• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

کاترین شکدم: جمهوری اسلامی با تفرقه‌افکنی، وحدت ملی ایرانیان را هدف گرفته است

۱۳ مرداد ۱۴۰۴، ۰۸:۵۸ (‎+۱ گرینویچ)

کاترین شکدم، پژوهشگر یهودی بریتانیایی-فرانسوی، در یادداشتی نوشت جمهوری اسلامی با بهره‌گیری از راهبرد تفرقه‌افکنی، در پی تضعیف وحدت و همبستگی میان گروه‌های مختلف در ایران است.

شکدم که اکنون به‌عنوان تحلیل‌گر سیاسی و سخنگوی یک نهاد حامی اسرائیل با نام «ما به اسرائیل ایمان داریم» فعالیت می‌کند، دوشنبه ۱۳ مرداد در روزنامه جروزالم پست نوشت جمهوری اسلامی تنها به فریب دادن مردم خود قانع نیست و جاه‌طلبی‌هایش تا مجذوب ساختن غرب با روایتی از مظلوم‌نمایی نیز امتداد یافته است.

او هشدار داد حکومت ایران «کیمیاگری کهنِ تبدیل مظلوم‌نمایی به ابزاری برای امپراتوری‌سازی» را به کمال رسانده است.

در ادامه بخش‌هایی از این یادداشت را می‌خوانید.

نمی‌توان در برابر مهارتی که با آن هم‌زمان نقاب مظلومیت بر چهره می‌زند و داس سرکوب را به حرکت درمی‌آورد، شگفت‌زده نشد. این مظلومیت نه به‌عنوان وضعیتی تاسف‌بار، بلکه همچون گرزی درخشان است؛ سلاحی صیقل‌خورده برای بریدن، خلع سلاح کردن و خاموش ساختن.

به طبقه‌بندی انسان‌ها در جمهوری اسلامی نگاه کنید؛ این حکومت انسان‌ها را بر پایه قومیت، مذهب یا گرایش جنسی جدا می‌سازد. هر ویژگی هویتی را بیرون می‌کشد، به نمایش می‌گذارد و سپس آن را چون تیغی برای پاره کردن تار و پود جامعه به‌کار می‌گیرد؛ کُرد در برابر آذری، سنی در برابر شیعه، زن در برابر مرد.

این حکومت به‌خوبی دریافته که برای تضعیف یک ملت، نخست باید پیوندهای وحدت آن را گسست و مردم را به قبیله‌هایی متخاصم تقلیل داد.

وقتی همه‌ بندهای ملت بودن از هم گسسته شود، چه می‌ماند؟ تنها ایدئولوژی؛ اما نه یک ایدئولوژی پویا و زندگی‌بخش، بلکه جزم‌اندیشی خشک و بی‌روح، همچون یک نقاشی تک‌رنگ که بر پیکره تمدنی رنگارنگ کشیده شده باشد.

ملاها حکومتی بنا کرده‌اند که نه‌تنها اطاعت، بلکه هم‌دستی می‌طلبد؛ یک اتاق پژواک بی‌پایان که در آن از شهروندان انتظار می‌رود شعارهای روز را تکرار کنند و چشم بر خشونتی ببندند که ستون‌های آن را نگه می‌دارد.

ایدئولوژی که روزی ابزاری در خدمت دولت بود، اکنون خود به بتی بدل شده که در هر محراب، قربانی می‌طلبد: از حقیقت، از فردیت و از عشق.

تبلیغات جمهوری اسلامی چگونه عمل می‌کند؟

با این‌ حال، حکومت ایران تنها به فریب مردم خود قانع نیست و جاه‌طلبی‌هایش فراتر از مرزهایش می‌رود. تهران با جذابیتی نرم و فریبکارانه، همچون یک شیاد حرفه‌ای، غرب را با روایتی از مظلومیت چنان مجذوب کرده که حتی روشنفکرترین ذهن‌ها نیز فریب آن را خورده‌اند.

روشنفکران غربی که در احساس گناه پسااستعماری غوطه‌ورند، ایران را نه یک زندان تئوکراتیک، بلکه شهیدی «بد فهمیده‌ شده» می‌پندارند؛ ملتی شریف که قربانی زورگویی امپریالیست‌ها شده است. تهران حتما از تماشای این نمایش مضحک خنده‌اش می‌گیرد! آنکه هم زندان‌بان است و هم زندانی، هم ستمگر است و هم ستم‌دیده، بی‌تردید استاد تبلیغات است.

