یک روزنامه فرانسوی: اسرائیل از طریق یک عامل نفوذی ایرانی از رسیدن نصرالله مطلع شد
روزنامه فرانسوی لوپاریزین به نقل از یک منبع امنیتی لبنان نوشت دولت اسرائیل بعد از ظهر جمعه از طریق یک عامل نفوذی ایرانی از ورود حسن نصرالله، دبیرکل حزبالله لبنان به حومه بیروت مطلع شده بود.
طبق این گزارش، جنگندههای اسرائیل در کمین رسیدن نصرالله به مقر فرماندهی حزبالله بودند.
دوستان و دشمنان حسن نصرالله، دبیرکل پیشین حزبالله لبنان، بر سر هر چیز که با هم اختلاف داشته باشند، در یک مورد با یکدیگر کاملا همعقیدهاند: با کشته شدن نصرالله، چهره خاورمیانه عوض خواهد شد.
اما درست از همین نقطه به بعد، باز هم از یکدیگر فاصله میگیرند زیرا برای جمهوری اسلامی و دیگر دوستان نصرالله این «تغییر» یک معنا دارد و برای اسرائیل و دیگر دشمنان حزبالله معنایی یکسره متفاوت.
تفاوت این دو چشمانداز بینیاز از توضیح است، اما آنچه اکنون مهمتر است توانایی هر یک از طرفین برای حرکت به سوی این دورنماست.
نوشتن فصل جدید تاریخ خاورمیانه اما نه با کشتن حسن نصرالله که با حمله حماس به خاک اسرائیل در ۱۵ مهرماه ۱۴۰۲ (هفت اکتبر ۲۰۲۳) آغاز شد.
جمهوری اسلامی و گروههای نیابتیاش خیلی زود خود را پیروز این نبرد انگاشتند و بیان این امر از سوی اسرائیل را که حمله هفتم اکتبر «بدترین و بزرگترین کشتار یهودیان پس از هولوکاست در جنگ جهانی دوم بوده»، به حساب قدرت خود نوشتند.
احساس این پیروزی البته نیاز به احساسی دیگر هم داشت: بیتفاوتی کامل در قبال جان و زندگی و دار و ندار مردمی که نه تنها امکان ابراز مخالفت با سیاستهای حماس و حزبالله را ندارند، بلکه از آنها بهعنوان سپری انسان در رویارویی با ارتش اسرائیل سوءاستفاده میشود.
درواقع، جز خود حمله روز هفتم اکتبر، جمهوری اسلامی و گروههای نیابتیاش که خود را جبهه مقاومت میخوانند، دیگر نتوانستند هیچ ضربه کاری یا حتی قابلتوجهی به اسرائیل وارد کنند. بزرگترین اقدام این جبهه، شلیک بیش از ۳۰۰ پهپاد و موشک بالستیک و کروز از خاک ایران به اسرائیل بود؛ اقدامی فاقد ارزش نظامی که مخصوصا پس از عملیات تلافیجویانه اسرائیل، به روشنی فاصله تواناییهای نظامی و عملیاتی اسرائیل و جمهوری اسلامی را عیان ساخت.
در مقابل، عملیات اسرائیل فوقالعاده موثر بوده است. اسرائیل پیش از فرارسیدن سالگرد حمله هفتم اکتبر، نه تنها اسماعیل هنیه، رییس دفتر سیاسی حماس را در تهران و از او مهمتر، حسن نصرالله را همراه با عباس نیلفروشان، معاون عملیات سپاه پاسداران کشت، تیم رهبری هر دو گروه را تقریبا بهطور کامل نابود کرد و بخش بزرگی از نیروها و تاسیسات و انبارهای تسلیحاتی آنها را از بین برد، بلکه این اقدامات را به تحقیرآمیزترین شکل ممکن انجام داد.
ماهیت و ابعاد ضربات اخیر اسرائیل، بهویژه از زمان کشتن فواد شکر در بیروت و اسماعیل هنیه در تهران، اما خواب جمهوری اسلامی و گروههای نیابتیاش را آشفته است. هلالی که گمان میبردند در آستانه بدر کامل است، اکنون با چنان سرعتی تحلیل میرود که به هلال نازک و شکنندهای به نحیفی هلال ماه نو بیشتر شبیه است.
حکومتی که با تکیه بر ثروت ملی ایرانیان و تغذیه گروههای وابسته از سفره مردم ایران، سالها به رجز خواندن و تهدیدهای بیپایه و اساس خو کرده بود، در میدان و در مواجهه جدی تا آنجا پیش رفت که در مقابل چشم جهانیان، در پی کشته شدن و از بین رفتن مهمترین متحدان خود در منطقه، حتی نتوانست از حق خود برای تلافی و انتقام سخن بگوید.
رهبران جمهوری اسلامی، در باورهای خود توجیهاتی برای اتخاذ چنین رویکردی دارند که منافع ناشی از حکمرانی بر ایران و تصاحب و چپاول این ثروت بیکران نیز آنها را در پایبندی به این اصول مصممتر می|کند: اصالت حفظ امالقرا و نظام اسلامی اوجب واجبات است و بر هر چیز دیگر اولویت دارد.
حال و آینده خاورمیانه تغییر کرده است. دستکم در آیندهای قابل پیشبینی که چارچوب زمانی آن را میتوان تا استقرار رییسجمهوری جدید در کاخ سفید امتداد داد، این تغییر چنین رو و سویی خواهد داشت.
