اولین قسمت مجموعه «صد سال تنهایی» کمتر از یک ماه دیگر پخش میشود

اولین قسمت از مجموعه «صد سال تنهایی» که بر اساس رمانی به همین نام اثر گابریل گارسیا مارکز، نویسنده کلمبیایی برنده جایزه نوبل ادبیات ساخته شده، برای اولین بار در ۱۱ دسامبر پخش میشود.

اولین قسمت از مجموعه «صد سال تنهایی» که بر اساس رمانی به همین نام اثر گابریل گارسیا مارکز، نویسنده کلمبیایی برنده جایزه نوبل ادبیات ساخته شده، برای اولین بار در ۱۱ دسامبر پخش میشود.
این مجموعه اقتباسی، ۱۶ قسمت دارد و تاریخ پخش قسمت دوم آن هنوز اعلام نشده است. نتفلیکس مدتهاست که سرگرم ساخت این مجموعه بوده است.
رمان «صد سال تنهایی» شاهکار گارسیا مارکز در سال ۱۹۶۷ منتشر شد و سبک آن رئالیسم جادویی است.
این رمان به شرح زندگی چندین نسل خانواده بوئندیا پرداخته و مبارزات، پیروزیها و زندگی آنها را در شهر افسانهای ماکوندو را روایت میکند.
پیشتر تیزری برای این مجموعه منتشر شده بود که با جمله آغازین و نمادین رمان شروع میشد: «سالها بعد، سرهنگ آئورلیانو بوئندیا، در مقابل جوخههای اعدام، آن بعد از ظهر دور را به یاد آورد که پدرش او را برای کشف یخ برده بود.»

تصاویر این تیزر ترس بوئندیا، تیراندازان و شگفتی دوران کودکی او را از دیدن یخ برای اولین بار نشان میدهند.
این کلیپ همچنین نماهایی از لحظات کلیدی کتاب را ارائه میکند.
لورا مورا و الکس گارسیا لوپز، کارگردانان این سریال، کار فیلمبرداری این مجموعه را در کلمبیا، کشور زادگاه گارسیا مارکز، و با حمایت کامل خانواده این نویسنده فقید انجام دادند.
مورا در بیانیهای گفت: «به عنوان یک فیلمساز و به عنوان یک کلمبیایی، کار کردن روی پروژهای پیچیده و مسئولیتی در اندازه "صد سال تنهایی"، افتخار و چالش بزرگی بود.»
او افزود: «ما این کار را با عشق و احترام به رمان و با حمایت یک تیم فنی و انسانی استثنایی انجام دادیم.»
گارسیا مارکز که در سال ۲۰۱۴ درگذشت، مدتها در برابر فروش حقوق این رمان برای ساخت یک فیلم اقتباسی مقاومت کرده بود.
در سال ۲۰۱۹ نتفلیکس اعلام کرد که حقوق اقتباس از این رمان پرفروش را برای ساخت یک سریال اسپانیاییزبان به دست آورده است.

با نمایش آثاری از گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران در نمایشگاهی با عنوان «چشم در چشم»، صفی طولانی از علاقهمندان برای دیدن این آثار مقابل این موزه شکل گرفته است.
ویدیوها و عکسهای منتشر شده در رسانههای اجتماعی نشان میدهند علاقهمندان به دیدن مجموعه چشم در چشم، در خیابان کارگر تهران، در صفی بلند مقابل موزه هنرهای معاصر میایستند تا با خریدن بلیت و ورود به این موزه، آثار این مجموعه را تماشا کنند.
این نمایشگاه که از ۱۵ مهر ماه آغاز شده، قرار بود ۲۷ آبان خاتمه پیدا کند که به دلیل استقبال زیاد تا روز چهارم آذر تمدید شده است.
در قالب نمایشگاه چشم در چشم، ۱۳۰ اثر از ۴۳ هنرمند ایرانی و ۵۳ هنرمند بینالمللی با موضوع «تحولات هنری و مفهومی هنر پرتره» در گالریهای شماره یک تا پنج موزه هنرهای معاصر به نمایش گذاشته شده است.
