دانیل خلیفه، سرباز پیشین بریتانیا و متهم جاسوسی برای جمهوری اسلامی، به ۱۴ سال حبس محکوم شد
دادگاهی در بریتانیا، دانیل خلیفه، سرباز پیشین ارتش این کشور و متهم به جاسوسی برای جمهوری اسلامی را به دلیل «نقض قانون اسرار رسمی، نقض قانون تروریسم و فرار از زندان»، در مجموع به ۱۴ سال و سه ماه حبس محکوم کرد.
چیما گراب، قاضی دادگاه، در جلسه دوشنبه ۱۵ بهمن یادآوری کرد که هیات منصفه، در ماه نوامبر خلیفه را مجرم شناختند.
گراب گفت باور دارد که خلیفه از ابتدا و با قصد عمدی برای «خیانت» و آسیب رساندن به منافع بریتانیا کارش را شروع نکرده، بلکه «نقشه خطرناک» او ناشی از «ناپختگی، بیخردی و تمایل خودخواهانهاش برای خودنمایی» بوده است.
قاضی گفت اینکه خلیفه فکر میکرد میتواند بهعنوان یک «سرباز تازهکار بدون مجوز، بدون صلاحیت و بیاطلاع، وارد ارتباط با یک کشور دشمن شود»، آشکارا نشاندهنده «سطح بیخردی او در فقدان درک خطری است که برای خود و دیگران» ایجاد کرد.
در دادگاه اعلام شد سطح آسیبی که او به بریتانیا وارد کرد «از متوسط به بالا است؛ نه حداقلی و نه حداکثری».
بر همین اساس او به اتهام نقض قانون اسرار رسمی به شش سال، به اتهام نقض قانون تروریسم به شش سال و به دلیل فرار از زندان به دو سال و سه ماه حبس محکوم شد.
این احکام به شکل پیوسته اجرا خواهند شد.
چیما گراب، قاضی دادگاه
خلیفه پیش از ۱۷ سالگی به ارتش بریتانیا پیوست و سوگند یاد کرد تا به قانون اسرار رسمی پایبند باشد و منافع بریتانیا را در اولویت قرار دهد.
قاضی دادگاه خطاب به او گفت: «شرمآور است که شما مدت کوتاهی پس از گذراندن آموزشهای پایه، بیش از دو سال را در ارتباط با عوامل ایران، یعنی کشوری سپری کردید که منافعش با بریتانیا همسو نیست.»
خلیفه ۱۵ شهریور ۱۴۰۲ موفق شد از زندان واندزورث فرار کند اما تنها سه روز بعد مجددا بازداشت شد.
روزنامه گاردین در آن زمان نوشت او با بستن خود به زیر ون حمل غذا، توانست از دید ماموران امنیتی مخفی بماند و بهراحتی از زندان خارج شود.
در دادگاه مطرح شد که او در همان سه روز پیامی به ایران فرستاد که در آن نوشته بود: «من منتظرم.»
تلاش برای ایفای نقش بهعنوان جاسوس دو جانبه
به گفته قاضی دادگاه، خلیفه در زمانی که ارتباطش را با جمهوری اسلامی آغاز کرد، از نظر امنیتی بررسی و تایید شده و به «انبوهی از اطلاعات حساس» دسترسی داشت اما آنها را به «عوامل یک کشور دشمن» منتقل کرد.
او همچنین اشاره کرد که خلیفه در دو نوبت برای ارائه خدمات خود پول دریافت کرده و از ایرانی بودن مادرش برای معتبر جلوه دادن خود استفاده کرده است.
دانیل خلیفه از مادری ایرانی-بریتانیایی و پدری لبنانی-بریتانیایی به دنیا آمده است.
قاضی چیما گراب گفت که در ماه آگوست سال ۲۰۱۹ و زمانی که خلیفه ۱۸ ساله بود، پس از دریافت مبلغی از یکی از عوامل حکومت ایران، ایمیلی به سازمان امآیسیکس بریتانیا ارسال کرد.