رهبران جمهوری اسلامی چندان دربند آبرو و حیثیت نیستند، در مقابل میکوشند در ازای این شکست حقارتبار، فشارها و سرکوبها را در داخل افزایش دهند و همزمان، نیروهای سرخورده نیابتی را که احساس میکنند جمهوری اسلامی به آنها خیانت کرده، با پرداخت پول و دادن وعدههایی کلی همچنان به خود وفادار نگه دارند.
اما آنچه تغییر کرده و جمهوری اسلامی در موقعیتی نیست که بتواند آن را مهار کند این است که اسرائیل به آنچه به دست آورده قانع نیست.
رهبران جمهوری اسلامی، و در راس آنان علی خامنهای و فرماندهان سپاه، معنای پیام اسرائیل را بهتر از هر کس دیگری درک کردهاند و بههمین دلیل، جای تعجبی ندارد که پس از کشته شدن حسن نصرالله ناگهان از خیر انتقام و پاسخ سخت و مجازات درمیگذرند و مقابله با اسرائیل را به حزبالله وامیگذارند.
واکنش اسرائیل، جای تردیدی باقی نگذاشته است که هر اقدامی، پاسخی تندتر را در پی خواهد داشت. جمهوری اسلامی نه در داخل از حمایتی برخوردار است و نه در صحنه جهانی متحدانی واقعی دارد که بخواهد با اتکا به آنها خود را با کشوری دراندازد که نشان داده از رگ گردن به مراکز حیاتی آن نزدیکتر است و نشان داده هر زمان اراده کند قادر است آنچه میخواهد انجام دهد.
چه بخواهیم و چه نخواهیم این مساله بهطور بنیادین با مقاومت جمهوری اسلامی در برابر خواست اکثریت ملت برای گذار از این نظام و استقرار یک نظام دموکراتیک گره خورده است.
شکست حقارتبار حکومتی که در همه زمینهها و از جمله مساله فلسطین در تقابل با اکثریت شهروندان ایرانی و با خیانت به امنیت و منافع ملی ایران و ایرانیان عمل کرده، میتواند فرصتی برای تقویت، انسجام و عمل جمعی اکثریت شهروندان ایران در مقابل جمهوری اسلامی باشد.
دریافتن لحظه فروریختن اقتدار، یا به سخن درستتر توهم اقتدار، میتواند موازنه قوا بین ملت ایران و حکومت جمهوری اسلامی را به سود ملت ایران تغییر دهد.
حمله هوایی ارتش اسرائیل به ضاحیه در حومه جنوبی بیروت و کشته شدن حسن نصرالله، دبیرکل حزبالله لبنان، واکنشهای فراوانی را در پی داشته است. در این حمله که روز جمعه ششم مهر انجام شد، تعدادی دیگر از اعضای برجسته حزبالله و دستکم یک فرمانده ارشد سپاه پاسداران از پا درآمدند.
علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، روز شنبه هفت مهر، در پیامی به مناسبت کشته شدن نصرالله، پنج روز عزای عمومی در ایران اعلام کرد.
خامنهای دبیرکل حزبالله را «پرچمدار برجسته جبهه مقاومت» و «شخصیتی باعظمت» در دنیای اسلام توصیف کرد و افزود راه او ادامه خواهد یافت.
وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی هم در بیانیهای، حمله اسرائیل به ضاحیه بیروت و کشته شدن نصرالله را «جنایت جنگی و تجاوز به تمامیت سرزمینی لبنان» خواند و آن را بهشدت محکوم کرد.
این وزارتخانه افزود «تبعات و پیامدهای این اقدام» متوجه اسرائیل و حامیان آن، بهویژه آمریکا، خواهد بود.
حسین سلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران، در بیانیهای تاکید کرد «حزبالله مقتدر و حماس غیرتمند» پیروز میدان نبرد با اسرائیل خواهند بود.
محمد باقری، رییس ستادکل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، هم گفت مرگ نصرالله «هیچ خدشهای در عزم و اراده رزمندگان مقاومت» در نبرد با اسرائیل وارد نخواهد کرد.
بنا بر اعلام رسانههای حکومتی در ایران، عباس نیلفروشان، معاون عملیات سپاه پاسداران، در عملیات اسرائیل در ضاحیه از پا درآمد. با این حال، مقامهای جمهوری اسلامی در پیامهای خود هیچ اشارهای به پاسخ یا واکنش احتمالی تهران به این رویداد نکردند.
وزارت امور خارجه روسیه در بیانیهای اقدام اسرائیل را در کشتن حسن نصرالله، دبیرکل حزبالله لبنان، بهشدت محکوم کرد.
روسیه هشدار داد: «این اقدام قهرآمیز پیامدهای بسیار وخیمتری برای لبنان و کل خاورمیانه خواهد داشت.»
لبنان، سوریه، عراق و یمن نیز به مناسبت کشته شدن نصرالله، سه روز عزای عمومی اعلام کردند.
با این حال، گزارشها حاکی از آن است که مردم در ایران، سوریه و لبنان شادمانی خود را از خبر کشته شدن نصرالله ابراز کردهاند.