به گفته جمال عربزاده، نقاش و مسئول برگزاری این نمایشگاه، برخی از این پرترهها «از بهترین آثار موجود در گنجینه موزه هنرهای معاصر» هستند.
محمد خراسانیزاده، مدیرکل هنرهای تجسمی و سرپرست موزه هنرهای معاصر تهران درباره این موزه گفت: «این نمایشگاه با رویکرد روانشناسی اجتماعی آماده شده است.»

در این نمایشگاه آثاری از پابلو پیکاسو، ونسان ونگوگ، آنریدو تولوز لوترک، آلبرتو جاکومتی، ادوارد مونه، اندی وارهول، فرنان لژه، خوان میرو، کمالالملک، بهمن محصص، محمود جوادیپور، احمد اسفندیاری، مارکو گریگوریان، ژازه تباتبایی و برخی دیگر از هنرمندان به نمایش گذاشته شده است.
موزه هنرهای معاصر ۲۲ مهر ماه سال ۱۳۵۶، با تلاش شهبانو فرح پهلوی و با حضور محمدرضا شاه پهلوی، نلسون آلدریچ راکفلر، معاون رییسجمهوری وقت آمریکا، تامس مسر، رییس وقت موزه گوگنهایم و دو ویلد، رییس وقت موزه اشتدلیک آمستردام افتتاح شد و آثاری که در دهه ۵۰ به کوشش دفتر شهبانو فرح تهیه شده بود، در گنجینه این موزه قرار گرفت.
گنجینه موزه هنرهای معاصر یکی از مهمترین و منحصربهفردترین مجموعههای هنری در جهان است که پس از انقلاب اسلامی بسیاری از آنها با برچسب «ابتذال» از مقابل دیدهها کنار گذاشته شدند.
همزمان با برگزاری نمایشگاه چشم در چشم، آثار فرخ شایسته در گالریهای هفت تا ۹ و آثار ایران در بینال ونیز هم در گالری شش موزه هنرهای معاصر تهران به نمایش درآمده است.

رسانههای ایران از آغاز طرحهای توسعه و ساختوسازهای جدید در نزدیکی بافتهای تاریخی حرم شاهچراغ شیراز و امامزاده یحیی در منطقه عودلاجان تهران خبر دادند و نوشتند هدف از هر دو طرح، «قبرسازی» و درآمدزایی به بهای تخریب آثار تاریخی است.
روزنامه شرق در گزارشی خبر داد ساختوسازها در نزدیکی بافت تاریخی استان فارس آغاز شده است. پیام ما نیز در گزارشی، طرح توسعه امامزاده یحیی را برابر با تخریب بافت تاریخی و میراثی محله عودلاجان استان تهران نامید.
۱۴۰ خانه تاریخی عودلاجان در آستانه تخریب
اسکندر مختاری، مدیر سابق محور فرهنگی تاریخی تهران به پیام ما گفت قبل از اینکه طرح سازمان نوسازی شهرداری به دست میراثفرهنگی برسد تخریبها و تملکها شروع شدهاند و چراغ خاموش آن را پیش میبرند.
طرح توسعه آستان امامزاده یحیی در محدودهای به مساحت حدود ۳/۸ هکتار در مجاورت آستان آن با هدف «تقویت هویت مذهبی و اراده خدمات به زائران» و در سه فاز تعریف شده است.
به گفته پیام ما، طی این سه فاز در مجموع ۱۴۰ خانه در مساحتی حدود دو هزار و ۸۰۰ مترمربع، درست در وسط بافت تاریخی عودلاجان باید صاف شود تا امامزاده یحیی به تقلید از حرم عبدالعظیم در شهر ری و حرم شاهچراغ در شیراز، صحن و سرا و شبستانی بزرگتر داشته باشد.
بر اساس این گزارش، طرح توسعه از مدتها پیش از طریق رایزنی با تعدادی از مالکان خانهها و مغازههایی که در طرح قرار گرفتهاند، آغاز شده است و مجریان طرح در مرحله چانهزنی برای خرید خانهها هستند.