جمهوری اسلامی دهه‌هاست این بازی را با شکیبایی عنکبوتی که تار می‌تند، پیش می‌برد. هر تار با دقت تنیده می‌شود: یک سخنرانی در این‌جا، یک مانور دیپلماتیک در آن‌جا، یک صحنه‌سازی حساب‌شده برای برانگیختن خشم و جلب توجه رسانه‌های جهانی.

در این میان، غرب هر بار فریب می‌خورد؛ ژست می‌گیریم، بیانیه صادر می‌کنیم، تحریم اعلام می‌کنیم، اما پشت این کلمات سخت‌گیرانه، اراده‌ای برای رویارویی با پوسیدگی بنیادین وجود ندارد.

دانشجویان ما شاید غم‌انگیزترین قربانیان این نمایش باشند. از کلاس‌های درس دانشگاه کمبریج تا پردیس‌های کالیفرنیا، از جا برمی‌خیزند و خود را پاسداران عدالت، حامیان مظلومان می‌خوانند. اما عدالت چه‌ کسی؟ مظلومیت چه‌ کسی را بازگو می‌کنند؟ دقیقا همان روایت‌هایی که تهران با وسواس پرورانده است.

انگار جمهوری اسلامی در میان جوانان غرب عروسکی سخنگو یافته؛ جملاتی در دهانشان می‌گذارد که ظاهری شریف دارند، اما تنها برای پنهان‌ کردن بی‌رحمی طراحی شده‌اند.

چگونه و چرا این فریب کارگر افتاد؟

چگونه چنین شد؟ چگونه وارثان عقلانیت عصر روشنگری و اندیشه لیبرال، چنین تمام‌عیار فریب خوردند؟ بخشی از پاسخ در خودپسندی اخلاقی ما نهفته است. ما عاشق آنیم که خود را درست‌کار بدانیم؛ عاشق صحنه‌سازی‌های قهرمانانه‌ایم که در آن مشت بر میز می‌کوبیم و با تبهکاران تاریخی فرضی در‌می‌افتیم.

پس وقتی تهران زمزمه‌هایی از ظلم غربی در گوشمان می‌خواند، گوش می‌سپاریم. سر تکان می‌دهیم. یادداشت برمی‌داریم. ساختارهایی پیچیده برای سرزنش‌گری می‌سازیم و به راحتی فراموش می‌کنیم که ستمگر واقعی در این داستان نه «غرب» انتزاعی، بلکه رژیمی ا‌ست که مردم خود را به زندان می‌اندازد، شاعران را شلاق می‌زند و زنان را سنگسار می‌کند.

این روش کار جمهوری اسلامی‌ است: تفرقه بینداز، سردرگم کن، وارونه جلوه بده.

رهبران حکومت ایران بسیار بهتر از ما دریافته‌اند که میدان نبرد قرن بیست‌ویکم نه دشت‌های بیابانی، بلکه ذهن انسان‌هاست. آن‌ها جنگ را نه صرفا با تانک و هواپیما - که آن‌ها را نیز دارند - بلکه با روایت‌ها، با داستان‌ها، با ترکیبی فریبنده از رنج و شکوه به‌ پیش می‌برند؛ ترکیبی که حتی فرهیخته‌ترین انسان‌ها را به هم‌دستانی نادان بدل می‌سازد.

آن‌ها به‌دنبال تصرف سرزمین نیستند، بلکه خیال را فتح می‌کنند؛ در پی استعمار واژگان اخلاقی جهان‌اند.

در همین حال، درون ایران، مردم با رنج‌هایی زندگی می‌کنند که حتی درکشان دشوار است: فشار اقتصادی روزمره، تشدیدشده با فساد و سوءمدیریت، تهدید دائمی بازداشت یا سرنوشتی بدتر برای کسانی که زبان می‌گشایند؛ فضای خفقان‌آور ایدئولوژیک که از کلاس درس تا اتاق خواب را فراگرفته است.

اما صدای این رنج‌ها هم در هیاهوی تبلیغات رژیم و هم در هم‌صدایی ناآگاهانه‌ برخی روشنفکران خوش‌نیت اما گمراه غربی گم می‌شود؛ آنان که استبداد را با مقاومت و قساوت را با شجاعت اشتباه می‌گیرند.