تعدادی از مخاطبان ایراناینترنشنال با ارسال پیامهایی به این شبکه گفتند برای مرگ نصرالله شیرینی پخش کردهاند.
حمایت قاطع آمریکا از امنیت اسرائیل
جو بایدن، رییسجمهوری آمریکا، کشته شدن نصرالله در حمله اسرائیل را «اقدامی در جهت اجرای عدالت برای قربانیان بیشمارش» در اسرائیل، آمریکا و لبنان توصیف کرد.
او در بیانیهای گفت: «نصرالله و گروه تروریستی تحت رهبری او، حزبالله، مسئول کشتن صدها آمریکایی در طول چهار دهه حکومت ترور بودند.»
بایدن تاکید کرد به وزیر دفاع آمریکا دستور داده شده آرایش دفاعی نیروهای این کشور در خاورمیانه تقویت شود تا «خطر گسترش جنگ منطقهای» کاهش یابد.
کامالا هریس، معاون رییسجمهوری آمریکا، هم با انتشار بیانیهای نصرالله را «تروریست» خواند و گفت: «دستان او به خون آمریکاییها آلوده بود.»
او بر تعهد قاطع خود به امنیت اسرائیل تاکید کرد و افزود اسرائیل از حق دفاع از خود در برابر جمهوری اسلامی و گروههای مورد حمایت آن در منطقه از جمله حزبالله، حماس و حوثیها برخوردار است.
لوید آستین، وزیر دفاع آمریکا، با انتشار پستی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت روز جمعه ششم مهر دو بار با یوآو گالانت، همتای اسرائیلی خود، در خصوص تحولات لبنان گفتوگو کرده است.
او افزود واشینگتن «مصمم است مانع از سوءاستفاده ایران و شرکا و نیابتیهای مورد حمایت آن از وضعیت موجود» شود.
اعضای حماس ۱۵ مهر سال گذشته (هفتم اکتبر) با حمله به جنوب اسرائیل حدود هزار و ۲۰۰ نفر را کُشتند و بیش از ۲۵۰ تن را به گروگان گرفتند.
اسرائیل در واکنش به این تهاجم، عملیات نظامی گستردهای را در نوار غزه آغاز کرد. در سوی دیگر، گروههای مورد حمایت جمهوری اسلامی، از جمله حزبالله لبنان و حوثیهای یمن، در حمایت از حماس وارد این مناقشه شدند و درگیریهای شدید و مرگبار در طول ۱۱ ماه گذشته، منطقه را به بیثباتی کشانده است.
وزارت بهداشت لبنان روز هفتم مهر اعلام کرد از زمان تشدید حملات اسرائیل به خاک لبنان، هزار و ۳۰ تن در این کشور کشته شدهاند.
به گفته این وزارتخانه، در میان کشتهشدگان ۱۵۶ زن و ۸۷ کودک دیده میشوند.
رسانههای حکومتی در ایران روز شنبه، هفتم مهر، تایید کردند عباس نیلفروشان، معاون عملیات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در حمله روز گذشته ارتش اسرائیل به مقر فرماندهی حزبالله لبنان در ضاحیه در جنوب بیروت کشته شد.
هنوز آمار دقیقی از تعداد کشتهشدگان در حمله روز جمعه اسرائیل اعلام نشده است، اما گمان میرود علاوه بر حسن نصرالله، شماری از فرماندهان ارشد حزبالله نیز در این حمله جان باخته باشند.
ارتش اسرائیل از جمله اعلام کرده است که علی کرکی، از فرماندهان ارشد حزبالله هم در این حمله کشته شده است.
حسن خمینی در پیام خود در واکنش به کشته شدن نصرالله نوشت «جمعی از فرماندهان حزبالله و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» نیز در حمله اسرائیل «به شهادت رسیدهاند».
با توجه به اشاره حسن خمینی میتوان چنین استنباط کرد که شمار مقامهای کشتهشده سپاه در حمله اسرائیل احتمالا بیش از یک نفر است.
اما عباس نیلفروشان که بود و چه میراثی از او در ساحت سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی باقی مانده است؟
نیلفروشان و «جبهه مقاومت»
خبرگزاری دانشجو، وابسته به حکومت جمهوری اسلامی، روز هفتم مهر در گزارشی نیلفروشان را «یکی از فرماندهان برجسته و شناختهشده سپاه» و «یکی از استراتژیستهای نظامی جمهوری اسلامی» معرفی کرد که نقش قابل توجهی در «تقویت جبهه مقاومت در منطقه» داشته است.
خبرگزاری دانشجو با اشاره به نقش نیلفروشان در «برنامهریزیهای نظامی و دیپلماتیک» و ایجاد «هماهنگی بین نیروهای مقاومت در سراسر منطقه» نوشت او از «محبوبیت و احترام بالایی در میان نیروهای مقاومت» برخوردار بود.
جبهه مقاومت عنوانی است که مقامها و رسانههای جمهوری اسلامی از آن برای نامیدن گروههای مسلح مورد حمایت تهران در منطقه، نظیر حماس، جهاد اسلامی فلسطین، حزبالله، حشد شعبی و حوثیهای یمن استفاده میکنند.
نیلفروشان در سال ۱۳۴۵ در اصفهان متولد شد و پس از پیروزی انقلاب ۵۷ به بسیج و سپس به سپاه پاسداران پیوست.