قبل از مطرح شدن رسمی کار نیز یکی-دو پلاک در محدوده امامزاده خریداری و خانه واجد ارزش «نشیبا» در ضلع شمالی امامزاده هم تخریب شد.
به گفته پیام ما، این خانه تاریخی پس از تخریب، به سرویس بهداشتی تغییر کاربری داده است.
اکنون حدود ۷۰ بنای تاریخی در عودلاجان و منطقه ۱۲ شهرداری در فهرست آثار ملی ایران ثبت شدهاند.
مختاری در گفتوگو با پیام ما تاکید کرد که در اجرای طرح توسعه امامزاده یحیی، شائبه «گورفروشی» مطرح شده است.
مدیر سابق محور فرهنگی تاریخی تهران برای مثال از قبری نام برد که خاک تازه روی آن ریخته شده، سنگی ندارد و با یک پارچه مشکی پوشانده شده، اما میگویند متوفی ۱۰ سال قبل آنجا خاک شده است.
او هدف اصلی از اجرای چنین طرحی را «پول و بهرهوری اقتصادی» نامید و گفت متولیان قصد دارند مانند فروش قبر در طرح شاهچراغ، حرم معصومه قم یا امامزاده صالح تجریش، یک زمین را به یک قیمت نازل بخرند و صد برابر بفروشند.
گوبرداری در محوطه بافت تاریخی شاهچراغ شیراز
روز یکشنبه ۲۰ آبان روزنامه شرق خبر داد بار دیگر فعالیتهایی در نزدیکی بافت تاریخی شیراز آغاز شده که فعالان میراث فرهنگی را نگران کرده است.
محمدمهدی کلانتری، دبیر پویش ملی نجات بافتهای تاریخی ایران، به این روزنامه گفت در آبان امسال مساحت ۳/۵ هکتار در شرق حرم شاهچراغ حصارکشی و تجهیز کارگاه شده و عملیات گودبرداری را در آن آغاز کردهاند.
به گفته او، این طرح به یکباره و بدون طی روند تهیه و تصویب از طرف شورای عالی معماری و شهرسازی اجرایی شده است.
کلانتری گفت خود بافت تاریخی را حصار نکشیدهاند، اما بخشی از کار را شروع کردهاند که مداخله کالبدی سنگین آغاز کنند.
کارگاه مورد اشاره در محدودهای قرار دارد که پیشتر و در فاصله سالهای ۸۹ تا ۹۶ تملک اجباری شده و دستکم ۱۰ بنای ثبت ملی آن تخریب شده بود.
طی سالهای گذشته از این محدوده به شکل موقت برای پارکینگ استفاده میشد.
مرداد سال ۱۴۰۲ بافت ۳۶۰ هکتاری شیراز بهطور کامل ثبت ملی شد و در محدودهای که اکنون ساختوساز در آن آغاز شده هم هنوز چهار بنای تاریخی باقی مانده است.
به گفته دبیر پویش ملی نجات بافتهای تاریخی ایران، میخواهند در این محدوده، «قبرسازی» کنند.
کلانتری هشدار داد: «این توسعه به مرور زمان بافت تاریخی را نابود میکند چون قرار نیست متوقف شود. زمانی که صحن احداث کنند، در کنار آن پارکینگ نیز خواهند ساخت.»
بهمن سال ۱۴۰۱ نیز گزارشهایی از آغاز فاز اول تخریب خانههای بافت تاریخی شیراز برای توسعه حرم شاهچراغ منتشر شد که قرار بود در آن ۶۰ ساختمان تخریب شود.

همان زمان علیرضا صحراییان، معاون عمرانی حرم شاهچراغ در مناظرهای تلویزیونی گفت در این محدوده ۳/۵ هکتاری قرار است صحن پیامبر اعظم احداث بشود و تاکید کرد این مداخله در «چهاردیواری» و اراضی تحت تملک حرم اتفاق میافتد.
کلانتری در آن مناظره تاکید کرده بود بخشی که امروز از آن با نام چهاردیواری حرم یاد میشود تا ۱۰ سال پیش محل زندگی شهروندان بود و با «تملک اجباری و به زور» از مردم گرفته شد.