جمهوری اسلامی از این سردرگمی تغذیه می‌کند. می‌داند تا زمانی که جهان در جدال میان شرق و غرب، میان دانشجویان معترض و دولت‌های به‌اصطلاح جنگ‌طلب باقی بماند، سلطه‌اش ادامه خواهد یافت. این رژیم همچون تردستی‌کار ماهری‌ست که وقتی ما مشغول بحث بر سر ترفندش هستیم، جادوی واقعی را در جایی دیگر و دور از چشم اجرا می‌کند.

ما درباره تحریم‌ها بحث می‌کنیم، درگیر پیچ‌وخم دیپلماسی می‌شویم و در همین حین، تهران گام‌به‌گام بنیان‌های ملی ‌بودن را از هم می‌گشاید و ایران را به ظرفی توخالی بدل می‌کند که تنها بخارهای ایدئولوژی در آن موج می‌زند.

تراژدی این‌جاست: مردم ایران، رژیم ایران نیستند. آنان نه همان آخوندهایی‌ هستند که به‌دروغ به نامشان سخن می‌گویند و نه همان پاسدارانی که با گلوله و باتون سکوت را تحمیل می‌کنند. آنان مردمی‌اند سرافراز، گوناگون و زیبا؛ وارثان یکی از کهن‌ترین تمدن‌های جهان که در قفسی آهنین گرفتار آمده‌اند. غرب، در اشتیاق خود برای عادل جلوه کردن، بارها این تمایز بنیادین را از یاد برده است.

پس باید نقاب‌ها، روایت‌ها و افسانه‌های دم‌دستی را کنار زد. باید جمهوری اسلامی را آن‌ گونه که هست دید: نه قربانی، بلکه شکارچی؛ نه چراغ راه مقاومت، بلکه کارخانه دروغ.

باید شجاعت آن را داشت تا کسانی را که چه از سر ساده‌دلی و چه از سر غرور، روایات این حکومت را به‌جای حقیقت بازگو می‌کنند، به چالش کشید. در غیر این‌ صورت، خود در زهر و توهمی شریک می‌شویم که نه‌‌تنها ایران، بلکه شفافیت اخلاقی جهان را آهسته آهسته می‌فرساید.

Banner

پربازدیدترین‌ها

واشینگتن‌پست: مقام‌های ارشد نظامی به هگست گفتند ادامه جنگ ایران پایدار نیست
۱

واشینگتن‌پست: مقام‌های ارشد نظامی به هگست گفتند ادامه جنگ ایران پایدار نیست

۲

مریم سعیدپور در جوایز بین‌المللی عکاسی ۲۰۲۶ به عنوان عکاس هنرهای زیبای سال انتخاب شد

۳

تعلیق یک معافیت ۱۲ساله؛ تحریم‌های آمریکا به آزمون‌های دانشگاهی و علمی ایرانیان رسید

۴
روایت شما

لغو آزمون‌های زبان؛ تحریمی که مهاجرت تحصیلی را دشوارتر از همیشه کرد

۵
تحلیل

کارشناس اسرائیلی: موفقیت فشار اقتصادی بر حکومت ایران به عزم واشینگتن بستگی دارد

انتخاب سردبیر

  • ۴۴ درصد شرکت‌کنندگان نظرسنجی ایران‌اینترنشنال: پول داشته باشیم هم در ایران خانه نمی‌خریم

    ۴۴ درصد شرکت‌کنندگان نظرسنجی ایران‌اینترنشنال: پول داشته باشیم هم در ایران خانه نمی‌خریم

  • کودکان و نوجوانان مناطق مرزی ایران زیر فشار فقر به کولبری روی آورده‌اند

    کودکان و نوجوانان مناطق مرزی ایران زیر فشار فقر به کولبری روی آورده‌اند

  • تعلیق یک معافیت ۱۲ساله؛ تحریم‌های آمریکا به آزمون‌های دانشگاهی و علمی ایرانیان رسید

    تعلیق یک معافیت ۱۲ساله؛ تحریم‌های آمریکا به آزمون‌های دانشگاهی و علمی ایرانیان رسید