او در طول جنگ ایران و عراق در «لشکر ۱۴ امام حسین» و «لشکر ۸ زرهی نجف» فعالیت میکرد.
در کارنامه نیلفروشان سمتهای دیگری از جمله معاونت عملیات نیروی زمینی سپاه، فرماندهی دانشکده فرماندهی و ستاد سپاه (دافوس)، جانشینی فرمانده کل سپاه در در قرارگاه امام حسین و معاونت اجرایی سپاه نیز دیده میشوند.
نیلفروشان که رسانههای حکومتی از او با درجه نظامی «سرتیپ» یاد میکنند، در تیرماه ۱۳۹۸ از سوی حسین سلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران، بهعنوان معاون عملیات این نهاد نظامی منصوب شد.
برخی رسانهها در ایران نیلفروشان را از چهرههای نزدیک به محمدرضا زاهدی، فرمانده پیشین نیروی قدس سپاه در سوریه و لبنان، معرفی کردهاند.
اسرائیل روز ۱۳ فروردین کنسولگری جمهوری اسلامی در دمشق را هدف قرار داد. در این حمله هفت عضو سپاه پاسداران، از جمله محمدرضا زاهدی و محمدهادی حاجی رحیمی، معاون او، کشته شدند.
بنا بر برخی گزارشها، نیلفروشان پس از کشته شدن زاهدی، «مسئولیت فرماندهی محور لبنان» را در سپاه پاسداران بر عهده گرفت.
نیلفروشان و اعتراضات مردمی ۱۴۰۱
نیلفروشان در اسفند ۱۴۰۱ معترضان به کشته شدن مهسا امینی را «اغتشاشگر» خواند و گفت تصمیم علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، برای «عفو» بازداشتشدگان خیزش انقلابی «پدرانه» بوده است.
آمریکا در آبان ۱۴۰۱ نیلفروشان و دو فرمانده دیگر سپاه با نامهای محمد کاظمی و احمد شفاهی را به دلیل «واکنشهای وحشیانهشان به اعتراضات در ایران» تحت تحریم قرار داد.
بر اساس بیانیه وزارت امور خارجه ایالات متحده، این افراد «مسئولیت مستقیمی در سرکوب اعتراضات مسالمتآمیز و دستگیری معترضان مسالمتجو، از جمله در استان سیستان و بلوچستان داشتهاند».
نام نیلفروشان همچنین در فهرست تحریمهای اتحادیه اروپا دیده میشود. او در بهمن ۱۴۰۱ به دلیل دست داشتن در سرکوب خیزش سراسری ایرانیان در این فهرست قرار گرفت.
نیلفروشان بهعنوان بلندگوی حاکمیت
مروری اجمالی بر اظهارات عمومی این فرمانده ارشد سپاه نشان میدهد او در قامت بلندگوی حاکمیت عمل و مواضع رهبر جمهوری اسلامی را تکرار میکرده است.
نیلفروشان در بهمن ۱۴۰۱ از «پیشرفت قابل ملاحظه» ایران «در حوزههای مختلف از جمله زیرساختها، جاده و ریلگذاری و پزشکی» ستایش کرد و افزود: «دستاوردهای انقلاب اسلامی با دوره پهلوی قابل مقایسه نیست.»
او در خرداد ۱۴۰۲ با تکرار سخنان مقامهای حکومت ایران علیه غرب گفت: «به غربیها هشدار میدهیم تجربههای گذشته را تکرار نکنید ... کاری نکنید که چکمههای دهه شصتمان را دوباره به پاهایمان کنیم وگرنه دوباره مجبور به التماس میشوید.»
نیلفروشان در خرداد سال گذشته هم غرب را به تلاش برای «اغوای مسلمین» از طریق «زیباسازی مظاهر تمدن غرب و لیبرال دموکراسی» متهم کرد و گفت: «امروز ما در بهترین وضعیت خود قرار داریم و آمریکا در حال فروپاشی است.»
معاون عملیات سپاه پیشتر در واکنش به قرار گرفتن نام خود در فهرست تحریمهای بینالمللی به طعنه گفته بود عواید حاصل از این تحریمها قرار است «بابت تهیه لوازم شنا برای فرار» مقامهای اسرائیلی هزینه شود.
اسرائیل اما نه با لوازم شنا، که با بمبهای سنگرشکن به سراغ عوامل حزبالله و جمهوری اسلامی در ضاحیه رفت.
نیلفروشان در حمله اسرائیل به جلسه نصرالله با فرماندهان حزب الله و سپاه پاسداران کشته شد. علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، روز شنبه هفتم مهر، در بیانیهای درباره کشته شدن نصرالله گفت که او در این جلسه مشغول طراحی عملیات نظامی برای «دفاع از مردم بیپناه ضاحیه بیروت و خانههای ویرانشده و عزیزان پرپرشده آنان بود».