این ایمیل که بهصورت ناشناس فرستاده شد، بیان میکرد که جمهوری اسلامی پنج ماه پیش با خلیفه تماس گرفته و از او خواسته اطلاعاتی در اختیارش قرار دهد.
خلیفه در ایمیل خود نوشته است: «دلیل موافقت من با این کار این بود که میخواستم بهعنوان یک مامور دوجانبه فعالیت کنم.»
سازمان اطلاعات خارجی بریتانیا (امآیسیکس) پاسخی به این ایمیل نداده است.
خلیفه قصد داشت از طریق برقراری رابطهای معتبر با جمهوری اسلامی، مجوز پیوستن به واحد اطلاعاتی ارتش بریتانیا را به دست آورد.
دانیل خلیفه پس از دستگیری
قاضی یادآوری کرد که امکان دانستن جزییات همه اطلاعاتی که خلیفه در اختیار عوامل جمهوری اسلامی قرار داده، وجود ندارد و دادگاه باید از شواهد نتیجهگیری کند.
به گفته قاضی، خلیفه از سفر به ایران خودداری کرده اما به استانبول پرواز کرده تا با یکی از عوامل جمهوری اسلامی ملاقات و بستهای دریافت کند.
خلیفه هرگز توضیح نداده که این بسته حاوی چه چیزی بوده اما توانسته بوده حجم زیادی از اطلاعات از جمله تصاویر صفحه نمایشهایی با اطلاعات محرمانه، فهرست رمزهای عبور و آدرسهای آیپی را ثبت کند.
در دادگاه مطرح شد که خلیفه یک سال پیش از تلاش برای فرار از زندان و در حالی که با قرار وثیقه آزاد بود، همچنان ارتباطش را با عوامل جمهوری اسلامی حفظ کرد.
در نوامبر سال ۲۰۲۱، او سندی را با عنوان «گزینههای اطلاعاتی نازنین زاغری-رتکلیف» روی یک حافظه یواسبی ساخته که به گفته قاضی، نمیتوان گفت برای عوامل جمهوری اسلامی ارسال شده است یا خیر.
خلیفه پیشتر گفته بود این سند ناتمام بوده و ارسال نشده اما در صورت ارسال، میتوانست به تلاشها برای آزادی این شهروند دوتابعیتی ایرانی-بریتانیایی آسیب بزند.
بر اساس اسناد مطرح شده در دادگاه، خلیفه در گفتوگو با عوامل جمهوری اسلامی خود را «باهوشتر از همه افراد» ارتش بریتانیا معرفی کرده بوده که «میتواند به راحتی ترفیع بگیرد».
خلیفه بعدها دو تماس با امآیفایو (سرویس اطلاعات داخلی بریتانیا) گرفت و گفت بیش از دو سال با جمهوری اسلامی در ارتباط بوده و میخواسته با حفظ این رابطه، به بریتانیا کمک کند.
پس از تماس دوم، خلیفه مدعی شد که این ارتباط تنها یک سال طول کشیده و قصد دارد به آن پایان دهد.
در فاصله بین این تماسها، او همچنان در جستوجوی پروازهایی برای سفر به ایران از مسیر لبنان بوده و از عوامل ایرانی میپرسیده که چه اطلاعاتی نیاز دارند.
او پذیرفت در آگوست سال ۲۰۲۰ با هدف سفر به ایران، راهی ترکیه شده اما «تعمدا دست به تخریب این عملیات زده» است.
در نهایت هیات منصفه دادگاه، هشتم آذر خلیفه را در اتهام جمعآوری اطلاعات حساس برای افراد مرتبط با سپاه پاسداران مجرم شناخت.
کن مککالوم، مدیرکل امآیفایو، مهر سال گذشته با اشاره به «اقدامات خصمانه جمهوری اسلامی در خاک بریتانیا» گفته بود مقابله با تهدیدات تهران از اولویتهای اصلی لندن است.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.