  • انقلاب ملی در شهرستان‌های تهران؛ تکرار الگوی قلع و قمع سوریه در سرکوب شهریار

    انقلاب ملی در شهرستان‌های تهران؛ تکرار الگوی قلع و قمع سوریه در سرکوب شهریار

  • جمهوری جادو، مملکت امام زمان
    تحلیل

    جمهوری جادو، مملکت امام زمان

  •  جاسوسی کاترین شکدم؛ موضوعی که پس از ضربات امنیتی جنگ ۱۲ روزه دوباره داغ شد

    جاسوسی کاترین شکدم؛ موضوعی که پس از ضربات امنیتی جنگ ۱۲ روزه دوباره داغ شد

  • ادامه جنجال بر سر «رابطه جنسی کاترین شکدم با ۱۲۰ مقام بلندپایه جمهوری اسلامی»

    ادامه جنجال بر سر «رابطه جنسی کاترین شکدم با ۱۲۰ مقام بلندپایه جمهوری اسلامی»

  • پرده‌برداری روزنامه‌نگار فرانسوی از دیدارهای خود با مقامات عالی‌رتبه ایران

    پرده‌برداری روزنامه‌نگار فرانسوی از دیدارهای خود با مقامات عالی‌رتبه ایران

•
•
•

مطالب بیشتر

مطالعه جدید دانشمندان؛ آلودگی هوا باعث زوال عقل می‌شود؟

۲۹ مهر ۱۴۰۳، ۱۴:۳۵ (‎+۱ گرینویچ)
100%

دانشمندان بریتانیایی مطالعه‌ای برای بررسی این موضوع آغاز کرده‌اند که آیا آلودگی هوا می‌تواند باعث زوال عقل شود؟ این پژوهش، می‌تواند به توسعه داروهای جدیدی برای مقابله با پیشرفت بیماری‌هایی مانند آلزایمر منجر شود.

گاردین روز یک‌شنبه ۲۹ مهر در گزارشی نوشت دانشمندان بریتانیایی در آستانه راه‌اندازی پروژه تحقیقاتی چشمگیری هستند که نشان می‌دهد هوایی که تنفس می‌کنیم چگونه می‌تواند بر مغز ما تاثیر بگذارد.

به گفته دانشمندان، این تحقیق برای درک یک مشکل پزشکی مهم، یعنی چگونگی تاثیر آلودگی هوا بر بروز زوال عقل، حیاتی است.

در سال‌های اخیر، دانشمندان دریافتند که آلودگی هوا یکی از خطرناک‌ترین تهدیدها برای سلامت انسان است و نشان داده‌اند که این آلودگی در بروز سرطان، بیماری‌های قلبی، دیابت و بسیاری از مشکلات بهداشتی دیگر نقش دارد.

اکنون دانشمندان در موسسه فرانسیس کریک (Francis Crick) قرار است به بررسی ارتباط آلودگی هوا با پدیده زوال عصبی بپردازند.

این پروژه تحقیقاتی با عنوان «سرعت» (Rapid) که از سوی خیریه «مقابله با زوال عقل» تامین مالی شده است، از روز دوشنبه ۳۰ مهر به‌طور رسمی آغاز خواهد شد.

ذرات کوچک آلاینده چطور منجر به زوال عقل می‌شوند؟

پروژه سرعت شامل بررسی دقیق فرآیندهایی است که ذرات کوچک آلاینده می‌توانند منجر به زوال عقل شوند.

این تحقیق می‌تواند بینشی کلی درباره چگونگی تاثیر ذرات معلق در هوا بر بروز بیماری‌ها ارائه دهد و همچنین به توسعه داروهای جدید برای مقابله با پیشرفت شرایطی مانند بیماری آلزایمر کمک کند.

پروفسور چارلز سوانتون، معاون مدیر بالینی موسسه کرک و از مدیران این پروژه گفت: «آلودگی هوا معمولا با زوال عقل مرتبط نیست. با این حال، اپیدمیولوژیست‌ها به‌تازگی دریافته‌اند که ذرات موجود در هوا کاملا با خطر بیماری‌های نورودژنراتیو (زوال عصبی) مرتبط هستند.»

او افزود: «ما می‌خواهیم دقیقا بفهمیم که چگونه ذرات ریز در هوا می‌توانند تاثیرات عمیقی بر مغز ما داشته باشند و از این دانش برای توسعه داروهای جدیدی برای درمان زوال عقل استفاده کنیم.»

یک نوع کلیدی از آلودگی هوا، شامل معلق‌های ریز ذرات جامد و قطرات مایع است.