حسن نصرالله، رهبر ۶۴ ساله حزبالله لبنان ششم مهر ۱۴۰۳در بیروت کشته شد. ۴۲ سال پس از آنکه در ۲۱ سالگی نماینده روحالله خمینی در لبنان شد و ۳۳ سال پس از آنکه با حمایت جمهوری اسلامی به دبیرکلی حزبالله لبنان رسید. داستان زندگی نصرالله چطور به جمهوری اسلامی گره خورد؟
حسن نصرالله نهم شهریور ۱۳۳۹ در لبنان متولد شد. پدرش میوه فروش بود و او فرزند بزرگ خانوادهای ۱۱ نفره بود. تولد و کودکی او با درگیریهای اسرائیل و لبنان همراه بود. سال ۱۳۵۳، موسی صدر و مصطفی چمران، دو ایرانی هوادار خمینی در لبنان جنبش «امل» را بهراه انداختند، نصرالله در سال ۱۳۵۴ و در ۱۵ سالگی به این جریان پیوست.
کودکی حسن نصرالله
در ۱۶ سالگی با توصیه نامه محمد غروی که مسجد صور را به نمایندگی از موسی صدر اداره میکرد به عراق رفت. در نجف، عباس موسوی مسئول معرفی طلبههای جدید بود و از همینجا آشنایی نصرالله و موسوی آغاز شد. موسوی برای نصرالله ۱۶ ساله کمی پول و محل اقامت در نجف فراهم کرد و آموزش او را هم بر عهده گرفت.
در سال ۱۳۵۷، همزمان با انقلاب ایران، نصرالله تحصیلات مقدماتی حوزوی خود در نجف را به پایان رساند. این زمان مصادف با فشار حکومت صدام به روحانیون شیعه بود. نصرالله از نجف به بعلبک لبنان بازگشت.
نصرالله به همراه پسرش «هادی»، او مهرماه سال ۱۳۷۵ در درگیری با اسرائیل، وقتی ۱۸ ساله بود، کشته شد
نصرالله سال ۱۳۵۷ با فاطمه یاسین ازدواج کرد. آنها صاحب چهار فرزند شدند. پسر بزرگ نصرالله به نام هادی نصرالله مهرماه سال ۱۳۵۷ در درگیری با نیروهای اسرائیلی کشته شد. در زمان مرگ هادی نصرالله ۱۸ ساله بود. سه فرزند دیگر او محمدجواد، زینب و محمدعلی نام داشتند. از بین سه فرزند باقیمانده، مرگ زینب نصرالله همراه با پدرش تایید شده است.
از راست به چپ: عباس موسوی، عماد مغنیه، حسن نصرالله
با پیروزی انقلاب سال ۱۳۵۷، در سال ۱۳۶۰ نصرالله به دیدار خمینی رفت. خمینی به او اجازه در امور حسبیه و شرعیه داد. در این تاریخ نصرالله فقط ۲۱ سال داشت.
سال ۱۳۶۳ و در میانه جنگ ایران و عراق، با حمایت جمهوری اسلامی حزبالله لبنان تشکیل شد. دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی از همان زمان این گروه را به عنوان گروهی متاثر از «انقلاب اسلامی» سال ۱۳۵۷ در لبنان معرفی میکرد.
نصرالله هم از همان ابتدا به عضویت حزبالله لبنان درآمد. او سال ۱۳۶۸، حدودا همزمان با آغاز رهبری علی خامنهای در ایران، به ایران رفت و در حوزه علمیه قم به تحصیل پرداخت.
صبحی طفیلی عمامه سفید، حسن نصرالله عمامه مشکی
از زمان تاسیس حزب الله تا سال ۱۳۷۰، صبحی طفیلی دبیرکل حزبالله لبنان بود. شورای اجرایی حزبالله لبنان، سال ۱۳۷۰ با برکناری او، عباس موسوی، استاد قدیمی نصرالله را جایگزین او کرد.
موسوی کمتر از یکسال دبیرکل حزبالله لبنان بود. بهمنماه ۱۳۷۰ در حمله هلیکوپترهای اسرائیلی کشته شد. جای او را حسن نصرالله ۳۱ ساله در لبنان گرفت.
نصرالله بلافاصله پس از انتصاب به عنوان دبیرکل حزبالله ۱۲ اسفند ۱۳۷۰ راهی تهران شد و با علیاکبر ولایتی، وزیر امورخارجه وقت جمهوری اسلامی دیدار کرد. در این دیدار ولایتی تاکید کرد که روابط جمهوری اسلامی و حزبالله لبنان برادرانه است و ادامه خواهد داشت.
اولین سفر نصرالله به ایران کمی پس از انتخاب به عنوان دبیرکل حزبالله لبنان- ۱۲ اسفند ۱۳۷۰
نصرالله در ابتدای کار خود به عنوان دبیرکل حزبالله، توانست این گروه را به عنوان گروهی سیاسی وارد عرصه کند. پس از شرکت حزب الله در انتخابات او در سفری به تهران به دیدار خامنهای رفت و در آن دیدار گزارشی از فعالیتهای سیاسی خود در لبنان به رهبر تازهکار جمهوری اسلامی ارائه داد. خامنهای با تمجید از موفقیت سیاسی او، خواهان حمایت بیشتر از حزبالله لبنان شد.
سفر نصرالله به تهران ، ۱۳ مهر ۱۳۷۱، و دیدار با علی خامنهای در کنار علی اکبر ولایتی
سفرهای نصرالله به تهران همچنان ادامه داشت. با پیروزی اصلاحطلبان در انتخابات سال ۱۳۷۶، روابط جمهوری اسلامی با حزبالله لبنان همچنان مستحکم ادامه یافت. مهرماه ۱۳۷۶، چندماه پس از آغاز ریاست جمهوری محمد خاتمی، نصرالله از اولین مهمانان خارجی خاتمی بود. در دیدار ۲۱ مهر ۱۳۷۶، خاتمی با ابراز تسلیت به مناسبت مرگ هادی نصرالله، فرزند ارشد حسن نصرالله، با تاکید بر حمایت همه جانبه جمهوری اسلامی از حزب الله لبنان، آن را مظهر مقاومت نامید.