با آغاز طرح توسعه حرم شاهچراغ در دو سال پیش، ۲۲۸ هنرمند و چهره فرهنگی ایرانی در بیانهای نسبت به تخریب آثار تاریخی و فرهنگی در شیراز اعتراض کرده و خواستار توقف این طرح شده بودند.
آثار و محوطههای تاریخی استان فارس در سالهای گذشته با چالشهای عمدهای مواجه بودهاند که از جمله آنها بحران گلسنگها در تختجمشید و فرونشست در بناهای باستانی اطراف آن مثل نقش رستم است.
مدیرکل میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری استان فارس نیز در فروردین امسال خواستار تاسیس خط اتوبوس گردشگری در مسیر مجموعه تختجمشید به حرم شاهچراغ شد و گفت این خط اتوبوس «ارتباط معنوی بین دو قطب گردشگری زیارتی و تاریخی» ایجاد میکند.
پروژه خط دوی متروی شیراز در کنار حافظیه نیز با اینکه پس از اعتراضهای گسترده متوقف شد، اما هنوز بهطور کامل از دستور کار شهرداری کنار گذاشته نشده است.
در چهار دهه گذشته، بارها تخریب آثار و بافتهای تاریخی ارزشمند ایران از سوی مقامها و نهادهای جمهوری اسلامی خبرساز شده است.

جایزه بسیار معتبر ادبی گنکور، سال ۲۰۲۴ به کامل داود Kamel Daoud نویسنده برجسته الجزایری اهدا شد. کامل داود این جایزه را برای رمان جدید خود «حوریان» دریافت کرد؛ کتابی که به عمق زخمهای بهجامانده از «دهه سیاه» در الجزایر میپردازد.
دهه سیاه، به دورهای وحشتناک از جنگ داخلی بین گروههای اسلامگرای افراطی و ارتش الجزایر اطلاق میشود که بین سالهای ۱۹۹۲ تا ۲۰۰۲ رخ داد.
در این رمان، داود داستان زندگی زنی به نام «اوب» را روایت میکند که پس از حملهای وحشیانه در دوران کودکیاش، قادر به حرف زدن نیست و تنها با خود و دنیای درونیاش در ارتباط است. او تلاش میکند این تراژدی و سرکوبها را از دریچه نگاه خود و با یک روایت زنانه به نسل آینده منتقل کند.
کامل داود نویسنده و روزنامهنگاری است که به دلیل سبک نوشتاری جسورانه و نگاه انتقادیاش به موضوعات اجتماعی و سیاسی، به ویژه نقد اسلامگرایی و خشونتهای دهه ۹۰ الجزایر، شهرت یافته است.
او در فرانسه با رمان «مورسو، بررسی مجدد» که در سال ۲۰۱۳ منتشر شد به شهرت رسید. این رمان برداشتی مجدد از رمان «بیگانه» آلبر کامو است و از زاویه دید خانواده مرد عربی که به دست مورسو شخصیت بیگانه کشتهشد، روایت میشود.
داود که از زندگی در الجزایر و نوشتن در زمینههای حساس سیاسی تجربههای سختی داشته، سرانجام به فرانسه مهاجرت کرد و اکنون ساکن این کشور است.
داود در کنار فعالیتهای ادبی، بهعنوان روزنامهنگار و ستوننویس به موضوعات فرهنگی و سیاسی خاورمیانه و شمال آفریقا میپردازد. نوشتههای او بهدلیل بیپروایی در بیان موضوعات حساس، بارها او را هدف انتقاد و تهدید قرار داده است.

داود در گفتوگویی که پس از دریافت جایزه گنکور با رسانهها انجام داد، گفت که این رمان در حقیقت تلاشی برای بازسازی و رستاخیز است، نه صرفا روایتی از جنگ. او گفت که نوشتن حوریان برای او راهی بود برای یافتن معنایی جدید از شادی و زندگی پس از مهاجرت به فرانسه.
داود میگوید در الجزایر، بسیاری از افراد با باری از احساس گناه از عدم شرکت در جنگ استقلال بزرگ میشوند؛ احساسی که با زندگی در کشوری همچون فرانسه که آزادیهای بیشتری دارد، کمرنگتر میشود و به افراد اجازه میدهد تا مستقلتر به زندگی بپردازند.
