انتقاد گسترده شهروندان از تعطیلیهای گسترده و پیدرپی در ایران
شماری از شهروندان در پیامهای خود به ایراناینترنشنال، از تاثیر منفی تعطیلیهای گسترده و پیدرپی کشور بر زندگی خود انتقاد کردند و بیتدبیری مسئولان را عامل این مشکلات خواندند. روز دوشنبه فعالیتهای آموزشی و در مواردی ادرای ۲۵ استان ایران تعطیل اعلام شدند.
اردبیل، آذربایجانشرقی، آذربایجانغربی، اصفهان، البرز، ایلام، تهران، چهارمحال و بختیاری، خراسانجنوبی، خراسانرضوی، خراسانشمالی، زنجان، سمنان، فارس، قزوین، قم، کُردستان، کرمان، کرمانشاه، گلستان، گیلان، لرستان، مازندران، مرکزی و همدان استانهایی هستند که دوشنبه شش اسفند تعطیل شدند.
علت تعطیلی دوسوم استانهای ایران، «سرمای هوا، مدیریت مصرف و ناترازی انرژی» اعلام شده است.
ایراناینترنشنال دوشنبه شش اسفند از مخاطبان خود پرسید که تعطیلیهای پیاپی، چه تاثیری بر زندگی آنها گذاشته است.
تعطیلیها کسبوکارها را فلج کرده است
شمار زیادی از شهروندان در پاسخ، به تاثیر منفی این تعطیلیها بر اقتصاد کشور و کسبوکارهای خرد تا کلان گفتند و اشاره کردند که این تعطیلیها در بسیاری از مواقع با قطع برق، گاز و اینترنت هم همراه است.
یک شهروند از توقف تولید در کارگاهها خبر داد و گفت: «نابودمان کردند. امیدوارم جمهوری اسلامی زودتر ریشهکن شود تا این مشکلات هم زودتر حل بشود.»
مخاطبی دیگر در توصیف وضعیت گفت همه کسب و کارها «فلج شده» و «مملکت سقوط کرده است».
همزمان با این تعطیلیهای گسترده، شرکت توانیر شش اسفند مشترکان اداری، تجاری و بانکها را تهدید کرد که اگر مصرف خود را ۵۰ درصد کاهش ندهند، برقشان را قطع میکند.
این شرکت از مشترکان خانگی هم خواست با کاهش دو درجهای وسایل گرمایشی به تامین گاز و برق پایدار کمک کنند.
در پاییز و زمستان امسال مدارس و ادارات چندین استان ایران بارها به دلیل کمبود انرژی یا الودگی هوا تعطیل شدهاند.
در یک نمونه، پس از افزایش ۱۶ درصدی مصرف گاز و بالا رفتن میزان مصرف برق، مراکز دولتی و عمومی و عمده فعالیتهای بخش بزرگی از کشور در ۲۲ دی تعطیل شد.
یک مخاطب ایراناینترنشنال خود را «کارگر روزمزد» معرفی کرد و گفت با هر روز تعطیلی، درآمدش را از دست میدهد اما در روزهای غیرتعطیل هم قطع برق و گاز، عملا کار را با اختلال مواجه کرده است.
شهروندی دیگر از تعطیلی کاسبیها و رسیدن بازاریان به آستانه ورشکستگی خبر داد و گفت حتی در شرایط فروپاشی کشور، خامنهای «همچنان مشغول ارسال کمک و پول به لبنان است».
اشاره این شهروند به اظهارات نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله در ۱۵ آذر امسال است که از اختصاص ۱۲ تا ۱۴ هزار دلار به هر خانوار لبنانی از سوی جمهوری اسلامی خبر داده بود.
اختلال در تحصیل و آموزش کودکان و نوجوانان
شماری از مخاطبان ایراناینترنشنال، به تاثیر تعطیلیهای پیدرپی بر آموزش و پرورش خبر دادند و شهروندی در این زمینه گفت: «با تعطیلی مدارس، بچهها از درس و مشق عقب افتادهاند.»
شهروندی دیگر از پرداخت شهریه ۴۵ میلیون تومانی برای فرزند دبستانی خود خبر داد و گفت با اینحال، از ابتدای سال تحصیلی حدود چهار هفته مدرسهها به دلیل سرما و آلودگی تعطیل بوده است.
پیشتر برخی والدین شاغل در رسانههای اجتماعی انتقاد کرده بودند که با تعطیلی مدارس، نمیدانند چه کسی باید در ساعات اداری از فرزندشان نگهداری کند و برای همین مجبور به استفاده از مرخصی هستند.
باوجود این انتقادات، به نظر میرسد تعطیلیها در شماری از استانهای ایران در روزهای آینده هم به دلیل سرمای شدید و کمبودهای برق و گاز ادامه داشته باشد.
جمهوری اسلامی مدتهاست که در مدیریت کشور با زنجیره کسری انرژی مواجه شده و ترجیح میدهد کمبود یا نبود انرژی را «ناترازی» بنامد.
یک شهروند در همین زمینه گفت شیرازه کار از دست حکومت درآمده و در هر بخشی، چیزی جز «نابودی کامل» باقی نمانده است.
شهروندی دیگر هم گفت: «اینها سالی ۱۲ ماه کشور را تعطیل میکنند چون نه در کارخانهها، نه در شرکتها و نه در کارگاهها و منازل برق و گاز نیست.»
ریشههای بحران انرژی در ایران به سالها قبل باز میگردد و بهطور خاص از نیمه دوم دهه ۹۰ خورشیدی، علائم آن بروز کرد و اکنون شهروندان همه ابعاد آن را در زندگی روزمره خود تجربه میکنند.
ایران صاحب دومین منابع گازی شناسایی شده زمین به شمار میرود اما در سال ۱۴۰۳، جمهوری اسلامی برای رساندن گاز به منازل، صنایع و نیروگاهها با مشکلی بیشتر از سالهای گذشته روبهرو شد.
در ماههای گذشته ویدیوها و روایتهای مردمی بسیاری به ایراناینترنشنال از نقاط مختلف کشور رسیده که خشم و نارضایتی مردم از قطعی گاز و برق و تعطیلیهای مداوم در نقاط مختلف کشور را نشان میدهند.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.