دیدار محمد خاتمی با حسن نصرالله، ۲۱ مهر ۱۳۷۶
۱۷ تیر ۱۳۷۹ نصرالله باز به تهران آمد. در این سفر او یک برنامه جانبی هم داشت؛ به دعوت مصطفی معین، وزیر وقت علوم دولت اصلاحات، به دانشگاه تربیت مدرس رفت. در این مراسم مصطفی معین با اشاره به اینکه «هیچکدام از ما شعار امروز ایران، فردا فلسطین در طلیعه پیروزی انقلاب اسلامی در متن گستردهترین تظاهرات مردمی را فراموش نکردیم» گفت: «تشکیل جنبش حزب الله لبنان، استمرار مبارزات فلسطینیان و حرکت انتفاضه در درون سرزمینهای اشغالی بود»
معین با تقدیم عضویت افتخاری هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس به نصرالله گفت: «افتخار نظام آموزش عالی کشور ماست که نخستین دکترای افتخاری خود را به آقای نلسون ماندلا اعطا و امروز هم جناب سیدحسن نصرالله را به عضویت افتخاری این دانشگاه نائل کند.»
تقدیم عضویت افتخاری دانشگاه تربیت مدرس توسط مصطفی معین به حسن نصرالله، ۱۷ تیر ۱۳۷۹
روابط نصرالله و جمهوری اسلامی در دوره ریاست جمهوری محمود احمدینژاد مثل گذشته گرم و صمیمی بود. سال ۱۳۸۳، سال مهمی برای نصرالله بود. با ترور رفیق حریری، نخستوزیر وقت لبنان انگشت اتهام به سمت حزبالله نشانه رفته بود.
از آنجا که رفیق حریری تلاشهایی برای محدود کردن قدرت سیاسی و نظامی این گروه انجام داده بود، ترور او هم به این گروه نسبت داده شد.
با اینحال حزبالله توانست در انتخابات پارلمانی دوباره موفق باشد. پس از این پیروزی، در مرداد ۱۳۸۴، به ایران آمد. همزمان با لبنان در ایران هم دولت تغییر کرده بود. احمدینژاد رییس جمهوری با مواضع بسیار تند علیه اسرائیل به قدرت رسیده بود.
آخرین سفر رسمی نصرالله به ایران، مرداد ۱۳۸۴
نصرالله ضمن دیدار با احمدینژاد با خامنهای هم دیدار کرد. این آخرین سفر رسمی نصرالله به تهران بود. یکبار هم در سال ۱۴۰۰، خبرهایی از سفر مخفیانه او به تهران منتشر شد. با این حال هرگز این سفر تایید نشد.
اظهارات درباره جمهوری اسلامی و اعتراضات ایران
پس از آنکه نصرالله حضور در انظار عمومی را متوقف کرد، از طریق سخنرانیهای ویدیویی به بیان رویکرد حزبالله پرداخت.
در ایران چیزی به نام تمدن پارسی نیست- سال ۱۳۸۹، یکسال پس از آغاز جریان اعتراضی در ایران با عنوان جنبش سبز، که یکی از شعارهای آن «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» بود، ویدیوهایی از نصرالله منتشر شد.
ویدیوهایی که تاریخ آن مربوط به سال ۱۳۸۸ بود. در یکی از آنها نصرالله با اشاره به ایدئولوژی مذهبی جمهوری اسلامی گفت: «در ایران امروز چیزی به نام پارسی سازی یا تمدن پارسی پیدا نمیشود. آنچه در ایران هست تمدن اسلامی است. آنچه در ایران هست دین محمد عرب هاشمی مکی قریشی تهامی مضری است.»
خواهر، پدر و مادر حسن نصرالله
نصرالله در ادامه به تمجید از رهبران جمهوری اسلامی پرداخت و گفت: «بنیانگذار جمهوری اسلامی پدر در پدر عرب بوده و فرزند پیامبر خدا محمد است که درود خداوند بر او و خاندانش باد. امروز رهبر در جمهوری اسلامی، امام سید خامنه ای قریشی هاشمی، فرزند پیامبر خدا و فرزند علی بن ابی طالب و فاطمه زهراست که عرب بودند. شاید منظور ایران باشد.»
واکنش به جنبش سبز- در ویدیوی دوم، او با اشاره به اعتراضات پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ گفت: «بعضیها رویای پایان انقلاب اسلامی و سرنگونی نظام جمهوری اسلامی را در ایران در سر پروراندند اما این رؤیاها سراب است. این ایرانی که خیلی ها در دنیا رخدادهای اخیرش را بزرگنمایی کردند، من تاکید میکنم که این ایران، نظام و حکومت و مردم و نخبگانش به برکت وجود رهبری حکیم، شجاع، رحیم، مدیر و مدبر، رهبری تاریخی که جناب امام سید خامنهای (که سایه اش پاینده باد) است.»