بلافاصله پس از اعلام نام کامل داود بهعنوان برنده، او در پیامی در شبکهی اجتماعی ایکس با انتشار عکس پدر و مادرش نوشت که «این رویای شماست، تاوان سالهای زندگی شما. به پدرم که درگذشت. به مادرم که هنوز زنده است اما دیگر چیزی به یاد نمیآورد. هیچ واژهای برای بیان یک سپاسگذاری واقعی وجود ندارد.»
حوریان را میتوان اثری دانست که داود از طریق آن، سکوتی را که دههها بر الجزایر حاکم بوده، به چالش میکشد. در کشوری که صحبت کردن درباره جنگ داخلی و دهه سیاه ممنوع است.
داود با نوشتن این رمان، این دوره تلخ و سیاه را به مردم یادآوری میکند. او معتقد است که این سکوت تنها به نفع کسانی است که نمیخواهند جامعه الجزایر با زخمهای خود روبهرو شود و به بازسازی و درک واقعیتهای تاریخی بپردازند. داود گفته حوریان کتابی است برای فراموش نکردن و انتقال تجربهها به نسلهای آینده.
داود معتقد است که یک کتاب نمیتواند جهان را تغییر دهد، اما میتواند پیام و نمادی از مقاومت و پایداری باشد. او ابراز امیدواری کرد که حوریان در غرب، ارزش آزادیها و هزینههایی را که زنان و اقلیتها برای آن پرداخت میکنند نمایان سازد و در الجزایر، به مردم نشان دهد که برای ساخت آیندهای روشن، باید با تمام بخشهای تاریخ خود روبهرو شوند و تنها به دورهای خاص از آن اکتفا نکنند.
شخصیت اصلی حوریان، اوب، نمادی از زنانی است که با مقاومت و سرسختی به جنگ با سرکوب و محدودیتها پرداختهاند. داود با این کار به زنان خاورمیانه و شمال آفریقا که همچنان با محدودیتها و تبعیضها مواجه هستند، ادای احترام میکند.
او این رمان را به تمام زنانی تقدیم کرده که در برابر نظامهای سرکوبگر و فرهنگهای سنتی میایستند و تلاش میکنند صدای خود را به گوش دیگران برسانند.
شاید در همین راستا ساعتی پیش از اهدای جایزه گنکور، کامل داود در توییتی با انتشار عکس دختر علوم و تحقیقات و با نوشتن کلمه «ایران» از اعتراض برهنه این دختر تقدیر کرده بود.
جایزه گنکور مهمترین جایزه ادبی فرانسه است که در سال ۱۹۰۳ از سوی انجمن برادران گنکور بنیانگذاری شد. این جایزه هر سال به بهترین رمان نوشتهشده به زبان فرانسوی اهدا میشود. برنده گنکور تنها جایزهای نمادین به مبلغ ۱۰ یورو دریافت میکند؛ اما این جایزه موجب فروش چند صدهزارجلدی کتاب برنده میشود و تاثیر قابلتوجهی بر شهرت و فروش آثار قبلی و بعدی او میگذارد.

کوئینسی جونز، یکی از تاثیرگذارترین چهرههای صنعت سرگرمی آمریکا که با هنرمندان بزرگی چون فرانک سیناترا، مایکل جکسون و ویل اسمیت همکاری کرده بود، در سن ۹۱ سالگی درگذشت. آرنولد رابینسون، سخنگوی جونز اعلام کرد او در خانهاش و در کنار خانوادهاش در لس آنجلس چشم از جهان فرو بست.
به گزارش نشریه گاردین خانواده جونز در بیانیهای اعلام کرد: «امشب با قلبی سنگین و در عین حال پر از عشق، خبر از دست دادن پدر و برادر عزیزمان، کوئینسی جونز را اعلام میکنیم. این ضایعهای عظیم برای خانواده ماست، اما زندگی پربار او را گرامی میداریم و میدانیم که دیگری مانند او نخواهد بود.»