این ذرات از اگزوز خودروها و کامیون‌ها، کارخانه‌ها، گرد و غبار، گرده‌ها، آتش‌فشان‌ها، آتش‌سوزی‌های جنگلی و منابع دیگر تولید می‌شوند و به‌عنوان ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری یا به‌طور ساده PM2/5 شناخته می‌شوند.

این ذرات دارای قطری کمتر از ۲.۵ میلیونیم متر هستند که حدود ۳۰ برابر نازک‌تر از موی انسان است و به‌قدری کوچک‌اند که می‌توانند به عمق بدن انسان نفوذ کنند.

در مورد زوال عقل، پی‌ام۲.۵‌ها هنگام تنفس و از طریق پیاز بویایی (olfactory bulb) وارد مغز می‌شوند.

پیاز بویایی یک ساختار عصبی در مغز است که در بالای حفره بینی قرار دارد و سیگنال‌های بویایی را از گیرنده‌های موجود در بینی دریافت کرده و پردازش می‌کند. این بخش، نقش مهمی در درک و تشخیص بوها دارد.

به گفته پروفسور سوانتون، به نظر می‌رسد که پی‌ام۲.۵‌ها در مغز، از سوی سلول‌های ایمنی در سیستم عصبی مرکزی جذب می‌شوند و پس از آن است که احتمالا زوال عصبی آغاز می‌شود.

با این حال، این که این فرآیند چگونه پیش می‌رود و منجر به زوال عقل می‌شود، هنوز روشن نیست.

100%

درک دقیق این فرایند، یکی از اهداف اصلی پروژه سرعت است تا بفهمیم چگونه پی‌ام۲.۵‌ها موجب تشکیل توده‌هایی در بافت مغز می‌شوند که نشانه مشخص بیماری آلزایمر است.

سونیا گاندی، رییس آزمایشگاه زیست‌شناسی زوال عصبی در موسسه کرک و دانشگاه کالج لندن گفت: «ما شواهد خوبی از ارتباط بین قرارگیری در معرض ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری و بیماری‌های مغزی مانند آلزایمر و پارکینسون داریم. اما هنوز نمی‌دانیم که آیا این ذرات واقعا زوال عصبی را به‌طور مستقیم تحریک می‌کنند یا تنها فرایندی را که در افراد آسیب‌پذیر در حال وقوع است، تسریع می‌کنند.»

پژوهشگران موسسه کرک بر این باورند که آلودگی هوا از طریق سه مکانیسم مختلف می‌تواند باعث زوال عقل شود؛ بر اساس یکی از این مکانیسم‌ها، ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری ممکن است به‌طور مستقیم فرآیند تجمع پروتئین‌ها را در مغز تسریع کنند و باعث بروز آلزایمر شوند.

به عبارت دیگر، ممکن است ورود ذرات معلق با توانایی مغز در پاکسازی توده‌های پروتئینی تداخل ایجاد کند.

به بیانی ساده، این ذرات ۲.۵ میکرومتری با سیستم پاکسازی سلول‌های بدن تداخل دارند و باعث می‌شوند حذف پروتئین‌های عامل بیماری‌هایی مانند آلزایمر، دشوارتر شود.

سومین نظریه این است که پی‌ام۲.۵‌ها به وسیله سلول‌های ایمنی مغز به نام میکروگلیا جذب و احتمالا باعث می‌شوند که این سلول‌ها، واکنشی التهابی را ایجاد و آغاز زوال عقل را تسریع کنند.

پژوهشگران برای تشخیص اینکه کدام مکانیسم در بروز زوال عقل نقش دارد، بر آزمایش‌های درون‌کشتگاهی روی سلول‌های بنیادی انسانی و همچنین مدل‌های حیوانی تمرکز خواهند کرد.

سونیا گاندی در همین زمینه گفت: «زمانی که این مکانیسم‌ها را با جزییات بیشتری درک کنیم، می‌توانیم از این دانش برای توسعه درمان‌هایی استفاده کنیم که تاثیر آلودگی‌های هوا را کاهش دهند.»

او اظهار امیدواری کرد که شاید روزی، بتوانیم از اثرات محیط بر بیماری‌های مغزی پیشگیری کنیم.

یک تحقیق جدید: امواج گرما زوال عقل را تشدید می‌کند

۲۵ شهریور ۱۴۰۳، ۲۰:۴۹ (‎+۱ گرینویچ)
100%

یافته‌های یک پژوهش جدید با موضوع تغییرات آب و هوایی نشان داد که قرار گرفتن طولانی‌مدت در معرض دمای شدید با افت شناختی، بیماری‌های کلیوی و سرطان پوست مرتبط است و امواج گرما می‌تواند مشکلات سلامت روان و شیوع بیماری‌های عفونی را تشدید کند.