تامین بودجه از ایران- در یک سخنرانی نصرالله در تیرماه ۱۳۹۵ در اوج تلاشهای دولت حسن روحانی برای برقراری مجدد ارتباط با غرب، نصرالله به تامین مالی از سوی جمهوری اسلامی اشاره و گفت: «بودجه و هزینه و خرج و خورد و خوراک و سلاح و موشکهای حزب الله از جمهوری اسلامی میرسد.»
او ادامه داد: «تا زمانی که ایران پول داشته باشد، یعنی ما پول داریم.» این سخنان نصرالله در آن زمان برای دولت روحانی دردسرهایی ایجاد کرد.
درباره مهسا امینی- حدودا دو هفته پس از قتل حکومتی مهسا امینی، نصرالله در یک سخنرانی در تاریخ نهم مهر ۱۴۰۱ به اعتراضات واکنش نشان داد. او گفت: «به دلیل مرگ مبهم خانم مهسا امینی، کشورهای غربی غوغا به راه نداختهاند، در حالی که تهران تاکید کرده است که بدون هیچ سوگیری تحقیقات در این باره را به سرانجام خواهد رساند.»
نصرالله با اشاره به انفجار یک مرکز آموزشی شیعیان در افغانستان گفت: «بیش از ۵۰ بیگناه شهید شدند، اما کوچکترین صدایی از کسی در نیامد، ولی در خصوص فوت خانم مهسا امینی، این حادثه به شکل وسیعی مورد سوءاستفاده قرار گرفته است.»
نصرالله خطاب به «دوستداران جمهوری اسلامی» هم گفت: «غمگین نباشد، حاکم حقیقی ایران امام مهدی است است و این حکومت قویتر و راسختر از هر زمان گذشته است، در گذشته نیز حوادثی دشوارتر از این روزها در ایران روی داده است. ایرانی کشوری نیرومندی است و به حکمت رهبر و مردم مخلصش هرگز امکان غلبه بر آن وجود ندارد.»
شماری از داوطلبان آزمون استخدامی آموزش و پرورش با گزینشهای دهه شصتی و با کد ۱۹ از حضور در مدارس جا ماندهاند. شرکت نکردن در انتخابات، نماز جمعه و راهپیماییها، پوشیدن شلوار لی، تسلط نداشتن بر معنای قرآن و گذاشتن کامنت در فضای مجازی، برخی دلایل رد شدنشان در گزینش عنوان شده است.
روزنامه اعتماد، روز هفتم مهرماه در گزارشی با بیان اینکه هنوز هیچ مرجع رسمی آمار ردصلاحیت داوطلبان آزمون استخدامی آموزش و پرورش که ذیل کد ۱۹ قرار گرفته را اعلام نکرده، نوشت تعداد کسانی که براساس گزینشهای دهه شصتی از حضور در مدارس جا ماندهاند، بالاست.
این گزارش با با اشاره به شکلگیری گروههای مجازی متقاضیان رد شده نوشت: «یکی از گروههای مجازی که در این باره شکل گرفته، حدود هزار و ۸۰۰ عضو دارد و البته چندی قبل هم یکی از نمایندگان مجلس از قول وزیر آموزش و پرورش برای پذیرفته شدن پنج هزار نفر از ردشدگان خبر داد. بنابراین آمار هشت هزار نفری عبدالرضا داوری در توییتر، خیلی هم دور از انتظار نیست.»
طبق این گزارش، در دو هفته گذشته بیش از ۲۰ نفر از داوطلبان آزمون آموزش و پرورش که با گزینشهای دهه شصتی از ورود به مدارس جا ماندهاند در تماس با اعتماد، خواستار پیگیری وضعیت و تعیین تکلیفشان شدند.
روز سوم مهرماه امسال، یکی از داوطلبان آزمون استخدامی آموزش و پرورش به سایت «دیدهبان ایران» گفت که بهخاطر اینکه در یک عکس با تیشرت آستین کوتاه بوده، توبیخ شده است.
یک داوطلب دیگر نیز گفته بود مسئول گزینش به او گفته «اقرار کن که در سال ۱۴۰۱، چه استوریهایی را در اینستاگرام منتشر کردهای؟»
علیرضا کاظمی، وزیر آموزش و پرورش دولت پزشکیان، روز ۱۹ شهریور امسال گفت باید در روند جذب معلمان و مدیران مدارس «حساسیت» نشان داد و «تمام معلمان از شناسنامه دقیق علمی و اخلاقی برخودار باشند».
دلایل رد شدن در گزینش
اعتماد در گزارش روز هفتم مهرماه خود با اشاره به اینکه ایجاد محدودیت در مدارس و افزایش بار سیاستهای رسمی، فضای حاکم بر جامعه در دهه ۶۰ را به ارمغان خواهد آورد، برخی از دلایل رد صلاحیت داوطلبان آزمون استخدامی آموزش و پرورش با عنوان رد شدن «ذیل کد ۱۹» را اعلام کرد.
یکی از داوطلبان رد صلاحیت شده در استان خراسان رضوی، گزینشها را ظلم آشکار در حق داوطلبین دانست و از «پوشیدن شلوار لی در جلسه آزمون کتبی، عدم شرکت در انتخابات ۱۴۰۰، عدم شرکت در نماز جمعه، عدم تسلط کافی به معنای قرآن» به عنوان دلایل رد صلاحیت خود نام برد.