جونز را میتوان یکی از چندوجهیترین چهرههای فرهنگ عامه قرن بیستم دانست.
او عمدتا به خاطر تهیهکنندگی آلبومهای «هیجانانگیز» (Thriller)، «خارج از دیوار» (Off the Wall) مایکل جکسون در دهه ۱۹۸۰ شناخته میشود؛ آلبومهایی که جکسون را به بزرگترین ستاره پاپ جهان تبدیل کردند.
او برای هنرمندانی چون فرانک سیناترا، آرتا فرانکلین و دانا سامر موسیقی تولید کرده است.
کوئینسی جونز علاوه بر فعالیت در دنیای موسیقی، آهنگساز موفق فیلمهای بسیاری نیز بود و حتی آثار پرفروشی نیز به نام خود داشت.
او رهبر گروههای بزرگ جَز، تنظیمکننده برجسته موسیقی و نوازندهای چیرهدست، بهویژه در سازهای ترومپت و پیانو، بود.
شرکت تولید تلویزیونی و سینمایی او که در سال ۱۹۹۰ تاسیس شد، با ساخت سریالهایی همچون «شاهزاده تازه بل ایر» (The Fresh Prince of Bel-Air) به موفقیتهای بزرگی دست یافت.
او حتی در ۸۰ سالگی همچنان نوآور بود و در سال ۲۰۱۷ سرویس تلویزیونی موسیقی کیووست تیوی (Qwest TV) را راهاندازی کرد.
جونز در طول دوران حرفهای خود ۸۰ بار نامزد جایزه گرمی شد و پس از بیانسه و جیزی، بیشترین تعداد نامزدی را دارد و با ۲۸ جایزه گرمی، سومین هنرمند پرافتخار این جوایز است.
از جمله افراد سرشناسی که به او ادای احترام کردند، مایکل کین، بازیگر بریتانیایی بود که در همان روز تولد جونز، ۱۴ مارس ۱۹۳۳، به دنیا آمده است.
کین در پیامی نوشت: «همزاد آسمانی من، کوئینسی، یکی از غولهای دنیای موسیقی بود. افتخار آشنایی با او را داشتم. او انسانی فوقالعاده و منحصربهفرد بود.»
پیشینه و زندگی حرفهای کوئینسی جونز
جونز در شیکاگو متولد شد. پدرش، که نیمی از تبارش اروپایی بود، فرزند یک مالک بردهدار ولزی و یکی از بردگانش بود و خانواده مادرش نیز از نسل بردگان بودند.
او در سن هفت سالگی نواختن پیانو را آغاز کرد و علاقهاش به موسیقی از همان دوران کودکی شکل گرفت.
پس از طلاق والدین، همراه پدرش به واشینگتن رفت و در دبیرستان نواختن سازهای مختلف بادی را آموخت. او در ۱۴ سالگی به همراه دوستش ری چارلز، که دو سال از او بزرگتر بود، در کلوبهای سیاتل نوازندگی میکرد.
جونز در دهه ۱۹۵۰ به نیویورک نقل مکان کرد و با بزرگان جنبش بی باب در موسیقی جاز، مانند چارلی پارکر و مایلز دیویس، آشنا شد.
او با رهبران گروههای جاز همچون لایونل همپتون و دیزی گیلسپی در تورهای بینالمللی شرکت کرد و در پاریس به تحصیل موسیقی پرداخت و با چهرههای برجستهای همچون پابلو پیکاسو و جیمز بالدوین ملاقات داشت.
او به عنوان مدیر موسیقی و تنظیمکننده در شرکت مرکوری رکوردز مشغول به کار شد و با هنرمندانی چون الا فیتزجرالد، دینا واشینگتن و سمی دیویس جونیور همکاری کرد.
جونز آهنگسازی فیلمهای معروفی همچون شغل ایتالیایی (The Italian Job) و در قلب شب (In the Heat of the Night) را نیز برعهده داشت و در سال ۱۹۶۸ به عنوان اولین فرد آفریقاییتبار، نامزد جایزه اسکار برای بهترین ترانه اورجینال شد.