این تحقیق که از سوی پژوهش‌گران دانشگاه بریستول بریتانیا انجام شد، شامل نظرات دانشمندان برجسته آب و هوا، هواشناسان و پزشکان بهداشت عمومی است.

بر اساس یافته‌های این پژوهش، قرار گرفتن طولانی‌مدت در دمای شدید ارتباط مستقیمی با زوال‌ شناختی، بیماری کلیوی، سرطان پوست و گسترش بیماری‌های عفونی دارد.

دان میچل، نویسنده اصلی این پژوهش، اعلام کرد محققان از برخی «پیوندهای قوی» میان این بیماری‌ها و امواج گرما آگاه هستند و این امر «موجب نگرانی قابل توجهی» شده است.

سخنگوی دانشگاه بریستول گفت: «در حالی که تاثیر منفی تغییرات آب و هوایی بر سلامت قلب و ریه به طور گسترده‌ای شناخته شده، این تحقیق تصویر جامع‌تری از پیامدهای مرتبط ارائه می‌دهد.»

کارشناسان دریافتند که «تکرار و افزایش تغییرات آب و هوایی، مانند موج گرما و سیل، مشکلات سلامت روانی و گسترش بیماری‌های عفونی را تشدید می‌کند.»

زنگ خطر بیماری‌های پنهان

این مطالعه همچنین نشان می‌دهد که قرار گرفتن طولانی‌مدت در معرض گرما می‌تواند خواب را مختل کند که این امر با زوال شناختی، بیماری آلزایمر و زوال عقل مرتبط است.

هوای سرد نیز ممکن است منجر به صدمات جسمی، مانند زمین خوردن یا تضعیف سلامت روانی، از جمله گوشه‌گیری شود و درد مفاصل و بی‌تحرکی را بر اثر نشستن و دراز کشیدن بیش از حد افزایش دهد.

میچل، استاد علوم آب و هوا در دانشگاه بریستول گفت: «این تحقیق عمدتا عوارض بالقوه بسیار جدی ناشی از قرار گرفتن طولانی‌مدت در معرض تغییرات آب و هوایی را نشان می‌دهد که تاکنون در ارزیابی‌های مشابه به آن پرداخته نشده است.»

او افزود که اطلاعات کافی در مورد اینکه چگونه دماهای گرم‌تر یا سیل مداوم ممکن است با بیماری‌های مختلف مرتبط باشد، وجود ندارد.

با این حال، این پژوهشگر تاکید کرد که فشار گرمایی مداوم و چندساله احتمالا بیماری‌های زمینه‌ای مانند بیماری‌های کلیوی را تشدید می‌کند اما برای تعیین اثرات بلندمدت آن، باید تحقیقات بیشتری انجام شود.

میچل ادامه داد: «با استفاده از نمونه بریتانیا ما زمینه را برای تجزیه و تحلیل کامل و جهانی ارتباط میان تغییرات آب و هوایی و سلامت فراهم کرده‌ایم.»

یونیس لو، یکی دیگر از نویسندگان این تحقیق گفت که گام‌های بعدی شامل تجزیه و تحلیل داده‌های بلندمدت بیشتر در کنار «عوامل دیگری است که در طول زمان بر سلامتی تاثیر می‌گذارند».

تغییرات اقلیمی ناشی از تغییر درازمدت میانگین دمای زمین است که شرایط آب و هوایی را عوض می‌کند.

در طول یک دهه گذشته، دمای زمین به طور متوسط ​​حدود ۱.۲ درجه سانتیگراد گرم‌تر از اواخر قرن ۱۹ بوده است.

اکنون تایید شده که گرمایش جهانی در دوره ۱۲ ماهه بین فوریه ۲۰۲۳ تا ژانویه ۲۰۲۴ از ۱.۵ درجه سانتیگراد فراتر رفته است.

پیامدهای افزایش دما که به دلیل تغییرات آب و هوایی ناشی از فعالیت‌های انسان رخ داده، با پدیده ال‌نینو تشدید و باعث شده سال ۲۰۲۳ گرم‌ترین سال ثبت شده در تاریخ باشد.