حضور کمرنگ در اجتماعات (راهپیماییها)، نوشتن یک کامنت در فضای مجازی، قضای نماز، اشتباه وضو گرفتن، جا انداختن تشهد، نداشتن چادر، پیدا بودن ریشه مو در عکس کارت ملی، داشتن نماز قضا، داشتن تتوی ابرو، حضور کمرنگ در نماز جمعه به ویژه برای بانوان بچهدار، ریش پروفسوری در عکس کارت ملی، بستن کراوات در عکس پروفایل، احساس گزینشگر مبنی بر داشتن رژ لب در روز گزینش، نپوشیدن چادر در کوه، داشتن ناخنکاشت، عدم پاسخ صحیح به چند سوال احکام، بررسی چتهای خصوصی در فضای مجازی، عکس پروفایل چندین سال قبل و عدم صداقت، برخی دیگر از دلایل رد صلاحیت متقاضیان عنوان شده است.
این اولین بار نیست که گزارشهایی درباره تلاش جمهوری اسلامی برای رد صلاحیت متقاضیان استخدامی در آموزش و پرورش منتشر میشود.
در دیماه سال گذشته نیز شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان گزارش داد که در آزمونهای استخدامی آموزش و پرورش جمهوری اسلامی در سال ۱۴۰۲ حدود سه تا شش هزار داوطلب به دلایل سیاسی و مذهبی در گزینش رد شدند.
در این گزارش آمده بود که آنها با درج کد ۱۹ در پرونده که شامل «نخواندن نماز، حضور کمرنگ در نمازهای جماعت و جمعه و راهپیماییهای حکومتی، حضور کمرنگ یا عدم حضور در انتخابات، اظهارنظر سیاسی در فضای مجازی، تن ندادن به حجاب اجباری مورد نظر حکومت و عمل نکردن به احکام مذهبی» میشد، رد گزینش شدند.
داوطلب دیگری از فارغالتحصیلان دانشگاه فردوسی و تبریز که جزو استعدادهای درخشان است، درباره روند جلسه گزینش خود به اعتماد گفت: «سختترین سوالات احکام و سیاسی را از من پرسید. بعد هم درباره علت کد خوردن من گفتند که گفتی در مسافرت و روی کوه زمانی که با بچه هستی چادر نداری پس نمره حجاب برتر نیاوردی یا نماز جمعه کم شرکت میکنی. همچنین با من دعوا کرد که چرا در مدرسه پسرانه کلاس اول، چادر سر نکردی.»
طبق گزارش اعتماد، یک روحانی نیز به دلیل اینکه در روز گزینش بدون لباس روحانیت به جلسه گزینش رفته، کد خورده و رد صلاحیت شده است.
کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان، روز ۱۵ شهریور امسال خبر داد که در دولت ابراهیم رئیسی به دلیل تاثیرات گزینشی جدید، بهویژه عضویت در بسیج، تعداد افرادی که با نمرات علمی پایین در آزمونهای معلمی و دانشگاه فرهنگیان پذیرفته شدند افزایش یافته است.
تاکید گزینش باید بر صلاحیت علمی باشد
محمد رضا نیکنژاد، کارشناس آموزش و پرورش است که تجربه گزینشهای دهه شصتی را در سال ۷۰ تا ۶۹ داشته به اعتماد گفت: «آن گزینشهای سفت و سخت اوایل انقلاب- که شاید به خاطر شرایط خاص آن زمان کمی قابل درک بود- اگرچه در این سهدهه از بین نرفته و کمرنگ شده بود اما در دولت سیزدهم شدت زیادی پیدا کرد.»
نیکنژاد با اشاره به اینکه در این دوره حتی احکام سنگینی که به معلمها داده شد هم بیسابقه بود و برخورد با فرهنگیانی که در تجمعات شرکت کردند و اعتراض داشتند هم شدید بود، گفت که در گذشته اگر کد ۱۹ وجود داشت باید به سمت حرفهایتر شدن معلم میرفت اما در دولت سیزدهم مسائل عجیبی مطرح شد و پروفایل دانشجومعلمها را هم چک میکنند.
داوطلبان آزمون استخدامی آموزش و پرورش طی چهار ماهه گذشته کارزارهایی برای رفع کد ۱۹ آزمون استخدامی آموزگاری آموزش و پرورش و تعیین تکلیف در این باره در «کارزار نت» به راه انداختهاند.
اعمال فشار و تلاش حکومت برای سرکوب معلمان و فعالان صنفی در دهههای گذشته سابقه داشته اما در سالهای گذشته و به ویژه پس از اعتراضات سراسری «زن، زندگی، آزادی» شمار زیادی از معلمان احضار، بازداشت و با احکام سنگین حبس مواجه شدهاند.
از پاییز ۱۴۰۱ تا کنون دهها معلم به دلیل فعالیتهای صنفی و همراهی با خیزش انقلابی، با حکم هیات رسیدگی به تخلفات اداری وزارت آموزش و پرورش از کار تعلیق یا به صورت دائمی اخراج شدند.
جمهوری اسلامی در سالهای گذشته تلاش کرده با استخدام طلبههای حوزههای علمیه، نیروهای حکومتی را وارد بدنه آموزش و پرورش کند.