کارهای او با فرانک سیناترا در سال ۱۹۵۸ آغاز شد و تا آلبوم آخر سیناترا در سال ۱۹۸۴ ادامه یافت.
جونز همچنین در اواخر دهه ۱۹۵۰ آلبومهای بسیاری به نام خود ضبط کرد و در آنها با نوازندگان سرشناسی همچون چارلز مینگوس و آرت پپر همکاری داشت.
جونز در دهه ۱۹۸۰ و در کنار مایکل جکسون و لایونل ریچی، تهیهکنندگی تکآهنگ خیریه ما «ما دنیاییم» (We Are the World) را که برای کمک به قحطیزدگان اتیوپی تولید شده بود، برعهده داشت.
او در سال ۲۰۱۷ توانست از دادگاه حکم دریافت ۹/۴ میلیون دلار بابت حقالزحمه معوقه آثار جکسون را بگیرد، اگرچه در سال ۲۰۲۰ این مبلغ به ۶/۸ میلیون دلار کاهش یافت.
پس از موفقیت فیلم «رنگ ارغوانی» (The Color Purple)، شرکت فیلمسازی و تلویزیونی خود را تاسیس کرد و سریالهایی همچون The Fresh Prince of Bel-Air و MadTV را تولید کرد و وایب (Vibe)،مجله موسیقی سیاهان را راهاندازی کرد.
جونز سه بار ازدواج کرد و از همسرانش صاحب هفت فرزند شد.

اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند مریم مقدم و بهتاش صناعیها، کارگردانان فیلم «کیک محبوب من» همراه با تهیهکننده، دو بازیگر اصلی و تصویربردار این فیلم، در پروندهای جدید به «اشاعه فساد از طریق تولید، توزیع و انتشار فیلم مبتذل» متهم شدهاند.
بر اساس این اطلاعات، لیلی فرهادپور و اسماعیل محرابی، بازیگران فیلم، محمد حدادی، فیلمبردار و غلامرضا موسوی، تهیهکننده اثر نیز در این پرونده به اشاعه فساد متهم شدهاند.
طبق گفته منابع آگاه، مقدم و صناعیها در حال گذراندن جلسات بازپرسی بوده و به زودی پرونده آنها به دادگاه انقلاب ارجاع خواهد شد.
برای این زوج سینماگر قرار بازداشت نیز صادر و هر دو با قید کفالت آزاد شدهاند.
مقدم و صناعیها پیشتر از سوی مقامهای قضایی جمهوری اسلامی به «تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی» متهم و ممنوعالخروج شدهاند.

صناعیها روز یکشنبه ششم آبان به خبرآنلاین گفت کیک محبوب من به تازگی جایزه هوگوی نقرهای بهترین فیلم جشنواره بینالمللی شیکاگو را کسب کرده اما او و همسرش، مریم مقدم، به دلیل ادامهدار بودن ممنوعالخروجی خود نتوانستهاند به مراسم اهدای جایزه بروند.
مقدم و صناعیها از حدود یک سال و نیم پیش به دلیل ساخت این فیلم تحت فشارهای امنیتی و قضایی قرار گرفتهاند.
با این که آنها اواسط شهریور ماه امسال اعلام کردند ممنوعیت خروجشان از ایران برداشته شده اما مریم مقدم روز ۲۱ شهریور اطلاع داد در فرودگاه از سفر خارجی ایشان جلوگیری و پاسپورتشان توقیف شده است.
این زوج سینماگر روز هشتم مهر سال گذشته هنگامی که برای ادامه کار بر روی فیلمشان (کیک محبوب من) قصد سفر به فرانسه را داشتند گذرنامههایشان از سوی نیروهای انتظامی ضبط و برای آنها پرونده قضایی تشکیل شد.
کیک محبوب من بدون مجوزهای مرسوم جمهوری اسلامی ساخته شده است و در آن زنان بازیگر بدون حجاب اجباری حضور دارند.
این فیلم در اوایل اسفند سال گذشته برنده جایزه فیپرشی (جایزه هیات داوران منتقدان بینالمللی) جشنواره برلین شد و نمایش آن، تحسین مخاطبان و منتقدان را به همراه داشت.





