستقیم به نقد شهروندان به سبک زندگی، ثروت و ارتباطات مالی فرزندانش، دوباره تلاش کرد این انتقادها را «حمله دشمن به جمهوری اسلامی» تصویر کند.
شمخانی در سخنانی تازه که چهارشنبه ۳۰ مهر منتشر شد، با تکرار تلویحی موضع قبلی مبنی بر اینکه تلاش برای پرسشگری از او و انتقادات به زندگی خود و فرزندانش «حمله به حکومت و زیر سوال بردن اصل جمهوری اسلامی» است، گفت به جریانات داخلی توصیه میکند «تحت ولایت» رهبر جمهوری اسلامی، متحد باشند.
کار، کار دشمن است
شمخانی در ادامه گفت: «دشمن به دنبال آن است که تکتک ما را گیر بیاورد و اساس کشور را دچار اختلال کند.»
مسعود کاظمی، خبرنگار حوزه سیاسی ساکن آلمان، در این زمینه به ایراناینترنشنال گفت شمخانی بار دیگر با فرار رو به جلو، از پاسخگویی به سوالات و انتقاد شهروندان سر باز زد و نشان داد حق پرسشگری مردم را به رسمیت نمیشناسد.
این روزنامهنگار اظهارات جدید شمخانی را نشانه سعی او برای پنهان شدن پشت حمایت حکومت و رهبر جمهوری اسلامی دانست و گفت این چهره بسیار نزدیک به علی خامنهای میخواهد چنین القا کند که هر کسی به او انتقاد کند «آب به آسیاب دشمن ریخته است».
شمخانی ۲۸ مهر و پس از دو روز زیر ضرب بودن، در واکنش به حواشی ویدیوی مراسم عروسی دخترش به خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، گفت: «پاسخم به حواشی اخیر همان محتوای قبل است؛ حرامزادهها، من هنوز زندهام.»
او پیشتر در یک گفتوگو، این عبارت را خطاب به اسرائیل به کار برده بود.
شمخانی این جمله را به فارسی و عبری نیز در حساب ایکس خود منتشر کرد. اقدامی که به نظر میرسد حکایت از تلاشش برای سوار شدن بر روایت گروهی از رسانهها و چهرههای حکومتی دارد که افشای فیلم عروسی دخترش را تلاش اسرائیل و موساد برای «ترور شخصیت» شمخانی بعد از ناموفق بودن حمله اسرائیل در حملات خردادماه دانستهاند.
استفاده از لفظ حرامزاده که ناسزایی با بار مذهبی و از دید فعالان حقوق زنان کلامی جنسیتزده و زنستیزانه است، نتیجه عکس داد. بسیاری از کاربران در رسانههای اجتماعی این کلام و پست را نشانه «وقاحت» شمخانی و توهین به شهروندانی دانستند که او آنان را در ردیف «دشمن» قرار میدهد و از پاسخگویی درباره سبک زندگی غربی، ثروت سرشار و حتی سخنانش درباره نحوه ترور شدنش در حمله اسرائیل در خردادماه، شانه خالی میکند.
با این حال، به نظر میرسد این موضع مشاور خامنهای و نماینده او در شورای دفاع، مورد قبول حلقه اصلی قدرت قرار گرفته و بازتاب داده میشود.
روزنامه کیهان که زیر نظر نماینده خامنهای اداره میشود، ۲۹ مهر در یادداشتی با حمایت همهجانبه از شمخانی، انتشار فیلم عروسی دخترش را «عملیات روانی» دانست با این هدف که: «این پیغام را بدهد که هر کس پای دفاع از کشور بایستد، هدف ترور شخصیت و پردهدری قرار خواهد گرفت.»
موج افشاگری علیه شمخانی
زیر فشار رفتن شمخانی پس از انتشار ویدیوی عروسی دخترش نتیجه دیگری هم داشت و موجی از افشاگری را علیه او به راه انداخت که هنوز در برابر آن سکوت کرده است.
مهرزاد بروجردی، رییس دانشکده علوم انسانی در دانشگاه میزوری با اشاره به ویدیوی عروسی دختر شمخانی، در اینستاگرام نوشت: «با دخترتان کاری ندارم، سخنم با شماست. شما همان کسی هستید که در دی ۱۳۵۷ در اهواز، همراه شریک جرمتان محسن رضایی، پدر من، ملکمحمد بروجردی را ترور کردید.»
او ادامه داد: «بعد از آن ترور و دیگر جنایتها، پلههای قدرت را یکییکی بالا رفتید؛ از فرماندهی سپاه تا وزارت، از دبیری شورای عالی امنیت ملی تا عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام.»
بروجردی در مصاحبه با ایراناینترنشنال تاکید کرد که «گروه تروریستی منصورون» با عضویت شمخانی، در خوزستان قتلهایی انجام دادند که پدر او هم در بینشان بود و ترور همزمان او و یک مهندس آمریکایی در دوم دیماه سال ۱۳۵۷، موجب شد کارکنان خارجی، شرکت نفت ایران را ترک کنند؛ در نتیجه تولید نفت به شدت پایین آمد و انقلابیون برای فلج کردن اقتصاد، ضربه بزرگی به حکومت پهلوی زدند.
مصطفی آلاحمد، نویسنده و فیلمساز ایرانی هم در پستی در صفحه اینستاگرام خود به سوابق شمخانی در سرکوب خونین اعتراضات دی ماه ۹۶، مرداد ۹۷، آبان ۹۸، اعتراضات متروپل و خیزش شهریور ۱۴۰۱ در مقام دبیر شورای عالی امنیت ملی اشاره کرد.
او در همین زمینه گفت: «تا آن جا که من تحقیق کردم با دستور شورای عالی امنیت ملی در زمان دبیری شمخانی در تیرماه ۱۴۰۱ بود که من و محمد رسولاف (کارگردان مطرح سینمای ایران) دستگیر شدیم؛ آن هم بهخاطر بیانیهای که در حمایت از مردم آبادان و در انزجار از حادثه متروپل بود.»
این هنرمند معترض افزود بعدا معلوم شد که موعود شمخانی، برادرزاده علی شمخانی، با شرکت حسین عبدالباقی که ساختمان متروپل را ساخته، در ارتباط بوده است.
آلاحمد نوشت: «موعود شمخانی ۲۷ ساله، متهم فسادهای مختلف در منطقه اروند بوده و خب ما درباره چیزی نظر داده بودیم که برای حضرات گران بود.»
گروهی از تحلیلگران معتقدند شمخانی بهعنوان یکی از چهرههای بسیار نزدیک به خامنهای و از اعضای اصلی حلقه نزدیک به او، از مخمصه و شایعات دیگری که متوجه فساد اقتصادی مربوط به او و خانوادهاش بوده، گذر کرده و بیرون راندن او از حلقه حاکمیت با انتشار این ویدیو و افشاگریهای موجود - هر چند بسیار بر افکار عمومی تاثیرگذار است - کار سادهای نیست.
یک روزنامهنگار ساکن ایران که نخواست نامش فاش شود به ایراناینترنشنال گفت شمخانی به عنوان کسی که نام خود و فرزندانش در پروندههای قاچاق نفت، اسلحه و کشتیرانی به شکل جدی وجود دارد و از تحریمها سود سرشار برده و به عنوان یکی از عوامل اصلی وضع نابسامان سیاسی و اقتصادی موجود کشور، باید پاسخگوی عملکردش باشد.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.